يكشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۳۷۳
خبرسازان
Front Page

سيدني پواتيه، همچنان مطرح
اما... بي بهره از احترامي كه سزاوارش بود
006750.jpg
اشكان نعمت پور- ارام گودسوزيان كتابي است پيرامون زندگي سيدني پواتيه بازيگر سياهپوست آمريكايي.
در دهه شصت، در روزگاري كه همه، حتي هنرپيشه هاي پرزرق و برق و تجمل گراي هاليوود هم ژست هاي انقلابي مي گرفتند، پواتيه همنوا با آرامش و عشق در فيلم هاي پرآوازه اي مثل «حدس بزن چه كسي براي شام مي آيد» مي درخشيد.
گود سوزيان- كه در دانشگاه هميلتون، تاريخ درس مي دهد - دنياي روي كاغذ پواتيه را با ريتمي مستقيم از ۱۹۲۷، ميلادش در آمريكا آغاز مي كند و سفري كه به همراه والدينش به باهاماس، موطن اصلي خود تجربه مي كند. اين سلوك، تاثيري شگرف بر پواتيه باقي مي گذارد. زندگي در ميان مردماني ستمديده و رنج كشيده كه عمري را با كار سخت سر كرده اند و همه تنومند، مغرور و گريزان از تملق گويي هاي مزورانه سياهان هستند، فرهنگ او را اصالت مي بخشد.
قهرمان شانزده ساله كتاب، بار ديگر به آمريكا بازمي گردد و بسان بسياري از سياهان، جذب هارلم مي شود. روزگار بر سيدني پواتيه جوان، بي سواد و بي پول درشت مي گذرد و او مي كوشد تا با روي آوردن به كارهاي سخيف، دست كم از دنياي دون مايه زيرزميني بگريزد اما سرانجام به ارتش راه مي يابد، جايي كه مثل هميشه، شوربختي به انتظار جوان سيه چرده نشسته. آمريكا با تمام جلال ظاهري اش، طعم گس سرمايه داري را به او مي چشاند كه يكباره، بخت پواتيه را مي نوازد. يك آگهي بازيگري براي همه، حتي سياهان، كمي كوشش و بعد نور آبي موفقيت.
او مي آموزد موقرانه راه برود، شيوا سخن بگويد و البته با آن ظرافت ظاهري اش، چگونه دردل جمعيت محترم نسوان - از سياه تا سفيد - جا باز كند. سيدني پواتيه ديگر يك هنرپيشه كلاسيك بود.
با اين وجود بزرگان هم دغدغه هاي خاص خود را دارند. آمريكا به دهه هاي پنجاه و شصت پا مي گذاشت اما هنوز تهيه كنندگان درگير نژادپرستي بودند. كسي نقش هاي بزرگ در فيلم هاي جنجالي را به كاكاسياه هايي نظير پواتيه وا نمي سپرد. اما كياست اوسبب شد تا از نيروي خشم اش در راهي نو سود جويد. گودسوزيان معتقد است چنين درگيري هايي بر قدرت پواتيه افزودند و او را به سوي فيلم هاي احساسات مدارانه اي چون «حدس بزن چه كسي براي شام مي آيد» سوق دادند تا از ميان حصاري كه به دور سياهان تنيده شده بود و از لا به لاي باتلاق بايد و نبايدها، سر بر آورد و خود را بر منتقدان تحميل كند.
به واقع زندگي پواتيه طرحي از نخستين فيلم اش، «بن بست» است كه به سال ۱۹۵۰ پرداخته شد و در آن نقش پزشك جوان سياهي را بازي مي كند كه به درمان جاني نژادپرستي گمارده مي شود و هرگز از آرمان خواهي راستين اش عدول نمي كند.
او در تمام لحظات زيستن خود، كوشيد تا چنين باشد همانگونه كه مي گويد: «من يك هنرمندم، يك آمريكايي كه در اين عصر زندگي مي كند. بنابراين اميدوارم احترامي را كه سزاوارش هستم، به من روا داريد.... » و غم انگيز است كه در اين كتاب، احترام هنر يك رنگين پوست نگاه داشته نشده، اعتنايي كه سزاوارش بوده. اما زندگي او مالامال از رنج و مبارزه -اي مهربانانه و نه با تسامح - بوده، زندگي كه به سادگي از اوراق يك كتاب فراتر مي رود.

هوشنگ مرادي كرماني
معمار ادبيات نوجوانان
006636.jpg
امير مهنا-هوشنگ مرادي كرماني وقتي مي نويسد يك چيز است و وقتي حرف مي زند يك چيز ديگر. ريز و درشت زندگي و مشقات او ديگر بر هيچ كس پوشيده نيست. يادم مي آيد دوستي در جايي نوشته بود مرادي كرماني، كرماني است و خواننده اي خوش طبع هم جواب داده بود: «خوب شد گفتي.» البته هوشنگ اهل خود كرمان نيست. بگذريم. به هر حال اين خالق المجيد با قصه هاي معروفش و آن شخصيت محوري بر گردن همه اهل كتاب حق دارد.
قصه هاي مجيد توانست كتاب ناخوان ترين آدم ها را هم به سوي سرگذشت هاي خوشمزه مجيد بكشاند. حدود شهرت مجيد كار را به جايي رساند كه كيومرث پوراحمد عشقش كشيد كه لهجه اصفهاني به او بدهد و خلاصه مجيد كرماني شد مجيد اصفهاني. اين هم حق مولف! مرادي كرماني قبل از هر چيز ديگر به عنصر روانشناسي كودك و نوجوان آشناست. عنصر ادبيات نوجوان در دستان اين نويسنده مثل موم است. اصلا زور نمي زند كه چيزي بنويسد.
آثارش آنقدر همه فهم و در عين حال عميق اند كه مي شود لاجرم خواندشان اما خواننده پس از خواندن رها نمي شود. يك چيزي آن پس و پناهاي ذهن مي ماند و مي ماند. اين كشش باعث مي شود كه به محض انتشار كتابي از اين نويسنده هم به سويش هجوم مي برند. اي كاش آثار نمايشي كرماني هم چون داستان هايش موفق از آب در مي آمدند. مرادي كرماني اين روزها در محل سراي اهل قلم نمايشگاه كتاب حضور دارد. دوستاني كه مي خواهند رو در رو و با اين نويسنده حرف بزنند فقط كافي است سري به آنجا بزنند.

هدايتي
عليرضا كيواني نژاد-«هيچ كس نمي تواند به خوبي او، تقليد لهجه كند و اتفاقا اگر در هر برنامه اي، كسي هنگام اجرا خنده اش بگيرد، محمدرضا باز تنها كسي است كه نمي خندد و مسلط است.»
اينها را مهران مديري مي گويد، كارگردان امروز نقطه چين. اينها را مديري درباره محمدرضا هدايتي مي گويد نه براي حضورش در نقطه چين كه براي سابقه قبلي كارش در مجموعه هايي چون «ببخشيد شما.» محمدرضا هدايتي برخلاف بسياري از اسلاف و همقطارهايش، تحصيل كرده دانشكده هنرهاي نمايشي نيست، چه اگر بود به قول خودش باز هم همين محمدرضا هدايتي امروز را بيشتر مي پسنديد.
هدايتي اصليتي زابلي دارد. زاييده سيستان و بلوچستان است و اگر مي بينيد در سريال هايي چون «كمين»، به راحتي با لهجه و گويش «دري» تكلم مي كند، زياد تعجب نكنيد. هدايتي كار بازيگريش را به صورت حرفه اي با مهران مديري شروع كرد و اوج هنرنمايي اش همان «ببخشيد شما» بود. پس از آن در سريال كمين نقش يك سرايدار افغاني را داشت.
هدايتي اما برعكس خيلي از بازيگران صداوسيما تجربه بازيگري اش راحتي در تئاتر هم ادامه نداد. اگرچه چندكار كوتاه روي «سن» داشت، اما هرگز در حد و اندازه هاي يك بازيگر تئاتر ظاهر نشد.
موفقيتش در «ببخشيد شما» او را به پاورچين كشاند. البته همانطور كه گفته شد در اين بين از سريال «كمين» بايد نام ببريم كه از شبكه سوم سيما پخش شد. شخصيت «طغرل» در پاورچين مثل بسياري از شخصيت هاي آن مجموعه، از ذهنيت پيمان قاسم خاني نشات گرفت و هدايتي با تسلطي خوب از پس اين نقش برآمد. هدايتي خودش درباره نقش طغرل مي گفت:
«اين نقش را دوست داشتم فقط گفتند كه با بيل دنبال بازيگرها نكن!»
پس از اين سريال اما هدايتي در چارت اوليه نقطه چين حضور نداشت. نه به خاطر بروز مساله اي خاص كه به خاطر حضور در يك سريال ديگر. مديري پس از قسمت هاي اول به اين نتيجه رسيد، بايد تغييراتي در روند حركتي پروژه اش بدهد. بنابراين با همان تيم پاورچين دوباره صحبت شد. در اين ميان جواد رضويان كه حتي قبل از رضا شفيعي جم با اين گروه به توافق رسيده بود، به خاطر پاره اي از مسايل نتوانست به قراردادش عمل كند و از گروه جدا شد. بنابراين رضا شفيعي جم البته گزينه مناسبي به نظر مي رسيد كه اين طور هم شد.
هدايتي بعد از اتمام سريالش به مهران مديري پيوست تا اينبار ذهنيت قاسم خاني كوچك - مهراب- را عملي كند.
محمدرضا قرار است بعد از «ددي» باز هم با گروه مديري كار كند، گروهي كه در صداوسيما معروف شده به گروه موفق.

جويدن غذا، كشيدن خودرو
مزاياي دندان
006693.jpg
شايد در كتاب ركوردهاي جهان مطالب عجيب و غريب زياد خوانده باشيد. البته بسياري از آنها قابل باوركردن هستند و بخشي را هم كه به سختي مي شود پذيرفت با چاپ عكسي هرگونه شك وشبهه در مورد آن را از بين رفته است.
اين خبر هم در دسته همان خبرهاست، اينكه يك مرد ۳۰ ساله بيايد و كارهايي انجام دهد كه پذيرش آنها تا حدودي دشوار باشد.
قضيه از اين قرار است كه در اهواز مردي پيدا شده كه با دندان كارهاي عجيب و غريب مي كند. مثلا مي تواند خودروهاي سنگين را بكشد يا مي تواند يك مرد را روي صندلي بنشاند و بادندان هاي خود در هوا نگه دارد. او به درد آهنگري ها و صرافي ها هم مي خورد چرا كه مي تواند ميلگرد و سكه را با دندانش خم كند و خيلي ديگر از كارهايي كه ما با دندانهايمان انجام نمي دهيم.
آقاي «علي طحان» در ۲۲ بهمن ماه سال گذشته توانست عنوان اول رشته ميل باستاني را به خود اختصاص دهد كه تربيت بدني استان خوزستان او را به عنون قوي ترين مرد اين استان برگزيد.
به هر حال ايشان نشان داده كه از دندان مي توان علاوه بر جويدن غذا استفاده هاي بهينه ديگري هم كرد.

مولن روژ
فيلمبرداري از مجلس، ممنوع 
006699.jpg

مجلس آلمان در برلين، با صدور مجوز براي فيلمبرداري صحنه هايي از «ماموريت غيرممكن:۳» در صحن مجلس مخالفت كرد.
مدير صحنه آرايي فيلم - استوديو بابلسبرگ در نزديكي برلين - پيش از اين از مجلس خواسته بود تام كروز قسمت هايي از فيلم را در ساختمان مجلس بازي كند، اما مطابق آيين نامه مجلس آلمان، فيلمبرداري از ساختمان مجلس تنها با مقاصد سياسي مجاز است.
«ماموريت غيرممكن:۳» بنا است از اوايل تابستان امسال در برلين و نواحي اطراف آن كليد بخورد. تام كروز ۴۱ ساله، علاوه بر ايفاي نقش اول فيلم، در مقام معاون تهيه كننده نيز حضور دارد.

اليور تويست به روايت پولانسكي 
كمپاني سوني پيكچرز، پيش از آغاز ساخت پروژه ۱۶ هفته اي اليور تويست با اقتباس رومن پولانسكي از هم اكنون به فكر خريداري حقوق توزيع فيلم در شمال و جنوب آمريكا افتاده و مقدمات را فراهم آورده است.
006702.jpg

«اليور تويست» پولانسكي كه از ماه جولاي در پراگ كليد مي خورد، از حضور بن كينگزلي به نقش فاگين - رئيس جيب برها - بهره مي برد. بارني كلارك، نوجوان ۱۰ ساله انگليسي، اليور را بازي مي كند و جيمي فورمن نقش داجر خوش دست - نوجواني كه لم دزدي را به اليور مي آموزد -را بر عهده خواهد داشت. فرانك فينلي هم به نقش آقاي براون لو - همان جنتلمني كه اليور را از سياه روزي وارهاند - حضور مي يابد.
جف بك، مدير كمپاني سوني پيكچرز درباره پروژه جديد گفت: «داستان اليورتويست، اثر كلاسيكي است كه تاريخ انقضا ندارد. حال اگر آن را به دستان هنرمندي چون پولانسكي بسپاريم، بدون شك نسل جديد سينماروها را با آثار كلاسيك سينما آشتي خواهيم داد.»
پولانسكي نيز در يك نشست مطبوعاتي در پاريس اعلام كرد: تا حد امكان فضاي شاد كودكانه را در فيلم ترسيم مي كنم و از تم تاريك داستان كه تا حدودي به كودكي خودم شباهت دارد اجتناب خواهم كرد. اليور پيش از اين نسخه هاي تلويزيوني و سينمايي زيادي به خود ديده، اما نامي ترين آنها شاهكار ديويد لين به سال ۱۹۴۸ است كه سه سال پس از ساخت با تدوين جديد در آمريكا به نمايش درآمد. فيلمنامه نسخه جديد را كه به كتاب بيشتر نزديك است، رونالد هاروود - نويسنده پيانيست، فيلم اسكاربرده پولانسكي - نوشته است.

درگذشت يك سفيدموي كانتري 
ترانه سرا و گيتاريست سبك كانتري، ديو كربي، در سن ۶۵ سالگي در منزل خود واقع در برانسون، درگذشت.
وي كه سال ها با سرطان دست و پنجه نرم كرد و در نهايت مغلوب اين بيماري شد، هر چند به عنوان يك نوازنده چيره دست همواره مورد ستايش قرار مي گرفت، اما بيشترين تاثير خود بر موسيقي فولكلوريك كانتري را در عرصه ترانه سرايي گذاشت.
هنرمندان زيادي به لطف ترانه هاي غني كربي، هفته ها و ماه ها به صدر جدول بهترين ترانه ها راه يافتند كه جاني كش فقيد، ويلون جنينگز، تامي واينت، جورج جونز، گلن مارتين و جري لي لوئيس از آن جمله اند.
آلبوم «اين، ديو كربي است: خواننده، نوازنده، نويسنده» كه در سال ۱۹۷۴ منتشر شد، از آثار ماندگار اين هنرمند برجسته به شمار مي رود.
006633.jpg



قدرداني از يك نوازنده زبردست 
كلارك تري، نوازنده زبردست ترامپت، در سي و دومين سالگرد تاسيس كالج پورچيس دانشگاه نيويورك (جمعه، ۱۴ مي) دكتراي افتخاري خود را از اين دانشگاه دريافت مي كند.
توماس شوارز، رئيس دانشگاه، اين دكتري را پيشاروي ۸۲۵ دانشجوي ترم آخري و ۶۴ فارغ التحصيل دانشگاه نيويورك به هنرمند موسيقي جاز اعطا خواهد كرد.
006696.jpg



بازگشت مراسم گرمي لاتين به خانه 
مراسم گرمي لاتين، پس از يك سال برگزاري در ميامي، دوباره در لس آنجلس برپا مي شود. پنجمين مراسم جوايز موسيقي گرمي لاتين در سال ۲۰۰۴، اول سپتامبر برگزار و دوباره توسط شبكهCBS پخش مستقيم خواهد داشت.
نامزدهاي دريافت جوايز ۱۴ جولاي اعلام مي شوند. دو مورد جديد افزوده شده به فهرست جوايز، «بهترين آلبوم خواننده/ ترانه سرا» و «بهترين آلبوم مسيحي با زبان پرتغالي» اعلام شده و بدين ترتيب تعداد جوايز در مجموع به ۴۳ مورد رسيده است

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   خبرسازان   |   در شهر  |   زيبـاشـهر  |
|  سفر و طبيعت  |   يك شهروند  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |