چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۳ - شماره ۳۳۹۰
ورزش
Front Page

جام باشگاههاي اروپا چگونه شكل گرفت؟
ايده اروپاي متحد
007518.jpg

امشب در گلزن كرشن آلمان دو تيم موناكو و پورتو قهرمان چهل و هشتمين دوره جام باشگاه هاي اروپا را تعيين مي كنند. براي آگاهي خوانندگان عزيز به ويژه ورزش دوستان فوتبال سعي نموديم در چهار صفحه در دل صفحات روزنامه همشهري اطلاعات لازم را درمورد پيدايش جام، تيم هاي به فينال رسيده و ديگر مسائل آماده نماييم. همكاران ما در اين گزيده مطالب حسن حيدري، اشكان نعمت پور و مريم دري منش بودند. اميدواريم كه بتوانيم با تداوم بيشتر و به مناسبت هاي مختلف اين كار فرهنگي را دنبال كنيم.
دبيرگروه ورزشي
جام اروپا در پاريس متولد شد، اما اينكه چه كسي ابداع كننده آن بوده است، دقيقاً معلوم نيست. يك بار گفته شد كه فردي لهستاني الاصل به نام جوليوس اوكراين چك بوده است و ديگر بار به نظر آمد كه روزنامه نگار فرانسوي، گابريل هانو، خالق تورنمنتي بوده كه فوتبال را در اروپا گسترش داد.
در حقيقت هر كدام از آنها نيمي از راه را پيموده اند و همان گونه كه اغلب اتفاق مي افتد، اوكراين چك كسي را يافت كه كاملاً با وي همفكر بوده و عقايدش به قدر كافي جدي و حائز اهميت بود تا بتواند آن را به عنوان ايده اي نو به گوش ديگران برساند. به علاوه چيزي كه مهمتر از همه بود، اينكه زمان براي جام اروپا از جهات مختلف مناسب بود. اول اينكه پس از جنگ جهاني دوم، مرز بين كشورهاي اروپاي غربي باز شده بود، دوم اينكه هواپيما، مسافت هاي طولاني را كوتاه كرده بود و سوم اينكه در اين صورت، باشگاههاي اروپا به منبع درآمد جديدي دست پيدا مي كردند. فوتبالي كه هر روز حرفه اي تر مي شد، نمي توانست تنها به راههاي مرسوم آن زمان براي كسب درآمد اكتفا كند. ديدارهاي قهرماني كشورها و بازيهاي دوستانه، براي باشگاههاي بزرگ فقط حداقل درآمد را به همراه داشتند. فوتبال ابعادي جديد پيدا كرده بود. در اين راه دو جام اروپايي الگوي فكري گابريل هانو و اوكراين چك بودند. اول جام «ميتروپا» كه بين سالهاي ۱۹۲۷ و ۱۹۴۰ تيم هاي باشگاهي اول مجارستان، اتريش، ايتاليا و چكسلواكي را دور هم گرد مي آورد و دوم جام گراس هاپرز كه بعد از سال ۱۹۴۵ از سوي باشگاه گراس هاپرز سوئيس به وجود آمد.
به عقيده هانو اين تيمهاي باشگاهي بودند كه قدرت و كارايي، سبك و نوع بازي فوتبال هر كشوري را نشان مي دادند و نه تيمهاي ملي.
هانو كه خود قبلاً فوتبال بازي مي كرده است، در برلين تحصيلات خود را به پايان رسانده بود و آنجا در تيم پروسي ها به عنوان مدافع بازي مي كرده است، به عنوان رئيس بخش فوتبال روزنامه ورزشي فرانسوي «اكيپ»، در دنياي فوتبال نام و آوازه بزرگي داشت. او از ستونهاي روزنامه اش استفاده مي كرد تا جام باشگاهي اروپا را سر زبانها بيندازد. بنيان نهادن جام باشگاههاي اروپا، بعد از مسابقات دوچرخه سواري «تور دوفرانس»، دومين اقدام پيشگامانه روزنامه اكيپ بود. اوكراين چك نيز ازجام باشگاههاي اروپا، انتظار احياي فعاليتهاي تجاري اش را داشت. هانو در ۱۶ دسامبر سال ۱۹۵۴ در روزنامه اكيپ، طرح جام قهرماني باشگاههاي اروپا را مطرح كرد. وي پيشنهاد كرد كه قويترين تيمها، از طريق ديدارهاي رفت و برگشت مشخص شده و در هر صورت قهرمان باشگاههاي هر كشور در اين جام شركت كند و اين دقيقاً به مانند طرح يك ليگ اروپايي بود، چون هانو چيزي درخصوص چگونگي جام نگفته بود. اين طرح خيلي زود در همه جا مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. در ژانويه سال ۱۹۵۵، روزنامه اكيپ به خيلي از باشگاهها و تمام اتحاديه هاي فوتبال پيشنهاد قوانين جام را ارائه كرد و اين طرح را اتحاديه جديد التأسيس فوتبال اروپا، يوفا در روز اول مارس در وين براي مشورت در اختيار كميته اجرايي خود گذاشت. گابريل هانو به يوفا پيشنهاد كرد كه اجراي اين طرح را در اختيار خود وي گذارند.
تورنمنت جديد به سرعت رشد كرد، درآمدها افزايش يافت، اين جام ميليونها نفر را به ورزشگاهها كشاند، تلويزيون وارد صحنه شد و حق پخش بازيها را خريد. يوفا قيمتها را تعيين كرد، ليست قيمتي كه در سال اول از ۲۵۰۰۰ مارك براي بازيهاي مقدماتي تا ۱۲۵۰۰۰ مارك براي ديدار فينال مقرر شده بود. اما پس از آن قيمتها توافقي شدند. باشگاههاي داراي ورزشگاههاي بزرگ و تيمهاي قدرتمند، ثروتمند شدند و به عنوان پاداش پيروزي تا ۲۰۰۰۰ مارك به بازيكنانشان مي دادند. اما همه باشگاهها ثروتمند نشدند. براي خيلي از باشگاهها، شركت در جام اروپا فقط ضرر مالي به همراه داشت. وقتي به طور مثال قهرمان لوكزامبورگ مجبور بود به سوئد سفر كند و در خانه نيز در ورزشگاههاي كوچك، درآمد اندكي كسب كند، نه تنها پولي نمي اندوخت، بلكه مي بايست هزينه نيز بكند.
007521.jpg

با اين وجود اين جام از لحاظ مالي بسيار شكوفا شد و هر سال درآمد آن بيشتر مي شدو اين به هيچ وجه عجيب  نبود، چرا كه اين جام از همه لحاظ تكامل يافته بود. ورزشگاههاي مالامال از تماشاگر، زير نور زياد، بازيهاي زيبا و روان كه بازيكنان آن تحت تأثير پاداشهاي پيروزي، از تمام توان خود در بازيها استفاده مي كردند.
اين مسابقات براي تماشاگران و در درجه اول، بينندگان زياد تلويزيوني، به معناي نزديكي ملتها بود. براي اولين بار مردم اروپا پي بردند كه چقدر قاره شان كوچك است. آنها ستاره هايي از ديگر كشورها را مي ديدند، حالا نه فقط ران، بلكه جنتو را هم مي ديدند، نه تنها فريتزوالتر، كه دي استفانو را هم مي ديدند.
جام باشگاههاي اروپا براي اولين بار ايده اروپاي متحد را به تصوير كشيد و آن را براي همگان قابل درك ساخت.

نگاه امروز
فوتبال، مدرسه دموكراسي

جهانگير كوثري
فوتبال نيروي قدرتمندي براي تأمين يكپارچگي اجتماعي و قالب مناسبي براي برجسته ساختن بسياري از جنبه هاي زندگي است. فوتبال نشان دهنده آن است كه نسل امروز براي دستيابي به پيروزي مي تواند دست در دست يكديگر به شيوه اي هماهنگ عمل كند.
درواقع اين نوع يگانگي آشكار و مثبت در زندگي به نظر مي رسد در تمام جوامع موقعيت حساسي دارد.
فوتبال همچنين از اين لحاظ كه همگان را وادار مي سازد در تجربه پيروزي و نيل به آن چيزي كه واژه سحرآميز موفقيت تداعي مي كند شركت داشته باشند، به تقويت يكپارچگي كمك كند، ورزش سحرآميزي است. شور و حال مردم در يك ورزشگاه فوتبال بويژه اگر به پيروزي بينجامد به هيچ وجه تجربه اي كم اهميت نيست. شور و حال جمعيتي كه عليرغم همه غم ها و ناراحتي هاي روحي و جسمي خود به دعا برخاسته و با همه وجود، حامي تيم خود و ستارگان خود است چيز شگفتي آفرين و نويي است. فوتبال با ايجاد چشم اندازي پيچيده، كه با وجود اين قواعد ساده و عامه فهمي بر آن حكومت مي كند، تأكيدي نمادين بر اين مطلب است كه بهترين و ماهرترين افراد مي توانند بازي را ببرند... يادمان باشد كه قواعد بازي در فوتبال براي همگان يكسان است از اين منظر فوتبال مدرسه دموكراسي و مساوات طلبي است.اما همين فوتبال اگر در مسير و مجراي صحيح فرهنگي و اجتماعي قرار نگيرد، يگانگي خود را از دست مي دهد، تنش زا، غوغاآفرين و مخرب مي شود.
در اين شرايط نقش رهبران ورزشي بازي هاي گروهي چون فوتبال بيشتر نمود پيدا مي كند. ارزش گذاري فرهنگي در فوتبال به دليل انبوه تماشاگران و ابعاد سياسي و اجتماعي اش نسبت به بقيه رشته ها از ويژگي بيشتري برخوردار است.
نياز جوامع مختلف به پديده اي به نام فوتبال در مقاطع مختلف خود را نشان داده است. قاره اروپا به عنوان بنيانگذار فوتبال نوين با بهترين شكل با اين پديده برخورد كرد و در كنار ديگر پديده هاي اجتماعي آن را پذيرفت. مسيرها و خطوط فرهنگي، صنعتي، اجتماعي، سياسي و ورزشي آن را روشن و هموار نمود.
جام باشگاه هاي اروپا نيزكه تبلوري براي همين اصل محسوب مي شود ،به دليل پتانسيل موجود در اين قاره از اوايل دهه پنجاه براي خود جايگاه ويژه اي به دست آورد تا به امروز كه به يكي از رخدادهاي بزرگ ورزشي تبديل شده است . ريشه يابي و شكل گيري اين جام را در اين شماره مي خوانيد و با دو تيم فيناليست نيز آشنا مي شويد.

شگفتي هاي بزرگ توپ گرد
راه افتخار
007500.jpg

قهرمانان افسانه اي حذف شدند
گروه ورزشي- رقابت هاي ليگ قهرمانان اروپا بعد از سه مرحله مقدماتي كه در آن تيم هاي درجه دوم و سوم اروپا حضور داشتند وارد مرحله اصلي شد.
در اين مرحله ۳۲ تيم در ۸ گروه چهار تيمي تقسيم بندي شدند كه در آن تيم هايي كه در كشورهاي مطرح اروپا به مقام قهرماني رسيده بودند به عنوان سرگروه برگزيده شدند.
نبرد البر با بايرن
در گروه A اين رقابت ها تيم هاي ليون فرانسه، بايرن مونيخ آلمان، سلتيك گلاسكو اسكاتلند و اندرلشت بلژيك حضور داشتند كه پيش از آغاز بازي ها كارشناسان در انتظار ديدار ليون با بايرن بودند تا شاهد هنرنمايي البر برزيلي كه به تازگي به ليون پيوسته بود برابر تيم سابقش باشند.
ليون در پايان ۶ بازي اين گروه موفق شد با احراز ۱۰ امتياز به دور بعدي صعود كند و بايرن مونيخ نيز به زحمت به دور دوم راه يافت.
در اين گروه سلتيك به عنوان تيم سوم به جام يوفا رسيد.
اينتر ميلان ناكام بزرگ گروه B بود كه خيلي زود مجبور به ترك مسابقات شد و ادامه راهش را در جام يوفا جستجو كرد. آرسنال با ۱۰ امتياز و لوكوموتيو مسكو با ۸ امتياز تيم هاي اول و دوم اين گروه بودند.
آرسنال در اين مقطع به عقيده بسياري از كارشناسان يكي از بخت هاي قهرماني به شمار مي رفت.
استارت قهرماني
پيروزي خيره كننده هشت بر سه موناكو برابر ديپورتيو لاكرونيا آغاز راه صعود موناكو بود. اين تيم با رهبري دشام گام در راه طولاني قهرماني گذاشت. موناكو از ميان تيم هاي آاك  آتن، پي اف ثي آيندهوون و ديپورتيو لاكرونيا بيشتر امتياز را به دست آورد تا به همراه نماينده اسپانيا به دور بعدي راه يابد.
تيفوسي هاي ايتاليا حتي بيشتر از آث ميلان به يوونتوس اعتماد داشتند و عقيده داشتند كه اين تيم مي تواند قهرمان اروپا شود اما...
نايب قهرمان فصل پيش در گروه D با سوسيداد، گالاتاسراي و المپياكوس همگروه شد و يوونتوس با ۱۳ امتياز توانست به عنوان سرگروه به دور بعدي راه يابد. سوسيداد به عنوان تيم دوم به دور دوم رسيد و گالاتاسراي نيز به جام يوفا رفت.
تيم منچستر يونايتد پرامتياز ترين تيم اين مرحله بود و از مجموع ۱۸ امتياز موجود با ۱۵ امتياز به دور بعدي راه يافت. بعد از اين تيم در گروه E اشتوتگارت با ۱۲ امتياز عنوان دوم را بدست آورد تا در اولين حضور اروپايي اش به مرحله يك هشتم نهايي پا بگذارد. براي تيم ماگات و بازيكنان جوانش همين صعود به نوعي افتخار محسوب مي شد. در حالي كه تيم هاي سرشناسي در پايان مرحله مقدماتي از دور بازي ها حذف شدند. از اين گروه پاناتينايكوس به جام يوفا رسيد و رنجرز حذف شد.
با اضافه شدن بكهام به تيم كهكشاني از همان ابتدا شانس رئال در سايت يوفا بيش از ساير تيم ها بود. اين تيم در گروهي نسبتاً آسان به همراه پورتو به دور بعدي رسيد و مارسي به جام يوفا رفت تا بعداً تا فينال هم پيش رود.
ميليونرهاي چلسي گام اول را محكم برداشتند و با ۱۳ امتياز قاطعانه به دور بعدي رفتند. كلوديو رانيري رهبر ايتاليايي چلسي تيمش را در حالي به دور يك چهارم نهايي رساند كه اسپارتاپراگ، بشيكتاس و لاتزيو در اين گروه حضور داشتند. نماينده كشور چك دومين تيم اين گروه بود. بشيكتاش نماينده كشور تركيه از اين گروه به جام يوفا پيوست.
اما در گروه H به جز آ ث ميلان كه با ۱۰ امتياز به دور بعدي رسيد رقابت تنگاتنگي بين سلتا، اف ث بروژ و آژاكس وجود داشت و براي تعيين تيم دوم نبرد تا روزهاي پاياني كشيده شد. در نهايت سلتاويگو از اسپانيا كه در پايان رقابت هاي لاليگا به دسته دوم سقوط كرد به دور دوم رسيد. آژاكس از تيم هاي سرشناس و باسابقه ليگ قهرمانان حذف شد و اف ث بروژ به جام يوفا رفت.
تغيير شيوه
رقابت هاي مرحله دوم ليگ قهرمانان اروپا همواره در مرحله دوم با صعود ۱۶ تيم در ۴ گروه چهارتيمي برگزار مي شد اما در فصل جاري به دليل فاصله نزديك به رقابت هاي جام ملت هاي اروپا و زمان كم براي برگزاري آن از اين قسمت با قرعه كشي به صورت حذفي برگزار شد و تيم ها وارد مرحله يك هشتم نهايي شدند.
در قرعه كشي مرحله يك هشتم نهايي حساس ترين بازي بين بايرن مونيخ و رئال برگزار شد.
بايرن مونيخ كه تا دقايق پاياني بازي رفت با يك گل از رئال پيش بود با اشتباه فاحش كان تن به تساوي يك بر يك داد تا راه صعودش دشوار شود.
با گل زيدان رئال بازي برگشت را به سود خود خاتمه داد تا قوهاي سپيد به مرحله يك چهارم نهايي برسد.
در ساير بازي هاي اين مرحله آرسنال با سلتا بازي كرد كه در مجموع با نتيجه پنج بر دو به دور بعدي راه يافت.
در مرحله يك شانزدهم موناكو با اقبال بلندي روبه رو شد و به مصاف تيم لوكوموتيو مسكو رفت. اين تيم اگرچه در بازي رفت دو بر يك شكست خورد اما در بازي برگشت با پيروزي يك بر صفر قدم به دنياي تازه اي گذاشت.
آث ميلان با دفاع از حيثيت فوتبال ايتاليا قاطعانه اسپارتا پراگ چك را شكست داد. اين تيم در شرق اروپا تن به تساوي بدون گل داد، اما در بازي برگشت در سن سيرو چهار بر يك به برتري رسيد. ليون فرانسه با نتايج مشابه يك بر صفر سوسيداد از اسپانيا را حذف كرد تا از هر يك از قدرت هاي اروپا، اسپانيا، انگليس، ايتاليا و آلمان يك تيم حذف شوند.
يوونتوس در مرحله يك هشتم در دام ديپورتيو لاكرونيا گرفتار شد و در هر دو بازي با نتيجه يك بر صفر مغلوب شد. ايرورتا با اين پيروزي اميدواري زيادي را براي هواداران تيمش بوجود آورد. بعد از بايرن مونيخ، حذف منچستر يونايتد نيز تعجب همگان را در اروپا برانگيخت اين تيم در حالي كه تا صعود ثانيه هاي زيادي فاصله نداشت اما ضربه كشنده پورتو در دقيقه ۹۴ باعث شد تا تمام روياهاي شياطين سرخ از بين برود.
پورتو در بازي رفت دو بر يك به برتري رسيده بود و در حالي كه منچستر از امتياز ميزباني برخوردار بود. با گل پل اسكولز تا مرز فتح اين ديدار پيش رفت اما در دقيقه ۹۴ ضربه اي استثنايي كاستينها اولدترافورد را در سكوت فرو برد.
چلسي نيز با حذف اشتوتگارت دومين نماينده كشور آلمان نام ژرمن ها را از صفحه ليگ قهرمانان پاك كرد.
بزرگترين شگفتي
تيم هاي آث ميلان، رئال مادريد، پورتو، چلسي، موناكو، آرسنال، ليون و ديپورتيو لاكرونيا ۸ تيم مرحله يك چهارم نهايي بودند. در اين مرحله نيز بخت رئال و آث ميلان و آرسنال از سايرين بيشتر بود اما بزرگترين حادثه اين مرحله حذف همين سه تيم مطرح بود تا جام چهل و هشتم بدون نام بزرگي به خط پايان نزديك شود.
در بازي هاي رفت همه چيز عادي بود. آث ميلان موفق شد چهار بر يك ديپور را مغلوب كند. رئال مادريد چهار بر دو از سد موناكو گذشت. چلسي در استمفورد بريج با آرسنال به تساوي يك بر يك رسيد و پورتو با دو گل ليون را مغلوب كرد.
اروپا در شب بازي هاي برگشت بهت زده شده بود. حوادث از روز سه شنبه آغاز شد. آرسنال كه در هايبوري به مصاف چلسي رفت و عليرغم ادعاهاي آرسن ونگر كه خوشبينانه شانس صعود تيمش را بالا مي دانست با شكست دو بر يك واقعيت هاي تازه اي را براي آرسنال نمايان كرد.
اما فرانسه در شب بازي موناكو و رئال تا صبح نخوابيد. مثل ديدار فينال برزيل و فرانسه . شهر كوچك پادشاهي موناكو در تاريخ خود چنين شبي را از ياد نمي برد.
شكوفايي مورينتس بازيكن سابق رئال و كنوني موناكو و شهامت دشام باعث شد تا رئال با شكست تحقيرآميز سه بر يك با مجموعه اي از بهترين نفراتش حذف شود.
رئال پرافتخارترين باشگاه در اروپا با ۹ عنوان قهرماني در ليگ قهرمانان و ۲ قهرماني جام يوفا اين گونه وداع تلخي را با اين جام داشت.
ديپورتيو از اين بازي درس بزرگي را گرفت و در حالي كه بازي رفت مقابل ميلان را چهار بر يك واگذار كرده بود موفق شد با پيروزي شگفت آور چهار بر صفر روسونري هاي مغرور را از جام خارج كند.
تيم ليون نيز در فرانسه تنها به تساوي دو بر دو برابر پورتو رضايت داد. مربع قهرماني با نام تيم هاي ديپورتيو لاكرونيا، پورتو، موناكو و چلسي تكميل شد.
از اين مرحله به بعد نوع نگاههاي كارشناسان نسبت به موناكو تغيير كرد اما با اين وجود چلسي را شانس قهرماني مي دانستند.
در اين مرحله چلسي مي بايست در بازي رفت در خانه حريف به مصاف موناكو برود و ديپورتيو در پرتغال ميهمان پورتو باشد. در ورزشگاه زيباي شهر موناكو وقتي برسو گل اول را زد چهره انگليسي ها ديدني بود اما تنها گل كرسپو در پاسخ به اين نتيجه كافي بود تا شرايط به طور كلي تغيير كند اما اين پايان كار نبود. فرانسوي ها در نيمه دوم قالب خود را تغيير دادند و با گلهاي زيباي مورينتس و شعباني نوندا بازي رفت را به سود خود به پايان بردند تا در استمفورد بريج تيم فاتح مشخص شود.
دو هفته بعد در لندن موناكو ۴۵ دقيقه زير فشار حملات گسترده چلسي دو بار دروازه اش باز شد تا به يكباره همه چيز به خطر افتاد اما گل بحث انگيز ايبارا در نيمه اول تا حدودي كفه ترازو را به سود موناكو تغيير داد.
در اين بازي باز هم اثر مورينتس با گل تماشايي اش تأثيري مستقيم روي صعود موناكو داشت تا اين تيم يكي ديگر از غول هاي اروپا را نابود كند.
برخلاف بازي پرهيجان چلسي و موناكو در دو بازي رفت و برگشت ديدار تيم هاي پورتو و لاكرونيا فاقد هيجان و جذابيت بود. ديدار رفت در پرتغال با تساوي خاتمه يافت و در بازي برگشت نيز پورتو با يك پنالتي به فينال رسيد.

ميزبان جام
جشن صد سالگي
007506.jpg

فوتبال، اپرا، كنسرت پاپ، ورزش هاي زمستاني ورزشگاه آف شالكه تاكنون بيش از پنج ميليون تماشاگر را در خود جاي داده است.
براي باشگاه شالكه ۰۴ ،در روز ۱۳ آگوست ۲۰۰۱ دوران جديدي آغاز شد و اين آغاز همراه با جشن هاي باشكوه افتتاح بود.
باشگاه سنتي شالكه براي خود خانه جديدي ساخته است كه از لحاظ كاربرد و مدرن بودن، قابل مقايسه با خانه قبلي آنها، پارك استاديوم نيست. ورزشگاه جديد با زمين  چمن و نيز سقف متحرك و همين طور سكوهاي متحرك جنوبي و دستگاه هاي پخش ويدئويي، براي تكنيك هاي تبليغاتي، از همان ابتدا خود را به عنوان مدرنترين ورزشگاه اروپا نشان داد و اصول فني ساختمان آن مي تواند در ۳۶۵ روز سال، تضميني براي برگزاري ديدارهاي فوتبال در مقابل ۲۶۶/۶۱ نفر و كنسرت هاي پاپ برابر ۰۰۰/۷۰ تماشاگر مي باشد.
اين ورزشگاه توانست در دو سال اول تأسيس انتظارات زيادي را برآورده سازد. سازندگان اين بنا روي تعداد تماشاگري بالغ بر ۵/۱ ميليون نفر در سال براي برگزاري ۳۰ برنامه حساب كرده اند كه تاكنون با ۷۶ برنامه از ۱/۴ ميليون نفر استقبال شده است. آنها در نظر داشتند كه آف شالكه بيشترين تعداد جمعيت را در خود جاي دهد و همينطور نيز شده است. تنها ۴/۶ ميليون نفر در مسافتي كمتر از ۵۰ كيلومتري اطراف ورزشگاه چند كاره شالكه زندگي مي كنند و تا مسافت ۲۵۰ كيلومتري ورزشگاه، جمعيتي در حدود ۶۰ ميليون نفر سكونت دارند.
اين ورزشگاه در ابتدا قرار بود به عنوان ورزشگاهي پنج ستاره معرفي شود. اما پس از ديدار هيأت نمايندگي و نمايندگان كميته امنيتي يوفا در آنجا، معلوم گشت كه اين ورزشگاه انتظارات بيشتري را مي تواند پاسخگو باشد و به همين جهت مي تواند به عنوان يك ورزشگاه شش ستاره ارزشگذاري شود.
نمايندگان اتحاديه جهاني فوتبال، فيفا نيز اين ورزشگاه را كه يكي از ۱۲ ورزشگاه برگزاري مسابقات جام جهاني ۲۰۰۶ مي باشد، كاملاً زير ذره بين قرار داده اند. ماركوس زيگلر پس از بازديدي مفصل از آنجا با تحسين گفت: «اين ورزشگاه، مرواريد جام جهاني خواهد بود.» گرچه هنوز برنامه قطعي مسابقات جام جهاني مشخص نشده، اما پنج مسابقه و در آن ميان و از همه مهمتر يكي از ديدارهاي مرحله يك چهارم نهايي در گلرن كرشن برگزار مي شود.
اين بناي باشكوه تمجيدهاي درخشاني را به خاطر تكنيك هاي امنيتي اش دريافت داشته است. والتر گاگ مدير بخش امنيت ورزشگاه هاي فيفا با تحسين از آنجا گفت: «من در تمام دنيا، تنها دو ورزشگاه ديده ام كه همطراز آف شالكه مي باشندٍ، ورزشگاه ساپورو و ديترويت.» ورزشگاه فوق مدرن كه با امكانات شيك و راحت مجهز شده است، تكنيك برتر و فوق العاده آن را نمايان مي سازد: آره نا آف شالكه چيزي بيشتر از يك ورزشگاه است.

اشرافيت پنهان موناكو

007530.jpg

باشگاه موناكو با حمايت هاي پرنس تأسيس شد و به مرحله حرفه اي شدن رسيد. موفقيت اين تيم در سالهاي بعد(رسيدن به هفت عنوان قهرماني ليگ و ۵ جام حذفي و همچنين شركت در ۱۱۲ ديدار جام اروپا ييكه يك بار نيز موناكويي ها تا مرحله فينال رسيدند) مديون اين پرنس بود. استاديوم لويي دوم شاهكار قابل توجه اين پرنس سازنده است كه به دليل فتح سرزميني در فونتويل شروع به ساخت اين استاديوم كرد. مجمع ورزشي موناكو در سال ۱۹۲۴ و پس از سازمانهاي ورزشي محلي متعددي تأسيس شد. رشته هاي مختلف ورزشي كه اين سازمانها به آن مي پرداختند موجب به وجود آمدن بخش هايي شد كه همگي استقلال مالي و اداري داشتند و زيرنظر يك شوراي اداري به فعاليت مي پرداختند. درميان اين رشته ها، فوتبال وارد رقابت هاي ملي فرانسه شد و به فدراسيون فوتبال فرانسه (FFF) پيوست.
تيم فوتبال موناكو به عنوان يك تيم حرفه اي كه توسط كميته مديريتي مستقل از ساير بخش هاي باشگاه موناكو هدايت مي شد به شكل يك تيم دسته دومي كار خود را در ليگ فرانسه آغاز كرد و اين آغاز دوران جديدي در زمينه ورزش سلطنتي بود. عبارت «حرفه اي» جهت متفاوتي به ساختارهاي فوتبال موناكو و روياهاي آنها داد.
در پايان فصل ۵۳-۵۲ تيم موناكو به جايگاه دوم جدول دسته دوم ليگ صعود كرد و به اين ترتيب به «سطح ملي» يعني دسته اول رسيد. سرخ و سفيد پوش ها دهه اي سرشار از موفقيت را آغاز كردند. سال ۱۹۶۰ موناكو با مربي گري لوسين لودوك به فينال جام حذفي فرانسه راه يافت. در فينال نيز ۴ بر ۲ سنت اتين را مغلوب كرد و نخستين عنوان قهرماني تاريخ باشگاه را به دست آورد. حضور مجدد لودوك و بازيكناني به نام ميشل هيدالگو، آنري بيانشري، تئوو دليواوني در فصل بعد، باعث شد كه تيم  قهرماني لوشامپيونا و جام دراگو را يكجا به دست آورد.
فصل ۶۳-۶۲ موناكو با پيروزي در تمامي رقابت هايي كه فدراسيون فوتبال فرانسه سازماندهي كرده بود افتخارات تازه تري كسب كرد. بهار ۶۳ دو قهرماني در جام حذفي و لوشامپيونا توأماً به دست آمد. باشگاه در تلاش بود تا بهترين بازيكنان داخلي و خارجي را به خدمت گيرد. اين تيم بهترين تيم ممكن در كل تاريخ باشگاه بود.
فصل بعد موناكو در سطح جهاني مطرح شد و در تورنمنت هاي مختلف و مسابقات بين المللي بسياري شركت كرد. در برزيل، آلمان، ايتاليا، بلژيك، هلند و همه كشورهايي كه فوتبال سلطان آنها است موناكو نيز حضور داشت.
فصل هاي بعد موناكو به تناوب، نتايج خوب و متوسط به دست آورد. پس از عنوان نايب قهرماني ليگ در سال ۶۴ اين گروه به نتايجي ضعيف تر دست يافت. سال ۱۹۶۶ لوسين لودوك دوباره سرمربي موناكو شد و شش ماه بعد اين تيم كه به دسته دوم سقوط كرده بود دوباره به سطح حرفه اي بازگشت. در پايان فصل ۶۸-۶۶ موناكو به طرز باورنكردني اي قهرمان فرانسه شد و دوباره افتخار را به اين باشگاه اشرافي بازگرداند. قهرماني فرانسه در فصل ۸۲-۸۱ نيز نصيب موناكويي ها شد. آرسن وانژه از ژوئيه ۸۶ به عنوان مربي كار خود را با موناكويي ها آغاز كرد. سرخ و سفيدها در پايان اين فصل قهرماني را از آن خود كردند و توانستند به رقابت هاي جام باشگاه هاي اروپا راه يابند. موناكو براي نخستين بار به مرحله يك چهارم نهايي اين رقابت ها راه يافت.
فصل ۹۲-۹۱ در جام در جام اروپا، تيم اشرافي به مرحله نهايي راه يافت. بازي فينال در استاديوم لوزليسبون برگزار شد. موناكويي ها با وجود شكست در بازي پاياني فصل بسيار خوبي را پشت سر گذاشتند. به دليل مشكلات و مصدوميت هاي متعدد تيم به نتايج بسيار ضعيفي دست يافت. در چنين وضعيتي آرسن وانژه ناگزير كنار رفت تا ژان لوك اتوري كاپيتان با تجربه تيم جاي او را بگيرد. فصل بعد هيچ اتفاق تازه اي رخ نداد. تيم سرخ و سفيد ها با در اختيار گرفتن بهترين مهاجمان ليگ سعي كرد تا بازي تهاجمي تري در پيش بگيرد تا شايد وضع عوض شود. سال ۹۶ تلاش مسئولان به ثمر رسيد و موناكو كه پر از ستاره  هايي مثل ساني اندرسون، امانوئل پتي و تيري آنري بود دوباره درصدر جدول جاي گرفت.
فصل ۹۸-۹۶ تغييرات بسياري در تيم صورت گرفت و بازيكنان بسياري وارد تركيب تيم شدند. فصل ۹۹ -۹۸ پس از قهرماني فرانسه در جام جهاني آغاز شد و ستارگان خسته اي مثل بارتز، ترزگه و آنري كه در تيم ملي از نظر جسمي و روحي بسيار فرسوده شده بودند، نتوانستند كمك زيادي به تيم كنند. فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ با آمدن ستارگاني مثل ماركو سيمونه و مارسلو گالاردو شروع شد. موناكو بهترين و جوانترين تيم لوشامپيونا عصر جديدي را در بازي حرفه اي خود به وجود آورد. فصل بعد تركيب تيم به كلي عوض شد. فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ با آمدن ديديه دشان، كاپيتان سابق تيم ملي فرانسه و بازيكنان جديد ديگري مثل بيرهوف آغاز شد. با اين همه تحول، موناكو وضعيتي بهتر از قبل پيدا كرد. در فصل جاري موناكو بسيار پيشرفت كرده و هم اكنون در بالاي جدول است.
استاديوم لويي دوم :
نام گريمالدي همه ما را به ياد ماجراي اشرافي بودن موناكو مي اندازد. استاديوم لويي دوم نيز از اين قاعده مستثني نيست. در واقع نام پدر بزرگ پرسن رنيه سوم را روي اين استاديوم گذاشته اند. او عاشق فوتبال بود. در دهه ۳۰ او كه به شور و شوق مردمي اهميت زيادي مي داد، تصميم  گرفت استاديوم مدرني براي تيم فوتبالش تأسيس كند. پانزده سال پس از تأسيس باشگاه يعني در سال، ۱۹۳۹ احداث آن آغاز شد. باشگاه آ.اس موناكو يكي از بهترين هاي فوتبال فرانسه بود و پرنس رنيه سوم تصميم گرفت بازي محبوب پدر بزرگش را با تيمي جوان و خوب زيباتر كند. در باشگاه يك ميز مخصوص مطبوعات، سالن هاي مجلل و متعدد، سيستم  پيشرفته براي كاشتن چمن هاي طبيعي و يا تركيبي نيز تعبيه شده بود. در ژانويه سال ۱۹۸۵ استاديوم لويي دو به شكل جديد و پيشرفته اي ظاهر شد. موناكو در اين استاديوم از تيم هاي اروپايي نيز پذيرايي كرده است. در مرحله نيمه نهايي جام درجام اروپا در سال ۱۹۹۰ سامپدوريا در اين استاديوم مقابل موناكو قرار گرفت. در ليگ قهرمان سال ۱۹۹۴ آث ميلان و در سال ۱۹۹۸ نيز يوونتوس تورين ميهمان
007536.jpg

موناكويي ها بود. بهترين دوراني كه موناكويي ها در اين استاديوم پشت سر گذاشتند قهرماني جام حذفي فرانسه ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ بود. ظرفيت اين استاديوم بيست هزار نفر است و ركورد حضور تماشاگر در آن به ۱۸ آوريل ۱۹۹۲ برمي گردد. آن روز موناكو و آ اس رم در رقابت هاي جام حذفي اروپا در مقابل هم حاضر شده بودند. تمام جايگاهها پر بود و دقيقاً بيست هزار نفر براي تماشاي اين ديدار حضور داشتند.
سرمربي : ديديه دشان
ديديه دشان يك باسكي الاصل است كه در سال ۱۹۶۸ متولد شده است. او زماني كه خيلي جوان بود به ورزش روي آورد و تقريباً به همه ورزش ها پرداخت. بايد اقرار كرد كه ديديه دشان در زمان كودكي فيزيك منحصر به فردي داشت. او بسيار سريع پيشرفت كرد و از همه هم دوره اي هايش پيشي گرفت. دشان با امكانات مالي كافي براي پرداختن به همه ورزش ها و همچنين منطقه باسك كه سرزمين راگبي است تصميم گرفت كه همه چيز را رها كرده و به فوتبال بپردازد. او از سن ۱۳ سالگي به اين ورزش روي آورد. ابتدا به عنوان هافبك بازي كرد و در همان فصل اول بيش از هفتاد گل به ثمر رساند.
او به سرعت نگاهها را به سمت خود جلب كرد و همين امر موجب شد كه بتواند به مركز آموزشي نانت برود و آنجا كار خود را در دنبال كند. در اين زمان او تحصيلاتش را به صورت مكاتبه اي ادامه مي داد. سطح بازي او به طور قابل توجهي ترقي كرد. دشان در كنار مارسل دزايي بهترين بازيكنان مركز زمين را تشكيل دادند. شخصيت محكم و مقتدر او كمك كرد تا بتواند وارد تركيب اصلي نانت شود. ۱۶ سال بيشتر نداشت كه به همراه نانت در دسته اول ليگ بازي كرد. در سومين فصل حضورش در نانت، زماني كه فقط ۲۰ سال سن داشت بازوبند كاپيتاني را به بازو بست. آرزوهاي او بزرگتر از اين حرفها بود و به همين دليل باشگاهش را تغيير داد.
در سال ۱۹۸۹ و زمان برنارتاپي به المپيك مارسي رفت. فصل اول كمي براي تطبيق با محيط خاص آنجا دچار مشكل شد. اين مسأله موجب شد كه يك سال او را به بوردو قرض دهند (۱۹۹۰). در ابتدا تاپي از او توقع زيادي نداشت اما پس از مدتي تصميم گرفت دشان را در تركيب اصلي مارسي قرار دهد. دشان حالا ديگر در كنار ژان پير پاپن، بازيل بويلي، موزر و ... توپ مي زد. ديديه در اين باشگاه مهارتهاي زيادي كسب كرد و به خصوص شركت در جام حذفي اروپا در سال ۹۳ و همچنين مقام قهرماني براي او تجربه بسيار خوبي بود. او به همراه مارسي سه بار قهرمان ليگ فرانسه شد. سال ۱۹۸۹ در همان سن ۲۰ سالگي، دشان براي تيم ملي انتخاب شد. سالهاي ۹۰ تا ۹۴ سالهاي سياه او بودند. او از شركت در مراحل مقدماتي دو جام جهاني در اين سالها محروم ماند. دشان به يوونتوس تورين پيوست و زير نظر مربياني سخت گير تعليم ديد. او تقريباً  هر هفته در ديدارهاي بسيار مشكلي شركت مي كرد و به راحتي خود را با يوونتوس منطبق مي كرد. در آنجا او به عناوين قهرماني بسياري نيز دست يافت: يك قهرماني ليگ قهرمانان اروپا، سه اسكودتو، يك جام حذفي ايتاليا، دو سوپر جام ايتاليا، يك سوپر جام اروپا و يك جام بين قاره اي.
اواخر سال ۹۵ دوران حضور در كنار ژاكه و ماجراجويي در تيم ملي فرانسه آغاز شد. او به همراه اين تيم قهرمان جام جهاني ۹۸ و قهرمان جام ملت هاي اروپا ۲۰۰۰ شد. در اين سالها او توانست به عنوان يك كاپيتان به خوبي تيم را هدايت كند. سال ۹۹ به چلسي رفت تا در كنار مارسل دزايي بازي كند. او از سن ۱۶ سالگي كه در نانت با مارسل آشنا شده بود، همه جا در كنار او بود. آنها واقعاً  دوستان خوبي بودند.
وضعيت فعلي:
دشان از سال ۲۰۰۱ به عنوان مدير فني موناكو كار خود را شروع كرد. سرمربي موناكويي ها اين فصل دستياري به نام ژان پتي- يكي از قديمي هاي موناكو- را استخدام كرد. با حضور بازيكنان جديدي مثل آندرا واسيلي زيكو، پاتريس اورا، محمد مظهر و بازگشت ماركوسيمونه و سباستين اسكيلاچي وضعيت موناكو براي قهرماني بسيار مناسب شده بود . آنها چندين بار درصدر جدول جاي گرفتند و اگر به همين ترتيب پيش بروند قهرماني براي آنها چندان دشوار نخواهد بود.
اسطوره ها:
امانوئل پوتي: زماني كه پوتي ۲۰ ساله بود در فرانسه به عنوان مدافع مياني موناكويي ها به شهرت دست يافت. او از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶ در موناكو بود. سپس به آرسنال و بارسلون پيوست. اين هافبك دفاعي از جام جهاني ۹۸ به بعد محبوبيت خاصي يافت. بويژه پس از به ثمر رساندن گل آخر فرانسه در بازي فينال مقابل فرانسه به عنوان يكي از بهترين هاي فرانسه مطرح شد. او در آرسنال هم مدافع بسيار خوبي بود و تنها زننده ضربات آزاد و كرنرها نيز به شمار مي رفت. پوتي يك سال پس از بازي در بارسلون به انگليس برگشت تا در تركيب چلسي قرار گيرد. در هر حال موناكو را بايد اصلي ترين محل پرورش پوتي دانست. او از پانزده سالگي عضو اين تيم بود و تا يك سال قبل از درخشش در جام جهاني فرانسه نيز در آنجا بود.
يورگن كلينزمن: فوتباليست باشخصيت آلماني پس از طي شدن سالهاي به ياد ماندني ابتدايي دهه نود و پا به سن گذاشتن به موناكو پيوست. اگر چه او با موناكو عنوان قابل توجهي به دست نياورد، اما اخلاق بسيار خوب او باعث شد تا هواداران موناكو همواره احترام ويژه اي براي او قائل باشند، كلينزمن حتي در سنين پيري هم مؤثر و كارآمد بود.
موناكو اگر چه در ليگ فرانسه به موفقيت نرسيد و مارسي نيز از رسيدن به جام يوفا بازماند اما اكنون چشم تمام فرانسوي ها به بازيكنان موناكوست تا اين تيم به قهرماني در ليگ اروپا برسد.
آخرين قهرماني فرانسوي ها به سال ۱۹۹۳ برمي گردد كه مارسي اين عنوان را از آن خود كرد.
اين فينال مثل فينال جام جهاني ۹۸ براي همه فرانسه حائز اهميت است تا اين تيم رويايي شگفتي هاي اين جام را كامل كند.

اميدهاي پايان ناپذير مورينتس
بهشت بدون ماليات
007542.jpg

تولد دوباره فرناندو مورينتس، احياي او در موناكو، جذاب ترين داستان اين فصل فوتبال اروپا است. گل هاي مرد ماتادور، فرصت طلبي كم نظيرش و قابليت ستودني او در گشودن دروازه رقيبان بود كه امسال موناكو را تا ديدار پاياني جام قهرمانان بالا كشيد و آنها را به سوي زير نگين درآوردن بزرگ ترين افتخار اروپايي، سوق داد. مورينتس با بازي هاي فوق العاده اش نشان داد كه مديران رئال در سپردن او به موناكو مرتكب چه اشتباه وحشتناكي شده اند و در مقابل ملي پوش اسپانيايي، با گل هاي خود انتقام تلخي از رئال گرفت:
«شكست دادن رئال عالي بود. البته به آن به چشم انتقام نگاه نمي كنم. بايد مقابل هم تيمي هاي سابق ام به ميدان مي رفتم و آنها را شكست مي دادم. من يك حرفه اي ام و ناچار به كنار آمدن با چنين مسائلي هستم.» البته شايد او كمي پنهان كاري مي كند، هم چنان كه قول داده بود با گشودن دروازه رئال چندان شادي نكند اما خيلي زود عهدش را از ياد برد و در كنار دوستان جديدش در موناكو، جشن شادي باشكوهي را براي گرامي داشت يكي از بزرگ ترين پيروزي هاي تاريخ باشگاه در اروپا، برگزار كرد.
روزگار سخت
مورينتس سال هاي صبعي را، پس از ورود رونالدو در سال ۲۰۰۱ به برنابئو، تجربه كرد. زماني كه مادريدي ها در ابتداي فصل او را به موناكو قرض دادند، به نظر مي رسيد سعي دارند از دستش خلاص شوند. اما نمايش فراموش نشدني او طي مدتي نه چندان زياد، دوباره توجه بزرگان اروپا را معطوف بازيكني كرد كه اينك برترين گلزن اروپا به شمار مي رود. در بيست و هشت سالگي، لمس جام پرتلالو اروپا، بسيار دلپذير است و رسيدن به شهرتي فراگير، از آن دلچسب تر: «مجبور بودم براي بازي كردن، براي لذت بردن از فوتبال مادريد را ترك كنم. در سانتياگو برنابئو، گاهي آنقدر احساس ضعف مي كردم كه به خيالم مي رسيد اصلاً به درد اين ورزش نمي خورم. اما از تمام اينها مي گذرم چون قلبم سفيد است.»
حالا اما، در موناكو افتخارات بيش از آنچه تصورش مي رفت، به سوي شاه مهره اسپانيايي روانه شده. در فصلي كه رئال حتي يك مقام معتبر نيز به نام خود ثبت نكرد، مورينتس تا يك قدمي مدال طلاي اروپا پيش رفته و هم اكنون نيز بهترين گلزن ليگ قهرمانان است. مورينتس مي افزايد: «ليگ اسپانيا سطحي به مراتب بالاتر از فرانسه دارد اما من در باشگاهي بازي مي كنم كه براي بزرگ ترين افتخارات مبارزه مي كند. بنابراين چيز زيادي عوض نشده است.»
به واقع نيز چنين است. موناكو براي ثبت حماسه اي بزرگ مي كوشد، در حالي كه در قياس با غالب رقيبانش در اروپا، از ستاره هاي چنداني سود نمي برد. مورينتس راز پيروزي اين تيم را به رغم كاستي اش در جذب چند بازيكن پرآوازه، در درايت ديديه دشام مي داند: بازيكنان تيم هايي نظير ما كه در رده اي پايين تر از باشگاه هاي بزرگ اروپايي هستند، بايد بيشتر بدوند، سخت تر بجنگند تا سرانجام پيروز شوند. اما در عين حال، تأكيد دشام بر مسائل تاكتيكي هم بسيار تأثير گذار بوده. همچنين، او تازه با فوتبال وداع كرده و به همين خاطر به تيم نزديك تر است؟
البته به همان ميزان كه دشام در كاميابي موناكو تأثير گذار بوده، مورينتس هم در اوج گيري تيمش نقش داشته. او از روزهاي نخستين بازي در تيم فرانسوي چنين ياد مي كند: «در حالي به موناكو آمدم كه به اين باشگاه به چشم حقارت نگريسته مي شد. برخلاف من، بيشتر بازيكنان آن در جام قهرمانان بازي نكرده بودند، بنابراين بايد به ياري تجربه ام به آنها كمك مي كردم.»
حالا او و ساير قرمز ها به فينال جام قهرمانان رسيده اند و به واسطه همين موفقيت، مورينتس جايگاهي والا در تيم ملي اسپانيا يافته است. اما آيا اين موفقيت ها كافي خواهند بود. قطعاً مورينتس هنوز چندان ارضا نشده كه در پي يافتن باشگاه بزرگ تري است:
«اينجا كسي توجه چنداني به بازيكنان فوتبال نمي كند، در موناكو ستاره هاي واقعي هنرپيشه ها هستند و رانندگان فرمول يك...» بهشتي كه براي زندگي نياز به ماليات ندارد.

نگاه
موناكو(فرانسه)
007533.jpg

نام رسمي:
Association sportive de Monaco Football club
نام اختصاري: As Monaco
تأسيس: ۱۹۲۴
لباس اصلي: پيراهن سرخ و سفيد، شلوارك سرخ و جوراب سفيد
لباس دوم: پيراهن آبي و زرد، شلوارك و جوراب آبي
استاديوم: لويي دوم(Louis II)
ظرفيت: ۲۰ هزار نفر
رئيس باشگاه: ژان لويي كامپورا
سرمربي: ديديه دشان
سايت رسمي: www.asm-foot.mc
حامي مالي:پوما، تيسكالي، فدكومينوست
قهرماني باشگاهها: هفت بار (سالهاي، ۱۹۶۱ ، ۱۹۶۳ ، ۱۹۶۸ ، ۱۹۸۲، ۱۹۸۸ ۱۹۹۶، و ۲۰۰۰ ) قهرمان جام حذفي فرانسه پنج بار (سالهاي۱۹۶۰،، ۱۹۶۳ ، ۱۹۸۰ ۱۹۸۵، ۱۹۹۱،)
تفنگداران جوان
بادهاي تغيير آرام آرام بر فوتبال اروپا مي وزند و به جاي مربيان كهنه غبار گرفته با انديشه هاي ملالت بارشان، جواناني پا به عرصه گذاشته اند كه شور و تهاجم، جزيي از جوهره انديشه هاي تاكتيكي شان است. فوتبال اروپا هوايي تازه استنشاق مي كند و اين را بيش از همه وامدار موناكو و پورتو و فراتر از آنها، ديديه دشام و خوزه مورينيو است كه پس از سالها، چهره هاي تازه اي را در گستره سبز قاره كوچك، با فوتبال عجين كردند.
ديديه دشام، كه دوبار به عنوان بازيكن، قهرمان اروپا شده، مي تواند اين بار در شمايل يك مربي،  يك مربي سي و پنج ساله به اين افتخار برسد. مربي رقيب او در گلزن كرشن هم تنها چهل و يك سال دارد. جالب اينكه در جام يوفا هم، والنسيا به مدد دانش رافائل بنيتس چهل و چهار ساله و مارسي با مربيگري خوزه آنيگو، كه يك سال كوچك تر از بنيتس است،  به فينال رسيدند.
فصل مأيوس كننده
برخلاف مربيان جوان كه روزهاي خوشي را از سر مي گذرانند، سه تن از مردان كهنه كار عرصه مربيگري، فصلي تلخ را پشت سر گذاشتند، انگار كه مارچلو ليپي، اوتمار هيتسفلد و سرآلكس فرگوسن،  ديگر آن جذبه هميشگي را ندارند.
ليپي (پنجاه و شش ساله) و هيتسفلد (پنجاه و پنج ساله) امسال را بدون فتح حتي يكي از مسابقات به آخر خط رساندند و حالا با يوونتوس و بايرن مونيخ، وداعي نه چندان خوشگوار كرده اند. سواي آن هم نبايد انتظار داشت كه درخشش در جام حذفي بتواند ناكامي هاي فرگي را در اروپا و ليگ برتر جبران كند.
ظاهراً رفته رفته دوران مربيان پا به سن گذاشته سرمي آيد و نسلي جوان، فوتبال را زير سايه خود مي گيرد. شاهد آن،  كاهش تدريجي سن مرداني است كه ليگ قهرمانان را فتح مي كنند. ريموند گوتالز بلژيكي وقتي با مارسي، ميلان را در فينال ۹۳-۱۹۹۲ شكست داد هفتاد و يك سال داشت اما حالا ميانگين سن مربيان فاتح جام قهرمانان، به پنجاه و يك سال رسيده. ليپي هم اعلام كرده ممكن است ديگر هدايت هيچ باشگاهي را برعهده نگيرد؛ هيتسفلد مي خواهد يك فصل را از فوتبال كناره بگيرد و استراحت كند و فرگوسن هنوز در فكر پرورش يك نسل طلايي ديگر است كه ممكن است زمان بر باشد. حاصل- همانطور كه امسال آشكار شد- تركتازي مربيان جواني مثل دشام و مورينيو در اروپا است.
اندي راكسبرگ، مدير فني يوفا در اين باره مي گويد: «جسارت و انرژي اين مردان بسيار كارساز است. علاوه بر اين، شايد دشام و مورينيو جوان باشند اما شوق زيادي براي آموختن از خود نشان داده اند. مورينيو با بابي  رابسون و لوئيس ون گال كار كرده و هر دو تأثير بزرگي بر او گذاشته اند. دشام هم اولين مدرك مربيگري اش را در فرانسه گرفت و گزارشها نشان مي دهند به سرعت و با توانايي شگرفي، درس هايش را فراگرفته است.»
لوح يادبود براي فيناليست ها
سه هفته مانده به ديدار فينال جام باشگاه هاي اروپا، هر دو فيناليست در گلزن كرشن از اتحاديه اروپايي فوتبال، يوفا لوح يادبودي دريافت كردند.
رئيس سازماندهي مسابقات يوفا، ياكوب ارن، در فروشگاه باشگاه شالكه در  آره نا، اين لوح را به دياگو پايوا براندائو از اف.ث.پورتو و پي ير اوبولدي از آ.اس موناكو و نيز پتر پترز، عضو هيأت مديره باشگاه شالكه تقديم كرد. در اولين گردهمايي نمايندگان دو تيم فيناليست در مورد جزئيات مربوط به اين مسابقه مذاكراتي انجام گرفت. موضوعات مورد بحث عبارت بودند از: مسائل امنيتي، مسيرهاي سفر هواداران و فروش بليت ها.
بليت هاي اين مسابقه قابل انتقال نبوده و همزمان براي خريد غذا و نوشابه نيز قابل استفاده مي باشد، اين بليت ها به مانند مسابقات خانگي شالكه ۰۴ ، مي تواند در ورزشگاه به صورت ژتون پرداخت شود.
تقسيم بليت فينال
از ۵۳۰۴۰ جايگاه تماشاچيان براي ديدار نهايي جام باشگاه هاي اروپا در آره نا آف شالكه، هر كدام از فيناليست ها حدود ۱۴۰۰۰ بليت دريافت مي كند. ۱۰۰۰۰ بليت بين فدراسيون هاي كشورها و اسپانسرهاي درجه اول تقسيم مي شود. حدود ۱۷۰۰ بليت در اختيار فدراسيون فوتبال آلمان و كميته سازماندهي اين فدراسيون قرار مي گيرد. ۲۷۰۰ بليت براي نمايندگان رسانه ها و يا جهت اقدامات امنيتي رزرو مي شوند. ۱۷۰۰ بليت نيز به نيروهاي امدادي اختصاص مي يابد. حدود ۷۰۰۰ بليت باقيمانده نيز از طريق قرعه كشي به هواداران فوتبالي كه تا روز ۳۱ مارس به وسيله سايت ورزشي يوفا براي بليت ثبت نام كرده اند، تعلق مي گيرد.

مرور
قهرمانان همه ادوار

تيم رئال مادريد با ۹ عنوان قهرماني در رقابت هاي ليگ قهرمانان اروپا پرافتخارترين تيم به شمار مي رود البته اگر دو قهرماني جام يوفا را به آن اضافه كنيم اين قهرماني ها به يازده مي رسد.
در رده بندي تيم ها برتر يوفا بعد از رئال مادريد، آ.ث.ميلان قرار دارد كه تاكنون ۶ بار قهرمان اروپا شده و بعد از اين تيم بارسلون ايستاده است و سپس به نام هاي ليورپول، بايرن مونيخ، آژاكس و يوونتوس برمي خوريم كه عناوين بعدي را در اختيار دارند. قهرمانان ليگ اروپا از آغاز تا اكنون:
۱۹۵۶: پاريس - رئال مادريد ۴- ريمس ۳
۱۹۵۷: مادريد- رئال مادريد ۲- فيورنتينا صفر
۱۹۵۸: بروكسل- رئال مادريد ۳- آ ث ميلان ۲
۱۹۵۹: اشتوتگارت- رئال مادريد ۲- ريمس صفر
۱۹۶۰: گلاسكو- رئال مادريد ۷- اينتراخت فرانكفورت ۳
۱۹۶۱: برن- بنفيكا ۳- بارسلون ۲
۱۹۶۲: آمستردام- بنفيكا ۵- رئال مادريد ۳
۱۹۶۳: لندن- آ ث ميلان ۲- بنفيكا يك
۱۹۶۴: وين- اينترميلان ۳- رئال مادريد يك
۱۹۶۵: ميلان- اينتر ميلان يك- بنفيكا صفر
۱۹۶۶: بروكسل- رئال مادريد ۲- پارتيزان بلگراد يك
۱۹۶۷:ليسبون- سلتيك گلاسكو۲- اينتر ميلان يك
۱۹۶۸: لندن- منچستر يونايتد ۴- بنفيكا يك
۱۹۶۹: مادريد- آ ث ميلان ۴- آژاكس يك
۱۹۷۰: ميلان- فاينورد ۲- سلتيك يك
۱۹۷۱: لندن- آژاكس ۲- پاناتينايكوس صفر
۱۹۷۲: روتردام- آژاكس ۲- اينتر ميلان صفر
۱۹۷۳: بلگراد- آژاكس يك- يوونتوس صفر
۱۹۷۴: بروكسل- بايرن مونيخ ۴- آتلتيكو مادريد صفر
۱۹۷۵: پاريس- بايرن مونيخ ۲- ليدز يونايتد صفر
۱۹۷۶: گلاسكو- بايرن مونيخ يك- سنت اتين صفر
۱۹۷۷: رم- ليورپول ۳- بروسيا مونشن  گلادباخ يك
۱۹۷۸: لندن- ليورپول يك- اف ث بروژ صفر
۱۹۷۹:  مونيخ- ناتينگهام فارست يك- مالمو صفر
۱۹۸۰: مادريد- ناتينگهام فارست ۲- هامبورگ صفر
۱۹۸۱: پاريس- ليورپول يك- رئال مادريد صفر
۱۹۸۲: روتردام- آستون ويلا يك- بايرن مونيخ صفر
۱۹۸۳: آتن- هامبورگ يك- يوونتوس صفر
۱۹۸۴: رم- ليورپول يك- آ ث رم يك
در ضربات پنالتي ليورپول چهار بر دو به پيروزي رسيد
۱۹۸۵: بروكسل- يوونتوس يك- ليورپول صفر
۱۹۸۶: سويل- استه آوا بخارست صفر- بارسلون صفر
استه آوا بخارست در ضربات پنالتي دو بر صفر به پيروزي رسيد.
۱۹۸۷: وين- پورتو ۲- بايرن مونيخ يك
۱۹۸۸: اشتوتگارت- آيندهوون صفر استه وا بخارست صفر
آيندهوون در ضربات پنالتي شش بر صفر به پيروزي رسيد
۱۹۸۹: بارسلون- آث ميلان ۴- استه آوا بخارست صفر
۱۹۹۰: وين- آث ميلان يك بنفيكا صفر
۱۹۹۱: باري- ستاره سرخ بلگراد صفر- مارسي صفر
ستاره سرخ بلگراد با نتيجه پنج برسه به پيروزي رسيد.
۱۹۹۲: لندن- بارسلون يك- سامپدرويا صفر
۱۹۹۳: مونيخ- المپيك مارسي يك- آث ميلان صفر
۱۹۹۴: آتن- آث ميلان ۴- بارسلون صفر
۱۹۹۵: وين- آژاكس يك- آ ث ميلان صفر
۱۹۹۶: رم- يوونتوس يك- آژاكس يك
يوونتوس در ضربات پنالتي چهار بر دو به پيروزي رسيد
۱۹۹۷: مونيخ- دورتموند ۳- يوونتوس يك
۱۹۹۸: آمستردام- منچستر يونايتد ۲- بايرن مونيخ يك
۱۹۹۹: بارسلون- منچستر يونايتد ۲- بايرن مونيخ يك
۲۰۰۰: پاريس- رئال مادريد ۳- والنسيا يك
۲۰۰۱: ميلان- بايرن مونيخ يك- والنسيا يك
در ضربات پنالتي بايرن مونيخ پنج بر چهار به پيروزي رسيد
۲۰۰۲: گلاسكو- رئال مادريد ۲- لوركوزن يك
۲۰۰۳: منچستر -ميلان صفر- يوونتوس صفر
در ضربات پنالتي ميلان سه بر دو به پيروزي رسيد.
۲۰۰۴: گلزن كرشن- موناكو؟ - پورتو ؟
فينالي براي تمام منطقه راين - رور
007539.jpg

تب بازي فينال تنها در گلزن كرشن بالا نرفته است. فينال جام باشگاه هاي اروپا بر تمام منطقه سايه افكنده است. به همين علت جام نقره اي اين مسابقات در طول اين هفته به اكثر شهرهاي منطقه راين و رور براي تماشاي علاقه مندان برده شده است. در هفته هاي قبل ۱۷ مكان شاهد اين جام بوده اند و برنامه ديدار از جام در هفته آخر نيز به صورت زير بوده است:
شنبه ۱۹ ارديبهشت: گلزن كرشن، موزه شالكه ۰۴
دوشنبه ۲۱ ارديبهشت: دويسبورگ، ساختمان شهرداري
سه شنبه ۲۲ ارديبهشت: گلادبك
چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت: كاستروپ راكسل
پنج شنبه ۲۴ ارديبهشت: گلزن كرشن، شهرداري بوئر
جمعه ۲۵ ارديبهشت: گلزن كرشن، شهرداري بوئر
شنبه ۲۶ ارديبهشت: گلزن كرشن، موزه اف.ث.شالكه ۰۴
يكشنبه ۲۷ ارديبهشت: گلزن كرشن، موزه شالكه ۰۴
دوشنبه ۲۸ ارديبهشت: مولهايم، شهرداري
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت: دوسلدورف، شهرداري
جمعه ۱ خرداد: گلزن كرشن، شهرداري بوئر
شنبه ۲ خرداد: گلزن كرشن، موزه شالكه ۰۴
يكشنبه ۳ خرداد: گلزن كرشن، موزه شالكه ۰۴

بندر پورتو در انتظار جام
نشان اژدها
007545.jpg

همه چيز از سال ۱۸۹۳ آغاز شد. در ۲۸ سپتامبر اين سال «آنتونيو نيكولائه دي آلميدا» دفتر سفارتخانه بريتانيا در بندر پورتو را گشود كه بزرگ ترين سفارتخانه در اين شهر محسوب مي شد. همسر انگليسي او «هيلدا رافري» به خاطر علاقه شديدي كه به فوتبال داشت تلاش كرد تا اين رشته را نيز به ساير رشته هاي ورزشي كه در باشگاه نيكولائه دنبال مي شدند بيفزايد و سرانجام در ۱۹۰۶ موفق شد تيم فوتبالي زيرمجموعه «باشگاه ورزشي پورتو» تأسيس نمايد.
«خوسه مونتيرو داكوشتا» كسي بود كه اين تيم نوپا را اداره مي كرد. در ابتدا او رنگ لباس تيم را همسان رنگ هاي پرچم پرتغال انتخاب كرد تا بزرگ ترين باشگاه فوتبال كشور در آن زمان با نام «پرتغال» به مصاف رقباي خارجي برود. تاريخ غني «اف.س.پورتو» از همين جا آغاز شد. در سال ۱۹۲۲ تلاش هايي انجام گرفت تا تيم فوتبال پورتو هويتي مستقل از باشگاه مادر بيابد. به همين دليل «آكوستو باپتيست» بازيكن بزرگي كه به «سيمپليسيو» مشهور بود با خلاقيتي نبوغ آسا آرم ساده تيم فوتبال را كه عبارت از يك توپ چرمي قديمي آبي رنگ با نشان «fcp» بود با نماد شهر پورتو و يك سر اژدها بالاي آن مزين كرد. اين نماد عصاره عشق و خلاقيت باپتيست بود و بلافاصله پس از طراحي مورد استقبال مردم فوتبال دوست شهر قرار گرفت و به عنوان يكي از معدود نمادهاي باشگاهي كه توسط بازيكنان طراحي شده تا امروز هويت منحصربه فرد پورتو را جلوه گر بوده است. رنگ لباس پورتو نيز كمي بعد از تأسيس باشگاه تغيير كرد و از سبز و قرمز به راه راه آبي و سفيد تبديل شد. يكي ديگر از هنرمنداني كه با اثرش به غناي تاريخ باشگاه افزوده «مارياآمليا كانوسا» آهنگساز پرتغالي است.
استاديوم داس آنتاس ورزشگاه اختصاصي پورتو در ۲۸ مه ۱۹۵۲ بر كرانه هاي اقيانوس اطلس بنا شد. ويژگي هايي كه نيم قرن پيش در ساخت اين ورزشگاه در نظر گرفته شده بودند، آن را از ساير استاديوم هاي كشور متمايز مي ساختند. گنجايش نخستين داس آنتاس ۵۰ هزار نفر بود و اولين بليت ورودي آن ۲۰ اسكودو ارزش داشت. داس آنتاس در ابتدا به گونه اي ساخته شده بود تا مورد استفاده ساير رشته هاي ورزشي موجود در باشگاه مثل دو و ميداني هم قرار گيرد. زيرا باشگاه پورتو علاوه بر فوتبال در بسياري رشته هاي ديگر نيز فعاليت داشته و يكي از قطب هاي ورزشي پرتغال محسوب مي شود. جداي از بسكتبال، هندبال و هاكي كه مهم ترين رشته هاي فوتبال پورتو هستند، بوكس، دو و ميداني، ژيمناستيك، كاراته، موتورسواري و دوچرخه سواري، ورزش هاي آبي، وزنه برداري و ماهيگيري نيز هر يك جايگاه خاصي در برنامه هاي پورتو دارند. امروز هر يك از ورزش هاي مزبور استاديوم يا زمين مختص به خود دارند، مثل پيست دوچرخه سواري و زمين هاكي مشهور اين شهر بندري.
شب ۲۶ مه ۱۹۸۶ يعني درست هنگام جشن سي و پنجمين سالگرد تأسيس استاديوم داس آنتاس، به يادماندني ترين شب براي مردم پورتو بود. آبي و سفيدپوشان در اين زمان در وين پا به فينال جام قهرماني باشگاه هاي اروپا گذاشتند تا كاري را كه سه سال پيشتر در فينال جام برندگان جام در باسل چند كيلومتر آن سوتر از وين موفق به انجامش نشده بودند، به سرانجام برسانند. در آن بعد از ظهر باشكوه پورتو با هدايت توميسلاو ايويچ كروات به جنگ بايرن مونيخ رفت و گرچه گل نخست را پذيرفت. اما «رباح ماجر» ستاره الجزايري تيم پرتغالي با ضربه اي عجيب كه در حالت پشت به دروازه نواخت بازي را به تساوي كشاند. ايويچ كه بسيار علاقه مند به تاكتيك هاي دفاعي بود موفق شد تاكتيك هجومي بايرن مونيخ را خنثي كند و در نهايت رباح ماجر يك بار ديگر روي ضدحمله دروازه  آلماني ها را گشود تا لحظه اي تاريخي شكل بگيرد و پورتو اروپايي شود. بدين گونه خاطره تلخ شكست سه سال قبل در فينال جام در جام مقابل يوونتوس به فراموشي سپرده شد. سپس پورتو به فينال جام بين قاره اي پا گذارد و در ۱۳ دسامبر در توكيو به مصاف پنارول اروگوئه رفت و زير بارش برف نماينده آمريكاي لاتين را يك بر صفر مغلوب ساخت. سومين جام پرارزش پورتو نيز در راه بود. همان سال فينال سوپر جام اروپا ميان پورتو و آژاكس برگزار شد. طي دو بازي رفت و برگشت تيم ساخته و پرداخته ايويچ با فوتبالي دفاعي و محكم به روند پيروزي هاي اروپايي نزديك شد. آنها ابتدا در استاديوم خانگي آژاكس «دي مير» با يك گل پيروز شدند و سپس اين نتيجه را در داس آنتاس و مقابل ۶۶ هزار هوادار پرشور شان تكرار كردند. قهرماني سوپر جام نقطه عطف حركتي بود كه آوازه پورتو را جهاني ساخت.
از اواسط دهه نود پورتو دوباره در فوتبال پرتغال اوج گرفت. به طوري كه در فصل ۹۷- ۹۶ «اژدهايان آتلانتيس» توانستند ركورد «تري كامپئوناتو» يعني سومين قهرماني پياپي سوپرليگ پرتغال را بر جاي گذارند. فصل بعد اين ركورد بهبود يافت و تبديل به «تترا كامپئوناتو» شد بالاخره در فصل ۹۹-۹۸ پورتو صاحب عنوان «پنتا كامپئوناتو» يا «پنج قهرماني متوالي» شد كه در فوتبال پرتغال دور از دسترس مي نمايد. اما شادي افزون تر در هواداران آبي و سفيدها موفقيت هاي موازي با فوتبال در ساير رشته ها مثل موتورسواري هندبال و بسكتبال بود كه نشانگر ابعاد وسيع فعاليت هاي باشگاه محسوب مي شد. ساعت برج كلريگوس كه از فراز بندر پورتو تاريخ ۱۱۰ ساله باشگاه محبوب شهر و جشن هاي متعدد هواداران در خيابان آليادوس را به نظاره ايستاده، در عين حال شاهد صحنه هاي غمبار و لحظه هاي شكست نيز بوده است. پورتو هميشه بدين معروف بوده كه پس از شكست دوباره برمي خيزد و پيروز مي شود زيرا پتانسيل مردمي بالاي پشت سر مردان آبي و سفيدپوش حتي اجازه نمي دهد آنها براي يك لحظه نااميد شوند. شايد ابعاد مردمي پورتو در سراسر اروپا بي نظير باشد. در تمام شهرهاي بزرگ و صاحب فوتبال اروپا كه يك يا دو تيم قدرتمند را به فوتبال معرفي كرده اند همواره شاهد رقابت درون شهري پرحرارتي ميان دو يا چند تيم هستيم اما در اينجا قضيه فرق مي كند.
همواره بندر پورتو تنها و تنها يك باشگاه در سطح اول فوتبال و ورزش داشته و اين باشگاه چنان با تاروپود در آميخته كه امروز به نماد شهر تبديل شده است. بسياري از شخصيت هايي كه از اين بندر حاشيه اقيانوس اطلس برخاسته اند دست كم زماني شال آبي و سفيد مزين به نشان اژدها را بر دوش انداخته اند و بدين ترتيب ورزش در تمامي اركان جامعه نفوذ كرده. در آرم باشگاه نيز مي توان پنج ركن اصلي تاريخ و فرهنگ بندرنشينان را مشاهده كرد. بازوان مقدس مريم باكره حامي شهر، هفت كاخ سلطنتي از آخرين يادگار دوران امپراتوري پرتغالي يعني ملكه مارياي دوم، رنگ آبي اقيانوس، نشان قلب كه از خوي گرم و دوستانه مردم پورتو حكايت مي كند و در عين حال يادآور شجاعت ملوانان پرتغالي است و در نهايت شمشيرهاي درخشان و اژدهاي سياه كه مظهر شكست ناپذيري اين بندر هستند.
خانواده بزرگ پورتو شامل شخصيت ها و چهره هايي است بسيار بزرگ و تأثيرگذار مثل دكتر آرميندو لوپس كوئليو اسقف پورتو كه با شال مخصوص تيم هنگام بازي هاي حساس به داس آنتاس مي آيد يا «ديوگو واسكونسلوس» سياستمدار و روزنامه نگاري كه بارها جلسات مجلس و حزب سوسياليست را به جلسات بحث بر سر فوتبال تبديل كرده و سمت سردبيري يكي از نشريات پيشرو پرتغال به نام «ايده ها و گفت وگو» را برعهده دارد. حتي خانم «اليزا فري يرا» اقتصاددان مشهور و وزير سابق برنامه كشور هم ساعاتي از هفته را در استاديوم داس آنتاس سرگرم كارهايي در رابطه با ورزش مي باشد. پورتو حالا در آستانه فيناليست شدن در جام يوفاست و بسياري انتظار يك فينال تمام پرتغالي ميان پورتو و بواويشتا را مي كشند كه اين نشان دهنده خيزش دوباره فوتبال اين كشور است. پورتو در حالي حاضر بعد از قهرماني در ليگ پرتغال اكنون در آستانه يك اتفاق مهم آن هم حضور در فينال جام باشگاههاي اروپاست.
پورتو از شانس بيشتري برخوردار است تا براي دومين بار اين جام را به بندر پورتو ببرد.

دومين قهرماني

پورتو
نام رسمي: Futebol clube do porto
نام مستعار: اژدها
تأسيس: ۱۸۹۳
آدرس اينترنتي: pwp.netcabo.pt
استاديوم: داس آنتاس (۶۶ هزار نفر)
لباس اصلي: پيراهن راه راه آبي و سفيد، شلوارك آبي، جوراب آبي
رئيس باشگاه: خورخه نونو پنيتو داكوشتا
سرمربي: خوسه مورينيو
حامي مالي: revigres
افتخارات:
۲۳ عنوان قهرماني ليگ پرتغال
۱۱ جام حذفي
۱۲ سوپر جام
افتخارات خارجي:
يك عنوان جام باشگاه هاي اروپا (۱۹۸۶)
يك سوپر جام اروپا
يك جام بين قاره اي
يك قهرماني در جام يوفا (۲۰۰۳)
سه گانه جاودانه
007551.jpg

ديدار نهايي جام قهرمانان، مهمترين مسابقه اي است كه پورتو در طول يك دهه گذشته تجربه كرده. ديداري كه حساسيت آن حتي با تجربه ترين مردان هر دو تيم را هم به هراس انداخته و دلهره را در وجودشان دميده.
سابقه فتح جام برندگان جام اروپاي ۹۷-۱۹۹۶ در پيراهن بارسلونا و جام يوفاي سال پيش با پورتو، ويتوربايا را به يكي از پرافتخارترين و آزموده ترين مردان حاضر در فينال ليگ قهرمانان تبديل كرده اما شماره نود و نه نام آشناي پرتغالي ها، تنها به يك مدال زرين جام قهرمانان نياز دارد تا بر چكاد تمامي افتخارات باشگاهي در قاره سبز ايستاده باشد و همين، دروازه بان كهنه كار پورتو را هم به تشويش انداخته. پيش از اين تنها ده بازيكن به اين افتخار رسيده اند: سرجيو بريو، آنتونيو كابريني، گائتانو سيرئا، استفانو تاكوني و ماركوتاردلي (يوونتوس)، فابيو كوديچيني (رم و ميلان)، مالا ترازي (فيورنتينا، اينتر و ميلان)، جان لوكاويالي (سامپدوريا، يوونتوس و چلسي)، دني بلايند(آژاكس) و آرنولد موهون (آژاكس و ايسپويچ). حالا بايا از رؤياهايش براي پيوستن به اين باشگاه ويژه سخن مي گويد.بازيكنان واقعاً  خوبي كه استعداد و تكنيك در گوهره وجودشان نهاده شده، سود مي جويند. آنها رقيبان قدرتمند و سختي بودند و گمان مي برم از فينال هم، جدالي مشابه به انتظارمان نشسته باشد.

در يك نگاه

جذاب ترين مرد اروپا
اين روزها مورينيو دلرباترين مربي اروپاست. مربي جوان پورتو، با آن پالتوي تيره و قيافه عبوسي كه سرزندگي در پشت آن پنهان شده، با چند بازيكن خوب اما مجموعه اي محدود، پورتو را براي اولين بار از سال ۱۹۸۷ به اين بازي رسانده است. به همين دليل است كه همه بزرگان اروپا از چلسي و ليورپول تا رئال مادريد به نوعي قصد دارند مورينيو را به خدمت بگيرند و او را براي هدايت ستاره هاي شان به كار ببندند.
پورتو امسال به لطف فراست او تنها يك بار در جام قهرمانان، آنهم برابر رئال در خانه، مغلوب شد و از آن پس با شكست دادن منچستر يونايتد، ليون و لاكرونيا بود كه راه بزرگ خلق شگفتي را طي كرد. پورتو تمامي اين افتخارات، اين جلال را مديون اين مربي است اما مورينيو كيست؟ پرسشي كه چند چهره آشنا در صدد يافتن پاسخي براي آن برآمده اند.
چهر ه اي دوست  داشتني
007548.jpg

جورج گاما، مدير برنامه هاي مورينيو است، شايد او بهتر از هر فرد ديگري بر زير و بم هاي شخصيتي مربي پرتغالي آگاه باشد: «مورينيو شخصيتي بسيار قوي دارد و روحيه اي جوان، يعني به زبان بازيكنان تيم با آنان سخن مي گويد. شايد به همين خاطر است كه همه بازيكنان به او حسابي احترام مي گذارند. براي نمونه، پدرو امانوئل مي گويد هيچيك از مربيان ديگري كه با آنها كار كرده، قابل مقايسه با مورينيو نيستند.»
مورينيو در يك نگاه
۹۷-۱۹۹۲« زير نظر بابي رابسون در اسپورتينگ ليسبون، پورتو و بارسلونا فعاليت كرد.
۲۰۰۰-۱۹۹۷ : در بارسلونا، اين بار به همكاري لوئيس ون گال برخاست.
۲۰۰۱-۲۰۰۰ : تنها در ۹ بازي هدايت بنفيكا را برعهده داشت و سپس استعفا داد تا به يونيائو ليريا بپيوندد و توانست ليريا را به جام يوفا ببرد.
ژانويه ۲۰۰۲: به پورتو پيوست و آنها را پس از شروعي مصيبت بار، به مقام سوم ليگ رساند.
۲۰۰۳-۲۰۰۲: ليگ، جام حذفي و جام يوفا؛ سه گانه اي باشكوه براي پورتو در دوران مورينيو.
۲۰۰۴-۲۰۰۳ : پورتو امسال قهرمان ليگ پرتغال شده، لذتي كه با پيروزي برابر موناكو دو چندان مي شود.

|  سياست  |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |