|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آدم ربايي در شمال كشور ،دستگيري در جنوب
|
|
|
گروه حوادث: سه آدم ربا كه اوايل هفته گذشته اقدام به ربودن يك پسر جوان در يكي از شهرستانهاي شمالي كشور كرده بودند، در شهرستان زابل در دام مأموران افتادند.
حادثه اوايل هفته گذشته به وقوع پيوست. محمد بعد از پايان كار روزانه اش در مغازه خود را كه در آن گچ بري پيش ساخته مي فروخت، واقع در يكي از شهرستان هاي استان مازندران بست. هوا سرد بود و او آرام آرام به سوي خانه حركت مي كرد كه ناگهان يك خودروي سواري پيكان با سرعت زياد مقابل او ايستاد. دو نفر از سه سرنشين خودروي مذكور با عجله پياده شده و به سوي محمد حمله كردند، محمد قبل از آن كه بتواند مقاومتي از خود نشان دهد در حصار دو مرد قوي هيكل قرار گرفت.
مردان ناشناس محمد را با تهديد به داخل خودرو كشانده و ربودند.
چند ساعت بعد زنگ تلفن منزل محمد به صدا درآمد.
در آن سوي خط، مردي با صدايي گرفته در حالي كه سعي در تغيير صدايش داشت به پدر محمد گفت: «پسر شما اكنون نزد ماست و اگر تمايل داريد كه بار ديگر او را زنده ببينيد مبلغ ۲۰۰ ميليون تومان را كه وسيله نجات محمد است آماده كنيد؛ در غير اين صورت پسرتان كشته خواهد شد.»
پدر هراسان از حادثه اي كه هر لحظه زندگي پسر جوانش را تهديد مي كرد قبل از هر اقدامي تصميم گرفت مأموران انتظامي آن شهرستان را در جريان ماوقع قرار دهد. مأموران بعد از اطلاع از آدم ربايي عمليات شناسايي آدم ربايان و دستگيري آنان را آغاز كردند. در اولين مرحله تلفن منزل پدري محمد كه قطعا بار ديگر آدم ربايان با آن تماس مي گرفتند تحت كنترل قرار گرفت.
چند ساعتي بيشتر طول نكشيد كه بار ديگر آدم ربايان تماس گرفتند، اين بار كد شهر تهران بر روي تلفن افتاده بود و اين نشانگر انتقال محمد به تهران بود. آدم ربايان اصرار داشتند كه اگر پول مورد نظر را آماده نكنيد محمد را مي كشند. خانواده محمد سعي كردند زمان تماس تلفني را افزايش دهند تا بدين ترتيب محدوده مخفيگاه آدم ربايان كشف شود.
تماس بعدي آدم ربايان از شهرستان زابل بود. مأموران بلافاصله براي شناسايي محل برقراري تلفن اقدام كردند. با مأموران آگاهي زابل هماهنگي هاي لازم صورت گرفت. آدم ربايان محل تحويل پول را منطقه اي در شهرستان زابل تعيين كردند.
زمان ملاقات، مأموران تمام منطقه را تحت كنترل قرار دادند. آدم ربايان براي اجراي آخرين مرحله نقشه خود به محل تحويل پول آمدند ولي مأموران انتظامي آماده تر از آنان به انتظار دستگيري سه آدم ربا بودند.
آدم ربايان غافل از حضور مأموران به محض حضور در محل قرار، غافلگير شده و طي يك عمليات هماهنگ بازداشت شدند.با دستگيري سه آدم ربا، محمد نيز از بند رهايي يافت. متهمان به تهران انتقال يافتند.
تحقيقات پليس از سه متهم در اداره آگاهي تهران زير نظر بازپرس سليماني ادامه خواهد يافت تا علت اصلي ربوده شدن محمد و نحوه آشنايي آدم ربايان با فرد ربوده شده و خانواد ه اش مشخص شود.
|
|
|
|
|
قتل به خاطر ۷ هزار تومان
گروه حوادث: پسري كه به خاطر طلب ۷ هزار توماني، صاحبكار خود را به قتل رسانده بود، صبح ديروز براي آخرين دفاع مقابل قاضي شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان ايستاد.
به گزارش خبرنگار ما، در اين جلسه كه صبح ديروز با حضور قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش به نام هاي رحيمي، كوه كمره اي، شريفي و لواساني برگزار شد در ابتدا كيفرخواست صادره از سوي دادگستري سلطان آباد توسط نماينده دادستان قرائت شد.
در كيفرخواست صادره آمده بود: عصر روز ۱۲ شهريور ماه از طريق كسبه منطقه گلستان در سلطان آباد كه از توابع شهرستان اسلامشهر است به پليس اطلاع داده شد كه در يك درگيري مرد ۳۰ساله اي در اثر ضربه چاقو جان باخته است.
بلافاصله مأموران كلانتري مربوطه در محل حاضر شدند و در بررسي مقدماتي از محل حادثه متوجه شدند كه مقتول علي (۳۰ ساله) نام دارد و در اثر چند ضربه چاقو از سوي شاگردش به نام ستار (۲۰ ساله) در يك درگيري جان باخته است و شاگرد جوان پس از وقوع جنايت از محل متواري شده است.
با تلاش مأموران اداره آگاهي اين شهرستان ستار تنها چند ساعت بعد از وقوع حادثه دستگير شد و به درگيري منجر به قتل اعتراف كرده و بيان داشته كه روز حادثه براي طلب ۷ هزار توماني خود نزد صاحبكارم به نام علي رفتم و از او خواستم تا پولم را بدهد اما او حاضر به چنين كاري نشد و به من گفت كه تو در طول كار به من خسارت وارد كرده اي.
در آن لحظه من كه به شدت عصباني شده بودم چاقويي را كه همراه داشتم از جيبم خارج كرده و چند ضربه به او زدم. نماينده دادستان در خاتمه سخنان خود گفت:هم اكنون نيز با توجه به درخواست اولياي دم براي متهم به قتل درخواست اشد مجازات را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه مادر مقتول كه تنهاولي دم علي بود در جايگاه قرار گرفت و از دادگاه خواهان قصاص نفس (اعدام) شد. ستار هم پس از حضور در جايگاه به دفاع از خود پرداخت و گفت: من قصد كشتن علي را نداشتم. وقتي با هم درگير شديم مقتول چاقو را درآورد و به طرف من حمله ور شد. همان لحظه توانستم چاقو را از وي بگيرم و در حالي كه بسيار عصباني بودم چند ضربه را به علي وارد كردم.
بر پايه اين گزارش، در ادامه وكيل متهم به قتل نيز عنوان كرد طي لايحه اي كه به دادگاه تقديم مي كند، از ستار دفاع خواهد كرد. حكم اين پرونده از سوي قاضي عزيز محمدي ظرف ۱۰ روز آينده، صادر خواهد شد.
|
|
|
|
|
در دادگاه خانواده:
فريب حرف هايش را خوردم
گروه حوادث: دختري كه به خاطر ازدواج با پسر مورد علاقه اش از خانه فرار كرده بود پس از سه سال زندگي مشترك راهي دادگاه خانواده شد.
منتظر برگزاري آخرين جلسه رسيدگي به پرونده اش بود، همسرش نيز با او آمده بود تا قضيه را يكسره كنند. خاطره ۱۸ ساله گفت: همه چيز از مسير دبيرستان تا خانه مان شروع شد. مثل همه بچه دبيرستاني ها كنجكاو بودم. وقتي براي اولين بار او را ديدم تازه ۱۴ سالم شده بود در راه مدرسه آنقدر راهم را گرفت و حرفهاي قشنگ زد تا اينكه خام شدم. در آن زمان فكر مي كردم همه حرفهايش واقعي است. رابطه ما در همان حد، حدود ۶ ماه طول كشيد و در آن فاصله هميشه برايم كارت تبريك و گل مي خريد. يك روز تصميم احمقانه گرفتم. با او فرار كردم. پدر بيچاره ام پس از باخبر شدن از ماجرا مجبور شد با ازدواج ما موافقت كند. او مي گفت كه ما از نظر خانوادگي به هم نمي آييم. آنها پولدارند. خانواده بابك هم با اين ازدواج مخالف بودند به خاطر همين نه به خواستگاري آمدند و نه در مراسم عروسي حاضر شدند.
حدود ۶ ماه ديگر در خانه پدرم ماندم. مدرسه هم كه نمي توانستم بروم. خانه نشين شده بودم .با اصرار من بابك توانست پانصدهزار تومان از پدرش به عنوان پول پيش خانه بگيرد. در منطقه جواديه تهران يك آلونك ۴۵ متري اجاره كرديم. بابك كار نداشت. با اصرار من، به آهنگري پدرم رفت و براي مدت كوتاهي كار كرد. اجاره خانه را از اين طريق تأمين مي كرديم ولي پس از مدتي پدرم او را به دليل اينكه در كارگاه آهنگري كار نمي كرد، اخراج كرد. بابك مي ماند خانه و تا ظهر مي خوابيد. دو ماه اجاره خانه مان به تأخير افتاد تا اينكه دعواهايمان شروع شد. پول پيش خانه مان داشت صرف اجاره خانه مي شد. هر روز دعوا و بحث در مورد اينكه چرا بابك سر كار نمي رود مرا خسته تر مي كرد. خانواده اش هم كمكي نكردند. آنها گفتند، ما كه اول ازدواجتان نظرمان را گفتيم. خودتان مشكلاتتان را حل كنيد.خاطره دستي به روسري اش كشيد و ادامه داد: مي خوابيد و بعد تا آخر شب مي رفت بيرون و مي گفت دنبال كار مي رود ولي نمي رفت. چون حقوقي دريافت نمي كرد خرج زندگيمان را پدرم مي داد. يك روز آمد و گفت كار پردرآمدي پيدا كرده است. پول خوبي هم در اولين روزهاي كارش به خانه آورد. وارد كار قاچاق موادمخدر شده بود. دو سه بار دستگير شد و رفت زندان. دو ماه پيش تصميم خودم را گرفتم. ديگر نمي خواهم با او زندگي كنم. منشي دادگاه خاطره را صدا كرد. آنها رفتند تا به زندگي بي اساسشان در شعبه ۲۶۶ دادگاه، خانواده پايان دهند.
|
|
|
|
|
سرقت خودرو ۲۰۶ براي مراسم نامزدي
گروه حوادث: پسر جواني كه براي برگزاري مراسم نامزدي اش، اقدام به سرقت يك خودرو مدل بالا كرده بود يك روز بعد از برگزاري مراسم دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، ماجرا از زماني آغاز شد كه شنبه هفته گذشته، تازه دامادي كه محمد نام دارد براي هماهنگ كردن برنامه فيلمبرداري و عكاسي از مراسم ازدواجش به يك عكاسي در مركز شهر مراجعه كرد. زماني كه وي در حال صحبت كردن با مسئول عكاسي بود و در حال گذاردن قرار روز نامزدي اش بود، متوجه يك سوئيچ خودرو ۲۰۶ شد كه دزدگير تصويردار داشت. جذابيت سوئيچ باعث شد تا تازه داماد فكر سرقت به سرش خطور كند. به همين خاطر با سرقت سوئيچ خودرو بلافاصله پس از هماهنگي براي مراسم نامزدي اش از شركت بيرون آمد و پس از جستجوي فراوان توانست خودرو ۲۰۶ را در محل نزديك از ساختمان پيدا كند و پس از بازكردن در خودرو از محل متواري شد.
محمد (تازه داماد) پس از سرقت خودرو بلافاصله به خانه يكي از دوستانش رفت و با هماهنگي وي توانست توسط كامپيوتر يك پلاك جعلي درست كند و پس از كندن پلاك خودرو آن را به پشت خودرو نصب كرد. محمد در طول اين مدت تنها با خودرو ۲۰۶ دو مرتبه از خانه بيرون آمد.
از سوي ديگر تورج كه صاحب خودرو بود بعد از اينكه متوجه شد خودرواش مورد سرقت قرار گرفته است به پليس اطلاع داد و با طرح شكايت، تيمي از مأموران مشغول بررسي بر روي پرونده شدند.
اين ماجرا ادامه داشت تا اينكه صبح روز نامزدي فيلمبردار عكاسي مورد نظر با حضور در محل برگزاري نامزدي بلافاصله خودرو ۲۰۶ را كه متعلق به دوستش بود شناسايي كرد و موضوع را از طريق تلفن به تورج (صاحب خودرو) اطلاع داد. تورج نيز با هماهنگي پليس به محل برگزاري نامزدي رفت و با شناسايي خودرواش، پليس وارد عمل شد. اين در حالي بود كه محمد (تازه داماد) دائماً اصرار داشت كه خودرو مال خودش است و اين ادعا دروغ است. تا اينكه با دستور پليس سوئيچ از تازه داماد گرفته شد و با كنترل شاسي خودرو مشخص شد كه خودرو ۲۰۶ همان اتومبيل سرقتي است. به اين ترتيب زماني كه مأموران قصد بازداشت تازه داماد را داشتند، يكي از مهمانان كه متوجه اين قضيه شده بود، جلو آمد و بيان كرد كه خودرو را وي دزديده است. به اين ترتيب مهمان فداكار بازداشت شد و به كلانتري انتقال يافت.
فرداي روز نامزدي كه مصادف با روز جمعه ۶ آذرماه امسال بود مهمان جوان به مأموران گفت كه اين كار را تنها براي اين انجام داده است كه نامزدي محمد به هم نخورد. بنابراين پليس با شناسايي محمد وي را دستگير كرد.
صبح ديروز هم محمد (تازه داماد) با حضور نزد بازپرس توكلي ضمن ابراز ندامت درخصوص انگيزه خود گفت: تنها مي خواستم مراسم آبرومند براي همسرم برگزار كنم. اين در حالي بود كه صاحب خودرو بارها عنوان كرد: اگر محمد خودش موضوع را به من گفته بود، خودروام را در اختيارش قرار مي دادم چرا كه شخصاً چندين مرتبه اين كار را انجام داده ام.
بر پايه اين گزارش، هم اكنون تازه داماد با قرار وثيقه در بازداشت به سر مي برد تا تحقيقات تكميلي درباره پرونده صورت گيرد.
|
|
|
|
|
حادثه در جهان
ضرب و شتم در شب شكرگزاري
گروه حوادث: پليس ماساچوست مردي را كه در شب شكرگزاري دو نفر از اعضاي خانواده خود را مورد ضرب و شتم قرار داده بود بازداشت كرد. ضارب پس از آن كه مضروبان رفتار وي بر سر ميز شام را مورد انتقاد قرار دادند عصباني شده و به آنها حمله كرد.
به گزارش مأمور تحقيق پرونده، فرانك يالاكيوس ۲۴ ساله زماني كه دايي و پسردايي وي براي چندمين بار به وي تذكر دادند كه به جاي تكه كردن بوقلمون با انگشتانش آن رابا چاقو تكه كند عصباني شده و با چاقويي كه در دست داشت چندين ضربه را بر آنها وارد كرد.دادستاني ماساچوست وي را متهم به ضرب و جرح با نيت به قتل رساندن مضروبان كرده است. به گزارش بازپرس پرونده، پسردايي ۱۸ ساله فرانك از ناحيه قفسه سينه و بازو دچار آسيب شد، اما خطر جدي وي را تهديد نمي كند. دايي فرانك نيز از ناحيه بازو آسيب ديده و سرپايي درمان شد. قرار است فرانك ظرف چند روز آينده در دادگاه حاضر شود.
|
|
|
|
|
دستگيري مظنون به قتل پس از ۳۵ سال
سي.ان.ان: پليس ايالت ميشيگان روز گذشته مرد ۶۲ ساله اي را كه مظنون به قتل دانشجوي دختر يكي از دانشگاه هاي اين ايالت در سال ۱۹۶۹ است بازداشت كرد. مقتوله يكي از هفت دختر دانشجويي بود كه ماجراي قتل مرموز آن ها در اواخر دهه ۱۹۶۰ جنجال بسياري در اين ايالت برپا كرد.
دادستاني ميشيگان در حال حاضر گري ليترمن را به اتهام قتل عمد جين ميكسر ۲۳ ساله در سي و پنج سال پيش رو به رو كرده است. وي اكنون تا زمان تشكيل اولين جلسه رسمي دادگاه در بازداشتگاه موقت به سر مي برد.در اواخر دهه ۱۹۶۰ پليس ميشيگان در فواصل زماني متفاوت اجساد هفت دختر دانشجو را در حومه اين ايالت پيدا كرد. اين قتل هاي زنجيره اي در سال ۱۹۶۹ متوقف شد و پليس بلافاصله جان نورمن را كه در آن زمان ۲۱ سال سن داشت به اتهام قتل بازداشت كرد. هيأت منصفه دادگاه عالي ميشيگان جان را در اتهام قتل عمد يكي از مقتولان به نام سو بينامن ۱۸ ساله مقصر تشخيص داد و وي را به حبس ابد بدون امكان آزادي با قيد التزام محكوم كرد. در آن زمان بازپرس پرونده اعلام كرد كه جان مظنون اصلي قتل هاي زنجيره اي است اما وي هرگز با اين اتهام روبه رو نشد.روز گذشته بازپرس پرونده و دادستاني از اعلام جزئيات بيشتر پرونده منتهي به بازداشت گري ليترمن خودداري كردند. جين ميكسر آن زمان دانشجوي سال اول رشته حقوق دانشگاه ميشيگان بود. طبق گفته خانواده وي آخرين بار جين در روز بيستم مارس سال ۱۹۶۹ توسط دوست پسرش ديده شد. وي به دوست پسرش گفته بود كه قصد سفر چند روزه به يكي از شهرهاي نزديك را دارد.چند روز پس از اين ديدار پليس جنازه وي را در حومه شهر پيدا كرد. جين با شليك دو گلوله بر سرش كشته شده بود. به گزارش پليس، جين در مكان ديگري به قتل رسيده و قاتل يا قاتلان جنازه وي را در حومه شهر انداخته بودند.قرار است اولين دادگاه گري ليترمن در دوم دسامبر سال جاري تشكيل شود.
|
|
|
|
|
سقوط از طبقه سوم بيمارستان
گروه حوادث: مرد ۳۵ ساله خود را از طبقه سوم بيمارستان به بيرون انداخت.
به گزارش خبرنگار همشهري، ساعت تازه از ۳ بامداد ديروز گذشته بود كه پنجره طبقه سوم بخش CCU باز شد و مرد جوان خود را از آن به بيرون انداخت. با صداي افتادن او نگهبان بيمارستان و به دنبال او مسئولان بخش CCU به حياط بيمارستان رفتند. باباعلي مدتي بود كه در بخش CCU بستري بود. مراتب به بازپرس كشيك قتل، اصغرزاده اطلاع داده شد و پس از بررسي صحنه حادثه پرونده اي براي مرد جوان تشكيل شد. كمك هاي پزشكي پزشكان بيمارستان امام خميني براي بازگرداندن زندگي به او به جايي نرسيد و او در دم جان باخته بود.
|
|
|
|
|
كلاهبردار ۵۰۰ ميليوني بازداشت شد
گروه حوادث: مردي كه با تأسيس شركت هاي ساختماني بدون مجوز قانوني اقدام به كلاهبرداري چند صد ميليوني از شهروندان تهراني كرده بود بازداشت شد.
از اوايل آبان ماه سال جاري چندين پرونده مشابه در خصوص كلاهبرداري به اداره آگاهي مركز ارجاع داده شد. شاكيان اين پرونده ها همگي از مردي به نام مهرداد شاكي بودند.مهرداد از چندي پيش با تأسيس شركت خدمات ساختماني «آريا» و يك مؤسسه اعتباري وام و تجهيزات ساختماني كه هر دو مورد شركت شماره ثبت نداشتند اقدام به كلاهبرداري از شهروندان تهراني كرده بود.ماموران آگاهي عمليات دستگيري متهم را آغاز كردند و در نهايت سوم آبان ماه وي را در حالي كه در حوالي منزلش واقع در خيابان جمهوري در حال تردد بود شناسايي و دستگير كردند.
|
|
|
|