يكشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۵۷۹
رودبار قصران، پناهگاه سبز
از كاهش شرايط مطلوب زيستي در تهران صحبت بسيار شده است. اين روند، چنان سرعتي را به خود گرفته كه مي  توان آينده اي بس تاريك و اندوه بار را نه تنها براي خود تهران، بلكه براي محيط اطراف اين شهربزرگ پيش بيني كرد
025170.jpg
قاسم كيارستمي 
حفاظت از محيط زيست، توسعه فضاي سبز شهري و برون شهري و توسعه تفرجگاه و فضاي تفريحي در اطراف شهرهاي بزرگ براي گذراندن اوقات فراغت و استراحت، در دوراني كه شهرنشيني از ابعاد گسترده اي برخوردار شده، اهميت ويژه اي را به خود اختصاص داده است. زيستگاه كوهستاني اطراف شهرهاي بزرگ علاوه بر اهميت اكولوژيك، ازلحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز به عنوان يكي از منابع تفرجگاهي مي  تواند نيازهاي جامعه شهري و بومي را برآورده سازد. هر يك از فاكتورهاي اكولوژيك در هر سرزميني از جمله كوهستان داراي قابليت و محدوديت هايي براي يك نوع كاربري است كه با شناخت عوامل و ارزيابي روابط بين آنها مي  توان نسبت به شناسايي و بهره برداري آن اقدام كرد. اين امر در پرتو تهيه طرح هايي مدون، همانند پارك طبيعي كوهستاني امكان پذير است.
رودبار قصران و روددره هاي موجود در آن از قديم  به عنوان نزديك ترين ييلاق اطراف تهران مورد استفاده قرار گرفته و امروز توسعه و گسترش تهران، تاثيرات كالبدي خود را روي اين منطقه گذارده و آن را دستخوش تحولات جديدي كرده است. در مورد جاذبه هاي طبيعي اين منطقه، به اندازه كافي صحبت شده است و عام و خاص به بي  نظير بودن اين منطقه از نظر گردشگري در همسايگي كلانشهر تهران اذعان دارند؛ اما مساله مهم، نحوه استفاده از اين پتانسيل طبيعي است.
براي اينكه بهره برداري از توان ها و قابليت هاي گردشگري در هر منطقه فراهم شود، تحليل و ارزيابي توان ها و قابليت هاي مزبور به گونه اي علمي و تحقيقي همراه با رعايت مسايل زيست محيطي، ضرورتي ويژه خواهد داشت. نيازهاي روزافزون مردمان شهرنشين به محيط هاي تفريحي و استراحتگاهي و همچنين فشار و اثر تخريبي لجام گسيخته آنها روي محيط زيست، اهميت استفاده علمي و پايدار از محيط هاي طبيعي را آشكار مي  كند. يكي از اين روش هاي اصولي كه هم اكنون در اكثر نقاط جهان از آن استفاده مي  شود، ايجاد پارك هاي طبيعي در مناطق حساس و شكننده است. امروزه در منطقه رودبار قصران به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و زيست محيطي آن، اهميت ايجاد پارك كوهستاني طبيعي بيش از هر زمان ديگر ضرورت دارد.
همسايگي با مركز جمعيتي تهران 
از كاهش شرايط مطلوب زيستي در تهران صحبت بسيار شده است. اين روند، چنان سرعتي را به خود گرفته كه مي  توان آينده اي بس تاريك و اندوه بار را نه تنها براي خود تهران، بلكه براي محيط اطراف اين شهر بزرگ پيش بيني كرد. يكي از نيازهاي اساسي انسان ها به خصوص در شهرهاي بزرگ از جمله تهران، تفريح و گردش در مناطق خوش  آب و هوا است. گردشگري در طبيعت به بازديد آثار تاريخي و ديدن شهرها و ساخته هاي بشر رجحان دارد؛ زيرا روح انسان صنعتي و شهرنشين فقط با نزديكي با طبيعت سيراب مي   شود، نه با ديدن برخي بناهاي تاريخي.
خوشبختانه رودبار قصران به لحاظ داشتن جاذبه هاي طبيعي متنوع، توان پاسخگويي به نياز تفرجي هموطنان عزيز خصوصا شهروندان تهراني را بالقوه داراست، اما متاسفانه به دليل نداشتن امكانات زيربنايي گردشگري، در كنار مسايلي همچون خصوصي بودن باغ هاي كنار رودخانه و نبودن امكانات بهداشتي و مسايل زيست محيطي كه در كنار جويبارها و نهرها به وجود مي آيد وعدم بهره گيري مناسب از طبيعت رودبار قصران، دليلي براي ايجاد پارك هاي كوهستاني در منطقه رودبار قصران است. چراكه با ايجاد چنين پروژه هايي، نه تنها مشكلات زيست محيطي حاشيه رودخانه ها حل خواهد شد، بلكه زمينه مناسبي براي پذيرايي مسافراني كه به منظور گردش و تفريح به منطقه مي آيند، در مناطق مرتفع فراهم مي شود.
ضرورت جغرافياي منطقه رودبار قصران براي ايجاد پارك هاي كوهستاني 
در باب ضرورت اين پروژه به لحاظ جغرافيايي، نكته قابل توجه اين است كه با وجود مشكلات متعدد در مسير توسعه اقتصادي رودبار قصران از جمله محدوديت زمين كشاورزي و كوهستاني بودن منطقه و واقع شدن آن در داخل روددره هايي با شيب زياد كه فعاليت هاي كشاورزي و صنعتي را با مشكل روبه رو مي سازد، از يك سو و ملي شدن مراتع و افول دامداري از سوي ديگر، بايد به منبع درآمد ديگري انديشيد. مطلب ديگر اينكه در چند سال اخير عمده ترين منبع اقتصادي منطقه، ساخت و ساز بوده است و اكثر افراد بومي و غير بومي از اين طريق امرار معاش مي كردند، ولي اين روند تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟ با توجه به محدوديت زمين به منظور ساخت بنا و كنترل هايي كه به دليل هاي زيست  محيطي در ساخت و ساز به وجود آمده، آيا مي توان آينده روشني براي اقتصاد منطقه پيش  بيني كرد؟ آيا معضل بيكاري كه هم اكنون جامعه رودبار قصران از آن رنج مي برد، بحراني تر نخواهد شد؟ آيا اكنون وقت آن نرسيده كه فكر اساسي و زيربنايي براي آينده اين منطقه انديشيد؟ بنابراين احداث پروژه هايي همانند پارك هاي كوهستاني  براي اينكه محور گردشگري را در اين منطقه پررنگ تر كند و از اين طريق با اشتغالزايي و درآمدزايي، آينده اي پراميد براي اقتصاد رودبار قصران پايه گذاري شود، بسيار ضرورت دارد.
جلوگيري از تجاوز افراد سودجو به اراضي عمومي و ملي 
كوهستان، نزد ما همواره از جايگاه رفيع و ارزشمندي برخوردار بوده است، اما به تدريج و با دگرگون شدن شيوه زندگي، تشديد فعاليت هاي انساني و توسعه جوامع شهري، كوهستان ها نيز همانند ساير ارزش ها و منابع محيط زيست از قبيل جنگل ها، تالاب ها و حيات وحش از تجاوز، تخريب و هجوم بي امان و استفاده بي رويه، مصون نمانده است. اين اكوسيستم ارزشمند با تمام منابع طبيعي به خصوص آبي خود در معرض تخريب و دگرگوني قرار گرفته است و اگر وضع به همين منوال پيش برود و تدابير قانوني لازم و كافي در اين محدوده ارزشمند و حساس به اجرا درنيايد، ميراث طبيعي گرانقدرمان به جاي به امانت ماندن براي نسل هاي آينده دستخوش فر  صت طلبي ها و سودجويي هاي نسل كنوني قرار مي گيرد. اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مهمترين و معتبرترين حكم قانوني براي حفظ و حراست محيط زيست از جمله كوهستان ها و جلوگيري از تخريب اين منابع است. اين اصل تكيه گاه و مستند گران سنگي براي تدوين و اجراي قوانين مربوط به حفاظت محيط زيست كوهستان به شمار مي رود. زماني كه كوهستان ها در قالب مجموعه ها و منابع محيط زيست طبيعي به عنوان زيستگاه ارزشمند شناسايي شوند، قوانين حفاظت و بهسازي محيط زيست با مقررات كافي و لازم، قادر به حمايت و حفاظت از كوهستان ها با عناوين پارك هاي ملي، آثار طبيعي ملي، منطقه حفاظت شده و پارك هاي كوهستاني است. بنابراين حفظ و حراست از دامنه كوه هاي رودبار قصران از چشمان طماع و ناپاك زمين خواران و سودجويان، دليلي ديگر بر ضرورت ايجاد پارك هاي كوهستاني در اين منطقه است.
و حالا با اين اوصاف اگر روند تخريب زيستگاه كوهستاني رودبار قصران به منظور برآورده كردن نيازهاي اقتصادي زودگذر همچنان ادامه يابد، در آينده اي نه چندان دور، ديگر اثري از اين منطقه زيباي طبيعي و تفرجگاهي نخواهد ماند و تنها خاطره اي از اين بهشت كوچك در اذهان باقي خواهد ماند و از طرف ديگر اگر به بهانه حفظ منابع طبيعي و محيط زيست، مردم از بهره برداري صحيح منابع طبيعي محروم شوند، اين نيز از دست رفتن فرصت استفاده مناسب از نعمت هاي خدادادي و تفريحات و درآمدساز سالم را در پي خواهد داشت. اگر حفظ منابع طبيعي موجب حذف درآمدهاي منطقه شود، بايد به نحوي خسارت وارده به جمعيت محل جبران شود. پررنگ كردن محور گردشگري در منطقه با احداث پروژه هايي همانند پارك هاي كوهستاني و خدمات جنبي آن، قادر است اين جبران خسارت را به شيوه هاي مختلف امكانپذير كند. محقق شدن اين امر به برنامه ريزي و سرمايه گذاري ملي و فرامنطقه اي نيازمند و لازمه همكاري و هماهنگي سازمان هاي مختلف در سطح استاني و ملي است. انجام اين مهم، نه تنها شهروندان تهراني را از داشتن محيطي زيبا و سالم براي تفرج و تفريح محروم نمي كند، بلكه براي مردم بومي منطقه نيز فرصت هاي درآمدساز ايجاد مي  كند.

لاريسا در شكم اول 16  توله زاييد
وقوع يك ركورد زيستي در تهران 
025167.jpg
معصومه صفايي-تا به حال چشم هاي يك سگ را اينقدر نگران نديده بودم، سگ ها معمولا حتي در شرايط خاص، نگاه سرد و بي تفاوتي دارند. با اين حال كه سگ اصيل و تربيت شده اي بود، حتي صاحبش هم به راحتي از پس كنترلش برنمي آمد. يك ماده سگ حدودا 90 كيلويي يكدست مشكي، آن هم از نژاد گريت دن great den كه در اولين زايمان خود صاحب 16 توله شده. لاريسا سگي است از نژاد گريت دن و كاملا خالص و حالا حدودا 5/2 سال دارد.
لاريسا در 7 هفتگي يك بار مورد راديولوژي قرار گرفت كه پزشك معالج او، تعداد توله ها را 7 تا قطعي و حداكثر تا 9 تا تخمين زد. اما 2 هفته پيش بعد از 62 روز بي تابي عجيب لا ريسا، باعث مي شود اورا به مطب دكتر برسانند، در حالي كه به دليل وزن زيادش حتي نمي تواند روي پا بايستد. توله ها يكي بعد از ديگري به دنيا مي آمدند. يكي، 2تا، 3 تا و ... 7 تا. هفتمين توله هم با موفقيت و با سلامتي كامل به دنيا آمد. ظاهرا كار به اتمام رسيده بود، بنابراين لاريسا به همراه 7 توله اش به خانه برده شد، اما او هنوز هم ناآرام بود.
دكتر هومن ملوك  پور پس از معاينه متوجه مي شود كه هنوز داخل شكم لاريسا توله وجود دارد، اما نكته اينجاست كه چرا اين توله ها به همراه 7 توله ديگر همان ديروز به دنيا نيامده بودند؟ توله ها ظاهرا خيال به دنيا آمدن هم نداشتند، بنابراين دكتر هومن مجبور به انجام عمل سزارين روي ماده سگ كه از درد بي حال شده بود، مي شود. شكافي به اندازه 7 سانتيمتر در ناحيه شكم بين نيپل هاي شيري لاريسا ايجاد مي  شود. دكترمي گويد: جالب ترين صحنه وقتي بود كه شكم را باز كردم. 2 تا از توله ها كه ظاهرا براي به دنيا آمدن خيلي عجله داشتند، بدون رعايت حق تقدم همزمان خود را به فضاي خروجي رحم رسانده و قصد خروج داشتند، ولي از آنجا كه اين منفذ فقط به اندازه عبور يكي از آنها جا داشته، مسدود مي شود و متاسفانه يكي از توله ها در اين منفذ گير كرد و خفه شد. توله ها بيرون آورده شدند، يكي پس از ديگري. يكي، 2 تا، 3 تا، 4 تا و ... دكتر هومن ملوكپورمي  گويد: اين حادثه در رحم ماده سگ باعث باقي ماندن بقيه توله ها در رحم و ايجاد مشكل در زايمان طبيعي شده بود. مي دانستم كه بعضي از توله ها موفق به خروج نشده و در رحم مانده اند، اما هيچ وقت تصورش را نمي كردم كه 9 توله ديگر در رحم باقي مانده باشند. اين يك پديده شگفت انگيز است؛ 16 توله در يك زايمان.
لاريسا براي انجام عمل سزارين آماده مي شود در حالي كه توله هايش در يك جعبه در نزديكش سروصدا مي كنند. به لاريسا ماده بيهوشي تزريق مي شود. دارو آرام آرام اثر مي كند و لاريسا كه چشمانش سنگين شده با شنيدن صداي توله ها چشمانش را باز نگه مي دارد و سرش را به سختي بالا مي آورد. غريزه مادري به او حق مي داد كه نگران توله هايش باشد. اين اولين باري است كه او صاحب فرزند مي شود. به قول معروف شكم اولش است ولي يكدفعه صاحب 14 توله شده 2 تاي آنها يكي در رحم و ديگري بعد از تولد مردند. وقتي توله هفتمي هم به دنيا مي آيد، يعني به دنيا آورده مي شود، توله هشتم در رحم مادر جا خوش كرده. جثه بزرگ توله شماره 8 يا به عبارتي با احتساب 7 توله زايمان طبيعي، توله شماره 15 اجازه خارج كردن آن از شكاف 7 سانتيمتري را نمي  دهد. بنابراين شكاف تا 10 سانتيمتر بزرگتر مي شود و بالاخره توله شماره 15 و بعد از آن شماره 16 هم به دنيا مي آيند. لاريسا به همراه 15 توله اش به خانه منتقل  مي شوند اما متاسفانه در همان شب اول يكي از توله ها كه خيلي ضعيف است، مي ميرد. البته لاريسا هرگز توله مرده را نمي  بيند.
... و توله ها بعد از 48 ساعت كنار مادر هستند. لاريسا همه را در آغوش خود جمع مي  كند. در واقع آنها را براي خوردن شير راهنمايي مي  كند و همه آنها را يكي يكي با اشتياق مي  ليسد. دكتر مي  گويد: اين كار علاوه بر تميزي توله ها، دستگاه گوارششان را هم تحريك مي  كند تا بيشتر شير بخورند. لاريسا به توله هايش عشق مي  ورزد و اين را از نگاه نگران و بي  قرارش وقتي كه آنها را براي عكس گرفتن روي ميز گذاشتيم به راحتي مي  شد فهميد. توله هاي گرسنه به دنبال مادر مي  گشتند و مادر خود را با تمام ممانعت  ما به ميز رساند. او در برابر دفاع از توله هايش حتي ديگر به حرف صاحبش هم گوش نمي  داد. چاره اي نبود، بايد آنها را كنار هم مي  گذاشتيم. بنابراين توله ها را روي زمين آورديم در كنار لاريسا، هر كدام از توله ها به يك طرف مي  رفتند و لاريسا عصباني و عصباني تر مي  شد و هرازگاهي با فرياد، عكاس ما را از جا مي  پراند. تا اينكه بالاخره توله ها همگي دور مادر جمع شدند و لاريسا هم كم كم اندكي آرام گرفت. توله ها شير مي  خوردند و مادر آنها را مي  ليسيد.اما نيپل هاي شيري لاريسا فقط 8تا بودند و توله ها 14 تا . دكتر مي      گويد:خود ماده سگ  توله ها را جابه جا مي     كند. البته صاحبش هم بعضي وقت ها به كمك او مي    آيد و نكته جالب اينكه معمولا در سگ ها، توله هاي نر بيشتر توسط مادر مورد محبت قرار گرفته و به طرف نيپل ها هدايت مي   شوند. توله ها به يك جاي گرم احتياج دارند؛ البته خيلي گرم. بنابراين اتاق لاريسا محل مناسبي براي نگهداري او و توله هايش نيست. جايي در موتورخانه  برايشان در نظر گرفته شده است. آنها حالا در موتورخانه گرم ساكن هستند. توله ها هنوز خيلي ضعيف اند و حداقل تا 40 روزگي بايد شير بخورند. توله ها روزي 5 تا 6 ليتر شير مي  خورند. دكتر ملوك پور مي  گويد: در اين نژاد معمولا بيشترين تعداد تولد در يك زايمان 9 تاست ولي ممكن است به 11 تا هم برسد. البته تا 12 تا هم گزارش شده اما 16 توله در يك زايمان يك اتفاق منحصر به فرد است. سگ  هاي بزرگ كه نژاد گريت دن هم از اين گروه است، معمولادر 8 تا 12 ماهگي بالغ مي  شوند و بعد از بلوغ هر 7 ماه يكبار بدون تبعيت از نور، فصل، طول شبانه روز و... فهل مي  شوند و سومين دوره فهلي بهترين و ايده آل ترين زمان براي بارداري است چرا كه در پستانداران اصولا بلوغ جنسي خيلي زودتر از بلوغ جسمي اتفاق مي  افتد، بنابراين تا رسيدن به بلوغ كامل جسمي مدت زماني بالغ بر 5/1 سال طول مي  كشد. در اين موقع است كه مادر مي  تواند مواد غذايي لازم را براي رشد جنين ها به طور كامل و ايده آل فراهم كند. لاريسا حالا 2 سال و 4 ماه دارد يعني به گفته دكتر بهترين شرايط بارداري. شايد به همين دليل او توانست به يكباره صاحب 16 فرزند شود؛ 7 تا ماده و 9 تا نر البته دو تا مردند.

محيط زيست
ايرانشهر
تهرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
زيبـاشـهر
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |  محيط زيست  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |