زريبافان: حتي اگر فرض كنيم اقدام وزارت كشور در جدا كردن حريم استحفاظي شهر تهران قانوني و درست باشد، ايجاد شهر در اين محدوده قانوني نيست. موضوع تعيين حريم كه در يك بند و سه تبصره آمده است با مساله شهر شدن اين حريم ها، دو موضوع جدا از هم است
عصر يك روز پاييزي فرصت مناسبي براي يك مصاحبه نيست. ترافيك پايان روز، تاخير طولاني را به دنبال دارد، اتوبان ها مملو از ماشين هايي است كه اكثر آنها، افرادي را كه تمام روز در پايتخت مشغول به كار بوده اند، به خانه هايشان هدايت مي كنند. خلوتي نيمه هاي شب تهران شايد به نظر عادي باشد، اما نگاهي گذرا در ساعات اوليه غروب به مترو و اتوبان هايي كه به خارج از تهران مي رسند، توجيه مناسبي براي موضوعي است كه بارها تكرار شده.
جمعيت تهران در طول روز 2 تا 3 ميليون بيشتر مي شود. اكثر افرادي كه در پايتخت مشغول به كار هستند، در اطراف تهران زندگي مي كنند، همان جايي كه لقب حريم را يدك مي كشد. مهندس مسعود زريبافان، عضو هيات رئيسه شوراي شهر تهران، به عنوان سازماني كه متولي تعيين حريم تهران است، اين موضوع را بحثي ملي مي داند كه بايد با توجهي ويژه به آن نگاه كرد. به همين خاطر است كه در پايان يك روز كاري در شورا، يك ساعت و 45 دقيقه به كالبدشكافي اين موضوع مي پردازد. حريمي كه سرنوشت آن امروز در شوراي عالي شهرسازي رقم خواهد خورد.
اختلاف اساسي در تعيين حريم تهران بين وزارت كشور و شوراي شهر تهران وجود دارد. دليل اصلي اين اختلاف چيست؟
در سال 72 چند نفر از نمايندگان در مجلس شوراي اسلامي طرحي را بيان مي كنند كه اين طرح همان يك بند و 3 تبصره به ماده 99 قانون شهرداري ها است. به پيشنهاد آنها بهتر بود، محدوده استحفاظي براساس تقسيمات كشوري اصلاح مي شد. اين موضوع به تصويب رسيد و دولت در آن زمان موظف شد تا نسبت به اصلاح حريم تهران براساس تقسيمات كشوري اقدام كند، البته اين قضيه در آن زمان رها مي شود. وزارت كشور اين موضوع را كار كارشناسي نمي دانسته و عملا اجرا نمي كند. در اين اواخر مجددا طرح مطرح مي شود و جداسازي محدوده شهرستان هاي اطراف تهران از شهر تهران آغاز مي شود.
به عبارتي محدوده شهر تهران به حد محدوده خدماتي مي رسد، تا اين قسمت براساس قانون عمل مي شود، هرچند محدوده استحفاظي كه بايد در كنترل شهر تهران باشد، جدا شده، اما ما فرض را بر اين مي گذاريم كه تا اين قسمت، كار وزارت كشور درست و قانوني بوده است، اما بعد از جداسازي، وزارت كشور در اين محدوده شروع به تاسيس شهرهاي جديد مي كند و بيشتر اختلاف شورا و وزارت كشور به خاطر اين اقدام بود. موضوع تعيين حريم كه در يك بند و سه تبصره آمده با مساله شهر شدن اين حريم ها دو موضوع جدا از هم هستند. در آن اصلاحيه صحبت از اصلاح حريم شده و حرفي از شهر شدن آنها به ميان نيامده و اين كار درست نيست.
آيا ماده قانوني كه بتواند به اين موضوع صحه بگذارد، وجود دارد؟
ماده 4 قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري در تعريف شهر مي گويد: محلي است با حدود قانوني كه در محدوده جغرافيايي بخش واقع شده و از نظر بافت ساختماني، اشتغال و ساير عوامل، داراي سيمايي با ويژگي هاي خاص خود بوده به طوري كه اكثريت ساكنان دايمي آن در مشاغل كسب، تجارت، صنعت، كشاورزي،خدمات و فعاليت هاي اداري اشتغال داشته و در زمينه خدمات شهري از خودكفايي نسبي برخوردار بوده و كانون مبادلات اجتماعي و اقتصادي، فرهنگي و سياسي، حوزه جذب و نفوذ پيرامون خود بوده وحداقل داراي 10 هزار نفر جمعيت باشد. از سوي ديگر تبصره يك اين ماده تعيين محدوده شهري را به پيشنهاد شوراي شهر و تصويب وزارت هاي مسكن و شهرسازي مي داند. بحث ما با وزارت كشور اين بوده كه هيچ كدام از اين شهرهاي جديد با تعريف اين ماده همخواني ندارند. شهر بايد به لحاظ خدماتي، اقتصادي و هويت شهري، مستقل و مركز پيراموني و حوزه استحفاظي داشته باشد. در حالي كه شهرهاي جديد، روستاها و شهرك هايي است كه تماما محل اسكان و خوابگاه افرادي است كه براي كار به تهران مي آيند. اين شهرها به لحاظ اقتصادي و اجتماعي و حتي جمعيتي خودكفا نيستند. ماده 4، سقف جمعيتي 10 هزار نفر را براي شهر در نظر گرفته، در حالي كه هيچ كدام از اين روستاها به تنهايي داراي اين جمعيت نيستند. از طرف ديگر با تبديل شدن اين روستاها به شهر، زمين هاي كشاورزي و باغ هاي موجود در اثر ساخت و ساز از بين مي رود و با استناد به اين دلايل، مساله از لحاظ اقتصادي و سياسي نيز به مصلحت كشور نيست.
اما وزارت كشور معتقد است با شهر شدن اين روستاها طبق قانون شوراي عالي شهرسازي، اجازه ساخت و ساز بي رويه داده نخواهد شد و از توسعه بي رويه شهرها در اطراف تهران جلوگيري مي شود.
آماري كه از سال 1355 تا 1375 يعني ظرف 40 سال از رشد متوسط جمعيت تهران در شهر تهران و پيرامون وجود دارد، دقيقا عكس اين موضوع را ثابت مي كند. رشد متوسط جمعيت تهران ظرف 40 سال گذشته 3 درصد بوده است. نگاهي به آمارهاي سال 65 تا 75 كه حكومت انقلاب اسلامي روي اين موضوع كنترل داشته، واقع بينانه تر است. بين سال هاي 65 تا 75 تهران 2 /1 درصد رشد داشته، شهرهاي پيرامون 41/6 درصد و حريم شهر تهران 88/1 درصد يعني رشدي كاملا كنترل شده در حريم صورت گرفته است. روستاهايي كه تحت كنترل تهران بوده 88/1 درصد رشد كرده اما شهرهايي كه شهرداري در آنها ايجاد شده 48/6 درصد يعني بيش از 3 برابر رشد كرده است. اين آمارها نشان مي دهد حرفي كه وزارت كشور در مورد ساخت و ساز در حريم مطرح كرده، حرف غلط و غير كارشناسانه اي است. در اين چند هفته اي كه بحث حريم دوباره مطرح شده، سري به اطراف تهران بزنيد. ساخت و سازي كه در اين روزها در اين 10 نقطه در حال انجام است، نشان مي دهد كه سلطه و كنترل شهرداري برداشته شده، اصلا قدرت كنترلي بر آنها نيست و در اين نقاط ساخت و سازهاي متعددي صورت گرفته كه به اين زودي جبران پذير نيست. افرادي كه در اين قسمت ها زندگي مي كنند، فعاليت اقتصادي خود را در تهران دنبال مي كنند، خدمات و مايحتاج خود را از تهران تهيه مي كنند، لذا اسم شهر روي اين مناطق نمي توان گذاشت.
پيش از اين وزارت كشور، تصويب كرده بود كه محدوده مديريت شهري تهران گسترش پيدا كند و بخش وسيعي از اطراف تهران زير پوشش يك مديريت واحد درآيد. به نظر شما با چه انگيزه اي و به چه دليل طي سال گذشته تصميم به اقدامي معكوس يعني انتزاع حريم تهران گرفته است؟
گسترش شهر تهران در زير مجموعه يك مديريت واحد و به وسيله شوراي نظارت بر توسعه شهر تهران صورت مي گيرد. وزارت مسكن و كشور نيز مديريت واحدي را براي تهران تعريف و تصويب كردند. در زمان تصويب اين موضوع چند اشكال قانوني وجود داشت كه مجلس رد كرد و بايد از سوي وزارت كشور اصلاح مي شد. در كل بحث مديريت واحد براي از بين نرفتن انسجام تهران در آن زمان بود اما حالا خود وزارت كشور، تهران و مديريت يكپارچه، آن را تكه پاره و چند پاره كرده است. اين موضوع برخلاف سياست هاي قبلي است و نشان مي دهد قضيه كاملا سياسي و غير كارشناسي است. از سويي وزارت مسكن نيز با اين موضوع مخالف است. هر چند وزارت كشور با استناد به يك سري قوانين اين كار را انجام مي دهد اما قوانين نمي گويد با عجله درحريم شهر تهران، شهر ايجاد كنيم.
زماني هم كه در جلسه يك ماه پيش با رئيس جمهوري و برخي از وزرا اين موضوع را مطرح كرديم ايشان قبول كردند اين حرف درست است و كارهاي كارشناسانه اقدامات وزارت كشور را نقض مي كند.
در جلسه هفته گذشته شوراي شهر تهران، گزينه به تصويب رسيده، همان محدوده تعيين حريم در سال هاي 1349 و 1371 بوده، آيا نبايد حريم تعيين شده با توجه به گسترش تهران تغييراتي مي كرد؟
سه گزينه اي كه در اين جلسه مطرح شد و يكي از آن ها به تصويب رسيد و دو گزينه ديگر كه به صورت پيشنهادي به شوراي عالي شهرسازي فرستاده شد، مبتني بر كار كارشناسي قبلي بود. اين گزينه يك بار در سال 1349 توسط مهندسان مشاور فرمان فرمايان و بار ديگر در سال 1371 توسط مهندسان مشاور آتك، كارشناسي و بر آن صحه گذاشته شده بود. گزينه دوم و سوم نيز منطبق با قانون تقسيمات كشور پيشنهاد شده. ما با اين كار حسن نيت خود را به وزارت كشور، وزارت مسكن و شوراي عالي شهر سازي ثابت كرديم. به هر حال وزارت كشوربه ريسمان يك بند و سه تبصره كه گفته مي شود محدوده شهر تهران بايد با محدوده شهرستان ها منطبق باشد، متوسل مي شود. گزينه دوم و سوم را منطبق با اين محدوده ها تعيين كرديم. يعني گفتيم محدوده شهرستان هاي اطراف به چه صورت تعريف شده و ما محدوده شهر تهران را منطبق بر آن كرديم. با اين وجود هر جا كه شهرسازي با محدوده قديمي با تهران تلاقي داشت، آن را وارد تهران كرديم و پيشنهاد كرديم به عنوان محدوده منفصل يا متصل در نظر گرفته شود. مثلا چهاردانگه كه چسبيده به تهران است يك منطقه متصل به تهران است و اسلامشهر كه جدا از تهران است يك منطقه منفصل در نظر گرفته شود. دو گزينه آخر كاملا منطبق با خطوط تقسيمات كشوري است.
فكر مي كنيد كار كارشناسي صورت گرفته روي اين گزينه ها كافي است و به حل بحران حريم كمك مي كند؟
راه خروج بحران حريم در تهران، تصويب يكي از اين سه گزينه است و پيشنهاد وزارت كشور براي انتزاع بر خلاف مصالح كشور و شهر تهران است و تبعات مثبتي را به دنبال ندارد.
خط فرضي كه براي حريم در نظر گرفته شده تنها در زمينه ساخت و ساز بي رويه است يا اينكه حل معضلات فرهنگي و اجتماعي و كنترل و نظارت بر آنها را نيز به دنبال دارد؟
برخي از خدمات آموزشي و فرهنگي تا حدودي منطبق با اين خط است اما بعضي از ارگان ها خدمات خود را بر اساس حوزه شهرستان تعيين مي كنند و بعضي با حوزه شهر، اين بستگي به تعريف ارگان مربوطه دارد. اما آنچه كه در حوزه استحفاظي به لحاظ خدماتي مهم است، از جنبه شهري و شهرسازي است. يعني تمام ساخت و سازها منطبق بر اصول شهر سازي باشد. اين موضوع را مي توان با ديد اجتماعي نگاه كرد. زماني كه تهران از لحاظ سياسي، انتظامي و قضائي تحت كنترل باشد مجرم براي ارتكاب جرم به جايي پناه مي برد كه هم به منافع خدماتي دسترسي داشته باشد و هم كنترل و نظارت كمتري بر آن صورت گيرد. در بهترين حالت به خارج شهر مي رود. اگر شهرداري كنترلي از نظر ساخت و ساز به اين مراكز جمعيتي نداشته باشد، به مامن مناسبي براي مجرمان و خلافكاران تبديل مي شود. بيشتر جرايم در مكان هايي كه ساخت و ساز بي رويه و آلونك نشيني رايج است، اتفاق مي افتد. در خود شهر تهران نيز ارتكاب جرم در اين مكان ها بيشتر است. اين مساله را اگر در كنار حضوركم نيروهاي قضائي و انتظامي قرار بدهيد، مي بينيد كه كنترل بر ساخت و ساز شايد درنگاه اول تاثيري در اين موضوع نداشته باشد اما عميقا و غير مستقيم بر موضوع ارتكاب جرايم و ساختار فرهنگي و اجتماعي اين نواحي تاثيرگذار است.
وضعيت خدمات رساني به اين شهرها به چه صورت است؟
شهرداري موظف است به اين مناطق خدمات بدهد و تا امروز هم به اين صورت بوده و خدمات نظافتي، عمراني، شهرسازي و زيباسازي به اين مناطق ارايه شده است و در عين حال كنترل بر ساخت و ساز بي رويه اين مناطق صورت گرفته.
كنترل بر ساخت و ساز اين نواحي روي پديده اي مانند مهاجرت نيز تاثيري دارد؟
اگر زمين و تسهيلات ايجاد كنيم باعث ايجاد جاذبه براي شهر تهران مي شود.كسي كه تا ديروز قصد مهاجرت به سمت تهران را داشته و با يك سري موانع مواجه بوده با انتزاع حريم تهران اين موانع برداشته مي شود. يعني زمين مناسب در قطعات 40 يا 50 متري با قيمت مناسب و ارزان در اختيارش است و اين كار يعني جاذبه و افزايش مهاجرت به سمت تهران.
فكر مي كنيد سرنوشت انتزاع حريم تهران به چه صورت دربيايد؟
بهترين كاري كه ما فكر كرديم براي كمك به حل اين بحران انجام دهيم، كار كارشناسي مستند، مصور و تصويب شده بود كه در قالب۳ گزينه به شوراي عالي شهرسازي فرستاديم و در اختيار آنها گذاشتيم تا آنها بهتر و با يك ديد مثبت و ملي به قضيه نگاه كنند و كاري خلاف قانون انجام ندهند. بعيد به نظر مي رسد به اين امر صحه بگذارند. قطعا يكي از اين سه گزينه و به ويژه گزينه اول را تصويب خواهند كرد. به هر حال اين موضوع مساله اي ملي است. اين روستاها در حال حاضر از مزاياي شهر تهران برخوردارند. حتي برخي از افراد آنها كار مناسب در تهران دارند، اما با تبديل شدن آنها به شهر علاوه بر از دست رفتن زمين هاي كشاورزي، مكاني كه تا قبل محل آرامش و آسايش بود از آنها گرفته مي شود و از اين رو انتزاع حريم تهران، هم از لحاظ شهري براي تهران، و هم از لحاظ مردمي براي روستاييان كار اشتباهي است.
يك بند و 3 تبصره
در ماده 99 قانون شهرداري ها اين سازمان مكلف است در مورد حريم شهر اقدامات لازم را انجام دهد ، قانون تفسير بند 3 ماده واحده قانون الحاق يك بند و 3 تبصره در قوانين شهرداري ها به عنوان بند 3 به ماده 99 قانون شهرداري ها ، ماده واحده اي قراردارد كه مي گويد: مقصد از اصلاح حريم شهرها و محدوده تقسيمات كشوري شهرستان ها و بخش هاي تابعه مذكور در اين قانون عبارت از اين است كه آن قسمت از حريم وجود اين شهرها كه برخلاف رعايت تقسيمات كشوري داخل در محدوده قانوني شهرستان هاي همجوار قرار گرفته است اصلاح شود، به گونه اي كه از تداخل حريم موجود اين شهرها در محدوده تقسيمات كشوري شهرستان هاي همجوار جلوگيري به عمل آيد.
تفسير فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز يكشنبه مورخ 10/7/1373 مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 20/7/1373 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است.