يكشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۲
شماره ۳۱۴۶- Aug, 24, 2003
سياست
Front Page

گفتگوي نيوزويك با آريل شارون نخست وزير اسرائيل
برهم زننده صلح
007320.jpg

حوادث يك هفته اخير در سرزمين هاي فلسطين كه با تعرض هاي مكرر نظاميان اسرائيلي به مناطق غيرنظامي فلسطين در الخليل، جنين و نابلس آغاز شد و چهارشنبه شب گذشته به انفجار بيت المقدس ختم شد، عوامل گوناگوني دارد. اما بسياري از فلسطيني  ها معتقدند نقش آريل شارون كه به سرسختي در برابر مطالبات مردم و گروههاي مبارز فلسطيني و دولت خودگردان، شهره است، در اين ناآرامي ها بيش از ديگر عوامل است.
شارون تاكنون حاضر نشده است مفاد اصلي طرح «نقشه راه» را كه فلسطيني ها با اكراه به آن تن دادند اجرا كند. يكي از بخش هاي مهم طرح نقشه راه توقف شهرك سازي و برچيدن شهرك هايي است كه در سرزمين هاي اشغالي پس از جنگ ۱۹۶۷ بناشده اند؛ اما شارون يا اين شهرك ها را تخريب نمي كند و يا اين كه بلافاصله پس از برچيدن يك شهرك، شهرك ديگري به جاي آن بنا مي كند.
سه هفته پيش كه شارون به آمريكا رفت تا درباره اين موضوع و ديگر مسائل خاورميانه با جورج بوش مذاكره كند، مجله آمريكايي نيوزويك با وي در همين زمينه گفت وگو كرد. متن اين گفت وگو به شرح زير است:
* ديدارتان با رئيس جمهور بوش چگونه بود؟
- به نظرم خوب بود. مي توانم بگويم كه ما روابط نزديك، همكاري راهبردي نزديك و دوستي عميقي داريم. اين بدان معنا نيست كه ما همواره در مورد همه چيز اتفاق نظر داريم. ما به گام هايي كه رئيس جمهور بوش برمي دارد با تمجيد و ستايش فراوان مي نگريم.
* آيا منظورتان عراق است؟
- بوش اهميت اقدام قاطع در برابر رژيم هاي ستمگر را درك كرده است. به نظر من، در حال حاضر مشكلاتي وجود دارد؛ ليكن، به گمانم، تاريخ به جنگ عراق به عنوان يكي از مهمترين گام هايي كه از زمان جنگ جهاني دوم به بعد برداشته شده، نگاه خواهد كرد.
* آيا شما از آنچه ابومازن، نخست وزير فلسطين در راستاي انهدام زير ساخت تروريستي انجام مي دهد، راضي هستيد؟
- تروريسم هنوز وجود دارد؛ اما اوضاع آرامتر است و تحريكات كمتر از سابق به چشم مي خورد. اما درباره مهمترين اقدامي كه بايد صورت گيرد، يعني اقدام هايي بر ضد سازمان هاي تروريستي، ما هنوز چيزي مشاهده نكرده ايم. نخست وزير فلسطين هفته پيش در قاهره گفت كه نمي خواهد بر ضد حماس و جهاد اسلامي وارد عمل شود، اين اظهارات نگران كننده است.
* گفته مي شود كه فلسطيني ها موضوع گفت وگوها را به زندانيان و حصار امنيتي تغيير داده اند موضوعاتي كه در «نقشه راه» ذكر شده است. واكنش شما در اين باره چيست؟
- به نظر من، آنها ناگزير هستند اصلاحات را انجام داده و ياسر عرفات را از موضع اقتداري كه در امور مالي و امنيتي دارد، بركنار نمايند. اما درباره زندانيان بايد بگويم كه ما چند صد نفر را قبلاً  آزاد كرده ايم و تعداد بيشتري را هم آزاد خواهيم كرد. اما نمي توانيم كساني را كه دستشان به خون مردم آلوده است، آزاد كنيم و اما درباره حصار بايد يادآوري نمايم كه ما فقط در دو محل ديوار كشيده ايم كه هدف از آن حفظ غيرنظاميان اسرائيل در دو بزرگراه اصلي اسرائيل است كه بخش جنوبي اسرائيل را با شمال مرتبط مي سازد. من به رئيس جمهور بوش گفتم كه اين حصار يك مرز سياسي نيست. ليكن، از نظر ما، بسيار حائز اهميت است كه از ورود تروريست ها و بمبگذاران انتحاري به داخل بخش مركزي اسرائيل جلوگيري كنيم.
007325.jpg

* در مورد اين حصار با رئيس جمهور به چه توافقي دست يافتيد؟
- ما به احداث حصار ادامه مي دهيم اما سعي مي كنيم تا آنجا كه امكان دارد وضع را [براي فلسطينيان] آسان سازيم ... اما مسئوليت اصلي من امنيت شهروندان اسرائيل است.
* آيا در حال حاضر، ابومازن كه بر نهادهاي امنيتي كنترل ندارد، مي تواند بر ضد گروه هاي تروريستي وارد عمل شود؟
- عرفات او را تضعيف مي كند و اصلاحات هنوز به اجرا در نيامده است. هيچ كس فكر نمي كرد كه اصلاحات يعني اين كه عرفات كنترل بخش اعظم نيروهاي مسلح و بخش هايي از سرويس هاي اطلاعاتي را در اختيار داشته باشد. آنها بايد هر چه زودتر وارد عمل شوند؛ هر چه زمان بگذرد كار سخت تر خواهد شد. اكنون، حماس و ساير سازمانها ضعيف هستند. آنها متحمل تلفات شده اند. ما تعداد بسياري از آنها را بازداشت كرده ايم.
* تمايل داريد كه آتش بس چه مدت طول بكشد بدون آن كه صورت يك توافق رسمي به خود بگيرد؟
- برقراري آتش بس حائز اهميت است اما اين امر موجب مي شود كه سازمانهاي تروريستي از اين فرصت بهره گرفته و به توليد صدها راكت قسام با برد بيشتر بپردازند و خود را بيش از پيش مجهز كرده و به قاچاق اسلحه و سازماندهي مجدد اقدام نمايند.
* آيا شما صدام را خطري براي اسرائيل تلقي مي كرديد؟ بعضي ها مي گويند ايران خطر جدي تري است.
- عراق يك خطر بود اين رژيم سفاك ده ها هزار نفر از اتباع اين كشور را به فجيع ترين شيوه به قتل رساند. خطر بزرگتر در واقع آن است كه آنها- تا آنجا كه ما مي دانيم- از سلاح هاي كشتار جمعي بر ضد مردم استفاده كرده اند.
* يا به نظر شما سلاح هاي كشتار جمعي در عراق وجود داشت؟
- آنها پيشتر از اين سلاح ها استفاده كرده اند و هيچ كتماني در اين مورد وجود ندارد. در مورد سلاح هاي هسته اي تا آنجا كه ما اطلاع داريم آنها از دانش هسته اي برخوردار بودند.
* اسرائيل قصد دارد در اجراي مرحله اول «نقشه راه» احداث شهرك ها را متوقف و شهرك هاي غيرمجاز را منهدم سازد. آيا شما اين كار را مي كنيد؟
- ما شهرك هاي غيرمجاز را منهدم مي كنيم. ما ۲۲ شهرك را نابود كرده ايم و فكر مي كنم ۱۲ شهرك ديگر در آينده نزديك از بين خواهد رفت.
* مقام هاي آمريكايي مي گويند، هر بار كه تعدادي از شهرك ها را تخريب مي كنيد، تعدادي ديگر ساخته مي شود. آيا اين واقعيت دارد؟
- ما بعداً  آنها را تخريب مي كنيم. اين كار آسان نيست. گاهي از اوقات به وجود هزار سرباز نياز است.
* چرا درباره خاتمه دادن به اشغالگري سخن مي گوييد؟ آيا اين اظهارات حكايت از تغيير طرز فكر شما دارد؟
- نه هيچ تغييري صورت نگرفته است و اين دقيقاً آن چيزي نيست كه مي خواستم بگويم. من گفتم كه به نظر من درست نيست ما بر مردم فلسطين حكومت كنيم. حاصل روند صلح بايد امنيت كامل باشد و زماني كه موضوع به امنيت مربوط مي شود، اسرائيل هيچ مصالحه اي نخواهد كرد.
* براي برقراري صلح به چه چيزي نياز است؟
- اول از همه اين كه اعراب بايد بپذيرند كه اين حق طبيعي يهوديان است كه يك كشور يهودي در سرزمين آبا و اجدادي يهود داشته باشند. اين موضوع تاكنون تحقق نيافته است. تحقق چنين امري احتمالاً خاتمه درگيري تلقي خواهد شد. همچنين به رهبري قوي و جدي نياز است كه بتواند به توافق و مصالحه ناگوار و دردناك درباره مناطقي كه خاستگاه يهوديان است تن دهد. اين همان كاري است كه من قصد دارم انجام دهم.

تفرقه
007335.jpg

روزنامه نيويورك تايمز كه ارگان غيررسمي كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا به شمار مي رود گزارشي از ديدار خبرنگار خود با محمود عباس (ابومازن) نخست وزير فلسطين منتشر كرده است. خبرنگار نيويورك تايمز در مقاله خود مي كوشد ابومازن را به سركوب فلسطيني ها ترغيب كند. دقت در روشي كه نيويورك تايمز براي تفرقه انداختن بين ياسر عرفات و ابومازن برگزيده است، پندآموز است:
هر كسي كه با ياسر عرفات قرار مصاحبه داشته باشد با روال كار آشنايي دارد: بايد با معاونان او طي چند روز به توافق برسيد و در هتلي در آن نزديكي ها اقامت كنيد و منتظر بمانيد. در حول و حوش نيمه شب شما را فرامي خوانند. پيرمرد كه لباس جنگي به تن و چفيه به سر دارد و هفت تيري به كمر بسته است، با گروهي از دستياران و اطرافيان وارد مي شود. او دست شما را به گرمي مي فشارد اما بسياري از سؤالات تان را بي پاسخ مي گذارد.
با توجه به اين ذهنيت است كه شما قرار ملاقات با محمود عباس (معروف به ابومازن)، نخست وزير جديد فلسطين- كه روز جمعه قرار است براي اولين بار در كاخ سفيد با رئيس جمهور بوش ملاقات كند- را مورد سنجش قرار مي دهيد. قرار ملاقات ما براي شنبه گذشته در دفتر كار كنوني او در رام الله براي ساعت ۷ بعدازظهر تعيين شده بود. دو دقيقه از هفت گذشته بود كه او با كت و شلوار قهوه اي وارد شد و فقط دو نفر او را همراهي مي كردند. نه تظاهر به اعتماد به نفس و نه دست دادن گرم.
هنگامي كه از او سؤال كردم كه آيا تشكيلات خودگردان توان اداره كردن شهرهاي كرانه باختري را پس از آن كه ارتش اسرائيل طبق خواسته شما آنجا را تخليه كند، دارا مي باشد يا نه، نخست وزير ۶۷ ساله پاسخ داد كه كار دشواري است اما ما سعي مي كنيم از عهده آن برآييم و زماني كه درباره تروريسم فلسطيني از او پرسيدم، گفت در مبارزه ملي فلسطيني خشونت هيچ نقشي ايفا نمي كند.
تواضع و فروتني ويژگي رهبري سياسي نيست و بسياري از حاميان آقاي عباس بيم آن دارند كه اين خصيصه اهداف موردنظر او را در بين مردم تأمين نكند. آقاي عباس مردي داراي ابهت خاص نيست ولي فردي جدي، نجيب و سالم است كه در ساختار سياسي فلسطين به عنوان مرد شماره ۲ ظهور كرده است و اين عمدتاً بدان دليل است كه او مي داند كه روال امور در پشت پرده چگونه است.
حاصل كار، نخست وزيري است كه برخلاف خواسته اش نخست وزير شده و رهبري است كه تمايل ندارد چندان مورد توجه قرار گيرد. با به قدرت رسيدن او،  جناح هاي متخاصم و درگير فلسطيني- حماس، جهاد اسلامي و فتح- با آتش بس موافقت كردند تا با گذشت تقريباً سه سال، نخستين توقف در زمينه خشونت را به اسرائيل و فلسطين عرضه دارند. رهبران اسرائيل، ازجمله آريل شارون، نخست وزير و شائول موفاز، وزير دفاع، مي گويند كه حرف آقاي عباس را در زمينه قطع خشونت ها جدي تلقي مي كنند، هرچند تاكنون اقدام اندكي براي بقا و دوام سياسي او انجام داده اند.
حرف هايي كه آقاي عباس بر زبان مي راند تقريباً مورد استقبال همه اسرائيلي ها قرار مي گيرد. او عهد كرده است تا از طريق پاسگاه هاي بازرسي و پليس فلسطيني سلاح هاي غيرقانوني را مصادره كند (در حال حاضر، او از جستجوي خانه به خانه براي يافتن سلاح خودداري مي ورزد) او مي گويد كه خشونت دو سال و نيم گذشته فلسطين مخوف بوده است. به نظر مي رسد آقاي عباس برخلاف همه مقام هاي فلسطيني، عملاً  نيازها و طرح هاي اسرائيل را درك مي كند. آقاي عباس مي داند كه اسرائيلي ها به امنيت نياز دارند و اين كه فلسطيني ها بايد اين امنيت را فراهم كنند. او نظرسنجي هاي انجام شده در اسرائيل را مورد توجه قرار مي دهد و به اين نكته آگاه است كه اگر او حقيقتاً چنين امنيتي را فراهم سازد، تمايل اسرائيل به مصالحه در مورد زمين و انهدام شهرك ها قابل توجه خواهد بود.
احمد طيبي، عرب عضو پارلمان اسرائيل مي گويد كه او طبق درخواست ابومازن، نخست وزير جديد را براي ديدار و گفت وگو با اسرائيلي ها از گروه ها و طبقات مختلف به خانه هاي آنها برده است تا نگراني و خواسته هاي آنان را بشنود.
يكي از حساس ترين موضوعاتي كه مذاكره كنندگان اسرائيلي و فلسطيني با آن مواجه هستند حق بازگشت آوارگان فلسطيني و اسكان يافتن آنها در مكاني است كه در حال حاضر اسرائيل ناميده مي شود. آقاي عباس در محلي به دنيا آمده است كه امروز شهر سافد اسرائيل خوانده مي شود. آقاي عباس مي گويد هيچ تمايلي به بازگشت به آنجا ندارد زيرا معتقد است كه اين شهر در اسرائيل است و وي بر اين گمان است كه غالب آوارگان (طبق نظرسنجي انجام شده) مثل او فكر مي كنند. عقيده او بر اين است كه اسرائيل را متقاعد كند كه با حق بازگشت فلسطيني ها موافقت نمايد و سپس اطمينان يابد كه تعداد زيادي از آوارگان فلسطيني از اين حق براي بازگشت استفاده نخواهند كرد بلكه غرامت مالي و اسكان در كشور جديد فلسطين را ترجيح خواهند داد.
هراس هاي منطقي وجود دارد كه چرا آقاي عرفات، از آقاي عباس را تضعيف مي كند و خواهان مشاهده شكست اوست. مهمترين اقدامي كه اسرائيل مي تواند انجام دهد- تشويق و فشار آمريكا در اين مورد ضروري است- اين است كه از طريق آزادي زندانيان دربند اسرائيل، برچيدن موانع اسرائيل كه جاده ها را مسدود كرده و ايجاد پاسگاه هاي بازرسي در داخل فلسطين و بهبود وضعيت اقتصادي، زندگي را براي فلسطينيان بهبود بخشد. وضعيت اقتصادي فلسطين آن قدر وخيم است كه هرگونه تغيير در جهت بهبود آن به سرعت و به طور چشمگير احساس خواهد شد.
اسرائيل مي خواهد پيش از آنكه آقاي عباس حمايت مؤكد به عمل آورد، او گروه هاي افراطي فلسطين را خلع سلاح نمايد. اين درخواست منطقي است اما آقاي عباس مي گويد كه در حال حاضر از لحاظ سياسي اين امر غيرممكن است. او مايل است اقتدار دولتش را از طريق تشويق و ترغيب تحكيم نمايد نه از طريق درگيري مسلحانه. به نظر مي رسد ارزش دارد كه چنين فرصتي به او داده شود تا براي تقويت موقعيتش برنامه هاي خود را پيش ببرد؛ زيرا براي اسرائيل دشوار است كه شريكي بهتر از او در حال حاضر بيابد. افراطيون فلسطيني در وضعيت تدافعي قرار دارند؛ زيرا بسياري از مردم مي خواهند دوره خشونت بار چند سال گذشته را پشت سر بگذارند. اگر آقاي عباس بهبودي در وضعيت زندگي روزمره مردم ايجاد كنيد فشار فلسطيني ها به مخالفان او ادامه خواهد يافت. پس از آن عباس، اين مأمور خوش رفتار «انقلاب آرام» احتمالاً خود را با آن نوع اقتدار و نفوذي كه نياز به آن دارد مواجه خواهد ديد.

نشر سياست
رابطه
بررسي كتابي از علي اكبر ولايتي درباره رابطه ايران و آمريكا
007330.jpg

هر سال صدها كتاب و هزاران مقاله درباره جمهوري اسلامي ايران در سراسر جهان نوشته مي شود كه يكي از محورهاي هميشگي آنها روابط ايران و آمريكاست. در اين كتابها نوعا بر مطالبات كنوني تهران و واشنگتن از يكديگر توجه مي شود و گاهي نيز پيشينه تاريخي تيرگي روابط ايران و آمريكا از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تاكنون مورد بررسي قرار مي گيرد. اين نوشته ها بعضا گزارش هاي روزنامه نگاران است، گاه ژرف انديشي هاي مورخان است و گاه ديگر نيز تحليل هاي ديپلمات هاي سابق است كه به نوعي دنباله نزاعي به شمار مي رود كه در زمان تصدي گري آنها شروع شده و تا بازنشستگي يا حاشيه نشيني موقت ادامه يافته است.
گزارش هاي روبين رايت از ايران از نوع اول است، مقاله ها و كتابهاي پروانه آبراهاميان از نوع دوم است و خاطرات ديپلمات هايي مانند سوليوان از نوع سوم.
اما در اين ميان علي اكبر ولايتي وزير امور خارجه پيشين ايران درباره روابط ايران و آمريكا كتابي نوشته است كه به هيچيك از اين گزارش ها و تفسيرها شباهتي ندارد و مي توان گفت «ژانر» تازه اي در بررسي روابط ديپلماتيك دو خصم ديرينه ارائه كرده است.
مقدمه كتاب «برقراري رابطه با آمريكا» با پيشنهادها و پيش فرض هاي موافقان و مخالفان برقراري رابطه با آمريكا آغاز مي شود. علي اكبر ولايتي در اين زمينه مي نويسد: موافقين برقراري رابطه، استدلال مي كنند كه برقراري رابطه به معناي برقراري دوستي از نوع استعماري و لزوما بازگشت سلطه آمريكايي ها نيست. مي توان رابطه سياسي رسمي داشت و از حقوق ملي خود نيز دفاع كرد. تمامي كشورهاي انقلابي معارض استعمار نيز بعد از انقلاب و استقرار پايه هاي حكومت انقلابي حتي با مستعمرين سابق خود رابطه برقرار كردند. از جمله مثال هاي زنده در جهت اثبات اين مدعا را تشكيل جامعه مشترك المنافع مي دانند كه چيزي جز پيوند مجدد بين استعمارگر اعظم قرن نوزده و اوايل قرن بيستم يعني انگليس و كشورهاي بعضا انقلابي از بند استعمار رها شده نيست. مثلا برقراري رابطه بين هند پس از استقلال با انگليس سابقا استعمارگر به معناي چوب حراج زدن به استقلال هند نمي باشد. به علاوه عدم ارتباط با آمريكا، به معناي محروم كردن كشورمان از سرمايه گذاري هاي آمريكائيان در ايران، عدم انتقال تكنولوژي، محروم كردن انديشمندان ايران از داشتن ارتباطات علمي با آمريكا و در نهايت در جا زدن در حوزه علم و معرفت است.
مخالفين برقراري رابطه، استدلال مي كنند كه شرايط ايران شرايط ويژه اي است. در اين كشور انقلابي رخ داده كه گستره و طيف اثر آن به مراتب فراتر از فقط تلاش موفق يك ملت در كسب استقلال ملي مي باشد. انقلاب اسلامي ايران، محصول مشترك يك كار جمعي جهان اسلام، پس از دو قرن مبارزه عليه جبهه متحد غرب و اولين فتح نمايان مسلمانان عليه تهاجم جديد صليبيان بي اعتقاد به مسيح (ع) ولي غرق در يك فرهنگ نژادپرستانه باور برتري غرب بر شرق و مجهز به سلاح عظيم فرهنگي با پيچيدگي هاي بي سابقه در تاريخ روابط شرق و غرب بوده است.
اين مقدمه در واقع سامان دهنده اصلي شيرازه كتاب «موضوع برقراري رابطه» است. ولايتي كه آشكارا از افراد دسته دومي است كه خود در مقدمه كتابش آنها را معرفي كرده است رابطه ايران و آمريكا را با بهره گيري از روش بررسي تاريخي، تحليل كرده است.پيشگفتار كتاب نيز بر همين نمط و با داوري قاطع درباره ماهيت آمريكا اينگونه آغاز مي شود: «بي ترديد تاريخ پيدايي و پايايي آمريكا را بايد مترادف با واژه استعمار و مداخله گرايي دانست. آمريكا پس از جنگ جهاني دوم و در سايه چنين رويكردي با كنار گذاشتن سياست انزواطلبي، به طور فعال وارد عرصه بين المللي شد و دور جديدي از سياست خارجي خود را اتخاذ نمود كه مبتني بر مداخله گرايي فزاينده امور داخلي ساير بازيگران بود...».
نويسنده كتاب پس از اين مقدمه و پيشگفتار در فصول اول تا سوم، ريشه هاي تاريخي ادعاهاي امروزي آمريكا را بررسي كرده و در مجموع به اين تحليل رسيده است كه آمريكا اساسا بر مبناي وحشيگري اروپائيان عليه سرخپوستان شكل گرفته است آنگاه به علت نيازهاي دروني جامعه آمريكا دوراني از انزوا سپري كرده كه اوج آن نظريه مونروئه است و در مرحله پاياني به علت افزايش توان رقابت،  پا به ميدان هاي منازعه بين المللي گذاشته و ديگر كشورهاي جهان، حتي متحدان اروپايي خود را به چالش كشيده است.
فصل چهارم كتاب به بررسي روابط ايران و آمريكا مي پردازد. مبناي اين فصل كتاب اين است كه آمريكايي ها ابتدا با بهره گيري از نفرت تاريخي ايران از روس و انگليس در اواخر قرن نوزدهم پا به ايران گذاشتند و فعاليت هاي خود را در حوزه هاي فرهنگي آغاز كردند، اما پس از جنگ جهاني دوم، آمريكا در ايران نفوذ زيادي پيدا كرد و به تدريج درصدد برقراري سلطه بر ايران برآمد. اوج اين خواسته آمريكا در كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود و علي اكبر ولايتي در اين باره مي نويسد: «سياست آمريكا پس از كودتا اين بود كه ايران به كشوري باثبات اما سلطه پذير و در خدمت آمريكا باشد...»
ولايتي در فصل پنجم (پاياني) كتاب خود با برآورد سود و زيان برقراري رابطه ايران و آمريكا براي ايرانيان خطاب به طرفداران رابطه مي نويسد: البته محافل مزبور هنوز نتوانسته اند به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا روز به روز اوضاع اقتصادي كشورهاي دوست و هم پيمان آمريكا در منطقه به وخامت مي گرايد؟ چرا عربستان كه پيش از جنگ خليج فارس (آوريل ۱۹۹۰) بيش از ۱۸۰ ميليارد دلار ذخيره ارزي داشت اكنون به همراه كويت با صفر شدن ذخاير ارزي مواجه گرديده و در حال پيوستن به كشورهاي بدهكار جهان سوم است و تركيه كه ادعاي پيوستن به اتحاديه اروپا را دارد و سوگلي همپيمانان آمريكا محسوب مي شود از بحران اقتصادي رنج مي برد؟
اين فصل كتاب بيانگر بدگماني فراوان نويسنده به مواضع و هدفهاي آمريكا در ايران است. ولايتي در اين بخش براي نشان دادن علت بدگماني خود به نقل قول هايي از مقام هاي آمريكايي استناد مي كند. يكي از اين نقل قول ها از آن هنري كيسنجر وزير امور خارجه آمريكا در دوران رياست جمهوري نيكسون در دهه ۱۹۶۰ است: آمريكا بايد بدون توجه به نوع عكس العمل ايران، براي نزديكي به اين كشور به طور يكجانبه عمل نمايد تا از داخل ايران، شرايط به تدريج براي مذاكره فراهم گردد.»
علي اكبر ولايتي در آخرين سطور كتاب خود با اشاره به تظاهرات ۲۲ بهمن ۱۳۸۰ به آمريكايي ها هشدار مي دهد كه به «حاكميت دوگانه» در ايران دل نبندند.

سايه روشن سياست

تخريب خاتمي
جريان هايي سازمان يافته كه متعلق به گروه و جناح خاصي نيست و از همه گرايش ها در آن وجود دارد، براي تخريب چهره رئيس جمهور بسيج شده اند.
در هفته هاي اخير از سوي جريانات تندرو سياسي، عمليات رواني سازمان دهي شده اي براي تخريب وجهه رئيس جمهور آغاز شده و متأسفانه اين دو جريان، توجه ندارند كه تخريب وجهه خاتمي يك زيان ملي جبران  ناپذير است.
زندگي شخصي خود خاتمي نيز به لحاظ سلامت، از نمونه هاي قابل تحسين در ميان مسئولان است. دختر رئيس جمهور كه در مقطع دكتراي رياضيات تحصيل مي كند و سال گذشته ازدواج كرده است، هم اكنون در آپارتماني ۶۰ متري زندگي مي كند و خانواده خاتمي از كم ترين امكانات دولتي استفاده مي كنند.
  از حجم سرشار هدايايي كه در ۶ سال گذشته به رئيس جمهور و خانواده اش داده شده هيچ استفاده اي نشده و همه هدايا به موزه رياست جمهوري اهدا شده است.
جريان ديگري را كه درميان «اصلاح طلبان تندرو» درصدد تخريب چهره رئيس جمهور است فاقد صداقت دانست و افزود: به رغم آن كه خود اين افراد با انتساب به آقاي خاتمي مشهور و محبوب شده و توانسته اند خود را در عرصه هاي فرهنگي و بين المللي مطرح كنند، امروز با قدرناشناسي تمام به نوعي سخن مي گويند كه منجر به تضعيف و ضربه زدن به وجهه رئيس جمهور مي شود.
يادبود كشته شدگان سميرم
مراسم يادبود چهار نفر از كشته شدگان درگيري هاي سميرم، صبح چهارشنبه در حسينيه انقلاب اين شهر برگزار شد.
در اين مراسم كه نزديك به پنج هزار نفر از قشرهاي مختلف مردم شركت داشتند، اطلاعيه هاي تشكل هاي صنفي شهرستان در زمينه ضرورت معرفي عاملان حادثه، جبران خسارات مادي و معنوي، ارتقاي وردشت به بخشداري و لغو مصوبه هيأت دولت، مبني بر الحاق اين منطقه به دهاقان پخش شد.
همچنين جمعي از جوانان شهرستان سميرم در اطلاعيه اي، وقوع حوادث اخير در اين شهرستان را محكوم كرده و خواستار رسيدگي مسئولان به اين حادثه شدند.
ماجراي هفته گذشته در سميرم يكي از غمبارترين حوادث سال هاي اخير كشور بود. زيرا شماري از هموطنان كه در پي خواسته اي كاملا غيرسياسي بودند در حوادثي ناخواسته به قتل رسيدند. در پي اين حادثه نهادها و مسئولان ارشد كشور از جمله رئيس قوه قضائيه و وزارت كشور با ابراز تأسف از حادثه پيش آمده و تسليت به خانواده هاي قربانيان خواستار پيگيري علل شكل گيري اين حادثه شدند.
پاسبانان جديد
نيروي دريايي آلمان كنترل راه هاي دريايي در نزديكي سواحل ايران در خليج فارس را بر عهده گرفته است.
به گزارش ايسنا از برلين، يكي از سخنگويان وزارت دفاع آلمان در برلين اعلام كرد: از آنجايي كه كشتي هاي جنگي آمريكا در سواحل پاكستان مستقر شده اند، آلمان و چند كشور ديگر مسئوليت كنترل راه هاي دريايي در نزديكي سواحل ايران و عمان را برعهده گرفته اند.
به گفته  سخنگوي وزارت دفاع آلمان با اين حال تغييري در ماموريت پيشين نيروي دريايي آلمان به وجود نيامده است. تاكنون ۳۵۰ سرباز آلماني با ناوشكن براندنبورگ و ناوچه تداركاتي فرانكفورت در خليج عدن و شاخ آفريقا به گشت زني مشغول بودند. اين عمليات در چارچوب آنچه كه آمريكا آنرا مبارزه با تروريسم بين المللي مي نامد، صورت مي گيرد.
سياستمدار حرف نشنو
مادلين آلبرايت اظهار داشت كه سياست  بوش رهبران ميانه رو عرب را از واشنگتن دور كرده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه  البيان چاپ امارات مادلين آلبرايت، وزير امور خارجه سابق آمريكا گفت كه جورج بوش، رئيس جمهور فعلي آمريكا نصيحت پذير نيست؛ چرا كه به نصحيت پدرش كه گفت شايسته نيست آمريكا وارد جنگ عليه تروريسم و يا هر نوع جنگ ديگري شود، گوش نكرد.
وي در اين راستا به سخنان بوش قبل از جنگ عليه عراق اشاره كرد كه گفت: «ممكن است در اين جنگ تنها بمانيم، اما اين امر جاي نگراني ندارد؛ چرا كه ما آمريكا هستيم!»
ژاپن از آزادگان دل نمي كند
روزنامه ديلي تايمز به نقل از وزارت امور خارجه  ژاپن اعلام كرد كه اين كشور هنوز مشتاق است قرارداد توسعه  حوزه  نفتي آزادگان را با ايران به امضا رساند.
به گزارش خبرگزاري ايسنا، اين روزنامه نوشت: مقامات وزارت امور خارجه  ژاپن اعلام كردند كه اين كشور هر چند از ايران مي خواهد پروتكل الحاقي را امضا كند؛ اما آن را شرطي براي معامله حوزه  نفتي نمي داند.
اين گزارش حاكي است كه يك مقام وزارت امور خارجه  ژاپن گفت: ما گفته ايم هر دو موضوع فعاليت هسته اي ايران و حوزه  نفتي آزادگان برايمان مهم است و مذاكراتمان در اين باره هنوز ادامه دارد.
مجلس غيرسياسي
اميدوار رضايي نماينده مسجد سليمان پيش بيني كرد در مجلس هفتم، افراد متخصص و كمتر سياسي حضور خواهند داشت.
اميدوار رضايي عضو كميسيون برنامه و بودجه در گفت وگو با خبرنگار پارلماني فارس درباره ارزيابي فضاي سياسي كشور و چشم انداز انتخابات آينده اظهار داشت: اگر چشم انداز به روال فعلي در كشور باشد روال خوبي نيست ولي فكر مي كنم تحركات و تغيير روش ها و برخوردهايي كه دوستان سياسي، از يك سو و اتفاقات داخلي و خارجي از سوي ديگر دارند مي تواند مؤثر باشد.
وي تركيب مجلس هفتم را افرادي متخصص و كاردان و غيرسياسي ذكر كرد و گفت: اگر گروه ها هم اقدام به معرفي افراد خود نمايند چهره هاي ناشناخته و بدون تابلوي خود را معرفي خواهند كرد كه البته به نظر مي رسد اين هم موفقيت چنداني نخواهد داشت.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   زيست بوم  |   سفر و طبيعت  |   سياست  |   فرهنگ   |
|  ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |