شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۵
سياست
Front Page

جنگ قدرت درانگليس
005388.jpg
سال گذشته توني بلر حزب كارگر را براي سومين بار به سوي پيروزي در انتخابات انگليس رهبري كرد، اما امروز او شاهد بي تابي افكار عمومي كشور و حتي رهبران حزب كارگر براي شنيدن پاسخ اين سوال است كه «بلر كي ساختمان شماره ۱۰ خيابان داونينگ را ترك مي كند؟» . او چندي پيش گفت كه براي دور بعدي به كانديداي نخست وزيري نخواهد بود، اما اين براي مخالفانش كافي نيست و همه مي پرسند: «دقيقاً كي؟»
بلر اكنون نامحبوب ترين نخست وزير حزب كارگر از زمان جنگ جهاني دوم تا به حال است. ميزان محبوبيت او در افكار عمومي در خوشبينانه ترين وضعيت ۲۶درصد است. در انتخابات اخير شوراها و شهرداري ها، حزب كارگر بعد از محافظه كاران و ليبرال دموكرات ها در مقام سوم قرار گرفت و شكست سنگيني را متحمل شد.
بعضي نظرسنجي ها نشان مي دهد كه اگر انتخابات سراسري در انگليس همين امروز برگزار مي شد، محافظه كاران حزب توري با ۳۷ درصد آرا، حزب كارگر را شكست مي دادند.
آمار و ارقامي شبيه به اين، ذهن نمايندگان حزب كارگر در پارلمان و رهبران اين حزب را به خود مشغول كرده است. بدون شك آنها به خاطر بيرون آمدن از دوران ركود و به قدرت رسيدن بعد از ۱۷سال انزوا در دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادي هنوز مديون و ممنون بلر هستند، اما اين روزها حتي نزديكترين وفاداران به بلر به اين فكر مي كنند كه دوران او ديگر به سر آمده است. بلر كه زماني رهبر محبوب حزب كارگر و عامل پيروزي اين حزب بود، اكنون به باري سنگين براي حزب تبديل شده است كه اگر از قطار در حال حركت حزب كارگر تخليه نشود ادامه حركت آن را در ماه هاي آينده با مشكل روبه رو خواهد كرد.
در روزهاي اخير عده اي از اعضاي اين حزب كه به جناح چپ درون حزب تعلق دارند همين حرف ها را به صراحت به زبان آورده و خواستار استعفاي سريع بلر شده اند. طرفداران بلر با تكيه بر شعار حفظ وحدت در شرايط كنوني مي گويند، سخن از استعفاي نخست وزير فقط به غرق شدن بيشتر حزب كارگر كمك مي كند.
بلر سال گذشته براي جلب مشاركت گوردون براون، وزير دارايي و رقيب در انتظار جانشيني او كه بسياري وي را وليعهد نخست وزير مي خوانند، وعده داد در پايان دوره پارلمان كنوني يعني بعد از انتخابات سال ۲۰۰۹ از قدرت كناره گيري مي كند. وقتي نخست وزيري تاريخ كناره گيري اش را اعلام مي كند هر چند كه آن زمان دور هم باشد، همه نگاه ها از همان لحظه به جانشين بعدي خواهد بود و روزها را مي شمارند تا اين دوره به پايان برسد.
بعد از انتخابات اخير شهرداري ها و شوراهاي شهري و شكست سنگين حزب كارگر بلر تغييرات بزرگي در كابينه ايجاد كرد. جك استراو وزيرخارجه قدرتمند دولت هم شامل اين تغييرات شد. استراو چند روز بعد از اين جابه جايي ها گفت كه از تصميم بلر براي بركناري اش شگفت زده شده است. هدف اصلي اين تغييرات نشان دادن اين نكته بود كه بلر هنوز در قدرت است.
در پاسخ به مقالات مطبوعاتي، مصاحبه هاي رسانه اي و اظهارنظراتي كه موضوع همه آنها استعفاي فوري بلر است،  او و نزديكانش فقط اطمينان مي دهند كه انتقال قدرت به صورت برنامه ريزي شده و تا پيش از انتخابات سراسري سال ۲۰۰۹ انجام مي شود، اما هيچ صحبتي از تعيين جدول زماني و اعلام تاريخ دقيق استعفاي بلر نمي شود.
براون كه فكر مي كند بلر او را فريب داده و از انتقال قدرت به او طفره مي رود در چند مصاحبه مطبوعاتي اقدام مارگارت تاچر را به بلر يادآوري مي كند كه در شرايطي مشابه و در ميان نارضايتي و فشار محافظه كاران مجبور به ترك قدرت شد.
اما بلر براي باقي ماندن در قدرت و ادامه دوران نخست وزيري دست به ابتكارات تازه اي زده است، يكي از آنها شروع طرح جديد مبارزه با جرم و جنايت و اعلام برنامه هاي بلندپروازانه براي وزراي مهم دولت است.
ناكارآمدي نظام قضايي انگليس به ويژه در مبارزه با جرم و جنايت با انتقاد گسترده افكار عمومي اين كشور رو به روست. بلر با آگاهي از اين موضوع اصلاحات در نظام قضايي و مقدم شمردن حق قربانيان بر حق متهمان در اين نظام را خواستار شده است. او در ديدارهاي چند ساعته با نمايندگان اتحاديه هاي كارگري، كارفرمايان و سازمان هاي غيردولتي به تشريح برنامه هاي جديد و رفع نواقص گذشته مي پردازد.
او بعد از ترميم كابينه چند نامه سرگشاده براي وزارتخانه هاي مهم دولت فرستاد و در آن اهداف و فعاليت هاي اين وزارتخانه ها را در حوزه اجراي نظم و قانون، خدمات بهداشتي و درماني و اصلاحات بخش غيرانتخابي پارلمان به تفصيل توضيح داد. در يكي از اين نامه ها كه همگي در مطبوعات چاپ شده است، بلر از وزير كشور جديد خود خواسته است ضرورت تصويب قوانين جديد براي دادگاه هايي را بررسي كند كه حكم دولت در زمينه موضوعات حقوق بشري را ناديده مي گيرند. اين تصميم بلر در پي حكم اخير دادگاهي صورت گرفت كه در آن دولت به سوءاستفاده از قدرت خود در رد درخواست اقامت ۹پناهجوي افغان متهم شده بود. اين پناهجويان افغان دست به هواپيماربايي در داخل انگليس زده بودند و به همين دليل دولت درخواست اقامت آنها را رد كرده است. بلر با اين اقدامات مي خواهد نشان دهد كه قدرت را در شرايط ضعف و ناتواني و با كارهايي ناتمام و بي سامان به براون تحويل نداده است. بلر همچنين خواستار شتاب بخشيدن به اصلاحات در بخش خدمات عمومي شده و تأكيد كرده است كه اين اصلاحات براي بقاي اقتصادي در دنياي جهاني شده امروز حياتي است.
حضور ۹ ساله در قدرت، هر سياستمداري را مي تواند به چهره اي كسالت آور براي افكار عمومي تبديل كند، اما خروج بلر از صحنه قدرت، اندكي با سياستمداران ديگر متفاوت است. در كنفرانس  خبري اخيري كه بعد از شكست انتخاباتي حزب كارگر برگزار شد و همه انتظار داشتند بلر در آن تاريخ كناره گيري اش را اعلام كند و او چنين نكرد، چهره بلر ديگر چهره مردي نبود كه با قدرتي فراوان و همچون يك سياستمدار تازه نفس در انتخابات سال ۱۹۹۷ به پيروزي رسيده است. در فهرست دلايلي كه شرايط كنوني را براي بلر ايجاد كرده، عراق در رديف نخست  قرار دارد. جنگ عراق اعتبار بلر و صداقت او را به عنوان يك نخست وزير در افكار عمومي و محافل سياسي انگليس زير سوال برد. بلر هر چقدر در سال هاي اخير تلاش كرد نتوانست اين برداشت را تصحيح كند كه براي متقاعد كردن انگليسي ها به جنگ، اطلاعات دروغ داده و فريبكاري كرده است.
افكار عمومي و سياستمداران انگليسي برخلاف مخالفان جنگ در آمريكا، با جنگ عراق به عنوان واقعه اي مرگبار و پردردسر مشكلي ندارند. آنها چگونگي رفتار نخست وزيرشان در هفته ها و ماه هاي قبل از جنگ و سخنراني هاي او در پارلمان و در رسانه ها و خطاب به افكار عمومي را نمي توانند فراموش كنند. بلر در آن روزها پرونده اي جمع آوري كرده بود كه به «دوسيه صدام» معروف بود و اطلاعاتي درباره سلاح هاي كشتارجمعي صدام و فعاليت تسليحاتي او ارائه مي كرد. وقتي هيچ سلاح كشتار جمعي در عراق يافت نشد، اعتبار اين پرونده و حامي اصلي آن يعني بلر هم به شدت زير سوال رفت. نتايج انتخابات شوراها و شهرداري ها در انگليس نشان داد، آراي شخص بلر در ميان طبقه متوسط و حاميان ليبرال حزب كارگر به شدت كاهش يافته است. نظرسنجي ها نشان مي دهد دليل اصلي اين كاهش محبوبيت موضوع عراق است. اما سال گذشته كه حزب كارگر به رهبري بلر بار ديگر در انتخابات پيروز شد هم موضوع عراق وجود داشت. چرا در آن زمان رأي دهندگان مخالفت خود را با بلر و حزب كارگر نشان ندادند؟ يكي از پاسخ هايي كه مي توان به اين سؤال داد احياي حزب رقيب توري به رهبري «كامرون» است. محافظه كاران انگليسي به رهبري سياستمداري جوان كه شعارهايش براي تحول درون حزب توري، روزهاي سال ۱۹۹۷ بلر را به ياد مي آورد، دوران جديدي را شروع كرده اند.
در انتخابات محلي اخير محافظه كاران در رديف نخست قرار گرفتند و اين مي تواند نشانه اي باشد براي پيش بيني نتيجه انتخابات سراسري آينده اين كشور. دليل ديگري كه شرايط سياسي را براي بلر تا اين اندازه وخيم كرده رسوايي هاي اخير درون دولت او است.
جان پرسيكات معاون نخست وزير به دليل ارتباط غيراخلاقي با منشي خود در برابر افشاگري رسانه ها قرار گرفت. شوهر «تساجوول» وزير فرهنگ از سيلويو برلوسكني نخست وزير ايتاليا رشوه گرفته بود و اين هم در رسانه ها فاش شد. چارلز كلارك وزير كشور به اين دليل از مقام خود بركنار شد كه رسانه ها فاش كردند وزارتخانه او هشدارهاي مكرر درباره خطر آزادي زندانيان خارجي و اخراج نكردن آنها را ناديده گرفته است. در اين ميان اسكاتلنديارد هم مشغول بررسي اين موضوع است كه آيا اعضاي حزب كارگر كرسي هاي مجلس لردها را به افرادي فروخته اند كه وام ها ي سنگين به اين حزب داده اند يا نه.
اين رسوايي ها، اتفاقاتي را به ياد مي آورد كه حكومت ۱۸ ساله حزب توري را در هم شكست. همين اتفاقات بود كه موجب شد بلر در سال ۱۹۹۷ پيروزي چشمگيري به دست آورد. سال گذشته در چنين روزهايي به رغم ترديدهايي كه بعد از ماجراي جنگ عراق نسبت به صداقت بلر ايجاد شده بود، ۶۰ درصد انگليسي ها او را نخست وزيري قدرتمند مي دانستند اما اكنون چنين نيست.
نمايندگان حزب كارگر در پارلمان نگران آن هستند كه بلر با سقوط خود اين حزب را هم براي سال ها با خود غرق كند و به اين ترتيب ميراث دولت كارگري هم فراموش شود. دولت بلر در سال هاي اخير دستاوردهاي زيادي داشته كه هريك از خواسته هاي ديرينه افكار عمومي انگليس به شمار مي رفتند. افزايش بودجه خدمات درمان عمومي و به طور كلي بهبود وضعيت اين بخش از جمله اين دستاوردهاست.
دستاوردهاي اقتصادي دولت بلر هم قابل انكار نيست. استانداردهاي زندگي در انگليس در دولت بلر از استانداردها در فرانسه و آلمان فراتر رفت. شرايط بيمارستان ها و مدارس و ارقام سرمايه گذاري هم در دولت بلر رشد نشان داده است. بعضي تحليلگران در انگليس مي گويند تغيير شعارها و برنامه هاي محافظه كاران حزب توري را هم بايد ميراث بلر به شمار آورد.
محافظه كاران اكنون بعد از گذشت ۹ سال از دولت بلر، شعارهاي زيست محيطي، توسعه بين المللي و ارتقاي حقوق زنان و اقليت ها مي دهند. اين در حالي است كه در گذشته محدود كردن مهاجران و كاهش ماليات تنها شعار محافظه كاران بود.
005358.jpg
بلر و براون در بسياري از محورها و سياستگذاري ها نظرات مشابهي دارند و اطرافيان بلر به صراحت گفته اند كه نخست وزير، موفقيت براون را در آينده، موفقيت خودش مي داند. با اين حال حزب كارگر اكنون در يك جنگ داخلي به سر مي برد و بعضي تحليلگران پيش بيني مي كنند به زودي ليبرال دموكرات ها هم به اين جنگ بپيوندند.
انتصاب هاي جديد بلر و تغييرات در تركيب كابينه نوعي اعلام جنگ به براون بود. جان ريد كه به سمت وزارت كشور منصوب شد و آلن جانسون وزير جديد آموزش از گزينه هايي هستند كه با هدف محاصره كردن براون وارد دولت جديد بلر شده اند.
براون تاكنون به صراحت رودرروي بلر قرار نگرفته و بيشتر حرف هايش را از طريق فرستادگانش به اطلاع نخست وزير رسانده است. اما وقتي از ضرورت نوسازي درون حزب كارگر سخن مي گويد، تقريباً همه مي دانند منظور او نوسازي بدون حضور بلر است. جدال ميان بلر و براون از ماه ها پيش شروع شده بود اما در هفته هاي اخير به اوج رسيده است.
اكنون ديگر حتي نزديكان بلر در حزب كارگر هم خواستار رفتن او هستند. حتي وزراي دولت او شرايط كنوني را بي ثبات مي خوانند و از اين شرايط گلايه دارند. زماني فقط طرفداران «كارگر قديمي» (جناحي درون حزب كارگر كه از موج جديد بلر درون اين حزب بازماندند) از واگذاري قدرت از بلر به براون سخن مي گفتند. اما اكنون دوستان بلر هم براين اعتقاد هستند كه حزب كارگر فقط با تغيير رهبري نجات مي يابد.
بلر مي داند عمليات به دقت برنامه ريزي شده براي بركناري او را براون رهبري و هدايت مي كند. نزديكان براون از سخن گفتن صريح در اين باره بيمي ندارند. اما او خود در مصاحبه هاي مطبوعاتي روابطش را با نخست وزير خوب توصيف مي كند. براون اخيراً در گفت وگويي به مجله تايم گفت، با نخست وزير زياد گفت وگو مي كند و اين دو مي توانند مشكلاتشان را حل كنند.
روزنامه انگليسي ديلي تلگراف اخيراً در اين باره نوشت: «مشاوران بلر مي گويند او سال آينده استعفا مي دهد. اما براون خواستار كناره گيري بلر در تابستان ۲۰۰۷ است. اين دو رقيب فقط براي يك مدت زمان چند هفته اي در حال نابود كردن حزب كارگر هستند.
ديلي تلگراف در ادامه مطلبش نوشت:« بلر و براون دست به خودكشي سياسي زده اند كه به مرگ سياسي هر دوي آنها و احزاب شان منجر خواهد شد. رأي دهندگان انگليسي با ديدن چنين كشمكشي ترجيح مي دهند كل حزب كارگر را كنار بگذارند.»
اما بلر كه اكنون ۵۳ سالگي را مي گذراند ديگر فرصتي براي به دست آوردن منصب سياسي ندارد و اين روزها آخرين روزهاي حضور او در قدرت خواهد بود. به همين دليل نمي تواند به راحتي ساختمان شماره ۱۰ نخست وزيري را ترك كند.
او اكنون تلاش مي كند با اعتبار و عزت قدرت را به ديگري بسپارد به همين دليل زمان استعفايش را اعلام نمي كند تا فرصت براي تصويب قوانين اصلاح طلبانه داشته باشد.
سرنوشت رهبري سياسي آينده انگليسي در انتخابات بعدي مشخص خواهد شد بلكه اتفاقات هفته هاي آينده نخست وزير بعدي و حزب سياسي بعدي حاكم در اين كشور را معلوم مي كند.

نگاه امروز
سرنوشت ال گور در انتظار براون

نيلوفر قديري
n-ghadiri@hamshahri.org
صحنه سياسي در انگليس و كانون قدرت آن يعني خيابان «داونينگ» روزهاي كم سابقه اي را تجربه مي كند. توني بلر در قدرت است اما در همه جا حتي درون پارلمان همه در انتظار رفتن او هستند. گوردون براون وزير دارايي بلر هم آشكارا خود را براي نخست وزيري آماده مي كند. اما آنچه اين روزها در انگليس مي گذرد شباهت زيادي با وقايع انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۰ آمريكا دارد. نسبت براون و بلر كه اكنون رقابتشان به نوعي جنگ قدرت تبديل شده شبيه نسبت ال گور به بيل كلينتون است.
ال گور معاون وقت رئيس جمهور در سال ۲۰۰۰ به سنت سياست در آمريكا، بعد از دو دوره رياست جمهوري بيل كلينتون، از سوي دمكرات ها به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري معرفي شد. اما مرتكب اشتباهي شد كه به قيمت از دست دادن كاخ سفيد و به گفته بسياري از روشنفكران آمريكايي، شروع دوراني تيره در تاريخ سياست آمريكا با به قدرت رسيدن جورج بوش تمام شد.
كلينتون و بلر هر دو مبدع استراتژي «راه سوم» و چپ جديد در كشورهايشان و در سطح جهان بودند. اما گور اين استراتژي را در تبليغات انتخاباتي سال ۲۰۰۰ ناديده گرفت و با شعار «مردم عليه قدرتمندان»،وبا تكيه بر اصول قديمي دمكرات ها وارد عرصه انتخابات شد.
مطبوعات انگليس اخيراً نوشتند «باب شرام» مشاور تبليغاتي دمكرات ها كه در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۰ به ال گور توصيه تبليغاتي مي كرد اكنون يكي از مشاوران گوردون براون است. بيشتر طرفداران براون در درون حزب كارگر هم مخالفان استراتژي راه سوم بلر و از سنت گرايان اين حزب هستند.
بنابراين براون در انتخابات سال ۲۰۰۹ انگليس بدون شك با فاصله گرفتن از استراتژي هاي بلر و با رويكرد سنتي وارد عرصه تبليغات انتخاباتي مي شود. با توجه به نتايج نظرسنجي هاي اخير كه از كاهش شديد محبوبيت بلر حكايت دارد، اين كه براون از سياست هاي او فاصله بگيرد و حتي آن ها را نفي كند طبيعي است.
محبوبيت كلينتون حتي در اوج بحران رسوايي مونيكا لووينسكي دوبرابر محبوبيت كنوني بلر بود. اكنون حزب كارگر، بلر را مسئول قرار گرفتن اين حزب در جايگاه سوم بعد از محافظه كاران و ليبرال دمكرات ها مي داند. نظرسنجي كه اخيراً روزنامه ديلي تلگراف در لندن انجام داده نشان مي دهد محافظه كاران حزب توري از حمايت ۴۷ درصدي لندني ها برخوردارند و حزب كار فقط ۲۲ درصد حامي دارد. بنابراين در بهترين شرايط اگر براون بتواند رأي دهندگان انگليسي را متقاعد كند كه بار ديگر به حزب كارگر اعتماد كنند، اين حزب فقط مي تواند به دولتي بدون اكثريت قابل توجه در انتخابات سه سال ديگر اميدوار باشد.

|  اقتصاد  |    اجتماعي  |   انديشه  |   سياست  |   شهرآرا  |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |