سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۴ - - ۳۷۰۶
زيبـاشـهر
Front Page

نگاهي اجمالي به بلند مرتبه سازي در كشور، ضوابط و بايد و نبايدهاي آن
بالا نشيني تا كجا و چگونه...؟!
003129.jpg
عكس :بهرام هوشيار يوسفي
سيد سعيد حسيني
همانطور كه دست اندر كاران امر ساخت و ساز كمابيش مطلعند، پس از پيروزي انقلاب تا اوايل دهه 70 بلند مرتبه سازي در كشور متوقف شد و حدودا از اواخر سال 1369 بود كه اين روند از سرگرفته شد و اين از سرگيري عمدتا به خاطر سرمايه هاي مالي سرگردان داخلي و خارجي بود كه با يك حركت آزاد و البته تند خود به بازار ساخت و ساز بلند مرتبه (برج سازي) فرصت تامل و تحليل را از كارشناسان امر سلب كرد و مصرف كننده هاي برج ها را دنباله رو خود ساخت!
دلايل عمده گرايش به ساخت وسازهاي بلند عبارتند از
* كاهش ذخاير زمين.
* استفاده نسبتا آسان از فولاد و تسريع در امر ساخت وساز و نيز پيشرفت فنون ساختمان سازي در عصر حاضر.
* تمركز خدمات در نواحي مركزي شهرها.
* كاهش هزينه احداث ساختمان (قيمت زمين، قيمت تمام شده ساخت مجتمع نسبت به ساخت جداگانه واحدها ...).
* كاهش هزينه براي مصرف كننده و.
از آنجايي كه ساختمان هاي مرتفع به عنوان نشانه هاي شهري سهم مهمي در شكل گيري ساختار فضايي و سيماي شهري ايفا مي كنند، نياز مبرمي به تنظيم معيارها و دستورالعمل هاي طراحي و نظارت بر اجراي مبتني بر دستورالعمل هاي فوق در مورد اين گونه بناها وجود دارد. اين نظارت بايد به گونه اي باشد كه از توسعه ساختمان هاي بلندي كه در تضاد با روند شكل گيري ساختار و سيماي مطلوب شهري در چارچوب اهداف طراحي و توسعه شهري و در زمينه هاي زيبا شناختي بصري و ادراكي هستند، ممانعت به عمل آورد.
- ضوابط كلي حاكم بر طراحي و ساخت ساختمان هاي بلند
* داشتن فاصله قانوني از پياده رو يا خيابان؛ زيرا بدون در نظر گرفتن ضوابط ويژه در اين زمينه،اين نوع سازه ها مي توانند مانع نفوذ نور خورشيد به فضاهاي عمومي و خصوصي و خيابان ها شود.
* داشتن فاصله قانوني اين سازه ها از همديگر (مثلا حداقل 5/2 متر فاصله با فرض حداكثر ارتفاع 90 پا -27 متر-).
* درباره ابنيه 5 تا 8 طبقه، ديوار به ديوار بودن و يا فاصله داشتن با همديگر اهميت چنداني ندارد ولي در ساختمان هاي مرتفع تر پيروي از روش ساخت سازه هاي مستقل و دور از هم توصيه مي شود زيرا كمتر از ساختمان هاي رديفي و متراكم سايه ساز هستند و البته سايه ساختمان هاي بلند و باريك منفرد به سرعت جابه جا مي شود .
* ساخت اين سازه ها نبايد باعث انسداد مناظر طبيعي شهر شده و نبايد در نقاطي كه از نظرگاه شهرسازي نامناسب هستند ساخته شوند.
* از همه مهم تر، رعايت اصول و قوانين علمي و مهندسي بر اساس آئين نامه هاي ملي و بين المللي موجود در طراحي و اجراي سازه اي اين بناهاست.
- مكان يابي ساختمان هاي بلند
* دوربودن از محل گسل هاي لرزه خيز
* نفوذ ناپذيري و مقاومت كافي خاك محل احداث
* دوربودن از حريم خطوط انتقال برق
* دوربودن از حريم مسيل ها
* عدم ايجاد مشكل از نظر زيست محيطي و آلودگي هوا؛ زيرا اين نوع سازه ها با توجه به ميزان عرض و ارتفاع ونيز شكل ظاهري، مي توانند به عنوان سدي در مقابل حركت هوا عمل كرده و آلودگي هوا را افزايش دهند، در اين مورد بهتر است از شيوه مدادي (ساختمان هاي باريك تر) بهره جست.
- مهمترين ضابطه ترافيكي و دسترسي كه در مورد اين بناها توصيه مي شود اين است كه اين سازه ها حتي المقدور در فاصله 500 متري تا ايستگاه هاي اتوبوس يا 1000 متري از ايستگاه هاي مترو مستقر شوند و ديگر اينكه اتصال مستقيم ورودي بناهاي بلند به آزادراه ها و بزرگراه ها ممنوع است مگر بناهاي با اهميت خاص.
ـ نسبت ارتفاع به عرض در ساختمان ها؛ اگر اين نسبت 2 به 1 يا 1 به 1 يا 1 به 2 باشد، حالت پويا و ديناميك دارد ولي اگر اين نسبت از 2 به 1 تجاوز كند، نوعي احساس ترس از تنگي فضا به انسان دست مي دهد.
معمولا براي ساخت سازه هاي بلند، زمين هاي بزرگتر ارجح تر و مناسب ترند؛ لذا فرآيند بلند مرتبه سازي باعث مي شود كه روند افزايش قيمت زمين هاي كوچك قطع شده و بين قيمت تمام شده زمين ها با اندازه هاي متفاوت تعادل برقرار شود.
از طرفي با افزايش تعداد طبقات، تراكم ساخت بيشتر شده و مساحت زير ساخت كل چند برابر مي شود و به نسبت افزايش زيربنا، مسلما مقدار مساحت فضاي باز (open space) كاهش پيدا مي كند.
از جهت ديگر اصول زيبايي شناسي شهرهاي جهان امروز بر تنوع فرم، شكل، مصالح و رنگ سازه استوار است؛ تنوع، عامل مهمي در بسط قوه تميز و شناسايي آدمي است. يك شهر متنوع شهري خوانا است يعني در چنين شهري مي توان مكان ها را به آساني پيدا كرد و از خصوصيات شهر متنوع داشتن اين گونه سازه هاي بلند و مرتفع است. به گفته شينوهارا معمار ژاپني شرط اصلي شكل گيري شهرهاي متنوع زيبايي استوار بر نظم پيشرفته است.
در سالهاي اخير به دليل نبود برنامه ريزي هاي اوليه و عدم اعمال روش هاي نظارت دقيق و علمي بر توسعه شهري، حتي محتمل ترين خصوصيت مثبت بناهاي مرتفع يعني فراهم كردن گستره ديد وسيع و دلپذير به مناظر شهري براي ساكنان نيز، مي تواند به واسطه احداث بناهاي مرتفع جديدتر در فواصل نزديك پيرامون بنا كاملا خدشه دار شود!
از مشكلات ناشي از احداث بي رويه ساختمان هاي بلند در دنيا مي توان به موارد زير اشاره كرد:
۱ - محروم شدن سكنه و همسايگان اين نوع ساختمان ها از نور خورشيد و روشنايي و تهويه طبيعي به دليل برپا شدن برج هايي بزرگ به فاصله كم از همديگر.
۲ - نزديك بودن بيش از حد به خط كناري پياده رو و نداشتن پس رفتگي كه مانع رسيدن نور مستقيم به خيابان يا پياده رو مي شود .
۳ - ساخت و ساز غير اصولي و بدون تطابق با اصول و قوانين ساختمان سازي كه در صورت وقوع حوادثي مثل زلزله، جان و مال ساكنان را به شدت تهديد و نابود مي كند.
در پايان اميد، آن داريم كه با نظارت صحيح و اصولي بر طراحي و اجراي بناهاي مرتفع از جهات مختلف اعم از تناسبات و تركيبات، نقش ساختمان در سيماي شهر، تداخل آن در خط آسمان از همه زواياي ديد در اطراف ساختمان، طراحي فضاهاي باز در اطراف اين گونه بناها و ارتباط اين فضاها با خيابان و بنا ، معماري سازه و هماهنگي آن با ساختمان هاي با ارزش همجوار و بافت محله، جزئيات نما، قرارگيري در سطح زمين، ارتفاع و شكل، توده وحجم، زمينه، رنگ، مصالح، كيفيت ظاهري، قابليت انعكاس نور و…، از اين پس ديگر شاهد ساخت و ساز غيراصولي بناهاي مرتفعي كه از ديد معماري فاقد توازن بصري و از نظر مهندسي فاقد مقاومت كافي و لازم در برابر نيرو هاي خارجي و داخلي وارده بر ساختمان هستند، نباشيم؛ چه، اگر خداي ناكرده چنين شود، بايد در آينده نه چندان دور، از بين رفتن جان و مال هزاران انسان بي گناه كه قرباني سهل انگاري و ندانم كاري و البته بي قانوني مي شوند را نظاره گر باشيم.

پاكدشت از منظر توسعه شهري
003081.jpg
سعيد سادات نيا- ديو شهـــر تهـــران، فـــربه و تنبل و ناكارآمد به رشد لجام گسيخته خود ادامه مي دهد و همه فرصت هاي پيرامون خود را مي بلعد. از روستاهاي داراي ريشه در چند هزار سال تاريخ اين سرزمين گرفته تا فرصت هاي زيست بومي و گستره توليد صنعتي، كشاورزي يا فرهنگي و تاريخي.
پاكدشت منطقه اي غني و متشكل از تعدادي روستاهاي قشلاقي ايلات كوچ نشين در ييلاقات دامنه دماوند و نيز تعدادي روستاهاي كهن و ريشه دار در بستر و دشت سيراب از كوه هاي البرز، با پشتوانه ديرين كشاورزي و باغداري و نيز كوره پزخانه هايي كه در اين سالهاي اخير با تبديل سوخت از مازوت به گاز به فضاهاي تميزتر و سالم تري براي كار تبديل شده اند، سكونتگاه ها و مناطق صنعتي بر سر راه تهران به خراسان، موقعيت بسيار ويژه اي در تامين نيازهاي خدماتي و صنعتي اين ديو فزونخواه دارد.
ليكن اين منطقه با وجود روستاهاي با هويت و متجانس و نيز زمين هاي كشاورزي و مناطق صنعتي خود از مناطق پراشتغال حوزه شهري تهران به حساب مي آيد. به همين دليل محل كار مناسبي براي خيل كارگران ارزان گريخته از هزينه بالاي زندگي تهران مي شود، ولي اين بستر نجيب از رشد آن غول بي شاخ و دم در كنار خود چه بهره اي برده است؟!
به مدد مديريت شهري ناكارآمد و بي برنامه تهران طي چهل سال اخير كه عمده رشد و گسترش شهر در آن دوره صورت گرفته است، تهران محل انباشت و بدمصرفي كالاهاي ارزان كشـــورهاي همسايه جنوب شـــرقي آسيا در اين اواخـــر شده است. هجوم كارگـــران ارزان قيمت، افغان هاي رانده شده و گريخته از فقر و جنگ و عقب ماندگي كشور خود، ضرورت رقابت با كالاها و نيروي كار ارزان، واقعيتي گريزناپذير براي كارگران ساكن در اين گوشه از منطقه شهري تهران است، ولي مشكل آنجا نمود مي يابد كه حاصل اين كار و توليد محصولات صنعتي و كشاورزي كه عمدتا خوراك آن ديو شهر مي شود، سود و منفعتش به جيب كساني مي رود كه هيچ گونه نقشي در توليد آن محصولات نداشته اند و به اين ترتيب آجر و سيمان و ميوه و سبزي هاي توليدي كارگران و كشاورزان پاكدشت با كمترين دستمزد، خوراك شهرنشينان مي شود. ديو تهران براي تزئين سر و صورت خود به پارك ها، برج ها، اتوبان ها، اتومبيل ها و نيز محصولات چيني و كره اي، هر روز فزونخواه تر مي شود و درمقابل، اقمار پيراموني در خدمت آن (مثل پاكدشت) از ابتدايي ترين نيازهاي مدني محروم مي مانند.
وقتي كه دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران از چندين دهه پيش در اين منطقه فعال است، ولي هيچ رابطه فرهنگي، مادي و معنوي با اين مردم برقرار نكرده است و دانشجويانش، بي آنكه رابطه سكونتي و مصـــرفي و در نتيجه فـــرهنگي با اين مردم برقرار كنند، از يك مفر به سرعت به تهران مي گريزند و وقتي كه حتي ساختمان هاي دولتي پاكدشت، بعد از اينكه شهر قلمداد مي شود، به كنار جاده بين شهري و پشت به مردم ماوا مي گيرد، معناي آن اين است كه مردم اين منطقه، يكسويه بايد به ديو شهر تهران خدمت بدهند و خود محروم و بي بهره از بستر خويش باقي بمانند.
مشكل پاكدشت از آنجا شروع شده كه از حاصل تجهيزات و امكانات شهري، آب آشاميدني، حمل و نقل مناسب، فضاهاي تفـــريحي، فرهنگي، آموزشي، بهداشتي و مديريت كارآمد مجهز به برنامه هاي راهبردي و سيستمي به دور مانده و كودكان معصوم آن مورد تجاوز وحشيانه انسان هاي تحقير شده و له شده حاصل از اين روند قرار مي گيرند.
راه برون رفت و پيشگيري از تكرار گسترده تر اين نابهنجاري ها، تجهيز مديران كارآمد و برآمده از محل، به برنامه و ابزار امروزين و حمايت مالي و قانوني از آنهاست كه از اضافه ارزش حاصل كار خود آنها و از هويت تاريخي، فرهنگي و بوم زيست غني خودشان مي تواند فراهم آيد. چرخه توليد برون زاي اين مناطق بايد گرايش به توليد درون  پيدا كند.

شهر ژاپني معلق در آسمان دوحه
003126.jpg
ميثم معصومي- آراتا ايسوزاكي، معمار صاحبنام ژاپني، در نيمه دوم دهه 1960 مقاله اي با عنوان شهري كه ديده نمي شود منتشر كرد؛ وي در اين مقاله طرح شهري رويايي سر به فلك كشيده اي را با نام شهري در آسمان يا خوشه اي در هوا (Cluster in the Air) ارائه كرد. ايده اين طرح بر اساس دو نظريه متابوليزم (نظريه اي كه گروهي ازمعماران ژاپني در دهه 60 ارائه دادند؛ بر اساس آن ساختمان هم مانند گياهان ـ موجود زنده ـ رشد مي كند و بزرگ مي شود و با محيط خود تطبيق پيدا مي كند) و مگااستراكچر (سازه هاي غول پيكر) بود. در اين طرح ساختمان ها همچون درختاني هستند كه هر يك قابليت رشد داشته و هرگز تكميل نمي شوند. اين مجموعه شامل برج هايي از زمين برخاسته است كه تاسيسات زير بنايي از قبيل خيابان (محل عبور) و خطوط زندگي (lifeline) از قبيل آب، برق و ... را در خود جاي داده است. اين قسمت به مانند تنه يك درخت است و واحدهاي ساختماني مانند شاخه هاي درخت به برج هاي مركزي وصل مي شوند. اين واحدها را مي توان براساس نياز كم و زياد كرد و گسترش داد يا كوچك كرد و اگر يك برج به تنهايي بنا شود، تنها يك ساختمان است، ولي اگر چندين برج كنار هم ساخته و به يكديگر متصل شوند يك شهر ايجاد مي شود!
در اين طرح با استفاده عمودي از تاسيسات زيربنايي، از فضاي روي شهرها به عنوان فضايي بكر و دست نخورده براي ساخت شهري جديد استفاده شده است. در اين مدل مي توان كفرزانه شهر» مد نظر ايسوزاكي در دهه 60 را ديد. دهه اي كه سرآغاز رشد اقتصادي شتابان ژاپن بود، رشدي كه تا اواخر دهه 80 ادامه داشت. درآن دوران معمارهاي بسيار طرح هايي از اين دست ارائه مي كردند كه در تمام آنها ابرساختمان ها ناجي مشكلات شهرنشيني بودند!
ولي در جامعه امروز ژاپن كه از سرعت رشد اقتصادي آن بسيار كاسته شده است و رشد جمعيت چيزي نزديك به صفر است، طرح هايي از اين دست چيزي بيش از يك افسانه تاريخي نيست! ديگر كسي را نمي توان يافت كه شهرهاي آينده و فرزانه را در ابرساختمان ها جست وجو كند...! در چنين شرايطي است كه معمار پير ژاپني ، در پي تحقق رويا هاي فراموش شده خويش در كويرهاي نفت خيز خاورميانه است. اين ايده (متابوليزم و مگا استراكچر)، بعد از بيش از 40 سال مورد توجه كارفرماي قطري قرار گرفته  است و او از ايسوزاكي خواسته تا مجموعه اي شامل كتابخانه ملي قطر، بانك بين المللي قطر و برج شيخ را با بهره گيري از اين ايده براي وي بسازد. كار ساختماني اين مجموعه قرار است در سال 2006 به پايان برسد.

پيرامون
طراحي يادمان ورودي شهر قم
به منظور ارتقاي كيفيت محيطي ورودي اصلي شهر قم و همچنين تقويت هويت شهر، مسابقه اي تحت عنوان كطراحي يادمان ورودي اصلي شهر قم و فضاي اطراف آن» از سوي شهرداري قم برگزار مي شود. متخصصان حقيقي و حقوقي در زمينه هاي معماري طراحي شهري و مجسمه سازي مي توانند حداكثر تا تاريخ 17/3/84 طرح هاي خود را به دفتر مسابقه واقع در جهاددانشگاهي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران تحويل دهند. براي دريافت مدارك مسابقه به نشاني اينترنتي http://farakhan.jahat.ir مراجعه كنيد.
003135.jpg
كنگره جهاني معماري و شهر سازي
بيست و دومين كنگره جهاني معماري و شهرسازي تير ماه سال جاري، با همكاري يونسكو در استانبول تركيه برگزار خواهدشد.معماراني همچون رم كولهاس، فرنك گري و ظه حديد در اين كنگره حضور خواهند داشت. در حاشيه برگزاري اين كنگره، فراخوان هايي براي شركت در مسابقه دانشجويي معماري و ارائه مقاله اعلام شده است. ثبت نام براي مسابقه دانشجويي معماري طي دي و بهمن ماه سال گذشته انجام گرفت. هدف اين مسابقه برگزاري يك رقابت فكري آزاد براي ارائه ايده هاي مختلف به منظور خلق فضا با عملكرد هاي مختلف در شرايط خاص و بحراني است. تعيين شرايط ويژه و نوع عملكرد طرح بر عهده خود شركت كنندگان است. آخرين مهلت ارسال پروژه ها 23 خرداد ماه است. قضاوت در مورد پروژه ها 30 ژوئن و اعلام نتايج سوم ژوئيه خواهد بود.
ساختمان هاي هوشمند
ساختمان و كامپيوتر- توسعه تكنولوژي اطلاعات شاهد گسترش بسيار سريع سيستم هاي قابل اندازه گيري، ارز شيابي و پاسخگو به تغييرات بوده است. اين نتيجه رشد و توسعه ساختمان هاي هوشمند است، ساختمان هايي كه قادر به فراهم آوردن امكانات جديد متناسب با توسعه هستند.در واقع يك ساختمان هوشمند توانايي پاسخگويي و تطابق با تغييرات پيچيده را دارد و همين باعث استفاده راحت تر از منابع و فراهم آوردن آسايش و راحتي براي ساكنان آن است.مواردي كه يك ساختمان هوشمند توانايي پاسخگويي به آن را دارد شامل موارد زير است: توانايي ايجاد تغييرات در هنگام تغيير هواي خارج از ساختمان نظير تغيير دما، رطوبت، سطح روشنايي و....  توانايي ايجاد تغييرات در هواي داخل، جذب دما در هنگام افزايش ساكنان، تجهيزات و.... ايجاد تغييرات بر حسب موارد مورد نياز، تغيير در نوع كاربري، تغيير بر حسب نياز ساكنان .
003132.jpg
مركز هنري لابان
لابان كاري از دفتر هرتزوگ و دمورن با سيمايي ساده از يك مكعب رنگي، به عنوان مجموعه اي از استوديوهاي هنري، كارگاه ها، تئاتر و كتابخانه سعي در برقراري ارتباطي متفاوت تر از شرايط معمول بين مخاطب و رشته  هنري مورد نظر دارد. توناليته رنگي موجود در فضاهاي داخلي و خارجي، فرم هاي نرم و منحني ديواره هاي داخلي، تلاشي براي برانگيختن احساسات افراد و هدايت و سرمايه گذاري انرژي هاي ايجاد شده روي زمينه فعاليتي آنها است. لابان داراي 13 استوديوي حركات موزون، با ابعاد و رنگ هاي متفاوت است؛ بدنه هر كدام، از آينه ها و پنجره هاي بزرگ رو به سايت و راهروهاي اصلي طراحي شده است. دو پلكان مارپيچي واقع در محورهاي ورودي به گونه اي تنديس وار ارتباطات عمودي بين طبقات را ايجاد مي كنند. ارتباط افقي بنا به وسيله راهروهايي با مفصل بندي هاي دقيق در اطراف سالن تئاتر 300 نفر تمركز يافته اند، با فرمي آزاد، انعكاسي از خطوط نرم و آلي طراحي شده سايت است. كشيدگي پوسته منحني داخل بنا بر سازماندهي سيركولاسيون مجموعه در جهات عمودي و افقي، بخصوص از لحاظ بصري مي افزايد. نماي بنا از ورقهاي روكش دار فلزي پلي كربنات با توناليته رنگ هاي مختلف پوشيده شده است.

يادداشت
هويت، جهاني شدن و معماري ملي
تورج ميربها - مسئله هويت طلبي يكي از مباحث جاري در جامعه است؛ از يك سو توجه به گذشته غني فرهنگي و از سوي ديگر جهاني شدن در لايه هاي فرهنگي، سبب شده در كشورهايي كه به نوعي داراي گذشته غني تاريخي و فرهنگي هستند، تلاشي دو چندان جهت استفاده از گذشته تاريخي جهت مصون ماندن از پديده يكي سازي جهاني صورت بگيرد. به نوعي مي توان گفت كشورهايي كه در عصاره فرهنگ خود، تكيه گاه هايي دارند و احساس مي كنند مي توانند با اتكا به آنها از موج يكسان سازي جهاني در امان بمانند، سعي در بهره جويي از گذشته هاي خود مي كنند. در عرصه معماري نيز آنچه بيشتر از همه در ديد صاحب نظران معاصر رخ مي نمايد، گذشته درخشان معماري ايران است؛ معماري درخشاني كه در اواخر دوران قاجار تحت تاثير موج دوم مدرنيسم جهاني قرار گرفت و پس از آن نتوانست همچون گذشته پديده اي مولف باشد.
اين موضوع كه معماري سنتي ايران داراي ارزش هاي هنري، فرهنگي و اجتماعي فراوان است، بر همگان واضح است، ولي سوال اينجاست، چگونه مي توان اين فرهنگ غني به ارث رسيده را دوباره بازيابي كرد، به كار برد و آن را همچنان در برابر هجوم جهاني سازي حفظ كرد؟ كدام قسمت اين هنر داراي پتانسيل هاي بازيابي و تجديد استفاده هستند؟ چگونه مي توان روحي نو در اين گذشته دميد تا معماري  متعالي پديد آيد؟
همان طور كه گفته شد، معماران معاصر سالهاست تلاش مي كنند به نوعي ميراث گذشته معماري ايراني را مورد استفاده قرار دهند؛ گاهي با استفاده مجدد از فرم ها و صور سنتي سعي در باز زنده سازي تصوير گذشته مي كنند، گاه با نگاه خلاقانه خود فرم هاي معماري سنتي را باز زنده سازي مي كنند و در قالبي مدرن آنها را مطرح مي سازند و گاه از مصالح سنتي استفاده مي كنند تا نگاه ناظر را با ياد گذشته به سوي خويش جلب كنند. اين سبك برخورد با معماري، نوعي برخورد نوستالژيك و به ياد آورنده با معماري سنتي است.
حقيقت اين است كه با اين شيوه ها مي توان بيننده را با يادي از گذشته درگير كرد و با عنصري پيونددهنده كه همان بناي امروز است، ناظر را با گذشته كه همان معماري سنتي ماست مواجه كرد و از اين حس نوستالژيك و تاريخ گرا جهت جذب نظر بيننده استفاده كرد. سوال اين است: آيا پديده اي كه سعي در مولف بودن دارد مي تواند خود مرجعي به پديده اي ديگر باشد؟ آيا معماري امروز مي تواند با رجعت دادن حس ناظر به گذشته، خود را پديده اي مولف كند؟ نوع ديگر برخورد با معماري گذشته و در واقع فرهنگ گذشته، بهره گيري از مفاهيم اين معماري است. مفاهيم معماري امري فراتر و جاويدان تر از مقوله معماري به مثابه يك ساختمان و برگرفته از جهان بيني و روح و نفس انسان وآداب و خلقيات اوست.
معماري سنتي ايران پاسخي به حقيقت وجود انسان، چه در بعد فيزيكي، چه در بعد معنوي و رواني و نيازهاي او بود. آن چيز كه در معماري گذشته ما ارزشمندترين مي نمايد، نه نوع استفاده از مصالح، نه فرم هاي بي نظير و هماهنگ، نه الگوها است، بلكه آن چيز كه جاويدان مانده، مقوله فضاي معماري و نوع نگرش به اين بحث در ادوار تاريخي است.
فضاي معماري سنتي ايران، بيش از هر خصوصيت ديگر خود، انسان مدارانه است و انسان را به عنوان اصليت خود هميشه مد نظر قرار مي دهد؛ براي او مي سازد، براي او توسعه مي يابد و براي او شكل مي گيرد. گاه اين معماري در برابر بعد فيزيكي انسان خاضعانه فرو مي افتد و معماري مساكن را پديد مي آورد و الگوها و فرم هاي سازگار خود را مي يابد، گاه براي پاسخ به بعد معنوي و روحاني انسان، به جلال مي رسد و از تمامي امكانات خود بهره مي گيرد تا تجلي گر حضور خداوند شود و معماري مساجد را پديد مي آورد. معماري سنتي ايران خود را در بند روابط آشناي زيبايي شناسانه نمي سازد، بلكه زيبايي جديدي مطرح مي كند كه حاصل توجه معماري به روح آدمي است.
آن چيزي كه شكل دهنده فضاي معماري در ذهن خالق معماري است، مفاهيم معماري است؛ مفاهيمي كه نه الزاما متافيزيكي، بلكه برگرفته از نيازهاي جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي هستند. معماري سنتي ما توانسته بود به نحو شايسته اي به اين مفاهيم پاسخ گويد و با توجه به توانايي هاي خود در امر ساخت، مصالح و... به كالبد و جسم برسد؛ در واقع فرم هاي سنتي معماري و الگوهاي معماري سنتي، حاصل اين كالبد يافتن است.
ولي آيا پاسخ امروز ما به مفاهيم معماري همچون گذشته خواهد بود؟ آن چيز كه ما را در معماري ايراني مجذوب خود مي كند، نه فقط پاسخ هاي گذشتگان و عناصر معماري سنتي، بلكه فضاي خاصي است كه اين معماري ارائه مي دهد؛ فضايي خاص و معنوي، درآميخته با رنگ و شعر و نور و معني. چيزي كه معماري ايراني سعي در رسيدن به آن مي كند اين نوع فضاي خاص است. چگونه مي توان به اين فضا رسيد، بي آنكه عناصر شكل دهنده آن را شناخت و چگونه بار ديگر اين فضاي آشنا را زنده ساخت؟
در انتها بايد گفت، آن چيزي كه معماران امروز به عنوان ميراث گذشته مي توانند از آن بهره بجويند، توجه به نوع نگرش پيشينيان به پديده معماري، انسان و مفاهيم معماري است كه بطور مسلم در اين صورت حاصل كار معماري، فضايي آشنا خواهد بود؛ فضايي كه عميقا درون ذات ماست، درون آن رشد مي كنيم، با فرهنگ ما، دين ما و وجود ما آميخته است و تنها احتياج به تجسم يافتن دارد، تجسم يافتني كه مي تواند در كالبدهايي نه الزاما سنتي، بلكه مدرن ، صورت بگيرد. بدون شك، در صورتي كه امروز فضاهاي آشناي گذشته را شناسايي كنيم و عوامل به وجود آورنده آن را بشناسيم، مي توانيم آنها را در قالب كالبدي جديد ارائه كنيم....

|  آرمانشهر  |   ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   جهانشهر  |   دخل و خرج  |   زيبـاشـهر  |
|  شهر آرا  |   يك شهروند  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |