يكشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۴۲۷
وقتي قانون را رعايت مي كنيد، مي ترسيد؟
شهروندي و بستن كمربند ايمني
اگر مي  خواهيد در تهران زندگي راحتي داشته باشيد و تنش را از پيرامون خود دور كنيد، فرهنگ شهروندي را در خود دروني كنيد
010869.jpg
راننده پشت فرمان مي  نشيند و كمربند را مي  بندد. راننده پشت چراغ قرمز مي  رسد و پشت خط عابر و نه روي آن مي  ايستد. راننده سبقت ممنوع نمي  گيرد و در محل سبقت مجاز از خودروي جلو مي  گذرد...
از اين نوع مثال ها بسيار مي  توان مطرح كرد. فقط در رانندگي هم چنين مواردي نيست. به نمونه هاي ديگر زير توجه كنيد:
درخت هاي جنگل بريده نمي  شود و افرادي كه اوقات خوشي را در پارك مي  گذرانند مراقب گل ها و درخت ها هستند و زباله ها رادر زباله داني مي  ريزند. ساكنان يك آپارتمان همگي حقوق همسايگي را كاملا رعايت مي  كنند.
همه اين رفتارها مي  تواند در يك شهر وجود داشته باشد، اما با چه انگيزه اي؟ راننده اي از ترس پليس كمربند را مي بندد و راننده اي ديگر بي توجه به خطر حضور پليس و صرفا به خاطر نهادينه شدن فرهنگ كمربند بستن، دست به اين اقدام مي زند. در جنگل هم يكي از ترس نگهبان جنگل دست به درختان نمي زند و ديگري از آنجا كه در درون خود براي درخت و جنگل اهميت و ارزش قايل است، صدمه اي به درخت نمي    زند. پارك و آپارتمان نشيني هم همين طور.
پس مشخص مي شود كه يك حركت مثبت فرهنگي با دو انگيزه كاملا متفاوت انجام مي شود، يكي از سر ترس و ديگري به دليل نهادينه شدن فرهنگي كه بر اساس آن زندگي بر اساس اصول شهروندي مدرن يك اصل است.
نكته مهم در اين باره آن است زندگي در شهري مثل تهران جز از طريق نهادينه شدن فرهنگ شهروندي ميسر نيست. ترس نمي  تواند عامل جلوگيري از تخلف باشد. در شهري كه فرهنگ شهروندي نهادينه نبوده و رفتارهاي مناسب تابع ترس است، هيچ گاه نمي  توان شهري آرماني ساخت. مگر مي  توان با ابزار ترس، هزاران راننده و ميليون ها شهرنشين را مجبور به ايستادن پشت خط عابر، بستن كمربند ايمني، صدمه نرساندن به جنگل و پارك، رعايت حقوق همسايگي و... كرد؟
بايد گفت در شهري مثل تهران كه جمعيت ميليوني دارد، اگر بخشي از اين جمعيت رفتار خود را تابع ترس كنند، بي ترديد، شهر دچار تعارضات فراواني مي   شود. علت اين امر هم واضح و مشخص است، مگر چه تعداد پليس ونگهبان جنگل و پارك وجود دارد كه بتوانند كنترل همه آنهايي را كه در خيابان ها تردد مي كنند يا به جنگل و پارك مي   روند در اختيار داشته باشند؟ مگر چه تعداد دادگاه و قاضي وجود دارد كه بتواند به اختلافات آپارتمان نشين ها رسيدگي  كنند؟ ببينيد دوستان! هر چه باشد در شهري مثل تهران نمي شود فقط با ترس مانع ارتكاب تخلف شد.
اگر تهران نشين ها فقط بخواهند رفتار و زندگي خود را در چارچوب ترس از مجازات معنا كنند، در آن صورت اتفاقات ناگواري مي  افتد كه اين روزها در تهران بزرگ، شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. برخي اهالي تهران كافي است خود را از چشم مجازات و جريمه دورببينند، در اين صورت دست به چنان رفتارهاي زشت و زننده اي مي  زنند كه جاي تعجب دارد. رانندگاني كه رعايت هيچ قانوني را نكرده و در بزرگراه ها به هر شكل بخواهند مي  آيند و مي  روند، شهرنشيناني كه در پارك ها و جنگل هاي اطراف تهران اوقات را به خوبي سپري مي  كنند و به هنگام ترك آنجا كلي زباله و آشغال بجا گذاشته و سبزه ها و گل ها و درخت ها را به زير ضربه خود مي  برند، حتي آپارتمان نشيناني كه وقتي مطمئن شدند كسي در همسايگي آنها نيست كه اعتراض كند، دست به هر كاري مثل بلند كردن صداي تلويزيون، راه رفتن پرسروصدا در راه پله ها، سروصدا راه انداختن در راهروها و... مي  زنند.
بايد گفت اگر مي  خواهيد در تهران زندگي كنيد، بايد فرهنگ شهروندي را در خود دروني كنيم و اين جز با تمرين راه ديگري ندارد. اگر مي  خواهيد در تهران زندگي راحتي داشته باشيد و تنش را از پيرامون خود دور كنيد، فرهنگ شهروندي را در خود دروني كنيد. بي  پرده و صريح بايد گفت كه شهرنشيني كار ساده اي نيست و شهروندشدن هم به اين راحتي ها به دست نمي  آيد. ولي نكته مهم اينجاست كه بخش عمده اي از فرهنگ شهروندي در رعايت جزئياتي است كه در نگاه اول آنچنان مهم به نظر نمي  رسند. آيا واقعا بستن كمربند ايمني كار سخت و طاقت فرسايي است؟ آيا در بزرگراه در يك خط حركت كردن خيلي مشكل است؟ طبيعتا جواب شما هم آن است كه همه اينها راحت است، پس چرا بعضي از ما آن را رعايت نمي  كنيم؟ دلايل زيادي هست ولي قسمت عمده دلايل به خود ما برمي گردد.

ستون شما
درس اول: هوا را آلوده نكنيم 
صداي بوق ماشين هايي كه پشت ترافيك هاي سنگين  گير كرده اند، ساختمان هاي بلند با پنجره هاي كوچك كه هيچ وقت نمي  تواني بازشان كني، چون با باز كردن پنجره به جاي هواي پاك چيزي دود و دم نصيبت نمي  شود. صداي سگ هاي گرسنه در كنار زباله ها و گربه هاي ولگرد اين طرف و آن طرف شهر، همه و همه خسته كننده است، خسته كننده تر از برنامه هاي تكراري تلويزيون.
هنگامي كه دلت مي  خواهد با دوستانت به گردش بروي و هوايي تازه كني تا خستگي  امتحانات سخت و طاقت فرساي خردادماه از تنت بيرون رود با اين هواي آلوده ترجيح مي  دهي زير باد مصنوعي كولر بنشيني و كتاب هري پاتر بخواني و در رويا غرق شوي.
كاش يكبار ديگر تهران به صورت اول خود برگردد. با همان خيابان هاي خلوت و خالي از دود و دم آلودگي. با همان جمعيت متوسط. با همان آسمان آبي و روزهاي آفتابي.
كاش بار ديگر تهران همان تهران قديم مي  شد؛ همان تهراني كه پدر تعريف مي   كند. كاش...
ندا ذاكري- ۱۳ ساله 
نامه يك جانباز
رياست محترم قوه قضائيه، جناب آقاي هاشمي شاهرودي. اينجانب محمدولي حيدربيگي، جانباز بالاي ۷۰ درصد استان زنجان، شهرستان ابهر حدود ۷۵۰ روز است كه شكايت نامه اي تنظيم  كرده ام و به آن رسيدگي نشده. من كپي شكايت را براي شخص شما هم ارسال كرده ام اما بعيد مي  دانم كه شكايت بنده را به سمع شما برسانند. لذا ناچارشدم عين نامه را به روزنامه هاي كثيرالانتشار برسانم تا شايد چاپ اين دردنامه دل مردان  آزاديخواه را به درد  آورد تا بدانند با كسي كه هر دو پاي خود را از دست داده، در دادگاه هاي ايران و ادارات چه برخوردي مي  شود.
با كمال تشكر محمدولي حيدربيگي، جانباز ۷۰ درصد دو پا قطع 
چه كسي مرا ياري مي  دهد؟
شهروندي آقا از تهران: حدود ۲۰ سال است كه به عنوان دبير يكي از دبيرستان هاي جنوب شهر تهران مشغول به خدمت هستم. با وجود مشكلات عديده اي كه داشتم به خاطر علاقه شديد دخترم به رشته پزشكي همه دارايي خود را فروختم تا وي را براي ادامه تحصيل به خارج از كشور بفرستم. الان يك سال است كه او تحصيل مي كند و به دليل نمرات بالايي كه دارد در آينده اي نزديك از سوي دانشگاه بورسيه مي شود، اما تا آن زمان او نيازمند است و من اينجا بايد پاسخگوي طلبكاراني باشم كه توان بازپرداخت پول آنان را ندارم. خواهشمندم اگر فرد، سازمان يا نهادي مي تواند، من و خانواده ام را در رفع اين مشكل ياري كند.

هوا
ابرها،اميدها
چند تكه ابر براي آسمان امروز شايد اميدها را زنده نگهدارد براي بارش اندكي باران و كاهش نسبي دما. شايد برخورد اين چند تكه ابر با يكديگر بتواند امروز ما را با روز گذشته متفاوت كند. بارش چند قطره باران در هواي گرم تابستان همانند ظاهر شدن آفتاب از پشت ابر در فصل سرما براي ما لذت بخش است. ولي از قرار معلوم اين ابرها هيچ كاري براي ما نخواهد كرد و حتي جلوي گرماي آفتاب را هم نمي  گيرد.
امروز تهران ۳۵ درجه گرما دارد، شايد يكي دو درجه كم و زياد بشود. گرماي هوا در روز موجب اين مي  شود هنگامي كه شب پنجره  را باز مي  كنيم احساس كنيم كه هوا خنك شده. امشب دماي هوا ۲۳ درجه خواهد بود يعني ۱۲ درجه اختلاف با صبح.

جعبه
... بالاخره فينال
امشب پس از يك ماه سرانجام قهرمان جام ملت هاي اروپا مشخص خواهد شد و پس از آن شما فرصت خواهيد داشت تا ۱۰، ۱۵ روزي را بدون فوتبال سپري كنيد تا زماني كه موسم حرص خوردن براي تيم ملي فرارسد. فينال امشب را مابين دو تيم پرتغال و يونان به همراه مراسم ويژه  اهداي جوايز ساعت۱۵: ۲۳تماشا كنيد. حتما مسابقه جذابي خواهد بود.
سريال تب سرد را اگر ديشب نتوانستيد تماشا كنيد حتما امروز ساعت۴۰ :۱۳ نگاه كنيد تا ببينيد كه سرانجام دزدي ماني به كجا مي  انجامد. سريال تكراري خط قرمز هم مانند هر روز حول و حوش ساعت ۱۵:۱۸ پخش مي  شود. از ديگر مجموعه هايي كه در ايام تابستان به صورت روزانه پخش مي  شود، مجموعه تلويزيوني سينديا است كه ساعت۴۵ :۱۹ براي تعقيب كننده هاي اين سريال به نمايش درمي آيد.
قسمت دوم از سريال در پناه تو هم امشب ساعت ۲۱ از شبكه ۲ پخش مي  شود.
كاكتوس را مي  توانيد ۱۰:۲۲ از شبكه يك نگاه كنيد و مجموعه طنز نقطه چين هم از قرار معلوم ۳۰:۲۲ قرار است پخش شود.
اگر دلتان نخواست فوتبال ببينيد (كه بعيد به نظر مي  رسد) مي  توانيد فيلم سينمايي شبكه ۲ را ۴۵:۲۳ و برنامه ورزش و مردم را از شبكه ۱ ساعت ۱۵:۲۳ نگاه كنيد.
فينال را فراموش نكنيد

تهرانشهر
ايرانشهر
محيط زيست
حوادث
خبرسازان
در شهر
زيبـاشـهر
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  محيط زيست  |  تهرانشهر  |  حوادث  |  خبرسازان   |  در شهر  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |