|
آدم ربايي به خاطر عشق
|
|
|
گروه حوادث: روز گذشته اولين مراحل بازجويي از پسر جواني كه متهم به ربودن دختر مورد علاقه خود است ساعاتي بعد از دستگيري در شعبه بازپرس سليماني برگزار شد.
صبح روز گذشته پسر جواني توسط ماموران دايره ۱۱ اداره آگاهي بازداشت شد، وي متهم به آدم ربايي يك دختر جوان است. دختري كه پسر ادعا مي كند او را شديداً دوست دارد.
ظهر ديروز پسر در حالي كه به شدت گريه مي كرد مقابل بازپرس سليماني نشست. دختر در حالي كه چادر سياهي بر سر داشت در گوشه اي از شعبه بازپرسي پشت سر پسر ايستاده بود، گويي نمي خواست چهره او را ببيند.
بازپرس سؤال مي كرد و دختر جواب مي داد. دختر جوان كه چهره بشاشي داشت در پاسخ به سؤال هاي بازپرس پرونده اين گونه پاسخ داد.
بازپرس: چند وقت است با اين پسر دوست هستي؟
دختر: هيچ آشنايي بين ما وجود نداشت.
بازپرس: پس چگونه عكس و دفترچه اي پر از نامه هاي عاشقانه تو نزد اين پسر وجود دارد؟
دختر: چنين چيزي صحت ندارد.
بازپرس دفترچه و عكس دختر را به او نشان داد و دختر بعد از مشاهده آنها گفت: عكسي كه در اختيار اين پسر بوده نمي دانم چگونه به دست او رسيده است، من اين عكس را به يكي از دوستانم داده بودم و دفترچه اي راهم كه به من نشان داديد متعلق به من نيست.وقتي دختر حرف مي زد پسر جوان سرش را پايين انداخته بود و اشك بر تمام صورتش نقش بسته بود.
پدر دختر وارد شعبه شد و به بازپرس سليماني گفت: اين پسر تمام ديشب را مقابل در منزل ما قدم مي زد و مواظب رفت و آمدهاي ما بود، من خودم يك ساعت تمام او را در حالي كه تلفن همراهي در دستش بود و با شخصي صحبت مي كرد ديدم.دختر جوان دو روز تمام در بند اين پسر قرار داشت. خود دختر مدعي است كه به هيچ عنوان مورد آزار و اذيت قرار نگرفته است. ماموران در بازرسي از خانه پسر كه شبيه زندان درست شده بود يك فقره قمه بزرگ كشف كردند. پسر در جريان تحقيقات به افسر پرونده گفته بود خانه من زندان عشق است و دختر مورد علاقه وي دو روز تمام در اين خانه محبوس بود.
روز گذشته به دستور بازپرس سليماني پسر جوان به دايره ۱۱ اداره آگاهي مركز انتقال يافت تا تحقيقات كاملي از وي در خصوص چگونگي ربودن دختر و انگيزه اين آدم ربايي صورت گيرد.
پسر در راه انتقال به آگاهي گريه كنان گفت: «چرا دروغ گفت. من كه به او آزاري نرسانده بودم» امروز جلسه تحقيق قضايي از متهم بار ديگر به عمل خواهد آمد و در اين جلسه دختر مذكور و خانواده اش كه شاكيان اين پرونده هستند حضور خواهند داشت.
|
|
|
اعتراف آدم كش در دادگاه:
همه چيز به خاطر پول بود
|
|
|
گروه حوادث: محاكمه زن جواني كه براي كشتن همسرش دو جوان را اجير كرده و قرار بود در قبال آن ۱۵ ميليون تومان به آنها بدهد صبح ديروز در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان محاكمه شد.
در اين جلسه كه با حضور رئيس دادگاه، عزيز محمدي و چهار مستشارش به نام هاي رحيمي، كوه كمره اي، شريفي و لواساني برگزار شد، حضور خبرنگاران رسانه ها از جايگاه ويژه اي برخوردار بود.
در ابتداي جلسه خاكي نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و گفت: ما در اين پرونده شاهد يكي از جنايات بي نظير هستيم زن شوهرداري با اجير كردن دو نفر از يك شهر ديگر باعث جنايت مي شوند.
اجمالاً در اين پرونده مسلم. ر، ۲۲ ساله اهل كرمان و ساكن كرمان، متهم به ارتكاب يك فقره قتل عمدي داود كهن ترابي و رابطه نامشروع با اعظم شاه حسيني است. اعظم ۲۴ ساله نيز متهم است در معاونت در ارتكاب قتل عمدي شوهرش و برقراري رابطه نامشروع با متهم رديف اول. متهم رديف سوم روح الله ۲۵ ساله اهل و ساكن كرمان، شغل آزاد معاونت در ارتكاب قتل عمدي، متهمان موسوم از زمان شروع تحقيقات قرار بازداشت موقت زنداني هستند. براساس اعترافات متهمان روز قبل از جنايت با هماهنگي قبلي اعظم با اين دو نفر مرد جوان نقشه جنايت را كشيده و آنها خود را به كرج رسانده و پيرو قرار قبلي تلفني كه بين اعظم و دو متهم ديگر وجود داشته مقدار زيادي قرص خواب آور كه به داود خورانده شود در اختيار متهمه اعظم ش. قرارداده مي شود و ايشان شب هنگام قرص ها را داخل غذاي مقتول حل نموده و مقتول بعد از صرف آن به حالت اغما و بي هوشي مي رود. فرداي آن روز يعني روز جنايت ۱۳/۲/۸۳ با هماهنگي قبلي متهمه به دو جنايتكار اطلاع مي دهد كه زمينه اجراي جنايت واقع است و هر دو به محل مسكوني مقتول كه قبلاً شناسايي شده و متهم رديف اول كه قبلاً به آن جا آمده بود، وارد شده و با هماهنگي متهمه وارد اتاق خواب مقتول شده و مسلم و روح الله بالاي سر مقتول حاضر مي شوند. ابتدا با طنابي كه همراه داشته اند مسلم طناب را به دو بخش تقسيم كرده و دست هاي مقتول را به مبل كنار تخت بسته و در اين حين كه مقتول كمي به حالت بيداري و اغما شروع به سرو صدا مي كند روح الله روي پاهايش مي نشيند و بعد مقداري هروئين در بار اول كه با آب سرد مخلوط كرده به دست چپ مقتول وارد مي كند كه مقتول به خاطر اين تزريق بيهوش مي شود. روح الله مقداري از هروئين را در ظرف آب حل مي كند و با استفاده از ته سيگار به عنوان فيلتر استفاده و متهم مسلم در چندين مرتبه محلول هروئين را در رگ هاي مقتول تزريق كرده و دست و پاي مقتول را باز كرده و صحنه جنايت را ترك مي كنند.
لازم به ذكر است مقتول به مدت يك هفته در بيمارستان البرز در حالت كما بوده و در تاريخ ۱۹/۳/۸۳ فوت مي كند. پزشكي قانوني علت مرگ را مسموميت به دنبال استفاده از مقدار كشنده مواد مخدر اعلام مي كند و تحقيقات نشان مي دهد كه سرنگ آلوده به مواد بوده و همه متهمان به كرات در آگاهي به جزئيات قتل ارتكابي اقرار كرده اند. حال بزهكاري همه متهمان براي دادسرا محرز است به استناد مواد ۲۰۴ و ۲۰۵ و ۲۰۶و۲۰۷و۶۳۷ از قانون مجازات اسلامي تقاضاي تعيين مجازات را دارم.
اولياي دم در ادامه دادگاه درخواست قصاص نفس (اعدام) براي عاملان جنايت كردند و وكيل اولياي دم نيز پس از حضور در جايگاه گفت: ضمن تأكيد درباره تقاضاي قصاص به زناي محصنه نيز اشاره كرد.
سپس مسلم در جايگاه قرار گرفت و قاضي عزيز محمدي ضمن تفهميم اتهام به متهم رديف اول مسلم به او گفت: شما متهم به قتل عمدي داود و رابطه نامشروع هستيد آيا اتهام را قبول داريد يا خير؟
مسلم سكوت طولاني كرد و رو به قاضي گفت:
روزي كه اين اتفاق افتاد، آقاي قاضي من قرص اعصاب مصرف مي كردم. خيلي چيزها را به خاطر ندارم. عمل تزريق اول را من انجام دادم. تزريق هاي بعدي را روح الله انجام داد و بعد از بازجويي اول كه پولي قرار بود به وي بدهم و بد قولي كرده بودم كل قضيه را گردن گرفتم. من با اعظم رابطه خاصي نداشتم.
برپايه اين گزارش در ادامه جلسه دادگاه، وكيل متهم اول در جايگاه ايستاد و به دفاع از موكلش پرداخت.
سپس روح الله در جايگاه قرار گرفت و ضمن تشريح جزئيات روز حادثه گفت: من اصلاً قصد كشتن مقتول را نداشتم. ساعتي قبل از جنايت فقط به اصرار مسلم و رفاقت ۱۰ ساله مان وارد خانه شديم. همان لحظه با ورود ما اعظم از خانه خارج شد و ما مرتكب قتل شديم.
سپس اعظم طراح اين نقشه شيطاني در جايگاه ايستاد، به دفاع از خود پرداخت و گفت: من همه چيز را قبول دارم اماهيچ گونه رابطه نامشروع با هيچ كدام از آنها نداشتم.
قاضي: شما نقشه قبلي داشتيد؟
اعظم: من به اصرار مسلم اين كار را كردم. شب قبل از حادثه، مسلم چندين بار به موبايلم زنگ زد اما چون پشيمان شده بودم جوابش را ندادم.
قاضي: پس چرا صبح روز حادثه در خانه را باز گذاشتي؟
اعظم: من اين حرف را قبول ندارم. صبح وقتي مي خواستم به خانه مادر شوهرم بروم شوهرم را بيدار كردم. من فقط اتهام معاونت در قتل را قبول دارم.
در پايان اين جلسه وكيل اعظم نيز به دفاع از موكلش پرداخت و از اولياي دم خواهان بخشش براي موكلش شد.برپايه اين گزارش، قرار است حكم در خصوص پرونده از سوي قاضي عزيز محمدي ظرف ۱۰ روز آينده صادر شود.
|
|
|
با تلاش كارآگاهان دايره ۱۰
راز جنايت پس از ده ماه در تهران فاش شد
|
|
|
گروه حوادث: مردي كه در يك درگيري در كرمانشاه مرتكب جنايت شده بود، پس از دستگيري در تهران به قتل اعتراف كرد.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده زماني آغاز شد كه حدود دو هفته قبل پسر جواني در ميدان آزادي در حالي كه فرياد مي كشيد به طرف مأموران دويد و با نشان دادن پسر جواني مدعي شد كه وي قاتل است و يكي از دوستانش را در كرمانشاه به قتل رسانده است. بلافاصله مأموران گشت با توجه به اظهارات پسر جوان، فرد مورد نظر را شناسايي و دستگير كردند و آنان را به كلانتري انتقال دادند.
در بازجويي مقدماتي مهدي كه شاكي محسوب مي شد بلافاصله منكر ادعاي خود شد و به مأموران گفت: من به خاطر اين كه ساعتي قبل با عبدالحسين و برادرش دعوا كرده بودم براي انتقام از آنان چنين كاري را انجام دادم. اما مأموران از آن جايي كه به مهدي و دو مرد شهرستاني مظنون شده بودند، آنان را نزد بازپرس اصغر زاده انتقال دادند. در ادامه تحقيقات مشخص شد كه واقعيت چيز ديگري است و رضا رستمي (۲۰ ساله) كه يكي از متهمان پرونده بود، در واقع عبدالحسين.خ نام دارد و۱۰ ماه قبل در كرمانشاه مرتكب يك قتل شده است.
در اين حادثه كه به صورت دسته جمعي اتفاق افتاده بود، سجاد در اثر ضربات چاقوي عبدالحسين به قتل رسيده و متهم به قتل به همراه برادرش به تهران فرار كرده و پس از چندي، مهدي كه تنها شاهد حادثه بود به تهران آمده و دو برادر فراري را در ميدان آزادي مشاهده كرده است. به اين ترتيب زماني كه مأموران از اين ماجرا اطلاع پيدا مي كنند در طول مسير انتقال متهمان به كلانتري، عبدالحسين، مهدي را تهديد به مرگ مي كند. به اين ترتيب وي در كلانتري منكر ادعاي خود شد.
بر پايه اين گزارش، هم اكنون مأموران كرمانشاه و اولياي دم با گرفتن نيابت قضايي به تهران آمده و با طرح شكايت از عامل جنايت، متهمان با دستور بازپرس اصغرزاده به كرمانشاه انتقال يافتند تا تحقيقات تكميلي در خصوص پرونده صورت گيرد.
|
|
|
جستجو براي دستگيري آدم رباي جوان
گروه حوادث: جستجو براي يافتن پسرجواني كه به اتهام آدم ربايي متواري شده است آغاز شد.
به گزارش خبرنگار همشهري، پسرجواني به نام مهدي پس از اين كه با مخالفت خانواده دختر مورد علاقه اش مواجه شد تصميم گرفت تا مهناز دختر ۲۵ ساله اي را كه در كلاس زبان با او آشنا شده بود را بدزدد. مهدي بعد از اين كه با مهناز آشنا شد، مسئله را با خانواده اش مطرح كرد و پس از مدتي به خواستگاري مهناز رفت. خانواده مهناز با اين رابطه مخالفت كردند. مهناز نيز با مخالفت خانواده اش ارتباط خود را با مهدي قطع كرد.
ساعت ۸ صبح پنج شنبه گذشته مهناز به قصد رفتن به محل كار خود از خانه خارج شد. ناگهان خودرويي در كنار پاي او ايستاد. در باز شد و مهدي رو به او كرد و از او خواست تا با هم فرار كنند. اصرار او و داد و فريادهاي مهناز باعث شد، مهدي او را با تهديد به سوزاندن مجبور به سواركردن به خودرو كند. در همين حين مادر و پسري كه در وسيله نقليه خود شاهد اين ماجرا بودند با اشاره به مهناز فهماندند كه سوار شود و آنها به پليس خبر خواهند داد، مهناز سوار شد و بعد از گذشتن از چند خيابان در خودرو را باز كرد و خود را به بيرون پرتاب كرد. مهدي با ديدن اين ماجرا فرار را بر قرار ترجيح داد. مهناز و خانواده اش در كلانتري ۱۵۶ تهرانپارس شكايت خود را مطرح كردند.
هم اكنون پرونده مهدي توسط بازپرس شاه محمدي در دادسراي امور جنايي در حال پيگيري است.
|
|
|
زن جوان در دادگاه خانواده پس از طلاق:
ديگر همه بدبختي ها و تحقير ها تمام شد
گروه حوادث: زن ۲۵ ساله اي پس از دوبار ازدواج با همسر خود براي دومين بار طلاق گرفت.
به گزارش خبرنگار همشهري، آمده بودند طلاق توافقي بگيرند. فرم طلاق توافقي را هر دو امضا كردند. فهرستي از موارد موجود در طلاق براي توافق ليست شده بود و روبه روي هر كدام، زن جمله اي را نوشته بود.
۱- مهريه: قبول بذل مهريه دارم ۲- جهيزيه: ادعايي ندارم ۳- نفقه ايام عده: ادعايي ندارم ۴- حضانت فرزند يا فرزندان: فاطمه ۴ ساله و پريسا ۱۰ ساله توسط پدرشان نگهداري شوند ۵- نحوه ملاقات: هفته اي يك بار هر دو به من سپرده شوند ۶- وضعيت حمل زوجه: اميدوارم كه حامله نيستم ۷- ساير حقوق: در مورد ساير حقوق ادعايي ندارم. «اگر بخواهي طلاق توافقي بگيري ۴-۳ روز بيشتر طول نمي كشد به شرطي كه در مورد تمام موارد به توافق بررسي.» اين را منشي دادگاه خانواده گفت: وقتي حكم را به دست شيرين دادند باور نمي كرد. پرسيدم چرا اينجايي؟ گفت: ديگر تمام شد. همه كتك كاري ها و ناسزاها تمام شد. ۱۲ ساله بودم كه به عقد اين مرد درآمد. الان احساس مي كنم تازه به دنيا آمدم. يا كتك مي زد و يا تحقيرم مي كرد.
يك بار از او جدا شده ام. چهار سال پيش، سر بچه دومم بود كه رفتم و با بخشيدن همه چيز طلاق گرفتم عده ام تمام نشده بود كه دلم برايش سوخت و برگشتم. سرم كلاه رفت. در راهرو دادگاه گفت: با اين كه همه چيز را به او بخشيدم باز هم احساس راحتي مي كنم. به شوهرش حسين گفت: برو ديگه چرا اينجا ايستادي؟
حسين گيج و مبهوت به اتفاقي كه براي دومين بار درزندگي اش افتاده بود فكر مي كرد.
صدايشان بلندتر شده و مي خندند. سرباز نگهبان از آنها مي پرسد شما زن و شوهريد؟ شيرين خنديد و گفت: بوديم ولي تمام شد.
پرونده شيرين و حسين در شعبه ۲۶۶ دادگاه خانواده بسته شد.
|
|
|
دستگيري سارقان مسلح غرب تهران
گروه حوادث: زوج سارقي كه با همكاري برادر مرد مرتكب سه فقره سرقت مسلحانه شده اند شناسايي و يكي از متهمان بازداشت شد.
چندي پيش مرد جواني براي نگهداري فرزندش در خانه يك آگهي در روزنامه به قصد استخدام پرستار چاپ كرد. فرداي روز چاپ آگهي زني با منزل مرد كه در منطقه صادقيه تهران بود تماس گرفت و خود را متقاضي پرستاري عنوان كرد. مرد از وي خواست تا به خانه آنها آمده تا هم با فرزند وي آشنا شود و هم در صورت موافقت طرفين قرارداد كاري بين آنها تنظيم شود.
زمان ملاقات مشخص شد، زمان موعود فرارسيد و زنگ خانه مرد به صدا درآمد، وقتي مرد به تصور ورود يك زن پرستار در خانه اش را گشود با چهره دو مرد قوي هيكل كه مسلح به سلاح گرم بودند مواجه شد.
مردان مسلح با تهديد وارد خانه شدند. زني كه قرار بود پرستار پسر باشد به عنوان همدست دو مرد در گوشه اي از خانه ايستاد. مردان مسلح درخواست تمام وجوهات نقدي داخل خانه را كردند.
مرد به سارقان گفت: پولي در خانه ندارم، ولي صبح امروز يك خودرو ۲۰۶ خريداري كرده ام كه ۶ ميليون تومان آن را به بنگاه دادم و قرار بود ۴ ميليون تومان ديگر را بعد از ظهر براي آنان ببرم مي توانيد خودرو را به بنگاه برده و پس بدهيم.
يكي از سارقان بلافاصله وارد عمل شد. خودرو ۲۰۶ به بنگاه برده شد. صاحب بنگاه بعد از تماس با مرد و اطمينان از اينكه قصد برگرداندن خودرواش را دارد، پژو ۲۰۶ را پس گرفته و ۶ ميليون تومان را به يكي از مردان پرداخت كرد. سارق مسلح به خانه مرد گروگان گرفته شده برگشت. در جستجو از منزل مرد ۴ ميليون تومان تراول چك كه قرار بود مرد بعد از ظهر به بنگاه پرداخت كند نيز كشف شد. سارقان مسلح با سرقت ۱۰ ميليون توماني آن خانه را در حاليكه مرد و فرزندش دست ها و پاهايشان بسته شده بود ترك كردند.
مالباخته بعد از گشودن طناب ها از دست و پاهايشان به كلانتري مراجعه كرد. مراتب مورد بررسي مأموران انتظامي قرار گرفت. جستجوي پليسي در اين خصوص در دايره ۱ اداره آگاهي مركز ادامه يافت تا اينكه ردي از يكي از سارقان در برج آسمان كشف شد. متهم طي يك عمليات پليسي دستگير شد.
متهم در بازجويي هاي پليسي به بزه انتسابي خود با همكاري برادرش و زن صيغه اي وي اعتراف كرد. جستجو براي دستگيري از دو متهم فراري پرونده ادامه دارد.
متهم بازداشت شده به ارتكاب دو سرقت مسلحانه به همين روش در غرب تهران اعتراف كرده است كه تا كنون يكي از شاكيان شناسايي شده است.
|
|
|
عامل قتل خيابان پليس در آستانه مرگ قرار گرفت
گروه حوادث: حكم قصاص مردي كه متهم به قتل همسرش بود در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان صادر شد.
به گزارش خبرنگار همشهري، حكم مرد ۳۹ ساله اي كه به خاطر اختلافات خانوادگي همسرش را به قتل رسانده بود توسط قاضي ياورزاده صادر شد .در كيفرخواست متهم به قتل آمده بود: حسن م. در تاريخ ۲۹/۹/۸۲ مينا همسر خود را در خيابان پليس تهران در داخل منزل مسكوني به قتل رساند.
با حضور بازپرس و صدور دستورات لازم و با تحقيقات اوليه مشخص مي شود اولين مظنون به قتل شوهر مقتوله است و نهايتاً با توجه به تناقض گويي و اظهارات ضد و نقيض متهم و تطبيق اظهارات نامبرده با اظهارات فرزندش علي تئوري تطبيق شده و متهم كه بعد از دو جلسه اتهام قتل را منكر بوده نهايتاً در تاريخ ۸/۱۰/۸۲ اقرار به ارتكاب قتل بدين وصف مي نمايد. حسن- م در اظهاراتش آورده است: بعد از درگيري به طور ناگهاني از خود بي خود شده و به طرف ظرفشويي رفتم. كارد را برداشته و به تهديد او پرداختم كه تأثيري نداشت. به طرف وي حمله كردم. ناگهان اولين ضربه به بالاي سينه وي اصابت كرد و ضربات بعدي در شكم و پشت گردن وي خورد. بعد سيم برقي را كه كنار ديوار بوده دور گردن وي چرخانده و با زدن كارد به گلويش او را رها كرده كه با صورت به زمين خورد.
متهم در آخرين دفاعيات خود اتهام قتل همسرش را نپذيرفت اما قاضي با توجه به اظهارات وي در مراحل بازجويي حكم قصاص اين فرد را صادر كرد.
|