شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳ - سال سيزدهم - شماره - ۳۶۵۸
در شهر
Front Page

در آشيانه هواپيماهاي خصوصي
پرنده فوق سبك من
031104.jpg
عكس ها : هادي مختاريان
زن جوان از هواپيما پايين مي پرد. صورتش از هيجان مي درخشد، از همان جا بلند مي گويد: پرواز خيلي عالي بود. و بلا فاصله پسرك 7 - 8 ساله اش به سمت مادر مي آيد تا جاي او را كنار پدر در هواپيماي 2 نفره بگيرد و بپرد.
فرودگاه آزادي كم كم شلوغ مي شود. خلبان هاي صاحب هواپيماي آماتور دست خانم بچه ها را گرفته اند و براي پرواز تفريحي به فرودگاه آمده اند. روز جمعه است و هواي اسفند ماه جان مي دهد براي تفريح آخر هفته.
خودروها بيش از 70 - 80 كيلومتر مسافت طي كرده اند تا به فرودگاه آزادي در جنوب آبيك برسند. نبود مكان مناسب اقامتي و پذيرايي، راه دور، آفتاب گرم و هواي سرد باعث نشده آنها از لذت پرواز چشمپوشي كنند. مي تواني در هواپيماي شخصي خود بنشيني، باكش را پر از بنزين كني و 5 ساعته به مشهد بروي؛ مقدار سوخت مصرفي 80 ليتر بنزين عادي.
مي خواهي هواپيماي برادران رايت را ببيني؟ اين را خلبان موسوي، مربي پرواز مي پرسد و سپس راهي آشيانه باشگاه هوانوردي مي شويم. دو بال بزرگ و موتوري كه به زير آن بسته شده. روي موتور صندلي برزنتي امكان سوار شدن يك نفر را فراهم مي آورد. نه اتاقكي و نه پنجره اي. ارتباط مستقيم با آسمان. اسد هواپيما را از استراليا با خود آورده. بانامزد ژاپني اش از راه مي رسد. هواپيما را از آشيانه بيرون مي كشد. دوستانش با خنده بدرقه اش مي كنند. از برادران رايت به ارث برده اي، اسد؟ حتي اين دو بال و يك موتور هم از زمين برمي خيزد، اما هنوز اوج نگرفته، به زمين مي نشيند. واقعا به زمين مي نشيند. اسد با هواپيماي عهد عتيق خود ميان گل هاي كنار باند فرود مي آيد و به هر زحمتي است، آن را تا كنار آشيانه مي راند. ترافيك فرودگاه را به هم ريخت. نامزد ژاپني اسد اما بي وقفه از پرواز به يادماندني اسد تصويربرداري مي كند.
بچه هاي كوچكتر كم كم خسته مي شوند. پلا ستيك پر از ميوه مادر ميان اعضاي خانواده تقسيم مي شود و ساعتي بعد غذايي كه به نزديك ترين رستوران محل سفارش داده شده، از راه مي رسد.
ميز پينگ پنگ داخل آشيانه هواپيماها فرصتي فراهم مي آورد تا خلبان ها بين 2 پرواز خود را سرگرم كنند.
دكتر مسعود قاسمي، مدير فرودگاه، نبود امكانات جانبي تفريحي را از ضعف هاي فرودگاه در جذب مشتري مي داند: لا زم است مكاني براي تفريح و استراحت خانواده ها در نظر گرفته شود تا خانواده ها با علا قه بيشتري به فرودگاه بيايند.
۱۰ صبح است. وارد فرودگاه مي شويم. فرودگاه آزادي زير نظر شركت صنايع هوايي ايران وابسته به سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران اداره مي شود، اما در اينجا خبري از گيت هاي بازرسي و مقررات سخت براي ورود به محوطه استقرار هواپيماها نيست.
به راحتي مي توانيد وارد شويد و حتي اگر هواپيما نداريد، يكي را براي پرواز كرايه كنيد، اگر خلباني بلد باشيد.
پرواز در ارتفاع 10 هزار پايي
از آشيانه باشگاه هاي هوانوردي شعاع و بلند پرواز 2 باشگاه هوانوردي مستقر در فرودگاه آزادي برنگشته، كنار خلبان مستقر شده و دقايقي بعد بالا ي فرودگاه به پرواز در مي آييم.
سيستم داخلي هواپيماي 2 نفره فوق سبك طوري طراحي شده كه هر 2 نفر بتوانند آن را هدايت كنند. 2 پدال در 2 طرف دو دستي كه نقش فرمان را در آسمان بازي مي كنند، گاز و ترمز و چندين نشانگر براي مشخص شدن ارتفاع، سرعت، ميزان سوخت، جهت پرواز، زاويه بال ها نسبت به زمين وژ ...
سيستم پردازي اين نوع هواپيما آنقدر ساده است كه به گفته خلبان جعفري معلم پرواز با 10 ساعت آموزش مي توان به تنهايي با آن پرواز كرد. وي در باشگاه هوانوردي شعاع، خلبانان جوان و گاه كم سن و سال را آموزش مي دهد.
من بعد از 50 ساعت پرواز به تنهايي تا مشهد رفتم. اين را خلبان مي گويد. 
ارتفاع مي گيرد تا 10 هزار پايي؛ حركت به سمت ارتفاعات البرز. ابرها كه به سوي هواپيما مي آيند، از ادامه باز مي ماند، ترجيح مي دهد به پايگاه برگردد. اين ابرها ديد را مي گيرد. براي پرواز با اين هواپيما سم است. هواپيما ميان ابرها بيشتر مي لرزد. ارتفاع را كم مي كند، هواپيما مي افتد، آنقدر سريع كه تصور مي كني، بخشي از وجودت آن بالا  مي ماند، حتي رنگ چهره ات. خون از سر و صورتت فرار مي كند. ته دلت خالي مي شود. درست مثل تجربه سقوط آزاد. گويا ترسيده اي. خدا را شكر كه كمربندها محكم بسته شدهژ.
پريدن در آخر هفته
بيش از 10 فروند هواپيماي فوق سبك در فرودگاه آزادي مستقر است. روز جمعه كمتر هواپيمايي را مي توان ديد كه در آشيانه مانده باشد.
حاج حسن به عقب هواپيما اشاره مي كند. يك صندوق آن عقب هست. مي توان در آن يك ساك يا چمدان جا داد. منتها وزن هواپيما در هنگام بلند شدن نبايد بيشتر از 450 كيلوگرم شود. اين براي يك مسافرت 2 نفره به رامسر يا مشهد كافي است.
۴ - 5 سال قبل هواپيما هاي شخصي فوق سبك وارد ايران شد. اين نوع هواپيما به خاطر موانع كم گمركي در هنگام ورود و قيمت ارزان از سوي بسياري از علا قه مندان مورد استقبال قرار گرفت.
آشيانه ما جا ندارد. در حال حاضر چندين نفر توي نوبت هستند تا به محض ساختن آشيانه جديد، هواپيما هاي خود را به اينجا بياورند. امكانات ما در حال حاضر جوابگوي تمام متقاضيان نيست.
031128.jpg
عكاس از هواپيماي رقيب عكس انداخته است. فكر كنيد يك دست روي شاتر و دست ديگر فرمان هواپيما را گرفته است. مي گويند حرفهاي شدن براي اين پرواز آسان است
زن جواني كه به همراه خانواده اش براي تفريح آمده، نخستين كسي است كه هنگام پياده شدنم مي پرسد: پرواز خوب بود؟ برادر شوهرش خلباني را در همين فرودگاه و با استفاده از هواپيماي خودش آموزش ديده؛ با گذراندن دوره كامل آن و گرفتن گواهينامه پرواز با فوق سبك.
دوره اول شامل يك دوره اوليه حدود 10 ساعت پرواز براي پريدن به تنهايي است. دوره دوم، دوره ناوبري و دوره سوم آموزش هاي تكميلي كه به خلبان آماتور اجازه مي دهد، كسي را همراه خود بپراند. مربي پرواز از دوره هاي خلباني مي گويد و شاگردانش. سر درد دلش باز مي شود. من هنوز نتوانسته ام پسر خودم را بپرانم، چون توان مالي خريد هواپيما يا اجاره آن را ندارم.
اين هم يكي به نفع سيستم دولتي. هواپيماي شما خلبان نمي خواهد؟!
پيك نيك دو نفره
هواپيماها يكي يكي روشن مي شوند و منتظر تا برج به آنها اجازه پرواز دهد. نمي دانم پرواز روي دشت هاي وسيع و كوه هاي اطراف فرودگاه براي آنها هيجان انگيزتر است يا براي ما كه براي اولين بار مي پريم.
رودخانه كنار فرودگاه از بهترين چشم اندازهاي خلبانان است، انگار.
خلبان، هواپيما را هم مسير با رودخانه پيچ و تاب مي دهد. بايد با زمين زاويه اي قابل توجه پيدا كني تا بتواني شترهاي در حال چريدن را در كنار رودخانه ببيني آنقدر كه يك لحظه احساس سقوط مي كني و صندلي را چنگ مي زني. رد چرخ هاي هواپيما در كنار رودخانه خودنمايي مي كند. زمين كه خشك باشد برخي از خلبان ها ناهار مي آورند و كنار رودخانه مي نشينند. انگار براي بيشتر اين خلبان ها خاطره پيك نيك هوايي دو نفره هم به اندازه تجربه اش جذاب است. آنطور كه پيداست، هواپيماهاي فوق سبك حتي در اين دشت هم مي توانند به راحتي بنشينند و بلند شوند.
خلبان موسوي مربي پرواز از قابليت هاي اين نوع هواپيما مي گويد: ويژگي  اين نوع، يعني Ultra Light، هزينه فوق العاده كم نگهداري آنها و عمرمفيد Life Time طولا ني آنهاست. بنزين مصرفي آنها بنزين معمولي سوپر است و در هر زمين صافي به راحتي مي توانند بنشينند و بلند شوند.
پرواز به تمام نقاط
خلبان وقتي متوجه نگاه نگرانم هنگام چپ و راست كردن هواپيما مي شود، مي گويد: اين هواپيماها چتري دارد كه در صورت خطر، كل هواپيما را به سلا مت به زمين بنشاند. مگر واقعا كسي قصد كند آن را به زمين بزند وگرنه به اين راحتي سقوط نمي كند. اما مدتي طول مي كشد، تا احساس امنيت جاي نگراني را بگيرد.
چند سال قبل اين هواپيماها در مسيرهاي محدودي مي توانستند تردد كنند. شايد فقط مسيرهايي در حد اطراف فرودگاه براي تفريح، اما به گفته دكتر قاسمي تشكيل كميته فوق سبك اين امكان را فراهم آورده تا مجوز تردد اين نوع هواپيما در اغلب نقاط كشور داده شود. درحال حاضر آنها مي توانند از غرب تا كرمانشاه، از شرق تا مشهد، از جنوب تا جزيره كيش و در شهرهاي شمالي كشور تردد كنند.
خلبان سعيدي، عضو كميته فوق سبك سازمان هواپيمايي كشوري ادامه مي  دهد: فوق سبك ها اجازه پرواز در شب را ندارند، چرا كه هواپيما سيستم اين نوع پرواز را ندارد. با اين حال پرواز با اين نوع هواپيماها هم به لحاظ قوانين پروازي و هم وزن كم آنها بسيار قابل دسترس تر است.
خلبان سعيدي چشم به آسمان مي دوزد و با نگاه پراشتياق ادامه مي دهد: لئوناردو داوينچي مي گويد: وقتي براي اولين بار مزه پرواز را چشيديد، ديگر بار كه روي زمين بازگشتيد، دوست داريد كه آنجا باشيد، چراكه آنجا بوده ايد.
هرچند اين دانشمند و هنرمند ايتاليايي هرگز پرواز را تجربه نكرد، اما دو بال اختراعي او شايد اولين هواپيمايي باشد كه انسان ساخت.
قوانين ساده
صداي خوشخو، مسوول برج مراقبت و خلبان هاي ديگر را به راحتي مي توان از گوشي داخل هواپيما شنيد. اگر چندان به زبان انگليسي هم مسلط نباشيد، مشكلي نيست. مسوول برج به فارسي هم شما را راهنمايي مي كند واز وضعيتتان مطلع مي شود.بيشتر خلبان هاي اينجا آماتور و كارآموز هستند. ما هم زياد سخت نمي گيريم، بلكه سعي مي كنيم به شكل غير مستقيم فرهنگسازي كنيم. گاهي كلا س زبان مي گذاريم. گاهي نيز از هرچند جمله يكي را به انگليسي مي گوييم تا شخص راه بيفتد. البته فقط يكي، دو خلبان هستند كه باوجود تمام كردن دوره آموزش هنوز به زبان انگليسي تسلط ندارند.
كميته فوق سبك قوانيني را نيز تدوين كرده كه به گفته دكتر قاسمي از ابتداي سال آينده سفت و سخت تر به اجرا درخواهد آمد.
اول مجبور بوديم قوانين را ساده بگيريم، تا مردم جذب شوند و اين تفريح كاملا  جا بيفتد.
فرودگاه آزادي سال 79 در جنوب آبيك افتتاح شد، تا فضايي امن باشد براي پرواز و استقرار هواپيماهاي فوق سبك يك موتوره. هواپيماهاي فوق سبك مستقر در فرودگاه آزادي بيشتر ساخت كشور آلمان هستند. خلبان سعيدي درباره نحوه ورود آنها مي گويد: متقاضيان، درخواست خود را با سازمان هواپيمايي كشوري در ميان مي گذارند. پس از گذراندن مراحل اداري و تاييد هواپيماي مورد نظرشان توسط سازمان، هواپيما وارد كشور مي شود. اين نوع هواپيما همه با دو حرف مشتركUl مخفف Ultra Lightفوق سبك و سه حرف به انتخاب مالك شماره گذاري مي شوند.
هميشه آنلا ين
تلفن همراه خلبان زنگ مي خورد.خانم پرواز هستم. تا چند ساعت ديگر خانه ام. مسير را به سمت فرودگاه كج مي كند. بايد زودتر بروم تا به ناهار برسم. ميهمان دارم.
با حداكثر سرعت يعني چيزي حدود۲۰۰ كيلومتر در ساعت پرواز مي كند. حاج حسن حالا  بالا ي فرودگاه است. تك موتوره هاي فوق سبك از بالا  مثل اسباب بازي كودكان به نظر مي رسند. از برج اجازه مي خواهد بنشيند. موقعيتش را اعلا م مي كند، البته نه به زبان انگليسي، بلكه به فارسي نه چندان روان و سليس. مي گويد: امروز مي خواستم آن هواپيما را تست بزنم. با دست يكي از هواپيماهاي مستقر در جلوي آشيانه را از بالا  نشان مي دهد: مي گويد، 70 ميليون. تا 250 كيلومتر هم سرعت مي رود. مي خواهم اين را بفروشم. آن يكي را بخرم. راستي چرا روزنامه شما اجازه چاپ آگهي فروش هواپيما را نمي دهد؟ مگر چه ايرادي دارد؟ بايد آگهي بدهم تا مشتري پيدا شود. نمايندگي روزنامه گفت: اجازه چاپ آگهي فروش هواپيما را نداريم.
چرخ هاي هواپيما از روي زمين كنده مي شود. چند لحظه بعد ميان آسمان معلقي. خلبان پيشنهاد مي كند: هدايت هواپيما را به دست بگير. مي ترسم. مرددم، اما بالا خره دستي فرمان مانند را مي گيرم. كمي به راست و چرخشي به راست. كمي به چپ و چرخي به چپ؛ درست مثل رانندگي، اما رانندگي بدون ترافيك و بدون محدوديت جاده اي.
خلبان جعفري گاز را كاملا  مي بندد. هواپيما خاموش مي شود، انگار. ببين هيچ اتفاقي نمي افتد. دوباره گاز مي دهد. به همين سادگي است. قول مي دهم در عرض 10 ساعت خلبان شوي.

پاراگلا يدر
علي با پاراگلا يدر مي پرد. اعجوبه اي است اين علي. اگر در خارج از ايران بود، خيلي معروف مي شد. نفر اول پاراگلا يدر ايران است. اگر بدانيد با پاراگلا يدر چه عملياتي اجرا مي كند!
اما علي باحجب لبخند مي زند. وقتي مسافر داشته باشم، آرام مي پرم، اما تنها كه باشم...
دشت هاي امامزاده هاشم، محل گذراندن روزهاي تعطيل علي است. نمي دانم چگونه، اما مي گويد مي تواند يك مسافر را هم با خود بپراند. هرچند علي با فوق سبك هم مي پرد، اما پاراگلا يدر براي او دنياي ديگري است. ميان آسمان با يك بال بزرگ، معلقي. بعضي از مسافرها واقعا مي  ترسند.

تاجر بندري
به تازگي برخي از شهرستان ها درصدد برآمده اند فرودگاهي با همين شكل و شمايل و همين منظور راه اندازي كنند؛ فرودگاهي كه در آن خلباني فوق سبك هم آموزش داده شود. خوشخو از ماجراي جالب پيگيري هاي يك خلبان آماتور اهل دير از توابع استان بوشهر مي گويد: خلبان ديري، چند سال قبل راهش مي افتد به دبي، هواپيماي فوق سبكي چشمش را مي گيرد و آن را مي خرد. هواپيما را بار لنج مي كند و به سلا متي مي آورد بندر دير.  كاتالوگ راهنماي هواپيما و بيابان هاي اطراف دير فرصتي مي شود تا تاجر بندري خلبان شود. وي هر جمعه هواپيما را بار وانت زده و به بيرون شهر مي آورد. همانجا از روي كاتالوگ هواپيما را سر هم كرده و با آن مي پريده. اين ماجرا آنقدر تكرار شده تا اينكه حالا  بعد از گذشت 4-5 سال آقاي تاجر، خلبان است. هرچند هواپيمايي را كه از دبي خريده بود، بالا خره به زمين زد، اما حالا  خلبان است و ماهي يكي، دو بار براي پرواز تفريحي به تهران مي آيد. راه اندازي يك فرودگاه مخصوص فوق سبك در بندر دير از آرزوهاي اين تاجر بندري است.

اولين اشتباه، آخرين اشتباه
پرواز با فوق سبك ها در دنيا نيازي به گواهينامه ندارد. در واقع مسووليت امنيت پرواز خلبان به عهده خودش است، اما در ايران براي نظام مند كردن پرواز با فوق  سبك ها، داوطلبان موظف شده اند گواهينامه خلباني با فوق سبك بگيرند؛ گواهينامه اي كه نوعي مدرك داخلي به حساب مي آيد. با اين همه برخي از خلبان هاي آماتور فعلي بدون گرفتن گواهينامه پرواز مي  كنند. آنها اغلب خلباني را از دوستان خلبان خود فرا گرفته اند. شايد به همين دليل برخي از آنها ضرورت رعايت قوانين پرواز را حس نمي كنند. خوشخو مي گويد: ما در پرواز اصطلا حي داريم كه هميشه اولين اشتباه آخرين اشتباه است، اما برخي از اين خلبان هاي آماتور اين مساله را حس نمي كنند. نمي دانند گزارش اشتباه ارتفاع يا مسير بيش از هر چيز به خود آنها لطمه مي زند. آنها مثل رانندگاني هستند كه رانندگي مي دانند، اما فكر مي كنند رعايت نكردن قوانين، كلا ه گذاشتن سر ماموران است.

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   خبرسازان   |   دخل و خرج  |   در شهر  |   درمانگاه  |
|  شهر آرا  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |