يكشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۴
از مدرسه مي ترسم
000966.jpg
نازخند صبحي
ساراي هفت ساله به همراه مادرش به كلينيك مراجعه نموده است در حالي كه كيف مدرسه سارا بر دوشش سنگيني مي كند وارد مي شود. مادر سارا بدون اين كه بر روي صندلي كه به او تعارف شده بنشيند شروع به گريه مي كند و با صداي لرزان مي گويد:آخر نمي دانم چگونه بايد با سارا رفتار كنم كه مدرسه رفتنش مصيبت بار نباشه.
پس از گريه كمي آرام مي شود و مي نشيند.هر روز در خانه ما آماده شدن سارا جنجال برپا مي كند. با وجود اين كه به تمام كارهاي او رسيدگي و كمكش مي كنم ولي هر روز بهانه اي تازه دارد. يك روز سر درد، يك روز دل درد كه در همان ساعات اوليه روز برطرف مي شود. بارها شد ساعاتي پشت پنجره كلاس در تيررس نگاه او ايستاده ام تا به كلاس و معلم عادت كند. نمي دانم چه كنم ديگر خسته شده ام تمام وظايفم را رفتار سارا تحت الشعاع قرار داده است. سارا مانتوي مادر را مي كشد و گريه كنان فرياد مي زند مامان من از مدرسه مي ترسم.

ترس از محيط جديد مدرسه، مهدكودك، خانه اقوام و... به عنوان يك اختلال در اغلب كودكان روي مي دهد. كودكاني دچار نگراني و هراس از مدرسه مي شوند كه از سال ها قبل از دبستان و برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران دچار مشكل هستند. اين كودكان وابستگي شديدي به خانواده نشان مي دهند و در برقرار كردن ارتباط ودوستي با همسالان از خود ضعف زيادي را بروز مي دهند.
اين اختلال در سنين ۸-۶ و ۱۱ سالگي در كودكان شايع تر است. ريشه بيشتر مسأله هراس از مدرسه همان ترس از ترك خانه است و اگر كودك را به زور وادار به اين كار كنيم اضطراب او به هراس مبدل مي شود. عوامل عمده اي كه به ترس از مدرسه مي انجامد عبارتند از:
۱- وابستگي شديد كودك به خانواده و وجود اشكالي در روابط اعضاي خانواده با يكديگر.
۲- مشكلات رواني زيربنايي كودك
۳- كمبود مهارت هاي اجتماعي كودك
۴- وجود عامل مولد ترس در مدرسه از جمله معلم و همكلاسي ها كه با برخورد ناصحيحي ممكن است باعث رانده شدن كودك از مدرسه گردند.
۵- نمرات پايين و ترس از برخورد تند والدين به جهت پايين بودن نمره ،مولد ديگر ترس ازمدرسه مي باشد.
۶- وابستگي شديد مادر به كودك كه بعضاً مادر از دوري فرزند دچار اضطراب شديدي مي گردد و به هنگام جدايي ضمن انتقال اضطراب به فرزند ناهشيارانه به تشديد علاقه كودك كمك مي كند.
۷- اعتماد به نفس پايين كودك و ترس از درگير شدن در رقابت هايي كه كودك توانايي هاي لازم براي وارد شدن به آن صحنه ها را ندارد. البته رقابت خود در ايجاد انگيزه براي تحصيل مؤثر است ولي نه وارد كردن كودك در رقابت هايي دايمي كه خارج از توانمندي هاي ذهني، رواني و حتي جسمي (از جمله مشكلاتي در زمينه بينايي، شنوايي) اوست، چه اگر كودك را در رقابت هاي نامتعادل از نظر توانمندي هايش شركت دهيم هرگونه تلاشي از سوي او به شكست مي انجامد كه اين خود به تصوير ذهني كودك يا نوجوان از خودش لطمه مي زند. ضمن اين كه در دور نمودن همسالان و همكلاسان از او نيز مؤثر خواهد افتاد و سرزنش اقوام دور و نزديك را براي وي به ارمغان خواهد آورد و كودك نيز ضمن آن كه عامل همه اين مصيبت ها را به مدرسه و تحصيل انتقال مي دهد از درس و مدرسه بيزار و نسبت به آن واكنش نشان مي دهد و با يك تفكر منفي به مدرسه مي نگرد. عدم آگاهي والدين و تنبيه هاي (جسمي و كلامي) آنان به شرطي كردن منفي هرچه بيشتر كودك نسبت به درس و مدرسه منجر خواهد شد. آمار بيانگر آن است كه هفتاد درصد كودكاني كه به ترس از مدرسه دچارند از افسردگي، صددرصد از حالات اضطرابي و پنجاه درصد از هر دو اختلال در رنجند، با توجه به عللي كه در رابطه با ترس از مدرسه ذكر گرديد با اين هراس بايد چگونه برخورد كرد؟
- از چندين ماه قبل از آغاز تشكيل كلاس با گفتن خاطرات شيرين خود از اولين روز مدرسه رفتن خود و ديگران ذهن او را براي حضور در كلاس مشغول كنيد.
- لباس ها و لوازم مدرسه را با شوق و ذوق فراوان تهيه كنيد و مرتب راجع به آنها بحث كنيد و هر از چند ي نيز به كودك پيشنهاد كنيد كه لباس هايش را بپوشد و او را در لباس مدرسه ستايش كنيد و بي تابي خود را براي آغاز مدرسه بيان كنيد به طوري كه در كودك اشتياق آغاز كلاس ايجاد شود.
- اولين روز قبل از رفتن او را با قرآن و آب بدرقه كنيد.
- در اولين بازگشت از مدرسه بر سر او نقل شادي بريزيد و با دادن هديه اي آن روز را براي او پرخاطره كنيد.
- خشنوديتان را از ديدار دوستان جديد فرزندتان بيان كنيد.
- رابطه صميمانه با اوليا ي مدرسه داشته باشيد.
- از تنبيه كلامي و بدني كودك خودداري كنيد.
***
هر روز صبح كمال هفت ساله با اولين نداي مادر رختخواب را ترك مي كند و خيلي زود آماده رفتن به مدرسه مي شود. با نشاط كيفش را به دوش مي اندازد، از مادر خداحافظي كرده و قدم زنان روانه مدرسه مي شود و هر روز ظهر شاد و خندان از مدرسه بازمي گردد. بي آنكه احتياجي به تذكر و اصرار بر انجام تكاليفش داشته باشد دفتر و كتابش را روي ميز كارش مي گشايد و ساعتي بعد سر از آنها بلند مي كند در حالي كه تمام تكاليفش را انجام داده است. والدين كمال چگونه انگيزه درس خواندن و مدرسه رفتن را در كودك خود ايجاد كرده اند؟ واقعيت اين است كه والدين الگوي رفتاري فرزند خويش اند .انجام امور ذيل:
- بازگو كردن ارزش بالاي تحصيلات و مدرسه رفتن
- بازگو كردن ارزش وجود معلم و فداكاري هاي او
- بيان خاطرات خوش و شيرين از آموزگاران خود
- رفتن به ديدار آموزگاران به همراه كودك خود
- بيان وجوه مثبت و چشم اندازهاي خوشايند و سعادتمندانه تحصيل علم و درس خواندن
- حضور در كنار او زماني كه مشغول انجام تكاليف است و انجام مطالعه در كنار او حتي مطالعه مجله، روزنامه، مرور قبوض آب، برق، تلفن و...
زمينه الگوي رفتار مطلوب را براي كودك فراهم مي نمايد.
تشويق
يكي از عوامل ايجاد انگيزه مدرسه رفتن و نترسيدن از مدرسه «تشويق» كودك است. به طوري كه تك تك  كارهاي روزانه كه به نوعي به مدرسه و درس خواندن او مربوط مي شود مورد تشويق قرار داده شود.و يادآوري اين كه فرزند من خيلي منظم است صبح زود بيدار مي شود. نمره هر چند زير بيست باشد تشويق شود تا كودك بداند كه تا چه حد كار و تلاشش مايه رضايت شما واقع شده است. بيان كلمات محبت آميز و تشويق و تقدير از كارهاي خوب و ارزنده كودك در او ايجاد انگيزه مي كند، عدم بيان توانمند ها كودك را دچار شك و ترديد مي كند و شناختش از استعداد و توانمندي هايش زايل مي شود. هرگز گوشزدهاي كنايه آميز حتي اگر حق با شماست و كودك شما با نمره كم و عدم تحرك لازم براي آماده شدن و رفتن به مدرسه موجبات ناراحتي شما را فراهم كرده باشد جايز نيست. به ياد داشته باشيد كودك خود بيش از شما از بدست آوردن موفقيت خرسند مي شود. بعضاً كه راه و روش را نمي داند و موفقيت به دست نمي آورد در كنار او و با كلمات مهرآميز راهنما و پشتيبان او باشيد. بهتر است تشويق ۹۰ درصد شفاهي و زباني و نگاه مهرآميز و ۱۰ درصد عملي (هديه) باشد. استفاده از كلمات مهرآميز و دلخوش كننده و قدرداني تأثيربسزايي در انجام كارهاي بعدي او و ايجاد انگيزه در انجام تكاليف مدرسه خواهد داشت.
مادر فتانه به او گفت: به به! آفرين چقدر تميز و قشنگ نوشتي!... معلومه كه واقعاً زحمت كشيدي من شاهد بودم كه چقدر براي اين امتحان درس خوندي «آفرين، خستگي منم درآمد» .
با جمله آخر وابستگي خود را به او و موفقيت هايش بيان مي كند.
پسر ده ساله آقاي ابطحي از مدرسه گريزان بوده با اين كه در كلاس سوم بود همان مشكلات اولين روزهاي مدرسه را داشت به خصوص از درس رياضي. مادرش مي گفت بعضي از روزها با شكايت از دل درد در خانه مي ماند، وقتي به برنامه درسي او نگاه مي كنم. مي بينم كه دو ساعت رياضي داشته است. آقاي ابطحي فكر كرد چگونه پسرش را كه عاشق فوتبال است با درس رياضي آشتي بدهد.
پسرش هميشه از سختي رياضي و اندازه هاي يك دهم و يك صدم و يك هزارم متري شكايت داشت و مي گفت: از اين چرت و پرت هاي رياضي و اندازه گيري حالش به هم مي خورد. آقاي ابطحي پس از انديشه بسيار در مورد ايجاد علاقه به درس رياضي در حسن از علاقه او به فوتبال استفاده كرد.
- خب حسن جون گفتي امروز درس رياضي تون راجع به مقياس هاي متري بود؟...
و سپس شروع به صحبت درباره ابعاد زمين فوتبال ،طول و عرض خط جريمه، فاصله نقطه كرنر تا تير دروازه ،طول دقيق دهانه دروازه و... كرد و خلاصه تمام مقياس هاي متري دقيق زمين فوتبال را براي حسن شرح داد در خاتمه حسن با خوشحالي ابراز داشت كه حالا مفاهيم درست و معني دار مقياس هاي متري را فهميده و اعتراف كرد كه اين درس پوچ و بي معني نبوده و لااقل درباره فوتبال از ارزش بالايي برخوردار بوده است. آقاي ابطحي توانست با بهره گيري از علاقه و سرگرمي حسن در او انگيزه درسي و حضور در كلاس درس رياضي را ايجاد كند.
خانم حدادي مي گفت:سوسن مفهوم مساله كسري و اعشاري را نمي داند مطمئن هستم كه او دختر كم هوشي نيست. ضعف او در نداشتن مفهوم و درك درست از كسر و اعشار اعداد است براي همين سعي كردم تا اهميت واقعي اعداد كسري و اعشاري را به دخترم نشان دهم چگونه:
در جريان تهيه مواد كيك كه نيازمند رعايت اندازه گيري مشخص يك سوم و پنج ششم و... مي باشد و در نهايت تقسيم دايره بزرگ كيك بين نفرات خانه يك ششم و دو ششم و... و سوسن عملاً مفهوم و معنا ي واقعي اعداد كسري و اعشاري را درك كرد و ترس او از مدرسه و كلاس رياضي فرو ريخت.
سخن آخر:
لازم است گاهي اوقات از زاويه ديد كودكانمان به دنيا و مسايل موجود در آن نگاه كنيم مثل آنها فكر كنيم و ترس آنها را درك كنيم. يار و ياور كودكانمان باشيم تا از زلال تربيت كودكانمان جهاني ديدني تر شود.

چگونه با ترس و تنفر كودكان از مدرسه رفتن روبه رو شويم
ترس از مدرسه
رزيتا شاهرخ
هيچ جاي تعجبي نيست اگر فرزندتان با وجود اين كه چند ماه با رضايت كامل نماينده كلاس بوده اكنون نظرش در مورد مدرسه عوض شود.
وقتي كه حميد ۷ ساله بود، مي گفت اتاق هاي مدرسه ترسناك است. ولي اين تنها چيزي نبود كه او از آن وحشت داشت. بلكه فكر مي كرد كه بچه ها به او در حياط صدمه مي زنند، او از اين نگران بود كه نمي تواند به اندازه كافي مطالب را ياد بگيرد و تصور مي كرد كه معلم او را دوست ندارد. هر روز صبح، با گريه و خواهش و تمنا مي خواست كه در خانه بماند.
همه كودكان در روزهاي اول مدرسه با چنين مشكلاتي روبه رو هستند . اگرچه اغلب كودكان ۷ _ ۶ ساله در مورد آن چه كه باعث ترس يا نگراني شان مي شود، حرفي نمي زنند، ولي پرده برداري از علت خاص نگراني آنها كمك مي كند تا راحت تر با اين مسئله برخورد كنند.
صبح غم انگيز و ناراحت كننده
بعضي از كودكان صبح كه از خواب بيدار مي شوند، مي گويند كه به مدرسه نمي رويم و تعداد ديگرشان تمارض به دل درد و سردرد مي كنند يا با آه و ناله وانمود مي كنند كه حالشان خوب نيست. مهم نيست كه فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضايتي خود را نشان مي دهد، بلكه آن چه اهميت دارد اين است كه شما با دلداري دادن، اعتماد به نفس او را تقويت كنيد. اما گاهي اوقات بايد علائم فيزيكي كه باعث نشانه هاي بيماري فرزندتان مي شود را ناديده بگيريد و بهترين راه اصرار به اصل موضوع است كه او بايد به مدرسه برود. با وجود اين، اگر به فرزندتان به دليل اين كه واقعاً بيمار است، اجازه مدرسه رفتن را نداديد، او را مطمئن سازيد كه روز خوبي در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانيد و در ساعات بعدي روز هم، حتي اگر گفت كه حالش بهتر است، اجازه بازي ندهيد.
دلايل اضطراب كودكان هنگام رفتن به مدرسه
دلايل متعددي وجود دارد كه چرا كودكان ۷ _ ۶ ساله از رفتن به مدرسه مي گريزند. مهم ترين و معمول ترين نارضايتي آنها عبارتند از:
«من مي خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضي كودكان در اين سن به زمان بيشتري براي سازگار كردن خود با قوانين و محيط هاي جديد نياز دارند. بازگشايي مدارس پس از تعطيلات تابستاني، به دنيا آمدن خواهر يا برادر، بيماري و يا مرگ يكي از اقوام مي تواند باعث اضطراب و دلشوره كودك شود. حتي بچه اي كه قبلاً اين طور نبوده ممكن است دچار اين اضطراب ها شود.
راه  حل: با فرزندتان در مورد آن چه كه در روزهاي مدرسه انجام مي داده صحبت كرده و روي نكات مثبت و جالب توجه تأكيد بيشتري كنيد. ساعات روز او را طوري برنامه ريزي كنيد تا احساس رضايت بيشتري كند. استفاده از وسايل كوچك و جالبي كه به طور چشمگيري باعث كاهش اضطراب و تقويت اعتماد به نفسش مي شود بسيار مؤثر است؛ از قبيل: گذاشتن يادداشت هايي در ظرف غذايش، حيوان كوچك عروسكي يا يك سري از عكس هاي خودش.
«از مدرسه مي ترسم!» بعضي كودكان ۶ ساله به طور عجيبي از مدرسه مي ترسند و به مادرشان مي گويند: «من به مدرسه نمي روم و در خانه مي مانم» ترس اين كودكان ممكن است دلايل متعددي داشته باشد؛ از جمله ترس از سوار شدن به سرويس، دعوا كردن با دوستش، توبيخ شدن توسط معلم، قادر نبودن به بستن بندهاي كتاني (كفش) و يا مسخره كردن او به خاطر عينكش.
راه حل: با معلم او صحبت كرده و شيوه جديدي را براي حل مشكل كودكتان پيدا كنيد. به عنوان مثال، اگر او را مسخره مي كنند، به معلمش بگوئيد تا با بچه هاي ديگر صحبت كند. اگر از سرويس مدرسه مي ترسد با راننده سرويس تماس گرفته و از او بخواهيد كه فرزندتان را با اسم صدا كرده و به او خوش آمد بگويد و اجازه دهد كه رديف جلو بنشيند.
«من مثل كودكان ديگر باهوش نيستم.» هنگامي كه كودكان براي سلامت جسماني و عقلاني به مراكز سنجش سلامت مراجعه مي كنند، اضطراب آنها به طور فزاينده اي زياد مي شود. در اين مراكز كودكان ۷ _ ۶ ساله اي هستند كه احساس بدي در مورد موفقيتشان در مقايسه با ديگر همكلاسي هايشان دارند.
راه حل: اگر فكر مي كنيد كه فرزندتان به كمك بيشتري نياز دارد، به معلمش بگوئيد كه به او توجه و كمك بيشتري كند يا يك معلم خصوصي برايش بگيريد. به جاي اين كه سعي كنيد خودتان معلم كودكتان شويد همانند يك راهنماي خوب عمل كرده و به آن كاري كه فرزندتان خوب انجام مي دهد، تكيه كنيد. او را مطمئن سازيد كه در صورت اشتباه انجام دادن كاري، هيچ مسئله اي پيش نمي آيد و تنها انتظاري كه از او داريد اين است كه سعي كند بهترين باشد.
با دقت كافي وارد عمل شويد
اگر دليل خاصي براي دوست نداشتن يا احساس ناراحتي فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است كه شما كمي هوشيارتر و تيزبين تر باشيد. درباره هر كدام از روزهاي مدرسه اش با او صحبت كنيد و عكس العملش را ببينيد. اگر در كشف (يافتن) آن چه كه باعث نارضايتي اش مي شود به شما كمك كرد، شما نيز در حل اين مشكل به او ياري دهيد تا به اختيار خود بتواند به خودش كمك كند. همچنين با معلمش در مورد روش هايي كه ممكن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض كند صحبت كنيد. در حقيقت با كار گروهي مي توان، نگراني كودكان را در مورد مدرسه كم كرد؛ از جمله: تشويق هاي معلم، داوطلب شدن دانش آموزان، زنگ تفريح براي استراحت و حتي اختصاص دادن ساعتي در هر هفته براي صحبت كردن مدير مدرسه با شاگردان. بنابراين با استفاده از اين روش ها كودكان ۷ -۶ ساله ديگر احساس نگراني و اضطراب براي مدرسه رفتن ندارند و روزبه روز احساس راحتي و رضايت بيشتري خواهند كرد.
بعضي از كودكان به كمك و توجه بيشتري نياز دارند
در مورد درصد كمي از كودكان، راه حل هايي كه از جانب والدين و آموزگاران پيشنهاد مي شود، تأثيرپذير نيست و هيچ كمكي به آنها نمي كند. علائمي كه فرزندتان ممكن است براي درك سلامت عقلاني هميشگي به آن نياز داشته باشد، حائز اهميت است.با وجود همه تلاش هاي شما براي حل مشكل فرزندتان، او همچنان بيشتر از ۴ ماه، احساس خود را در مورد تشويش و نگراني اش از مدرسه بيان مي كند.
او ترس يا نگراني، عصبانيت شديد يا رفتارهاي ديگري كه باعث بي نظمي و ناآرامي هاي اساسي در زندگي خانوادگي مي شود را از خود نشان مي دهد؛ به طور چشمگيري رفتارش عوض مي شود و به غير از روزهاي مدرسه اين رفتار ادامه خواهد داشت؛ مثلاً شيوه غذا خوردنش تغيير مي يابد يا درون گرا و كم حرف و يا پرخاشگر و تندخو مي شود.

اجتماعي
ادبيات
اقتصاد
انديشه
سياست
علم
ورزش
|  ادبيات  |  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  علم  |  ورزش  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |