سه شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۲ - سا ل يازدهم - شماره ۳۰۲۳ - April . 15, 2003
موسيقي
Front Page

گفت وگو با بابك مشيري درباره اثر تازه اش «لبريز»
موسيقي اعتراض
بابك مشيري در خانواده اي به دنيا آمد كه فرهنگ وهنر در آن بروز و ظهوري جدي داشت. پدر وي، زنده ياد فريدون مشيري، كه خود شاعر پرآوازه اي بود، تأثيري مهم در نگاه بابك به هنر و به ويژه شعر و موسيقي داشت. تازه ترين كار بابك مشيري كه در نواختن پيانو دستي چيره دارد، آلبوم «لبريز» است كه به همين بهانه با وي به گفت وگو نشستيم كه مي خوانيد.
009495.jpg
* موسيقي راك با اين شيوه ايراني و شعر فارسي كه شما اجرا كرديد چه خصوصيتي دارد كه آن را براي كار اولتان انتخاب كرده ايد؟
- البته اين كار، موسيقي راك با شيوه ايراني
نمي توان گفت، من از سبكي با يك سابقه نسبتاً طولاني ۳۰ ، ۴۰ ساله كه در جهان موسيقي هست كمك گرفته ام. اين موسيقي كه حرفهاي زيادي را مطرح كرده و سير تكاملي ومحبوبيتي خاص براي خود پيدا كرده، شيوه آهنگسازي و نوازندگي در آن به شكلي داراي زيبايي شناسي و سنگيني خاص خودش است و پشتوانه فرهنگي قوي و باارزشي كه دارد سبكي است كه من سالهاست به آن علاقه مند هستم و بسياري از مفاهيم آنها داراي ارزش هايي انكارناپذير است و از سالهايي كه آهنگسازي را شروع كردم زمينه گفتاري اين سبك برايم ملموس تر و گويا است و اين اشعار در همين قالب ها برايم شكل گرفته اند و فكر مي كنم اگر به موسيقي دروني شعر دقت بيشتري كنيم و با تعمق گوش كنيم اين موسيقي را دور از اين اشعار نمي بينيم.
* چه ويژگي هايي در اين موسيقي هست يعني وقتي كه كار به اين سبك انجام مي شود در بيان احساسات چه امتيازاتي به شما مي دهد؟
-به نظر من موسيقي راك داراي سادگي هايي است كه از نظر سازهاي موجود در يك قطعه حرفها و جمله هايي كه مي شنويم بيان حال موضوع است و خيلي به دنبال چيزهاي تزئيني در اين موسيقي نبايد گشت.
شايد يكي از تفاوت هاي آن با موسيقي پاپ در همين است كه براي زيباتر شدن كار مثلاً از تعداد سازهاي بيشتري كمك نگرفته است. يكي از مشخصه هاي اين موسيقي تعداد ۴ يا ۵ ساز اصلي آن است و البته آهنگسازي هم كه جاي خود دارد و با شيوه خاصي از نظر ريتم هاي ممتد، تكرارها، تأكيد ها و سرعت هايي براي بيان مطلب مطرح مي شود
* اين مقتضيات زمان- شرايط تكنولوژيك صنعت- تجارت- زندگي پرازدحام و پراضطراب جامعه مدرن در اين موسيقي چقدر نمود دارد.
- ريشه هاي اصلي شكل گيري اين موسيقي دقيقاً در همين نكات است و خطي كه اين موسيقي راك و متال در جهان طي كرده است و به همين دليل هم محبوبيت فوق العاده اي دارد در همين است كه چشم را نمي بندد و به عمق و ريشه هاي مسائل اجتماعي مي نگردو نياز به گفتن حرفهايي كه ازته دل مي خواهد فرياد شود.
و نزديكي كه من در خواندن اين اشعار با اين موسيقي حس كرده ام به همين دليل است و فريادهايي كه در اين اشعار وجود دارد را با اين موسيقي نشان داده ام.
* اين حرفهايي كه از ته دل مي خواهد گفته شود، آيا منظور اعتراض به اين جامعه است كه همه چيز را در تكنولوژي و اين سوداگري خلاصه كرده و آيا موسيقي راك در ذات خودش يك انتقادي نسبت به وضعيت جامعه دارد؟
- بله اين مطلبي است كه در سير تكامل اين موسيقي در جهان وجود داشته و در كشورهاي جهان سوم وقتي كه آن تكنولوژي به شكل عاريتي و بدون سير تكامل لازم وجود دارد و مصرف گرايي و خريدار دنياي ماشيني بودن به شكلي كه فقط جنبه هاي تجاري همه چيز را و همه ارزش ها را خرد كند بسيار دردناك تر است.
* قابليت هاي اين نوع موسيقي كه در لبريز به آن شكل كار كرديد چيست اين چه جور امتيازاتي را براي بيان حالي كه مي خواهيد بگوئيد ايجاد مي كند؟
- بشر امروزي كه در ازدحام آهن و سيمان و دود، تجارت و تكنولوژي له شده موسيقي اين امكان را ايجاد كرده كه فرياد و صداي خود را به گوش اين بشر برساند چرا كه اين موسيقي با آن حرفهاي سست و كاهلانه اي كه بعضي از موسيقي هاي رخوت انگيز و رخوت گرا با آن حرف مي زنند فاصله دارد. اين موسيقي جايي براي بستن چشم و جايي براي تن دادن به اين زندگي ماشيني نمي گذارد و اعتراضي است عليه زندگي ماشيني، اعتراضي است عليه فراموش كردن طبيعت، اين موسيقي مي خواهد انسان ها را با طبيعت آشتي بدهد. انسان ها را به ذات خودشان به آن پاكي كه با طبيعت و دنياي اطراف خودشان داشتند برگرداند. موسيقي راك براي همين فرياد مي زند و براي همين رفتار خلاف آمد عادت از خودش نشان مي دهد كه آدمها را در حقيقت به نوعي تكان بدهد. اگر در اين موسيقي فريادي هست براي اين است كه در دنيايي كه همه مي خواهند زمزمه خواب در گوش آدمها بخوانند اين موسيقي مي خواهد اينها را بيدار كند و به نوعي مردم را از غفلت برهاند و اين خط آگاهي دهنده اين موسيقي است.
به اين موسيقي به خاطر صداي فاز گيتار و يا افكت هاي ديستورشن نمي توان موسيقي راك يا متال گفت. انديشه و ذاتي كه در اين سبك وجود دارد و از جنبه هاي زيادي به عرفان و اخلاق گرايي نزديك است اين موسيقي را مي سازد و اين حركت را در يك قطعه آرام موسيقي راك مي توان حس كرد.
* ما تاكنون عادت داشته ايم كه شعرهاي فريدون مشيري را با موسيقي اصيل و سنتي بشنويم- چه ظرفيت هايي در اين شعرها بود كه اينها در سبك راك هم جواب داده است؟
- به نظر من فريدون مشيري در يك سبك خاص و يك تم خاص شعر نگفته، اگرچه در همه اشعار نوعي جهان بيني انسان دوستي و يك ديد مسئول نسبت به دنياي اطراف وجود دارد. اين اشعار در مضامين گوناگون و رنگ ها تصاوير متفاتي سروده شده است و فكر مي كنم دليلي براي اين كه همه اين اشعار را با يك نوع موسيقي بشنويم وجود ندارد.
بسياري از اين اشعار در دستگاه هاي موسيقي اصيل خوانده شده است و بسيار باارزش است و يا خيلي از غزل هاي قديمي را كه بعضي آهنگسازهاي جديد در موسيقي پاپ كار كرده اند و آنها را مي خوانند و من با انتخاب هايي كه از اين اشعار داشتم و براي اين سبك، آنهايي است كه جا دارد با اين فريادها بيان شود و مثلاً به نظر من شعر سبكباران ساحل ها در دستگاه موسيقي ايراني و با سازهايي مثل تار و سه تار و... اين تأثير و گويايي را ندارد و بسياري از اين شعرها را در اين سبك بهتر مي توان نشان داد. در حقيقت اين كه فريدون مشيري در چه فضايي اين شعرها را سروده يك موضوع است و اين كه الان ما در اين دوره خودمان و در امروزي كه ما زندگي  مي كنيم و يك شيوه بياني را انتخاب كنيم موضوع ديگري است. به قول حافظ كه مي گويد:
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر
يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند
اين موضوعي است كه هزار سال پيش بوده الان هم هست. حرف عشق و طبيعت در هر قالبي كه بيان شود بايد گويا باشد و بايد بتوان با آن ارتباط برقرار كرد و اگر در اين بيان موفق باشد تكرار حرف عشق و طبيعت است و خوش است- من صداي امروز را اين گونه مي شنوم.
* در آلبوم لبريز كساني كه با نظر تخصصي در آن عميق شده اند آن را كاري يك دست و داراي سبك مي دانند و ملودي هاي آن را تأكيدي براي مضامين اشعار مي بينند، خود شما در جهت اين بيدار كردن و در حقيقت تنبيه دادن فكر مي كنيد موفق بوده ايد؟
- به طور كلي شايد موفق بودن هم در شرايط حاضر با معيارهايي مثل فروش سنجيده شود ولي كار فرهنگي زمان خود را لازم دارد و اين كه چگونه و با چه روي بتوان آن را معرفي كرد.
نكته ديگر عادت هاي شنيدن موسيقي است كه آيا آن را زمزمه اي در كنار همه كارهاي ديگر و همزمان با صحبت كردن و تفريح گوش بكنيم يا اينكه بخواهيم در موسيقي عميق شويم و به معاني آن پي ببريم. اگر در مضامين قطعات دقت كنيم. مثلاً در قطعه سلام دريا در توصيفي از انساني كه در كنار دريا با يك مظهر پاكي، يك مظهر زيبايي و خالص طبيعت و اين بخشنده و هميشه والا مثل يك مادر به گفتگو مي نشيند و با او از شرايط موجود سخن مي گويد و از او مي پرسد كه چه حرف تازه اي براي گفتن دارد و خود دوباره انگار حالا سؤال هاي دريا را از خودش باز مي شنود كه از او مي پرسد. چرا خموشي؟ هجوم غم را نمي خروشي؟ جدار شب را نمي خراشي؟ چرا بدي را شدي پذيرا؟ و به دريا جواب مي دهد كه چگونه مي توان اين شب سياه را مانند سنگي عظيم و خارا به زور ناخن خراش بدهد و با پاي بسته و اين نيروي تحليل رفته اين تن تنها چگونه مي تواند با سپاه غم درافتد، و در اين گفتگو با دريا با اين مادر، مثل كودكي از ناتواني اش و تمام تلاش خود سخن مي گويد. يا در قطعه صدف- از تلاشي و دويدني كه هميشه از آغاز در راه ساختن انجام مي دهي و آن را در مثالي به دريايي كه براي ساختن گوهري در حركت و تلاطم و تلاش است تشبيه مي كند. «فرونشستن، برخاستن، درافتادن، دوباره جوشيدن، دوباره كوشيدن» «تن از كشاكش گرداب ها به در بردن. هزار مرتبه با سر به سنگ غلطيدن» تا بالاخره. «در آن صدف كه تو جان خواني اش گهر گشتن» و با دلي چون خورشيد دنيا را غرق نور بگرداني- و اين پيام والا كه براي اين دريا دلي و پيوستن به اين بيكران و اين گهر ساختن مي تواني با اين درياي وجود آشنا شوي و اميد فردايت را از دست ندهي-!
مانند اين قطعات در تمام قسمت هاي آلبوم نوعي سررفتن و لبريز شدن را در هر موضوعي كه شعر و موسيقي بيان مي كند مي توان حس كرد. فقط كافي است كه عميقاً به آن گوش كنيم.
* موضوع ديگري كه هست. بعداز اينكه نوار شما منتشر شد، البته با توزيع بدي كه داشت بعضي نتوانستند اين نوار را پيدا كنند. اما در سري جديدي كه چاپ شده است باز دوباره گستردگي آن توسعه بيشتري پيدا مي كند افرادي كه با شما برخورد داشتند چگونه واكنش داشتند.
- البته من هم مي توانم بگويم كه در هفته اول، ۵ هزار تا نوار و CD فروخته ام، ولي مسئله اين نيست موضوع اصلي شكل معرفي يك كار فرهنگي است كه براي اين معرفي و براي بزرگان ادب يك مملكت و كاري كه در جهت آشنايي با انديشه آنها مي شود به چه صورت بايد باشد و ما ممكن است كه خيلي علاقه مند داشته باشيم و بسياري از اشخاص بخواهند با چنين مجموعه اي ارتباط برقرار كنند ولي شايد فرصتي پيدا نمي كنند و تبليغات اكثراً در جهت تجارت و سود بيشتر است و ارزش هاي فرهنگي نبايد ناديده گرفته شود.
* البته در كشور ما سال هاست كه علاقه مندان به موسيقي راك گوش مي كنند و در ميان جوانان و حتي بسياري از سنين بالاتر با تعدادي از گروه هاي راك مثل پينك فلويد آشنا هستند و طرفداران زيادي هم دارند و اين نشان مي دهد كه راك سبكي است كه خيلي ها به آن علاقه دارند.
- به هر حال در محبوبيت سبك راك ترديدي نيست و اين كه اين علاقه نمود مشخصي داشته باشد بستگي مستقيم به نحوه معرفي و تبليغ يك اثر دارد. از اين كار هم خيلي از جوان ها استقبال كردند و من در اين جا از همه دوستاني كه از نقاط مختلف ايران با پيامي مرا مورد محبت هاي خود و تشويق قرار دادند تشكر مي كنم و از علاقه و دقت آنها در كار خوشحالم.
در هر صورت اين موسيقي به اين شيوه كه من كار كردم كاري تازه است و از اين به بعد هنرمندان و دوستان ديگر هم در اين زمينه كار خواهند كرد و فكر مي كنم با توجه به مطالعه اي كه در اين زمينه داشتم و علاقه اي كه به اين موسيقي داشته ام فكر مي كنم هنوز جاي زيادي هست براي اينكه موسيق راك را معرفي كنيم و ميدان وسيعي را در حقيقت در مقابل شنوندگان خود و علاقه مندان خود باز مي كند. اين ميدان براي بيان احساسات براي زبان بيان حال شرايط و زمانه اي كه ما در آن قرار داريم بهترين قالب است- در اين سبك است كه ما مي توانيم عواطف و احساسات دنيايي كه ماشين زده شده و از عواطف و احساسات بشر دور شده حرفمان را بزنيم.
* آلبوم بعدي شما چگونه خواهد بود؟
- در مجموعه كارهاي بعدي من هم در همين سبك خواهد بود و مي دانم كه با توجه به فضاي موسيقي و با توجه به سليقه دوستداران موسيقي اين سبك پذيرفته شده و جا خواهد افتاد و زبان جديدي در شكل موسيقي پيدا خواهد شد و اميدوارم كه اين زبان براي ارتباط برقرار كردن با ارزش هاي فرهنگي كشور هم مفيد باشد. موسيقي به اين زبان وسيله اي است براي ارتباط سريع تر با مفاهيم و امروزه اگر موسيقي فقط وسيله اي براي سرگرمي و فرار از فكر و پناه بردن براي پر كردن وقت رايج شده است. شايد اين وسيله اي براي فكر و آگاهي و پيشرفت باشد در هر حال موسيقي راك موسيقي نيست كه در عروسي و جشن ها مصرف شود موسيقي راك موسيقي انديشه است. موسيقي راك موسيقي عشق و طبيعت است و موسيقي عواطف بشري است.
* براي اين موسيقي در اجرا و ساختن با چه مشكلاتي مواجه هستيد؟
- مهمترين مسئله بعداز آهنگسازي براي اجرا و هر كاري در اين زمينه جمع شدن و همكاري و وجود گروهي است كه با اين سبك بتوانند كار كنند و در وضعيت فعلي از اختلاف سليقه تا تأثير مسايل مادي و شغلي مي تواند مشكلاتي ايجاد كند چه براي ضبط يك آلبوم و چه براي اجراي كنسرت و اين مسئله شايد گاهي زمان زيادي را براي جور شدن همه چيز لازم داشته باشد.
* ظاهراً فراهم كردن يك گروه براي اجراي كنسرت كاري دشوار است.
- براي تمرين و هماهنگي هاي لازم و خوب بودن همه چيز تا حدودي همين طور است.
* اميدوارم كه بتوانيد در جهت گردآوري جمعي كه يك گروه اختصاصي راك باشد و بتوانيد كنسرت هايي براي علاقه مندان اين موسيقي اجرا كنيد موفق باشيد.
- من از شما و اينكه در معرفي اين آلبوم و اين سبك قدمي برداشته ايد تشكر مي كنم.

ماهور ۱۸ منتشر شد
009505.jpg
هيجدهمين شماره فصلنامه ماهور منتشر شد. در اين شماره كه به ياد دكتر محمدتقي مسعوديه، موسيقي پژوه نامي منتشر شده مطالبي چون «روضه خواني و رابطه آن با رديف موسيقي سنتي ايران» نوشته محمدتقي مسعوديه، «بادهاي آفريقايي و جن هاي مسلمان» ژان دورينگ، يادداشتهايي به ياد دكتر مسعوديه، «نمودار احساسي فواصل» خسرو مولانا، «چگونگي پژوهش در زمينه موسيقي ايران» مجيد كياني، «اتنو موزيكولوژي»، «رساله علم موسيقي اثر ميرصدرالدين محمد قزويني»، آريو رستمي، ساختار گام «بالقوه در موسيقي دوران تيموري» هومان اسعدي و «شكل گيري روحوضي و تحول سنت مطربي» ساسان فاطمي.
همچنين در اين شماره مصاحبه حسين عليزاده با روزنامه همشهري به صورت كامل و به همراه نقدي در ابتداي مصاحبه آمده است.
فصلنامه ماهور در ۲۲۱ صفحه منتشر شده است.

نيم نگاهي به آلبوم «سلانه» اثر جديد استاد حسين عليزاده
سلانه سلانه تا كي؟
009500.jpg
«سلانه» سازي است ابداعي، داراي
۱۲ سيم كه ساخت آن از روي نمونه هاي قديمي بربط فعلي صورت يافته و در دستان حسين عليزاده به اثر شنيداري «سلانه» منجر شده است. صنعتگر هنرمند ، آقاي سيامك افشاري با الهام از تصاوير يك نمونه ساز زهي مضرابي و دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده، موفق به ساخت اين ساز گرديده است. سلانه داراي ۶ سيم اصلي با قابليت انگشت گذاري و ۶ سيم طنيني است كه بسيار شبيه به رباب امروزي است. با اين تفاوت كه بر روي كاسه رباب پوست مي كشند، ولي سلانه از صفحه اي چوبي همانند سه تار بهره مي برد. وجود شش سيم اصلي، خود گوياي افزايش گستره صوتي ساز نسبت به هم خانواده هاي خود يعني تار و
سه تار است و بويژه صداهاي بم كه در حال حاضر فقط از كاسه هاي بربط و تارباس بيرون مي آيد. گفتني است شكل و شمايل سلانه چندان هم جديد نيست و شباهت ظاهري و باطني آن به ساز موجود در غرب ايران يعني ديوان غيرقابل انكار است. ديوان سيم هاي فرعي يا طنيني ندارد، اما گستره صدايي آن و همين طور اندازه كاسه و دسته اش بسيار نزديك به سلانه است. تمام كوشش مبتكر اين ساز در راستاي نيل به اهداف زير بوده است:
الف- استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم و تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صداي ساز؛ ب- امكان دستيابي به صداهاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و رنگ و حالت صدا ايراني بماند. سازنده همچنين متذكر شده كه كوشش در جهت نيل به اين اهداف و جست وجوي صداهاي گمشده «سلانه» را به بار آورده است.
تا اينجاي كار وظيفه يك صنعتگر هنرمند به پايان مي رسد و حال نوبت موسيقيدان است تا نقشي براي خود و همين طور نقشي براي سلانه تعريف كند و براي نخستين بار اين مسئوليت بر دوش هنرمند
نام آشنا، حسين عليزاده نشسته است. تكنوازي وي در دستگاه سه گاه و آوازهاي بيات اصفهان، بيات كرد و افشاري، نغمه هايي هم آشنا و هم غريب به گوش مي رساند. آشنا از اين جهت كه فواصل نواخته شده چيزي متفاوت از موسيقي دستگاهي نيست و غريب از جهت صدادهي ساز چنان كه سازنده ساز و همين طور نوازنده آن بر اين ويژگي اشاره داشته اند. شكي نيست سونوريته سلانه در شكل گيري شخصيت آن نقش اصلي را بازي مي كند، اما بخشي از هويت اين ساز نوپا در نحوه استفاده از آن پنهان است.
عليزاده در توضيحات نوار با اشاره به كمي وسعت صدايي سازهاي ايراني بويژه در نمونه ضبط هاي اواخر قاجاريه، قابليت سلانه را در توليد صداهاي بم مورد اشاره قرار مي دهد. وي همچنين مي گويد «استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي، در سالهاي متمادي چه در تكنوازي و چه در همنوازي، رنگ و صداهاي يكنواختي ايجاد كرده كه حتي اگر آثاري جديد به وسيله اين سازها اجرا شود، به علت رنگ صداها و وسعت محدود آنها تكراري جلوه مي كند.»
موسيقي ايران طي سده اخير همواره پذيراي سازهاي جديد از نقاط مختلف جهان بوده است. آن دسته از سازهاي ميهمان كه با جنس موسيقي ايراني و شيوه بيانش، سنخيت بيشتري داشتند، جايگاهي ثابت و قابل اعتنايي در پهنه موسيقي ايران براي خود كسب كرده اند، اما برخي ديگر به دليل ناسازگاري يا كم سازگاري پس از مدتي به حاشيه رفتند. علاوه بر اين خاستگاه سازهاي مذكور نيز نقشي مهم در ميزان پذيرش آنها داشته است.
براي مثال پيانو و بربط(عود)، كمتر از يكصد سال است كه وارد اركسترهاي ايراني شده اند، اما ملاحظه مي كنيم بربط به خاطر ريشه دار بودنش در ايران باستان، هم اكنون حضوري به مراتب قوي تر از پيانو دارد.
اين كه سازهاي تازه وارد در حال حاضر چه جايگاهي پيدا كرده اند، مسأله اي چندان قابل توجه نيست، در واقع پرسش اصلي اينجاست كه حضور ميهمانان دور و نزديك چه تأثيري بر پيشرفت موسيقي ايراني داشته و يا خواهند داشت؟ به عبارتي، موسيقي ما از بابت اين ميزباني، چه خيري ديده است تا بتواند متقابلاً جايگاهي شايسته براي ميهمانانش تدارك ببيند؟ نيم نگاهي گذرا به يكصد سال فعاليت اركستري با شركت سازهاي ايراني، نيمه ايراني و
غير ايراني به روشني گوياي حركت لاك پشتي موسيقي ايران به سوي تعالي است. نگاه توده وار موسيقيدان ايراني به سازهاي جديد، امكان رشد و باروري آنها را سلب كرده و متقابلاً آنها نيز نتوانسته اند تحولي عميق در موسيقي ايراني ايجاد كنند.
اغلب موسيقيدانان سده اخير، توجهشان بيشتر معطوف به سونوريته يا رنگ صدايي سازهاي مذكور بوده و از ديگر امكانات فني آنها غفلت كرده اند. به همين دليل، ملاحظه مي كنيم هر ساز تازه واردي، پس از اندك زماني تبديل به يك فضاپركن مي شود. همان ملودي هايي را كه ني مي نوازد، بربط (عود) و تارباس نيز نعل به نعل تقليد مي كنند و اين قصه در مورد خانواده ويلن، پيانو، قره ني، فلوت، رباب، ديوان، قانون، سنتور، كمانچه و تار هم تكرار مي شود. حاصل اين نوع نگاه، گروه نوازي است. همه با هم مي نوازند، كوچك و بزرگ ندارد، زيرا نوع مشاركت، توده وار است. سازها سهمي كم و بيش برابر دارند و فقط صداي گروه اهميت مي يابد.
با اين اوصاف، ظهور سلانه، خود به خود نمي تواند تغييري ولو اندك در مسير پيشرفت موسيقي ايراني ايجاد كند. با همان نگاه سنتي، تازه مي شود يكي از اعضاي گروه همنواز كه صدايش به اجبار در صداي كل گروه خلاصه مي گردد. بنابراين سلانه، هيچگاه شخصيت نمي يابد و به همين سياق نمي تواند در ارتقاي شخصيت موسيقي ايراني نقشي بپذيرد. اگر اتفاقي كه براي ني در «نينوا» افتاد، براي سلانه هم بيفتد، مي توان اميدوار بود كه موسيقي ما زاينده و پرورنده است و شايسته است در چنين فضايي، حضور سلانه و سلانه ها را جشن گرفت.

پژوهشي اجمالي در موسيقي ايراني
موسيقي ايراني و ويژگيهاي آن
در كشورهاي اسلامي موسيقي آوازي نيز در كنار موسيقي سازي از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است و قبل از اسلام نيز اجراي موسيقي در جنوب غربي آسيا به صورت  سازي و آواز اجرا مي شده، البته موسيقيدانان اين منطقه سبكهاي آوازي و سازي ويژه منطقه خودشان را داشتند. اگرچه موسيقي سنتي و اصيل در برخي از كشورهاي اسلامي شايد مورد بي توجهي قرار گرفته باشد ولي موسيقي فولكلوريك بر خلاف موسيقي سنتي شهري در زندگي روزمره روستائيان حضور داشته و كمتر از حوادث تاريخي و سياسي متأثر بوده است.
موسيقي اصيل ايراني به صورت آوازي و سازي در محافل و مجالس خصوصي يا خانوادگي اجرا مي شده، اين موسيقي عمدتاً بر اساس بداهه پردازي استوار شده است، آنچه امروز به نام «رديف  سازي يا آوازي» در بين موسيقيدانان ايران شهرت پيدا كرده شامل هفت دستگاه، پنج آواز و تعداد بي شماري گوشه وابسته به دستگاهها و آوازها است.
خواننده يا نوازنده موسيقي اصيل ايراني رديف هاي آوازي و سازي را سينه  به سينه از اساتيد گذشته آموخته و حفظ كرده است، موسيقي اصيل ايراني سرشار از ظرايف و ريزه كاريهاي فني است، موسيقي آواز ايراني داراي انواع تحرير، نت و اصوات زير و بم است و تا عصر حاضر ريتم در موسيقي ايراني در درجه دوم اهميت بوده است. يكي از اماكني كه موسيقي ويژه خودش را دارد «زورخانه» است. در زورخانه ورزشهاي باستاني و سنتي ايران انجام مي شود كه ورزشكاران را يك نفر «ضرب گير» با ضرب زورخانه هدايت مي كند، ضرب گير يا «مرشد» زورخانه هنگام نواختن ضرب اشعاري در مدح ائمه به ويژه حضرت علي عليه السلام در دستگاه چهارگاه مي خواند.
ملودي:
موسيقي بدون ملودي مي تواند وجود داشته باشد ولي اين امر به ندرت اتفاق مي افتد، ملودي اساسي ترين عنصر موسيقايي كشورهاي اسلامي به شمار مي آيد، البته اين موضوع در موسيقي تمام كشورهاي دنيا نيز ديده مي شود، موسيقي اسلامي بر پايه آواز شكل گرفته است، موسيقي سازي در واقع آواز را همراهي مي كند، اگرچه در طول اجراي يك قطعه موسيقي قسمتهايي نيز صرفاً با ساز نواخته مي شود ولي بايستي اذعان كرد كه فقط جنبه توصيفي و تكميلي دارد. نت هاي زينت در موسيقي كشورهاي اسلامي به ويژه در موسيقي آوازي خاورميانه نقش اساسي را ايفا مي كنند. قرائت قرآن گر چه در زمره آوازخواني به شمار نمي آيد ولي هميشه با نغمات خوش و با استفاده از نت هاي زينت همراه است. انواع ديگر صوتهاي خوش از قبيل دعا و مناجات نيز آوازخواني شمرده نمي شوند، البته عوامل بسيار سبب شدند كه با وجود تحريم موسيقي، صوت خوش از طريق شاخه هاي مختلف عرفان و تصوف به نشو و نما ادامه  دهد و جايگاه ويژه اي در مراسم مذهبي پيدا كند.
موسيقي اصيل معاصر ايران ريشه در موسيقي درباري ايران باستان دارد كه آگاهي بسيار اندك و محدودي از آن در دست مي باشد. فقط از دوره ساسانيان اطلاعاتي در دست است كه آن هم منحصر به شرح و حال «باربد» موسيقيدان برجسته اين دوره مي باشد. بي شك موسيقي ايراني هنگام حمله اعراب به ايران از رونق برخوردار بوده ولي بايد اذعان كرد كه ايرانيها نيز تحت تأثير فرهنگ اعراب قرار گرفته كه وجود اصطلاحات و واژه هاي عربي در موسيقي ايراني اين مدعا را به اثبات مي رساند. موسيقي اصيل كنوني ايران بيشتر وارث جنبه ها و اصطلاحات قديمي مي باشد و اين امر از روي سازهاي رايج به وضوح پيداست. در بين سازهاي زهي مضرابي ايران «تار و سه تار» از موفقيت ويژه و ممتاز برخوردارند. اين سازهاي اصيل نامهاي فارسي نيز دارند.
در زبان فارسي «تار» به معني نخ و سيم مي باشد و «سه تار» به معني سه عدد تار مي باشد، كاسه تار از دو قسمت بزرگ و كوچك تشكيل شده است. به قسمت كوچك كاسه «نقاره» مي گويند، روي كاسه نقاره پوست كشيده شده است. تار شش سيم دارد كه از روي خركي كه روي كاسه قرار گرفته عبور مي كند و در انتهاي دسته به دور گوشي ها مي پيچند. پس از نقاره دسته ساز و در انتها جعبه گوشي (سر) قرار دارد. روي دسته تار تعدادي پرده يا دستان بسته شده است. اين ساز خوش صدا را با يك مضراب كوچك به صدا در مي آورند. تار در رديف سازهاي اصيل شهري ايران به شمار مي آيد و در تكنوازي و همنوازي به بهترين شكل ايفاي وظيفه مي كند.
سه تار، كوچكتر و كمي شبيه تار است. كاسه سه تار بر خلاف تار، يك قسمتي و به شكل گلابي است. سطح رويي كاسه از چوب ساخته شده كه تعدادي سوراخ در آن تعبيه شده است. سه تار در گذشته سه سيم و در حال حاضر چهار سيم دارد. پس از كاسه، دسته ساز وصل شده كه بر خلاف تار در انتها جعبه گوشي ندارد. روي دسته ساز تعدادي دستان يا پرده بسته شده است. اين ساز با ناخن انگشت اشاره نواخته مي شود و بدين سبب صدايي غم انگيز و ضعيف دارد. صداي سه تار دلنشين و عارفانه است و در لحظات خلوت و تنهايي بهترين ساز ايراني مي باشد.
سنتور، يكي ديگر از سازهاي زهي مضرابي ايران است كه از يك جعبه چوبي ذوزنقه اي شكل تشكيل شده است. بر روي سطح بالايي ساز دو رديف خرك چوبي قرار دارد كه از روي هر يك از آنها چهار سيم هم كوك عبور مي كند. سيمهاي سنتور سفيد و زرد هستند. سيمهاي سفيد صداي زير و سيمهاي زرد صداي بم توليد مي كنند. سنتور رايج در ايران داراي ۹ خرك با وسعت صداي حدود سه اكتاو است. اين ساز خوش صدا با يك جفت مضراب بلند چوبي نواخته مي شود. سنتور در تكنوازي و همنوازي مورد استفاده قرار مي گيرد.
ني، يكي از سازهاي بادي ايران است كه صدايي بسيار خوش و گاهي محزون دارد. اين ساز متشكل از يك لوله استوانه اي از جنس ني به طول هفت بند و شش گره مي باشد و در بين نوازندگان شهري «ني هفت بند» شهرت يافته است. ني فاقد زبانه است كه نوازنده با تمهيدات گوناگون اصوات بم و زير را به راحتي توليد مي كند. اين ساز بيشتر در تكنوازي و به ندرت در همنوازي مورد استفاده قرار مي گيرد. ني هفت بند داراي پنج سوراخ در قسمت رو(جلو نوازنده) و يك سوراخ در قسمت عقب است. وسعت صداي ني هاي هفت بند ايراني حدود
۵/۲ اكتاو است. ني از جمله ساده ترين و خوش صداترين و رايج ترين سازها در روستاها و شهرهاي كشورهاي اسلامي است. نوازندگان ني ايران در گذشته مانند عربها و تركها با گذاشتن دهانه ساز در بين لبها و دميدن هوا در آن توليد صدا مي كردند در صورتي كه در قرن اخير نوازندگان ايراني با آموختن روش ابتكاري «نايب اسدالله اصفهاني» نوازنده چيره دست ني اين ساز را به صدا در مي آورند. در اين روش نوازنده دهانه بالايي ساز را بين دندانهاي پيشين بالايي قرار داده و با قدرت و سهولت بيشتري اصوات زير و بم را توليد مي كند.
كمانچه، يكي از سازهاي زهي كماني پايه دار است كه به ساز جوزه عراقي ها بسيار شباهت دارد. كمانچه ايراني چهار سيم دارد ولي كمانچه سه سيمي نيز در برخي از نقاط كشورمان رواج دارد. شكم ساز كروي و تو خالي است كه روي آن را پوست كشيده اند و بر روي پوست خركي قرار دارد كه سيمها از روي آن عبور مي كنند، در ناحيه سر ساز به دور گوشي ها مي پيچند. دسته ساز فاقد پرده يا دستان است. اين ساز به طور عمودي در جلوي نوازنده قرار مي گيرد و آرشه را عمود بر دسته روي سيمها مي كشند، نوازنده براي توليد اصوات بم و زير دائماً دسته را حول محور خود مي چرخاند.
پژوهشگر: مرتضي زرين شاد
* منابع در دفتر روزنامه موجود است

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    آموزشي    |    انديشه    |    خارجي    |
|   سخنگاه آزاد    |    سياسي    |    شوراها    |    شهري    |    علمي فرهنگي    |    محيط زيست    |
|   معلولين    |    موسيقي    |    ورزش    |    ورزش جهان    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |