شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۴۱۱
آغاز طرح ضربتي مبارزه با موش
نبرد موش ها و آدم ها
اين جوندگان علا وه بر انتقال ۳۰ نو ع بيماري به انسان ، سالا نه در جهان غذاي ۳۳ ميليون نفر را مي خورند
010044.jpg
لابد شما هم مثل خيلي هاي ديگر وقتي از روي جوي هاي كنار خيابان رد مي شويد يا از كنار باغچه هاي پياده روها مي گذريد، عمدا نگاهتان را از داخل آن جوي و باغچه مي دزديد و سعي مي كنيد سريعتر از آن محل عبوركنيد. اگر اينطور باشد، لابد علتش هم اين است كه دلتان نمي خواهد چشمتان به موجودات سياه و خيس و درشتي بيفتد كه با فرزي خاصي توي آن جوي ها و باغچه ها جولان مي دهند و البته هراسي هم از نگاه صدها جفت چشم عابران پياده به دلشان راه نمي دهند.
نه فقط به اين خاطر كه اينها موش هستند، بلكه به اين دليل كه اين موش ها هيچ شباهتي به موجودات بامزه و كوچكي كه در فيلم ها و كارتونهايي مثل تام و جري ديده ايم ندارند. اينها موجودات آلوده اي هستند كه هيچ گربه اي از پس آنها بر نمي آيد. تازه اگر گربه اي يكي ازآنها را بخورد، احتمالا يك روز زنده نمي ماند. اين موش ها در آلوده ترين نقاط شهر زندگي مي كنند و تعدادي از آنها از همين نقاط آلوده به منازل هم نفوذ مي كنند،  آنها كم كم نسبت به سموم معمولي و رايج دفع موش، قدرت مقاومت پيدامي كنند، از آدم ها نمي ترسند و اگر وضع به همين شكل ادامه پيدا كند كم كم براي رفع نيازهاي غذايي خود دست به سرقت مسلحانه هم مي زنند.
موش ها و آدم ها
نمي دانم كداميك برايتان مهم است، ولي موش ها علاوه بر اينكه موجودات آلوده و ناقل بيماري هستند، سالانه غذاي ۱۳۰ ميليون انسان را هم مي بلعند. در مورد اولي بايد توضيح داد كه اين جانور كه تمام قد وهيكلش به اندازه كفش يك آدم معمولي هم نمي شود، حدود ۳۰ نوع بيماري را به انسان منتقل مي كند. كارشناسان محيط زيست مي گويند وجود موش ها در عرصه زندگي شهري مي تواند دست كم ۳۰ نوع بيماري از جمله طاعون، تب و تيفوس را به انسان منتقل كند. اين بيماري ها به اندازه كافي خطرناك و كشنده هستند و نيازي نيست ۲۷ بيماري ديگر را ذكر كنيم، اما همه زيان هاي موش ها بيماري هاي آن نيست. اين جوندگان در سال، ۳۳ ميليون تن مواد غذايي را مي خورند كه اگر اين غذاها به دست انسان ها برسد مي تواند ۱۳۰ ميليون گرسنه را سير كند، حالا حساب كنيد در شهري مثل تهران كه جمعيت موش هاي آن ۵برابر جمعيت آدم هاي آن است، چه حجمي از مواد غذايي به وسيله اين جونده از بين مي رود و در عوض چه ميزان آلودگي به محيط زندگي شهري منتقل مي شود. اين آلودگي مي تواند به راحتي وارد خصوصي ترين گوشه زندگي تهراني ها شود. درست است كه اين موش ها در مسيل ها و آبراهه ها، انبارها، ميادين، مراكز تجمع ضايعات و زباله، اماكن مخروبه و كارگاه ها زندگي مي كنند، اما در مناطقي از شهر به داخل خانه هاي قديمي هم راه پيداكرده اند.
اگر به همين صورت پيش برود بيشتر خانه هاي تهران ميزبان اين ميهمانان ناخوانده خواهند شد.
آغاز مبارزه
وقتي مسوولان شهري ومردم از گربه هاي شهر قطع اميد كردند و به اين موجودات هم به چشم مزاحماني مثل موش ها نگاه كردند، تصميم بر آن شد تا طرح مبارزه با موش طراحي و اجرا  شود.
يكي از روش هاي مبارزه با موش، طرحي بود كه از طريق اطلاع رساني و هشدار به مردم انجام شد. در آن شيوه بيش از ۴۰۰ چادر اطلاع رساني در سطح شهر به مردم در مورد خطرات موش و شيوه هاي مبارزه با آن، اطلاعاتي مي دادند و از آنها مي خواستند تا مناطقي كه بيشتر موش مشاهده مي شود را نشان دهند.
نتيجه اين شد كه يكي از مسوولان طرح اعلام كرد در طول اجراي اين طرح بيش از ۳۰۰ هزار مراجعه مردمي براي دادن نشاني محل تجمع موش ها داشته اند. در اين شيوه پرده ها و تابلوهاي اطلاع رساني و بروشورهاي ويژه مبارزه با موش، مردم را به مشاركت در اين طرح تشويق مي كرد و راه هاي مبارزه با آن اعلام مي شد.
اما در روش دوم طرح مبارزه با موش هاي تهران ،ماموران طرح ضربتي، علاوه بر اطلاع رساني و ارتباط مردمي، اقدام به طعمه گذاري و از بين بردن اين جوندگان كردند، به اين شكل در سطح شهر تهران، حدود ۲۰۱ هزار موش شناسايي شد كه البته ۲۳ درصد از كل محل هاي تجمع، مربوط به منطقه ۲۰ و۳۵ درصد مربوط به مناطق۲۱، ۱۹، ۱۶ بوده اند. به عبارت ديگر حدود يك چهارم كل لانه هاي موش شهر تهران در محدوده شهر ري و بيش از يك سوم كل لانه ها هم در ۳ منطقه جنوبي اين شهر قرار دارد.
بعد از شناسايي لانه ها، طعمه گذاري شروع شد و در ۳۱۴ هزار مورد طعمه گذاري انجام شده ۶هزار ۷۶۳ كيلوگرم سم مصرف شد. اين سموم كه از نوع سم ضد انعقاد خون بود باعث خونريزي داخلي موش ها مي شد و آنها را از بين مي برد.
در نهايت نتيجه اين شد كه در پايان طرح و پس از جمع آوري موش هاي تلف شده، حدود ۵۵۴ هزار موش از بين رفت و مسوولان را اميدوار كرد تا مرحله دوم طرح ضربتي را اجرا كنند.
در مرحله دوم هم عمليات به همين شكل انجام شد، با اين تفاوت كه مسوولان ومراكز تحقيقاتي مشاور شهرداري در اين طرح اعلام كردند، در اين مرحله حدود يك سوم جمعيت موش ها از بين رفته اند. انستيتوپاستور گزارش داد كه در اين مرحله پس از انجام وفورگيري و آمارسنجي از جمعيت موش ها در ۵ منطقه از مناطق بيست گانه تهران مشخص شد كه موش هاي تهران كه غالبا از نوع موش هاي انباري هستند ، كاهش قابل ملاحظه اي داشته اند. در اين گزارش منطقه۲۰ شهرداري كانون آلودگي مشخص شده بود و محل زندگي بيشترين موش ها درآن منطقه گزارش شده بود و بعد از انجام مرحله دوم طرح ضربتي آمارها نشان مي داد كه تقريبا نيمي از مردم از اجراي طرح رضايت كامل داشتند.
نبرد آخر
اگر در پايتخت شيلي بشود از طريق گربه هابا موش ها مبارزه كرد، در تهران قطعاً نمي شود. گربه هاي تهران كه از خوان گسترده زباله هاي شب و خرده هاي غذاي اطراف ساندويچ فروشي ها و آشغال گوشت هاي قصابي ها خود را سير مي كنند، ديگر به فكر خوردن موش هاي كثيف توي جوي ها نمي افتند و تازه اگر هم بيفتند كاري از دستشان بر نمي آيد، چون حريف موش ها نمي شوند. اما در عوض در سانتياگو مردم براي مبارزه با موش ها به دنبال گربه هاي فرز مي گردند، آنها به اين خاطر به فكر گرفتن موش ها افتادند كه معلوم شد از فضله موش ويروس كشنده يك بيماري تنفسي به انسان ها منتقل مي  شود. اين بيماري در يك مقطع زماني به حدي مشكل آفرين شده بود كه جان ۵ نفر را در پايتخت شيلي گرفت.
مشكل موش ها قطعا مشكل تهران و سانتياگو نيست. اين جوندگان معضل بيشتر شهرهاي جهانند، به خصوص پايتخت هاي بزرگ و آلوده. موش هاي لندن شهرتي جهاني دارند و مبارزه با موش و سوسك در شهرهاي بزرگ آمريكا به امري مداوم تبديل شده است. با اين وجود شهرداري و شركت هاي وابسته آن تصميم گرفته اند كه تا كنترل كامل جمعيت موش هاي تهران اين مبارزه را ادامه دهند.محمدي زاده، معاون خدمات شهري شهرداري تهران مي گويند: جمعيت موش ها نبايد به طور كامل از بين برود، بلكه بايد كنترل شود، و توضيح مي دهد كه به اين دليل كه وجود موش ها براي كامل ماندن چرخه غذايي و جانوري در اكوسيستم لازم است.او طرح اخير مبارزه با موش را كه قرار است از اول تيرماه اجرا شود، داراي دو ويژگي ضربتي بودن و فراگير بودن مبارزه با موش مي داند. در بخش ضربتي طرح، مثل طرح هاي ديگر پايگاه هاي اطلاع رساني و چادرهايي جهت ارتباط مردمي احداث مي شود. در اين پايگاه ها كه در ۱۱۰ نقطه تهران ايجاد مي  شود از نيروهاي مختلف مثل اعضاي NGO ها هم استفاده مي شود و در كنار آنها كيپ هاي تله گذار براي انجام عمليات تله گذاري در منازل شهروندان مستقر مي شوند. به اين ترتيب شهروندان مي توانند با مراجعه به اين چادرها علاوه بر معرفي اماكني كه به عنوان محل تجمع و زندگي موش ها تشخيص داده اند، در صورت وجود موش در منزل شان به اكيپ هاي تله گذار مراجعه كنند تا براي تله گذاري در منزلشان، به شكلي كه بيشترين تاثير را داشته باشد، اقدام شود.
در بخش فراگير طرح، كارشناسان تشخيص داده اند تا مبارزه شيميايي به وسيله طعمه گذاري مسموم را محدودتر كرده و بيشتر به جنبه فيزيكي مبارزه با موش توجه كنند. محدود كردن لانه ها در مناطق مختلف و از بين بردن بعضي از آنها، لايروبي نهرها و حذف مواد غذايي پراكنده از جوي ها و فضاهاي باز ، جمع آوري بهينه زباله و كندن كنده ها و ريشه هاي به جا مانده از درختان، از جمله كارهايي است كه براي مبارزه فيزيكي بايد انجام شود. عنوان اين بخش به اين خاطر فراگير گذاشته شده است كه شركت ساماندهي مشاغل در مكاتباتي با راه آهن، گمرك، مخابرات، پست و هر سازمان و ارگان ديگري كه امكان مي داد ممكن است بخشي از انبارها يا ساختمان ها و تجهيزات آنها به لانه موش تبديل شده باشد، تقاضاي همكاري كرد و در مكاتباتي با اداره كشاورزي هم از آنها خواست تا براي جلوگيري از ورود موش ها از زمين هاي كشاورزي اطراف به شهر، همكاري كنند.محمدي زاده مي گويد: «در اين طرح اين آمادگي وجود داردكه در پاسگاه ها و مناطق نظامي و حتي نقاطي در زندان ها هم تله گذاري انجام شود.»
اين طرح ابعاد علمي و تحقيقاتي هم دارد و فعاليت هاي اين چنيني هم در كنار آن انجام مي شود. دانشگاه هاي شهيد بهشتي تهران و فردوسي مشهد طرح هايي در مورد رفتارهاي موش و مبارزه بيولوژيك با اين جانور ارايه داده اند. در اين طرح يك ماهه كه نزديك هزار نفر در آن فعاليت مي كنند، نظارت و كنترل اجراي برنامه ها هم پيش بيني شده است و همزمان با اجرا هم جلب مشاركت مردم و تشويق آنها، به نريختن آشغال در پياده روها و جوي ها و بيرون گذاشتن زباله ها در موقع مناسب دنبال مي شود. اين طرح كه به پايان رسيد مبارزه با موش ادامه پيدا مي كند و اكيپ ها در سطح شهر به كار طعمه گذاري و جمع آوري لاشه موش ها ادامه مي دهند.
به نظر مي رسد شركت ساماندهي مشاغل مزاحم براي كنترل جمعيت موش ها تصميم خودش را گرفته باشد، اما اگر اين شيوه هاي تحقيق شده و علمي هم جوابگو نبود ديگر يكي دو راه بيشتر نمي ماند؛ يا مثل شوراي شهر يكي از شهرهاي مالزي جايزه اي براي شكار هر موش تعيين كند تا شايد ركوردزني مثل مردي كه يك هزار و ۱۷۵ موش را به تنهايي شكار كرد پيدا شود و يا اينكه به دنبال دارو يا ماده اي بگردد كه سبيل گربه هاي بي شمار شهر كمي كلفت تر شده و ميلي به گرفتن موش پيدا كنند.

دانشمندان به دنبال نظام مهندسي تخت جمشيد
ويران شده به دست اسكندر مقاوم در برابر زلزله
كارشناسان به دنبال پاسخگويي به اين پرسش هستند كه ديوار ۷۰۰ متري اطراف صفه تخت جمشيد چگونه در برابر رانش زمين مقاومت مي كند
با اتمام مطالعات ژئوفيزيك و پژوهش هاي تحليلي در تخت جمشيد، نظام فكري حاكم بر مهندسي ساخت و ساز در ايران باستان روشن مي شود. با مشخص شدن اين نظام، مي توان روش مهندسي و ساخت و ساز در ايران امروزه را تصحيح كرد.
طرح پژوهشي تخت جمشيد كه از ۲ سال پيش آغاز شده بود، از ۶ ماه قبل وارد مرحله دوم خود شد. بر اساس مطالعات انجام گرفته، موضوعاتي مانند زمين شناسي، بررسي هاي سازه اي و شناخت ويژگي هاي اقليمي و فني منطقه در اولويت قرار گرفتند.
محمد حسن طالبيان، مدير پروژه تخت جمشيد و پاسارگاد درباره ويژگي هاي مرحله دوم اين طرح به «ميراث خبر» گفت: «قبل از زلزله بم، فعاليت زمين شناسي را در منطقه آغاز كرديم. مطالعات قبلي، روشن ساخته بود كه تخت جمشيد از نظر سازه اي، چگونگي انتخاب مصالح، زمين شناسي و نوع مهندسي سازه اي از اهميت زيادي برخوردار است. شناخت بهتر، از منطقه و سازه نه تنها به حفاظت بيشتر اثر كمك مي كند، بلكه مهندسي امروز ما را نيز شكل خواهد داد.»
تخت جمشيد بر روي صفه اي در دامنه كوه رحمت در ۵۷ كيلومتري شمال شهر شيراز واقع شده است. ساخت اين بنا در سال ۵۱۸پيش از ميلاد و همزمان با اوج گيري اقتدار حكومت هخامنشيان به سرزمين ايران آغاز شد.
مجموعه تخت جمشيد، كاخ ها، بخش هاي خدماتي، حصارها، شبكه آبرساني، مقابر دو پادشاه و... را شامل مي شود. تاكنون فعاليت هاي مختلف پژوهشي در تخت جمشيد به ايجاد بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد انجاميده، اما هنوز اطلاعات كاملي در زمينه شيوه ساخت و ساز در تخت جمشيد در اختيار پژوهشگران قرار نگرفته است.
از حدود ۳ ماه پيش، فعاليت هاي تازه اي براي تحقيق در زمينه نحوه مهندسي، نوع مصالح به كار رفته و چگونگي مقاوم سازي مجموعه تخت جمشيد آغاز شد. اين فعاليت ها، مطالعات ژئوفيزيك و شبيه سازي رياضي و تحليل عددي به روش اجزاي محدود را در برمي گيرد. در روش اخير، مجموعه تخت جمشيد، مستندنگاري شده و كل مجموعه به صورت اجزاي جدا از هم در نظر گرفته شده و مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرند.
عبدالعظيم اميرشاه كرمي، متخصص سازه و ژئوتكنيك و سرپرست مطالعات سازه اي تخت جمشيد درباره مطالعات انجام شده در اين خصوص به «ميراث خبر»، گفت: «اين مطالعات، مهندسي و تفكر حاكم بر مهندسي در تخت جمشيد را مورد بررسي قرار مي دهد. هدف از انجام اين مطالعات، دستيابي به نحوه ساخت و ساز در ايران باستان و تعميم آن به زندگي امروز است. اين مطالعات در ابتداي راه قرار دارد و حداكثر تا ۲ ماه ديگر روشن مي شود كه مسير حركت ما در اين مطالعات و سوالات، براي تداوم پژوهش ها چگونه بايد باشد.»
سنگ هاي به كار رفته در ساختمان تخت جمشيد، به شكل منظمي برش خورده اند و به صورت حساب شده بر روي يكديگر قرار گرفته اند. سنگ ها بدون ملات و با استفاده از چفت و بست هاي هندسي يا فلزي بر جاي خود استوار ايستاده اند.
كارشناسان سازه و ژئوتكنيك به دنبال بررسي نحوه پايدار سازي بنا هستند. آنها به دنبال پاسخگويي به اين پرسش هستند كه ديوار ۷۰۰ متري اطراف صفه تخت جمشيد چگونه در برابر رانش زمين مقاومت مي كند و چگونه بار سازه هاي روي خود را تحمل مي كند. پيدا شدن حفره اي در پشت ديوار ارگ ۲ هزار ساله بم اين پيش فرض را به ذهن متخصصا ن متبادر كرده كه شايد پشت ديوار بزرگ تخت جمشيد نيز حفره اي تعبيه شده باشد تا از وارد شدن فشار بر اين سازه نگهدارنده جلوگيري كند. چفت و بست هاي فلزي و هندسي آشكار شده در تخت جمشيد، احتمال استفاده از اين روش در اعماق زمين را تقويت مي كند. فرضيه سوم براي مقاوم سازي اين منطقه استفاده از مصالح ويژه است. در پژوهش هاي تخت جمشيد، ابتدا بر اساس شواهد و اطلاعات كلي موجود، فرضياتي در نظر گرفته مي شود و با استفاده از نتيجه مطالعات، فرضيه قابل قبول تر برگزيده و اثبات مي شود. در تخت جمشيد از همين روش براي بررسي نحوه آب رساني و تهويه هواي كاخ هاي تخت جمشيد نيز بهره گرفته مي شود.
كاخ دروازه ملل، كاخ آپادانا، كاخ تچر، كاخ هديش، اندروني، كاخ سه دروازه يا تالار شورا، خزانه، تالار تخت يا كاخ صدستون، دروازه نا تمام، چاه سنگي، و آرامگاه هاي تخت جمشيد، مجموعه اي از بناها و آثار شناخته شده در اين مجموعه تاريخي وسيع به شمار مي روند. اين مجموعه تركيبي از خشت، به عنوان ديوارها، چوب براي سقف ها و سنگ به عنوان ستون ها و پايه ها بوده است. در حال حاضر تنها ستون ها حفاظت از اين بنا را به شكل اصولي تري دنبال كرده و شيوه ساخت و ساز در جامعه امروز را نيز شكل صحيح تري بخشيده اند.

ستون ما
ظهور بحران راچگونه تاب بياوريم؟
محمد ابراهيم زاده 
باتوجه به پيچيدگي هاي رو به رشد زندگي شهري بستر خطر پذيري شهرها آماده تر شده و راه هاي گريز دورتر. ايمني سكونتگاه شهروندان مهمترين نكته زندگي شهريست. مردم بايد بتوانند احساس امنيت داشته باشند. تهديدهايي كه زندگي شهري را تحت تاثير قرار مي دهد و شهروندان را در وجوه مختلف زندگي با مخاطره مواجه مي كند گونه اي بحران به شمار مي رود. اين خطرات به دو دسته طبيعي و غير طبيعي تقسيم مي شوند. سال ۲۰۰۱ مرگبارترين حادثه را زلزله ناميدند. درقرن اخير بارها غول سياه زلزله اززمين سر بر آورده و زندگي و حيات را به كام خود كشيده است و مردم زيادي را بي خانمان كرده و هنوز هم غير قابل پيش بيني زير پايمان مي لغزد. سيل عامل ديگريست كه به دلايل زيادي مي تواند اتفاق بيفتد، شكسته شدن سد، طغيان رودخانه و انفجار مخازن آب عواملي هستند براي تفكر وتامل پيش از هجوم سيل.
رانش زمين، روانگرايي ، گردباد، ريزش كوه، آتشفشان، صاعقه، خشكسالي، سرمازدگي آلودگي هوا ، آفت گياهي، توفان دريايي، شن هاي روان و نوسانات آب درياها و درياچه ها همه اينها مي توانند به صورت طبيعي شهرها را تهديد به ويراني كنند. هر كدام از اين خطرات به تنهايي زندگي فردي و اجتماعي را تحت الشعاع قرار مي دهد، البته مواردي كه ذكر شد بدون در نظرگرفتن عواقب عمراني، اقتصادي يا مسايل ديگري نظير تغييرات شديد ناگهاني در اكولوژي آلودگي هاي زيست محيطي ، آتش سوزي، انفجار و از بين رفتن جنگل ها و پوشش گياهي است.
وقتي قرار باشد يكي از اين بلا يا و خطرات زندگي را مختل كند، زمان بندي براي انجام اقدامات لازم پيش مي آيد. با در نظر گرفتن ظرف زمان بهتر مي   توان در برابر هر كدام استراتژي ويژ ه اي پيش گرفت تا قبل از وقوع حادثه را دوران پيش از بحران مي ناميم، پس ازآن را نيز دوران بعد از بحران نامگذاري مي كنيم.
در دوره قبل از بحران، انجام اقداماتي مي تواند ما را در برابر اين خطرات ايمن و مصون تر نگاه دارد براي مثال مقاوم سازي، توجه به مولفه هاي ساخت پايدار و بناي مستحكم، بحران را كمرنگ تر نشان مي دهد. در لحظاتي كه حس شود خطر پشت در ايستاده، دغدغه هايي گريبان شهرنشينان را مي گيرد. در اين برهه مردم بايد از نقاطي كه مي  تواند پيامدهاي وخيمي برايشان داشته باشد دوري كنند. دوري از شكستني ها مثل شيشه ، بوفه، دكور و از سويي جمع آوري لوازم ضروري شخصي و امدادي و... راهي براي آسيب ديدگي كمتر به حساب مي آيد.
براي كاهش اثر تهديدات شهري به ويژه بلاياي طبيعي هر شهروندي مي تواند نقشي مناسب ايفاكند، اگرچه تهديدهاي شهر متنوع است و آگاهي از اثرات ناشي از تهديدها دشوار، ولي مولفه هاي آگاهي از اين عوامل براي شهرنشينان ضروري به نظر مي رسد.
مردم اگر اطلاعات كافي براي راه هاي پيشگيري از بحران داشته باشند، در زندگي برنامه ريزي بهتري انجام مي دهند. آگاهي درساختن ساختمان ها، حداقل مولفه هاي مقاوم بودن و استحكام بنا به امنيت فكري و آسودگي خاطر كمك مي كند مهمترين چيزي كه شهروندان بايد بياموزند، ميزان استانداردهاست. رسوخ اين اطلاعات در فرهنگ عامه ضريب خطر را كاهش مي دهد. استفاده از مصالح مرغوب و مستحكم، يادگيري مواجهه با ۳ زمان قبل، حين و پس از بحران باعث كاهش خسارات مالي و جاني مي شود.
درحال حاضر شهرها با بافت هاي فرسوده و مشكلات ناشي از سال ها كم توجهي به احداث بناهاي مقاوم، كاهش اثر بلايا در زمان كوتاه مواجه اند و آگاهي مردم و مشاركت فراگير و دقيق شهروندان منجر به كاستن خسارات وارده بعد از بحران خواهد شد.
بسياري از مراكز پژوهشي وابسته به سازمان ها و دانشگاه ها مشغول تحقيق براي كاستن خطرات و بالا بردن سطح آگاهي مردم هستند. به همين منظور مدتي پيش كميته ملي كاهش اثرات بلاياي طبيعي در اجلاس خود مسووليت اجرايي پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران را به دوش شهرداري تهران گذاشت. براساس ماده ۲۰ قانون اساسي دولت موظف است در مواقع بحراني، مراقبت پزشكي و ساير خدمات درماني و بهداشتي و ارايه خدمات اجتماعي ديگر مانند مستمري بيمه بيكاري و توزيع بودجه هاي تخصيصي طرح جامع امداد ونجات كشور را تهيه كند. در حال حاضر تهران براي مقابله با بحران از امكانات كافي برخوردار نيست. مركز پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران طرح هاي مختلفي در دست مطالعه دارد ولي گستردگي اهميت، پيچيدگي و ضرورت موضوع ايجاب مي كند كه اين مركز با امكانات و اختيارات متناسب تحت نظر سازمان دفاع غيرنظامي قرار گيرد. در اين بين تعامل با نيروهاي مردمي بسيج و NGO ها و عموم شهروندان مي تواند به ساماندهي تمام امكانات شهر تهران منجر شود و مردم در آمادگي پيوسته و هميشه باشند.
به عبارتي ديگر مي توان گفت مراكز مديريت بحران موجود براي شهر تهران لازم است، ولي كافي نيست و ضرورت و حساسيت موضوع ايجاب مي كند سازماني هميشه فعال و آموزش ديده با امكانات و اختيارات بيشتر براي دفاع غيرنظامي تاسيس شود تا همه اين مراكز را پوشش دهد.

در شهر
ايرانشهر
تهرانشهر
حوادث
خبرسازان
درمانگاه
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  حوادث  |  خبرسازان   |  در شهر  |  درمانگاه  |  طهرانشهر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |