پيشنهاد من احياي شوراي نظارت است استقرار نظام يكپارچه مديريت كلانشهر است. نمي شود كه وزارت كشاورزي زمين هاي اطراف تهران را تقسيم كرده و به هر كه مي خواهد بدهد. وزارت دارايي برود ماليات بگيرد، وزارت راه براي خودش جاده بسازد. اينها طرح يكپارچه نياز دارد
افزايش مهاجرت، تبديل شدن اراضي كشاورزي به مسكوني و تجاري و تغييرات كاربري كه در اين نواحي اتفاق خواهد افتاد، اثرات نهفته در دل مساله اي با عنوان انتزاع حريم شهر تهران است، كه اين روزها زياد به گوشتان خورده است.
انتزاع حريم شهر تهران، تنها جدا شدن بخش هاي حاشيه نشين از پايتخت نيست. بلكه با اين اتفاق و تبديل شدن حاشيه ها به شهرهاي چسبيده به پايتخت علاوه بر مشكلات مختلف در نتيجه برخورد حريم اين شهرها با تهران، چهره ناحيه اي كه كمربند سبزي به دور تهران كشيده است، از بين مي رود و اين يعني ايجاد جاذبه هاي كاذب براي پايتخت و افزايش مهاجرتي كه در نهايت به نابودي زمين هاي كشاورزي مي انجامد.
مهندس محمد مهدي معيني، مدير عامل مركز اطلاعات جغرافيايي شهر تهران GIS و شركت پردازش و برنامه ريزي شهري در مصاحبه خود به كالبدشكافي بحث انتزاع حريم و را ه حل هاي مناسب براي اين موضوع پرداخته است. هر چند نبايد از خاطر برد، حل مشكل انتزاع حريم تهران مانند ديگر مشكلات پايتخت نيازمند راه حل هاي قطعي و برنامه ريزي هاي بلند مدت است.
اولين بار چه زماني در مورد حريم تهران قانون وضع شد؟
قوانيني كه ما در ارتباط با مسايل شهرسازي داريم داراي چند منشا است. شوراي عالي شهرسازي، انجمن شهر سابق، شوراي اسلامي شهر، وزارت مسكن، وزارت كشور و شهرداري و ... اينها در مقاطع مختلف در مورد شهر و حريم آن يكسري مقرراتي را وضع كردند. اولين قانون در مورد حريم تهران مربوط به سال 1349و طرح جامع شهر تهران است كه در آن، محدوده خدماتي، قانوني و حريم استحفاظي مشخص شده است. اين حريم توسط طرح ساماندهي جامع در سال 70 آماده و توسط شوراي عالي شهرسازي مصوب شد. در سال 1349 مساحت تهران 707 كيلومتر مربع بود و قرار شد كه يك هاله يكهزار و 800 كيلومتري دور حريم تهران احداث شود.
اما حالا سوال اين است كه اگر حريم درگذشته به منظور تنفس گاه شهر احداث شده بود آيا اكنون از اين منظور فاصله نگرفته است؟ آيا به دليل ساخت و سازهايي كه در حريم صورت گرفته، باز هم مي توان از آن به عنوان تنفس گاه شهر تهران استفاده كرد؟
براساس نتايج تحقيقي كه در دانشگاه تهران انجام گرفته است، 40 درصد از كساني كه در حريم تهران زندگي مي كنند در گذشته به دليل مشكلات اقتصادي ناچار از مركز شهر به حريم نقل مكان كرده اند.
منطق مي گويد كه بايد حريم را نگه داريم، اما اگر طرح موجود، منظور طراحان آن را تامين نمي كند آيا نبايد ساز و كار ديگري براي تنفس شهر تهران پيدا كنيم؟
ساخت و ساز اطراف تهران از كي آغاز شد؟
دولت در سال 1341 تصميم به اجراي اصلاحات ارضي گرفت. در سال 1345 سد كرج به بهره برداري رسيد و آبي كه به اراضي اسلامشهر وارد مي شد را قطع كرد. وقتي كشاورزي آن منطقه دچار بحران شد، خرده مالكان زمين هاي كشاورزي را تقسيم كرده و آنها را به منطقه مسكوني تبديل كردند. اسلامشهر، باقرشهر، نصيرآباد و پاكدشت عملا هيچكدام قبل از سال 1345 وجود خارجي نداشتند.
چطور شد جمعيت به سمت حريم سرازير شد؟
بر اساس مطالعات مركز آمار ايران، از سال 1335 تاكنون در عرض 50 سال جمعيت شهر تهران 5/4 برابر و جمعيت اطراف تهران 71 برابر شده است. حال اينكه شكل گيري جمعيت 5 ميليوني در حريم شهر تهران مربوط به تمركزگرايي در پايتخت است. قرار نبود كه در شعاع 120 كيلومتري اطراف تهران براساس طرح جامع، هيچ كارخانه اي احداث شود. حالا كه اين قانون زيرپا گذاشته شده مي بينيم كه حريم تبديل به خوابگاهي براي افراد شاغل در شهر تهران شده است. از طرفي به دليل افزايش تورم و كاهش قدرت خريد مردم، ساكنان مركز به سمت اطراف شهر تهران كشيده شده اند و حريم تهران تبديل به محل اسكان افراد كم درآمد شده.
پس حالا حاشيه ها تبديل به شهرهايي درست در كنار گوش تهران شده اند؟
همين طور است. وقتي طراحان نتوانستند جلوي توسعه را بگيرند شهرداري و وزارت كشور سياستي را دنبال كردند كه در نتيجه آن حريم تهران با سكونتگاه هاي جمعيتي تداخل كرد كه هيچ جور نمي توان آنها را از هم منتزع كرد.
امروز چند ارگان به طور مجزا براي تهران تصميم مي گيرند. شوراي عالي شهرسازي، وزارت مسكن، شوراي شهر، شهرداري و وزارت كشور هر كدام به توسعه شهر تهران و تداخل آن با حريم كمك كرده اند
هيچ نظارتي وجود نداشت؟
در سال 72 شورايي وجود داشت كه بر گسترش شهر تهران نظارت مي كرد، دبير اين شورا شهردار تهران بود.
در ماده يك اساسنامه اين شورا، قيد شده بود كه به منظور تعيين خط مشي و ايجاد هماهنگي و نظارت بر توسعه تهران و جلوگيري از رشد نامحدود آن شوراي اقتصاد در صورت لزوم در جلساتي قوانين اضطراري را وضع مي كند.
اما حالا چند ارگان به طور مجزا براي تهران تصميم مي گيرند. شوراي عالي شهرسازي، وزارت مسكن، شوراي شهر، شهرداري و وزارت كشور هر كدام به توسعه شهر تهران و تداخل آن با حريم كمك كردند.
سوال اساسي اين است كه چرا وزارت كشور كه مسوول تقسيمات كشوري است در سالهاي گذشته نسبت به اين موضوع بي توجه بوده است؟ چرا به حريم تجاوز شده است؟
تعريف شناخته شده حريم چيست؟
حريم عبارتست از بخشي از اراضي بلافصل پيرامون شهر و شامل اراضي مشمول حفاظت از هرگونه ساخت و ساز بي رويه است. اين تعريف الان زيرپا گذاشته شده و حريمي وجود ندارد كه اين تعريف در آن بگنجد.
پيش بيني مي شود بين سالهاي 65 تا 84 رشد جمعيت روستايي ما 75 درصد و رشد جمعيت شهري ما 30 درصد باشد، اين نشان مي دهد كه جمعيت شهري ما در مقابل جمعيت روستاها رشد تندي را نداشته است. روستاها به دنبال هم به شهر تبديل مي شوند. شهرها عملا به تعيين حريم نياز دارند و در كنار شهر تهران، شهرها در حال شكل گيري هستند. حدود۴۹۹ كيلومتر معادل۲۷ درصد كل حريم توسط 8 شهر و شهرستان منتزع شدند. يعني يك سوم حريم 1800 كيلومتري تهران تصاحب شده است خود اين حريم فقط 700 كيلومترش قابل زيست و در جنوب تهران و بقيه آن كوه و كمر است.
در واقع وزارت كشور غير مسوولانه و غير كارشناسي از شهر تهران غفلت كرده است.
با وجود كنترل ضعيف و بدون ابزار شهرداري تهران در حريم، رشد حريم تهران در 40 سال گذشته از رقم 7/6 درصد تجاوز نكرده است در صورتي كه اين رقم در اطراف تهران به 7/9 درصد مي رسد. ميانگين رشد تهران در 50سال گذشته نيز 3درصد بوده است.
پس اگر حفاظت از حريم اينقدر مشكل است تعيين آن براي چيست؟
الان حدود تعيين شده قبلي موضوعيت ندارد. معلوم نيست كه حتي اصرار بر حريم سال 49 با واقعيت موجود منطبق باشد. حتي اگر خط فرضي دور حريم يك مهر برجسته بخورد يقين دارم كه در سال هاي آينده شهرهاي زيادي در قسمت هاي ديگر حريم شكل مي گيرد چون بنا بر قانون هر كجا يك جمعيت 10 هزار نفري تشكيل شود يك شهر شكل مي گيرد كه نياز به حريم دارند.
چشم انداز آينده تهران و حريم را چگونه مي بينيد؟
ما مطالعه اي كرديم و روشن شد كه 36 ارگان در مديريت شهر تهران دخالت مستقيم دارند. از ديرباز مساله زمين جزو لاينفك زندگي ما ايرانيان بوده است آنچه كه مساله حريم تهران را رقم زده، بحث افزايش قيمت زمين است. اگر زمين به قطعات كوچكتر تقسيم شده و از كشاورزي به كاربري مسكوني تبديل شود ارزش افزوده پيدا مي كند كه بر سر آن رقابت شكل مي گيرد. آنچه كه شهرداري تهران مي خواهد يك منطقه حفاظت شده براي تنفس شهر تهران است، اما اين كار يك مديريت توانمند و يكسان را مي طلبد. لازم است كه قوانيني تدوين شود كه يكديگر را نقض نكنند.
30سال قبل با وجود اين كه تهران اين بحران ها را نداشت، شوراي عالي نظارت برگسترش شهر تهران به منظور تعيين خط مشي و نظارت بر توسعه شهر تهران به وجود آمده بود. حالا چه كسي برگسترش شهر تهران نظارت مي كند؟ شهرداري تهران چه ابزارهايي براي جلوگيري از گسترش شهر تهران دارد؟
آينده خوبي براي تهران متصور نيستم.
اين بحث ترافيك تهران كه روز به روز بدتر مي شود به خاطر مهاجرت است. از سال 1365 تاكنون رشد مهاجران به استان تهران از 9/1 درصد به 9/17 درصد رسيده است.
تهران مشكلات عديده اي دارد و ما اول صبر مي كنيم تا بحران ايجاد شود بعد به صورت اورژانسي آن را بررسي مي كنيم. واقعيت اين است كه به يك موضوع همواره نمي توان به صورت اورژانسي پرداخت.
پيشنهاد شما براي توقف روند كنوني چيست؟
پيشنهاد ما اين است كه در دو سطح استان و اراضي بلافصل از حريم مطالعه شده و بعد پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و محيط زيستي از روند نابسامان استقرار جمعيت و فعاليت مطالعه شود.
وقتي براي اسكان اقشار كم درآمد فكري نمي شود و وقتي وزارت مسكن، مسكن سازي براي اين قشر نمي كند، اين قشر مي روند حاشيه تهران و آلونك نشين مي شوند.
پيشنهاد ديگر من احياي شوراي نظارت و استقرار نظام يكپارچه مديريت كلانشهر است. اگر مديريت شهري تهران از اختيارات لا زم براي سياستگذاري مسايل كلا ن اين شهر برخوردار نشود، البته اوضاع بازهم بدتر از گذشته خواهد شد. واقعا نمي توان قبول كرد كه براي پايتخت كشور در چند جا ، چند نهاد بدون هيچ وحدت نظر كارشناسي تصميم بگيرند. نمي شود كه وزارت كشاورزي زمين هاي اطراف تهران را تقسيم كرده و به هر كه مي خواهد بدهد. وزارت دارايي برود ماليات بگيرد، وزارت راه براي خودش جاده بسازد. اينها طرح يكپارچه نياز دارد.
در سال 49 براي شهر تهران يك افق 25 ساله در نظر گرفته شد و ساير نقاط به عنوان تنفس گاه تعيين شد. تا سال۶۵ اين مساله خوب پيش مي رفت اما از سال 65 و در زمان جنگ نظارت بر تهران رها شد.مشكل ما غفلت است.