|
عملكرد مغز انسان در يادگيري زبان
خوانش پريشي انتخابي
كساني كه زبان چيني مي خوانند در مقايسه با كسانيكه زبان انگليسي مي خوانند از قسمت هاي متفاوتي از مغزشان استفاده مي كنند
|
|
|
لاله مير اسكندري
پدر و مادر آلن انگليسي هستند، ولي خود آلن در ژاپن به دنيا آمده است. به همين علت به هر دو زبان تسلط دارد، ولي آنچه توجه تائكوويول متخصص خواندن زبان ژاپني و برايان بوترورت را به دست آلن جلب كرد، dyslexia خوانش پريشي شديد آلن است، ولي تنها در يكي از اين زبان ها!
در مورد زبان ديگر، آلن درست مثل ساير بچه هاي هم سن و سال خودش است. تحقيقات جديدي كه توسط دانشمندان چيني و آمريكايي انجام شده نشان مي دهد كه چطور يك نفر ممكن است در مورد يك زبان دچار خوانش پريشي باشد و در مورد زباني ديگر هيچ مشكلي نداشته باشد. به عبارت ديگر، كساني كه زبان چيني مي خوانند در مقايسه با كساني كه زبان انگليسي مي خوانند از قسمت هاي متفاوتي از مغزشان استفاده مي كنند.
تحقيقي كه توسط لي هي تان انجام شده و در مجله Nature به چاپ رسيده، مسايل كليدي مهمي در مورد نحوه تاثير گذاري خوانش پريشي بر مغز را در اختيار ما قرار مي دهد. عملكرد مغز و در نتيجه ساختمان آن از طريق تجربه شكل مي گيرد. يادگيري يك سيستم تلفظي با قاعده مثل ايتاليايي درساختار مغز تغييراتي ايجاد مي كند كه يك زبان بي قاعده مثل انگليسي ايجاد نمي كند. زبان ايتاليايي را مي توان با 26 قانون كلي ياد گرفت كه حدود 6 دقيقه طول مي كشد! ولي يادگيري زبان انگليسي خيلي بيشتر طول مي كشد چون بي قاعدگي هاي زياد و چند صد قانون مختلف دارد. در زبان چيني يادگيري حدود 3 هزار و 500 حرف براي خواندن نامه هاي روزانه و يادگيري 6 هزار حرف براي خواندن يك كتاب لازم است.
اختلاف اساسي دوم در اين است كه در زبان انگليسي نقشه هر كدام از صداها يا حروف بي صدا در نهايت يك كلمه خاص را مي سازند و مثلا در مورد كلمه bat سه حرف مختلف با سه نقشه مختلف يك كلمه واحد را مي سازند، ولي در زبان چيني هر نقشه خاص، يك كلمه واحد است نه يك حرف. درپوتانگوآ زبان ملي چيني ها، يكهزار و 800 كلمه مختلف وجود دارد كه هر كدام مي تواند چندين معني داشته باشد.
حال اين تفاوت ها چگونه در مغز منعكس مي شوند؟ يادگيري زبان چيني نواحي مشخصي براي به ياد سپاري طرح هاي ديداري لازم دارد، ولي كساني كه انگليسي مي خوانند بيشتر به نواحي آناليز حروف احتياج دارند. عدم توانايي در تبديل يك مشكل واحد به حروف سازنده آن، مشكل كليدي اشخاص مبتلا به خوانش پريشي است، مثلا اشخاص مبتلا به خوانش پريشي در تقسيم كلمه that به سه صداي مختلف مشكل دارند به همين علت براي چنين كساني يادگيري انگليسي سخت تر از چيني است.
شيوع خوانش پريشي در زبان انگليسي 5 تا 6 درصد بيشتر از زبان چيني است. در اين تحقيق 8 هزار دانش آموز مدرسه اي در ناحيه بي جين به كمك اين و نگنگ از آكادمي علوم چين مورد آزمايش قرار گرفتند و در نهايت 5/1 درصد مبتلا به خوانش پريشي كشف شد.
اين شاهد نشان مي دهد كه يك نقص زيربنايي در قدرت تبديل كلمات به حروف سازنده، مي تواند در هر خواننده اي خوانش پريشي ايجاد كند، ولي وقتي حروف درگير مي شوند، مشكل حادتر و شديدتر مي شود. يك تيم اروپايي كه توسط اوتافريت از UCL سرپرستي مي شوند، چند سال پيش مقاله اي در نشريه Science منتشر كردند، مبني بر اينكه خوانش پريش هاي انگليسي، فرانسوي و ايتاليايي همگي فعاليت غيرطبيعي يكساني در سيستم مغزي خود و البته در آناليز حروف دارند.
در مورد آلن اين تئوري كاملا صدق مي كند. وي با زبان انگليسي مشكل داشت، در صورتي كه در مورد زبان ژاپني كه احتياجي به آناليز كلمات به حروف وجود ندارد، مشكلي نداشت.
تحقيقات تيم فريت نشان مي دهد كه اختلافات كوچك در سازماندهي مغز به ديكته كلمات هم بستگي دارد. در انگليسي بايد تلفظ اكثر كلمات را از قبل بشنويد چون همانطور كه نوشته مي شوند، خوانده نمي شوند.
اولين نكته جالب در تحقيقات تان اين بود كه پيك كليدي فعاليت مغزي در كساني كه چيني مي خوانند خارج از شبكه معمول فعاليت مغزي انگليسي زبانهاست و دومين نكته جالب اين بود كه فعاليت مغزي در مناطق كليدي مغز مخصوص خواندن نسبت به افراد عادي بسيار كمتر بود.
نهايتا گروه فريت عقيده دارند: خوانش پريشي يك پايه و اساس يكسان جهاني در مغز داردكه بر آناليز حروف تاثير مي گذارد، ولي گرو ه تان عقيده دارد كه عوارض بيولوژيك نقص در خواندن با فرهنگ مرتبط است. اگر گروه فريت درست بگويند، زبان انگليسي و ژاپني هر دو يك شبكه مشترك در مغز را تحت تاثير قرار مي دهند و اشكال اين شبكه تنها بر زبان انگليسي تاثير مي گذارد و اگر گروه تان درست بگويند، زبان انگليسي و ژاپني هر كدام شبكه هاي خاص خود را در مغز به كار مي گيرند وتنها يكي از اين شبكه ها اشكال دارند.
هنوز معلوم نيست كه كداميك از اين دو تئوري صحيح است. خوانش پريشي اغلب در تمام افراد يك خانواده ديده مي شود و تحقيقات زيادي براي كشف ژن عامل اين اختلال انجام شده است. اگر خوانش پريشي ناشي از فرهنگ باشد، پس تپيزفرم ژنتيك چيني ها و انگليسي ها هم متفاوت است!
|