|
اهميت پوسيدن درختان در كف جنگل
اينجا؛ مرده روي زمين بماند
پاكسازي جنگل ها از گياهان و درختان مرده و در حال پوسيدگي باعث مي شود تعداد زيادي از جانداران از جمله حشرات، گياهان، پرندگان و پستانداران در شرايط زيستي سختي قرار گيرند
درختان جنگل قرباني مي شوند تا حيوانات اهلي سير شوند، يعني شاخ و برگ ها را مي كنند و كف جنگل مي ريزند تا دام ها هنگام تردد، از همين سرشاخه ها تغذيه كنند، اين عمل معمولا توسط روستاييان انجام مي شود
|
|
|
آناهيتا دروديان
مرده بايد روي زمين بماند. پيكرهاي بي جان، زندگي مي آفرينند. با احترام به ضرب المثل قديمي مرده نبايد روي زمين بماند. گاهي لازم است كه به احترام موجودات زنده در اين ضرب المثل جاي نبايد با بايد عوض شود.
بحث سر جسد و جرم و جنايت نيست. براي اينكه مطمئن باشيد مشغول مطالعه مطلبي در صفحه حوادث نيستيد، عنوان صفحه را نگاه كنيد. موضوع فقط مرگ جانداراني است كه بعد از مرگ هم براي ما مفيد هستند؛ درختان تنومند جنگلي.
اهميت مرگ اين درختان به حدي است كه فقط براي مرگ زنده هستند. درختان تنومند با تبر قطع و منشا كار و درآمد هزاران نفر در صنايع چوب و كاغذ و ساير فعاليت هاي مربوط به آن مي شوند. ولي در كف جنگل ها ديگر موضوع چوب بري، تبر، اره برقي و ... مطرح نيست.
اين درختان پوسيده كه عمرشان به سررسيده، لانه و منبع تغذيه هزاران موجود كوچك و بزرگ ديگر هستند. جمع آوري اين تنه هاي افتاده در كف جنگل چندان مفيد نيست به طوري كه صندوق جهاني دفاع از طبيعت در تازه ترين گزارش خود در اين باره مي گويد: پاكسازي جنگل ها از گياهان و درختان مرده و در حال پوسيدگي باعث مي شود تعداد زيادي از جانداران از جمله حشرات، گياهان، پرندگان و پستانداران در شرايط زيستي سختي قرار گيرند.
همچنين جنگل هايي كه در آنها درختان و گياهان پير و مرده و در حال پوسيدگي وجود دارند در مقايسه با جنگل هايي كه اين قبيل شاخ و برگ ها و تنه هاي پوسيده در آنها پاكسازي مي شوند، از عمر طولاني تر و محيط سالم تري برخوردارند.
در حقيقت اين درختان پوسيده، منبع اصلي تامين غذاي جانداران به شمار مي آيند. گذشته از اين حيواناتي مثل خفاش ها، داركوب ها و سنجاب ها نيز از تنه درختان پوسيده براي لانه سازي استفاده مي كنند. از ديگر مزاياي اين جنگل ها افزايش توانايي آنها براي جذب گاز كربنيك اضافي هواست. درست تر آن است كه بگوييم در جنگل هايي كه درختان و گياهان جوان و پير در كنار هم زندگي مي كنند، توانايي جذب گازكربنيك اضافي هوا بالاتر مي رود.
به علاوه درختان پير در اين جنگل ها مواد غذايي لازم براي ارگانيزم ها و گونه هاي زيستي مختلف را فراهم مي كنند.
مسوولان صندوق حمايت از طبيعت هم در اين زمينه از دولتمردان اروپايي خواسته اند كه اين درختان پوسيده را به حال خود رها كنند. به اين صورت كه تا سال 2030 به ميزان 20 تا 30 مترمكعب چوب پوسيده را در هر هكتار از جنگل باقي بگذارند تا به تدريج از بين بروند. بدين ترتيب غذا و لانه براي گونه هاي زيستي در جنگل فراهم مي شود.
يك سوم موجودات زنده اي كه در جنگل ها زندگي مي كنند، مواد غذايي مورد نياز خود را از همين تنه ها و شاخه هاي مرده يا در حال پوسيدگي به دست مي آورند. با دانستن اين موضوع شايد اهميت آنها را بهتر درك كنيم.
مسوولان صندوق حمايت از طبيعت همچنان در تلاش هستند كه با استفاده از راهكارهاي مناسب از پاكسازي جنگل ها جلوگيري كنند. مثلا قطع يارانه هاي نادرستي كه از طرف برخي دولت ها براي پاكسازي جنگل ها پرداخت مي شود.
در مواردي هم براي پاكسازي جنگل ها دولت موظف شده كه به جنگلداران پول پرداخت كند. اين عمل در فرانسه اتفاق افتاده. به طوري كه دولت اين كشور براي پاكسازي هر هكتار از جنگل ها، 2 هزار و 230 دلار به جنگلداران مي پردازد.
وضعيت پاكسازي جنگل ها در ايران
اين گزارش بدون بررسي پرونده درختان مرده ايران ناقص است؛ از جنگل هاي سرسبز اروپا به جنگل هاي نمي دانيم چي در ايران فرو مي رويم.
آيا در ايران هم درختان پوسيده در كف جنگل باقي مي مانند؟ شايد بد نباشد موضوع را با يك تجربه ناخوشايند آغاز كنيم، يعني جاري شدن سيل در استان گلستان. در جنگل هاي اين استان درختان قديمي به همراه شاخه ها و سرشاخه هاي درختان در كف جنگل بودند. اين عوامل طبيعي منجر به تشديد خسارت ناشي از سيل شدند. آب گل آلود به سرعت پيش مي رفت و در مسيرش كنده هاي درختان را هم با خود حمل مي كرد. مثال جالبي است اينكه آب به اره برقي تبديل شد! شرايط جنگل هاي ايران به گونه ديگري است. به طوري كه شايد نتوانيم هشدارهاي صندوق جهاني حمايت از طبيعت را چندان جدي بگيريم!
دكتر كاظمي- معاون روابط عمومي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور- در اين باره مي گويد: در حقيقت مديريت جنگل ها در ايران بر مبناي دخالت هاي انساني و شرايط طبيعي متفاوت است و از يك قانون كلي پيروي نمي كند. طرح هاي مديريتي نيز با توجه به اين ديدگاه صورت مي گيرد: جنگل شناسي و جنگلداري نزديك به طبيعت. ما با توجه به شرايط زيستي، اجتماعي و اقتصادي مي توانيم مديريت بهتري داشته باشيم. ممكن است كنده ها و درختان پوسيده در كف جنگل بيشتر از آنكه نفع داشته باشند، منجر به زيان هايي شوند؛ مثلا افزايش آفات و امراض گياهي.
بهره برداري نامناسب
متاسفانه هر جا بحث از اين مقوله باشد برنامه ريزي و مديريت بايد بر مبناي آن صورت گيرد. جنگل هاي ايران هم كه از اين عامل مخرب بي بهره نيستند. يكي از اين عوامل چراي دام در جنگل است، ولي كف جنگل كه گياهي وجود ندارد. يعني به علت درختان تنومند و شاخ و برگ هاي متراكم، كف جنگل خالي از گياه است. پس اين دام ها از چه چيزي بايد تغذيه كنند؟ براي اين موضوع هم فكري شده است. درختان جنگل قرباني مي شوند تا حيوانات اهلي سير شوند، يعني شاخ و برگ ها را مي كنند و كف جنگل مي ريزند تا دام ها هنگام تردد، از همين سرشاخه ها تغذيه كنند، اين عمل معمولا توسط روستاييان انجام مي شود. براي مقابله با اين كارها كه منجر به افزايش شاخ و برگ هاي كف جنگل مي شود هم اقداماتي در دست اجراست، مثلا طرح ساماندهي خروج دام از جنگل در شمال ايران. ضمنا اين سرشاخه ها عامل آتش سوزي هم هستند.
همه چيز طبيعي است، حتي اگر حرف از طبيعت نباشد. به نقشه جهان نگاه كنيد تا طرح ماندگاري تنه هاي پوسيده درختان در جنگل هاي اروپا و طرح متفاوت جنگل هاي ايران برايتان عجيب نباشد؛ تفاوت از كف جنگل آغاز مي شود تا ... اينجا ايران است.
|