|
سرت رااز باب احتياط در خانه بگذار!
|
|
|
ترجمه :عبدالرضا رضايي نيا(باران)
«عبدالرضا رضائي نيا» به تازگي ترجمه گزينه اي از شعرهاي «احمد مطر» شاعر نامور عراقي را با عنوان «پلاكاردها» به پايان برده است، ضمن آن كه ترجمه منظومه اي درخشان از شاعر پيشرو عرب «انسي الحاج» را با نام «عشق سپيد، گنجشك آبي» در دست چاپ دارد. پيش تر از اين نيز دو مجموعه «ماه شيراز» و «ترانه هاي عاشق آواره» - گزينه شعر عبدالوهاب البياتي _ را به نيت مرور رؤياهاي ايراني اين شاعر بلندآوازه عراقي به چاپ رسانده است. با اين وصف، او خود را مترجم حرفه اي نمي داند و ترجمه را در حاشيه «شعر» دنبال مي كند. او درباره «ترجمه شعر معاصر عرب» در ايران تأكيد مي كند كه «پيشتاز ترجمه شعر امروز عرب _ از آغاز تاكنون _ موسي بيدج است كه به لحاظ كميت و كيفيت ترجمه ها، چه سلامت ترجمه در انتقال روح شعر و چه استواري زبان فارسي شاخص است. متأسفانه بلوك بندي توهم زا در عرصه ادبيات امروز ايران و پرهيز بيدج از ورود به جنجال موجب آن آمده كه برخي از داعيه داران، به تغافل از كنار نقش بزرگ ايشان در اين عرصه بگذرند و حركت هاي ارجمندي چون انتشار دو فصلنامه پربار« الحوار »و« شيراز »- به زبان عربي _ و ترجمه بيش از بيست و پنج اثر ارزنده از شاعران معاصر عرب به شايستگي و بايستگي معرفي نشوند...» شعرهايي كه در پي خواهد آمد، از مجموعه «پلاكاردها» سروده «احمد مطر» به دوستداران ادبيات امروز جهان تقديم مي شود. غربت و تبعيد، صله «احمد مطر» براي سرودن شعرهايي از اين دست بوده است.
اندرزها
(۱)
وقتي كه قصد خواب مي كني،
در ياد بسپار كه بخوابي
هرگونه هشياري
-وراي خواب-
حرام است،
خميردندان و مسواك را بردار و بشوي؛
هر كلامي را كه لاي دندان هايت باقي مانده است
از هجوم ناگهان پليس
در امان نيستي
- حتي در خواب _
شايد خرناس كني
يا عطسه بزني
يا قصد قيام كني،
چراغ را روشن بگذار،
تا اتهام را از تو دور كند!
دوست من!
هركاري در تاريكي
تلاشي براي براندازي حكومت است
(۲)
پيش از نيت نماز
با مراكز حكومتي تماس بگير!
وضع و حالت را شرح بده!
گلايه نكن!
با روحي وطن پرستانه
اين كار را انجام بده!
دوست من
هرگونه ارتباط
با طرف خارجي
خطرناك است.
(۳)
هنگام افطار
جز جامي شير منوش!
فنجاني قهوه هشياركننده است،
از آن بپرهيز!
فنجاني چاي هشياركننده است،
از آن نيز بپرهيز!
دوست من!
هر انسان بيدارگري مشكوك است،
زيرا هشياري را برمي انگيزد
و در پي برافروختن آگاهي
براي سوزاندن وطن است.
(۴)
در آشپزخانه ات
آلاتي مشكوك يافت مي شود،
لوله گاز را بكن!
چاقوها را فراموش نكن
و چوب كبريت ها را
و سيخ هاي كباب را
شايد چيزي را طبخ كني
و بوي آن بلند شود،
اگر اين سلاح ها را
نزد تو بيابند،
چه خواهي كرد؟
آيا مي تواني به آن ها بقبولاني
كه در حال آماده كردن خوراك هستي،
نه انقلاب؟
(۵)
پيش از درآمدن
سرت را
از باب احتياط
در خانه بگذار!
دوست من!
در سرزمين هاي عربي
هر سري در خطر است،
جز سر برج
(۶)
كار امروز را
به فردا ميانداز!
شايد پيش از رسيدن شب
تبعيد شوي!
(۷)
گوش ات را ببند!
به بوق هاي خيانت
گوش نده!
در بازجويي
نه شكنجه اي است، نه خفتي، نه اهانتي
بلكه بسيار گرامي ات مي دارند،
شايد پليس
از سرصميميت
دشنامت دهد،
اين لطف را اهانت مي نامي؟
شايد از پنكه سقفي آويزان شوي
تا در جايگاهي رفيع باشي،
آيا اين عزت را
اهانت مي نامي؟
....
....
(۸)
خودكشي نكن!
هنگام جان دادن
روحت را به عزرائيل
تسليم نكن!
تو حق نداري
كه شيوه مردنت را انتخاب كني
و زمان آن را
زنهار!
كه در محدوده حكومت
دخالت كني!
|