شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۱ - شماره ۲۹۸۶- Feb, 22, 2003
ظلم دموكراتيك
تلاش ملك عبدالله براي حفظ آرامش اردن
عبدالله كه به رغم بي رغبتي در صورت وقوع جنگ تحت رهبري آمريكا عليه عراق از متحدان حياتي و كليدي ايالات متحده خواهد بود تا اين زمان به اين مخالفت ها با مشتي آهنين پاسخ داده است
كمي آن سوتر از خودروي زرهي پارك شده كنار خيابان و چهره هاي سرد و بي روح افراد پليس شيخ صبحي مغربي در حجره انتهايي مغازه شلوغ خود نشسته است و دانه هاي زردرنگ تسبيح خود را يك به يك با انگشتانش جابه جا مي كند. او به شكلي افراط آميز از اينكه شرايط مانع از اين است كه بتواند مهمان نوازتر باشد، آنگونه كه سنتي بدوي ايجاب مي كند عذرخواهي مي كند. خطوط تلفن مغازه قطع شده اند و از آنجا كه او يكي از رهبران قبيله اي و مذهبي مهم در اين شهر ناآرام است پليس او را حتي در خانه اش تحت نظارت دقيق خود دارد.
001670.jpg

او با تكان دادن دستش مي گويد: «اما من نگران نيستم. » در كشوري كه نارضايتي گاهي نجواگونه بيان مي شود مغربي صريح و رك حرف مي زند. او هنوز از درگيري هاي ماه نوامبر در اين شهر جنوب اردن كه شش كشته بر جاي گذاشت خشمگين است. دولت اين خشونت را به گروه هاي لاابالي قانون شكن و قاچاقچيان نسبت داد اما بسياري در اينجا آن را به فقر، مهجور بودن و خشم و انزجار از سياست آمريكا در قبال اسرائيل و عراق و شدت عمل دولتي نگران نسبت مي دهند. مغربي با كلماتي كه اعتراض و دل نگراني را در خود مستتر داشت سخن مي گفت ولي نارضايتي و دلمشغولي هاي او به مراتب عميق تر از اين حرف هاست. نارضايتي از وزراي جوان و تكنوكراتي كه هيچ گاه نمي توان با آنها تماس گرفت، از دولتي كه بيش از اندازه به آمريكا نزديك شده است و از شاهي كه بيش از اينكه به عربي تسلط داشته باشد انگليسي را به فصاحت سخن مي گويد و با سنن قبيله اي احساس ناراحتي مي كند. به سان ساير ساكنان معان مغربي مي گويد ياد و خاطره شخصيت جذاب و مردمي ملك حسين را در دل دارد، كسي كه به ادعاي او همه خانواده هاي اين شهر را مي شناخت و از شريك شدن در غذاي آنان لذت مي برد. مغربي كه هنوز هم عكس يكي از سه ديدارش با ملك حسين را بر روي ديوار نصب كرده است مي گويد: «ملك حسين وضعيت روحي مردم اين شهر را درك مي كرد. نوعي رابطه عاطفي و احترام بين او و مردم برقرار بود. او مي پرسيد: چطور هستيد؟ فرزندانتان چطور هستند؟» چهار سال پس از درگذشت شاه فقيد ملك عبدالله اكنون با فشار روبه تزايد اركان قدرت حاكميت ۴۵ ساله پدرش روبه روست. روساي قدرتمند قبايل مثل مغربي كه ستون هاي حاكميت سلطنتي تلقي مي شوند امروز در طرح انتقادات خود از شيوه رفتاري ملك عبدالله و عملكردي كه به نظر آنان ريشه در تحصيلات و آموزه هاي انگليسي و آمريكايي او دارد ترديد به خود راه نمي دهند. رهبران اسلامي ميانه رو كه زماني متحدان حكومت مركزي بودند به دليل كنار گذاشته شدن از ساختار حاكميت و قدرت به خشم آمده اند. حتي نيروهاي ليبرال و سكولار هم كه علي القاعده مي بايست به ديدگاه ها و نظرات متمايل به غرب پادشاه و علاقه اش به انجام اصلاحات اقتصادي علاقه و اشتياق نشان مي دادند نيز از اينكه اين تحولات با اجراي وعده هاي قديمي براي ايجاد فضاي باز سياسي همراه نبوده است ابراز نگراني مي كنند. عبدالله كه به رغم بي رغبتي در صورت وقوع جنگ تحت رهبري آمريكا عليه عراق از متحدان حياتي و كليدي ايالات متحده خواهد بود تا اين زمان به اين مخالفت ها با مشتي آهنين پاسخ داده است. او تانك ها و هزاران افسر پليس و سرباز را راهي معان در ۱۸۰ كيلومتري جنوب امان كرد. اقدامي كه به نقل از مقامات ارشد اردني بخشي سركوب و در دگرسو ارسال پيامي فصيح بود تا همگان بدانند در صورت وقوع ناآرامي پس از شروع جنگ با عراق چه چيز در انتظارشان خواهد بود. در پايتخت و ساير جاها او ادامه فعاليت اتحاديه هاي شغلي معترض و احزاب سياسي اپوزيسيون را با محدوديت مواجه ساخته است. گئورگ حدائمه سردبير روزنامه الراي كه بزرگترين روزنامه اردن است مي گويد او اكنون آنچنان نسبت به سانسور كردن روزنامه خودش حساسيت نشان مي دهد كه در گذشته هيچگاه تا بدين حد در مورد برانگيختن حساسيت دولت نگراني نداشته است. با انتخاباتي كه وعده داده شده تا در سال جاري ميلادي برگزار شود رقابتي كه در اين پادشاهي كوچك بي بر و صحرايي در جريان است ممكن است به آزمون براي چالش هاي فراروي جهان عرب تبديل شود. اردن در بحبوحه تحولي است كه به اعتقاد تحليلگران مناقشاتي كه ممكن است در اين كشور به منصه ظهور برسد احتمالا به حساسيت سنج هايي براي تحول و تطور در ساير نقاط جهان عرب بدل خواهد شد.
001680.jpg

با توجه به استانداردهاي جهان عرب اردن هنوز هم نسبتا كشوري آزاد با جامعه اي خويشتن دار تلقي مي شود. ثبات اين كشور يكي از موارد استثنا در منطقه بوده است كه با توجه به تاريخ اين كشور ركوردي درخور توجه است. بريتانيايي ها اردن را پس از جنگ اول جهاني از امپراتوري عثماني جدا كردند و اردن امروز در حجاز كه بخشي از عربستان سعودي است ريشه دارد و اكثر جمعيت ۵ ميليوني اين كشور مردمي هستند كه در واقع فلسطيني تبار هستند. عبدالله برخلاف پدرش كه سعي داشت بحران ها را يكي پس از ديگري با اتكا به محبوبيت و فراست سياسي خود پشت سر بگذارد امروز با چالشي واقعي روبه روست كه مشروعيت دولت او را تهديد مي كند. اولويت او به جاي بقا، انجام اصلاحات اقتصادي است. او كابينه خود را و به ويژه مناصب اقتصادي را با تكنوكرات هاي جوان تحصيلكرده آمريكا و انگليسي پر كرده است. پس از انحلال پارلمان در سال ۲۰۰۱ دولت او بيش از ۱۲۰ قانون موقت به تصويب رساند كه بسياري از آنها هدف آزادسازي اقتصادي را دنبال مي كند. در انتخابات آتي دولت در نظر دارد قانوني براي عضويت زنان در پارلمان تصويب كند. تحليلگران مي گويند كه دولت هر چند هنوز هم دچار انشقاق است روي اين پيش فرض كه منافع اصلاحات اجتماعي، اقتصادي امكان فاصله گرفتن از بسترها و اركان سنتي قدرت و منكوب كردن مطالبات سياسي كه از احساسات ضد آمريكايي شكل مي گيرد حساب باز كرده است. محمد عدوان وزير اطلاعات مي گويد: «من فكر مي كنم بخش اعظم افكار عمومي در اردن با شاه و دولت است. » او مي افزايد: «از همين طريق بوده كه ما توانسته ايم طي دو سال گذشته اعتراضات و تظاهرات را مهار كنيم. » گروه هاي اپوزيسيون دلايل ديگري براي سكون و آرامش حاكم بر جامعه مي شمرند. هاشم بوستاني، دندانپزشكي ۲۹ ساله كه از فعالان چپگراست مي گويد: «ظلم لجام گسيخته به پوشش تميز و مرتب ملبس شده كه از حقوق دموكراتيك سخن مي گويد. ما با اين شكل جديد سركوب روبه رو شده ايم كه به ظاهر شسته رفته است. » بوستاني كه از منتقدان سرسخت دولت است دسامبر سال گذشته و پس از نوشتن مقاله اي براي مجله اي ادبي در لبنان با مضموني در مورد بازداشت قبلي اش در زندان جويده براي شش روز دستگير شد. در آن مقاله صحنه هايي را بازگويي مي كند كه كاركنان زندان جويده كه در حومه امان واقع است روي زندانيان آموخته هاي خود از كاراته را تمرين مي كردند و آنها را با كابل مي زدند. پس از آنكه اين مقاله در بيروت منتشر شد از بوستاني خواسته شد خود را به مقر اداره امنيت اردن معرفي كند. پس از آنكه به او دستبند زده شد و به يك پاسگاه پليس منتقل شد و پس از آنكه او از امضاي برگه بازجويي سرباز زد مجددا به جويده فرستاده شد. در زندان او و ۳۵ زنداني ديگر در يك اتاق كوچك نگهداري مي شدند. براي رهايي از بيكاري و به رغم آنكه او اعتقادات مذهبي ندارد وقت خود را با مطالعه كتب مذهبي در كتابخانه كوچك زندان سرمي كرد. او مي گويد اين بار با او به خوبي رفتار شد و در ازاي پرداخت وثيقه اي معادل ۱۴هزار دلار به قيد ضمانت آزاد شد.
بوستاني عضو اتحاديه دندانپزشكان است. يكي از شش گروه عمده اي كه اتحاديه حرف اردن كه از جمله گروه هاي پرقدرت اردن است را تشكيل مي دهد. اين گروه فعال ترين گروه سياسي در اردن است. اسلامگرايان بر اتحاديه ها تسلط دارند اما آنها اهداف و بستر آرماني مشتركي با چپگراها و ملي گرايان عرب دارند: حمايت از فلسطينيان و عراق، حقوق مدني گسترده تر و مخالفت با عادي سازي روابط با اردن.
واشنگتن پست

نگاه اول
آمريكا از هاوانا تا بغداد
001695.jpg
دكتر حسين دهشيار
هرچند كه شكل گيري عزم كشور برتر، در حيطه سياست خارجي، با توجه به تعريف پذيرفته شده از منافع ملي و براساس الزامات الگوي حاكم قدرت انجام مي گيرد، اما پياده سازي آن در سطحي فراتر و عملياتي نمودن آن، تا حدود فراواني معمولا خارج از حيطه قدرت كشور برتر در نظام بين الملل است. ايالات متحده آمريكا اكنون به عنوان يكي از بازيگران مطرح در صحنه جهاني از تفوق در بسياري از زمينه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي برخوردار است. از اين رو طبيعي است كه اين كشور خواهان حضوري وسيع تر و سلطه بيشتر در خارج از مرزهاي خود باشد. اما آنچه پرمعنا جلوه مي كند اين نكته ظريف است كه چرا اين قدرت غول آسا، كشور كوچك كوبا در نود مايلي آب هاي جنوبي خود را كه مظهر مبارزه با انحصارگرايي امپرياليسم در نيمكره غربي است، رها مي كند و حكومت عراق در نه هزار مايلي مرزهاي خود را براي تهاجم در نظر گرفته است. از زمان توماس جفرسون سومين رئيس جمهور آمريكا در سال ،۱۸۰۱ تعدادي از روساي جمهور خواهان الحاق اين جزيره كوچك به آمريكا بوده اند. اولين حركت برون مرزي در سال ۱۸۹۸ منجر به حكومت سه ساله به كوبا شد و استقرار موشك هاي شوروي در اين كشور سبب گرديد كه در تاريخ ۲۵ اكتبر سال ۱۹۶۲ جهان تا لبه اضمحلال پيش رود كه «مژه زدن» خروشچف در برابر جان كندي جهان را نجات داد. ورود فيدل كاسترو رهبر انقلاب كوبا در اولين روز سال ۱۹۵۹ به هاوانا به مفهوم خروج رهبر مورد حمايت آمريكا و پايان نفوذ در اين كشور بود. كوبا تنها كشور در نيمكره غربي يا به عبارتي ساكن حياط خلوت آمريكا است كه با رهبر بلامنازع اين قاره روابط ديپلماتيك ندارد. در طول چهل و چهار سال گذشته به اعتقاد ده رئيس جمهور آمريكا به دلايل داخلي و الزامات بين المللي، هدف آمريكا تغيير رژيم كوبا بوده است. از نظر ايدئولوژيكي نيز از زمان روايت آيزنهاور تا جورج دبليو بوش، ارجح ترين اولويت، فروپاشي رژيم اقتدارگري كاسترو به شمار مي آمده است. پايگاه دريايي آمريكا در گوانتاناموي كوبا كه براساس اصلاحيه پلات در اوايل قرن بيستم به قدرت شمالي واگذار شد خود توجيه تاريخي اين حساسيت ايدئولوژيك محسوب مي شود.
عدم توسل واشنگتن به ماجراجويي نظامي برعليه تنها دژ كمونيسم در نيمكره غربي با توجه به ضعف نظامي اين جزيره كوچك بيش از هر نكته ديگري بيانگر كيفيت داخلي كوبا است. با وجود فقدان دموكراسي، نبود آزادي هاي مدني، ضعف اقتصادي ملموس و كيفيت نامطلوب رفاه اجتماعي، رهبر كوبا از منظر مردم اين كشور از حقانيت بسيار بالايي برخوردار است و بر همين اساس، بحران مشروعيت كه ضرورت اوليه براي هجوم نظامي آمريكا به شمار مي آيد در كوبا وجود ندارد. رژيم حاكم بر كوبا طي سال ها حاكميت نتوانسته نيازهاي مادي شهروندان كوبايي را برآورده كند. البته اين ناتواني ريشه در عدم كارايي و ناكارآمدي اقتصاد دولتي دارد. اين مسئله و معضل دستيابي به فناوري هاي جديد منجر به توسعه نيافتگي و ناكامي در رفاه اقتصادي كوبا شده است. با اين وجود رهبران كوبا در حيطه ايدئولوژيكي توانسته اند انتظارات مردم را برآورده سازند. در زمينه دستيابي به فناوري روز تنها راه چاره، پياده سازي اقتصاد سرمايه داري است كه رهبران كوبا آن را متباين با هدف ها و شعارهاي انقلاب مي دانند و در نتيجه اين ضعف تكنيكي را توجيه مي كنند. در محدوده ايدئولوژيكي رهبران كوبا در راستاي اعتقادات انقلابي مردم كوبا حركت كرده اند، بدين معنا كه بدون توجه به ميزان كم منابع اقتصادي در دسترس، آن را عادلانه تقسيم كرده اند. هر چند كه كيك اقتصادي كوچك است اما تمايز فاحشي بين توده ها و نخبگان در ميزان توانايي اقتصادي وجود ندارد. فقدان رفاه اقتصادي توده ها به هيچ وجه ريشه در يغماي منابع كشور از سوي نخبگان ندارد بلكه ناشي از عملكرد ضعيف ساختار اقتصادي است. در چنين شرايطي، مردم ضعف اقتصادي را ناشي از چپاول ثروت ها و منابع اقتصادي از سوي نخبگان نمي يابند و در نتيجه از نظر توده ها، مشروعيت انقلابي رژيم محفوظ مانده است. آمريكا به كوبا حمله نمي كند چرا كه رژيم كوبا به دليل به يغما نبردن ثروت هاي ملي و انتقال آنها به بانك هاي خارجي، در بطن فقر همگاني از مشروعيت و اعتماد عمومي برخوردار است. واقع گرايان حاكم بر آمريكا حمله به رژيم هاي مشروع را مورد نظر قرار نمي دهند چرا كه هزينه هاي چنين اقدامي غيرقابل توجيه است. آمريكا در طول تاريخ خود تنها به كشورهايي حمله كرده است كه رژيم هاي اين كشورها فاقد مشروعيت بوده اند. در كشور فقير كوبا رژيم از مشروعيت برخوردار است و اين مشروعيت تنها سپر دفاعي است كه آمريكا از آن هراس دارد. تنها دفاع منطقي در برابر سلطه طلبي آمريكا مشروعيت داخلي است و آمريكا به كشورهايي كه داراي مشروعيت داخلي باشند حمله نخواهد كرد، هر چند كه الزامات جهاني آن را منطقي جلوه نمايد. برخلاف فيدل كاسترو، در كشور عراق صدام حسين در برابر آمريكا بسيار آسيب پذير جلوه مي كند هر چند كه از نظر نظامي، جغرافيايي، اقتصادي و سوق الجيشي اين كشور در وضعيت مناسب تري قرار دارد. آنچه عراق از آن رنج مي برد همانا فقدان مشروعيت رژيم حاكم است. اين خلأ به تنهايي آسودگي خاطر را براي طراحان سياست خارجي آمريكا فراهم آورده است. در عراق همان شكل تكنيكي كه در كوبا مطرح است وجود دارد اما از نظر ايدئولوژيكي رژيم عراق نتوانسته است به شعارهاي انقلابي عمل كند. نخبگان بعثي بيشترين سهم را از كيك اقتصادي و توده ها كمترين سهم را برده اند، بنابراين دليلي براي دفاع از رژيم حاكم ندارند. رژيم عراق فاقد سپر دفاعي است و اين حمله آمريكا را اجتناب ناپذير مي سازد. وجود شكاف عميق طبقاتي در بطن فقر حاكم، رژيم حقانيت را از رژيم سلب مي كند و اين همان محركي است كه آمريكا در طلب آن است. عملكرد رژيم بعثي در رابطه با توزيع ارزش ها و منابع در جامعه راه را براي جورج دبليو بوش جهت تهاجم نظامي هموار كرده است.

مي خواهند زنده بمانند
001685.jpg
حسن الكاشف
قبول نداريم و آرزو هم نمي كنيم كه بين شهروندان و آنهايي كه مقاومت مي كنند اختلافاتي پديد آيد، زيرا چنين حادثه اي نشانه شكافي عميق و خطرناك خواهد بود كه به مبارزه ما آسيب مي رساند و آن را بسيار تضعيف مي كند. اگر اختلافاتي بين گروه هاي ملي فلسطين باشد اينها قابل بررسي است چون از ديدگاه هاي آنها ناشي مي شود. اما اگر اختلافي بين شهروندان و اين گروه ها بروز كند بايد به طور قطع به نفع شهروندان حل و فصل شود.
ما اين موضوع را از موضع علاقه ملي و موضع جانبداري از تداوم انتفاضه و مقاومت ملت فلسطين مطرح مي كنيم اما اين علاقه مندي و جانبداري نمي تواند باعث شود كه طرفداران مقاومت پديده اي را فراموش كنند يا ناديده بگيرند كه در حال حاضر افكار عمومي مردم فلسطين را به خود مشغول داشته است. اين مسئله گاه در مجالس و محافل نقل مي شود و كار را به آنجا مي كشاند كه حتي گاه بعضي از شهروندان معتقدند از مناطق مسكوني آنها استفاده مي شود. يعني در بمباران ها به گونه اي رفتار مي شود كه به رابطه شهروندان و آنهايي كه مقاومت مي كنند آسيب برسد. آنهايي كه در اين باره اشراف خوبي دارند وضعيت اهالي فلسطين را به طور مثال در مناطقي چون رفح، خان يونس مي دانند. ما در اين رابطه با آگاهي كامل از موضع شهروندان دفاع و جانبداري مي كنيم و از باب تذكر نسبت به حقايقي كه همگان آن را مي شناسند از مناطقي سخن مي گوييم كه در آن شهروندان فقير و آوارگان زندگي مي كنند. آنها در فداكاري و پايداري، قهرماناني واقعي هستند. فرزندانشان را به صورت شهيد تقديم كردند و در عين حال هيچ تزلزلي در پايداري و استقامت آنها به وجود نيامد. آنها كساني هستند كه با وجود بمباران و تخريب خانه ها و اموالشان همچنان به اين سرزمين چنگ زده و از آن مراقبت مي كنند. پس وقتي ما از اين شهروندان صحبت مي كنيم ملزم هستيم كه به ديدگاه هايشان نيز گوش فرا دهيم و سخنان يا تصميم هايشان را بدون كوچك ترين ترديد يا تشكيكي بپذيريم.
هيچ عيبي ندارد كه نيروهاي مقاومت، توان شهروندان را براي تحمل مشكلات مورد ارزيابي قرار دهند. اگر اين نيروها، امكان آن را دارند كه شهروندان را از اين يا آن منطقه دور كنند تا طبق گذشته خسارت هاي فوق طاقت بر آنها تحميل نشود و اين چنين اموال و املاك آنها در معرض انهدام قرار نگيرد، بايد اين كار را بكنند. اين مسئوليت نيروهاي مقاومت را ملزم مي كند كه با ارزيابي مجدد محاسبات خود، شيوه ها و تاكتيك ها را به گونه اي تغيير دهند كه تداوم مقاومت را تضمين كند و منافع شهروندان و استمرار توان آنها را براي زندگي و بقا و پايداري تأمين نمايد.
پيش از مقاومت در برابر بمباران ها، هم مقاومت بود و سال ها نيز تداوم داشت. بدون بمباران ها نيز مي تواند اين مقاومت سال ها استمرار داشته باشد زيرا عقل و اراده يك ملت معدني از نوآوري و ابتكارهاي تازه و شگفت آور است كه هنوز به طور كامل استخراج نشده. اما اگر ما حساب كنيم هر حادثه اي چالشي است و بايد با ابتكار تازه اي از آن عبور كرد پس بايد شيوه هاي مقاومت را به نحوي تنظيم كنيم كه بهانه براي اين غارت وحشيانه و ويرانگري كه ما به تجربه آثار مخرب آن را بر پايداري و زندگي شهروندان آزموده ايم، فراهم نشود.
اين حق شهروند بر نيروهاي مقاومت است كه شرايط بسيار بسيار دشوار او را درك كنند. حق اوست كه هميشه ميزان پايداري و فداكاري اش را در نظر داشته باشند. حق اوست كه با نيروهاي مقاومت رابطه مبتني بر همكاري و احترام متقابل داشته باشد. شهروندان عادي، اصلي ترين شريك هر نيروي ملي يا اسلامي هستند. نيروهايي كه به كمك فرزندان همين شهروندان مي جنگند و در خانه هاي آنها پناه مي گيرند و با استقامت و پذيرش آنهاست كه به استقامت و پايداري ادامه مي دهند. ما از نيروهاي مقاومت مي خواهيم كه با شهروندان گفت وگو كنند تا شهروندان مجبور به پرداخت هزينه اي نشوند كه قادر به انجام آن نيستند. تا نيروي مقاومتي كه به سوي يك مأموريت جنگي مي رود خود را در حالتي اختلاف آميز يا جدال با شهروندان احساس نكند. اگر نيروهاي ملي و اسلامي پذيرفته اند كه با هم در قاهره گفت وگو كنند و شكل موجود يا ممكن براي مقاومت را مورد ارزيابي قرار دهند، اين نكته ضرورت بيشتري دارد كه با شهروندان نيز گفت وگو كنند و به الزامات او براي ادامه پايداري اش پاسخ مثبت دهند. اين مسئله از يك ديدگاه و موضع نظامي ـ شهرك سازي و اشغالگرانه كه آتش گشودن به روي شهروندان و آسيب رساندن به آنها را وجهه همت خود قرار داده قابل بررسي است.
به اين ترتيب شهروندان و نيروي مقاومت علاقه و احترام متقابل خود را به دست خواهند آورد. زيرا آنها در يك سنگر هستند. همچنان كه رهبران قدرت افراد زيردست خود را مي سنجند، از آنها انتظار بيشتري مي رود كه توان شهروندان را هم مورد ارزيابي و سنجش قرار دهند. . . ما نمي خواهيم از نيروهاي مقاومت. . . تمام نيروها. . . بپرسيم كه به اين شهروند بيچاره چه چيز داده ايد؟!
الحياة الجديدة

نگاه روزنامه نگار
مغزهاي پشت پرده جنگ
تاداس پوردوم
در حالي كه دولت بوش به سوي جنگ با عراق قدم برمي دارد گروهي از سياستمداران آمريكايي سرسختانه بر اين باورند كه ديگر نبايد فرصت زيادي به صدام داد كه البته اكنون اين سياست به نظر مي رسد در حال اجراست.
اين سياستمداران درست مثل معماران جنگ ويتنام يعني مك جورج بوندي، والت دبليو روستو و ديويد هالبرستام رفتار مي كنند. همچنين سياست اين گروه شبيه نظريه پردازان استراتژي ضربه بازدارنده آمريكا پس از پايان جنگ سرد است كه فصل جديدي را در سياست خارجي آمريكا باز كرد. اسامي كه در مركز اين گروه جاي دارند عبارتند از پل ولفوويتز مشاور امنيتي آمريكا كه زماني از فرماندهان جنگي بوده و عراق را خوب مي شناسد، ريچارد پرل كه در دوران ريگان وزير دفاع بوده و اكنون نيز از مشاوران وزارت دفاع آمريكا محسوب مي شود و ويليام كريستول سرمقاله نويس مجله محافظه كار ويكلي استاندارد. در رده هاي بعدي كساني مانند كنت ام پولاك از كارشناسان عراق و رونالد دي اسموس مشاور وزيرخارجه دوران كلينتون جاي دارند. البته اين سياستمداران در هر موردي اتفاق نظر ندارند. . . بعضي از ايشان تنها از خلع سلاح عراق و برطرف كردن تهديدات و بي ثباتي ها در خاورميانه حمايت مي كنند. برخي از اعضاي اين گروه خواستار ايجاد اتحاد و ائتلافي گسترده قبل از جنگ بوده و گروهي ديگر مخالف اين نظر هستند.
در اين ميان تنها لئون فورت مشاور امنيت بين الملل ال گور معاون وزير سوالي اضطراب برانگيز را مطرح مي كند: اگر افكار اين نظريه پردازان جنگ به فلاكتي فجيع منتهي شود چه خواهد شد؟
رابرت كاگان از كارشناسان مركز نشر انديشه كارنگي اندومنت به همراه كريستول و با همكاري ولفوويتز در سال۱۹۹۶در ويكلي استاندارد مقاله مشتركي را منتشر كردند كه چكيده مهم اين مقاله چنين بود: صدام بايد سقوط كند. كاگان و كريستول هر دو به خاطر آن كه زودتر از بقيه اين تفكر را داشتند احساس غرور مي كنند. در كتاب جديدي به نام آمريكا و اروپا در موازنه جديد جهاني كاگان با بيان اينكه جنگ ويتنام تفكري مبتني بر تعقل سه يا چهار مغز نبود تاكيد مي كند: «اين سرآغاز انديشه اي در مورد تمام دنيا بود، چه خوب و چه بد اين جنگ نتيجه منطق سياست جهاني شدن! بود. » وي مي افزايد كه در آن دوران رسانه ها و حكومت پشتيبان اين سياست بودند بنابراين نبايد اين جنگ را تنها نتيجه تفكر رستو و بوندينز دانست. نبرد ويتنام اثر يك تفكر جامع و يكدست در آمريكا بود. در حال حاضر درباره مباحثات پيرامون جنگ عراق تفاوتي با آن دوران وجود دارد و اين به خاطر جفت شدن نظرات سياستمداران و نظريه پردازان آمريكايي است. ميشل او هانلون يكي از كارشناسان امنيتي ليبرال انستيتو بروكينگز آمريكا در اين باره مي گويد: «درباره عراق و حمله نظامي به اين كشور، بسياري از كارشناسان غيروابسته به حكومت به شدت مخالف جنگ بوده و مخالفتشان نيز بسيار چشمگير است. در اين باره تنها اعضاي مركزي حكومت و يا مسئولين مراكز تفكر و انديشه در واشنگتن از سياست جنگ عليه عراق حمايت مي كنند. » به نظر مي رسد جنگ طلبي عليه عراق تنها باعث رشد گروه هاي تروريستي و حكومت هاي سركشي مانند رژيم بعث عراق خواهد شد. اين الگوي جديدي نيست. بيش از ده سال قبل در دوران رياست جمهوري بوش پدر، ديك چني وزير دفاع وقت آمريكا مسئوليت آماده سازي طرح اوليه برنامه ريزي جديد امنيتي را به ولفوويتز واگذار كرد. مهمترين هدف طرح اوليه ايجاد دكترين جديد آمريكايي براي قدرت گرفتن مطلق آمريكا و جلوگيري از رشد قدرتي ديگر در مقابل آن پس از فروپاشي شوروي بود. بر اساس اين دكترين بنابه ضرورت بي آنكه ائتلافي در ميان كشورها عليه كشوري مانند عراق شكل گيرد، آمريكا مي تواند وارد عمل شود حتي در اين طرح سناريوهاي جنگ فرضي عليه صدام حسين نيز جاي گرفته و واشنگتن مجوز حمله و استفاده از نيروي نظامي را به كشورها مي يافت. اما بعد از مدتي اين طرح بسيار خشن و جنگ طلبانه به نظر آمده و با انتقادات تندي مواجه شد درنتيجه طرح مورد بازبيني قرار گرفت و ملايم تر شد ليكن به نظر مي رسد در دولت كنوني بوش اين طرح به شكل اوليه اش بازگشته و باز هم سياست ها برهمان اساس پايه ريزي مي شود. فورت در اين باره با اشاره بر اينكه نظريه پردازان و سياستمداران جنگ طلب با وجود آنكه بيش از ده سال از قدرت به دور بودند هيچ تغييري در تفكراتشان به وجود نيامده است مي گويد: «اكنون كه اينها دوباره به اقتدار رسيده اند باز هم ديدگاه هايشان را فعال كرده و اعمال مي كنند. »
يازدهم سپتامبر در برانگيخته شدن چنين تفكراتي نقش بزرگي ايفا كرد. به نظر كاگان استراتژي جديد شبيه افزايش بودجه نظامي توسط ترومن و حمايت پل نيتز و دين آچسون از آن به بهانه مقابله با اشغال كره جنوبي توسط كره شمالي است كه متعاقب آن آمريكا براي مقابله با اتحاد جماهير شوروي و كشورهاي كمونيستي تمهيدات مستحكم تر و قوي تري را شكل داد. اين سخنان نيز متعلق به كاگان است: سال هاست كه ما از جنگ عليه عراق و صدام حسين حمايت مي كنيم و در مورد ضرورت جلوگيري از ريسك در اين راستا اپوزيسيوني قدرتمند را تشكيل داده ايم. پس از جنگ خليج فارس و ضربات وارد شده به پايه هاي حكومت صدام حسين انتظار مي رفت كه اين رژيم خودبه خود و يا با ضربه اي ضعيف فرو بريزد. اما با گذر زمان اين احتمالات به واقعيت نپيوست و بنابراين براي وقوع چنين امري آمريكا به ابزار خشن تري توسل جست. كريستول و همفكرانش سردمداران دفاع از انديشه برخورد خشن تر با عراق هستند. اين اشخاص در سال ۱۹۹۶ زيرچتر گروه پروژه صدساله جديد آمريكايي كه در همان سال آغاز به كار كرد، گردهم آمدند. در سال ۱۹۹۸ با پيوستن پل ولفوويتز، دونالد رامسفلد وزير دفاع و برخي ديگر از كساني كه اكنون در ميان افراد رده بالاي امنيتي آمريكا جاي دارند در نامه اي خطاب به كلينتون خواستار آزمودن تمام راهكارهاي نظامي و ديپلماتيك براي برانداختن صدام حسين شدند. كريستول و لورنس كاپلان در كتاب مشتركشان به نام «جنگ عليه عراق: سلطه صدام و وظيفه آمريكا» كه به زودي منتشر خواهد شد اين دلايل را مطرح كرده اند: «بعضي اوقات اروپايي ها سعي دارند وانمود كنند كه گويي ماداگاسكار را اشغال خواهيم كرد و اثبات كنند كه تمام اين ده سال تنها ۶ نفر برنامه ريز پروژه عراق بوده اند. البته در اين ميان از اعتباري كه در اثر تبليغات اروپايي ها كسب كرده ايم خوشحاليم اما درباره تئوري جنگ عليه عراق بسياري از مسئولين از جمله برخي از ليبرال هاي آمريكايي نيز دخالت دارند. »
نيويورك تايمز

حاشيه جهان
• پيشنهاد اردن به ۵۰ مقام ارشد عراق
001675.jpg
مقام هاي اردني گفته اند كه در تلاش هستند طي رايزني با آمريكايي ها به صدام و ۵۰ نفر از ارشدترين دستياران او در يكي از كشورهاي عربي پناه داده شود. قبلا مقام هاي عربستان سعودي و برخي از مقام هاي آمريكايي نيز بر چنين رايزني صحه گذاشته بودند. در ظاهر اين رايزني تا همين چند وقت پيش كه عراقي ها علنا به آن پاسخ دادند و صدام حسين اعلام كرد ترديد ندارد كه آمريكايي ها را شكست خواهد داد ادامه داشته است و به احتمال زياد و در سطوح ديگري هنوز ادامه دارد. برخي معتقدند با رد اين پيشنهاد احتمالا مجادله اي در بين سران رژيم عراق درخواهد گرفت. يعني بين كساني كه مانند صدام قصد دارند تا آخرين نفس بجنگند و ديگراني كه اميدوارند شايد بتوانند جان خود و خانواده را نجات دهند. در اين ميان حتي معلوم نيست قصي و عدي پسران صدام چه موضعي اتخاذ خواهند كرد. برخي از منابع اردني معتقدند صدام حتي ممكن است مورد حمله پسرانش قرار گيرد زيرا بعد از صدام بي ترديد قصي و عدي در معرض انتقام جويي قرار خواهند گرفت. همين منابع معتقدند پسران صدام براي نجات جان خود حاضرند دست به هر اقدامي بزنند.
لازم به يادآوري است يك علت اصلي اصرار اردني ها به حل و فصل تقريبا مسالمت آميز بحران عراق اين است كه اقتصاد اردن به شدت به عراق و قاچاق نفت ارزان قيمت عراق وابسته است. يكي از دلايلي كه احتمال اختلاف در سران رژيم عراق را افزايش مي دهد اين است كه صدام حسين تاكنون بسياري از دستياران نزديك و ژنرال هاي خود را اعدام يا ترور كرده است. اردني ها معتقدند عمليات در عراق تاثير فراواني بر شرايط سياسي اجتماعي اردن از خود برجا خواهد گذاشت. به همين دليل اميدوارند جنگ عراق دو سه ماه بيشتر طول نكشد زيرا تداوم آن موجي ضد آمريكايي را در اردن به راه مي اندازد كه ملك عبدالله از برخورد با آن عاجز است. از سويي مقام هاي اردني اميدوارند با انجام يك عمليات سريع و موفقيت آميز در عراق حيثيت و وجهه آمريكا در اردن ارتقا يابد. در جريان جنگ خليج فارس اردن از عراق حمايت كرد و همين امر خسارات اقتصادي و فشارهاي سياسي قابل توجهي را بر اين كشور وارد كرد. پادشاه جوان اردن در تلاش است نه تنها اشتباه ۱۳ سال پيش پدرش را تكرار نكند بلكه هر قدر امكان دارد امتيازات و وجهه بيشتري براي خود و دولتش كسب كند.

جهان
ادبيات
اقتصاد
ايران
علم
ورزش
هنر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  ايران  |  جهان  |  علم  |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |