پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۳ - شماره ۳۴۰۳
اقتصاد
Front Page

بررسي مشكلات ساختاري اقتصاد ايران در گفت وگو با پروفسور شاپور رواساني
الگوبرداري بيماري است
هيچ مدلي را پيشنهاد نمي كنم، هر كشوري اقتصاد خودش را دارد يكي از بيماريهاي نخبگان ما الگوبرداري و مدل سازي است. هيچ مدل، چرا؟ چون هر كشور خصوصيات اجتماعي، اقتصادي، ملي و جغرافيايي خودش را دارد. ايران، چين، مالزي  يا كاستاريكا نيست.
ايران آلمان نيست
غلامرضا كمالي رهبر - ايمان حسين قزل اياق
008352.jpg


شاپور رواساني از جمله نويسندگاني است كه نظرات اقتصادي وي در طول سه دهه گذشته مورد توجه محافل اقتصادي و دانشگاهي ايران بوده است. وي كه سالهاي متمادي در دانشگاههاي آلمان به تدريس و تحقيق پيرامون عقب ماندگي و توسعه نيافتگي كشورهاي در حال توسعه پرداخته، هم اكنون دوران بازنشستگي خود را در ايران مي گذراند. به منظور آگاهي خوانندگان از ديدگاههاي دكتر رواساني گفت وگويي با وي انجام شده كه در زير از نظرتان مي گذرد.

* در ابتدا نظرتان را در خصوص شيوه توليد كنوني ايران بفرمائيد.
- از اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ در ايران شاهد تغيير ساختار طبقاتي هستيم. ديگر آن بافت قديمي و شيوه  توليد آسيايي وجود ندارد. در ايران در اثر نفوذ كالا با سرمايه خارجي و دخالتهاي سياسي و نظامي كه با هم نقش بازي كردند ما با يك شيوه توليدي سروكار داريم كه من آن را شيوه توليد مستعمراتي مي نامم. در اين شيوه توليد كه مختص ايران نيست و مي شود نمونه هايش را در كشورهاي ديگر نيز سراغ گرفت، وسايل توليد و صنايع به طور عمده وارداتي هستند، لذا از نظر فني وابستگي به خارج ايجاد
مي كنند .
* در خصوص فرار سرمايه نظر جنابعالي چيست و رابطه آن را با انباشت ثروت چگونه تحليل مي كنيد؟
- يكي از مشكلاتي كه در جامعه ما وجود دارد فرار سرمايه است. اين فرار به چندين صورت انجام مي گيرد يكي پرداخت كسر تجارت خارجي است وقتي واردات شما بيش از صادرات است كسري آن را بايد بپردازيد، خريد اسلحه مي كنيد بايد ارز خارج بكنيد يا خروج غيرعلني و غيرقانوني سرمايه ها از طريق روابط مالي، يا اين كه قرض مي گيريد و بايد بهره بدهيد، بنابر اين مي بينيد فرار سرمايه به اشكال مختلف انجام مي شود قانوني و غيرقانوني، علني و غير علني، نتيجه چيست؟ اين كه انباشت صورت نمي گيرد شما براي رشد صنعتي و بالا بردن اقتصاد احتياج به انباشت داريد. توجه داشته باشيد كه ثروت با سرمايه فرق دارد. اعتباراتي كه در اختيار داريد اگر وارد جريان توليد شود مي گويند سرمايه، ولي وقتي اين اعتبارها را از روند توليد خارج مي كنيد و به مسائل غير توليد مي رسانيد ثروت شماست. نگاه كنيد به شرايط ايران، تجمع ثروتها داريم، رقم هاي افسانه اي ولي تجمع سرمايه نداريم، اين يكي از مشخصات اقتصاد ما است. ثروت جنبه مصرف دارد و غير توليدي است وقتي آن را از توليد بيرون آورديد كه ارزش افزوده پيدا نمي كند. ببينيد شما الان يك پيراهن داريد، اگر اين پيراهن را بخواهيد به من كرايه دهيد يا كار ديگري بكنيد اين ارزش سرمايه به خودش مي گيرد. چون به وسيله آن شما مي خواهيد سودي به دست آوريد ولي وقتي خودتان مصرف مي كنيد، ثروت شماست. ما مي بينيم كه در كشورهايي مثل ما يا كشورهاي آفريقايي، تجمع ثروت قوي تر است. در حالي كه در كشورهاي سرمايه داري صنعتي، تجمع سرمايه از تجمع ثروت قوي تر است. چرا؟ براي اين كه بتواند انباشت بكند، تكنولوژي را توسعه دهد و وسايل مدرن ايجاد بكند و حركت بكند. در كشورهايي مثل كشورهاي ما كه داراي شيوه توليدي مستعمراتي هستند اقتصاد كشور تك محصولي است.
* رابطه سرمايه تجاري و سرمايه صنعتي را در يك اقتصاد تك محصولي چگونه مي دانيد؟
در كشور ما نفت و گاز بزرگترين منبع درآمد كشور است و اين درآمد منشأ اصلي ثروتها و سرمايه هايي است كه به مملكت برمي گردد. اگر  محصول شما لطمه بخورد اقتصاد شما لطمه مي خورد يعني تمام اقتصاد شما بستگي دارد به يك محصول اين محصول هم در بازارهاي جهاني فروش مي رود و راههاي فروشش و بازارهاي فروشش و قيمت فروشش تحت كنترل ما نيست. بنابر اين هر لحظه مي تواند موجب ايجاد بحران شود. اين يكي از شرايط وابستگي است، نكته اي ديگر كه در شيوه توليد مستعمراتي به چشم مي خورد اين كه سرمايه تجاري بر سرمايه صنعتي مسلط است در صورتي كه در كشورهاي سرمايه داري كلاسيك اين سرمايه صنعتي است كه بر سرمايه تجاري حاكم است. سرمايه تجاري در كشورهاي سرمايه داري كلاسيك به دنبال اين بود كه بتواند از خارج مواد اوليه لازم را به ارزان ترين شكل و انبوه وارد كند تا صنايع روي آنها كار كنند، كالا توليد شود بعد كالاي توليد شده را در سطح جهاني به فروش برسانند.
اما اگر در كشوري سرمايه تجاري حاكم باشد، سرمايه تجاري ميل به واردات دارد. بنابراين صنعتي شدن كشور برايش مطرح نيست احتياجات صنعتي كشور برايش مطرح نيست، اشتغال برايش مطرح نيست. بلكه مي خواهد مواد خام را جمع آوري و صادر كند و فقط دنبال اين است كالايي كه وارد مي شود بازار فروش داشته باشد. شما با چه پولي آن را مي خريد برايش فرق نمي كند، از نفت باشد يا سود كار صنعتي، براي او فرق نمي كند او مي خواهد بفروشد. اينجا مي بينيد كشورها با هم اختلاف پيدا مي كنند. در كشورهاي صنعتي واردات و صادرات جدول دارد از هرنوع وابستگي تك محصولي، تك وارداتي و تك صادراتي جلوگيري مي كنند براي اينكه دچار بحران نشوند انباشت سرمايه در آن كشورها انجام مي گيرد بنابراين مي توانند در علوم و فنون سرمايه گذاري كنند و اختراعات و اكتشافات را تشويق كنندكه موجب پيشرفت صنعت مي شود. در حالي كه در كشورهايي كه سرمايه تجاري حركت مي كند، علاقه زيادي به پيشرفت علمي وجود ندارد وقتي شما يك كالايي را صادر مي كنيد فرضاً كالاي كشاورزي، اين كالاي كشاورزي در بازار جهاني بايد فروش رود. فردي كه مي خواهد آن را ببرد و بفروشد مي خواهد ارزان بخرد كه بتواند در بازار جهاني به راحتي عرضه كند. بنابراين علاقه مند هست كه كالاي كشاورزي بهاي پائيني داشته باشد. يكي از مبالغي كه بايد براي خريد كالا بپردازد مزد كارگر است اگر مزد كارگر يا كشاورز بالا باشد بنابراين جنس هم گرانتر خواهد شد و در بازار جهاني قابليت عرضه كمتري پيدا مي كند. بنابراين علاقه مند است كه مزد كشاورز يا كارگر پايين بماند وقتي اين مزد پايين بماند بازار داخلي كوچك خواهد بود و اين چيزي جز توسعه فقر نمي باشد زيرا وقتي شما مزد كمي گرفتيد بنابراين سفره خانه اتان كوچكتر مي شود.
* آيا شما در توسعه اقتصادي بيشتر مدل هاي كره و مالزي مورد نظرتان است يا مدل چين؟
هيچ مدلي، هر كشوري اقتصاد خودش را دارد يكي از بيماريهاي نخبگان ما الگوبرداري و مدل سازي است. هيچ مدل، چرا؟ چون هر كشور خصوصيات اجتماعي، اقتصادي، ملي و جغرافيايي خودش را دارد. ايران، چين، مالزي  يا كاستاريكا نيست. ايران آلمان نيست. بنابر اين شما بايد برنامه اي را عنوان كنيد كه بر اساس اختصاصات ويژه جامعه و بافت طبقاتي، ساختار اجتماعي، سابقه تاريخي، اعتقادات مذهبي و... باشد. شما بايد مدل ايراني داشته باشيد و هر نوع الگو برداري يك نوع بيماري است.
* آقاي دكتر شما سرمايه گذاري خارجي را رد مي كنيد و الان چه پيشنهادي به جاي آن داريد؟
- سرمايه گذاري خارجي مي آيد به شرطي كه بتواند سود را خارج كند انباشت در آمريكاي جنوبي و آفريقا و كشورهاي عقب افتاده آسيايي صورت نمي گيرد. انباشت در اقتصاد جهاني در كشورهاي سرمايه داري بزرگ انجام مي شود. در ژاپن در اتحاديه اروپا و در آمريكا. فرار سرمايه به اين شكل است. سرمايه گذار سودش را خارج مي كند، اگر نتواند خارج كند نمي آيد. اگر هم مي آيد مي خواهد بيايد و در زمان كوتاه با كمترين سرمايه بيشترين مواد معدني را خارج كند. و وقتي هم كه خارج كرد برايش ديگر مهم نيست كه بقيه چي مانده وقتي يك معدن تمام شد سرمايه  خارجي هم عمرش تمام مي شود و نگاه بلند مدت ندارد تا زماني كه برايش سودآور باشد مي ماند. و وقتي بيرون مي رود حفره اي در اقتصاد باقي مي گذارد. بنابر اين بنده اين گونه با سرمايه گذاري خارجي موافق نيستم. زيرا سرمايه گذاري خارجي وقتي وارد مملكتي شد سود مي خواهد امنيت مي خواهد. بنابر اين شما اگر دوستي داشته باشيد كه كارش را كنترل كند و مزاحمش شود و بگويد چرا به كارگرها مزد كم داديد آنجا جنس برديد و چه كار كرديد سرمايه گذار خوشش نمي آيد و مي خواهد دستش باز باشد. وقتي قرارداد دارسي در ايران بسته شد پشتش مشروطه را داشتيم. قراردادهاي نفتي بود كه سلطنت رضاشاه را بوجود آورد. كنسرسيوم بود كه محمدرضا شاه را نگاه داشت. خلاصه دولت دست نشانده خودش را مي خواهد.
ببينيد برايتان يك مثال ساده مي زنم ما ساليانه نزديك به ۴۰۰ و ۵۰۰ ميليون دلار صرف استخراج نفت مي كنيم، ساليانه چندين ميليارد درآمد نفت داريم آيا با اين پولي كه داريم نمي  توانيم يك برنامه صنعتي شدن داشته باشيم. بر طبق آمار بانك جهاني سالي نزديك به ۳ يا چهار ميليارد دلار از ايران فرار سرمايه داريم. آيا اگر شما جلوي فرار سرمايه را بگيريد باز هم به سرمايه خارجي احتياج خواهيد داشت مشكل ايران، مشكل سرمايه نيست. ما به اندازه كافي از بابت نفت دلار داريم هر ساله هم مي گيريم. اما چون اقتصاد ما غلط است يا كسر تجارت خارجي مي پردازيم يا به طور غير علني خارج مي شود و يا صرف اموري مي كنيم كه غير توليدي است. من به آ قاياني كه مي گويند ايران احتياج به سرمايه گذاري خارجي دارد مي گويم ايران سرمايه دارد. ببينيد شما يك ديگ داشته باشيد كه ته آن سوراخ باشد و در آن آب بريزيد جمع مي شود؟ شما پديده فرار سرمايه داريد هر چه سرمايه هم وارد كنيد فايده ندارد از آن گذشته سرمايه خارجي با توجه به تاريخ ۵۰ ساله ايران- دولت و حكومت خود را مي خواهد به همين جهت وقتي بيايد، ممكن است شما آدم خوبي باشيد و جلويش را بگيريد. در سيستم فعلي ممكن است افرادي كه اين صحبت ها را مي كنند آدم هاي بسيار درست، شريف، وطن پرست و دين داري باشند ولي كدام نظام و چه كسي تضمين مي دهد كه شما هميشه در اين سمت باشيد. بالاخره بعد از ۲۰۰ سال عمر شما تمام مي شود. اقتصاد بايد طوري تنظيم شود، روابط طوري محكم شود كه با تغيير اشخاص، تغيير گروه ها با رفت و آمدها، لطمه اساسي به آن وارد نگردد و موكول و منوط به فرد نباشد كه اگر آن فرد درستكار بود كمپاني خارجي بنشيند سرجايش و اگر آن فرد درستكار فوت شد و يا آن فرد درستكار به علتي از علل به دليل بحران هاي مصنوعي و طبيعي كنار رفت همه چيز از بين برود
008355.jpg

* آقاي دكتر در صورتي كه اين ساختار اصلاح شود باز هم سرمايه گذاري خارجي اشتباه است؟
- ببينيد. مقصود از اصلاح چيست اين كلمه بايد بيان شود. اين لفظ عام است من يك مثال ساده براي شما مي زنم، در چين انقلاب كمونيستي شد بعد از جنگ دوم جهاني كشوري بود كشاورزي كه در شوراي امنيت هم نبود، روس ها سرمايه هايشان را از چين خارج كردند آمريكا هم كه با آنها رابطه نداشت سرمايه خارجي هم وارد نمي شد. چين كاملاً محدود شده بود و با هيچ كشوري رابطه اي نداشت. يك كشور كشاورزي و عقب  مانده بود، در داخل شروع كرد به اجراي برنامه صنعتي شدن. البته دوران سختي بود و بايد از خيلي چيزها صرف نظر مي كرد . ولي توانست در عرض برنامه ۷ ساله و ۵ ساله صنايع مادر درست كند و صنايع ديگر را به پشتوانه آن ايجاد كرد. همين الان هم سرمايه تجاري وقتي مي خواهد وارد چين شود، از هزار و يك صافي بايد بگذرد شما نمي توانيد در چين در هر جايي سرمايه گذاري كنيد. در امور غير توليدي و اموري كه تحت كنترل هست به شما اجازه مي دهد. صنايع مادر را به شما واگذار نمي كند. بنابر اين وقتي مي گوييم اصلاح، بايد ببينيم چه اصلاحي. بله اگر اقتصادي داشته باشيم كه پويا باشد، درون گرا باشد در اين صورت در جهان موفق هستيم ،امروزه خود چين يكي از سرمايه گذاران عمده در آمريكاست. يعني به اين شكل نيست كه يك طرفه باشد. الان منسوجات توليد چين آنقدر توسعه پيدا كرده كه بازار منسوجات آمريكا را تهديد مي كند. شما هم كوشش كنيد اقتصادي پيدا كنيد كه آنقدر بالا باشد، بعد راجع به سرمايه خارجي صحبت كنيد ولي ما همه اين مقدمات را فراموش كرده ايم و راجع به سرمايه گذاري صحبت مي كنيم.
* حالا آقاي دكتر ديدگاه كلي شما در مورد خصوصي سازي چيست؟
- خصوصي سازي در جهان چيز تازه اي نيست، پديده اي است كه سابقه تاريخي دارد. وقتي كه اروپاييها، به آفريقا پا گذاشتند در بسياري از مناطق آفريقايي و كشورهاي جنوب شرقي آسيا و جزاير اقيانوسيه كه پا گذاشتند مسأله مالكيت خصوصي اصلاً مطرح نبود. سرمايه داري استعماري خصوصي سازي را در بسياري از كشورها حتي به زور و جبر اعمال كرد، چرا؟ براي اين كه وقتي خصوصي سازي مي كنيد، جانبداري از خودش مي كند، در جامعه شكاف ايجاد مي كند و مي تواند سلطه خودش را داشته باشد.
بنابراين خصوصي سازي يك بخش غيرقابل صرف نظر كردن از سرمايه داري استعماري است. وقتي خصوصي سازي انجام شود، روابط مالي كه شما با كشورهاي سرمايه  داري داريد ديگر تحت كنترل و نظارت جامعه نيست چون اگر شما دولت باشيد بايد در مجلس حساپ پس دهيد و اگر خصوصي باشيد ديگر اين معدوديت وجود ندارد. بنابراين خصوصي سازي ايجاد پايگاه طبقاتي و اجتماعي در مستعمرات است. اين سابقه تاريخي آن است. البته ما بخش خصوصي در طول تاريخ در دوران باستان در همه كشورها، كم يا زياد داشتيم، اما اين خصوصي سازي كه در كشور ما هست غير از آن است، الان در كشوري مثل كشور ما مي خواهيم شركتها و مراكز توليدي دولتي را به افراد واگذار كنيم، چه كسي بايد بخرد؟ كسي بايد بخرد كه توليد را ادامه دهد ولي وقتي كالاي قاچاق وارد مي شود سرمايه ملي ديگر انگيزه خريد ندارد. برمي گرديم به بحث قبلي. در كشوري كه سرمايه صنعتي حاكم باشد، آنجا وقتي مي خواهيد خصوصي سازي بكنيد، مسأله طور ديگري است. مثلاً  در آلمان كارخانه بزرگي را در ازاي يك مارك به شما واگذار مي كنند، چرا به شما واگذار مي كنند زيرا از شما ضمانت مي گيرند كه توليد را ادامه دهيد و بالا ببريد، شما حق نداريد كارخانه را تعطيل كنيد و به اقتصاد ملي ضربه بزنيد. چون در آينده پولي را كه از شما نگرفته به صورت ماليات و درآمد به جامعه برمي گردد. اين خصوصي سازي است. چون در اين جامعه سرمايه صنعتي حاكم است اما در كشوري كه سرمايه تجاري حاكم است شما كارخانه را بفروشيد مي خواهيد چه كار كنيد؟ اينجا خصوصي سازي در رابطه دقيق با سياست صادرات و واردات قرار مي گيرد. بنابراين تا زماني كه شما واردات بي بندوبار داريد كسي به قصد توليد خريدار نيست، اگر هم مي خرد مي خواهد به ثروت تبديل بكند. زمين تجاري درست بكند، خانه درست كند يا برج درست كند.
به هر حال از توليد خارج مي شود. به همين جهت خصوصي سازي در جامعه ما غير از جامعه آلمان، انگليس ، آمريكا يا ژاپن است.
پس شما اگر اين فرق اساسي را در نظر نگيريد، خصوصي سازي كلمه فريبنده اي خواهد بود.
* در ارتباط با سازمان تجارت جهاني و حضور ايران در آن، آيا موافق هستيد يا مخالف؟
- ما عادت كرديم الفاظي را كه از كشورهاي خارجي مي آيد همين طور به كار ببريم مثل كشورهاي شمال و جنوب مي گوييم كشورهاي جهان سوم. كشورهاي در حال رشد، همه كشورها در حال رشدند. شما كشوري پيدا مي كنيد كه در حال رشد نباشند،  ولي ما آن را به كار مي بريم. مسأله جهاني شدن هم همين طور، اديان هم ادعاي جهاني شدن داشتند، از دوران باستان. اين چيز تازه اي نيست همه فلسفه ها و مكاتب در طول تاريخ مي خواستند كه جهاني شوند ولي الان ما با پديده ديگري روبه رو هستيم، وقتي ما اين سؤال را مطرح مي كنيم كه چه چيزي دارد جهاني مي شود جواب يكي است (شيوه توليد سرمايه داري، حركت آزاد كالا، حركت آزاد سرمايه). در كشورهاي سرمايه داري در مطبوعات انگليسي،  فرانسوي  و آلماني پسوند سرمايه داري را به كار نمي برند چرا؟ چون اگر بگويند جهاني شدن سرمايه داري با توجه به سابقه تاريخي سرمايه داري در طول دنيا نزد افكار عمومي تداعي كننده امپرياليسم و استعمار است.
بنابراين در مطبوعات آن كشورها شما فقط مي خوانيد (گلوباليزيشن) در داخل كشور ما عده  زيادي يا نمي دانند جريان چيست و اقتباس عمده كردند يا باز هم آگاهانه به كار نمي برند چون اگر بگوييد سرمايه داري يك كلمه عام و كلي و مبهم گفتيد كه معني نمي دهد.
ببينيد ضعف بحث از همين جا شروع مي شود. ولي وقتي مي گوييم، سرمايه داري جهاني مي شود برمي گرديم به سابقه اش. سرمايه داري استعماري چه مي خواست و الان چه مي خواهد؟ برگرديم به مقررات سازمان تجارت جهاني. اولاً نفت جزو كالاهايي است كه مشمول اين مقررات نيست. يعني بخش عمده اي از صادرات شما تابع اين مقررات نيست و تابع شركتهاي خارجي است. چرا نيست؟ چون دست شركتهاي خارجي است، چون شما با تغيير بهاي نفت در سطح جهان مي توانيد بهاي كالاهاي توليدي را در سراسر جهان تغيير دهيد و در اقتصاد همه كشورها اثر بگذاريد من الجمله اقتصاد كشورهاي صادركننده نفت. در مقررات صحبت از حركت آزاد كالا است. اين كه مرزهاي گمركي را كنار بزند و تعرفه نداشته باشد.
بعد مي گويد حركت آزاد سرمايه يعني فردا بانك آمريكايي بيايد در كرج يا در تهران شعبه ايجاد كند، ببيند تئوري ليبراليسم يا تئوري سرمايه داري يا نئوليبراليسم همانطور كه سابقه تاريخي نشان مي دهد در حركت آزاد سرمايه داري كالا و كار استوار است. بدون حركت آزاد نيروي كار نظام سرمايه داري در اروپا، آمريكا يا ژاپن اصلاً نمي توانست رشد كند چون نيروي كار بايد برحسب احتياجات سرمايه حركت كند. الان هم اگر قصد داريم سرمايه داري جهاني داشته باشيم. حركت نيروي كار بايد آزاد شود. پس چرا اتحاد اروپا و آمريكا و ژاپن با اقدامات پليسي و حقوقي و قضايي جلوي حركت نيروي كار را مي گيرند. براي اينكه اگر حركت نيروي كار آزاد باشد سيستم اش به هم مي ريزد.
حركت آزاد كالا به نفعش است چون از نظر تكنولوژي در سطح بالايي است. حركت آزاد سرمايه هم به نفعش است. چون سرمايه گذاري مي كند و در غالب سود و بهره به كشورش برمي گردد ولي حركت آزاد كار به نفعش نيست. بنابراين ديگر تئوري نيست بلكه ترفند است از آن گذشته وقتي شما وارد سازمان تجارت جهاني مي شويد مي خواهيد محصولات غيرنفتي را صادر كنيد صحبت از اين مي شود كه بايد مزيت نسبي داشته باشيد.
اگر وارد سازمان جهاني شديد تمام مقرراتي كه با سازمان تجارت جهاني مخالف است حتي در قانون اساسي تان بايد لغو شودبه اين ترتيب شما ديگر استقلالي نداريد. شما مي خواهيد با چند ميليارد دلار سرمايه بانكي خود با سرمايه كوچكي كه داريد جلوي سرمايه چند هزار ميلياردي آمريكايي و اروپايي مقاومت بكنيد. خوب وقتي كمپانيهاي خارجي در اينجا سرمايه گذاري كردند. ديگر مسئله استقلالتان كجاست. مسئله آزادي و مسئله وطن و دين شما كجاست چون كالاي خارجي فرهنگ خارجي را با خود مي آورد. بنابراين ورود ايران به سازمان تجارت جهاني وداع با استقلال است. عدم ورودش در شرايط حاضر ادامه شرايط بحراني فعلي است. ولي ما مجبور نيستيم. چرا ما به اين فكر نمي افتيم اقتصاد را اصلاح كنيم چرا به اين فكر نيستيم. كه جلوي فرار سرمايه را بگيريم چرا از برخورد با خطرهاي جدي خودداري نمي كنيم چرا صحبتي از صادرات و واردات نيست. مسئولين محترم از اسكله هاي بي گمرك صحبت مي كنند يعني چي؟ صحبت از اين مي شود كه ما فرار سرمايه داريم. آخر سرمايه خودش كه پا ندارد، مكانيزمش چيست؟ صحبت از اين مي شود كه خصوصي سازي، خودماني سازي شده است. اينها چه كساني هستند؟ يا مثلاً يكي از مسئولين گفته است من بعد از انتخابات دوره ۷ ناگفتنيها را خواهم گفت خوب اين كار شما يعني عدم صداقت در مقابل مردم يا شما مي دانيد امر خلافي انجام گرفته يا نه، اگر مي دانيد همان لحظه بايد بيان كنيد. ما به جاي اينكه اين مسائل را مطرح كنيم صحبت از تجارت خارجي مي كنيم زيرا آنها بايد از منافع خود بگذرند توجه كنيد كه الان شكاف طبقاتي بالا رفته همين روزنامه ها نوشته بودند كه در تهران آپارتمانهايي هست كه شما اتومبيل تان را مي توانيد تا آخرين طبقه بالا ببريد. ولي در جنوب تهران مردم در چه وضعي زندگي مي كنند. شكاف طبقاتي را چه كسي مي تواند منكر شود. اين ثروتها از كجا آمده است. خوب بياييد رسيدگي كنيد وقتي نمي كنيد آن وقت بحث مي كنيد كه بياييد وارد تجارت جهاني شويد وعده دهيد كه چه خواهد شد.

اقتصاد انرژي

نفت و مجلس كويت
كويت قصد دارد ظرفيت توليد نفت خود را تا سال ۲۰۲۰ به ۴ تا ۵ ميليون بشكه برساند كه تحقق اين هدف با كمك شركت هاي بين المللي صورت خواهد گرفت.
به گفته مقامات نفتي كويت، مانع اصلي بر سر راه اين هدف مشكلات فني است كه اين مشكلات تنها با حضور شركت هاي بزرگ نفتي جهان برطرف خواهد شد.
البته كويتي ها براي توسعه ميادين نفتي خود مشكل بودجه ندارند چون ذخاير ارزي اين كشور بالغ بر چندين ميليارد دلار است. در حال حاضر كويت ۴/۲ ميليون بشكه در روز نفت توليد مي كند اما ذخاير كافي براي افزايش ظرفيت توليد تا ۵ ميليون بشكه را دارا مي باشد.
البته مشخص نيست كه مقامات نفتي كويت چگونه قادر به متقاعد كردن مجلس سخت گير اين كشور براي جذب شركت هاي نفتي خواهند بود. مجلس اين كشور به شدت مخالف حضور شركت هاي خارجي در صنعت نفت كويت است. از چندين سال قبل مجلس مخالف با توسعه ميادين نفتي در مرز عراق بود. در حالي كه مقامات نفتي كويت قصد دارند توليد اين ميادين نفتي را دو برابر كرده و به ۹۰۰ هزار بشكه در روز افزايش بدهند.
در حال حاضر سه شركت بزرگ نفتي براي مشاركت در اين پروژه بزرگ ابراز تمايل كرده اند و مفاد قراردادهايي كه قرار است به اين شركت ها پيشنهاد بشود به مجلس ارسال شده است. اما با توجه به تعطيلات تابستان طولاني مدت نمايندگان بعيد است كه پيشرفت قابل توجهي در اين زمينه صورت بگيرد.
پولدارترين شركت
دارايي شركت ملي نفت ايران از كليه شركت هاي فعال در ايران بيشتر است.
به گزارش قلم سبز ايران، به موجب بررسي هاي صورت گرفته توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي دارايي شركت ملي نفت ايران حدود ۲۶ هزار و ۵۸۹ ميليارد و ۱۰۰ ميليون تومان برآورد شده است. اين رقم بالاترين ميزان دارايي در ميان شركت هاي دولتي فعال در كشور است. به اين ترتيب شركت ملي نفت را مي توان پولدارترين شركت دولتي ايران دانست.
حجم دارايي هاي اين شركت بر اساس گزارش  وزارت امور اقتصادي و دارايي برآورده شده است.شركت ملي نفت مهمترين شركت دولتي تلقي مي شود چرا كه نفت هنوز بخش مهمي از درآمدهاي ارزش كشور را تشكيل مي دهد.
چني و قراردادهاي نفتي
«ديك چني» معاون رئيس جمهور آمريكا، كه به فعاليت در تجارت نفت علاقه مند است در اخذ قراردادهاي چند ميليارد دلاري نفتي به نفع شركت  آمريكايي  هاليبرتون كه قبلاً مدير عامل آن بود كمك مي كند.
هفته نامه تايم با استناد به يك نامه الكترونيكي منتسب به پنتاگون مي نويسد ديك چني پيشتر دخالت خود را در اخذ قراردادهاي نفتي هاليبرتون در عراق رد كرده بود. ولي اين نامه الكترونيكي نشان مي دهد وي در اين زمينه فعال است. در اين نامه الكترونيكي كه پنجم مارس ۲۰۰۳ منتشر شد، آمده است: «داگلاس فيث» از مقام هاي ارشد پنتاگون، هدايت اين قراردادها را بر عهده داشته است.
هاليبرتون كه تا سال ۲۰۰۰ زير نظر ديك چني اداره مي شد، سه روز بعد از ارسال اين نامه الكترونيكي برنده يك مناقصه اعلام شده بود.

|  اقتصاد  |   آلبوم  |   انديشه  |   ايران  |   سياست  |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |