سه شنبه ۳۰ دي ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۲۸۸
تهرانشهر
Front Page

بزرگداشت مرتضي مميز در نمايشگاه گرافيك سه قاره
سيماي  مرد هنر آفرين  در جواني
۸۰ اثر كمتر ديده شده از كارهاي گرافيك مرتضي مميز، پدر گرافيك نوين ايران در اين نمايشگاه به نمايش در آمده اند.
001938.jpg
مميز با طراحي پوستر هم بيگانه نيست .اگر از بهرام بيضايي و مسعود كيميايي بپرسيد، او را خوب يادشان است.
عكس : ساتيار
پارك لاله، موزه هنرهاي معاصر. اين آدرس را اهالي هنر به خوبي مي شناسند و هر اتفاقي كه آنجا بيفتد، با علاقه اي خاص آن را پيگيري مي كنند. روز سه شنبه هم اين موزه پذيراي عده كثيري از علاقه مندان به هنر، به خصوص گرافيك و طراحي بود. صحبت از گرافيك كه باشد، حتما نام او را شنيده ايد. پدر گرافيك نوين ايران. اتفاقا اين نمايشگاه كه با نام طراحان گرافيك سه قاره روز سه شنبه افتتاح شد به نوعي قدرداني و نكوداشت چندين سال تجربه و زحمت اوست در عرصه گرافيك.
مرتضي مميز. همان دوست سال هاي دور و نزديك احمد شاملو كه كتاب هفته را نيز طراحي مي كرد و مدير هنري آن بود. مميز متولد چهارم شهريور ۱۳۱۵ هجري شمسي است و اگر قرار باشد جوايز و مدارك تحصيلي او را بنويسيم احتمالا راهي عبث پيموده ايم. چرا كه اكثر آنهايي كه او را مي شناسند - حتي دورادور - سوابق كاري اش را مي دانند. او فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۴ است. مدير هنري نشرياتي چون ايران آباد، كتاب و كيهان هفته، فرهنگ، كاوش، نگين، رودكي، سينما، پيام امروز و ...
به اينها طراحي صحنه و لباس براي ۱۴ تئاتر و ۲ فيلم سينمايي و كارگرداني ۳ فيلم كوتاه (آنكه عملكرد و آنكه خيال بافت، يك نقطه سبز و سياه پرنده) را هم اضافه كنيد.
مميز با طراحي پوسترهاي سينما هم بيگانه نيست. اگر از بهرام بيضايي بپرسيد قطعا يادش است كه پوستر فيلم غريبه و مه را در سال ۱۳۵۳ طراحي كرد.
مميز در حالي كه وسط سالن شماره يك موزه ايستاده بود با رويي گشاده كه انگار از برپايي اين نمايشگاه خرسند به نظر مي رسيد در كنار همسرش با بازديدكنندگان خوش و بش مي كرد.
- آقاي مميز. از برگزاري اين نمايشگاه راضي هستيد؟
بله. كاري است زيبا و جاي تشكر دارد كه به فكر هنرمندان قديمي هستند.
- فرصت كرديد از كارهاي ديگر هم بازديد كنيد؟
بله. كليه كارها با نظر و صلاحديد خود من انتخاب شدند و ساير كارهايي كه از هنرمندان ديگر اينجا جمع آوري شده جملگي كارهايي در خور و صاحب سبك هستند.
مميز در حالي به اين سوالات پاسخ مي دهد كه دوربين هاي عكاسي و فيلمبرداري يك لحظه او را راحت نمي گذارند. او همچنان با وقار و پختگي ناشي از ۵۰ و اندي سال تجربه با عصايي چوبين و قهوه اي، سوژه خوبي براي عكاسي و تهيه خبر است.
در راهروي طبقه اول كه تنها سالن شماره يك وجود دارد، پوسترها و طراحي هاي مميز در نمايشگاه هاي خصوصي وي ديده مي شود و اگر دوست داريد كارهاي ديگر را ببينيد حتما بايد سري به سالن هاي ۳ و ۴ هم بزنيد.
او با نوشتن، هم چندان بيگانه نيست و در كارنامه اش تاليفاتي چون طراحي و نقاشي ۳ جلد هنر گرافيك در ايران، نشانه ها، طراحي اعلان و ... هم ديده مي شود.
چهره هاي سرشناس زيادي روز افتتاحيه اين نمايشگاه ديده مي شوند كه همگي بعد از ديده بوسي با مميز به گشت و گذار در موزه پرداختند. افرادي مثل سيف الله صمديان (كارگردان و تصويربردار قديمي) و دوست نزديك عباس كيارستمي.

نگاهي به نمايشگاه عكس «ميزنگاري» در فرهنگسراي هنر
نوستالژي نيمكت هاي چوبي
ليلا درخشان نسب 
... زيبايي، صفت ذاتي اشيا نيست، بلكه در نفس بيننده است. زيرا كه نتيجه فعاليت روحي كسي است كه زيبايي را به اشيا نسبت مي دهد يا در اشيا كشف مي كند. براي كسي كه قادر به اين كشف باشد، زيبايي همه جا يافت مي شود و پيدا كردن آن عبارت از «هنر» است.
كروچه 
مصداق جمله فوق به نمايشگاه عكس ميزنگاري در مدارس ايران بر مي گردد. عكس هايي كه در يك نگاه كوتاه، بيننده را به فضاي درس و مدرسه مي كشاند و تمام خاطرات دوران تحصيل را زنده مي كند.
روزهايي كه سر كلاس درس بوديم اما فقط از جنبه فيزيكي و روحمان در دوردست ها سير مي كرد و همچنانكه در عوالم خود سير مي كرديم، گاه گاهي ناخودآگاه طرح ها يا نقاشي هايي را بر روي ميزهايمان حك مي كرديم كه البته كشيدن آنها با چاشني استرس متوجه شدن معلم و تنبيه و سرزنش او همراه بود. آن روزها هيچگاه تصور نمي كرديم كه روزي اين طرح ها كه مفهومش فقط براي خودمان قابل درك بود، آن قدر معنادار و مهم شوند كه چشم تيزبين هنرمندي، آنها را شكار كند وحتي كار را به برپايي نمايشگاه بكشاند و امروز اين اتفاق افتاده.
اين هنرمند «رحمن طائفي مقدم» است كه با عكس هايش، نوستالژي روزهاي دانش آموزي را برايمان زنده مي كند. نمايشگاهي كه با وجود عنوان «ميزنگاري»، موارد خاص تري را هم در برگرفته و شامل ميزسرايي، ميزنويسي، ميزحكاكي و حتي ميزشكني محصلان نيز بوده و در واقع نشان دهنده احساسات و عواطف آنها و بازتاب اش بر روي اين ميزها است و البته چشم حساس اين هنرمند از اين هم فراتر رفته و در يك نگاه كوتاه، ميزسازي را هم در بر گرفته و حتي از درشت كردن پيچ روي ميز يا طرحي كه از زمان درخت بودن،روي آن بوده نيز نگذشته.
نمي دانيم كه آن روزها چه اصراري داشتيم به جان اين ميزهاي بيچاره بيفتيم. شايد اين ميزها بعد از سال ها نشستن در پشت شان به مرور جزيي از وجود ما شده بودند و ما با اين كه مي توانستيم اين ميزنگاري ها يا ميزسرايي ها را روي كاغذ بياوريم، اصرار داشتيم آنها را روي ميز بنويسيم.
از جنبه حسي اين نمايشگاه كه بگذريم، جنبه تكنيكي آن هم قابل توجه است. در اين عكس ها كمپوزسيون و كنتراست نور، چنان با مهارت صورت گرفته كه در لحظات اوليه، بيننده را به درون عمق موضوع مي برد و وي فراموش مي كند كه اين اثر يك عكس است.
كمي آن طرف تر افرادي را مي بيني كه بر روي ميز و نيمكتي كه وسط نمايشگاه قرار داده شده (و در واقع نمونه واقعي يكي از آن عكس هاست) مي نشينند و به طرح هاي روي آن خيره مي شوند و گاهي بي اختيار طرحي به آن اضافه مي كنند و مي روند.
اما آنچه كه بعد از اين نمايشگاه مي شود انتظارش را داشت، نمايشگاه ميزنگاري دانشگاه هاي ايران است كه در ژانر خودش ادامه اين احساسات و عواطف است. احساساتي كه قطعا رنگ و بوي ديگري دارند.

پاتوق
فال قهوه روي ميز صادق هدايت
001941.jpg
مهران ملكوتي 
«در مقابل وجه پرداختي، صورتحساب دريافت كنيد.» اين جمله ايست كه در زير تمام لوسترهاي ديواري مي خوانيد اما مطمئن باشيد هيچ وقت صورتحسابي به شما داده نخواهد شد. مطمئن هم باشيد كه هيچ وقت از اين بابت ناراحت نمي شويد، باز هم مطمئن باشيد كه يك بار كه اينجا آمديد اگر در تهران باشيد هرازگاهي دلتان هواي اينجا را مي كند. چرا؟ چون اينجا كافه نادري است. يك پاتوق حسابي، واقع در خيابان جمهوري (نادري) مابين حافظ و فردوسي.
اينجا قدمتي حدود ۸۰ سال دارد. پاتوق خيلي ها بوده و خواهد بود. پاتوق افرادي مثل صادق هدايت، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، جلال آل احمد، حتي تختي بزرگ. گارسون هاي اينجا به شما خواهند گفت چه كساني اينجا مي آمده اند. چندين دانشگاه نزديك اين كافه است مثل پلي تكنيك، دانشگاه هنر و دانشگاه هاي آزاد. چندين پاساژ بزرگ و كوچك هم در حوالي اش وجود دارد و ادارات و ... .
به همين علت هميشه همه جور آدمي اينجا مي بينيد؛ دانشجوهاي دانشگاه هاي مختلف، كارمند، روزنامه نگار، دلارفروش، رهگذر، مسافران خارجي و ... . كافه نادري در قرن پيش افتتاح شد و هنوز هم هست. ميراث فرهنگي هم كه خيال همه را راحت كرد و آن را ثبت كرده. پس اصلا فكر نكنيد كه يك جايي مي رويد قهوه و يا نهار مي خوريد و ساعتي را تلف مي كنيد. اينجا جايي است براي نشستن و لذت بردن با سالني بزرگ و قديمي و حياطي كه سابق بر اين، تابستانها باز بوده است و الان فقط خاطراتش مانده (البته براي خيلي بزرگترها).
از هر جاي كافه، پيرمرد پشت دستگاه بزرگ قهوه جوش را مي بينيد، او گاراگين است كه با لبخند براي شما دست تكان مي دهد. اگر سيگاري هستيد حتي به او تعارف كنيد. خودش نمي كشد. كسي هم نمي داند چكارشان مي كند (اين يك راز است!)
اگر خواستيد برايتان فال قهوه هم مي گيرد. خيالتان تخت، هميشه خوب هايش را مي گويد. آقا رضا يك كمي بزرگ است اما مهربان با تكه كلام هايي مثلThank you very much ، بفرماييد آب تهران جوان ها، حسين پور هميشه مي خندد و با شيطنت هايش همه را مي خنداند. امير سرش توي كار خودش است، آرام و بي صدا.
ابراهيم... گارسون خوبيست كارش را هم بلد است. داوود هم پشت صندوق كافه هر جدولي را برايتان حل مي كند. گارسون ها به شما منو براي قهوه نمي دهند، چون مشتري ها مي دانند كه چه مي خواهند بخورند. اگر ندانيد به شما مي گويند قهوه ترك، فرانسه، كافه گلاسه، آب پرتغال، شير كاكائو و البته چاي هم هست. اما اگر براي ناهار برويد، يك منو به شما مي دهند ولي همه منو كار نمي كند، خراب است.
حالا شما، شاتوبريان و مارشاش را با برش (سوپ كلم) حتما امتحان كنيد. دوست خواهيد داشت و هر چه قدر دوست داشتيد، بنشينيد. چون اينجا يك كافه كوچك نيست كه صاحبش نگران ميز خالي باشد. غير از پنج شنبه ها هميشه ميز خالي براي هر كسي كه دلش براي دوستانش يا حتي خودش تنگ شده باشد، هست و جمعه ها اگر از خيابان جمهوري رد شديد زياد ناراحت نشويد. بله، كاش كافه نادري جمعه ها هم باز بود.

صبح تا شب
جواد رسولي 
سينما
اگر هنوز چندتا از فيلم هاي اكران گذشته تهران را نديده ايد و بدتان نمي آيد آنها را تماشا كنيد،  اين فيلم ها و سينماها را به خاطر داشته باشيد. چشمان سياه (ايرج قادري) در سينما عصرجديد ۳ و پارس ۲ / شب هاي روشن (فرزاد موتمن) در عصر جديد ۲ و شهر تماشاي ۲ / رقص در غبار (اصغر فرهادي) در فرهنگ ۲ و فلسطين ۳ / دارودسته هاي نيويوركي (مارتين اسكورسيزي) سانس آخر فرهنگ۱ .
حوزه هنري و سالن كوچك نمايش اش دوباره به روال قديم برگشته اند و هر هفته يك فيلم جديد نمايش مي دهند. اين هفته فيلم جنايت هاليوودي به نمايش درمي آيد كه يك قصه پليسي پر از تعقيب و گريز دارد. هريسون فورد و جاش هارتنت به ترتيب، نقش كاراگاه و دستيارش را در فيلم بازي مي كنند.
امروز كانون فيلم جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران هم اين فيلم ها را نشان مي دهد: ساعت ۱۴ فيلم دادگاه مافيا ساخته پاسكواله اسكوتيري،  ساعت ۱۶ فيلم كارآموز، آخرين فيلم آل پاچينو كه راجر دونالدسون آن را كارگرداني كرده و محصول ۲۰۰۲ است و ساعت ۱۸ قسمت دوم از سه گانه ماتريكس يعني فيلم ماتريكس بازسازي شده كار برادران واچوفسكي (۲۰۰۳).
امروز فيلم خانه ملي ايران براي اعضايش در سينما صحرا فيلم «بازگشت از خاكسترها» را نشان مي دهد. اين فيلم را جي لي تامپسون، سال ۱۹۴۵ ساخته و اينگيريد تولين،  ماكسيميليان شل،  سامانتا ايگار و هربرت لوم در آن بازي مي كنند. فيلم ساعت ۱۸ در سينماصحرا نمايش داده مي شود.
پاتوق
پاتوق فرهنگي كتاب ما، يكي از مراكز فرهنگي فعال تهران است. نقد شعر، داستان، كتاب، جلسه هاي ويژه سخنراني درباره بزرگان ادبيات و فرهنگ زندگي، نمايش فيلم و خيلي فعاليت هاي ديگر را مي شود اينجا سراغ گرفت. امروز دو برنامه در پاتوق فرهنگي برقرار است. يكي شب ادبيات طنز (نظم و نثر) كه گروه ادبي عبيد آن را برگزار مي كند و يك جورهايي كارگاه طنز است اين برنامه از ساعت ۱۷ تا۱۹ برگزار مي شود.
آن يكي برنامه را كانون فيلم كوتاه در يك فيلم، دو نگاه برگزار مي كند كه درواقع نمايش فيلم است. امروز يك فيلم از بهمن كيارستمي مي توانيد تماشا كنيد به نام «كفار.» اين برنامه قرار است از ساعت ۱۹ تا۲۱ طول بكشد بنابراين به جز نمايش فيلم كساني هم درباره اش حرف مي زنند. آدرس پاتوق فرهنگي ما هست: خيابان دكتر شريعتي، روبه روي بهار شيراز، مجموعه فرهنگي هنري تهران، طبقه سوم (۷۵۳۸۷۱۱-۱۴)
تئاتر
در مجموعه تئاتر شهر امروز مي  توانيد اين نمايش ها را ببينيد.
در سالن  اصلي همچنان نمايش«سوگ سياوش» به كارگرداني پري صابري روي صحنه است. اين نمايش ساعت ۳۰:۱۹ اجرا مي شود.
تالار چهارسو در اختيار نمايش «زائر» است كه آن را حميد امجد كارگرداني كرده.اين نمايش ساعت ۳۰:۱۸ اجرا مي شود. در تالار قشقايي، فرهاد اصلاني كاري به نام «از دست نرفته» روي صحنه برده. اين كار را ساعت ۱۵:۱۷ مي توانيد تماشا كنيد. ساعت ۳۰:۱۹ در همين سالن، «كسي نيست همه داستان ها را به ياد آورد.» به كارگرداني رضا حداد روي صحنه مي رود.
تالار سايه، نمايش «دوستت دارم با صداي آهسته» را روي صحنه دارد. نمايشي كه متن اش را چيستا يثربي نوشته و زهرا صابري آن را كارگرداني كرده. شروع اين نمايش ۴۵:۱۷ است. ساعت ۴۵:۱۹ در همين سالن تئاتر «اطلسي نو بر شندره كهنه شهرزاد قصه ساز» اجرا مي شود كه آن را «شكر خدا گودرزي» كارگرداني كرده است.
در تالار خانه خورشيد هم محمودرضا رحيمي، تئاتر «چند كاپريس براي ويلون» را ساعت ۱۸ روي صحنه مي برد.
تلويزيون 
سريال استراليايي پرستاران، جزو اولين پيشنهادهاي ما براي تماشاي برنامه هاي امشب تلويزيون است. اين سريال ساعت ۲۰:۲۲ از شبكه يك پخش مي شود. امشب شبكه ۲ ساعت ۲۱، فيلم سينمايي دارد و شبكه ۳ هم مثل هر شب حدود ساعت ۱۵:۲۱، نقطه چين پخش مي كند.
به جز اينها مي توانيد گروه پليس (شبكه ۵، ساعت ۱۳)، تكرار مجموعه كيف انگليسي (شبكه ۱،ساعت۱۵)، اين راهش نيست (شبكه ۳، ساعت ۱۵:۲۰)، جست وجو در شهر (شبكه ۵، ساعت ۲۳)، مستند ۴ (شبكه ۴، ساعت ۱۰:۲۲) و سفرنامه آمريكاي لاتين (شبكه ۱، ساعت ۱۵:۲۳) را هم تماشا كنيد. راستي، ساعت ۰۵:۱۵ شبكه ۲، كارتون دختري به نام نل دارد. فكر كردم شايد دلتان بخواهد ببينيد. وسط هفته، خوش بگذرد.

ستون شما
شما را به خدا
دوست نداشتيم ولي اولين نامه امروز، متني است ۳صفحه اي با امضاي «پدر و مادري دلشكسته.»
و از آن بدتر با تيتر «شما را به خدا نامه را تا آخر بخوانيد» هواي روزي هم كه نامه را مي خوانديم باراني بوده، بنابراين همه چيز براي دلگرفتگي آماده بود  بخوانيد: «شايد براي شما كه كنار فرزندتان هستيد مهم نباشد كه شب چله يعني چه...
شما اين شب را كنار فرزندان جوانتان مي گذرانيد، اما من و همسرم غمگين نشسته و منتظر فرزندانمان هستيم. آنها ما را كنار گذاشته اند ورفته اند ميهماني، درست مثل پارسال. خودتان را جاي ما بگذاريد. از اين چله فقط خاطره تلخ مانده...
كاش به جاي درس هاي دانشگاه به اين دانشجوها احساسات و عاطفه را بياموزانيد... مگر عيبي داشت اين شب را كنار ما مي گذارندند. جوانان امروز باموبايل و كامپيوتر و ترافيك خو گرفته اند و احترام و محبت به پدر ومادر كم كم فراموش مي شود.
من به عنوان يك استاد دانشگاه از شما تقاضا دارم...
بقيه اش مهم نيست. مهم دلي است كه در طولاني ترين شب سال شكسته...
اصفهاني هستيد؟
آقاي موسوي از تهران عقيده دارد مدير مسوول همشهري اصفهاني است. چرا؟ در ويژه نامه تغيير پايتخت، مطالبتان پر از جهت گيري به سمت اصفهان است.
نوشم نئي، نيشم چرائي؟
من فوق ليسانس عمران هستم و الحمدالله در يك شركت مشغول كار هستم، اما از تكه اي كه شما به دانشجويان متقاضي كار رشته باستانشناسي انداخته بوديد شديدا گله دارم. اگر نمي توانيد براي آنها كاري بكنيد، ننويسيد كه در اين مملكت هر كس كار بلد باشد سر كارمي رود.
رسيد
آقاي سعيد ساماني،  نامه شما رسيد. ببخشيد از اينكه جاي انعكاس آن در ايرانشهر نيست.

مردم
رخشان بني اعتماد
فعلا آخرين خبر درباره او اين است كه با فيلم كوتاهش در بخش مسابقه فيلم هاي بلند جشنواره شركت مي كند! ماجرا از اين قرار است كه بني اعتماد يكي از بخش هاي يك فيلم اپيزودي را ساخته كه تمام اپيزودهايش به جنگ مربوط مي شوند. بني اعتماد همواره خواسته درباره مردم اجتماعش فيلم بسازد! اما براي اين كار هيچ وقت سراغ جنگ نرفته است و حالا خيلي ها منتظرند ببينند كه جنگ از نگاه اين فيلمساز اجتماعي، چه معنا و مفهومي دارد. بني اعتماد به جز اينها، در برگزاري جشنواره سوني هم سهمي داشت ودر مراسم اختتاميه اين جشنواره كه چندي پيش برگزار شد، روي صحنه رفت و از اشتياق و شعور جواناني كه آثارشان در اين جشنواره به نمايش درآمدند، حرف زد. خود او اما حالا فيلمساز پخته و كار كشته اي است.
پرويز پرستويي
بعد از چند نقش نسبتا ناموفق در سينماي ايران، قرار است در جشنواره امسال برگردد و خاطره خوش سال هاي «آژانس شيشه اي» و «ليلي با من است» را زنده كند. او در آخرين فيلمش «مارمولك» يك بار ديگر با كارگردان «ليلي با من است» يعني كمال تبريزي همكاري مي كند و داستان اين يكي فيلم هم قرار است به اندازه ليلي ... جسورانه باشد.
نكته جالب درباره «مارمولك» اينكه اهالي سينما كم و بيش مي دانند قصه اش درباره چيست. ولي سازنده هاي فيلم، داستان بي سر و تهي ازاين فيلم تحويل مطبوعات داده اند تا ماجرا بيشتر از اين درز نكند. حالا بايدمنتظر ماند و ديد كه آيا همه اين اداها كلك هاي تبليغاتي است يا واقعا چيزي پشت همه اين حرف ها نهفته است.
كلينت  ايستوود
كلينت ايستوود، هنوز دست بردار نيست. هفتاد سالگي را رد كرده وهنوز يكي از چهره هاي تاثيرگذار سينماي دنياست. او پيرترين بازيگري است كه نقش اصلي فيلم ها را بازي مي كند و كارگرداني كه اغلب آثارش بحث انگيزند.
اما آخرين فيلم ايستوود، حتي از فيلم هاي قبلي اش هم موفق تر از كاردر آمده است. «رودخانه مرموز» در انتهاي سال ۲۰۰۳ در فهرست بهترين آثار اغلب منتقدها قرار گرفته و براي بازيگرانش شون پن و تيم رابينز، موفقيت هاي فرواني به همراه داشته است. اين ها تازه به غير از مستندي است كه ايستوود درباره موسيقي بلوز ساخته و كساني كه موفق به ديدنش شده اند، از تماشايش به وجد آمده اند.
اسكار امسال در انتظار ايستوود و فيلمش است.

ذهن زيبا
وقتي مي خواهي درباره دستمزدت پيشنهاد بدهي اول فكر كن و بعد ۱۰ درصد بيشتر بخواه.
جكسون براون 
انساني كه ديگران را مي شناسد، خردمند است؛ كسي كه خود را مي شناسد دل آگاه است.
لائوتسه 
نمي توانيم مسير باد را هدايت كنيم اما مي توانيم قايق هايمان را با آن همسو سازيم.
پرمودبترا

كوتاه
انگ
ديروز او را در محيط خانه، كودكي كودن و حرف نشنو لقب داده و معصوميتش را پايمال كردند.
امروز او را در محيط مدرسه، بچه اي بي استعداد و بي دقت مي نامند و به نگاه هاي معصوم و معنادارش وقعي نمي نهند.
و فردا... هم اوست كه بايست به دليل ابتلا به عارضه كم شنوايي تحت مداوا قرار گيرد.
مرتضي شكري

يك كنسرت بندري
اين خبر، راست كار دوستداران موسيقي بندري است. «فرهنگسراي بهمن» با همكاري جمعيت دانشجويي كبريا «متوسلين به امام رضا(ع)»، امروز كنسرتي برگزار مي كند به نام بندرنشينان كه با سرپرستي محمود جهان برگزار خواهد شد. عوايد حاصل از اين كنسرت قرار است صرف تهيه خانه براي تعدادي از كودكان خياباني تحت پوشش اين جمعيت شود. زمان اجرا ساعت ۱۸ تا ۳۰:۲۰ امروز بعدازظهر است و بليت را هم از فرهنگسراي بهمن مي توانيد تهيه كنيد.

معرفي كتاب
اينهم خبري تازه از پاتوق فرهنگي كتاب ما. برنامه تازه ادبي اين پاتوق برگزاري جلسه هاي ويژه براي معرفي كتاب هاي جديدالانتشار است. پاتوق فرهنگي كتاب ما براي برپايي اين جلسه ها، نياز به همكاري مولفان، مترجمان و ناشران دارد. شما اگر جزو اين گروه هستيد در صورت تمايل مي توانيد كتاب هاي خود را از طريق تلفن و نمابر به پاتوق معرفي كنيد. شماره نمابر پاتوق فرهنگي اين است: ۷۵۳۲۹۶۷
به اين آدرس هم مي توانيد نامه بنويسيد: خيابان دكتر شريعتي، روبه روي بهار شيراز، مجموعه فرهنگي هنري تهران، طبقه سوم

نكته
براي ارايه پيشنهادات وانتقادات مي توانيد با شماره هاي زيربا تحريريه ايرانشهر تماس بگيريد.
تلفن: ۹-۲۹۰۲۹۳۸
نمابر: ۲۹۰۲۹۴۰

|  ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   در شهر  |   درمانگاه  |   زيبـاشـهر  |
|  سفر و طبيعت  |   طهرانشهر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |