سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۳۳۷ - Mar 16, 2004
يادداشت
Front Page

انتخابات اسپانيا و هزينه مداخله
درحالي كه همه نظرسنجي ها در اسپانيا حاكي از آن بود كه حزب مردمي به رهبري خوزه ماريا ازنار با فاصله چشمگيري در انتخابات پيروز خواهد شد، در يك فرايند چندروزه و پس از انجام چند انفجار توسط سازمان تروريستي القاعده حزب سوسياليست اسپانيا به رهبري رودريگز توانست ۴۶/۴۲ درصد ۱۱ ميليون شركت كننده در انتخابات پارلماني را به دست آورد. ناگفته نماند كه در تاريخ انتخابات اسپانيا تاكنون هيچ حزبي نتوانسته است اين ميزان از آراء را - حتي در پيروزي - از آن خود گرداند. حزب مردمي نيز با به دست آوردن ۶۴/۳۷ درصد آراء اكثريت خود را از دست داد و پس از ۸ سال حكومت، امور را به حزب رقيب واگذار كرد.
در اين ميان چند نكته حائز اهميت و قابل توجه مي نمايد:
۱- تجربه انتخابات اخير اسپانيا نشان داد كه كشورهاي اروپايي به ميزان دخالت خود در اوضاع خاورميانه از تحولات آن تأثير مي پذيرند.
اسپانيا در كنار آمريكا و انگليس به عنوان يكي از سه ضلع اصلي نيروهاي ائتلاف غرب شناخته مي شود كه بدون در نظر گرفتن نگاه عمومي جامعه بين الملل مداخله يكجانبه در عراق - بدون اخذ مجوز از سازمان ملل متحد - را عملي ساختند. اسپانيا با اين اقدام عملا حساب خود را از ديگر كشورهاي اروپايي جدا كرد و سرنوشتش را به آمريكا پيوند زد و بدين ترتيب خود را وارد عرصه مشكلات پايان ناپذير خاورميانه نمود. پس طبيعي است كه به ميزان آلوده شدن در مسائل خاورميانه از تحولات آن تأثيرپذير باشد، چه در چارچوب عدم موفقيت سياست هاي آن كشور در خاورميانه و چه در چارچوب رويارويي با جرياناتي كه تمايل دارند فقط خاورميانه صحنه نبرد نباشد.
۲- اقدام اسپانيا در همراهي مطلق با آمريكا در جنگ موسوم به نبرد با تروريسم، تأييدكننده ادعاي سازمان القاعده بود كه معتقد است، جهان كنوني عرصه يك نبرد صليبي ديگر شده و همانگونه كه بوش در يك اظهارنظر صريح جنگ با القاعده و تروريسم را يك نبرد صليبي خواند، كشورهايي كه نگاه صليبي به اوضاع جهاني دارند بيشتر با آمريكا همراهي مي كنند. ناگفته نماند كه در سال ۱۹۹۱ و پس از آزادسازي كويت،كنفرانس مادريد كه با هدف حل مشكل خاورميانه در پايتخت اسپانيا تشكيل شد، به گونه اي برنامه ريزي شده بود كه در سالروز سقوط اندلس كار خود را آغاز نمايد. در آن هنگام نيز بسياري از گروه هاي فلسطيني مخالف روند صلح با استناد به اين نكته معتقد بودند كه گرايش هاي صليبي اسپانيا بيش از ديگر كشورهاي اروپايي است.
۳- آنچه در اسپانيا واقع شد، نشان مي دهد كه سازماني نظير القاعده مي تواند با يك برنامه ريزي دقيق در اوضاع داخلي كشورهاي غربي دخالت كرده سقوط يك دولت و پيروزي جريان ديگر را رقم زند هر چندكه اين اقدام غير انساني بوده وبا هيچ منطقي قابل پذيرش نيست.
در هرحال از اين پس ديگر هيچكس نمي تواند در بررسي اوضاع جهاني و پيش بيني اوضاع ،اقدامات و عملكرد سازمان هايي نظير القاعده را در محاسبات خود در نظر نگيرد و به آن به عنوان يكي از عوامل تعيين كننده توجه ننمايد. افزون بر آن كه امكان پيش بيني سرنوشت انتخاباتي همچون رياست جمهوري آمريكا از پيش ميسر نبوده و پيروزي بوش در هاله اي از ابهام قرار دارد؛ هرچند كه معلوم نيست سياست القاعده در اين باره چه باشد.القاعده در نگاه خود به اوضاع داخلي آمريكا تفاوتي ميان جمهوريخواهان و دمكرات ها قائل نيست، در عين حال گروهي از آنان بر اين باورند كه سياست هاي بوش درنهايت موجب خسارت بيشتر براي آمريكا شده و سقوط آن را نزديك تر مي سازد.
هرچه باشد دو نكته مسلم است: يكي تأثيرپذيري كشورهاي اروپايي از اوضاع خاورميانه به ميزان دخالت خود در امور آن و ديگري نقش القاعده به عنوان يك سازمان مؤثر در شكل گيري سياست هاي جهاني.

|   اجتماعي    |    اقتصادي    |    خارجي    |    سياسي    |    شهري    |    ورزش    |
|   ورزش جهان    |    يادداشت    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |