يكشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۵۶۸
ساختمان ناتمام پارك ورشو
NGO سقف ندارد...!
ساختمان NGO در زميني به مساحت 2 هزار متر مربع و در يكي از خيابان هاي اداري شهر تهران واقع شده، تا بدين جا 400 ميليون تومان صرف ساخت آن شده و كاربري منحصر به يك مركز تشكل هاي مردمي را دارد و نه چيز ديگري 
024327.jpg
عكس: بابك آراسته 
آذر مهاجر
ساختماني با نماي آجر قرمز كه نبش خيابان ورشو و جنب پارك ورشو در خيابان استاد نجات الهي به سبب همين ساختمان ها، ويلا ناميده مي شده است واقع شده از جمله ويلا هاي متعلق به وابستگان رژيم گذشته است كه قدمتي تقريبا۵۰ ساله دارد . از سال 1380 به همت شهرداري تهران و شهرداري منطقه شش، اين ساختمان قديمي مرمت و باز سازي شد و به عنوان يك مركز NGO در اختيار معاونت اجتماعي شهرداري منطقه شش و تشكل هاي مردمي قرار گرفت. اما از آنجايي كه اين بنا ساختماني ويلايي است و بي شك قابليت هاي لازم براي بهره برداري به عنوان يك مركزNGO را نداشته و ندارد، شهرداري تهران و منطقه با پي بردن به ضرورت ساخت بنايي مناسب در نزديكي همين ساختمان، طي تصميمي سريع و به موقع براي ساخت بنايي مناسب براي اين نوع كاربري در كنار ساختمان قديمي در پارك ورشو اقدام كرد. طراحي و مكان يابي ساختمان مورد نظر به مهندسان مشاوري كه آن زمان در پروژه هاي مختلفي با شهرداري منطقه همكاري داشتند سپرده شد. مكان يابي و طراحي فازصفر مركز NGO به سرعت انجام شد. مهندسان مشاور چاروك نقش براي طراحي فضايي مناسب و دلخواه مذاكراتي با معاونت اجتماعي شهرداري منطقه شش كه متولي نهايي اين بنا بوده است، داشتند و طرح اين ساختمان با در نظر گرفتن خواست اين معاونت و نياز هاي يك مركز NGO تهيه شد. مدير عامل شركت مهندس مشاور درباره مشخصات مد نظر متولي پروژه مي گويد: چند مورد بود كه براي ما و مجموعه شهرداري منطقه شش به عنوان كارفرما، اهميت داشت. مثلا كارفرما مي خواست اين مركز يك سالن آمفي تئاتر 300 نفري نه كمتر و نه بيشتر داشته باشد و همچنين اصرار بر اين بود كه مسير كوچه اي كه در ضلع غربي پارك ورشو قرار گرفته و دسترسي ساكنان كوچه هاي غربي را به پارك ميسر مي كند، با ساخت بناي جديد در قسمت جنوب غربي پارك، مسدود نشود...
بر اساس طراحي مشاور پروژه، ورودي اين مركز از ضلع شرقي پارك است و سالن آمفي تئاتر در طبقه همكف واقع شده، بخشي از فضا هاي مورد نياز براي پشت سن در زير زمين و در كنار دوش، رختكن، اتاق بازيگران ، اتاق گريم، نمايش و اتاق هاي اداري طراحي شده است كه امكان برگزاري نمايش حرفه اي را فراهم خواهد ساخت. طبقه اول اين ساختمان به اتاق هاي اداري، سايت كامپيوتر و سالن كنفرانس اختصاص يافته و كتابخانه در طبقه دوم واقع شده است. همه اين مجموعه با يك پله پيچ و البته آسانسور، به هم مرتبط مي شود. اين بنا با مساحت 1600 متر مربع در زميني به وسعت 2 هزار متر طراحي شده است كه به زعم مهندس لطيفي همه آنچه براي يك مركز NGO ضرورت دارد در طراحي اين فضا مد نظر قرار گرفته. وي درباره ويژگي هاي اين بنا مي افزايد: از آنجايي كه اين ساختمان در كنار همان ويلاي قديمي به عنوان مركز NGO مورد استفاده قرار خواهد گرفت و جدا از آن نيست، در طراحي آن سعي كرده ايم از مولفه هاي استفاده شده در ساختمان ويلايي استفاده كنيم. مثلا در فضا هاي مختلف ساختمان ويلايي اختلاف ارتفاع ديده مي شود يعني به سبك همه بنا هاي پهلوي پله پله است، اين شيوه در طراحي ساختمان جديد هم مد نظر قرار گرفته؛ ساختمان قديمي از آجر قرمز ساخته شده كه در ساخت ساختمان جديد هم از همين مصالح استفاده شده است تا در مجموع كل فضاهمخوان باشد. البته هنگام طراحي، ويژگي هاي بناي جديد هم از نظرمان دور نمانده، به طور مثال ساختمان كاملا مدرن طراحي شده چون اصولا فعاليت تشكل هاي مردمي پديده اي مدرن است و البته چون اين ساختمان در پارك واقع شده براي هماهنگي آن با محيط انحنا و نرمي ويژه اي در آن به چشم مي خورد كه كاملا آگاهانه طراحي شده اند.
از چهار ماه تا چهارسال
براي شروع كار، برآورد اوليه هزينه ها انجام گرفت و پيش بيني شد اين پروژه حدود 400 ميليون تومان هزينه داشته باشد. مناقصه اي برگزار و با شركت پيمانكار براي ساخت مركز تشكل هاي مردمي شهرداري تهران قرارداد بسته شد. بنابراين بود كه پروژه ظرف چهار ماه در خوشبينانه ترين شكل و شش ماه به عنوان مدت زماني منطقي به اتمام برسد. طبق اظهارات مشاور، كارفرما و متولي اين امر مهندس صبوري، معاون فني شهرداري منطقه شش، با حمايتي مثال زدني كار را آغاز كرد به طوري كه طي دو ماه اول 150 ميليون تومان به اين پروژه اختصاص داده شد. مهندس لطيفي معتقد است كه همين حمايت ها و تزريق به موقع بودجه باعث شد كه پيمانكار به سرعت اسكلت ساختمان را كه بسيار هم پيچيده است با موفقيت اجرا كند. وي درباره روند كار مي گويد: نقشه هاي فاز يك و دو را به سرعت و همزمان با خاكبرداري پيمانكار آماده كرده بوديم و كار به صورت شبانه روزي ادامه داشت، سرعت كار به گونه اي بود كه وقتي شهردار وقت تهران براي بازديد پروژه آمدند با شكايت دانشجويان خوابگاه نزديك پارك مواجه شدند و دستور دادند براي ساخت بنايي كه قرار است در اختيار مردم باشد، موجبات مردم آزاري را فراهم نكنيم و از 12 شب به بعد كار اجرايي تعطيل شود.
با وجود اين كه پس از اين جريان فرصت بيشتري براي اتمام كار به پيمانكار داده شد ولي ساخت و ساز همچنان با سرعت ادامه داشت و حدود 35 درصد از اين پروژه ظرف مدت يك و نيم ماه به انجام رسيد تا اينكه سمت شهرداري تهران به طور موقت به مقيمي سپرده شد، همين مساله به قطع تخصيص بودجه انجاميد و روند كار عملا متوقف ماند. لطيفي درباره چگونگي ادامه كار در اين زمان مي گويد: وقتي آقاي ملك مدني رفتند، معاونت فني شهرداري منطقه شش نيز رفتند؛ قرارداد ما هم هنوز بسته نشده بود و ما حدود 17 ميليون تومان هزينه كرده بوديم. وقتي مهندس شيراني به عنوان معاونت فني شهرداري منطقه انتخاب شدند، همچنان كار متوقف بود و ايشان لطف كردند مساله قرارداد ما رابه نتيجه رساندند و توانستيم بخشي از مطالباتمان را به صورت علي الحساب دريافت كنيم.اما مشكلات همچنان باقي بود، صرف نظر از عدم همكاري و هماهنگي برخي افراد البته نه در سطوح مديريتي كه به كندتر شدن روند كار دامن مي زدند، نرسيدن بودجه و مشكلاتي كه قراردادها داشتند را مي توان مهم ترين دليل توقف اين پروژه دانست.
وي درباره تلاش هاي مشاور و پيمانكار براي حل مشكلاتي كه ايجاد شده بود توضيح مي دهد: … پس از صحبت هاي بسياري كه با مهندس شيراني داشتيم تا تكليف كار را مشخص كنند، ايشان گفتند با توجه به اينكه معلوم نيست شهردار فعلي تا چه زماني در همين سمت باقي بماند، بهتر است فعلا نامه توقف كار را به پيمانكار بنويسيم و من هم همين كار را كردم.”
و چنين شد كه پروژه مركز NGO كه بنا بود چهار ماهه ساخته شود چهار سال به طول انجاميد و هنوز هم به پايان نرسيده است. تغيير مديريت ها سبب شد پروژه اي كه طي يك ماه و نيم 35 در صد پيشرفت داشته، ظرف 4 سال به مرحله 75 درصد برسد و به دلايل بسيار كه تنها عدم تامين اعتبار، براي پذيرفتن همه اين دلايل كافي است، از كيفيت آن هم كاسته شود. نازك كاري هاي نهايي، چون سقف كاذب، تجهيز اتاق ها و سالن ها در مقايسه با آنچه تا كنون درروند ساخت اين مركز صورت گرفته تقريبا چيز زيادي به حساب نمي آيد، در حالي كه به رغم تلاش كارفرما اميد چنداني به پايان آن در زماني نزديك والبته معقول نيست.
از امروز تا فردا
قرارداد پيمانكار پروژه مركز NGO بر اساس فهرست بهاي سال 1380 بسته شده و اعتبار ريالي براي ادامه كار هم تامين نشده است، مسايل بسياري سبب شده حتي اگر امروز هم ساخت اين مركز از سر گرفته شود ضرر و زيان ناشي از آن قابل اغماض نباشد. مهندس جواهر پور، يكي از مهندسان مشاور اين پروژه مي گويد: … از آغاز سال جديد قيمت مصالح ساختماني به شدت افزايش داشته است، قرارداد پيمانكار تمام شده و اگر در ابتدا 400 ميليون براي اتمام اين كار پيش بيني شده بود، حالا لااقل 200 ميليون ديگر مورد نياز است تا بخشي از بنا و تجهيز آن تكميل شود و البته اين مبلغ هم به اين بستگي دارد كه چه زماني كار مجددا آغاز شود. در شرايط فعلي راه چاره اي نيست جز اينكه با پيمانكار بر اساس شرايط جديد قرارداد جديدي بسته شود تا كار هر چه سريعتر به اتمام برسد.”
در كنار همه اين فراز و فرود ها يك بار از سوي انجمن رياضي و يك بار هم توسط شوراي شهرخواسته شده اين ساختمان بايد تغيير كاربري داده و در اختيار اين دو نهاد قرار گيرد كه البته اين خواسته ها به جايي نرسيد و در طراحي كلي بنا تغييري ايجاد نكرد واكنون پس ازتصدي حيدري در سمت معاونت فني شهرداري منطقه شش و از آغاز سال 1383 مجددا اين مركز مورد توجه واقع شده و تلاش هايي براي اتمام آن صورت مي گيرد. اما آيا اين تلاش ها كافي است؟ مهندس مشاور درباره اين شروع دوباره مي گويد: … از سوي معاون فني جديد مهندس حيدري براي مذاكره درباره اين ساختمان به شهرداري منطقه دعوت شديم و همان ابتداي امر به خاطر صدور نامه توقف كار به پيمانكار كه طبق دستور شفاهي معاون قبلي صادر شده بود مورد باز خواست قرار گرفتيم. هرچند من به مهندس حيدري در اين باره حق مي دهم. ايشان بخشي ازمشكلات ما و پيمانكار را حل كرد و ما اميدواريم هر چه زودتر روند اداري كار طي شود تا دولت و مردم بيش از اين ضرر نكنند . اتمام اين پروژه براي ما هم به لحاظ مالي، هم اعتبار حرفه اي و هم احوالات شخصي ضرورت دارد. طبيعي است كه دوست داشته باشيم ثمره كارمان را ببينيم. …
از درك ضرورت تا توان حمايت 
به جز همان ساختمان قديمي نبش خيابان ورشو كه البته به عنوان يك مركز NGO كاركرد مناسبي ندارد، در شهر تهران جايي براي گرد همايي تشكل ها و گروه هاي مردمي وجود ندارد وايجاد چنين فضايي در هر شرايطي و تحت هر سياستي اجتناب ناپذير مي نمايد.

يادداشت
ايجاد تسهيلات گردهمايي و مناطق عمومي 
گزينشي مثبت به نفع جامعه شهري 
محمدرضا جودت 
اتفاق نظر است كه تنزل در كيفيت محيط شهري، نتيجه  مستقيم وجود بحران در خود اجتماع است. اين مشكل بسيار گسترده تر از جزئيات نگران كننده  موجود در محيط شهري، نظير مشكل جمع آوري و دفع زباله، سر و صدا، بريدن درختان، تخريب ساختماني كه ارزش محافظت دارد، از بين بردن فضاي سبز يا نابودي محله و ناحيه اي در شهر است. به نظر مي رسد اين موارد علايم بيماري ريشه داري هستند و ريشه در تضادهاي بين منافع خصوصي و صلاح عامه، بين ثروت و سعادت، بين كمبود و انفجار جمعيت و جز آن دارند.
تا زماني كه انسان در جامعه اي به حيات خود ادامه مي دهد كه توليد و مصرف مهمتر از شناخت محيط زيست هستند و از آنجا كه نتايج واقعي و ملموسي از چنين شرايطي گرفته نمي شود، امكان ندارد كه بتوان شرايط محيطي را بهبود بخشيد. بايد آگاه و متوجه بود كه شيوه هاي توليد صنعتي، نه تنها در طبيعت تاثير نامطلوب داشته و دارند، بلكه تاثير نادرستي نيز در الگوهاي رفتاري انسان از خود به جا گذاشته اند. اگر تاكنون اين نوع شيوه هاي توليد، صرفا به عنوان مساله ادامه  حيات در برابر نيروهاي طبيعي و به خاطر بشريت توجيه مي شد، اما اكنون مساله، زنده ماندن در رويارويي با عواقب ناخوشايندي است كه خود اين صنعت در جهان به وجود مي آورد. جامعه اي كه دست و پاي آن را براي حمايت و حفاظت حقوق گروه هاي فشار مالي و غيرمالي بسته باشند فرق هم نمي كند كه آنها خصوصي يا عمومي، يعني سرمايه داري خصوصي يا دولتي باشند يعني فدا كردن صلاح عامه و در نتيجه فدا كردن محيط زيست و كيفيت زندگي، بنابراين در اين صورت نمي توان شهر را اداره كرد و آن را از انحطاط و زوال رهانيد.
يكي از عوامل اصلي در سياستگذاري هايي كه در پي سازماندهي دوباره به جامعه است، دستيابي به اصلي براي انسان امروز و شرايط زندگي او، و وصلت  دادن وي با تمام جنبه هاي ساخت و بازسازي شهرها و اجتماعات و محله ها و خيابان هاست، به شيوه اي كه بهترين تماس و درك بين شهروندان را ميسر سازد.
دستاوردهاي صنعتي و فن آوري، هر چند به نوعي كيفيت زندگي را تهديد مي كنند، اما زندگي را براي انسان خوشايند تر نيز كرده اند. گذشتگان، قرن ها با عرق جبين جان كنده اند تا بر طبيعت فائق آيند، درد و رنج زيادي را در انساني تر كردن اين جهان تحمل كرده اند. حتي در طول يكي دو قرن گذشته، از آنان مانند برده ها بهره كشي مي كردند تا اينكه ماشين ظهور كرد و با شيوه هاي خاص و تا حدودي خشن براي بهره برداري از منابع طبيعي و همچنين در كشاورزي به كار گرفته شد. امروزه اين دستاوردهاي فني، شرايط بهتر و خوشايندتري را وعده مي دهند تا فردا براي خلق جامعه اي جديدتر، آزادتر، شادتر و چه بسا درست تر مهيا شود.
با توجه به پيچيدگي زندگي در اين عصر، انسان مجبور است كه نسبت به اين شرايط بازنگري كند و معيار و مقياس ارزش هاي آتي مورد نظر را از نو سامان بخشد. چيزي كه تاكنون ارزيابي و سنجيده نشده است و حتي به عمق توانايي هاي بالقوه  در دسترس انسان نيز پي برده نشده است.
به نظر مي رسد وقت آن است كه بياموزيم براي سروكار داشتن با اين وضعيت پيچيده، شيوه هاي گذشته و منسوخ را كمتر به كار بريم. به نظر مي ر سد براي نيل به اين منظور، مردم آمادگي درك و پذيرش فلسفه  اين كار را دارند، فلسفه اي كه مي تواند به جهاني منجر شود كه مكان انساني مناسب تري باشد. مانع اين راه،كساني هستند كه با رويكردها و منافع منسوخ شده هنوز هم بر اين روند مسلط اند. اگر انسان در پي آن است كه استفاده مناسب از امتيازات وجود داشته باشد، پول و قدرت بايد از اين به بعد به گونه  متفاوتي مورد استفاده قرار گيرد.
به دست دادن زندگي و الگوهاي مسكن جديد ممكن نخواهد بود، مگر آنكه شرايط عام زير پذيرفته شود و به محك تجربه درآيد.
سرشت اصيل سياست بايد دوباره زنده شود و تمام بخش هاي جامعه بايد در شكل دادن زندگي و محيط مسكن شان درگير شوند. گفت وگوي منطقي و انساني بايد بين شهروند و آن مسوولي كه بر او حكومت مي كند و تصميم گيرهايي كه بر زندگي او تاثير مي گذارد، صورت پذيرد.
ضرورت دارد كه رشد اقتصاد موجود تا زماني كه كيفيت نيازهاي واقعي، مهمتر از كميت آنها شود، بهبود بخشيده شود، خود نيازها نيز بايد همواره در رابطه با تعادل بوم شناسي فراگير در نظر گرفته شوند.
در آينده, محيط زيست بايد به مثابه  آميزه اي از بوم شناختي مكمل و اجتماعي و فضايي ديده شود كه بسيار مهم اند و در بسياري موارد، مهمتر از معيارهاي اقتصادي - صنعتي قاطع با توان توليد هستند.
روحيه  متفاوت بايد پرورانده شود، براي اينكه شيوه هاي زندگي و ساختمان سازي به عنوان نمود هاي فضايي بيروني فردگرايانه، ديگر چندان ارزشي نمي يابند. زندگي و ساختمان، فعاليت هاي مشترك، با اهميت معنوي عظيمي هستند.
بايد هميشه در درجه  نخست، به تسهيلات مشترك و همگاني توجه كرد، در اين صورت، شهروند مي تواند احساس كند كه صحنه  شهري وسيله اي براي تماسي انساني تر است.
بنابراين به نظر مي رسد، يكي از راه حل هاي مشكل تنهايي انسان امروز ايجاد تسهيلات گردهمايي و مناطق عمومي است كه مي تواند تماس مردم با يكديگر را برقرار سازند. چنين پيشنهادي به هيچ وجه پيشنهادي آرماني نيست، بلكه پيشنهادي عيني و ملموس براي تغيير و به خاطر جامعه اي است كه آرزومند است به ادامه  حيات خود اطمينان داشته باشد و مي بايست سياست قابل قبولي براي محيط زيست خود تدوين كند. امروزه چه بسا مبرم ترين وظيفه  سياسي اين باشد كه مبناي قابل قبولي براي سياست پاسخگوي آينده  محيط زيست طبيعي و شهري به دست داده شود: براي آينده  نوع بشري كه خود در معرض خطر است.

اطلسي براي معماري معاصر جهان
024330.jpg
اگر بخواهيم مرجعي در اختيار داشته باشيم كه مشتمل بر ميراث معماري گذشته، حال و حتي آينده بوده و البته به غايت درجه نفيس و شيك ! باشد، چاره اي نداريم جز اينكه يك نسخه از كتابي را كه موسسه انتشاراتي فايدون Phaidon مبادرت به انتشار آن با عنوان اطلس معماري معاصر جهان كرده است، بخريم.
۱۰۵۲ بناي تاثير گذار و مهم جهان، 656 معمار شهير، 75 كشور ميزبان آثار باشكوه معماري معاصر، 5500 تصوير رنگي با كيفيتي بي نظير، 2 هزار نقشه و ... نهايتا بيش از 389 هزار كلمه اطلاعات در 824 صفحه، همه و همه مجموعه اي را به دست داده اند كه به جرات مي توان آن را مرجعي ارزشمند جهت معرفي همگاني معماري معاصر از ژانويه 1998 تا سال 2002 در آغاز هزاره نو ميلادي دانست.
اين كتاب هرچند براي دانشجويان بسيار گران به نظر مي رسد 160 دلار و نيز زبان آن چندان تحليلي نبوده و بيشتر جنبه معرفي و مرور آثار را تعقيب مي كند، ولي نبايد اين نكته را نيز فراموش كرد كه در مقام جذب مخاطب عام به مقوله شناخت آثار معماري در مقايسه با ساير رشته هاي هنري- اجتماعي همواره جاي خالي محصولات فرهنگي اينچنيني خالي بوده است.

مسابقه طراحي سردر
دانشكده هنر و معماري واحد تهران مركزي دانشگاه آزاد اسلا مي در راستاي افتتاح ساختمان جديد خود مسابقه طراحي سردر و تابلوي دانشكده هنر و معمارِِي با شرايط طراحي ديوار شمالي، سردر و فضاي ورودي دانشكده در صورت تمايل فضاي سبز حياط ورودي وطراحي تابلوي دانشكده متناسب با سردر ورودي را برگذار مي كند.
در حالي كه شركت كنندگان ملزمند طرح هاي خود را روي صفحاتي در مقياس 100/1شامل پلان، مقاطع و نماها ارايه كنند، در زمينه تحويل پرسپكتيو و اسكيس دستي خود در دو صفحه جداگانه و نيز تابلوهايي تمام رنگي و با خلاقيت معماري كاملا مختارند.
تمامي طرح ها بايستي تا پايان وقت اداري روز پنج شنبه 19 آذر ماه جاري به دفتر رياست دانشكده هنر و معماري ساختمان فلسطين تحويل و رسيد دريافت شود .لازم به ذكر است هنوز از نتايج مسابقه طراحي ميدان و يادمان دانشگاه آزاد اسلامي كه چندي پيش توسط اين دانشگاه برگذار شد، خبر روشني در دست نيست.

زيبـاشـهر
ايرانشهر
تهرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
در شهر
سفر و طبيعت
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  زيبـاشـهر  |  سفر و طبيعت  |  طهرانشهر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |