دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۴۶۱
تهرانشهر
Front Page

پشت صحنه يك روز دوست داشتني
چاكرتم مادر
احتمالا در گوشه اي از سند مغازه هاي لوازم خانگي ذكر شده كه بالاترين راندمان در روز مادر است. از فروشگاه هاي عريض و طويل و نمايندگي هاي مجاز لوازم خانگي تا مغازه هاي جمع و جور و پرت كه فقط لوازم ارزانقيمت مي فروشند
012801.jpg
نه، هنوز براي قضاوت درمورد ما زود است. اجازه بدهيد چند خط از مطلب بگذرد و بعد ما را مسخره كنيد. نه عزيزم، ما روز مادر را اشتباه نگرفته ايم. شنبه گذشت و اتفاقا ما پيش مادرانمان بوديم، اما مساله اين است كه در اين چند روزي كه گذشت،, چيزهايي ديدم كه وادارمان كردند مطلبي درمورد روز مادر بنويسيم. اين مطلب البته در ستايش مادر نوشته شده اما نه با آن قلم احساسي كه شما انتظار داريد. درواقع ما قصد داريم حاشيه هاي روز مادر را بررسي كنيم.
قبول داريد كه اين كار قبل از فرارسيدن روز مادر ممكن نبود، بنابراين مجبور بوديم به انتظار پايان اين روز باشيم تا دستمان به قلم برود. گرچه مي شد به جاي مطلب حاشيه هاي روز مادر، مطلبي درمورد جشنواره مطبوعات هم - كه همين شنبه گذشته برگزار شد - نوشت اما ما مادر را مهمتر از حرفه اي ديديم كه در آن مشغول به كار هستيم. بنابراين فكر نكنيد كه ما روز مادر را فراموش كرده بوديم. راستي اين نكته را هم گوشه ذهنتان داشته باشيد كه هنوز در هفته زن زندگي مي كنيم. يعني مطلب ما كاملا به روز است.
تشكر
همه شما مي توانيد با يك تبريك روز مادر را گرامي بداريد و اينطوري گوشه اي (حتما ذكر شود) از زحمات مادرهاي مهربانتان را جبران كنيد. اين جمله تا همين چند سال پيش در ايام بزرگداشت مقام زن و مادر از ديالوگ هاي پرمصرف مجريان تلويزيون به شمار مي رفت. اما اين روزها گويي همه چيز عوض شده است. مجري برنامه كودك و نوجوان از كوچولوهاي دوروبرش مي خواهد كه حداقل با يك شاخه گل روز مادر را برگزار كنند. در برنامه هاي خبري هم در اين چند روز آنقدر مصاحبه پخش شده كه آدم فكر مي كند تمام دغدغه مردم اين است كه چگونه از خجالت زن و مادر و مادربزرگشان دربيايند. پخش فيلم مهرمادري هم شايد تلنگري باشد مبني بر اينكه يك پسر دزد هم با يك جفت دستكش به قلب مادر خيالي اش حمله مي كند.
روز مادر، روز فروش 
احتمالا در گوشه اي از سند مغازه هاي لوازم خانگي ذكر شده كه بالاترين راندمان در روز مادر است. از فروشگاه هاي عريض و طويل و نمايندگي هاي مجاز لوازم خانگي تا مغازه هاي جمع و جور و پرت كه فقط لوازم ارزانقيمت مي فروشند شاهد فعاليت هاي مختلف تبليغاتي خواهيد بود.
يكي از فروشگاه هاي لوازم خانگي اين مژده را داده كه به ازاي هر ۵۰ هزار تومان خريد يك كارت قرعه كشي به شما مي دهد و در پايان هفته بزرگداشت مقام زن تعدادي لوازم خانگي به برنده خوش شانس هديه مي دهد. فكر اينكه چه كسي بيشترين برگ قرعه كشي را دارد و چه كسي برنده خواهد شد و اصلا چه كسي از اين فروشگاه براي مادر يا همسرش خريد مي كند، يك مقدار به ذهنتان فشار وارد مي كند ولي خب...
پيرمرد در مغازه اش فقط استكان و كتري و سيني دارد و گرانترين جنس مغازه اش يك سماور ۴۰هزار توماني است. گردوخاك لوازم خانگي مغازه را مي گيرد و دوباره به پشت ميز ويترين برمي گردد. به شيشه مغازه اش اطلاعيه بلندبالايي نصب كرده كه در آن به كودكان و نوجوانان نويد داده كه با هر مقدار پولي كه داشته باشند، در اين مغازه مي توانند يك كادو براي روز مادر بخرند. يك دست فنجان بلوري از نوع ايراني حدود ۳هزار تومان قيمت دارد و شيرين زباني هاي بچه ها ۵۰۰تومان هم تخفيف به قيمت گره مي زند و يك كادو كه حداقل نتيجه اش يك لبخند درست و حسابي مادرانه است. گلفروشي ها هم در اين موارد گل هاي ارزانقيمت خود را شبيه كيميا مي يابند. يك دسته گل با چهار غنچه رز و يك روبان كه عشق از گوشه كنارش لبريز شده و كلا يك هزار توماني سبز مي ارزد، حسابي اين روزها برد دارد. لباس فروشي ها هم برنامه مشابهي را در ايام بزرگداشت زن اجرا مي كنند. انواع تي شرت و دامن و روسري با قيمت هاي مناسب هديه بدي از كار درنمي آيد به ويژه اگر با يك كاغذ كادو خوشگل آن را كادو كرده باشيد.
تو چي خريدي؟
برنامه هاي تلويزيون را مي بينند و مغازه هاي مختلف را هم كه نمي شود از جلوي چشمشان قاپيد. نزديك روزهاي اين مدلي كه مي شود حسابي به هم مي ريزد. تجربه هاي قبلي اش هم با شكست مواجه شده بود. ولي باز هم خوره به تنش افتاده و بالا و پايين مي كند تا بتواند يك كادو بخرد. دوست هايش هم شده اند قوزبالاقوز. تو چي خريدي؟ براي بابا هنوز نخريدي؟ حالش از خودش بهم مي خورد كه بايد به دوست هايش بگويد هنوز به نتيجه نرسيده كه براي مادرش چي بخرد. صبح مادر از خانه بيرون مي آيد و او طبق معمول تا بعد از ظهر در خانه تنهاست هرچه فكر مي كند ذهنش به جايي نمي رسد. بالاخره بايد يك كاري انجام دهد. چند ساعتي هم جلوي در حياط مي نشيند ولي...
به خانه برمي گردد و سبد لباس ها را پيدا مي كند. سريع وسايل را مهيا مي كند و غروب كه مي شود تقريبا كارها تمام مي شود. تا مادر از راه برسد به اين فكر مي كند كه مادرش از اينكه مانتوي كثيفش را تميز و اتوكشيده ببيند خوشحال مي شود يا نه.

فرهنگ
رصد ستاره ها در شب هاي تابستان
شب كه مي رسد و تاريكي همه جا را مي گيرد تنها نور ماه ونقطه هاي نوراني كه همان ستاره ها هستند، كمي آسمان را روشن مي كنند. خيلي از ما در اين شرايط دوست داريم كه مي توانستيم با تلسكوپ يا هر وسيله ديگري اين نقاط نوراني را از نزديك ببينيم. حالا اين شرايط درمركز علوم و ستاره شناسي تهران فراهم شده است. اين مركز با داشتن سالن هاي مختلف فيزيك و شيمي ، سالن آسمان نما، سالن ترازوها و رصدخانه برنامه هاي مختلف فرهنگي و آموزشي را برگزار مي كند. اگر به رصد اجرام آسماني علاقه داريد مي  توانيد در صوت مساعد بودن آب و هوا و شرايط جوي درشب هاي دوم و چهارم شهريور ماه از ساعت۳۰:۱۹ تا۲۱ به اين مركز برويد و در برنامه رصدهاي شبانه آن شركت كنيد. ضمنااگر علاقه شما به نجوم و ستاره شناسي تا حدي است كه يك تلسكوپ شخصي داريد مي توانيد با كمك كارشناسان اين مركز آن را نصب و راه اندازي كنيد. همچنين مي توانيد در دوره هاي آموزشي نجوم، عكاسي نجومي و... شركت كنيد. براي ثبت نام در اين دوره هاي آموزشي و شركت دربرنامه هاي مختلف اين مركز مي توانيد با شماره هاي ۲۷۰۸۷۷۰ و ۲۷۰۸۳۲۳ تماس بگيريد يا به نشاني تجريش - ميدان قدس - بالاتر از سه راه دزاشيب - خيابان عمار - كوچه عرفات -شماره ۱۱ مراجعه كنيد.

جعبه
سريال يا فيلم ؟
در بين برنامه هايي كه براي امروز خود داريد حتما مثل هميشه نشستن جلوي جعبه جادويي تلويزيون و ديدن برنامه هاي مورد علاقه تان در حين خوردن ميوه وتنقلات ، جايگاه خودش را از دست نمي دهد. البته در اين مورد زماني كه شما درطول روز در خانه هستيد ، برنامه هاي مورد علاقه تان هم تعيين كننده هستند. در هر صورت اگر ديشب به هر دليلي نتوانستيد سريال كاكتوس را ببينيد، امروز مي توانيد تكرار آن را در ساعت۱۵ از شبكه اول بينيد اگر هم سريال «من يك مستاجرم» را دنبال مي كنيد ، مي توانيد مثل هر هفته امشب هم اين سريال را ساعت۲۱ از شبكه سوم تماشا كنيد. سريال دايره ترديد هم امشب ساعت ۱۰:۲۲ از شبكه اول پخش مي شود. اگر هم فيلم هاي سينمايي را كه هر شب از شبكه دوم پخش مي شود پيگيري مي كنيد، امشب هم مثل شب هاي ديگر ساعت۴۵:۲۳ بايد منتظر يك فيلم جديد ديگر باشيد.
راستي حتما فراموش نخواهيد كرد كه امشب حول و حوش ساعت ۳۰:۲۲ برنامه مهتاب با اجراي محمد حسيني و حسين رفيعي از شبكه سوم روي آنتن خواهد رفت.

كتابخانه
يك كتاب خوب در هواي خنك!
در اين هواي گرم و روزهاي تعطيلي فقط يك داستان خوب مي تواند ما را از دغدغه گردش و سفر در هواي گرم تابستان نجات دهد و در خانه زير هواي خنك كولر سرگرم كند. يكي از اين كتاب ها، كتاب ۷ داستان نوشته رضا قيصريه است كه قبلا هم در سال ۷۲ چاپ شده بود، اما بعد از آن تجديد چاپ نشد و حالا نشر ققنوس آن را در يكهزار و ۶۵۰ نسخه و با قيمت يكهزار و ۵۰۰ تومان منتشر كرده است. احتمالا از اسم كتاب متوجه شده ايد كه در اين كتاب ۷داستان وجود دارد و در حقيقت شما مي توانيد با داشتن اين كتاب ۷ داستان ناريلا، كافكايي، ايستگاه زوريخ، خانم منيرآفاق، شيء مشكوك و پوزخند را بخوانيد. ضمنا اگر به شغل پرستاري علاقه داريد ويا دوست داريد يك گرافيست بزرگ بشويد بهتر است كتاب هاي پرستار نوشته فاطمه غلامي و گرافيست اثر مجيد خسروانجم را بخوانيد. در اين كتاب ها كه دفتر پژوهش هاي فرهنگي هر كدام از آنها را در ۱۶ صفحه و با قيمت ۲۷۰ تومان منتشر كرده است، مي توانيد با زبان روان و ساده، اطلاعاتي درباره شغل پرستاري و گرافيست به دست بياوريد.

نمايشگاه
هفت مجسمه در خانه هنرمندان
هميشه رفتن به نمايشگاه هاي هنري مختلف و ديدن آثار به نمايش گذاشته شده در آنها تنها براي هنرمندان و اهل هنر جذاب نيست، بلكه ديدن اين آثار براي هركسي كه به هنر علاقه دارد هم مسلما جذابيت هايي دارد كه باعث مي شود رفتن به اين نمايشگاه ها به يكي از دلمشغولي هاي زندگي آنها تبديل شود. يكي از اين نمايشگاه ها نمايشگاهي از آثار كامران شريف است. در اين نمايشگاه هفت اثر مجسمه كه شريف آنها را در طول يك سال خلق كرده است،  در خانه هنرمندان به نمايش گذاشته شده اند. براي ديدن اين آثار مي توانيد تا۲۲ مردادماه هر روز از ساعت۱۰ صبح تا ۲۱ به خيابان طالقاني - بعداز چهارراه ايرانشهر - خيابان شهيد موسوي شمالي - باغ هنر برويد يا با شماره ۸۸۳۶۶۷۱ تماس بگيريد. ضمنا نمايشگاه ديگري از آثار نقاشي آبرنگ در نگارخانه آبي فرهنگسراي سالمند برگزار خواهد شد، اين نمايشگاه از شنبه ۲۴ مردادماه افتتاح مي شود و تا۳۱ مردادماه ادامه دارد.
براي بازديد از اين نمايشگاه مي توانيد دراين مدت هر روز از ساعت۹ تا ۲۰ به نشاني ميدان امام حسين - خيابان ۱۷ شهريور - خيابان خشكبارچي- پارك خيام مراجعه كنيد يا با شماره هاي ۹-۳۳۵۸۶۸۸ تماس بگيريد.

پرده
دو روز ديگر فراري مي آيد
هنوز هم به دنبال اين هستيد كه روزهاي گرم تابستان را در صف هاي تهيه بليت فيلم هاي سينمايي و بعد از آن نشستن در يك سالن تاريك و ديدن فيلم سينمايي مورد علاقه تان بگذرانيد؟ اگر اينطور است احتمالا تا حالا اكثر فيلم هايي را كه روي پرده هاي سينماهاي شهر است ديده ايد و منتظر از راه رسيدن يك فيلم جديد هستيد، بنابراين لازم نيست زياد منتظر باشيد، چون قرار است از دو روز ديگر يعني چهارشنبه ۲۱ مردادماه، فيلم جديدي در سينماهاي تهران به نمايش گذاشته شود، اين فيلم در حقيقت فيلم «فراري» دومين ساخته رضا جعفري است. اين فيلم كه در آن بازيگراني مانند ميتراحجار، يكتا ناصر، امين زندگاني و سياوش طهمورث بازي مي كنند، داستان يك معلم تنها به نام مريم موسوي است كه براي پيدا كردن فرزندش در شهر بزرگي مثل تهران تلاش مي كند و در اين جست وجو حادثه اي اتفاق مي افتد كه او را مجبور مي كند هر لحظه فراري باشد. گويا اين فيلم كه تهيه كنندگي آن هم بر عهده رضا جعفري است، قبلا درهجدهمين جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان و در اصفهان به نمايش درآمده بود.

ورود
وقتي مطلب اصلي امروز را مي خوانيد ايراد نگيريد كه اي بابا روز مادر كه دو روز پيش بوده. اولا اين هفته اصلا هفته مادر است. كي گفته نيست؟ شما اين را بگذاريد به حساب فراموشكاري عادي ما بچه ها كه هميشه يادمان مي رود پدر و مادر نازنيني هم داريم كه چشم انتظار ما هستند. گرچه بعضي از ما، پدر و مادر هم شده ايم ولي خب هنوز خودمان بچه دونفر ديگر هستيم كه حسابي دلشان براي ما مي تپد و كوتاهي هاي ما را سريع مي بخشند و اگر گردوخاك تو چشم مان برود، حالشان از اين رو به آن رو مي شود. همين جوري هم ياد آن شعر ايرج ميرزا درباره مادر افتاديم. از فراموشكاري ما همين بس كه يك بيت از اين شعر هم يادمان نيست!

ستون شما
تنگه واشي
درخصوص مطلب چاپ شده با نام «سفر به تنگه واشي» دوست خوبمان آقاي حسين اسفنديار فكسي ارسال و طي آن ايرادهاي ما را اصلاح كرده اند. در متن اين گزارش از روستاي واشي نام برده شده بود كه دوستان اصلاح كرده و گفتند كه اين روستا جليزجند است.
در اين مطلب ما نوشته بوديم كه به آبشاري مي رسيد و آنجا استراحت مي كنيد و بازمي گرديد ولي اين دوست خوب متذكر شده اند كه بعد از عبور از آبشار و پياده  روي فراوان به محل ديگري كه به صورت مرداب است مي رسيم.
- در پاسخ به فكس دوستمان اول تشكر مي كنيم و در ادامه خدمت اين عزيز عرض مي كنيم كه ننوشتن ادامه سفر به دليل عدم آگاهي ما نبوده. رسيدن به آن قسمت به يك كوهنوردي زياد احتياج دارد كه گمان مي كنيم براي كساني كه براي تفريح به آن منطقه رفته اند لزومي نداشته باشد. نكته دوم اينكه، مطلب براي يك روز تعطيل بود و در روز تعطيل ازدحام جمعيت در اين منطقه به قدري بالاست كه رسيدن به آبشار هم هنر بزرگي است.

بيت
كدام جسم تو را ترجمان ناب بود؟
تو خويش معني خود هستي و بهانه كسي است
تا پيش از اين بازهم با هم ازعشق حرف زده بوديم ولي گفتيم كه اين دريا حالا حالاها رنگ ساحل رانشانمان نخواهد داد يارهايمان نخواهد كرد.
البته ساحل آرامشي كه مي تواند در عميق ترين جاي آن هم اتفاق بيفتد و فرا زماني و فرا مكاني را در ذات خود دارد، درمحيط هاي محدود فيزيكي نمي گنجد ومجالي فراخ تر را مي طلبد كه همان حقيقت محض را كه گفته بوديم بنماياند.
اين بار به سراغ مصداق مي رويم. شايد خيلي از ما فكر كنيم درك عميق ازعشق تنها با تجربه و معشوق ميسر است. يا به زباني ساده تر تجربه شخصي ماست كه يك ماهيت را براي ما آشكار مي كند. ولي بياييد فكر كنيم كه نگاه نوتر امروز مي تواند فروغي باشد تا خورشيد.
اصالت با دل است. اين جمله اين معني را نمي دهد كه هيچ مصداق يا مدلولي اصالت ندارد بلكه براي درك بهتر، شفاف تر و ناب تر مدلول، هميشه بايد مسير را از دال شروع كرد.
هيچ پيكري نمي تواند گوياي زواياي عشق به عنوان يك حقيقت بي بديل باشد.
چه در جاي جاي ادبيات ما عجز از تعريف و توصيف عشق به تمامي، مطرح شده. اينكه هيچ قلمي يا هيچ زباني را ياراي آن نيست تا به توصيف آن بپردازد، عشق تنها با خودش معنا مي شود. اگر از رهگذر عشق و محيط شدن در آن به سمت مصداق برويم مطمئنا به اعماق حقيقت سفر خواهيم كرد. بازهم بايد به نوشته هاي پيشين برگرديم، مثل سلسله اي كه حلقه هاي آن ناگسستني است.
تعبير عاشق «عاشق شدن» يا «عاشق عشق» بودن عبارتي است كه در متون عرفاني و ادبي زياد به آن برمي خوريم. اينكه جدا از هركسي يا چيزي آدمي تنها و تنها با خود عشق روبه رو باشد. همه اين نوشته ها وهمزباني ها - به اميد همدل شدن كه «همدلي از همزباني بهتر است»- مصداق را پاك نخواهد كرد بلكه جايگاه و پايه اي متعالي تر و آرماني تر به آن خواهد داد. پس مثل عاشق زيستن تمرين كنيم كه با خود عشق روبه رو شويم كه خود آغاز است، خود امتداد است و خود پايان.

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   خبرسازان   |   در شهر  |   درمانگاه  |
|  يك شهروند  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |