سه شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۲- سا ل يازدهم - شماره ۳۰۳۶ - April . 29, 2003
سخنگاه آزاد
Front Page

پاسخ مسئولان
انجام شده است
در پاسخ مطلب مندرج در تاريخ ۱۹/۱۱/۸۱ با عنوان «تقاضاي دبيران حق التدريسي» به آگاهي مي رساند:
كليه پرداخت هاي پرسنلي سال ۱۳۸۱ كاركنان رسمي و حق التدريسي استان تهران انجام شده است. اداره كل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش

با پيشينه تاريخي هماهنگ مي شود
در پاسخ به مطلب مندرج در صفحه ۲۲ همشهري مورخ ۲۰/۱/۸۲ تحت عنوان «دخل و تصرف در زندان قصر مجوز مي خواهد»، به اطلاع مي رساند:
نظر به اينكه سازمان پارك ها و فضاي سبز شهر تهران در اجراي پروژه هاي خود كليه اصول فني، علمي، اجتماعي، فرهنگي و تاريخي را مدنظر قرار مي دهد، لذا بدينوسيله اعلام مي دارد: نه تنها قصد تبديل محوطه زندان قصر را به ساختمان هاي تجاري نداشته و نخواهد داشت، بلكه به منظور تأمين نيازهاي فرهنگي و تفريحي جامعه در نظر دارد طي يك برنامه ۳ مرحله اي نسبت به تبديل آن به فضاي سبز و مراكز فرهنگي و تفريحي اقدام نمايد. در طرح تغيير كاربري زندان قصر سعي گرديده است كاربردهاي مورد نياز با پيشينه تاريخي مكان تطابق داشته باشد.
روابط عمومي سازمان پاركها و فضاي سبز شهر تهران
ارتباطي با ارزشيابي مدارك دانشگاهي ندارد
عطف به خبر مندرج در صفحه ۱۸ روزنامه همشهري مورخ ۱۶/۱/۸۲ با عنوان «ديپلمه ها مي توانند متقاضي ورود به دانشگاه هاي انگليس شوند» خواهشمند است دستور فرمائيد موارد زير جهت آگاهي خوانندگان محترم درج گردد:
۱- آقاي دكتر خدايي بيش از يكسال است كه ديگر سرپرستي دانشجويان ايراني در انگلستان را به عهده ندارند و آقاي دكتر شمس هم اكنون در اين سمت مشغول به كار مي باشند.
۲- موضوع مطرح شده مربوط به بيش از يكسال پيش است و مشخص نيست كه در شرايط فعلي منطقه و همراهي انگلستان با آمريكا در جنگ عليه عراق منظور از درج يك خبر تكراري چيست.
۳- موضوع خبر اساساً مربوط به ارزشيابي ديپلم ايران به عنوان مدرك ورودي به آموزش عالي در انگلستان مي باشد و ارتباطي با ارزشيابي مدارك دانشگاهي كه در متن خبر به آن اشاره شده ندارد. وزارت علوم و تحقيقات

واگذار مي شود
در پاسخ به مطلب مندرج در شماره ۳۰۰۶ آن روزنامه با عنوان «سال اميد و نااميدي» به شرح زير ارسال مي گردد.
همزمان با واگذاري امور مربوط به شركت ها به بخش خصوصي و به منظور استفاده صحيح از امكانات فني و حرفه اي موجود در اين بخش، شركت مخابرات ايران، توزيع پورتهاي ديتا را به شركت هاي ارائه كننده سرويس هاي اينترنت ISP و نيز شركت هاي ارائه كننده ارتباطات اينترنت ICP با سرعت هايي با مضارب kbps64 تا Mbps2 واگذار نموده است. گفتني است، سرعت اين پورت ها در ايران براساس استاندارد جهاني مي باشد. همچنين سرعت دسترسي استفاده كنندگان خانگي ممكن است بين kbps28 تا kbps56 باشد، كه بسته به نوع مودم مورد استفاده، تغيير مي كند. مديركل روابط عمومي شركت مخابرات ايران

وامي كه دريافت نشد
پس از سپردن مبلغ ۴ ميليون ريال به عنوان سپرده به مؤسسه قرض الحسنه... واقع در شرق تهران، اميدوار شدم كه موفق به دريافت ده ميليون ريال وام خواهم شد (بنا به وعده اي كه صندوق به سپرده گذاران داده بود).
نوبت دريافت وام من با مهرماه ۱۳۸۱ مقارن شد. پس از طي مراحل و تشريفات، در آبان ماه ۱۳۸۱ به همراه ضامن خود براي تشكيل پرونده به مؤسسه مراجعه كردم. از ضروريات پرونده تسليم چك هاي مربوط به اقساط و يك چك ضامن بابت مبلغ وام بود، متأسفانه مؤسسه خلف وعده كرد و از پرداخت وام استنكاف ورزيد. حتي مسئله به مراجع قضايي ارجاع شد كه هنوز به نتيجه نرسيده است. سئوال اين است كه چرا به تخلفاتي از اين قبيل رسيدگي نمي شود و مردم با چه اميدي سپرده هاي خود را به اينگونه مؤسسات بسپارند.
نام و نشان نويسنده در همشهري محفوظ است.

جاجرود و فعاليت دلالان زمين
در مورد مشكلات زيست محيطي جاجرود بايد بگويم كه اين منطقه هم گرفتار فعاليت هاي زيان آور، دلالان زمين و زدوبندهاي مربوط به آن شده است. به طوري كه حتي بعضي از تپه هاي جاجرود كه مالكيت آن متعلق به عموم مي باشد در معرض خريد و فروش قرار گرفته است.
با توجه به تجارب گذشته، بايد در اصول مربوط به راهسازي در كشور و پيامدهاي آن دقت نظر كافي اعمال گردد و تشخيص داده شود كه آيا بعضي از راه ها، براي رفع نياز مردم احداث مي شود و يا براي گران كردن زمين هاي يك منطقه است براحتي مي توان از طريق دلالاني كه پيشاپيش به خريد انبوه زمين روي آورده اند، واقعيت را پي برد. در جاجرود اگر از هم اكنون اقدام نشود، در آينده نزديك مشكلات زيست  محيطي عديده اي بروزخواهد كرد.
موسوي

حقوق دبيران بازنشسته را دريابيد
011979.jpg
دو عنوان درشت در دو روز پياپي در دو روزنامه پرتيراژ صبح مرا بر آن داشت كه با قلبي دردآگين سفره دل بازكنم و قصه طول و دراز يكسان سازي حقوق و پاداش پايان خدمت بازنشستگان قبل از ۷۹ را براي چندمين بار تكرار نمايم.
آنچه من از دو عنوان برداشت نموده ام، روزي براي افزايش حقوق بازنشستگان تأمين اجتماعي طلب استمداد و كمك از سازمانهاي ذي ربط به اين قشر مي شد اما اكنون با طرح پرداخت پاداش به بازنشستگان قبل از ۷۸ مخالفت و استدلال مي شود كه: «نمايندگان اجازه دهند دولت با انجام اين كار (يكسان كردن حقوق) فعلاً هزينه ديگري را متقبل نشود.»
هم اكنون در دستگاه عريض و طويل ديوانسالاري هزار رنگ و شكل و اندازه حقوق به بازنشستگان همتراز پرداخت مي شود. اگر قبول نداريد به يكي از بانك هاي نزديك محل  كارتان برويد و فيش هاي حقوقي بازنشستگان را مقايسه كنيد.
توضيح اين كه بازنشستگان ۷۹ به بعد سي برابر آخرين حقوق و مزاياي خود را به عنوان پاداش پايان خدمت دريافت نموده اند و اين در حالي است كه با پرداخت يك سوم آن به بازنشستگان قبل از ۷۸ مخالفت مي شود. در اين جا روي سخنم با نمايندگان مخالف طرح پرداخت پاداش به بازنشستگان قبل از ۷۸ بويژه رياست محترم كميسيون بودجه كه به عنوان مخالفت جلسه  را ترك كرده اند مي باشد و به ايشان خاطرنشان مي كنم، مگر نه اين كه شما نماينده مردميد و قشر هفتصد هزار خانواري بازنشستگان ذي نفع نيز از مردم هستند.
نيكپور- دبير بازنشسته

از ميان نامه ها و پيام ها
قدرداني به خاطر حسن برخورد
براي انجام كاري به دايره قضايي كلانتري شماره ۱۳۳ شهرزيبا رفته بودم. حسن برخورد در اين مكان براي من و بسياري از مراجعان، موجب خرسندي شد كه ضروري دانستم از اين بابت قدرداني كنم. «محسني»
ضرورت حمايت از معتادان علاقمند به ترك اعتياد
وقتي خبري اميدبخش مبني بر ترك اعتياد توسط عده اي از معتادان را در همشهري خواندم، بسيار خوشحال شدم، چون مشاهده مناظر ناخوشايند اعتياد و معتادان در گوشه و كنار شهر براي همه مردم آزار دهنده است. اما مسأله اين است كه بايد چاره اي انديشيده شود كه، معتادان دوباره به سوي اعتياد ميل پيدا نكنند. يعني ارتباط با آنها قطع نشود و از لحاظ روانشناسي تحت حمايت قرار بگيرند. جهانشاهي
نياز بيماران به روزنامه و نشريات
در بيمارستان هاي شهر تهران جهت تأمين نيازهاي بيماران فروشگاهي وجود دارد اما در اين فروشگاه ها متأسفانه از نشريات روزانه خبري نيست.
من به علت اينكه تاكنون دو مرتبه و هربار بين ۱۰ تا ۱۵ روز در بيمارستان بستري بوده ام. براي تهيه روزنامه از دوستان و آشنايان كمك مي گرفتم و به وضوح مي ديدم كه يك نسخه روزنامه چگونه در اطاق هاي مختلف بيمارستان دست به دست مي گشت.
تصور مي كنم ملزم كردن مسئولين فروشگاه به عرضه نشريات مشكل نباشد زيرا با انجام اين كار نيازهاي روحي بيماران را برطرف مي كنند. رضا نصيري
نقص فني چراغ راهنمايي
در خيابان نبرد- خيابان ائمه اطهار(ع) چراغ راهنمايي از ۲ ما پيش نقص فني دارد و باعث ايجاد ترافيك سنگين و راهبندان مي شود. همداني
نوعي آزمون، نوعي اعلام نتيجه
براي ثبت نام فرزندانم در آزمون دانشگاه بوعلي همدان ۸۰ هزار تومان تقبل هزينه كردم حتي در روز برگزاري آزمون هم دفترچه مربوطه را هر جلد ۳۵۰ تومان فروختند. عليرغم حضور انبوه داوطلبان (بالغ بر دهها هزار نفر) در بسياري از رشته ها تنها ۲ يا ۳ نفر جذب شده اند و در رشته اي همانند فيزيك اصلاً داوطلبي جذب نشده است. اين روش منصفانه نيست. بهتر است به فكر مردم كم درآمد و جوان هاي مستعد اين خانواده ها هم بود.
نام محفوظ از تهران
مشكل توليدكنندگان توپ دست دوز
توليدكنندگان توپ هاي دست دوز در داخل كشور عليرغم آن كه مجموعه اشتغال بسيار وسيعي را تا دورترين روستاهاي كشور تشكيل مي دهند با مشكلات گوناگوني روبه رو مي باشند. واردات بي رويه توپ، قاچاق توپ از پاكستان به داخل كشور، كم عنايتي دستگاه هاي دولتي به توليد كنندگان داخلي به خصوص عدم خريد توپ توسط آموزش و پرورش را بايد از عوامل ركود بازار توپ هاي دست دوز داخل كشور دانست. گروهي از توليدكنندگان توپ دست دوز

نوسازي بافت فرسوده تهران و مشكلات پيش رو
011976.jpg
بافت فرسوده شهرتهران با قدمتي نزديك به دو قرن روزگاري زادگاه و محل زندگي سياستمداران، ادبا، ورزشكاران، قهرمانان، ثروتمندان و بزرگان اين مرزوبوم(شهر) بوده است و همان گونه كه از نام محلات آن پيداست داراي ارزشهاي فرهنگي و تاريخي است كه بايد پا برجا بمانند. پس از توقف فروش تراكم در مناطق ۱ تا ۷ صحبت از بازسازي بافت فرسوده به ميان آمد و تا بدانجا پيش رفت كه نياز به استقراض از بانكهاي خارجي هم براي انجام اين كار مطرح شد. جلسات و همايش بسياري درباره خطرات و ناهنجاريهاي بافت فرسوده برگزار شده است اما تا زماني كه اين نگراني ها بر روي كاغذ و درون اتاقهاي ادارات انعكاس و در عرصه هاي اجرايي مورد بررسي قرار نگيرند نمي توان اميد چنداني به پيشرفت قابل توجه در نوسازي بافت فرسوده داشت. مقاله حاضر به پاره اي از موانع اجرايي اين امر مي پردازد.
۱- بافت فرسوده تهران بر روي دريايي از فاضلاب  قرار دارد كه خطر هرگونه ساخت وساز را در آن به چند برابر مي رساند. تا زماني كه طرح ساماندهي و جمع آوري فاضلاب به اجراي كامل در نيايد اين معضل همچنان به قوت خود باقي است.
۲- در حالي كه از مشكلات عمليات امداد و نجات به هنگام وقوع آتش سوزي يا زلزله صحبت به عمل مي آيد هرگز درباره چگونگي و هزينه خاكبرداري، اجراي عمليات ساختماني در كوچه هاي تنگ و باريك اين مناطق صحبت به عمل نمي آيد. خطرپذيري ساخت و ساز در اين مناطق براي سازندگان و شركتهاي بيمه سنگين است.
۳- ارزش زمين در اغلب اين مناطق پايين است. حال آن كه هزينه ساخت و ساز در همه نقاط تهران تقريباً يكسان است. آمارها نيز مؤيد اين واقعيت است كه افزايش ارزش زمين در اين مناطق از درصد كمتري برخوردار بوده است. در نتيجه سرمايه گذاران تمايل چنداني به سرمايه گذاري در اين بخش از خود نشان نمي دهند بانكها نيز مقرراتشان براي اين مناطق تفاوتي با ساير مناطق ندارد و انواع سنگ اندازيها را پيش روي متقاضيان قرار مي دهند. حال آن كه كاهش كارمزد و يا پرداخت وام از ابتداي شروع عمليات ساختماني مي تواند سازندگان را به اقدام عاجل ترغيب نمايد.
۴- در مورد املاك تجاري، مسكوني و يا املاكي كه داراي چند صاحب و ورثه هستند و عدم توافق بين طرفين و اختلافاتي كه ممكن است بين آنها بروز نمايد هيچگونه شوراي محلي و يا كميته حل اختلاف وجود ندارد كه بتوان با مراجعه به آنها مشكلات را برطرف نمود. طرح اين گونه دعاوي در مراجع قضايي نيز بسيار وقت گير و پيچيده است. بديهي است هرگونه اقدام اجرايي كه بتواند موانع را از پيش پاي سازندگان بردارد و يا منافع آنها را تأمين نمايد به بازسازي بافت فرسوده رونق خواهد بخشيد.

صرفه جويي و پندهايي از گذشته
011970.jpg
بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد
يادش بخير زمان كودكي بنده. چه زود همه چيز تمام و فراموش شد!  درست مانند اين كه يك خواب بود، يك رؤيا بود. تا چه اندازه دلم مي خواهد دوباره آن رسم زمانه ما پياده شود،  خدا مي داند زيرا بهترين راه براي جلوگيري از اسراف و تبذير و ريخت و پاش بود.
هر روز چه در تهران و چه در شهرهاي ديگر حتي مكانهاي دور افتاده و محروم از همه چيز (مردمانش نسبت به شهرهاي بزرگ با هم مهربانترند)، چه شمال، چه جنوب، چه جزاير جنوبي بويژه جزيره كيش كه بيشتر افراد آن يا مرفه يا نيمه مرفه مي باشند و افراد ضعيف و آسيب پذير در اقليت مي باشند، شاهد دور ريختن و ريخت و پاش مواد غذايي از رستورانها، كافه ها، كافه رستورانها، چلوكبابي ها، اغذيه فروشي ها و ساندويچ فروشي ها، جشن ها، مهماني ها، عزاداريها و حتي برخي از خانه ها هستيم.
براي جلوگيري و درمان آن چند پيشنهاد دارم كه خوشبختانه در دوران كودكي بنده هم رسم بوده و يك پيشنهاد جديد هم دارم كه انجام آن به گردن شهرداريها و بهداشت محيط زيست مي باشد كه اميدوارم مأموران درستكار و وظيفه شناس اين دو ارگان به آن عمل كنند:
۱- در ساندويچ فروشي ها پيش از اين رسم بود كه دو گونه ساندويچ ارائه مي كردند. يكي درسته و ديگري نيمه ساندويچ(ساندويچ بزرگ- ساندويچ كوچك) ارزش آنها هم مثلاً بزرگ ۲۰ ريال و كوچك ۱۰ ريال بود. هم اكنون نيز چنين كنند. مثلاً  همبرگر كه ۳۰۰ تومان است، نيمه آن را ۱۵۰ تومان ارائه كنند تا يك كودك يا آدم پير و عليل و كم اشتها، يك ساندويچ درسته نگيرد كه نيمي از آن را بخورد و نيمه ديگر را در سطل زباله بيندازد.
نه تنها در ساندويچ فروشي ها بلكه در حليم پزي ها، سيرابي فروشي ها، آش رشته  فروشي ها دو گونه ظرف بود كه يكي ويژه بزرگسالان و جوانان و كساني اشتهاي زيادي براي خوردن دارند و ديگري كوچك ويژه كودكان و سالخوردگان و كساني كه اشتهاي كمي براي خوردن دارند. اصطلاحاً  به آنها يك خوراك و يك نيمه خوراك مي گفتند.
۲- در رستورانها، كافه ها، چلوكبابي ها و مانند آنها رسم بود و چه رسم خوبي كه يك پرس و نيم پرس مي كشيدند و به مشتريها مي دادند. براي نمونه يك پرس چلوكباب ۵۰ ريال و يك نيم پرس ۲۵ ريال بود كه نيم پرسي ها ويژه خردسالان و افراد كم غذا بود. آرزو مي كنم دوباره اين روش پسنديده باب شود.
۳- در مهماني ها، جشن ها، پارتي ها، عروسي ها و مجالس عزاداري رسم بود و چه رسم پسنديده اي كه اميدوارم اين رسم دوباره زنده شود. يعني هميشه دلم مي خواهد رسم هاي پسنديده دوباره باب شود و رسم هاي بد فراموش گردد آري رسم بود كه در دو گونه ظرف بزرگ و كوچك غذا مي كشيدند و نام ظرف بزرگ را بزرگانه و ظرف كوچك را بچگانه گذاشته بودند. هنگامي كه مسئول تقسيم غذا ظرف ها را مي آورد،صدا مي زد: بچگانه ... بزرگانه. يعني اگر اينجا بچه اي وجود دارد و يا كسي بغل دست او بچه نشسته است، اين غذا را بگيرد و يا گرفته به آن كودك بدهد و اگر در آن مجلس يك پيرمرد يا پيرزن يا يك آدم كم غذا و كم اشتها بود، داد مي زد كه: «يك بچگانه بده به من چون اشتهاي زيادي ندارم.»
۴- سرانجام طرحي كه براي مأموران محترم و وظيفه شناس شهرداري و بهداشت محيط زيست دارم، اين است كه خانه ها، ميهماني ها، جشن ها، عروسي ها، عزاداري هاي رستوران ها، كافه رستورانها و اغذيه فروشي ها را وادار كنيد كه غذاهاي اضافي و مانده را با زباله قاطي نكنند و در سطل هاي زباله نريزند بلكه آنها را داخل ظرف هاي يكبار مصرف و تميز و يا نايلون و نايلكس تميز قرار بدهند تا كساني كه نياز به اين قبيل غذاها دارند، مراجعه و آن را دريافت نمايند. حتي مي توان در جعبه هاي مقوايي و جاي معيني، مقابل خانه ها و رستوران ها قرار داد تا نيازمندان بتوانند به آنها دسترسي داشته باشند. حتي اگر كساني براي مصرف پرنده و دام هم، اين غذاها ببرند، به مراتب بهتر از دور ريختن مواد غذايي است.
مصطفي خوش ضمير
كارشناس محيط زيست

راه حل هايي براي گشودن گره ترافيك
مشكل ترافيك در تهران مشكل همه ماست. بياييد به كمك مسئولين آن را حل كنيم. اين مشكل در حال حاضر آن قدر زياد شده كه هر كس مجبور است قبل از مشكلات فردي و ديگر مشكلات اجتماعي به آن فكر كند چون باعث شده مقدار زيادي وقت روزانه مردم تلف شود.
بايد براي حل اين مسئله در انديشه ترافيك باشيم. برنامه هاي ضربتي با توجه به معضل سنگين ترافيك تهران چندان كارساز نمي باشد.
آيا مردم مقصرند كه جرأت ندارند پياده از خيابانها عبور كنند چون علاوه بر هواي آلوده هر لحظه ممكن است با اتومبيلي كه توسط راننده بي مسئوليت هدايت مي شود، برخورد كنند. هيچ راننده اي هم در طول خيابانها و آزاد راهها نمي تواند با خيال راحت و با رعايت مقررات، رانندگي كند چون ناگهان اتومبيل ديگري يا موتورسوارها يا فرد پياده اي با خودرو او تصادف مي كند.
وقتي انسان مي بيند قانون و مقرراتي را رعايت مي كند كه ديگران مقيد به رعايت آن نيستند، نسبت به آن بي تفاوت مي شود و در سيستم ترافيك شهري هم به گونه اي عمل مي شود كه كمبود برنامه ريزي هاي درازمدت در اين سيستم كاملاً محسوس است. اجباري بودن استفاده از كمربند در حكم رواج يك فرهنگ مفيد است، اما وقتي مشكل ترافيك همه جانبه مي باشد، بايد اقدامي اساسي به عمل آورد. همچنان كه برنامه حمل خودرو با جرثقيل در ميادين، اثرات كوتاه مدت داشته است اما هم براي مردم و هم براي راهنمايي و رانندگي هزينه هاي سنگيني به دنبال داشته و به تنهايي نمي تواند مسئله ترافيك را حل كند. اگر بگوييم مأموران و مسئوليني كه حرفه اشان اين است، مشكلات را نمي دانند، اشتباه است و اگر بگوييم مردم ناآگاهانه با اين مشكل برخورد مي كنند اين نيز اشتباه است چون ديگر همه مردم از كوچك تا بزرگ مقررات را مي دانند و روزانه با آن برخورد دارند. پس بايد به طور اصولي به ريشه يابي مسئله بپردازيم و دريابيم كه چرا عده اي به صورت غيرمجاز سريع مي رانند و مقررات را رعايت نمي كنند و چرا مردم نمي دانند كه عدم رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي به زيان همه است.
افزايش جمعيت تهران در طول ۲۰ سال اخير، افزايش بي رويه خودروها در شهر تهران، مشكلات ترافيك، حمل و نقل و آلودگي هوا را در اين شهر شدت داده است. اگر اين واقعيت را بپذيريم كه سرعت رشد جمعيت و افزايش خودرو و همچنين گسترش شهر از برنامه هايي كه بايد براي ساماندهي حمل و نقل شهري به اجرا درمي آمد، به مراتب بيشتر بوده است به اين نتيجه مي رسيم كه هنوز برنامه هاي مناسبي براي حل اين معضل طراحي نشده است. چون چنين برنامه اي نياز به آماده سازي كادرهاي فني، استفاده از تجهيزات مناسب و كارآمد دارد و براي چنين كاري بهتر است از تجارب ديگر كشورها استفاده كنيم.
چه اشكالي دارد كه از قوانين جديد و جاافتاده ساير كشورها استفاده شود تا براي همه مردم قابل قبول باشد؟ آيا بجا نيست كه ايماني در مردم بوجود آوريم كه با وجداني بيدار و از روي عقل، مقررات را رعايت كنند؟ اگر راننده خود بداند و بخواهد كه كجا كمربند ببندد و كجا احتياج به كمربند ايمني نيست، اهميت دارد. پس بايد راه صحيحي را اتخاذ كنيم كه هر كس احساس مسئوليت فردي و اجتماعي داشته باشد و وقتي قوانين صحيح وضع كرديم و مردم را از آنها با اطلاع نموديم بايد همه مجبور باشند آن را اجرا كنند چون به نفع خودشان هم هست. به طور مثال امروزه در تمام دنيا و در قوانين و مقررات قديم و جديد ايران هم حق تقدم با عابر پياده بوده و هست ولي مي بينيد كه پياده هاي سرگردان از عرض خيابانها عبور مي كنند ولي نمي آيند از محل خط كشي شده عبور كنند و هنوز اين مشكل ساده براي مردم حل نشده و در عوض راننده هاي ما هم وقتي به محل عبور عابر پياده مي رسند حقوق عابران را رعايت نمي كنند. در نتيجه نه پياده ها امنيت دارند نه رانندگان ولي در هر شرايط بايد رانندگان رعايت حال پياده ها را بنمايند.
همچنين احترام و اعتماد متقابل را در مردم و مأمورين بايد هر چه زودتر بوجود آوريم تا حرمت هر كس حفظ شود و دلگرم به انجام دادن وظيفه خود باشند. راننده اي كه دور از چشم مأمور و در جلو چشم صدها نفر دست به خلاف مي زند هيچگاه مورد احترام پليس و مردم قرار نخواهد گرفت. مأموران راهنمايي و رانندگي هم از هر نظر خصوصاً از نظر حقوقي و وضع مالي بايد تأمين باشند تا با فراغ خاطر انجام وظيفه كنند. اينها برنامه هايي هستند كه مي توان با تغيير قانونها و مقررات فعلي هر چه زودتر آنها را به اجرا درآورد. رسانه هاي گروهي و دولت هم قطعاً با پياده كردن آن قوانين و مقررات جديد موافق هستند.
براي نهادينه كردن قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و جا انداختن اين فرهنگ در شهرها، بهتر است، آموزش مقررات و قوانين در قالب درس در مدارس انجام گيرد تا جمعيت شهري از همان دوره پايين سني اين مقررات و ضوابط را فرا گيرد.
شدت عمل با رانندگاني كه به صورت علني و عامدانه مرتكب خلاف هايي مثل سرعت غيرمجاز، ورود به خيابان يكطرفه و ايستادن در محل توقف ممنوع مي شوند جامعه را در پذيرفتن بهتر مقررات، ياري مي دهد. موارد استثنايي و اضطراري خلاف، قابل تشخيص و اغماض است. مثل فردي كه براي رساندن بيمار بد حال خود به بيمارستان ناچار به انجام خلاف جزيي بوده است. در حال حاضر، انباشته شدن اتومبيل در مدل هاي گوناگون اعم از قديم و جديد يكي از مشكلات ترافيك تهران است، بايد طبق مقررات و با رعايت حقوق مردم، خودروهاي واقعاً فرسوده و آلوده كننده را از شبكه حمل و نقل شهري خارج سازيم. اين كه روي كلمه واقعاً، تأكيد كردم، منظور اين است كه بسياري از خودروهاي دست دوم، از لحاظ سوخت و ساز، شتاب و موارد فني از خودروهاي جديد بهتر هستند. پس اولويت حذف خودروها، با خودروهاي واقعاً فرسوده يا آلاينده مي باشد.
و اما در كنار بهبود حمل و نقل عمومي و رواج مترو، اتوبوس، تراموا و قطارهاي شهري و شبكه هاي تاكسيراني بايد در مورد بنزين تجديد نظر كرد. در همه جا قيمت بنزين گران است و اتومبيل ارزان و مردم از خودروهاي خود فقط در موارد اضطراري و يا مسافرت هاي بيرون شهري استفاده مي كنند، اما در كشور ما برعكس، خودرو وسيله اي سودآور براي توليدكنندگان آن شده است و بسيار گران به دست مردم مي رسد. اما بنزين بسيار ارزان است و نتيجه اش وضع آشفته ترافيك شهرهايي مثل تهران و كرج مي باشد. بياييد به خاطر منافع عمومي، در اين مورد تجديد نظر كنيم.
جعفر رستگار

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    آموزشي    |    انديشه    |    خارجي    |
|   سخنگاه آزاد    |    سياسي    |    شوراها    |    شهر    |    شهري    |    علمي فرهنگي    |
|   موسيقي    |    ورزش    |    ورزش جهان    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |