يكشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۲- سا ل يازدهم - شماره ۳۱۶۰ - Sep.7, 2003
انديشه
Front Page

به مناسبت ولادت باسعادت نهمين اختر تابناك ولايت امام جواد عليه السلام
مناظره
013140.jpg

اشاره : دانشمندان برجسته علم ژنتيك، امروزه به عجايب وراثت كاملاً دست يافته اند، اينكه مادر در هنگام بارداري در چه شرايطي باشد چه غذاهايي بخورد، حتي به چه چيزهايي فكر كند تا فرزندش در آرامش بيشتري باشد،  از مسائلي است كه در علوم امروزين بر آن تأكيد مي شود، از اين رو، اگر انسان هايي چون امام جواد وائمه هدي (ع) پا به عرصه وجود گذاشته اند كه با مراقبت و نزول فيض الهي صاحب والاترين مراتب كمال شده اند كه عوام و عالمان عصر خويش را به حيرت واداشته اند، امروزه ديگر خبر تعجب آوري محسوب نمي شود. اينها همگي محصول مراقبه نفس و سپس تسخيرشدگي توسط نظام پرفيض الهي است كه با سرشاري علم و حكمت، ابتدا وجود بزرگوار امام جواد(ع) را در حدود ۹ سالگي به امامت رساند و در نهايت، اين موضوع خود يكي از مهمترين دلائل رشد كينه ها و افروختن شعله هاي حسد و ترس در دل دشمنان شد تا آنكه در سن ۲۵ سالگي توسط معتصم به شهادت رسيدند. گروه انديشه
دكتر اصغر واعظي
در ماه ذيحجه سال ۱۳۲ هجري با كشته شدن محمدبن مروان دوران حكومت ظالمانه هشتاد و چهارساله بني اميه بر چيده شد.
بني اميه در طي سالهاي خلافت غاصبانه خود با همه توان سعي در كاهش نفوذ ائمه عليهم السلام در دل مومنان شيفته حق و حقيقت داشتند و در اين راه از هيچ قتل و شكنجه اي مضايقه نكردند.
وقايعي چون حادثه خونين كربلا، به شهادت رساندن مهاجرين و انصار در مدينه منوره و تخريب و سوزندان بيت الله الحرام در مكه مكرمه از جمله رويدادهاي تأسف بار اين دوران سياه بود.
حكومت بني عباس در سال ۱۳۲ هجري با به قدرت رسيدن ابوالعباس سفاح آغاز گرديد.
بني عباس كه با بهره گيري از مظلوميت ائمه اطهار (ع) و شيعيان و تحريك احساسات مسلمانان و انتساب خود به ائمه (ع) به عنوان عموزادگان اهل بيت پيامبر(ص) به قدرت رسيده بودند، دربادي امر  اين تصور را  ايجاد نمودند كه دوران سختي و محنت امامان همام و شيعيان به پايان رسيده است.
اما طولي نينجاميد كه بار ديگر ماهيت زبون عباسيان دين به دنيا فروش كه در پس پرده هاي نفاق پنهان شده بودند نمايان گشت.
بني عباس نه تنها راه وفق و مدارا با ائمه عليهم السلام را پيشه نكردند، بلكه با حيله گري شيوه اي نوين را در مبارزه با خاندان اهل بيت عصمت و طهارت بنا نهادند.
بديهي است، ائمه اطهار (ع) نيز متناسب با تغيير رويه عباسيان، براي حفظ دين و ترويج اسلام ناب شيوه ديگري را اتخاذ كردند.
پس از حادثه كربلا، تبيين سيره پيامبر اكرم (ص) و فرهنگ تشيع كه از سوي امام سجاد(ع) در قالب ادعيه و اذكار و سپس توسط امام محمدباقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) در برپايي محافل درس و تاسيس حوزه هاي شيعه دنبال مي شد، در دوران امام موسي كاظم (ع) وارد مرحله اي حساس شد.
گرچه شهادت امام محمدباقر (ع) وامام صادق (ع) توسط خلفاي پيشين بني عباس صورت گرفته بود اما شهادت مظلومانه امام موسي بن جعفر (ع) تأثيري شگرف بر معادلات سياسي اجتماعي نهاد و عواطف مسلمانان خصوصاً شيعيان را سخت جريحه دار كرد. تا جايي كه سياست خلفاي عباسي از اين تاريخ به بعد حول محور تحت نظر گرفتن ائمه در دايره اي خاص و رويكرد به عوامفريبي در ظاهرسازي خصوصاً نسبت به اظهار محبت به اهل بيت مي چرخيد.
دوران امامت امام رضا(ع)
اوج عوامفريبي عباسيان را مي توان در عصر امام رضا (ع) و امام جواد (ع) جستجو كرد. امام رضا (ع) در ماه ذيقعده سال ۱۴۸ هجري قمري در مدينه ديده به جهان گشود و پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام موسي كاظم (ع) در سن ۳۵سالگي به امامت رسيد. امام رضا (ع)در طي بيست سال دوران امامت خود با سه خليفه عباسي هم عصر بود:
۱-هارون الرشيد به مدت ۲ سال
۲-امين به مدت ۵ سال
۳-مامون به مدت ۱۳ سال
بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
مامون امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، امام (ع) را به شهادت رساند.
ولادت امام جواد(ع)
سال ۱۹۵ هجري فرارسيد و حدود چهل و هفت سال از عمر مبارك امام رضا (ع) سپري گشته بود، ولي هنوز امام جواد(ع) متولد نشده بود. مسئله جانشيني امام و اينكه شريعت محمد(ص) را چه كسي بعد از حضرتش صيانت خواهد كرد، سئوال بزرگي بود كه بر سينه ها سنگيني مي كرد. مسئله جانشيني امام رضا(ع) اصحاب و شيعيان حضرت(ع) را متأثر كرده بود.
 اين اندوه زماني به فزوني مي رفت كه فرقه واقفيه كه بنا به دلائل مادي و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به امام رضا(ع)، قائل به غيبت امام كاظم(ع) شده بود و در تبليغات خويش نداشتن فرزند پسر از سوي امام رضا (ع)را دليل بر ادعاي موهوم خود مي دانست تا جايي كه يكي از همين افراد در نامه اي خطاب به حضرت نوشت: تو چگونه امامي هستي كه فرزندي نداري.
حضرت در پاسخ فرمودند: بخدا سوگند روزها و شبها سپري نمي شود مگر اينكه خداوند فرزند پسري را به من عنايت فرمايد كه حق و باطل را از هم جدا سازد.
چنين بود كه در دهم رجب سال ۱۹۵ هجري انتظارها به پايان رسيد و ديدگان به نور جمال امام جواد (ع) منور گشت و بر دهان پرخاشگران و طعنه زنان معاند مهر خاموشي زد.
با به شهادت رسيدن امام رضا (ع) در سال ۲۰۳ هجري، دوران امامت امام جواد (ع) آغاز گرديد و تا سال ۲۲۰ هجري به مدت هفده سال ادامه يافت.
 اين دوران با حكومت دو خليفه عباسي مقارن بود.
013145.jpg

پانزده سال در دوران خلافت مامون (از سال ۲۰۳ سال شهادت امام رضا (ع) تا مرگ مامون در سال ۲۱۸) و دو سال در دوران خلافت معتصم.
از آنجا كه مامون زيرك ترين و عالم ترين خليفه عباسي بود، حضرت همان شرايط دشوار پدر بزرگوارش را در پيش رو داشت.
مامون كه در سال ۲۰۴ هجري وارد بغداد شد، امام جواد (ع) را -كه بنا بر برخي از روايات سن مباركشان در اين دوران ۱۰ سال بيش نبود- از مدينه به بغداد
فراخواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا (ع) در خصوص امام جواد (ع) نيز استمرار داد.
ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در جهان اسلام از سوي ديگر، او را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خود ام الفضل، ضمن تبرئه خويش و استمرار حركت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت و گماردن دختر خود در داخل خانه حضرت، پايه هاي حكومت خود را مستحكم سازد.
 اين حركت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا (ع) مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد (ع) در همان سن آنان را به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت.
امام جواد (ع) شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.
امام جواد (ع) كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود با خبر بود، پس از ازدواج، اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد.
مامون در سال ۲۱۸ ه. ق در مسير حركت به سوي جنگ با روم درگذشت. علي رغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابواسحاق معتصم بيعت كرد.
معتصم هشتمين خليفه عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد (ع) را از مدينه به بغداد فراخواند.
حضرت در سال ۲۱۸ پس از معرفي امام هادي (ع) به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت.
در اين سفر حضرت با شخصيتي كه تفاوتهاي چشمگيري با مامون داشت روبرو شد، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي.
معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت، در قبال اهل بيت (ع) موضعي كاملاً متفاوت را اتخاذ كرد.
امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت.
علم امام (ع)
همانگونه كه اشاره شد امام جواد (ع) در حدود ۹سالگي به مقام رفيع امامت نائل آمد. صغر سن امام، بخصوص آنكه حضرتش پيش از سن بلوغ رداي امامت را به قامت انداخته بود، بهانه اي را براي شبهه افكني مخالفان و در مضيقه قرار دادن شيعيان فراهم نموده بود.
اما ديري نپاييد كه مراتب فضل و علم و كمال امام (ع) همه را به حيرت آورد و در برابر درياي بيكران معارف  اين جوانترين امام از سلاله پيامبر گرامي اسلام (ص) سر تسليم فرود آوردند.
مامون كه تا كنون كوششهاي بي حاصل زيادي را براي غلبه بر انديشه هاي والاي امامان شيعه و كم فروغ كردن خورشيد تابانشان مصروف داشته بود، پس از آنكه به اشتباه گذشتگان خود در رفتار با اهل بيت عليهم السلام پي برد، با تغيير رويه و به كارگيري شيوه هاي عوامفريبانه تلاشي نوين را در جهت تحقق بخشيدن به اهداف خود به كار گرفت. لذا براي رد بزرگترين ادعاي امام جواد (ع) و پدرانش مبني بر داشتن علم خاص الهي، مجلس مناظره اي ترتيب داد و قاضي نامي و مشهور عباسيان، يحيي بن اكثم، را دعوت كرد و به او وعده داد در صورت پيروزي بر امام(ع) به ثروت و مكنتي خواهي رسيد.
مامون امام جواد (ع) را كه حدود ۹ سال بيشتر از سن مباركشان نمي گذشت، در مقابل يحيي نشاند. يحيي بن اكثم رو به مامون كرد و گفت: يا اميرالمومنين، اجازه مي دهيد تا از ابوجعفر سئوال كنم ؟ مامون گفت: از خودش اجازه بگير.
يحيي بن اكثم رو به حضرت (ع) كرد و گفت: فدايت شوم اجازه مي فرمايي مسئله اي بپرسم ؟حضرت (ع) فرمود: بپرس
يحيي بن اكثم گفت: خداوند ما را فدايت سازد اگر فردي در حال احرام شكاري را بكشد، حكم چيست؟
امام جواد (ع) فرمود:
شكارچي در حل كشته است يا در حرم ؟
عالم به حرمت آن بوده يا جاهل ؟
از روي عمد كشته يا اشتباه؟
آزاده بوده است يا غلام ؟
صغير بوده است يا كبير ؟
اين اولين صيد بوده است يا بيشتر ؟
آن صيد از پرندگان بوده است يا غير آنها ؟
كوچك بوده است يا بزرگ؟
شخص محرم بر اين عمل اصرار دارد يا پشيمان شده است ؟
شب اين عمل را انجام داده است يا روز ؟
احرام عمره بوده است يا احرام حج ؟
يحيي به اكثم پس از شنيدن فروع باز شده از پرسش خود از سوي امام جواد (ع) زبانش لكنت افتاد و نشانه هاي عجز و ناتواني به سيمايش آشكار شد.
مامون از امام (ع) خواست كه خود پاسخ گويد و امام پاسخ همه موارد را به تفصيل بيان نمود.
مامون پس از شنيدن پاسخهاي حضرت (ع) در خصوص مسئله شكار و تشويق وي در مقابل حضار رو به امام جواد (ع) كرد و گفت: احسنت، يا اباجعفر خداوند به تو خير عطا كند، اگر صلاح مي دانيد شما نيز از يحيي بن اكثم سئوالي بپرسيد.
013150.jpg

امام (ع) رو به يحيي بن اكثم كرد و فرمود: پرسش نمايم ؟يحيي گفت: فدايت شوم اختياربا شماست. اگر توانايي پاسخگويي داشتم پاسخ مي دهم و اگر نه پاسخ آنرا از شما خواهم آموخت.
امام فرمودند: چه مي گويي در باره  اين مسئله: در اول روز نگاه مردي به زني حرام بود، چون آفتاب بالا آمد همان زن بر او حلال شد، ظهر كه شد بر او حرام گرديد، به موقع عصر بر او حلال شد، چون آفتاب غروب كرد،حرام گشت، در زمان عشاء حلال شد، در نيمه شب حرام گرديد، و چون فجر طلوع كرد بر او حلال شد.
اين چگونه مي شود و علت حلال و حرام شدن چيست ؟
يحيي بن اكثم در تحير گفت: به خدا سوگند من پاسخ اين مسئله را نمي دانم، پاسخ آن را بفرماييد تا بياموزم.
امام (ع) پاسخ سئوال خويش را بيان كرد. آنگاه مامون عوامفريبانه رو به حاضرين در مجلس كرد و گفت: اهل بيت در ميان مردم از نظر فضل و كمال بي همتا و ممتازند و كمي سن مانع فضيلت آنها بر سايرين نمي شود.
شرايط سياسي فرهنگي خاصي كه بر عصر امام جواد (ع) حاكم بود، باعث شكل گيري آراء و فرقه هاي مختلف فكري شده بود.گسترش جهان اسلام و ورود عقايد و باورهاي مختلف و ديگر مذاهب و اديان به عالم اسلام از يك سو و ترجمه آثار فلاسفه يونان از سوي ديگر، موجبات چنين شرايطي را پديد آورده بود.
امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبهه سياست و فكر و فرهنگ قرار داشت. موضعگيري ها و شبهه افكني هاي فرقه هايي چون زيديه، واقفيه، غلات و مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشيع در برابر آنان موضعي شفاف اتخاذ كند.
امام جواد (ع) براي اجراي حق و عدالت و همچنين حفظ حقوق شيعيان وكلايي را به مناطق مختلف حكومت عباسيان اعزام نمود، كه محدوده وسيعي از سيستان و ري و قم تا بصره و كوفه و بغداد را شامل مي شد. افرادي چون « نوح بن دراج » كه مدتي قاضي بغداد و سپس قاضي كوفه بود، از ياران امام جواد (ع)
بوده اند.
در واقع، مراتب فضل و كمال و برتري دانش و علم امام جواد (ع) يكي از عمده عوامل به شهادت رساندن حضرت به شمار مي آيد. « ذرقان » مي گويد، روزي دوستش « ابن ابي داود » با حالتي بسيار غمگين و ناراحت از مجلس معتصم خليفه عباسي بازمي گشت. علت عصبانيتش را جويا شدم.
او در پاسخ گفت: اي كاش بيست سال پيش مرده بودم. پرسيدم چرا ؟در پاسخ گفت: بخاطر آ نچه از ابوجعفر در مجلس معتصم بر سرم آمد. و در توضيح گفت: معتصم براي صدور حكم شرعي شخصي كه مرتكب سرقت شده بود همه فقها از جمله محمدبن علي (امام جواد عليه السلام) را گرد آورده بود.
من به استناد  آيه اي از قرآن اعلام كردم بايد دست را از مچ قطع كرد.
گروهي ديگر از فقها با استناد به  آيه اي ديگر از قرآن گفتند مقصود از دست تا آرنج است.
آنگاه معتصم رو به محمدبن علي امام جواد عليه السلام كرد و پرسيد: نظر شما در اين مساله چيست؟ امام فرمود: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم داد كه بايد نظرتان را بگوييد. محمدبن علي عليه السلام گفت: چون قسم دادي نظرم را مي گويم.  اينها در اشتباه اند. زيرا فقط انگشتان دزد بايد قطع شود و بقيه دست بايد باقي بماند.
معتصم گفت: به چه دليل ؟
حضرت فرمود: زيرا رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مي پذيرد. بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود دستي براي او نمي ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نيز خداي متعال مي فرمايد: «و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا»  سجده گاه ها از آن خداست.پس هيچكس را همراه با خدا مخوانيد.
ابن ابي داود مي گويد: معتصم جواب محمدبن علي را پسنديد. دستور داد انگشتان دزد را قطع كنند و من همان جا آرزوي مرگ كردم.
پس از سه روز ابن ابي داود به حضور معتصم مي رسد و مي گويد: خير خواهي براي اميرالمومنين بر من واجب است و من در اين جهت سخني مي گويم كه مي دانم با آن به آتش جهنم مي افتم. معتصم گفت: آن سخن چيست ؟ گفتم:چگونه اميرالمومنين براي امري از امور ديني كه اتفاق افتاده است به خاطر گفته مردي كه نيمي از مردم به امامت او معتقدند و ادعا مي كنند او از اميرالمومنين شايسته تر به مقام اوست، تمامي سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟
پس رنگ معتصم تغيير كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر اين خيرخواهيت به تو پاداش نيك عطا كند و پس از آن بود كه تصميم به شهادت امام عليه السلام گرفت و مدت كوتاهي نگذشت كه امام (ع) را به شهادت رساند.

فهرست منابع:
۱- اصول كافي، جلد ۱
۲- موسوعة الامام الجواد، جلد ۱
۳- المناقب لابن شهر آشوب، جلد ۴
۴- كشف الغمه، جلد ۲
۵- بحارالانوار، جلد ۵۰
۶- تحف العقول
۷- مسند الامام الجواد
۸- مسند عطاردي
۹- رجال كشي

|   اجتماعي زنان    |    اجتماعي    |    اقتصادي    |    انديشه    |    خارجي    |    سياسي    |
|   شهري    |    علمي    |    علمي فرهنگي    |    محيط زيست    |    ورزش    |    ورزش جهان    |
|   صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |