يكشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ - - ۳۷۲۰
همراه با گروه پليس در استاديوم يكصد هزار نفري و شادي هاي شهر
جشني امن براي تهراني ها
004710.jpg
عكس: پيام پارسايي
سينا قنبرپور
برقراري امنيت براي جشن و پايكوبي مردم، آنهم مردمي كه كمتر شادي جمعي را تجربه كرده اند كار ساده اي نيست.
تامين امنيت يك بازي فوتبال با ظرفيت يكصد هزار تماشاگر كه همه جواناني با شور و هيجان خاص هستند هم كار ساده اي نيست.
حال اگر هم قرار باشد امنيت برگزاري يك بازي فوتبال با حساسيتي نظير بازي ايران – بحرين تامين شود و هم امنيت شادي كردن 7 ميليون پايتخت نشين برقرار، به نظر مي رسد تنها يك مديريت متمركز و با تجربه مي تواند چنين امر حياتي را تحقق ببخشد.
امنيت جشن ملي ايرانيان بويژه پايتخت نشينان در حالي كه هر سازمان و هر نهادي دستور العمل هاي خاص خود را دارد و حاضر به دست كشيدن از آنها نيست، كار سختي است. وقتي پس از بازي ايران و ژاپن بر اثر هماهنگي هاي موجود 7 تماشاگر جان باختند، اين مهم برجسته تر شد كه نبود مديريت متمركز چگونه مي تواند ساعت ها وقت و انرژي براي تامين امنيت را خدشه دار كند.
حال تصور كنيد در همان مجموعه ورزشگاه آزادي با همان ناهماهنگي ها، رئيس جمهوري هم بخواهد حضور بيايد و بر اين شور و شعف بيفزايد. حالا هم بايد به حرف حراست سازمان تربيت بدني عمل كرد و هم به تذكرات نيروهاي محافظ رئيس جمهوري و هم نظم و انضباط و امنيت ورزشگاه را حفظ كرد!
تازه اين بخش كوچكي از ماجراست. اگر تيم ما ببرد و به جام جهاني صعود كنيم، 7 ميليون پايتخت نشين مي خواهند در اين شادي سهيم شوند.
اينها پيش فرض هايي بود كه برقراري نظم و امنيت اجتماعي چهارشنبه 18 خرداد 84 و بامداد 19 خرداد 84 ، تهران را متفاوت كرده بود.
اما اوضاع آنچنان پيش رفت كه پس از گذشت 2 هزار و 541 روز از شادي ملي و جمعي ما در 31 خرداد سال 1377 و پيروزي تيم ملي ايران بر آمريكا پايتخت شبي آرام و نسبتا بدون درگيري را گذراند. علاوه بر آنكه در استاديوم آزادي با وجود حضور يك بالگرد براي انتقال رئيس جمهوري هيچ اتفاقي نيفتاد و شادي پايتخت نشينان با كمترين تلخي انجام گرفت. اين تجربه و مديريت، حاصل بسيج 10 هزار نيروي پليس و آماده باش 84 كلانتري تهران از صبح 18 خرداد 84 تا بامداد روز پس از آن بود.
گام اول ورزشگاه
نخستين تلاش پليس تهران براي تامين امنيت در ورزشگاه آزادي و حول و حوش آن تحقق يافت.
فرماندهي تامين امنيت در ورزشگاه مدت هاست بر عهده يگان ويژه نيروي انتظامي تهران بزرگ سپرده شده است.
آنها چه در محدوده هاي ورود و خروج و چه در خود ورزشگاه بايد تماشاچيان مختلف را كه از انرژي خاصي براي تشويق و گاهي ضد تشويق برخوردارند اداره كنند تا بتوانند نظم و انضباط اين تجمع را هم فراهم آورند.
علاوه بر اين، امنيت بازيكنان دو تيم نيز بر عهده پليس است. پليس حفاظت از شخصيت ها بايد هنگام تردد بازيكنان از آنان مراقبت لازم را به عمل آورد.
موضوع ديگري هم هست و آن اعتراضات مختلف به پليس و حراست مجموعه آزادي براي ورود به مجموعه است. اگر بخواهيد اين كار را تجربه كنيد يا دست كم برايتان باورپذير بشود، فضايي را تجسم كنيد كه در آن شما بايد لبخند زنان، با گويشي محترمانه با عده اي صحبت كنيد كه مرتب بر خواسته خود پافشاري مي كنند و خواسته آنان نيز عملي نيست. مثلا روز گذشته انجام بازي دو تيم ايران و بحرين به دليل حضور سيد محمد خاتمي، قسمت جايگاه ويژه ورزشگاه به طور كامل در اختيار محافظان رئيس جمهور بود. اين وضع بويژه با حضور سيد محمد خاتمي شكل حادي به خود گرفت، زيرا عده بسياري بودند كه بليت VIP داشتند و انتظارشان اين بود كه بتوانند به ازاي خريد اين بليت ويژه بازي را از جايگاه ويژه تماشا كنند، اما با حضور رئيس جمهوري تيم محافظان وي، محل را قرنطيه كردند و درها نيز روي هر ترددي پلمپ شد!
پيش از اين يعني يك مرحله قبل از پاويون ورزشگاه نيروهاي يگان ويژه با گذاشتن گاردهايي متحرك راه را بسته بودند.
حال تصور كنيد همه، مراجعان يگان ويژه را مي ديدند كه مانع از ورود آنها هستند، در حالي كه آنها با قيمتي خاص بليت VIP تهيه كرده بودند. در اين ميان هر چه سرهنگ بابايي، فرمانده يگان ويژه و فرمانده امنيت ورزشگاه مي گفت كه ديگر ورود و خروج به پاويون و جايگاه ويژه در دست من نيست و اين كار بر عهده نيروهاي رياست جمهوري است كسي باور نمي كرد و باز هم التماس و خواهش و الفاضي كه ديگر بوي خشونت به خود مي گرفت!
حالا اگر قرار به پاسخگويي باشد، به چند خواهش مي توان با لحن خوب و منطقي پاسخ داد و از چند پاسخ به بعد كار به داد و فرياد مي كشد. به هر حال وقتي قرار باشد آدم با 10 نفر، 20 نفر و بعد 100نفر سر و كله بزند وضع كاملا فرق مي كند تا اينكه بخواهد با 90 هزار نفر آن هم با سلايق و رفتارهاي مختلف سر و كار داشته باشد.
به هر حال تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادي روز چهارشنبه با وجود اين ناهماهنگي ها و در حالي كه همچنان در اين مجموعه هر كس سعي دارد قدرت خود را به رخ بكشاند با تداركي كه پليس تهران ديده بود، منظم و آرام به تشويق تيم ملي پرداختند.
درون ورزشگاه
قدم گذاشتن به پله هايي كه سرانجام به درون استاديوم راه مي يابد هيجان خاصي دارد. رسيدن به جايي كه مستطيلي سبز رنگ را پيش روي چشم مي گذارد، لذت عجيبي دارد. اگر يك بار بيليارد بازي كرده باشيد و رنگ سبز ميز آن را ديده باشيد مي توانيد اين لحظه را مجسم كنيد و بعد هم تشخيص بازيكنان تيم از اين فاصله دور خود لذتي متفاوت دارد.
اما همين تماشا كردن هم نظم و انضباطي خاص مي طلبد. يگان ويژه مدت هاست كه با لباس نظامي به ميان تماشاگران نمي رود. دست كم با كاورهايي كه رنگ شادي هم دارند يا سبز فسفري يا نارنجي فسفري به اين كار مشغول مي شود.
در ميان همه اين تلاش ها هم مي توان حضور مردمي را ديد كه بايد برقراري همه نظم و انضباط ورزشگاه و پايتخت را مديريت كنند. روز چهارشنبه سردار طلايي يك بار در نيمه نخست بازي و بار ديگر در نيمه دوم دور زمين فوتبال، يعني نزديكترين فاصله با تماشاچيان را پيمود.
او همين كار را قبل تر و در حين بازي در طبقات اول و دوم انجام داد. جالب اينجا بود كه در ميان آن همه شلوغي و هيجان و استرس براي برد ايران، وقتي سردار طلايي به كنار هر بخش از تماشاگران مي رسيد شعار تماشاچيان عوض مي شد.
تماشاگراني كه همه حواسشان به بازي بود ناگهان فرياد سر مي دادند طلايي دوستت داريم ، طلايي دوستت داريم .
وقتي از سردار طلايي كه در دور زمين فوتبال قدم مي زد خواستيم ما را به درون زمين ببرد تا در همين حين گفت وگويي با هم در اين باره داشته باشيم گفت: نه، كاور مخصوص نداريد، باشد براي بعد از بازي پس از انجام بازي و فراغتي كه از مديريت نظم و امنيت در تهران شاد حاصل شد، در اين باره گفت: در مسابقاتي كه خودم در ورزشگاه حاضر مي شوم سعي ام بر اين است كه با تماشاگران و هواداران تيم ها ارتباط برقرار كنم. من هم يك پليسم و ابراز علاقه تماشاگران در واقع ابراز علاقه به پليس است. فرمانده پليس تهران همچنين در اين باره مي گويد: لطف تماشاگران به پليس توصيف ناپذير بود و ما شاهد ابراز علاقه خاصي از سوي هواداران در حين بازي بوديم. به هر حال مردم، بويژه جوانان مي فهمند و به موقع عكس العمل منفي يا مثبت را نسبت به عمل دستگاه ها و نهادها نشان مي دهند. سردار طلايي، مي افزايد: تفسير شعار تماشاگران هنگامي كه در ميانشان مي رفتيم بيانگر همان فهم و عكس العمل  نشان دادن است و حكايت از قدرشناسي مردم دارد.
پس از بازي و شادي 7 ميليون تهراني
همه پيش بيني مي كردند كه پس از بازي ايران و بحرين و كسب يكي از دو نتيجه مساوي يا پيروزي، جشن ملي برد تيم ملي همه كشور را فرا گيرد.
حالا دقيقا 2 هزار و 541 روز از آن شب به ياد ماندني پيروزي تيم ملي فوتبال ايران بر تيم آمريكا مي گذشت و لحظه به لحظه به فرصتي نزديك مي شديم كه پس از سالها بدون اما و اگر و بدون آنكه زور را به التماس بسپاريم راهي جام  جهاني شويم. اين لذت و هيجان و شادي براي ما مردماني كه كمتر به طور جمعي شادي كرده ايم خالي از نقصان و نابهنجاري نيست.
از سوي ديگر كنترل و نظم  بخشي به اين شادي بدون آنكه تنش ايجاد شود هم هنري است كه باز هم به دليل نداشتن شادي كمتر تجربه اش را داريم، ولي پيروزي ايران بر بحرين علاوه بر گرفتن انتقام سال 1380 لذتبخش بود، چرا كه كمترين خسارات و تلفات را هم در شهر شاهد بوديم و به گفته محمد تورنگ، رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي پليس تهران، ميدان هفت حوض نارمك و ميدان محسني ميرداماد، پرازدحام ترين نقاط شهر بودند. در همين حال مصطفي نوريان مدير عامل اتوبوسراني تهران به خبرگزاري كار ايران گفته است: در حاشيه برگزاري جشن چهارشنبه، 40 ميليون تومان به اتوبوس هاي اين شركت خسارت وارد شده است. اين خسارات به 375 دستگاه اتوبوس وارد آمده است.
اما سردار مرتضي طلايي با اشاره به چند جشن مشابه قبلي مي گويد از اوضاع نظم و انضباط رضايت داشته و از مردم نيز به سبب رعايت مقررات و توجه به تذكرات پليس سپاسگزار است.
حالا رفته رفته با مديريتي كه پليس تهران و در مجموع نيروي انتظامي در پيش گرفته، جامعه ما فرصت تجربه كردن شادي جمعي را مي يابد؛ اينكه چگونه در يك شب و در عين احترام گذاشتن به يكديگر، قانون را هم محترم بشمارند و مزاحم ديگران نشوند.

در گفت وگو با سردار طلايي درباره جشن پيروزي تيم ملي مطرح شد
حركت جامعه و پليس روبه جلو است
۸۴ كلانتري تهران، پليس حفاظت از شخصيت ها و پليس يگان ويژه - بالغ بر توان 10 هزار نفري، چهارشنبه گذشته بسيج شدند تا با مديريتي با تجربه و البته منطقي، امنيت 7 ميليون تهراني كه مي خواستند در جشن پيروزي تيم ملي فوتبال كشورمان سهيم شوند، تامين شود.
مرد 43 ساله اي كه وظيفه برقراري اين امنيت و نظم عمومي را برعهده داشته مي گويد: فضاي خوبي بود. هم در خود ورزشگاه و هم تعاملي كه خود تماشاگران داشتند سبب شد كه حتي يك مشكل هم در ورزشگاه به وجود نيايد و اين جاي تشكر دارد.
سردار مرتضي طلايي روز چهارشنبه، روز شلوغي را پشت سر گذاشت و قرار شد پس از سپري شدن جشن پيروزي تيم ملي، گفت وگويي با او داشته باشيم.
وقتي ظهر پنج شنبه 19 خرداد با او صحبت كرديم و گفتيم اميدواريم مزاحمش نشده باشيم، به شوخي گفت: شما كه كاري جز مزاحمت نداريد. به هر حال او مثل هميشه با روي گشاده سئوال هايمان را پاسخ گفت. گفت وگو در فضايي دوستانه انجام گرفت و حالا براي آنكه خواندنش فضاي خشكي به خود نگيرد، سئوال هايمان را حذف كرده ايم و شما گفته هاي فرمانده پليس تهران را در ادامه خواهيد خواند...

انصافا شاهد حضور فعال آحاد مردم در جشن پيروزي تيم ملي بوديم. اين حضور شكوهمند در نوع خود جاي تشكردارد، آنهم از مردمي كه پشتيبان ورزش كشور هستند و در عين حال همكاري خوبي با پليس داشتند.
اين تجربه، فرصت خوبي بود تا براي جشن هاي مشابهي كه مي تواند نظير جشن چهارشنبه برگزار شود، با كارشناسان علوم اجتماعي به بحث و بررسي پرداخت و آنان با مدل هاي رفتاري كه ارائه مي كنند به برگزاري هرچه بهتر و سالم تر اينگونه جشن ها كمك كنند.
جشن چهارشنبه گذشته مردم در تهران، بدون مشكل سپري شد. فضا خيلي عوض شده است. انتظار ما اين بود كه بعضي ايرادات به وجود نيايد. بعضي ايرادات مسدود كردن خيابان ها و سلب آسايش ديگران، ولي به هر حال در مقايسه با موارد قبلي و سالهاي پيش رضايت بخش بود.
از يك نگاه جامعه شناسانه هم بايد بگويم كه اين جشن مي توانست بهتر برگزار شود و اگر همان دو ايراد مسدود شدن خيابان ها و سلب آسايش نبود،  مي توانستيم بگوييم جشني همه جانبه خوب برپا شد و تجربه اي شد كه كارشناسان علوم رفتاري و علوم اجتماعي مي توانند بر پايه آن مدل هاي بهتر برگزاري جشن جمعي را ارائه كنند.
از طرف ديگر بايد تاييد كنم كه هر جا پليس حضور پيدا كرد و تذكر داد، مردم رعايت كردند. اين رفتار خيلي مهم بود. اگر به گذشته نگاه كنيم و فضاي حاكم بر آن زمان جامعه،  مي گويم كه ممكن بود آن موقع به اين تذكرها توجه نكنند.
در جشن پيروزي تيم ملي فوتبال، ما هم با 10 هزار پليس در برقراري نظم ترافيكي و امنيت اجتماعي با مردم سهيم شديم و هر كجا كه با صحنه هايي برخورد كرديم كه با مقررات تطبيق نداشت يا باعث سد معبر و سلب آسايش ديگران شده بود، تذكر داديم و رفع شد.
چنين تجربه اي نشان از حركت روبه جلو در جامعه ما چه در پليس و چه در ميان مردم دارد، اما به عنوان يك شهروند بايد بگويم كه علاقه مند بودم جشن پيروزي تيم ملي به وسيله مردم بدون مزاحمت و سد معبر انجام مي شد كه اميدواريم در آينده شاهد برگزاري كم نقص و بدون نقص اين برنامه ها باشيم.

آنها كه از در غربي آمدند...
برديا ارسطو- تماشاگران فوتبال، روز چهارشنبه از درهاي مختلف استاديوم آزادي وارد محوطه ورزشگاه مي شدند تا پس از طي مسير به خود محل برگزاري بازي برسند.
اما در غربي استاديوم آزادي يعني همان دري كه سر در بزرگي دارد، يعني همان دري كه پشت آن بر ديوار سردر نوشته شده در شهريورماه 1353 با سرمايه ملت ايران افتتاح شد ، آدم هايي وارد ورزشگاه مي شدند كه چهره  آنان آشناتر بود. درغربي ورزشگاه آزادي تا پاويون استاديوم، پياده 8-7 دقيقه بيشتر راه نيست و در واقع اين مسير راهي است كه ميهمانان، فوتباليست ها و ديگر اشخاص دولتي از طريق آن وارد ورزشگاه مي شوند. اين مسير راه آدم هايي است كه مثل تماشاگران عجله اي براي گرفتن جا و نشستن روي صندلي ها يا استيج ندارند. آنها مي دانند كه هم پاركينگ مناسب منتظرشان است و هم در جايگاه، بخش VIP براي آنان فراهم.ورودي غربي ورزشگاه آزادي از ساعت 3بعدازظهر چهارشنبه 18خرداد۸۴ شاهد رفت و آمدهاي جالبي بود.
هرچه از ساعت 3بعدازظهر مي گذشت و زمان به ساعت شروع بازي نزديك مي شد، چهره هاي آشناتري مي آمدند تا وارد مجموعه آزادي شوند.
شايد نخستين چهره ناآشنا ولي قابل توجهي كه از در غربي پا به ورزشگاه گذاشت، مردي جا افتاده با كت و شلوار مشكي راه راه و پيراهن زرشكي بود كه با عينك بزرگ آفتابي به سمت ورودي آمد.
او پاي پياده بود و هيچ كس هم او را نمي شناخت. از آنجا كه ماموران حراست سازمان تربيت بدني، همه مردم بليت به دست را به دري پايين تر از در غربي راهنمايي مي كردند، با صداي بلند، اين مرد را هم به سمت در مورد نظر راهنمايي كردند! در همين اثنا يكي از جواناني كه با خودرو قصد ورود به ورزشگاه را داشت، سرش را از خودرو بيرون آورد و فرياد زد: اين آقا پدر فريدون زندي است . پس از اين جمله همه حاضران حول وحوش در غربي شروع به گفتن جملاتي از اين قبيل كردند كه زندي دوستت داريم ، زندي دوستت داريم. پس از اين نوبت انواع خودروهاي پژو، ماكسيما و ديگر اتومبيل هاي مدل جديد مربوط به دارندگان بليت هاي ويژه جايگاه بود. زناني هم كه بليت داشتند و دعوت شده سازمان تربيت بدني بودند، از همين در وارد مي شدند و البته با پاي پياده. محل ورودي غربي ورزشگاه، چهار در اصلي دارد. دو در از اين چهار در مجهز به اهرم هايي است كه مانع از ورود خودروها مي شود. عده اي از دختران و زناني كه بليت داشتند ولي دعوت شده سازمان تربيت بدني نبودند، از حدود ساعت چهار بعدازظهر در اين محدوده تجمع كرده بودند. آنها حدود ساعت۵ آمدند و زير اهرم مانع ورود خودرو نشستند. همين كار باعث شد كه ساعت 5:20 بازيكنان تيم بحرين با يك تيم اسكورت از در ديگري راهنمايي و وارد مجموعه شوند.
در اين ميان تا ساعت 5:35 شخص خاصي وارد مجموعه نشد. اين ساعت، ساعت ورود اتوبوس حامل بازيكنان تيم ملي بود. حاضران از آن محل براي بچه هاي تيم ملي دست تكان مي دادند و ابراز علاقه  مي كردند، ولي از ميان همه بازيكنان چهره علي دايي كه پاسخ اين ابراز محبت ها را مي داد نمايان تر بود. لحظاتي پس از ورود تيم ملي فوتبال كشورمان يك مزدا 323 سفيد رنگ وارد شد. حدود ساعت 5:45 بود. صندلي جلو مزدا در طرف ديگر راننده، كسي نبود جز رحمان رضايي و بقيه سرنشينان هم خانواده اش بودند. هنوز ساعت 6 بعدازظهر نشده بود كه يك خودرو گذر موقت هم وارد مجموعه آزادي شد. يك لگزوز سفيدرنگ با دو سرنشين كه راننده اش چهره آشنايي داشت. مهرداد ميناوند بازيكن تيم فولاد مباركه سپاهان و عضو سابق تيم ملي به سوي جايگاه گاز داد و رفت.
حالا ديگر ساعت از 6 بعدازظهر گذشته و چيزي به شروع بازي نمانده بود. هيجان ها حالا دوچندان شده بود. خودرو پشت خودرو مي آمد تا زودتر و قبل از بسته شدن درها به جايگاه برسد.
ساعت 6:07 بعدازظهر بود كه يك رونيز مشكي با چند سرنشين وارد محوطه شد. مردي كه كنار صندلي راننده، جلو رونيز نشسته بود چهره آشنايي براي مردم و اين ورزشگاه بود. علي پروين و همراهانش لحظاتي ايستادند و با كارمندان حراست آنجا خوش و بش كردند و بعد راهي جايگاه شدند. اين مسير البته مسيري بود كه تا دقايقي ديگر بايد پذيراي سيدمحمدخاتمي و تيم همراهش مي شد، اما هنوز خبري از او نبود.
پس از سلطان، حدود ساعت 6:20 مهرعليزاده، رئيس سازمان تربيت بدني وارد ورزشگاه شد. 3دقيقه پس از او يك ماكسيماي سفيدرنگ از مانع مقابل درگذشت و وارد مجموعه شد. سرنشين كنار دستي راننده ماكسيما نيز كسي نبود جز علي منصوريان فوتباليست استقلال و عضو سابق تيم ملي. حدودساعت۶:26 بعدازظهر يك موتور اسكورت به همراه يك شورولت استيشن سفيد با پلاك سياسي وارد ورزشگاه شد. اين خودرو نيز حامل سفير بحرين و همراهانش بود. حالا ديگر زمان زيادي به شروع بازي نمانده بود، بازي  كه سرنوشت تيم ملي كشورمان را رقم مي زد و از همه مهمتر فراهم كننده شبي شاد و جشني بزرگ براي ايرانيان و اينجا در تهران براي پايتخت نشينان بود.
در آخرين دقايقي كه به بازي مانده بود يك بنز قديمي آبي رنگ وارد مجموعه شد. مردي ميانسال با ريش كه چهره اش آشنا مي نمود. او نيز كسي نبود جز پسر پروفسور حسابي. حالا ديگر اگر كسي هم آمده بود كه چهره اي آشنا داشت، در شلوغي آنجا از شكار چشمان ما گريخته بود ولي هنوز سيدمحمدخاتمي نيامده بود.
حدود ساعت 10دقيقه به 7 بعدازظهر مانده قطار خودروهاي رياست جمهوري از سوي ديگر درغربي ورزشگاه وارد ميدان مقابل پاويون استاديوم شدند. رئيس جمهور كه براي نخستين بار پا به ورزشگاه آزادي مي گذاشت تا بازي تيم ملي را ببيند، از دري وارد مجموعه شده بود كه در واقع در هتل المپيك محسوب مي شود؛ دري 15 يا 25 متر بالاتر از در غربي مجموعه. حالا ديگر پاويون استاديوم ورزشگاه آزادي قرق شده بود، حتي يك پرنده هم مجال بال زدن نداشت!
دقايقي بعد با پخش صداي ملكوتي قرائت  قرآن مجيد، نبردي شادي بخش آغاز شد. نبردي كه شايد با حضور سيدمحمد خاتمي و پاقدم او به شادي همه ما ختم شد، اما جالب آنجا بود كه وقتي بازي تمام شد، ديگر كسي حتي توجه نمي كرد بغل دستي اش كيست يا خودرويي كه عبور كرد خودرو كيست. همه مي دويدند و مي راندند تا به خيل جمعيت درون شهر بپيوندند!

يادداشت
فرصتي طلايي براي ساماندهي جشن هاي عمومي
مهشيد مجلسي
۷ ميليون تهراني پس از پيروزي تيم ملي فوتبال كشورمان بر تيم بحرين راهي خيابان هاي پايتخت شدند تا در جشن اين پيروزي و راهيابي تيم ملي فوتبال به جام جهاني شريك شوند.
خيابان هاي تهران كه گنجايش تردد عادي ساكنان اين شهر را ندارند، آن شب به يكباره پذيراي خودروهاي همه مردم شدند.
هيچ كس آماري در اين باره نداده است! اما با گزارش ها و مشاهدات جشن خودجوش مردمي پس از بازي اين فرض وجود دارد كه قريب به اكثريت خودروداران تهران با خودروي خود راهي خيابان ها شدند.
در حالت عادي پس از هر بازي فوتبال كه اهميتي نسبي هم داشته باشد محورهاي منتهي به استاديوم آزادي به دليل تردد جمعيت حاضر در ورزشگاه متراكم و حركت سنگين مي شود.
حال مردمي كه سالها منتظر پيروزي بدون اما و اگر تيم ملي فوتبال بودند اين فرصت را يافتند كه شادماني خود را با هم تقسيم كنند. به همين دليل مي توان فرض را بر اين بنا نهاد كه قريب به 5/2 ميليون خودرو پس از بازي ايران راهي خيابان ها شدند!
اين شادماني كمتر با چنين وضعي قابل تكرار است، اما تجربه دو پيروزي ارزشمند تيم ملي فوتبال نشان داده است كه مردم بشدت به چنين فرصت هايي كه از سلامت خوبي هم برخوردار است، نيازمندند.
براي نمونه اين سالها و در روزهاي پاياني سال مردم به پيشواز چهارشنبه سوري مي روند، اما برگزاري اين جشن كهن و شادي آن آميخته با بسياري نابهنجاري ها شده است، در حالي كه جشن پيروزي تيم ملي فوتبال از سادگي و آرامش خاصي برخوردار بود.
با اين حال گرفتگي معابر، مسدود شدن خيابان ها و ايجاد سر و صداي بسيار در ساعات استراحت مردم به همراه برخي رفتارهاي نابهنجار، همچنان آفت اين تجمع هاي خودجوش و شاد است.
گرچه واقعيت اين است كه مردم ما طي دو دهه اخير شادي عمومي را كمتر تجربه كرده اند و همين سبب بروز برخي رفتارهاي ناخواسته و هيجاني مي شود، اما بايد از همين فرصت ها براي نهادينه شدن و سامان دادن شادي عمومي بويژه براي يافتن الگويي كه در جشن هاي مشابه قابل استفاده باشد، استفاده كرد. به همين دليل به نظر مي رسد متوليان مسائل شهري، جامعه و امور جوانان بايد هر چه سريعتر به بررسي اين واقعيت جامعه بپردازند.
با جشن چهارشنبه شب گذشته، ما شاهد سه بار تجمع خودجوش مردمي و برگزاري مراسم شادي به طور عمومي بوديم؛ مراسمي كه اينك سردار طلايي، فرمانده تهران معتقد است به نسبت دو جشن قبلي به مراتب قانونمدارانه تر و منطقي تر برگزار شده است.
اما متاسفانه بايد گفت به جز نيروي انتظامي كه تنها وظيفه نظم بخشي و تامين امنيت اجتماعي را دارد ارگان ها، سازمان ها و نهادهاي ديگر درگير با مسائل اجتماعي، بويژه صدا وسيما خود را با اين مقوله درگير نكرده اند.
براي مثال وقتي شهرداري تهران در سال 1382 طرح ساماندهي جشن چهارشنبه سوري را داد و زمين هايي خاص براي برگزاري جشن و مراسم تدارك ديده شد، وضع نابسامان تغيير شكل داد و رو به قانونمدار شدن و بهنجار شدن گذارد.
حال تصور كنيد اگر شهرداري و ديگر نهادهاي مسئول مسائل اجتماعي سالن ها، زمين ها و اماكني را از قبل براي چنين جشن هايي تدارك مي ديدند و با توزيع اين اماكن مانع از ترددهاي بي دليل مردم مي شدند، نه با ترافيك قفل شده مواجه مي شديم و نه با برخي رفتارهاي نادرست، چرا كه ترافيك و خستگي ناشي از قفل شدن حركت در ميان دود و صداي بوق، خود عامل تحريك و بروز خشونت محسوب مي شود، بويژه آنكه معمولا در اين برنامه ها مردم كمتر آب براي نوشيدن و خوراكي به همراه دارند و با توجه به ساعات پاياني شب، فروشگاه ها و سوپر ماركت ها هم تعطيل مي شوند، به همين دليل فشار وارده و خستگي مي تواند باعث كاهش آستانه تحمل افراد شود.
حال به نظر مي رسد در شرايطي كه تجربه جشن اخير نيز به خوبي سپري شده و انرژي مثبتي در ميان جامعه وجود دارد بايد از آن بهره برداري مثبت كرد.
به همين دليل به نظر مي رسد هر چه سريعتر و تا قبل از آنكه تيم ملي فوتبال در بازي هاي جام جهاني حاضر شود، لازم است سازمان ها و نهادهاي مسئول با برگزاري  همايش هايي خود را هماهنگ كرده - نظير پليس كه در چنين شرايطي عدم وضعيت آماده باش مي دهد - توان و آمادگي براي حضور و ساماندهي در چنين شرايطي را داشته باشند.
از طرف ديگر اين فرصت، زمان مغتنمي براي تحليلگران اجتماعي و پژوهشگران است تا به سرعت موقعيت را ارزيابي كرده و مدل هايي براي شادي عمومي و جمعي ارائه كنند و صدا و سيما به طرز هوشمندانه و منظمي به همراه  رسانه هاي جمعي ديگر آن را در جامعه نشر و بسط دهد.
شهرداري، وزارت كشور، پليس و ديگر نهادهاي مرتبط با مسائل شهري و اجتماعي نيز تدابيري بينديشند تا زمين هاي باز و بزرگ، ورزشگاه ها، پارك ها و ... را به عنوان محل هاي تجمع آماده كرده و مسائل ايمني را هم در آن فراهم كنند.
بدين ترتيب مي توان اميدوار بود پس از مدتي اين روش ها به ساماندهي شدن جشن هاي ديگر نظير چهارشنبه سوري و ... نيز بينجامد.
حال بايد منتظر شد و ديد متوليان جامعه از اين فرصت چگونه بهره برداري مي كنند.

آرمانشهر
ايرانشهر
تهرانشهر
در شهر
طهرانشهر
عكاس خانه
|  آرمانشهر  |  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  در شهر  |  طهرانشهر  |  عكاس خانه  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |