يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۵۷۵
هر معتاد۸۰ هزار تومان
۳۳ درصد برمي گردند توي خانواده ها
در جريان بازديد از طرح آتريش، كارن كلاو نمايندهUN،چنان تحت تاثير قرار گرفته بود كه از مسوولان سوال كرد چه مقدار پول براي ادامه كار نياز داريد؟
024954.jpg
اواخر آبان ماه بود كه خانم كلاو با خودروي تشريفاتي اش به پارك جنگلي چيتگر رفت. روز باراني بود، كلاو زير چتر بزرگ خود از مركز بازپروري تولد دوباره در چيتگر ديدن كرد.
عكس ها : حجت سپهوند
بالاخره بايد از يك جايي شروع كرد. مهم اين نيست كه ساكن كشوري در مسير ترانزيتي مواد مخدر باشيم، مهم اين است كه بحران را چگونه مديريت كنيم. نمي خواهيم دوباره متولد شويم، مي خواهيم جلوي ضرر را در هر نقطه كه هست بگيريم. قطعا منفعت دارد
اينها عباراتي بود كه كارن كلاو آرام، هنگامي كه سوار بر خودروي تشريفاتي شده بود به خانم سارا ميرفندر سكي همكار ايراني اش مي گفت. آنها قرار بود روز اول از چندNGO فعال در ارتباط با مواد مخدر در كشور بازديد كنند. از حدود۲۰۰ NGO فعال در ايران۱۳، NGO براي اين كار از طرف دفتر سازمان ملل در ايران انتخاب شده بودند.
كارن كلاو چهره روشن و خندانش را رو به همكار ايراني اش كرده و مي گويد: روش هاي ترك اعتياد در ايران بي نظير و منحصر به فرد است. او زني 60 ساله است با قامتي متوسط و اندامي راست و ايستاده، موهاي سفيد و روشنش را روي پيشاني هرازگاهي كنار مي زند تا چين و چروك هاي منقش بر آن 30 سال مطالعه و تحقيق در رابطه با مواد مخدر و آسيب هاي آن را به هر ناشناسي رخ نمايي كند.
اين محقق سوئيسي كه به انگليسي فصيحي صحبت مي كند در سازمان Unodcp دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل مشغول فعاليت است.
اردوي 10 روزه 
وقتي ستاد مبارزه با مواد مخدر با همكاري دفتر Unodcp اردوي 10 روزه اي را براي ارزيابيNGO هاي موفق و فعال در رابطه با مواد مخدر در كشور برگزار كرد، كارن كلاو به عنوان يكي از مجرب ترين محققان دنيا دعوت شد تا تجربيات خود را در زمينه كاهش آسيب هاي مصرف مواد مخدر در اختيار فعالان مربوطه بگذارد. اين سنجش و تبادل نظر روي۱۳ NGO صورت گرفت.
۱- جمعيت مبارزه با مواد مخدر
۲- خانه سينماگران جوان
۳ - مركز تولد دوباره
۴- مركز مطالعات و تحقيقات زنان
۵- انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري 
۶- كنگره 60 اين كنگره سازماني است كه معتادان را با روش مشاوره و به صورت گروهي درمان مي كند
۷- جمعيت آفتاب معتادان در اين سازمان به صورت دارويي مداوا مي شوند. اعضاي اين جمعيت را چند پزشك تشكيل مي دهند.
۸- انجمن مركز فرهنگي و هنري ايران 
۹- انجمن همياران سلامت روان اجتماعي ايران
۱۰- انجمن حمايت از حقوق كودكان
۱۱- انجمن هدايت سبز تهيه فيلم كوتاه، برگزاري جشنواره عكس و فيلم در رابطه با اعتياد
۱۲ - انجمن مبارزه با مواد مخدر متشكل از دانشجويان پزشكي دانشگاه تهران
۱۳- برنامه پرسپوليسNGO اي با هدف تامين سرپناه و سرنگ سالم به معتادان خياباني.
خانم ميرفندرسكي همكار ايراني كارن كلاو مي گويد:وي از ارتباطات بين المللي بسيار قوي براي جذب حمايت هاي مالي ازNGO ها برخوردار است.
كارن كلاو حالا در ايران نيست اما به گفته خانم ميرفندرسكي برايش بسيار جالب بود كه چگونه دهها NGO با روش هاي بسيار متفاوت با متد معمول جهان به درمان معتادان مي پردازند. به گفته وي توزيع وسايل بهداشتي و سرنگ هاي تميز در ميان معتادان خياباني يكي از برنامه هايي بود كه فرستاده سازمان ملل را شگفت زده كرد.
كلاو بيان كرد كه در حال حاضر معمول ترين روش ترك اعتياد درمان دارو است. اين در حالي است كه در ايران بيماران معتاد به مصرف هروئين با ميل خود به مراكز درماني مي روند و با روش هاي مشاهده و بعضا پرهيز درماني خود را درمان مي كنند اگرچه امكان بازديد از۲۰۰ NGO فعال در زمينه موادمخدر در ايران و جود نداشت، اما گزارشي از هر NGO به صورت مكتوب و ترجمه در اختيار وي قرار گرفت.
كلا و در كنار رهجويان 
اواخر آبان ماه بود كه خانم كلاو با خودروي تشريفاتي اش به پارك جنگلي چيتگر رفت. روز باراني بود، كلاو زير چتر بزرگ خود از مركز بازپروري تولد دوباره در چيتگر ديدن كرد. رهجويان با لباس راحت خانگي در برابرش به احترام برخاستند و با غرور به اين تازه وارد مهربان غير همزبان، خوشامد گفتند.
024951.jpg
وقتي خانم ميرفندرسكي حرف ها و خوشامدگويي هاي بازپروران را براي كلاو ترجمه مي كرد، او با خوشبختي محسوسي لبخند مي زد و زير لب و گاهي بلند مي گفت excellent :عالي است. سارا ميرفندرسكي مي گويد: با وجودي كه قرار بود از هر NGO فقط يكبار بازديد به عمل آيد اما خانم كلاو تمايل نشان داد و مراحل قطع مصرف مواد بدون دارو را كه عموما 24 ساعت پس از پذيرش معتاد انجام مي شود را از نزديك ببيند.
در تمام اين بازديدها نحوه ترك به شيوه پرهيز مداري و ايمان مداري كاملا جديد و جالب توجه بود، به ويژه تست ورودي بيماران كه با تمام تجربيات وي متفاوت بود.
احسان، يكي از مسوولان مراكز بازپروري تولد دوباره كه هنگام بازديد از مركز سوم كانون در پارك جنگلي لويزان آنان را همراهي مي كرد، مي گويد: او پس از ارزيابي اين مركز از وي پرسيد: براي من عملكرد شما قابل توجه است، اما اين سوال وجود دارد كه چرا مسوولان و اشخاصي كه مي توانند، شما را حمايت مالي و تشكيلاتي نمي كنند؟
وي در ادامه از احسان پرسيد كه بيشتر از سوي كدام نهاد حمايت مي شويد؟ احسان افزود: شهرداري تهران بيشترين حمايت هاي مادي و معنوي را از اين مركز به عمل آورد. جاي مناسب را در اختيار كانون گذاشت و چادر و وسايل اوليه بهداشتي را به صورت رايگان براي كانون تهيه كرد. به گفته وي شهرداري تهران از مديران مناطق 22گانه خواست تا مساعدت هاي لازم را با اين موسسه انجام دهند.
چادرهاي برپا شده در سه نقطه از شهر تهران به منظور جمع آوري، ساماندهي و بازپروري معتادان خياباني در قالب طرحي به نام آتريش از زمستان سال 82 توسط كانون تولد دوباره به اجرا درآمد. احسان مي گويد: اين طرح در ابتدا چندان مورد توجه قرار نگرفت اما به رغم گمنام بودن آن نزديك به 100 معتاد خياباني از زمستان سال قبل از سطح خيابان جمع آوري و پس از بازپروري به جمع خانواده بازگردانده شدند. امسال نيز به دليل محدوديت هاي مالي اين مشكلات وجود دارد. ما با UN تماس گرفتيم و آنها پيشنهاد مشاوره با كارن كلاو را به ما دادند. شايد به همين دليل بود كه در جريان بازديد از طرح آتريش، كارن كلاو نمايندهUN،چنان تحت تاثير قرار گرفته بود كه از مسوولان سوال كرد چه مقدار پول براي ادامه كار نياز داريد؟ مسوولان ايراني مي خواستند كه يا يك دهم مبالغي كه دولت براي حفظ و نگهداري معتادان اختصاص داده است به آنها داده مي شود يا اينكه مابه التفاوت هزينه حقيقي بازپروري معتاد به ميزان 80 هزار تومان براي هر نفر يا حداقل هزينه واقعي يعني 35 هزار تومان براي 28 روز بستري را سازمان ملل در اختيار آنان بگذارد.
احسان مي گويد: خانم كلاو در اين زمينه موافقت كرد و قرار شد در اواسط آذرماه اقدام شود. مسوولان كانون مي گويند: تولد دوباره سالانه 12 هزار نفر خروجي دارد كه 31 درصد آنان بهبود كامل يافته و به خانواده هاي خود بازمي گردند.
به نظر مي رسد علاوه بر جذب كمك هاي سازمان ملل، دولت نيز بايد اهتمام بيشتري را به اين بيماران داشته باشد، تا باز هم شاهد تولد پروانه باشيم.

ستون ما
رفيق بد و زغال خوب 
شهرام فرهنگي 
امان از رفيق بد؛ يك كليشه براي سكانس آخر. در اين ماجرا اما آخر قصه اول قصه است. اينجا تمام داستان هاي شفاهي ما برپايه رفاقت نوشته مي شوند. نيمه خالي و پر ليوان يا سفيد و سياه هميشگي يا هر چيز ديگر را كه در ذهنتان است، در قصه هاي ايراني بايد با رفيق بد - رفيق خوب پر كنيد.
تا بوده همين بوده. اگر باور نداريد، پروژه تحقيق خود را بررسي فيلم ها يا رمان هاي كلاسيك ايراني انتخاب كنيد. توضيح اينكه ما از آثار ضد كليشه حرف نمي زنيم. حرف، حرف همان گرفتاري هايي است كه با رفيق بد آغاز مي شوند و با رفيق خوب به پايان مي رسند. درست يا غلط، داستان زندگي ما همين است؛ اينجا قصه ها برپايه رفاقت مي چرخند.
اين داستان جذاب نيست. نشان به همان نشان كه ديگر كسي براي فيلم هاي سينمايي اين ژانر روي صندلي بند نمي شود و رمان هاي سبك مشابه هم پشت ويترين كتابفروشي خاك مي خورند. غير از اين ديگر در زندگي هم شنيدن ناله امان از رفيق بد چندش آور است.
چند پاراگراف نوشتيم تا برسيم به اعتياد. البته احتمالا بوي مواد مخدر را پيش از اين در مطلب حس كرده بوديم. اينجا آدم ها بهانه معتاد شدنشان رفيق بد است و خوب شدنشان وابسته به رفيق خوب. اگر زبانمان لال، اطرافتان شخص معتادي وجود داشته باشد، اين داستان رفيق بد و خوب را مثل ما خوب درك مي كنيد. ذهن ما پر است از آدم هايي كه وقتي رفقاي بد - به قول خودشان البته - آنها را دوره كردند، معتاد شدند و بعد كه سروكله رفقاي خوب پيدا شد، نشئگي آرام آرام از سرشان پريد، اما ليوان نيمه پر نداشت چي؟ اين ديگر مكافات عمل است!
اين داستان جذاب نيست. وقتي چشم به پرده سينما مي دوزي، ملال چشم هايت را سنگين مي كند. وقت مطالعه براي پولي كه هزينه خريد كتاب كرده اي، حسرت مي خوري و وقت زندگي؟ آخر اين قصه بن بست است. اول قصه اعتياد را چاره اي نيست. حداقل اين جمله فعلا عين حقيقت است. هنوز به جايي نرسيده ايم كه سرمان را بالا بگيريم و بگوييم اينجا هيچ كس معتاد نمي شود. يعني رفيق بد هيچ وقت ناياب نمي شود، پس بايد فكري به حال آن جماعت اقليت يا چه فرقي مي كند، اكثريت كرد كه در قصه هايشان هرگز رد پاي رفيق خوب حك نمي شود. چه كنيم كه اين گروه در كوچه پس كوچه هاي اعتياد، عاقبت در بن بست نارفيق نپوسند؟
اين داستان جذاب نيست. بايد جاي خيلي چيزها در قصه هاي ما عوض شود، اما فعلا تغييري كوچك هم خيلي چيزها را عوض مي كند. مثلا همين داستان اعتياد كه نمي شود از يك طرفش رفيق بد را حذف كرد، اما مي شود براي رفيق خوبش جايگزين پيدا كرد.
تشكل هاي غير دولتي. اين اواخر - چند سال اخير - تمام ماجراهاي ترك اعتياد به تشكل هاي غير دولتي ختم شده  اند. آمارها البته هنوز لبخند بر لب كسي نمي نشانند، با اين حال فرار از مسير بي حساب و كتاب رفيق بد - رفيق خوب، حداقل اخم هاي درهم فرو رفته ما را باز مي كند. اينكه چرا تشكل هاي غير دولتي در معضل اعتياد برتر از نهادهاي دولتي عمل مي كنند، البته موضوع قابل گذشتي نيست، اما ما كه به گذشت عادت كرده ايم، از اين سوال هم مي گذريم!
بگذريم و به پرونده باز اعتياد بازگرديم. نمي شود كه كسي معتاد نشود. جامعه ما از ديدگاه روانشناسي فاكتورهاي لازم براي تمايل آدم ها به مواد مخدر را دارد. بايد فكري به حال آخر قصه كرد؛ جايي كه قصه تازه آغاز مي  شود و جاي رفيق خوب خالي است. ما دلمان به تشكل هاي غير دولتي خوش است. آمار؟ فعلا بهتر از صفر!

ايرانشهر
تهرانشهر
دخل و خرج
زيبـاشـهر
طهرانشهر
محيط زيست
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  دخل و خرج  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |  محيط زيست  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |