سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۳۱۱
زيبـاشـهر
Front Page

بازگشت
«سرچشمه» ساخته «كينگ ويدور» كه در سال ۱۹۴۱ در هاليوود ساخته شد، هنوز از مهمترين فيلم هاي راجع به معماري است. اين فيلم داستان معماري است كه در ابتدا به دليل تن ندادن به خواسته هاي عوامانه مشتريان سرمايه گذار، با فقر و بيكاري روبه رو است
003042.jpg
در فيلم «يك هفته»، زن و مرد جواني (۱) كه تازه ازدواج كرده اند يك هفته فرصت دارند تا بر زميني كه مادرزن بخشيده و با قطعه چوب هايي براي يك بناي «خود - ساز»(Do it Your self) كه هديه پدر داماد است، خانه اي براي خود بسازند. مرد ديگري كه سوداي ازدواج را با زن دارد از روي حسادت و در فرصتي شماره قطعات چوب را عوض مي كند، زن و مرد جوان با مصيبت خانه را سر هم مي كنند، خانه اي كه با قطعات نا به جا برپا مي شود، بنايي است سر و ته و كژ و مژ، اما به هر حال خانه است. در آخر كار معلوم مي شود اين خانه بر زمين ديگري برپا شده است و زمين اعطايي به اين دو در جاي ديگري است. اين بناي كژ ديگر حتي سرپناه نيست. در دهه هاي اخير معماراني توانسته اند به نقد فضاهاي آشنا دست زنند و بناهاي كژوار طرح اندازند و شايد بنيان گذار اين مكتب را بتوان باستركيتون دانست.
از هنگامي كه عكاسي به وجود آمد، زواياي جديدي از فضاي معمارانه و محيط مصنوع كشف شد. نقش عكس در ثبت منظره ها، بازي نور و سايه و نمايش مجدد آن به معماران آنچنان اهميت يافت كه در همه مدارس معماري از اين امكان جديد براي آشنا كردن دانشجويان با فضا استفاده شد و عكاسي در زمره درس هاي مدارس معماري درآمد. اما هنگامي كه برادران لومير نيز موفق شدند بيست وچهار فريم متوالي را بر پرده سفيد از مقابل چشم بگذرانند، هنري پديد آمد كه قرابتي هيجان انگيز با معماري دارد، فيلم برخلاف عكس، زمان دار و متحرك است و مانند معماري از توالي مناظر و حوادث ساخته مي شود، تفاوت معماري و فيلم در اين است كه در اولي امكان انتخاب زاويه ديد براي بيننده وجود دارد، ليكن در دومي اين انتخاب توسط فيلمساز قبلا انجام گرفته است، به همين دليل درك معماري فاقد آغاز و انجام است و فيلم شروع و پايان دارد.
پيوند
خويشي سينما و معماري باعث شده است كه خيل بسياري از كارگردانان موفق سينما را كساني تشكيل دهند كه يا معمار بوده اند، يا از پيش به معماري توجه داشته اند، به فرتيس لانگ و كاردل ريد مي توان اشاره كرد، همچنين در ايتاليا بسياري از معماران تحت تاثير «لوچينوويشلونتي و آنتونيوني»اند كه بناها و شهرها را در قلب فيلم هاي خويش مي نشاندند. سنتي كه توسط «برناردو برتولوچي» پي گرفته مي شود. «نيكلاس ري» درباره عشق خود به سينماسكوپ بارهاگفته است كه «اين عشق با گذران چند ماه در گستره افقي [فرانك لويد ] رايت (معمار آمريكايي) در تاليزين غربي جوانه زد.»
پس از مرگ يادداشتي از رايت در ميان كاغذهايش پيدا شد. او نوشته بود اگر بنا باشد فيلمي از زندگي اش ساخته شود، آرزو دارد اين فيلم را جان هوستون (فيلمساز) بسازد، رايت خانه اي را كه جان هوستون براي خود طراحي كرده و ساخته بود، ديده و آن را بسيار تحسين مي كرد، شايد دليل انتخاب رايت همين بود. رايت يك فيلمساز آماتور نيز بود. او يك فيلم شانزده ميلي متري از ساختمان هاي لاركين در بوفالو ساخت كه در آن آجرهاي قرمز را از اين برج به آن برج دنبال مي كرد، قسمت هايي از اين فيلم، در فيلم «معماري رايت» ساخته موراي گريگور آمده است.
رم كولهاس برخلاف قاعده از فيلمنامه نويسي و فيلم سازي به معماري روي آورد و امروز معمار و شهرساز مشهوري است. او مي گويد: «كار من هنوز فيلم سازي است، شگفتا كه تفاوت اندكي بين اين دو - معماري و سينما - وجود دارد، فكر مي كنم هنر يك فيلمنامه نويس به تصور درآوردن توالي صحنه هايي است كه حالتي از تعليق و زنجيره اي از حوادث را شكل مي دهد...»
او اضافه مي كند: «بيشترين دقت من هنوز نيز صرف مونتاژ مي شود... مونتاژ فضا.»
همانگونه كه گفته شد، مهمترين وجه مشترك بين سينما و معماري «پيوند» است، عناصر پيوند در هر يك، بسته به ذات فيزيكي و فن آنها، متفاوت است، ليكن تا حدود زيادي از ساختاري مشترك برخوردارند. مهمترين عنصر پيوند فضا، در معماري «راه» و «راهرو» است، خروج از هر «فضا» بر «فضاي» ديگر از «راه» و «راهرو» و به واسطه «در»، «دروازه»، «طاق» و عناصري از اين دست صورت مي گيرد، شايد اين امر در سينما به ترتيب «عبور»، روشن شدن و محو شدن در شكل كلاسيك و ترفندهاي ديگر در تدوين هاي جديد است. گاه اين عناصر عينا با عنصر معماري بيان مي شود، گاه از عناصر دراماتيك و روش هاي فيلمبرداري استفاده مي شود و گاه تركيبي از هر دو به كار مي آيد. براي  مثال در فيلم «درخشش» به كارگرداني «استنلي كوبريك» كه در سال ۱۹۸۰ با بازي جك نيكلسون تهيه شد، از عنصر تركيبي (فضايي - دراماتيك) براي پيوند يا تدوين فيلم استفاده شد. داستان اين فيلم قصه نويسنده اي است كه دچار عدم تعادل روحي است و در هتلي خالي از مسافر همسر وحشت زده و پسر خردسال خود را مورد تهديد قرار مي دهد. نقش عنصر پيوند صحنه هاي مختلف فيلم را، راهروي طويل هتل به عهده دارد و هم زمان حركت سريع پسر خردسال با يك سه چرخه در طول اين راهرو پيوند دراماتيك بين صحنه هاي فيلم را برقرار مي كند.
حركت پسر خردسال در طول اين راهرو با باز شدن درهايي به اتاق هاي مختلف هتل كه در هر يك از آنها صحنه اي از صحنه هاي فيلم گشوده مي شود، پيوند ميان صحنه ها را برقرار مي كند.
علي رغم فضاهاي بسيار كابوس واري كه صحنه هاي مختلف اين فيلم را ساخته است، شگرد استادانه كوبريك در تدوين فيلم و پيوند بين صحنه ها با استفاده از عناصر واقعي و ملموس، پرداختي بسيار استادانه به فيلم داده است.
تنوع عناصر پيوند دهنده صحنه هاي مختلف به تعداد فيلم سازان مختلف وجود دارد و ذكر گونه هاي ديگري از اين فضاسازي ها در اينجا لازم نيست. تنها تاكيد بر اين نكته جايز است كه توفيق بيشتر فيلم هاي مهم و فيلم سازان مطرح و صاحب سبك مرهون استفاده دقيق، به جا و استادانه از عناصر پيوند، به صورتي است كه خود اين عناصر در ساختار فيلم دخالتي مثبت و دراماتيك پيدا كنند.
همان گونه كه در معماري نيز چنين است. هر گاه در يك اثر معماري نيز فضاي ارتباطي از خصوصيات لازم، فضايي تهي شود و صرفا به يك فضاي عملكردي تبديل شود، بسياري از وجوه مثبت را نيز گمرنگ خواهد ساخت. استفاده از عناصري مانند حركت چرخ هاي قطار، مناظر اطراف يا از اين قبيل، براي پر كردن فواصل بين صحنه ها گرچه در اولين فيلم هايي كه از اين شگرد استفاده كردند تا حدودي نو بود، ليكن ديگر به يك فرمول خسته كننده تبديل شده ويادآور راهروهاي بي خاصيت، طويل و يكدست ساختمان هاي اداري كسل كننده است.
علاوه بر مساله عناصر پيوند صحنه ها و ورود و خروج از صحنه هاي مختلف، تركيب توالي صحنه ها نيز اهميت اساسي دارد، سينما، معماري و همچنين موسيقي در اينجا از مشابهت هاي ديگري برخوردار مي شوند. حركت از يك صحنه بلند به صحنه اي كوتاه يا صحنه اي با ضرباهنگ سريع و تند به صحنه اي با آهنگ آرام يا هر شگرد ديگري از اين دست ساختار موفق يا ناموفق يك فيلم را خواهد ساخت. البته روش و الگوي خاصي براي اين منظور وجود ندارد. اين خلاقيت يك فيلم ساز است كه تركيب توالي صحنه ها را شكل مي دهد، همانگونه كه تركيب خلاق فضاهايي كه احساسات متفاوتي در بيننده برمي انگيزند موضوع معماري است.
نقد
ارتباط بين معماري و سينما فراتر از خويش ذاتي آنهاست، سينما كه تخيل در آن بي  حد و مرز است مي تواند ابزاري مهم براي تحول معماري باشد، سينما مي تواند به نقد معماري ومحيط مصنوع بپردازد و زيبايي ها و زشتي هاي پنهان آن را برجسته و نمايان سازد. زيبايي بسياري از فيلم ها، مرهون همين نكته است . فيلم سازان، توان آن را دارند كه قوه درك بيننده را تحت تاثير قرار دهند و داشتن پيراموني معمارانه تر را با افسون فيلم به آرزو و خواست بينندگان تبديل كنند.
انتقاد از قدرت، بيشترين سهم را در سينما پيدا كرده است. يكي از اولين شمايل هاي قدرت در فيلم هاي تخيلي - علمي و البته موثرترين آنها، تصوير شهر است. اقتدار و قدرت وابسته به آن در بناها، خيابان ها و سازمان هاي شهري به تصوير كشيده مي شود. تصويرهاي بدون مرز شهرهاي آينده، وابسته به ازدحام و از خود بيگانگي كارگران و وابستگي آنها به ماشين هاي غول پيكري كه زندگي آنها را اداره مي كند، از «متروپوليس» (ساخته) فريتزلانگ به بعد همواره در بيشتر فيلم هاي تخيلي - علمي حضور پيدا كرده است.
فساد و گنديدگي شهرهاي بزرگ، پدرخوانده تمام شيطان هايي است كه سينما تخيلي - علمي بدان مي پردازد.« ابر شهر» بي زمان در سينماي تخيلي -علمي حضور يافته است. حضور كه با برج هايي برفراز شهر شكفت(مانند شهرهاي واقعي!). با ابعاد غول آسا، لوكس و اشكال عجيب، تمثيل مكاني از تجمع سلطه و اقتدار شده اند.
انتقاد از شهر و نمادهاي جديد شهري، منحصر به فيلم هاي علمي -تخيلي نيست، آسمان خراش، اين نماد قدرت و آنچه كه در ابتداي ساختش به عنوان «كليساي تجارت» از آن نام برده مي شد، بعدها به نماد تبهكاري و فساد تبديل شد. آسمان خراش ها همچون سلف اسطوره اي خويش،«برج بابل» به بهشت نمي رسيدند. دنياي آسمان خراش ها دنيايي بود كه در آن ساكنان طبقات مختلف از درك يكديگر عاجز بودند. سينما از آسمان خراش ها، ايكاروسي ساخت كه در آن بالا، بال هاي فرهنگ اخلاق، در دست تبهكاران و مديران ديكتاتور شركت هاي بزرگ مي سوخت.
انتهاي سر به آسمان كشيده آسمان خراش جايي است كه «كينگ كونگ»، اين قدرت وحشي از قفس گريخته، بدان پناه مي برد و هدف تير هواپيماها قرار مي گيرد.
در فيلم «آسمان خراش جهنمي» آتش سوزي در شب افتتاح يك آسمان خراش لوكس بهانه است براي نشان دادن سود جويي ها و فساد و زندگي كسالت آور طبقه اي كه در طبقات بالاي اين آسمان خراش بدام افتاده اند. فيلم «جان سخت» نيز ترجمان ديگري از اين موضوع است. فيلم هاي بسياري با نماد قدرت و فساد در آسمان خراش ها ساخته مي شود. سينما، بي رحمانه به اين شيوه معماري و شهرسازي مي تازد.
بيانيه
فيلم هاي بسياري مستقيما معماري را موضوع خويش كرده اند. «سرچشمه» ساخته «كينگ ويدور» كه در سال ۱۹۴۱ در هاليوود ساخته شد، هنوز از مهمترين فيلم هاي راجع به معماري است. اين فيلم داستان معماري است كه در ابتدا به دليل تن ندادن به خواسته هاي عوامانه مشتريان سرمايه گذار، با فقر و بيكاري روبه رو است. سير حوادث، او را با صاحب يك موسسه بزرگ انتشاراتي آشنا مي كند كه مانند اين معمار، خود آرزوها و خواسته  هايي بلند در سر دارد.
اين آشنايي، به رونق كار معمار مي انجامد و سفارش هاي بسياري را انجام مي دهد. سرمايه گذار در يك مجموعه بزرگ از نقشه ها عدول مي كند و خود به ساختمان ها چيزي مي افزايد و مي كاهد. معمار كه معتقد است « اثر معماري متعلق به معمار است و نه سرمايه گذار» مجموعه را با ديناميت تخريب مي كند. معمار در محاكمه اي كه برپا مي شود به كمك مقالاتي كه از او در نشريه دوستش انتشار مي يابد، پيروز مي شود. شخصيت «هوارد رورك» معمار كه نقش او را «گري كوپر» بازي مي كند، سال ها الگوي معماران قرار گرفت. رورك در اين فيلم مي گويد:«معماري جشن فضاست» اين فيلم علاوه بر معرفي معماري و تلاش معمار براي احقاق حقوق خود، در فضاسازي نيز موفق است و نشان مي دهد كه كارگردان از قدرت درك معماري برخوردار است.
به هر حال اين فيلم بيش از اين كه راجع به معماري باشد، بيانيه اي است درباره هنرمند. اين موضوع در جلسه دادگاه در دفائيه هوارد رورك از خود كاملا مشخص است. رورك در مقام يك هنرمند فردگرا، بيانيه خود را در دادگاه ارايه مي دهد و در قسمتي از دفاعيه اش مي گويد: «انسان بدون ابزار به زمين ظاهر شد، مغزش تنها سلاحش بود. ذهن يك صفت فردي است، چيزي به عنوان مغز جمعي وجود ندارد. ذهن استدلالي، اجبار نمي پذيرد. نمي تواند مطيع نيازها، عقايد و آروزهاي ديگران باشد.» او اضافه مي كند «خلاق بر قضاوت خود ايستاده است- طفيلي عقايد ديگران را دنبال مي كند. خلاق فكر مي كند- طفيلي رونويسي.
خلاق توليد مي كند - طفيلي به غارت مي برد.
خلاق در فكر استيلا بر نيروهاي طبيعي است- طفيلي در فكر استيلا بر انسان.»
رورك اضافه مي كند: «به تاريخ نگاه كنيد، هر دستاورد بزرگي، از كار مستقل يك ذهن مستقل به دست آمده است. هر وحشت و تخريبي ناشي از تلاش براي مجبور كردن آدمي وساختن ابزاري بدون مغز از انسان است.»
الهام
در آخرين صحنه فيلم، «سرچشمه» نامزد رورك از بالابري كه بر بدنه آسمان خراش در دست ساخت نصب شده است بالا مي رود و باد موها و دامنش را به اهتزاز در مي آورد. (شايد اين صحنه الهام بخش معماراني شد كه بعدها آسانسور شيشه اي را بر ديوار آتريوم هاي بزرگ هتل ها، بناهاي اداري و تجاري ساختند). نحوه فيلمبرداري از پايين، از معمار با قدي بلند و چهره مصمم، در حالي كه در بام ساختمان در انتظار نامزد خود است، نمادي از قدرت مي سازد، قدرتي كه بايد در آسمان خراش، اين فرم جديد معماري آمريكايي، متجلي شود.
آينده
سينما و معمار وجه مشترك ديگري نيز دارند هر دو، اين روزها شيفته فن آوري بسيار پيشرفته اند. نسل جديدي از فيلم هاي فضايي - دنباله فيلم هايي «چون جنگ ستارگان» نوع ديگري از برخورد با فضا و امكانات معماري را بر مي گزينند.
سينماي تخيلي - علمي، جلوه هاي ويژه، قدرت، عمق و شور بيشتري دارد.
زمينه فانتزي اين نوع سينما و دوري از زشتي هاي پر اعوجاج واقعيت، اجازه مي  دهند كه صحنه ترجمان ساده تري نسبت به توجهات تشريحي از عناصر بي روح داشته باشد و زمينه بدون واسطه به هنرپيشه اصلي تبديل شود.
«اوديسه فضايي» ساخته استانلي كوبريك يا «ژرفا» از اسپيلبرگ را مي توان از اين زمره دانست.
ادامه بسيار فن آورانه اين فيلم ها از تكنيك هاي كامپيوتري استفاده مي كنند. دنياي «واقعيت مجازي» سرنوشت آينده بسياري از فيلم ها را رقم مي زند. اين تكنيك خواه ناخواه جاي سينماي نه چندان موفق پرده هاي بسيار عريض، فيلم هاي سه بعدي، سالن هايي با صندلي چرخان و غيره را خواهد گرفت. فضاي جديدي گشوده مي شود تا بيننده سينما در انتخاب زاويه و توالي صحنه ها و شايد داستان فيلم آزادي پيدا كند. معماري نيز توان آن را خواهد يافت كه پيش از ساخت به دقت و در ابعاد واقعي جلوه هاي فضايي را كه طرح ريزي كرده است، به چشم ببيند، به نظر مي رسد خويشي بين سينما و معماري بيش از پيش تعميق مي شود و دنياي تخيل بر روي هر دو بازتر مي شود.
پيشگويي 
سينما كه در ابتدا با به نمايش در آوردن آثار دور از دست به عنوان ابزاري براي انتقال مفاهيم معماري يا آموزش معماري شناخته مي شد، مي رود كه جزو تجزيه ناپذيري از شناخت فضا - زمان و به عبارت ديگر جزيي از مفاهيم ذاتي معماري شود. دنياي آينده، با هر نامي كه بر آن بگذاريم، تفاوتي اساسي با تمدن صنعتي خواهد داشت. حاصل تمدن تخصص گرايي بود و ما بار ديگر شاهد به وجود آمدن انسان هايي جامع خواهيم بود. ظهور مجدد «شمن»ها دور از انتظار نيست. كساني كه به امكانات به دست آمده تسلط خواهند داشت و عرصه خلاقيت آنها محدود به زمينه اي خاص نيست، شايد تركيب متفاوتي از سينما- معماري، موسيقي - كامپيوتر و نوع جديدي از مواجهه با فضا را به وجود آورند.
۱- مرد باستر كيتون 
۲- مجلهA.D شماره ۱۱۲
۳- مجلهDomus شماره ۷۹۳
اطلاعات مربوط به فيلم ها و همچنين ترجمه نام آنها به فارسي، از كتاب فرهنگ جهاني فيلم تاليف بهروز دانشفر گرفته شده است.
ماهنامه «معماري شهرسازي» شماره ۳۸ و ۳۹

«ابرخشت» چيست؟
بهرام هوشيار يوسفي
چاپ گفت و گوي مهندس نادر خليلي در صفحه زيباشهر ۹ بهمن، پيرامون پيشنهادهاي وي براي بازسازي شهر «بم» و روش هاي ابداعي وي درهمين راستا، انعكاساتي نوعا مثبت را در بين مخاطبان و معماران ( علي الخصوص معماران جوان) به همراه داشت.
باتوجه به استقبال وسوالات خوانندگان در حواشي اين موضوع، شايسته ديديم توضيحاتي هرچند كوتاه ولي حتي الامكان گويا در مورد چند و چون يكي از روش هاي مهندس خليلي، موسوم به «ابرخشت»(Adobe super) داشته باشيم.
پايه و اساس ساختاري سيستم «ابرخشت» بر كيسه هاي شني با درازاي قابل تنظيم قرار گرفته است. اين امر از يك طرف باتوجه به دسترسي به اين نوع مصالح بدون مشكل عمده، موجبات تسهيلات در همه گير شدن سيستم را فراهم كرده است و از طرف ديگر باتوجه به انعطاف پذيري فرمي، به طرح معماري، قابليت مانور را در زمينه شكل دهي انحناهاي زيبا، موتيوهاي طبيعي و ساختار يك پارچه را مي دهد، اين همه به معناي توانايي استفاده از قالب و قاب براي شكل دادن، پيچ و تاب دادن فرم ها و بهره گيري از روند طراحي آلي يا ارگانيك در عين لحاظ شدن ويژگي هاي لازم به جهت سازه اي است. در يك كلام با روشي بسيار ساده ساختن يك خانه از ديوارها و سقف و پي و در كل آنچه «سفت كاري» مي ناميم به طور كامل با اين روش، قابل اجرا است.
003039.jpg
نحوه اجرا بسيار ساده است، ابتداپلان يا نقشه خانه مورد نظر و در ابعاد مطلوب تهيه مي شود. براي اين منظور، نادر خليلي خود تعدادي نقشه با تعداد اتاق ها و قابليت هاي متنوع را پيشنهاد مي كند، ولي در نهايت طراح يا سازنده بنا در اين زمينه قدرت انتخاب نيز دارد.
003027.jpg
003033.jpg
در حين اجرا هر جا لازم باشد در يا پنجره اي قرار گيرد، قابليت استفاده از قالب در سيستم ابرخشت به كمك ما مي آيد و به راحتي با قراردادن قالب هاي مذكور ( كه بعدا براي نصب درگاه ها و پنجره ها برداشته خواهند شد) فضاي خالي مورد نظر شكل مي گيرد.
003030.jpg
003024.jpg
003036.jpg
در نهايت، سازه ساخته شده با مصالح بوم آورد اندود مي شود.
بعد از انتخاب پلان، نوبت به پياده كردن آن بر روي زمين مورد نظر براي ساخت مي رسد، بعد از اين مرحله، رديف اول از ابرخشت روي پلان جاگذاري مي شود. كيسه هايي كه معمولا به صورت استاندارد براي اين هدف منظور شده اند در حين جاگذاري، با خاك مرطوب پر و كوبيده مي شوند و با روش بنايي « زنجيره پيوسته»(running bond) روي هم قرار مي گيرند. در اين بين، بين هر دو لايه از ابرخشت بعد از كوبش لايه پاييني، براي مهار كردن نيروهاي كششي، ۲ رديف سيم خاردار قرارداده مي شود، هدف از اين كار ايجاد نوعي سازه خود پشتيبان مقاوم در برابر نيروهاي كششي است.

راه سازي در چين
در مدت ۲ سال آينده، اعتباري به ميزان ۶۵ ميليارد يوآن جهت راه سازي روستايي در استان هاي شمالي چين به كار خواهد رفت.
دولت چين به علت ضعيف بودن راه هاي روستايي، چنين تصميمي را براي اين نواحي كه ۸۰ درصد مردم چين را در خود جاي داده، اتخاذ كرده است.
به گزارش چاينا ديلي، حدود ۱۷۴ پروژه راه سازي جهت ساخت ۵۰۳۰ كيلومتر جاده در ۱۱ شهر و ۱۱۴ استان به كار خواهد رفت. درحال حاضر ۱۰۲ شهر كوچك بدون آسفالت است.

نخلستان هاي بم رو به نابودي
بخش عمده اي از قنات هاي تاريخي شهرستان بم كه علاوه بر دارا بودن ارزش هاي تاريخي، تامين كنند آب شرب و كشاورزي اين شهرستان بودند، در اثر زلزله تخريب شده و ازبين رفته است. بخشي از مصارف آب شرب شهرستان بم و نيز منبع عمده آبياري درختان خرما و مركبات اين شهرستان از آب قنات ها تامين مي شده است و اين درحالي است كه هم اكنون باتوجه به مسدود و خشك شدن تعداد زيادي از قنات ها، محصولات كشاورزي در اين منطقه با بحران خشك شدن روبه رو شده است. محمد فكور پارس گفت: درحال حاضر وزارت جهاد و كشاورزي اقدامات اوليه براي احياي قنات ها را آغاز كرده است اما باتوجه به اينكه درحال حاضر بسياري از درختان خرما و مركبات شهرستان بم به علت كمبود آب درحال خشك شدن است،  اين اقدامات بايد با سرعت بيشتري انجام شود.

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   در شهر  |   درمانگاه  |   زيبـاشـهر  |
|  سفر و طبيعت  |   طهرانشهر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |