يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۵۷۵
زمان تجارت با هند اين شهر جايگاه ويژه اي در نزدشان يافت
ارامنه طهران را پسنديدند
برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه ارمنيان از روزگار صفويه در تهران مي زيستند
024978.jpg
آندرانيك هويان 
كريم خان زند، تهران را به سبب موقعيتي كه داشت و نيز به سبب موفقيتي كه نصيب او شده بود، دوست مي داشت و در اين انديشه بود كه تهران را به پايتختي برگزيند و دربار خود را از شيراز به اين شهر منتقل سازد، از اين رو، در تابستان 1172 ه.ق به سبب گرماي شديد و حرارت هوا، دستگاه سلطنتي و اردوي خود را به شميران منتقل كرد و فرمان داد در غياب او در محل ارگ سلطنتي كه جز چهار باغي از شاه عباس و قصر و ديوانخانه اي از شاه سليمان صفوي، عمارت مهم ديگري نداشت، عمارات سلطنتي و دارلحكومه و يك دست حرمخانه و خلوت خانه بنا كنند.
كريم خان زند دستور داد 10 سنگتراش ارمني از جلفاي اصفهان،  به تهران بياورند و در ساختن بناها و قصرهاي مورد نظر فعاليت كنند، ارمنيان مزبور در محله دولاب ساكن شدند.
سبب استقرار ارمنيان مزبور در دولاب آن بود كه ارمنيان پيش از جلوس كريم خان زند بر تخت سلطنت ايران درسال 1163 ه.ق و در زمان سلطنت نادرشاه به تهران آمده بودند و اين گروه بايد نخستين گروه از ارمنياني باشند كه به قصد رهايي از جور نادرشاه و كارگزارانش از جلفا به تهران مهاجرت كرده بودند.
در دهه 1750 م، تعدادي از ارمنيان جلفاي اصفهان،  تبريز و قفقاز پيش از توسعه تهران به اين شهر آمدند و در دروازه حضرت عبدالعظيم پيش از توسعه تهران در عصر ناصري ساكن شدند و در سال 1768 م در روزگار سلطنت كريم خان زند، نخستين كليساي خود را به نام قاتووس و باردوقيموس در دروازه شاه عبدالعظيم و در كوچه ارامنه بنا كردند. اكثر ارمنياني كه در اين كوي مي زيستند،  صنعتگر بودند. در زمان روي كار آمدن سلسله قاجار و انتخاب شهر تهران به پايتختي، گروهي از ارمنيان در نوسازي و توسعه شهر مشاركت داشتند.
برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه ارمنيان از روزگار صفويه در تهران مي زيستند. شاه طهماسب صفوي دستور دارد دور تهران بارويي بكشند و شاه سليمان صفوي كاخي در تهران بنا نهاد، تهران در آن روزگار شهركي بيش نبود و جمعيت و آباداني چنداني نداشت، ليكن چون بر سر شاهراه هاي مشرق به مغرب و شمال به جنوب ايران قرار گرفته بود، از نظر بازرگاني از اهميت بسياري برخوردار بود و مركزيت يافت، حداقل 60 سال پيش از كوچ بزرگ ارمنيان به داخل ايران ارمنيان در شيراز مستقر بودند و از طريق مركز ايران، شيراز وبندر گمبرون بندرعباس كنوني با هندوستان داد و ستد داشتند، موقعيت ممتاز تهران در عبور و مرور كاروان هاي بازرگاني سبب شد گروهي از ارمنيان از سوي بازرگانان ارمني در تهران مستقر شده و تسهيلات لازم براي بازرگانان ارمني و كاروان هاي آنها فراهم سازند.
در زمان آغا محمد خان قاجار به سال 1785 ميلادي، عده اي از ارمنيان در دروازه قزوين و در محله ارمنيان ميدان وحدت اسلامي كنوني سكونت داشتند. ارمنيان اين محله در سال 1795 كليساي گوورگ مقدس را در بازارچه معير ساختند.
در ابتدايي سلطنت قاجار ارمنيان در دو محله تهران ساكن بودند، كوي ارمنيان در دروازه شاه عبدالعظيم و محله ارمنيان در دروازه قزوين ميدان وحدت اسلامي كنوني رفته رفته بر شمار ارمنيان تهران افزوده شد، خانواده هاي ارمني محله هاي سابق خود را ترك  كردند و در نقاط مختلف تهران سكونت گزيدند. بيشتر ارمنيان در محله حسن آباد استقرار يافتند. شمار ارمنيان تهران در سالها ي مختلف به شرح زير است:
۱۸۵۱‎/۱۲۶۷ق 75 خانواده 310 نفر
۱۸۷۲‎/۱۲۸۹ ق۱۵۷ خانواده 750 نفر
۱۸۸۰‎/۱۲۹۷ ق۲۴۱ خانواده 1177 نفر
۱۹۰۳‎/۱۳۲۱ ق۳۲۰ خانواده۱۴۵۰ نفر
۱۹۱۳‎/۱۳۳۱ق۵۷۵ خانواده 2905 نفر
۱۹۲۳‎/۱۳۴۱ ق - خانواده۳۲۴۷ نفر
افزون بر ارمنياني كه در شهر تهران سكونت داشتند، عده اي از ارمنيان نيز در روستاهاي اطراف تهران مي نشستند، يكي از روستاهاي ارمني نشين تهران، ونك در شمال غربي تهران بود كه ارمنيان در آن به كشت و زرع مي پرداختند. در سال 1851 / 1267 ق
تعداد 43 خانواده ارمني برابر با 11 نفر در 3 روستا كه يكي از آنها ونك بود زندگي مي كردند.
بنا بر آماري در سال 1880 / 1297 ق۶۹۰، خانواده ارمني برابر با 312 نفر، 165 نفر مرد و 147 نفر زن
در 5 روستاي اطراف تهران ساكن بودند. آمار ارمنيان هر يك از روستاها به شرح زير است:
دهكده ونك 24 خانواده 57 نفر مرد 49 نفر زن جمعا 106 نفر، دهكده دروس 18 خانواده 38 نفر مرد 40 نفر زن جمعا 78 نفر ، دهكده خوردوم شمال ونك 7 خانواده 22 نفر مرد 11 نفر زن جمعا 33 نفر، دهكده بومهن۷ خانواده 19 نفر مرد۱۴ نفر زن جمعا 33 نفر، دهكده يوسف آباد 13 خانواده 29 نفر مرد 33 نفر زن جمعا 62 نفر. اكنون نزديك به 70 هزار ايراني ارمني در تهران ساكن هستند.

بيرون از چارچوب
بوي طهران لابلاي درختان كهنسال 
024975.jpg
خيابان وليعصر يادگاري است كه با وجود بناهاي مدرن، برج هاي چندين طبقه، مغازه هاي لوازم زندگي جديد و پارك هاي امروزي، هنوز عطر گذشته از آن به مشام مي رسد، اما يكي از آثار خيابان وليعصر كه آن را مستقيما به طهران قديم پيوند مي دهد، درختان كهنسال آن است. هر درخت كهنسال كه در ديده پيري از پيشكسوتان اين شهر مي نشيند، هزار خاطره به همراه دارد. اگر قرار بر اين شود كه اين خيابان براي رفت و آمد ماشين ها و براي آسودگي اين چهارچرخ هاي فلزي، تعريض شود چه بلايي بر سر درختان وجويبارهاي آن كه با تاريخ طهران قديم گره خورده اند خواهد آمد؟ خبر تعريض وليعصر از همان ساعت اول، اين سوال را پيش روي مسوولان گذاشت. مهدي چمران رئيس شوراي شهر تهران تاكيد كرده است: به فرض اينكه اين طرح اجرا شود، هيچ درختي از مجموعه درختان كهنسال آن آسيب نمي   بيند و حتي هيچ پياده رويي از اين مسير حذف نمي   شود. وي در بخش ديگري از سخنان خود تصريح مي كند: جويبار ها و درختان وليعصر تهران به شكل سابق خود مي مانند و هيچ نگراني براي هويت تاريخي اين خيابان در آينده وجود ندارد.
با اين اوصاف مي توان اميدوار بود كه طهران قديم را لابه لاي شاخه ها و جويبارهاي خيابان وليعصر ديد و به آن افتخار كرد.
باغي كه موزه دانشگاه تهران مي شود
يكي از اماكن بجا مانده از طهران قديم ، باغ نگارستان است. اين باغ در زمان فتحعلي شاه با انتقال اقامتگاه هاي سلطنتي به شمال بهارستان شكل گرفت. در دوران محمدشاه -سومين حاكم قاجار- در همين مكان بود كه ميرزا ابوالقاسم خان قائم مقام فراهاني را به دستور شاه خفه كردند. اين بنا با انتقال اقامتگاه سلطنتي در دوره ناصرالدين شاه به كاخ گلستان كم كم از رونق سابق خود افتاد و در دوره پهلوي اول با فرمان تاسيس نخستين دانشسرا تربيت معلم در ايران بخشي از باغ نگارستان به ساختمان دانشسرا اختصاص داده شد و ماركف روسي در آن چند بناي جديد ساخت. در سال 1313 با تصويب قانون تاسيس دانشگاه تهران، دانشكده منقول و معقول ادبيات و علوم انساني در محل باغ نگارستان راه اندازي شد. بعدها بخش ديگري از اين باغ نيز تبديل به وزارت فرهنگ و هنر شد. تا سال 70 دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در همين مكان فعاليت مي كرد. در اين سال، ابتدا قرار بود باغ نگارستان به عنوان پاركينگ ساختمان برنامه و بودجه مورد استفاده قرار گيرد كه با اعتراض استاداني چون دكتر روح الاميني و حمايت دكتر حسن حبيبي معاون اول وقت رئيس جمهوري چنين اتفاقي نيفتاد. در حال حاضر و طبق تصميمي كه گرفته شده، قرار است اين باغ تبديل به موزه دانشگاه تهران شود.

صندوقچه
ريشه امثال و حكم تهراني 
عاهدت الله خاطر جمع 
024972.jpg
ديگر آن دوره سرآمده بود كه اگر شاهي كسي را به سمتي بگذارد، تنها فرماني رسمي روي كاغذي باشد و مهرشاهنشاهي. ديگر خبري از آن روزها نبود كه شاه به ميل خود هركه را مي خواهد به هر كاري بگمارد و صدايي از خلق درنيايد. بعد از آنكه مظفرالدين شاه، 5 روز قبل از مرگش، فرماني را امضا كرد كه براساس آن او و ملت، به يك اندازه از حكومت سهم ببرند ديگر اوضاع كمي بهبود يافته بود. از آن پس اگر شاهي، وزير براي خود اختيار مي كرد، بايد مجلسيون نيز در مورد او نظر بدهند. تازه كار به اينجا ختم نمي شد. اين وزير اگر نظر موافق مجلس نشينان را مي گرفت، مي بايد در جلوي چشم وگوش تمام نمايندگان مجلس سوگند مي خورد كه خدمتگزار باشد و جز براي راحتي خلق، حركتي نكند. اين قاعده، باعث شد تا عبارتي كه از زبان يكي از وزراي محمدعلي شاه بيرون آمده بود، تا سالها به عنوان ضرب المثل در ميان مردم رايج شود و هنوز هم هر ازگاهي در كوچه پس كوچه هاي قديمي تهران شنيده شود.
اميربهادر، وزير جنگ محمدعلي شاه به همراه عده اي از درباريان به مجلس معرفي مي شود تا علاوه بر گرفتن نظر مساعد نمايندگان، سوگند در برابر خداوند ياد كند و وفادار بماند منافع خلق و شاه. او به مجلس مي رود و نمايندگان آماده مي شوند تا اين وزير پيشنهادي محمدعلي شاه را در ترازوي سنجش قرار داده و انتخاب كنند. بحث ها شروع مي شود و دلايل گفته مي شود و منافع سنجيده و امور، مورد بررسي قرار گرفته و اميربهادر انتخاب مي شود. آن روزها - درست مثل الان - وزير در جايگاهي خاص قرار مي گرفت و يك جلد قرآن پيش رويش مي گذاشتند و او در برابر نمايندگان مي بايست جملاتي را كه گفته مي شد زمزمه و تكرار كرده و سوگند ياد مي كرد. از قرار متن با عاهدت الله يعني با خداي خود عهد مي بندم شروع مي شده و چندين بار هم اين عبارت تكرار مي شده. اميربهادر يا به خاطر نداشتن سواد عربي كه غيرممكن مي نمايد يا به خاطر سخره گرفتن نمايندگان و برنامه هاي آنان، سوگند را تغيير مي داده و مي گفته عاهدت الله، خاطر جمع باشيد. كه البته اين شيرين زباني او در نظر عده اي نشست و به خنده شان انداخت و در نظر برخي ديگر گستاخي آمد. در هر صورت اين گفتار اميربهادر از آن روز بر زبان ها جاري شد و قوت گرفت و سالها مردم تهران براي قول دادن به كسي يا جلب اطمينان خاطر او از اين عبارت استفاده مي كردند كه هم معناي قول و قرار را داشت و هم همراه با شوخي و لطافت بود كه باعث انبساط خاطر نيز مي شد.

طهرانشهر
ايرانشهر
تهرانشهر
دخل و خرج
زيبـاشـهر
محيط زيست
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  دخل و خرج  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |  محيط زيست  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |