چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۴ - سال سيزدهم - شماره ۳۹۳۴ - Mar 1, 2006
سينما
Front Page

شبهاي برره در محك تماشاگران و منتقدان
006198.jpg
ايسنا: مجموعه تلويزيوني طنز «شب هاي برره» از زمان پخش تا زمان انتشار خبر پايان آن، به عنوان يكي از بحث برانگيزترين مجموعه هاي تلويزيوني سال هاي اخير، نظرات مثبت و منفي را در طول پخش ۹۰ قسمت در بين كارشناسان و مسئولان فرهنگي كشور برانگيخت.
بنابراين گزارش، هنوز يك هفته بيشتر از پخش سريال طنز شب هاي برره نگذشته بود كه جمعي از دانشجويان دانشگاه ياسوج طي بيانيه اي با اين پرسش كه «آيا بايد به نظاره بنشينيم تا فرهنگ مردم را به طنز بگيرند آن هم در حد اغراق و بزرگ نمايي مفرط؟» نسبت به عملكرد صدا و سيما انتقاد كردند.
استفاده از گويشي جديد و تا حدي غريب، روايت داستان در موقعيت زماني و مكاني نامعلوم و خلق شخصيت هايي كه علاوه بر دارا بودن خصلت هاي مثبت و منفي، وجوه كمدي نيز داشتند، در كنار جذب مخاطبان باعث شد برخي از منتقدان سرسخت اين مجموعه نيز به تماشاي آن بنشينند.
برخي از منتقدان نيز نوع گويش به كار رفته در اين سريال را موجب نابودي زبان فارسي دانستند. يكي از كارگردانان تئاتر نيز در يادداشتي تحت عنوان «بيچاره حكيم طوس و بيچاره تر از او شاهنامه» نسبت به آنچه كه لوده و دلقك بازي در مورد شاهنامه و تئاتر در «شب هاي برره» مي ناميد، از عوامل اين مجموعه به رئيس سازمان صداوسيما گله كرد.
دامنه  انتقادات نسبت به اين مجموعه به حوزه سياست و مجلس هم كشيده شد و پخش اين سريال طنز، اعتراض برخي از نمايندگان از جمله عماد افروغ، عضو كميسيون فرهنگي مجلس و نماينده  مردم تهران را برانگيخت.
اثرات پخش شب هاي برره به تدريج بر بخش هاي ديگر جامعه نيز كشيده شد و دلالان و دستفروشان كه همواره در جست وجوي راهي براي كسب درآمد هستند، اين بار چاپ و عرضه  پول هاي برره به مردم را انتخاب كرده و حتي به صادرات(فروش در كويت) اين كالاي پردرآمد نيز اقدام كردند!
سرانجام سازندگان «شب هاي برره» به همراه گروه فيلم و سريال شبكه  ۳سيما، سنتي كه به ندرت در صداوسيما اتفاق مي افتد را احيا كرده و در قالب چهار بند نامه در مقام پاسخگويي برآمدند. به طوري كه مهران مديري در سخنان كوتاهي ابراز اميدواري كرد: «شب هاي برره» سالم تر و بهتر از گذشته ادامه يابد. طي اين زمان اصلاحاتي نيز در روند ساختار و متن اين سريال صورت گرفت. به طوري كه شير فرهاد ديگر نمدي بر تن نداشت و مردمان برره ديگر بر سر و كول هم نمي پريدند و دعوايشان شكل ديگري يافت و حتي در برخي از ديالو گ ها با عنوان اينكه «اين حرف بدآموزي دارد» جملات خود را مميزي مي كردند.
عزت الله ضرغامي نيز از طنز شب هاي برره به عنوان يكي از مصاديق رعايت سياست چند صدايي در صداوسيما ياد كرد. هرچند پيمان قاسم خاني سرپرست نويسندگان اين مجموعه، در گفت وگويي با ايسنا اعلام كرد كه «در نوشتن شب هاي برره از خودسانسوري هم فراتر رفته ايم» .
بعدها نيز يكي از اعضاي هيات علمي دانشكده  زبان دانشگاه اصفهان، ابتكار زبان شناسانه طنز برره را بسيار با ارزش و قابل تحسين خواند. يكي از داستان نويسان كشور نيز ضمن تبريك به نويسندگان مجموعه شب هاي برره، زبان اين سريال را درخور اعتنا دانست.
در اين ميان نمي توان از نقش صداوسيما در ديده شدن شب هاي برره غافل شد. چرا كه رسانه ملي براي نخستين بار بخشي از اخبار سراسري خود را به اعلام زمان پخش اين مجموعه اختصاص داد؛ اتفاقي كه پيش از اين حتي براي فاخرترين سريال هاي تلويزيوني نيز رخ نداده بود. شبكه  خبر نيز نقدهاي اين مجموعه را در برنامه اي مطرح مي كرد.
مجموعه  طنز شب هاي برره در حالي به دليل «توجه به كيفيت و جلوگيري از كشدار شدن آن» به پايان مي رسد كه مديران ارشد سازمان صداوسيما نيز همواره از حاميان اين برنامه بوده اند و در كنار انتقادات بعضا تند منتقدان، با برگزاري نشست هاي آسيب شناسي و مصاحبه هاي مثبت سعي كردند تا اين مجموعه را تا بيش از ۹۰ قسمت روي آنتن نگه دارند. اما در نهايت اين مجموعه تلويزيوني با تصميم مديران شبكه سوم سيما، به خاطر آفت تكرار و عدم كيفيت متوقف شد.

حكايت «زنگول آباد» و «شب هاي برره»
گروه رسانه:اسكندر دلدم  روزنامه نگار ، در نامه ا ي خطاب به مدير شبكه  سوم سيما نسبت به آن چه مشابهت طرح وي با «شب هاي برره» است گلايه كرده است.
وي خطاب به پورمحمدي- مدير شبكه سه سيما- آورده است: بنده مدت مديدي است كه با خودم كلنجار مي روم كه اين نامه را خطاب به حضرتعالي بنويسم و يا اين كه كل موضوع را ناديده گرفته و احقاق حقوق پايمال شده خود را به روز جزا واگذار كنم و فعلا به ناله و نفرين اكتفا كنم.
دلدم در ادامه مي افزايد: در حدود ۴ -۵ ماه قبل از آن كه حضرتعالي مديريت شبكه  ۵ را واگذار كرده و به شبكه  ۳ نزول اجلال فرماييد به اتفاق يكي از مديران بخش هاي راديو به ملاقات شما نايل شده و در آن ملاقات خلاصه ۱۵ قسمت از يك داستان طنز و فكاهي تحت عنوان «زنگول آباد» را به جنابعالي ارائه كرده و در توضيحات شفاهي عرض كردم كه اين داستان ها در يك روستا به نام «زنگول آباد» اتفاق مي افتد و محور داستان فردي از اهالي يكي شهر بزرگ است كه به طور اتفاقي وارد روستاي آرام و پاك و منزه از جرم و خلاف و ناهنجارهاي اجتماعي شده و انواع حقه  بازي ها و مفاسد اقتصادي و اجتماعي را در آن روستا رواج مي دهد.
وي در بخشي ديگر مطرح كرده است: مدت ها از اين قضيه گذشت و بنده با توجه به ابراز لطف حضرتعالي منتظر تماس شبكه  تحت مديريت شما و دعوت از اينجانب براي تهيه  اين سريال طنز بودم كه با پخش سريال تلويزيوني برره دچار چنان شوك شديدي شدم كه به بستر بيماري افتاده و در حال حاضر كه اين نامه را براي شما مي نويسم به افسردگي دچار شده ام.
با توجه به آن كه در راس مديريت صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران فرد متدين و خداترسي چون آقاي ضرغامي قرار دارد و با توجه به سابقه  حضرتعالي كه از اوتاد و از ابرار مصداق بارز السابقون هستيد به خود گفتم كه احتمالا به قول شعرا «توراد» شده است!
اما حين پخش قسمت هايي از اين سريال مشاهده كردم كه بعضي از قسمت ها درست بر اساس خلاصه  داستا ن هايي  است كه من نوشته ام!

نگاه
عكس ها مانده اند!
هوشنگ صدفي
006192.jpg
وقتي در مورد ماجرا يا واقعه اي صرفا اطلاعات شفاهي نقل مي شود دوست داريد كه عكس يا فيلمي را از آن پديده ببينيد، به همين خاطر معمولا از گوينده تقاضا مي كنيد كه عكس آن پديده را به شما نشان دهد.
وقوع پديده انقلاب اسلامي هم براي نسل هاي جوان امروزي نيز مصداق اين ماجرا يا واقعه را دارد. آنها تازه بعد از ۲۷ سال از وقوع انقلاب از طريق نوشته، فيلم مستند و عكس با مقوله انقلاب اسلامي ارتباط برقرار مي كنند.
چند سال پيش براي تهيه گزارشي در زمينه شانزده سالگي وقوع انقلاب اسلامي به يكي از مدارس ميدان راه آهن رفته بودم تازه بعد از كلي مقدمه چيني درباره مظالم شاه و دوره استبداد براي دانش آموزان متوجه شدم كه آنها نه شناختي از شاه دارند و نه رسانه اي در اين زمينه براي آنها اطلاع رساني كرده است، آنها تصاوير جنگ تحميلي و آئين هاي آن را مي شناختند اما تمامي تاريخ وقايع انقلاب اسلامي را از زبان نسل گذشته شنيده و ديده بودند به همين خاطر اغلب گفته هاي آنها به نوعي با برداشت و تحليل هاي شخصي پدران و مادرانشان مخلوط شده بود.
به عقب نگاه كنيم. به راستي از پديده انقلاب اسلامي براي ما و شما كه سني را سپري كرده ايم چه مانده است؟ عكس، خاطره، فيلم و چند كتاب نصف و نيمه! اگر چند مهمان خارجي بخواهند از وضعيت انقلاب اسلامي و نقاط عطف آن اطلاعاتي كسب كنند آنها را به كدام يك از موزه ها و يا مراكز فرهنگي ايران مي بريد؟ چه كتاب يا اطلاعات مستندي در اختيار آنها قرار مي دهيد؟
مطمئنا اگر موزه عبرت را دست اندركاران آن راه اندازي نمي كردند طرح موضوع كميته مشترك ضد خرابكاري دوره شاه و شكنجه هاي آن به جز افسانه تاريخي چيز ديگري نبود!
برگرديم به اصل مطلب، اگر بخواهيم پديده انقلاب را به فرزندانمان نشان دهيم مطمئنا به كتابهاي عكاسي دوره انقلاب اسلامي رجوع خواهيم كرد. به راستي تاكنون مراكز فرهنگي جمهوري اسلامي ايران چه تعداد از اين كتابها را منتشر كرده اند؟ يا چند فيلم  انقلابي در راستاي ترويج فرهنگ ماندگار آن دوره توليد شده است؟
بيراه نيست اگر بگوييم شاهان رفته اند، اما عكس ها مانده اند! پس تا دير نشده، مجموعه عكس هاي انقلاب اسلامي را به عنوان يك رسانه ماندگار آن سال ها، دوباره به چاپ بسپاريم هر چند كه پس از ۲۷ سال فكر نمي كنيد خيلي دير شده است!

بوق
سرقت اخلاق
006201.jpg
يكي از خوانندگان روزنامه همشهري طي نامه اي به سردبيري اعلام كرده اند كه در صفحه ۱۰ هفتم اسفندماه مطلبي با عنوان تبليغ سياسي به قلم ب- الف به چاپ رسيده كه متأسفانه بدون ذكر منبع كتاب «مفاهيم و نظريات ارتباطات» دكتر هرمز مهرداد استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي از روي آن رونويسي كرده اند لذا اين ذهنيت را به مخاطبان القا مي كند كه نويسنده اين مطلب وزين را به نگارش درآورده است.
طبيعي است كه اخلاق حرفه اي و رسانه اي حكم مي كند كه اگر نويسنده اي مطلبي را از منبع يا مأخذي نقل مي كند بايد آن را به مخاطبان اعلام كند. در هر حال انتظار مي رود كه اقشار فرهيخته قبل از آن كه متهم به سرقت ادبي شوند بهتر است خود رعايت اصول حرفه اي را بكنند وگرنه كسي هم از مخاطبان با سواد و علاقه مند پيدا مي شود كه سطر به سطر مطالب آنها را مي خواند و به اين نوع تخلفات تعريضي وارد مي كند. ما نه تنها اين حركت غلط نويسنده را تأييد نمي كنيم بلكه به نوعي هم از دكتر هرمز مهرداد  استاد دانشگاه پوزش مي طلبيم كه ناخواسته حقي از ايشان ضايع شده است، علاوه بر آن انتظار داريم كه منبعد نويسنده و نويسندگان با اخلاق هم از اين خطاها مرتكب نشوند.

زير ذره بين
گفت و گو با اكبر ناظمي - عكاس رسانه اي دوران انقلاب اسلامي
با عكس ها زندگي كرده ام
صغري اميري
اشاره:
«اكبر ناظمي، سال ها با انقلاب و تصاوير ماندگار آن زندگي كرده است، او وقتي در مورد انقلاب و عشق سال هاي دوستي و يك رنگي صحبت مي كند يكپارچه احساس مي شود، اشك شوق را مي توان در چشمان او يافت.
سال ها از آن روزها مي گذرد، روزهايي كه ناظمي جواني اش را در كوران انقلاب اسلامي در كوچه و پس كوچه هاي تهران در پي انقلابيون سپري كرد. حالا بعد از سال ها اين عكس ها از محاق درآمده است و در منظر ديد مخاطبان نسل هاي انقلاب قرار گرفته است. ديدن آن لحظه هاي ماندگار باز مي تواند اين شور زندگي را در وجود انسان هاي عدالت خواه احيا كند.
عكس به عنوان يك وسيله تأثيرگذار هنري، مي تواند در قالب ابزار رسانه اي تأثيرات مثبتي را در بين مخاطبان رقم زند. بازنگري اين عكس ها به شكل خرده فرهنگ هاي انقلاب مي تواند اطلاعات خوبي را در معرض ديد مردم شناسان و جامعه شناسان قرار دهد، علاوه بر آن ديدن قاب اين لحظه هاي ماندني براي انقلابيون نيز جذاب خواهد بود. در زمينه تهيه عكس ها و نحوه ارائه آن در نمايشگاه هاي كانادا و ايران با« اكبر ناظمي» گفت وگويي انجام داده ايم كه مي خوانيد:
006339.jpg
006189.jpg
* ۲۷ سال پيش عكس هايي از انقلاب گرفتيد كه حالا جاودانه شدند چه حسي نسبت به آنها داريد؟
- با آنها زندگي كرده ام، يك سال تمام، سال ۵۷ قشنگ ترين سال هاي دوره زندگي ام بود، با ديدن آنها شورزندگي و جواني را دوباره لمس مي كنم و اميد به روزهاي بهتر در وجودم زبانه مي كشد. بيراه نگفته ام كه قشنگ ترين لحظه هاي زندگي را در اين عكس ها جستجو مي كنم.
* چه شد كه از انقلاب عكس گرفتيد؟
- در دوران وقوع انقلاب اسلامي در مدرسه آكادمي هنر دوسلدورف آلمان تحصيل مي كردم، براي پايان نامه، نمايشگاهي از مجموعه تكنيك هاي عكاسي را براي بازديد علاقمندان و دانشجويان گذاشته بودم كه يكي از دوستان آلماني خبر داد كه در شهر يزد واقع در ايران تظاهرات و درگيري هايي رخ داده است از آنجايي كه به مسايل سياسي علاقه داشتم با شنيدن اين خبر شوكه شدم، باور نمي كردم كه در فضاي امنيتي ايران چنين وقايعي رخ دهد. معطل نكردم يك هفته بعد ايران بودم. از راهپيمايي عظيم تپه هاي قيطريه هم عكس گرفتم و هم فيلم مستند. نبايد فراموش كنم كه دوستان دلسوزي در استوديو فيلمساز در زمينه ظهور و چاپ فيلم ها كمكم مي كردند.
اغلب ته فيلم هاي ۳۵ ميلي متري سينمايي را در قالب نگاتيو رنگي براي لحظه هاي ماندگار انقلاب استفاده مي كردم.
بعد از تهيه اسلايد يا نگاتيوهاي عكس، معمولاً اين تصاوير را در دانشگاه فني دانشگاه تهران و دانشكده هاي هنر به نمايش مي گذاشتم.
اغلب تا پاسي از شب مجموعه عكس هاي سياه و سفيد را چاپ كرده و در قالب روزنامه ديواري در دانشكده هاي هنري و دانشگاه تهران و فني نصب مي كردم.
فكر نمي كردم كه انقلاب به اين زودي ها به پيروزي برسد. معمولاً عوامل ساواك اين روزنامه هاي ديواري را مي كندند و يا اين كه نسبت به وقايع انقلاب شايعاتي را مطرح مي كردند، بنا بر اين تهيه اينگونه عكس ها و يا روزنامه ديواري ها شده بود چشم مردم. ما هم با اين نوع شيوه هاي رسانه اي با تبليغات منفي رژيم شاه مقابله مي كرديم.
در هنگام تهيه عكس ها معمولاً عوامل ارتشي، شهرباني و ساواك تصور مي كردند كه جزو انقلابيون هستم مردم هم اين تصور را داشتند كه از نفوذي هاي ساواك هستم بنده كه كارت خبري نداشتم. در چنين هنگامه اي به طور وحشتناكي در فشار بودم ولي عليرغم اين مشكلات چون به روند انقلاب اسلامي علاقمند بودم تمام اين مشكلات را به جان مي خريدم.
* چرا بعد از ۲۷ سال، اين نمايشگاه را در ايران برپا كرديد؟
- بعد از وقوع انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي شروع شد،بنا بر اين تمام نگاه هاي جامعه به سوي جنگ تحميلي نشانه رفت. در طول هشت سال دفاع مقدس هيچ كس به فكر مسايل انقلاب نبود. بعد از جنگ تحميلي نيز مردم در شور و شعف پايان جنگ و آغاز تحولات اجتماعي و سياسي بودند. بنا بر اين به يك باره مضمون انقلاب اسلامي فراموش شد.
بارها سعي كردم كتابي با مجموعه عكس هاي دوران انقلاب چاپ كنم اما هيچ ناشر شخصي حاضر نبودند در اين زمينه سرمايه گذاري كند. اگر به سازمان هاي دولتي هم اين عكس ها را مي دادم آنها علاقه داشتند براساس سياست ها و تصميم هاي خودشان بخشي از اين عكس هاي انقلاب را سانسور كنند. خوب اين درست نبود كه عكس هاي انقلاب اينگونه تكه تكه شوند. علاوه بر آن شايد در صورت چاپ برخي از عكس ها امكان انتقاد وجود داشت ولي بنده تريبوني براي پاسخگويي آن نداشتم. من همه اين عكس ها را دوست دارم.
مجموعه عكس ها حضور تمامي اقشار جامعه را به خوبي نشان مي دهد بنا بر اين مجموعه اين اطلاعات تصويري عظمت انقلاب را نشان مي دهد. علاقه ندارم يك عده قيچي بدست بگيرند و بخشي از اسناد انقلاب را قيچي كنند.
* چه شد كه اين عكس ها در كانادا به نمايش گذاشته شد؟
- در سال ۲۰۰۳ نمايشگاهي را درباره معماري كوير در كانادا ترتيب داده بودم مدير گالري ونگهور كانادا از من پرسيد به جز عكس هاي كوير، تصاوير ديگري هم دارم يا نه؟ وقتي عكس هاي انقلاب را نشانش دادم ذوق زده شد، با شور و شعف زايدالوصفي به اين عكس هاي خياباني انقلاب ايران خيره شد. او مي گفت كه بعد از جنگ ويتنام اينگونه عكس هاي جذاب از مردم را نديده بود و از من خواست كه طبق قراردادي از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ ميلادي در كانادا و آمريكا در گالري هاي مختلف اين مجموعه عكس ها را به نمايش بگذارم. نمايش اين عكس ها موج رسانه اي خوبي را در مطبوعات كانادا رقم زد، تمامي مجلات و روزنامه هاي معتبر مطالب جالبي درباره اين نمايشگاه عكس انقلاب نوشتند كه مي توان نمونه هاي آن را در نمايشگاه، عكس خانه عكاسان ديد. باور نمي كنيد ولي از اين مجموعه عكس ها كارت پستال هاي رايگان را منتشر كردند اين نوع رفتار با عكس هاي انقلاب ايران برايم از سوي كانادايي ها جالب بود.
حتي كتاب كوچكي را با هزينه ۵۰ هزار دلار منتشر كردند. اين پرسش برايم مطرح بود كه چرا كانادايي ها با هزينه گالري كه قريب ۸۰ هزار دلار مي شد اينقدر در مورد عكس هاي انقلاب ايران تبليغ مي كنند، اما مديرگالري كانادايي پاسخ جالبي داد كه شنيدني است. به باور او اين عكس ها، نوعي توليد اطلاعات است بنا بر اين در جامعه رسانه اي، هر نوع اطلاعاتي ارزش دارند، هر كشوري هم در توليد اطلاعات پيشقدم بشود مي تواند در بين جامعه بين الملل از جايگاه خاصي برخوردار شود. بنا بر اين مي بينيد آمريكايي ها بهترين فيلمسازهاي جهاني را دست چين مي كنند تا بلكه با توليدات هاليوود به اندازه درآمد نفت ما يا كشورهاي خاورميانه توليدات هنري را به جهان عرضه كنند.
اين كتاب در كانادا به شكل مطلوبي چاپ شد، اميدوارم با همت مسئولان كتابي بدون نقص و گزينش عكس هاي انقلاب چاپ شود.
* عكس هاي نمايشگاه: جواد گلزار

محله ما در شبكه دو سيما
فارس: مجموعه« اينجا محله ماست »كاري از گروه اجتماعي شبكه دو سيماست كه در آستانه اولين انتخابات سراسري شوراياري ها (۱۹ اسفند) با همكاري شوراي اسلامي شهر تهران تهيه شده است.
اين برنامه با طرح نظرات مردم، صاحب نظران و همچنين مسئولين اجرايي به تشريح لزوم تشكيل اين نهاد مدني مي پردازد و درخصوص مشاركت اجتماعي با رويكرد محله محوري تهيه شده است.
اين برنامه در ۶ قسمت ۲۰ دقيقه اي به تهيه كنندگي« معصومه محرمي»و كارگرداني« آرزو شعبانيان »تهيه و توليد شده است و تا ۱۷ اسفند از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.

نقالي در راديو فرهنگ
فارس: برنامه نقل و نقالي به نويسندگي و كارشناسي« هوشنگ جاويد »پژوهشگر موسيقي سه شنبه ۹ اسفندماه از راديو فرهنگ پخش مي شود.
در اين برنامه كه به داستان گذاري در شاهنامه اختصاص دارد،« مرشد ترابي »به فتاح خواني مي پردازد.اين برنامه به سردبيري« مژگان سهرابي »و كارشناسي و نويسندگي« هوشنگ جاويد»هر سه شنبه از راديو فرهنگ پخش مي شود.

برترين شبكه هاي راديويي معرفي مي شوند
ايسنا: دبير دبيرخانه دائمي جشنواره بين الملل راديو، از ارسال ۲۱۰ اثر به بخش مسابقه و ۲۲۱ اثر به بخش بين الملل ششمين جشنواره بين المللي راديو خبر داد.
ساناز حاجي زاده گفت:  مهلت ارسال آثار به ششمين جشنواره  بين الملل راديو به پايان رسيده و در حال حاضر داوري ها به صورت فشرده در حال انجام است.وي با بيان اين مطلب كه از بخش بين الملل جشنواره امسال استقبال خوبي شده است اظهار كرد: از ۲۲۱ برنامه ارسال شده به بخش بين الملل جشنواره امسال، ۷۵ برنامه به برنامه هاي ارسال شده از خارج كشور اختصاص دارد.
دبير دبيرخانه دائمي جشنواره بين الملل راديو با اشاره به داوري بخش مسابقه توسط ۱۲ داور و داوري بخش بين الملل توسط ۹ داور گفت: دكتر قاروني (رئيس دپارتمان راديو در دانشكده صدا و سيما)، دكتر بيژن عبدي ( مدير گروه دانش و اقتصاد شبكه اول )، بهروز رضوي نژاد ( مدير راديو قرآن)، محمود كربلايي احمد ( تهيه كننده پيشكسوت راديو)، همراز( مسؤول پژوهش هاي راديو در دانشكده صدا وسيما) تعدادي از داوران شاخص اين بخش هستند.حاجي زاده تصريح كرد: در داوري بخش مسابقه جشنواره نيز از افراد حرفه اي راديو در رشته هاي مختلف نظير گويندگي، صدابرداري، گزارشگري و تهيه كنندگي استفاده شده است.
وي افزود: احمد شيشه گران، احمد سروري، رضا معيني، جواد آتش افروز، جمال احمدي پور، محمد امام جمعه، جواد پيشگر تعدادي از داوران بخش مسابقه به شمار مي روند.
دبير دبيرخانه دائمي جشنواره بين الملل با اشاره به پايان رسيدن داوري جشنواره داخلي شبكه ها گفت: برترين هاي شبكه هاي راديوي نيز تا آخر اسفند ماه به دبيرخانه معرفي مي شوند.وي با بيان اين مطلب كه مسابقه ويژه اديتورها و كارمندان ارتباطات امسال براي نخستين بار در فروردين ۸۵ برگزار مي شود اظهار كرد:در اين مسابقه چند قطعه راديويي كه داراي اشكال هاي اديت محتوايي و شكلي است ويراستاري شد و به جشنواره ارسال مي شود. حاجي زاده ادامه داد: كارمندان ارتباطات نيز تا ۲۲ فروردين ماه ۸۵ مهلت دارند بهترين نمونه ارتباط تلفني خود را به دفتر جشنواره ارسال كنند.

فيلم سينمايي در راديو تهران بشنويد
006195.jpg
ايسنا: شبكه راديويي تهران با عنوان «براي اولين بار در تاريخ راديو» قصد دارد فيلم هاي سينمايي را در برنامه اي ۳۰ دقيقه اي پخش و هم تفسير كند.
رويكرد افزايش پخش فيلم  در تلويزيون و اقبال مخاطبان به اين آثار، ظاهراً سازندگان برنامه هاي راديويي را نيز بر آن داشته تا بزرگترين وجه سينما يعني تصوير را ناديده گرفته و فيلم ها را از راديو پخش كنند.پخش فيلم از صداي تهران از ويژه برنامه هاي ايام نوروزي از شبكه راديويي تهران است كه به پخش فيلم هاي منتخب ايران و جهان در سال ۸۴ اختصاص دارد.
به گزارش روابط عمومي شبكه راديو تهران، پخش فيلم از صداي تهران هر شب به مدت ۳۰ دقيقه به پخش فيلم هاي برگزيده سال چون ماهي ها عاشق مي شوند (علي رفيعي) كافه ترانزيت (كامبوزيا پرتوي) رستگاري در ۲۰/۸ دقيقه (سيروس الوند) خيلي دور خيلي نزديك (رضا اميركريمي) و فيلم هاي خارجي چون بي خوابي و همچنين تفسيري بر ساخت و چگونگي اين فيلم ها با حضور كارشناسان خواهد پرداخت.

عروس كوهستان به شبكه يك مي آيد
فارس: «سيد عليرضا سبط احمدي» گفت: مراحل تدوين فيلم سينمايي عروس كوهستان كار گروه حماسه و دفاع مقدس شبكه اول، توسط «سهراب ميرسپاسي» در استوديو «رسانه پويا» تمام شد و اين فيلم قرار است در ايام نوروز پخش شود.
وي افزود: «عروس كوهستان» اولين فيلمي است كه تمام بخش آن در شهرستان سردشت مقابل دوربين رفته است. اين فيلم كه محصول گروه حماسه و دفاع شبكه يك سيماست با نگاهي آزاد به زندگي شهيد بروجردي ساخته شده است.

|   اجتماعي    |    اقتصادي    |    دانش فناوري    |    بـورس    |    حوادث    |    خارجي    |
|   سخنگاه    |    سياسي    |    سينما    |    داخلي    |    شهر    |    شهرستان ها    |
|   شهري    |    ورزش    |    يادداشت    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |