پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۳۵۶
تهرانشهر
Front Page

هجوم مردم به شعبه هاي بانك
چه كسي پشت فرمان «الگانس» مي نشيند؟
شايد شما هم جزو آن گروهي باشيد كه هر چه پول داشتند جمع كردند و يك حساب يا چند حساب را در اين بانك باز كردند و از همين الان هم براي روز قرعه كشي و اعلام نتايج روزشماري مي كنند و نقشه هاي زيادي براي آن ماشين سياه جذاب كشيده اند
005694.jpg
يكشنبه شعبه هاي يكي از بانك ها شلوغي كم نظيري را تجربه مي كرد. آخرين مهلت براي افتتاح حساب و شركت در قرعه كشي و بردن الگانس و كلي جايزه ديگر، مردم زيادي را به شعبه هاي اين بانك كشانده بود. صف هاي طولاني و شلوغ و آدم هايي كه مدت ها منتظر رسيدن نوبتشان بودند. حتي بعضي شعبه ها، يكي دو ساعت مانده به پايان ساعت كاري، از پذيرفتن مشتري هاي جديد خودداري كردند. چون فرصت رسيدگي به همين تعداد مشتري ها را هم نداشتند. حتي اعلام تمديد مهلت افتتاح حساب، تاثير چنداني بر روي شلوغي نداشت. الگانس حسابي هوش از سر همه ربوده بود.
اين روزها شايد با اين جمله ها زياد روبه رو شده ايد و حتي خودتان گوينده يكي از آنها بوده باشيد: «يعني مي شود الگانس را ما ببريم؟»، «تا چند ماه ديگر با الگانسم خدمتتان مي رسم!»، «برويم چند تا حساب باز كنيم، حداقل يكي از ماكسيماها را كه مي بريم!»، «هي عكس الگانس ما را اين ور و آن ور مي چسبانند بي اجازه ما! ».شايد شما هم جزو آن گروهي باشيد كه هر چه پول داشتند جمع كردند و يك حساب يا چند حساب را در اين بانك باز كردند و از همين الان هم براي روز قرعه كشي و اعلام نتايج روزشماري مي كنند.حتي خواب و خيال و آرزوهايتان هم رنگ الگانسي گرفته. نقشه هاي زيادي براي آن ماشين سياه جذاب كشيده ايد. مدتي لذت سواري آن را تجربه مي كنيد و بعد هم آن را مي فروشيد. نگه داشتن اين ماشين خطرناك است. ممكن است يك دزد نابكار بلايي سرش بياورد. پس زودتر بايد مشتري براي آن پيدا كنيد. البته اين الگانس خواهان زيادي دارد. خيلي ها آرزوي سوار شدن آن را در سر دارند. به هر حال بنز است ديگر. پيكان و پژوآردي و اين حرف ها كه نيست. پس اصلا مي توانيد مزايده بگذاريد و به بالاترين قيمت  آن را بفروشيد. با پولش چه كارهايي كه نمي توانيد بكنيد. يك خانه درست و حسابي مي خريد و از اين دربه دري خلاص مي شويد. يك پژويي، زانتيايي، چيزي هم زير پايتان مي اندازيد. بقيه پول ها را هم در بانك مي گذاريد يا سرمايه گذاري مي كنيد و سودش را مي بريد. راستي تا يادتان نرفته، اولين كار گرفتن حال صاحبكار فلان فلان شده است كه هر بلايي خواسته سر شما درآورده. حقتان را خورده، حقوقتان را عقب انداخته و شما هم به هزار دليل دم بر نياورده ايد. يك دسته اسكناس تانخورده سبز با خودتان ببريد و با يك لبخند جانانه، پول ها را به طرف صورتش پرت كنيد. راستي پدر پيرتان را هم يادتان نمي رود. پيش او مي رويد و مي گوييد ديگر نمي خواهد كار كنيد. ديگر آخر ماه جلوي زن و بچه هم شرمنده نيستيد. دختر نازتان را با خود به فروشگاه هاي بالاي شهر مي بريد و هر چه مي خواهد براي او مي خريد...
آن داستان قديمي را كه يادتان هست. همان مردي كه يك كوزه روغن داشت و در خواب و خيال فرو رفت و گفت با فروش اين روغن ها، دو تا گوسفند مي خرم و سال بعد يك بره دارم و خلاصه بعد چند سال صاحب گله اي مي شوم و اهل و عيالي. ولي بايد مواظب باشم پسرم خوب تربيت شود. اگر كار نادرستي كرد با همين چوب چنان مي زنمش كه ... با همان چوب در دست بر كوزه روغن زد و روغن ها بر زمين ريخت و مرد ماند و آرزوهاي بر باد رفته.
اين جايزه  هاي بزرگ بدجوري مردم را در خواب و خيال فرو برده. عده اي پول هاي خود را سر چهارراه ها خرج برگه هاي ارمغان بهزيستي مي كنند. شايد پس از پاك كردن روي برگه، شكل ها شبيه هم شود و جايزه چند ميليوني نصيب آنان شود. عده اي وقت زيادي را صرف شماره گرفتن و شركت در مسابقه هاي مختلف تلويزيوني مي كنند تا از جايزه هاي آن بهره اي ببرند. اين تب يك شبه پولدار شدن و از شر مشكلات رها شدن بدجور دارد فراگير مي شود. وقتي راه هاي پيشرفت در جامعه به دلايل مختلف داراي پستي بلندي هاي زيادي باشد وحتي به بن بست بخورد، وقتي روحيه تنبلي در جامعه گسترش يافته باشد، وقتي ارزش كار كردن و زحمت كشيدن هر روز كمتر جلوه كند و هزار دلايل ديگر، آن وقت اين خواب و خيال ها شايع مي شود و جوايز چشمگير يك بانك، جامعه را تحت تاثير خودش قرار مي دهدو الگانس داخل روياهاي خيلي از ماها مي شود. معلوم هم نيست در اين مدت، چقدر از فرصت هاي روبه رويمان را از دست مي دهيم. چون دود الگانس بدجور جلوي چشم همه را گرفته است.
البته بهتر است اينقدر بدبينانه هم نگاه نكنيم. درست است كه تا چند ماه ديگر و با قطعي شدن جوايز، اين خواب و خيال ها و روياها تمام مي شود و آدم ها دوباره به دنياي واقعي باز مي گردند ولي حداقل در اين مدت كوتاه در دنياي رويايي خودشان زندگي كرده اند و با اميد بيشتري به زندگي ادامه داده اند. حتي اگر اين دنيا خيالي بيش نباشد.

براي آنها كه تا حالا يك شب هم در بيابان نخوابيده اند
جشنواره كوير؛ يك تجربه تازه
005700.jpg
احتمالا شما هم از جمله افرادي هستيد كه تا حالا يك شب هم در بيابان نخوابيده و طبيعت گردي در كوير براي تان قدري خنده دار به نظر مي رسد.
اما جالب است بدانيد كه قرار است، نخستين جشنواره  سراسري كوير ۱۲ خرداد در محل كانون پرورش فكري - مركز آفرينش هاي هنري تهران برگزار شود.
به گزارش ايسنا، رامين قربانپور - دبير جشنواره در اين باره گفت: در اين جشنواره توانمندي هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و گردشگري هشت استان كويري كشور در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
وي همچنين گفته است كه: البته ظاهرا منظور ايشان از كوير، بيابان است. اما فقط وي نيست كه اين واژه را با هم اشتباه مي كند. براساس برنامه تدوين شده براي اين جشنواره، هر يك از استان هاي كويري كشور داراي يك روز ويژه در اين جشنواره خواهند بود و به ترتيب در ايام برگزاري ويژه  استان هاي تهران، قم، سمنان، كرمان، فارس، خراسان، اصفهان، سيستان و بلوچستان و يزد در جهت ارائه  توانمندي ها و امكانات برگزار مي شود.
وي خاطرنشان كرد: كوير و جاذبه ها و توانمندي هاي آن در كشور تاكنون مورد توجه جدي قرار نگرفته است و برپايي اولين جشنواره  سراسري كوير فرصت مناسبي براي ارائه  تمامي اين قابليت ها و زمينه ساز آشنايي عمومي مردم با كوير و گنجينه هاي نهفته آن است.
وي تاكيد كرد: در اين جشنواره برنامه هاي ويژه اي نيز براي آداب و سنن بومي و محلي، هنر و معماري و موسيقي، صنايع دستي،  غذاها و پوشاك محلي، چهره هاي شاخص و مفاخر استان هاي كويري و نمايش پيش بيني شده كه در هر يك از روزهاي جشنواره متناسب با روز هر استان به اجرا در خواهد آمد. در كنار اين جشنواره تورهاي كوتاه مدت نيز براي آشنايي نزديك تر علاقه مندان با كوير و طبيعيت آن برنامه ريزي شده است كه مي توان به تورهاي يك روزه  صحرا، اتومبيل سواري و شترسواري در كوير اشاره كرد.
سعي شده است با همكاري وزارتخانه هاي كشور، فرهنگ و ارشاد اسلامي، جهاد كشاورزي، استانداري هاي استان هاي هشت گانه و سازمان ملي جوانان، سازمان ميراث فرهنگي و مراكز ايرانگردي و جهانگردي بر غناي جشنواره افزوده شود.
دانستن اين نكته آخر البته موجب دگرگوني اساسي در زندگي شما نمي شود ولي خبر ما بدون آن كامل نمي شد.

بازتاب يك گزارش
005697.jpg
نوشتن مقدمه براي بازتاب يك گزارش نياز به وسواس ندارد. چند خطي كه مي خوانيد حرف هاي خانواده مرحومه «پريوش شريفي پور» هستند. به خاطر نمي آوريد؟ همان خانمي كه در خيابان كارگر پس از برخورد با موتور و كاميون جان سپرد و پيكر بي جانش ۱۰ ساعت روي زمين ماند. بارديگر ماجرا با تماسي تلفني آغاز شد. اينبار صداي همسر مرحومه پريوش شريفي پور به گوش رسيد. او مي خواست ما را ببيند و حرف بزند رفتيم و حرف هايش را شنيديم.
فكر مي كنم اين حق من باشد كه در روزنامه شما حرف هايم را بزنم. من درگير مراسم خاكسپاري همسرم بودم كه يكي از اقوام تماس گرفت و گفت روزنامه همشهر ي را حتما بخوان. خيلي خوشحالم كه در آن شرايط توانستم چند نسخه از روزنامه را تهيه كنم. تنها پس از خواندن گزارش شما بود كه در جريان خيلي مسايل قرار گرفتم. مي دانم كه با اين حرف ها نمي توانم همسرم را به فرزندانش بازگردانم اما فكر مي كنم پيگيري اين ماجرا براي تكان دادن مسوولان لازم باشد. به هر حال اين اولين حادثه و آخرين حادثه رانندگي در تهران نيست. من سوالاتي دارم كه بايد پاسخ آنها را پيدا كنم.
هميشه خودم همسرم را براي مداوا به بيمارستان مي بردم. آن روز صبح از خواب بلند شد و گفت خودم مي روم. رفت و اين حادثه پيش آمد. من از سرنوشت گلايه اي ندارم. به هر حال هر كسي به شكلي از اين دنيا مي رود گلايه من از مسوولان است كه در پيگيري ماجرا و اطلاع رساني كوتاهي كردند.
آقاي عسگري از دخترش خواست تاكيف مادرش را كه روز حادثه همراش بوده برايش بياورد.
به اين كيف نگاه كنيد. داخل آن دفترچه تلفن اش و مدارك پزشكي اش بود اما هيچ كس پس از وقوع حادثه ما را در جريان نگذاشت. من مي  خواهم بدانم در چنين حوادثي چه كسي مسوول پيگيري ماجرا واطلاع رساني به خانواده هاست؟ آن روز ساعت ۱۹ بود كه از كلانتري با تلفن همراهم تماس گرفتند. تلفن را آن روز به دخترم داده بودم. كسي كه از كلانتري تماس گرفت از دخترم خواسته بود تا حتما همراه من به كلانتري بيايد. دخترم تماس گرفت و گفت اتفاقي براي مادر رخ داده و بايد به كلانتري برويم. پيش خودم فكر كردم و متوجه شدم كه حتما اتفاق خيلي بدي رخ داده. به هر حال همسرم اگر با كسي درگير شده بود يا مثلا كسي كيفش را زده بود حتما تا آن ساعت خودش اطلاع مي داد. همراه دخترم به كلانتري رفتم و آنجا نگذاشتم دخترم داخل شود. در دفتر رئيس كلانتري متوجه شدم كه تصورم اشتباه نبود. به من تسليت گفتند و دنيا روي سرم خراب شد. وقتي كه كمي به خودم آمدم سراغ جسد همسرم را گرفتم كه گفتند در پزشكي قانوني است.
صحنه حادثه را برايم توضيح دادند و گفتند موتور سوار و راننده كاميون هم بازداشت شده اند. آن روز من تصور كردم كه جسد را بلافاصله پس از حادثه از روي زمين برداشته اند و برده اند اما پس از مطالعه گزارش همشهري بود كه متوجه جزئيات ماجرا شدم.
خانواده عسگري چند روز پس از وقوع حادثه با ماجرا منطقي برخورد كردند. آنها حاضر به گذشت از مقصر حادثه هستند اما...
براي من مهم است كه مقصر حادثه كمي تنبيه شود تا درآينده با زندگي مردم بازي نكند اما اگر حتي توان پرداخت ديه را نداشته باشد حاضرم از حقم بگذرم. من اصلا نيازي به پول ندارم. مهم اين است كه مسوولان جواب سوالات مرا بدهند. مگر غير اين است كه مي  گوييم مرده نبايد روي زمين بماند؟ چرا پيكر بي جان همسر من روي زمين ماند؟ چرا به اين راحتي با احساسات مردم بازي مي كنند؟ مي  خواهم بدانم چه كسي مسوول پيگيري چنين اتفاقاتي است؟ نيروي انتظامي؟ پزشكي قانوني؟ پليس؟يا مردم؟ خدا را شكر كه دو نفر پيدا شدند تا پيكر همسرم را از وسط خيابان به پياده رو بكشانند. چرا بايد آمبولانس پزشكي قانوني تا بالاي سر جسد بيايد و هيچ كاري نكند؟ آيا از مرده امضا مي خواستند؟ چه كسي بايد پاسخ سوالات ما رابدهد؟
... و گلايه هاي خانواده آقاي عسگري پاياني نداشت.

صبح تا شب
جواد رسولي 
سينما
مارمولك را امروز و فردا مي توانيد در سينماهاي استقلال، سپيده، پايتخت، فرهنگ، جوان و مركزي تماشا كنيد. كما پيشتاز جدول فروش در عصر جديد ۱، سروش، فرهنگ، بهمن، ميلاد، جمهوري و فلسطين نمايش داده مي شود. آخرين ساخته عليرضا داوودنژاد يعني ملاقات با طوطي را هم مي توانيد در سينماهاي آفريقا، دهكده، ايران، عصر جديد ۲، شقايق، تهران و بهمن تماشا كنيد. بوتيك هم هنوز در چند سينما از جمله قدس، ايران ۳، پارس، عصر جديد ۳ و گلريز روي پرده است.
اگر مايل بهديدن فيلم خارجي هستيد شهر ساحلي، ۱۹K- و بچه جاسوس هاي ۲، فيلم هاي خارجي روي پرده هستند. شه ساحلي در سينما فرهنگ ۱، رودكي، صحرا و ايران ۳ روي پرده است (سانس آخر)، ۱۹K- را در فرهنگ ۲ و مركزي مي توانيد تماشا كنيد. بچه جاسوس ها هم در سينما استقلال، آستارا، تهران ۲، كريستال ۱ و سپيده نمايش داده مي شود (سانس آخر اين سينماها).
موسيقي 
بعد از انتشار موسيقي متن فيلم هاي سه گانه كريستوف كيشلوفسكي (آبي، سفيد، قرمز كه آهنگسازي شان بر عهده زگنبيف پرايزنر بود، حالا موسيقي متن يك فيلم دوست داشتني ديگر اين فيلمساز لهستاني به نام «زندگي دوگانه ورونيك» هم در بازار موسيقي ايران منتشر شده است. آهنگ هاي اين يكي را هم پرايزنر ساخته كه يكي از زيباترين موسيقي هاي متن فيلم هاي كيشلوفسكي است به خصوص موسيقي صحنه مرگ ورونيكا كه يك جور اپرا است و پرايزنر با دقت و مهارت آن را تصنيف كرده است.
تئاتر
در سالن چهار سوي مجموعه تئاتر شهر چند روز است كه نمايش «تيغ كهنه» به نويسندگي و كارگرداني نادر برهاني مرند روي صحنه رفته است. تيغ كهنه داستان زندگي خانواده اي را در دو مقطع زماني سال ۱۳۲۲ و ۱۳۵۷ روايت مي كند. برهاني مرند همزمان براي شركت در جشنواره تئاتر امسال مشغول نوشتن نمايشنامه «تهران، زير بال فرشتگان» است.
نمايشگاه 
دومين نمايشگاه عكس عاشورائيان در اسلامشهر افتتاح شده است. اين نمايشگاه تا هفتم ارديبهشت ماه ادامه دارد و محل اش شهرك قائميه، فلكه دوم، جنب مجتمع جوانان، فرهنگسراي شهيد صارمي است. در اين نمايشگاه بيشتر از ۴۰۰ قطعه عكس با موضوعات نماز ظهر عاشورا، شور جواني در عزاي عاشورا، تعزيه خواني و ... به نمايش درآمده و قرار است به نفرات برتر هم جوايز نفيس اهدا شود.
در نگارخانه سعدآباد (خيابان ولي عصر، زعفرانيه، خيابان كمال طاهري) هم يك نمايشگاه آثار كولاژ پارچه برقرار است كه جان مي دهد براي سرگرم شدن در يك روز تعطيل آخر هفته. اين آثار كار خانم آن هلن هانوم پادوي، هنرمند نروژي است. اين خانم - اگر دوست داشته باشيد بدانيد - متولد ۱۹۴۲ است و تا به حال نمايشگاه هاي زيادي در شهرهاي مختلف اروپا برگزار كرده است. حدود ۳۰اثر از كارهاي آجيده كاري و تكه دوزي با پارچه هاي نخي، ابريشم و كتان اين هنرمند در نمايشگاه عرضه شده است.
كتاب 
نشر مركز امسال يك كتاب جديد ديگر از كارهاي جعفر مدرس صادقي را منتشر كرده است. نام كتاب هست «من تا صبح بيدار مي مانم» و برخلاف كتاب هاي اخير او ديگر يك مجموعه داستان كوتاه نيست و يك داستان بلند است. داستاني درباره يك دانشجوي درسخوان كه يكهو بر اثر يك تصادف زندگي اش به هم مي ريزد. اما اين فرآيند مثل كارهاي ديگر مدرس صادقي فرمي خاص و پر از جزئيات دارد كه براي توضيح دادن يا فهميدنش فقط بايد كتاب را خواند. قيمت كتاب ۱۰۰۰ تومان است.
تلويزيون 
امشب در برنامه سينما يك فيلم مردمان نازنين پخش مي شود كه آن را جاسمين ديزدار كارگرداني كرده. هيچ هنرپيشه مشهور توي فيلم بازي نمي كند، اما فضاي مفرح و طنزآلود فيلم قضيه را جبران مي كند. اين فيلم ساعت ۲۲از شبكه يك پخش مي شود. فردا بعدازظهر هم از همين شبكه مي توانيد فيلم كمدي جنگجوي پيروز را تماشا كنيد كه آن را مجتبي راعي ساخته و بازيگراني مثل اكبر عبدي و فاطمه گودرزي و فردوس كاوياني در آن بازي مي كنند. شبكه هاي ۳ و ۵ هم امشب ساعت ۳۰:۲۰ و ۳۰:۲۲ فيلم سينمايي پخش مي كنند. در ضمن ساعت ۳۰:۱۵ برنامه سينما ۴ هم تكرار مي شود.
فردا بعدازظهر بازي هاي فوتبال ليگ برتر كشور مستقيم از شبكه ۳ پخش مي شوند. بازي پرسپوليس و ذوب آهن بين اين بازي ها مي تواند ديدني باشد. سريال مهماني شوم (شبكه ۱ ساعت ۱۵:۲۲) و نقطه چين (شبكه ۳، ساعت ۳۰:۲۲) و پزشك دهكده (شبكه ۲، ساعت ۲۱) مجموعه هاي قابل توصيه براي فردا شب هستند.

كشف گردن بند ۷۵ هزار ساله
يك شوك ديگر به تاريخ وارد شد.صدف هايي توخالي در غار بلومبوس واقع در آفريقاي جنوبي كشف شده است كه ظاهرا در حدود ۷۵ هزار سال قبل مانند گردن بند يا تسبيح به نخ كشيده شده بودند. اين كشف بزرگ نشان مي دهد انسان ۳۰ هزار سال پيشتر از آنچه تصور مي شد از زينت آلات استفاده مي كرده است.
باستان شناساني كه در اين سايت واقع در سواحل اقيانوس هند به حفاري مشغولند در يك لايه رسوبي متعلق به عصر حجر ميانه ۴۱ صدف يافته اند كه همگي در يك محل سوراخ شده و نشان ساييدگي دارند. اين صدف ها كه در دسته هاي ۱۷ تايي چيده شده بودند احتمالا از نزديك ترين رودخانه در شرق يا غرب ساحل به اين غار آورده شده اند. ظاهرا اين آثار بر اساس اندازه انتخاب شده و توسط انسان هاي ساكن در اين منطقه سوراخ شده اند.
چند سال پيش، حفاران بلومبوس تكه هايي منقش از جنس اخرا و ابزارهايي استخواني را يافتند كه در واقع رديه اي بود بر نظريه تكامل رفتاري كه در آن زمان بسيار باب بود. بر اساس اين نظريه، انسان به لحاظ آناتوميك دست كم ۱۶۰ هزار سال قبل مدرن شده، اما تا ۴۰ يا ۵۰ هزار سال قبل رفتارهاي مدرن از خود بروز نداده است. اين در حالي است كه هنشل وود، مسوول حفاري در اين غار و همكارانش بر اين عقيده اند كه ابزارهاي استخواني مكشوفه نشان مي دهند رفتارهاي مدرن انسان به تدريج در عصر حجر ميانه از او سر زده است، نه زماني كه انسان از آفريقا به اوراسيا رفت.
غار بلومبوس حاوي آثاري باستاني از دو دوره ميانه و متاخر عصر حجر است. لايه هايي كه اين آثار را در بر گرفته اند آشكارا با لايه اي از شن و ماسه جدا شده اند كه حدود ۷۰ هزار سال قبل شكل گرفته است.

منم كوروش ...
«نامه ها» و «نشاني ها» را سال هاست كه مي خوانيم و هربار جاي «ري را» با يك اسم ديگر در رويا غرق مي شويم.
سيدعلي صالحي را با اين اشعار شناختيم، اما حسن شاعر معاصر اين است كه هر بار «نشاني» تازه براي شناسايي خود برجاي مي گذارد.
«منم كوروش، شهريار روشنايي ها» آخرين مجموعه اي است كه از سيدعلي صالحي منتشر شده. او در اين اثر كتيبه هاي هخامنشيان را بازسازي كرده است.
پس از بازسرايي كتاب مقدس اوستا، اين دومين كار تاريخي علي سيد صالحي به شمار مي رود. در مقدمه «منم كوروش، شهريار روشنايي ها» مي خوانيد:
« در آغاز كار جز مطالعه دوباره هدف ديگري پيش رو نداشتم و ابدا فكر نمي كردم نيروي نهفته و رازآلود اين يادگارهاي گرامي مرا به جانب بازسرايي مجدد فرابخواند، اما زماني متوجه اين اتفاق عجيب شدم كه گفتار كوروش كبير، بنيان گذار نخستين جامعه مدني و مولف و موسس منشور حقوق بشر را باز سروده بودم، هم از سر عشق و شوريدگي و هم از منظر و باور خويش.»
اين مجموعه كه در چهار دفتر به بازسرايي منشورهاي پارسوماش، پرشيا، شوشيانا و پاسارگاد اختصاص دارد، در ۱۵۵ صفحه و با قيمت ۱۵۰۰ ريال از سوي نشر ابتكار نو به بازار آمده است.

مردي از آسمان با حضور شهيدآويني
بعد از گذشت سالها از شهادت مرتضي آويني، احسان نمازي زاده و مجتبي سلطاني نژاد مشتركا نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند زندگي شهيد آويني با نام مردي از آسمان را به عهده گرفته اند. اين فيلم كه توسط بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس كرمان و حوزه هنري كرمان ساخته مي شود، در سه اپيزود توليد خواهد شد كه ندوين اپيزود نخست اين فيلم با عنوان «ميهمان اول» به پايان رسيده است. اين اپيزود حول محور سفر شهيد آويني به منطقه بشاگرد ميناب در سال ۱۳۶۰ است كه موجب ساخت فيلمي توسط شهيد آويني در خصوص اين منطقه محروم شد و موجبات خدمات بسياري براي رفع مشكلات معيشتي اين منطقه را فراهم آورد. گفتني است تصويربرداري اپيزود دوم مستند مردي از آسمان هم كه درباره بخش ديگري از زندگي شهيد آويني از سال ۴۱ تا ۴۹ در كرمان است، به زودي آغاز خواهد شد.

سومين نمايشگاه هنر جديد
يك خبر خواندني براي طرفداران هنر جديد. سومين نمايشگاه هنر جديد با تازه ترين آثار هنري از ۳۹ هنرمند در محل باشگاه دانشجويي به نمايش گذاشته مي شود كه اين آثار شامل گرايش هاي گوناگون هنر جديد از قبيل ويديو آرت، وب آرت، فتوآرت، چيدمان و ... است. ضمنا در كنار اين نمايشگاه، نمايشي در خصوص هنرهاي جديد با نمايش فيلم برقرار خواهد شد.نكته مهم تر اينكه حدود ۲ ماه مي توانيد از اين نمايشگاه بازديد كنيد.
اين نمايشگاه از روز ۸ ارديبهشت تا ۳۰ خرداد در محل باشگاه دانشجويي به نشاني خيابان انقلاب، خيابان ۱۶ آذر، معاونت فرهنگي دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. اگر وقت كرديد سري به اين نمايشگاه بزنيد. ضرر نمي كنيد.

دردسر شباهت به بن لادن
يك راننده فرانسوي به جرم تصادف با يك عابر پياده به سه ماه زندان محكوم شد. اين راننده با عابر به خاطر شباهتش با اسامه بن لادن تصادف كرد.
راننده ۳۵ ساله مقصر، قرباني مورد نظر خود را پس از گذشتن از چندين چراغ قرمز تا پياده رو دنبال كرد. عابرپياده با فاصله كمي، از مرگ خود جلوگيري كرد تا سرانجام ماشين با يك ديوار برخورد كرد.
وكيل اين راننده گفت كه موكلش بعد از حمله هاي تروريستي اخير به مادريد دچار شوك رواني شده و به دنبال آن در حال رانندگي در مركز شهر، توهماتي باطل و آني به ذهنش آمده است، دادگاه نيز دستور داد كه راننده به درمان مشكلات رواني اش پرداخته و همچنين او را به پرداخت ۳۳۴ پوند به قرباني بي گناه محكوم كرد

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   خبرسازان   |   در شهر  |   درمانگاه  |
|  زيبـاشـهر  |   عكاس خانه  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |