|
سالمندان در شهر
در جامعه اي كه روزبه روز به عده سالمندان افزوده مي شود ، مسلما حل يا حداقل تعديل مشكلات آنها ضروري است. اين امر نياز به سرمايه گذاري زيادي ندارد، فقط اندكي توجه، پيش بيني و مديريت، كفايت مي كند
|
|
|
دكتر گيتي اعتماد
چند سال قبل يك محقق آمريكايي براي تحقيق در مورد وضعيت سالمندان در آمريكا خود را به صورت زن سالمندي در آورد و با همان رفتار و سرعت مدتي درجامعه آمريكا زندگي و فعاليت كرد. حاصل تحقيق او تكان دهنده بود، در آمريكا، جامعه اي كه بسياري آن را بهشتي موعود مي پندارند، وضعيت سالمندان حداقل براي طبقه متوسط و پايين كه امكانات خاصي ندارند اسفناك است. جامعه ناخودآگاه نسبت به آنان بدون ترحم و خشن است و چنان عرصه را بر آنها تنگ مي كند كه بيرون رفتن از خانه برايشان به كابوسي بدل مي شود.
بين اطرافيانم در ايران هم سالمنداني را مي شناسم كه به علت مشكلات متعدد، از بيرون رفتن وحشت دارند و ساعت هاي طولاني را بدون هيچ گونه سرگرمي در خانه به سر مي برند. از همين رو بر آن شدم كه نظري به وضعيت رفت و آمد سالمندان در شهري مانند تهران بيندازم.
پيادروها
چندي قبل در مقاله اي وضعيت ن---اهنجار پياده ها را در شهر تهران به طور عام تصوير كردم؛ اين وضعيت براي سالمندان به طور مضاعف تشديد مي شود، چون عبور از پياده روها با پستي و بلندي و اختلاف سطح زياد گاه بيش از يك متر كه به دليل شيبراهه هاي پاركينگ خانه ها ايجاد شده براي مردم عادي نيز مشكل است، چه رسد به سالمنداني كه حتي در عبور از پله هاي 30سانتي مشكل دارند، بنابراين، به هيچ وجه نمي توانند از پياده روهاي ناهموار شهر عبور كنند، به خصوص پياده روهايي كه مغازه ها همه جاي آنها را اشغال كرده اند از پياده روهايي كه با مصالح ساختماني يا به طور كلي بر اثر ساخت و ساز، سالها از حيز انتفاع افتاده اند مي گذريم، چون اغلب سالمندان با انواع مختلف عصا ساده يا نوع خاص - واكر راه مي روند كه در نتيجه براي عبور به عرض بيشتري نياز دارند.
تق-اط-ع ها
عبور از تقاطع هاي بدون چراغ يا با چراغ چشمك زن يا صرفا خط كشي هاي مسير پي--اده، نظير كنار ميدان ها، مثلا ميدان ونك كه حتي براي جوانان مشكل است، براي سالمندان عملا غيرممكن است. عبور از تقاطع هاي چراغدار، كه زمان آن براي سالمندان، كه سرعت كافي ندارند- تنظيم نشده، هم مشكل است و گاه در حين عبور از تقاطع، چراغ عابر پياده قرمز مي شود و ماشين ها بي درنگ و با سرعت به راه مي افتند و موجب وحشت سالمندان مي شوند.
اتوبوس
سالمندان براي سوار شدن به اتوبوس كه معمولا صف هاي طولاني دارند و جايگاه كوچك آنها را اغلب جوانان و حتي بچه ها اشغال كرده اند، نيم ساعت يا بيشتر درصف سرپا مي ايستند ،از طرفي وضعيت اتوبوس ها هم مناسب سالمندان نيست. اولا پله هاي ورودي آنها اغلب بسيار بلندند و سوار شدن و پياده شدن سالمندان به سختي صورت مي گيرد و گاه بدون كمك ديگران اين كار غيرممكن است. ثانيا همچون همه كشورهاي پيشرفته كه چند صندلي اول به سالمندان و معلولان و ... اختصاص دارد، جاي خاصي براي سالمندان در نظر گرفته نشده، در نتيجه آنها در راه هاي طولاني و پرترافيك بايد در اتوبوس سرپا بايستندو با حركات تند اتوبوس، در بزرگراه ها به در و ديوار برخورد كنند. متاسفانه اين رسم خوب گذشته كه جوانان جاي خود را به سالمندان مي دادند، كمرنگ شده است.
تاكسي
درايران تاكسي ها در واقع يك ميني بوس 5 نفره هستند كه مسافران در آن مرتب سوار و پياده مي شوند! سالمندان اين كار را با كندي انجام مي دهند، در نتيجه اغلب رانندگان تاكسي ترجيح مي دهند سالمندان را سوار نكنند يا اگر سوار كنند فرصت كافي براي پياده و سوار شدن به آنها نمي دهند كه گاه باعث زمين خوردن سالمندان مي شود.
مت----رو
در همه دنيا مترو وسيله اي بسيار راحت براي همه گروه هاي سني است، اما در تهران مترو عملا براي سالمندان غيرقابل استفاده است. چه در ايستگاه هايي كه پله برقي دارد و چه در ايستگاه هايي كه فاقد پله برقي است. در اين ايستگاه ها تعداد پله ها براي رسيدن به سطح خيابان بسيار زياد است، گاه غير از پله برقي و پله هاي موازي آن 30 تا 35 پله براي رسيدن از محل فروش بليت به خيابان وجود دارد، چون در مواردي، مثلاً در ايستگاه ميرداماد، تعدادي پله براي بالا رفتن و پايين آمدن وجود دارد. بنابراين استفاده از مترو براي سالمندان مشكل يا غيرممكن مي شود، وجود پله برقي هم مشكل را تماما حل نمي كند، چون بسياري از سالمندان از بالا رفتن و به خصوص پايين آمدن از آن وحشت دارند. وانگهي ايستگاه هاي مترو، به خصوص ايستگاه هاي مركزي بسيار شلوغ است و بالا و پايين رفتن از پله ها و سوار شدن به قطار در اين ازدحام براي سالمندان مشكل آفرين است.
زندگي سالمندان در خانه
هر چند اين مقوله نياز به مقاله اي جداگانه دارد و يك معضل بزرگ اجتماعي در جهان است، در اينجا اشاره اي مختصر به آن بيراه نيست؛ با مدرن شدن زندگي شهري، كوچك شدن واحدهاي مسكوني، كار كردن زن و مرد با هم و ... زندگي سالمندان در كنار خانواده، جز براي معدود خانواده هاي بسيار مرفه كه امكان داشتن پرستارهاي تمام وقت را دارند، عملا غيرممكن شده است. در خانواده هاي بي بضاعت هم كه امكان استفاده از خانه سالمندان وجود ندارد، سالمندان معمولا يا با فرزندان زندگي مي كنند يا در خانه خود تنها به سر مي برند. زندگي تنهاي آنها در يك آپارتمان يا خانه كوچك ، به خصوص در مواردي بسيار دردآور است. از همين روست كه تسهيل امكان بيرون آمدن آنها از خانه بسيار اهميت دارد.
نتيجه و پيشنهاد
مجموعه عوامل برشمرده موجب نااميدي و دلسردي سالمندان و از دست رفتن اعتماد به نفس آنها مي شود. آنها ترجيح مي دهند بيشتر در خانه بمانند و با خطرات خارج از خانه روبه رو نشوند. اين عدم تحرك موجب معلوليت آنها و نيازمند شدنشان به ديگران مي شود. در اين شرايط چه بايد كرد؟ در جامعه اي كه روزبه روز به عده سالمندان افزوده مي شود ، مسلما حل يا حداقل تعديل مشكلات آنها ضروري است. اين امر نياز به سرمايه گذاري زيادي ندارد، فقط اندكي توجه، پيش بيني و مديريت، كفايت مي كند. بخشي از اقدامات پيشنهادي مربوط به تسهيل حركت سالمندان كه در زير مي آيد به نيازهاي معلولان جامعه هم كه پس از جنگ تحميلي، با توجه به ميزان بالاي تصادفات جاده اي و خياباني در ايران بالاست پاسخ مي دهد:
*ايجاد امنيت براي عابر پياده در تقاطع ها و در پياده رو خيابان هاي اصلي و پر رفت وآمد محورهاي تجاري، اداري و ....
*تامين پله هاي مناسب كم ارتفاع براي اتوبوس ها.
*پيش بيني صندلي هاي مختص استفاده سالمندان در اتوبوس ، مترو و ايستگاه ها.
*تأمين آسانسور در ايستگاه هاي مترو.
*پيش بيني امكان توقف آسانسورها در طبقات مورد نياز ادارات.
*ارايه برنامه هاي فرهنگي در صدا و سيما براي آگاهي جامعه از مسايل و مشكلات سالمندان.
*اصلاح و امن كردن پارك ها، به نحوي كه دسترسي به آنها و عبور و مرور در داخل آنها مناسب باشد.
*استفاده از سالمندان به صورت داوطلبانه براي قسمت هايي از مديريت شهري از جمله مديريت و حفاظت پارك ها.
* تخصيص زمين هاي كوچك در پارك محلي به سالمندان محله، براي گلكاري يا سبزيكاري دادن هر قطعه به سه يا چهار نفر كه با همياري يكديگر و به طور نوبتي كار كنند.
|