يكشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۴
سياست
Front Page

اروپا در انتظار حمله ديگر
آيا رم هدف بعدي است ؟
001200.jpg
طرح: داود كاظمي
ترجمه: نيلوفر قديري
بعد از حملات لندن اكنون كشورهاي اروپايي در جستجوي پاسخي براي اين پرسش هستند كه هدف بعدي القاعده كجاست؟ با نگاهي به استراتژي اين سازمان و اسنادي كه در سالهاي اخير به دست آمده گفته مي شود هدف بعد رم است.
مجله پرتيراژ اشپيگل چاپ آلمان در مقاله اي كه پس از حوادث روز پنجشنبه لندن به چاپ رسيد ضمن پرداختن به شكل گيري و استراتژي گروه القاعده سعي در شناختن هدف بعدي القاعده داشته است.
به عقيده كارشناسان اين مجله، القاعده براي پياده كردن طرح هاي خود به زمان زيادي نياز دارد و به همين دليل بايد مدتي در انتظار بود تا هدف بعدي القاعده آشكار شود.
ولي از هم اكنون اروپا درحالت آماده باش به سر مي برد و بيم از بمب گذاران انتحاري خواب را از چشم سياستمداران اروپايي ربوده است.

كتاب ها و نوشته هاي تروريست ها و استراتژيست هاي القاعده هر روز رو به افزايش است و عنوان هاي مختلفي را شامل مي شود، مانند «هنر جنگ» ، «دايره المعارف جنگ» و «ما عليه چه كسي مي جنگيم؟»
القاعده همواره خود را سازماني مي داند كه استراتژي هايش را با اهداف در دسترس و قابل تحقق سازگار و همخوان مي كند. اين كتاب ها و جزواتي كه گفته  شد ممكن است از نظر غرب فقط ترسيم كننده تصويري از جنگجويان جهادي باشد، اما از سوي ديگر اينها بهترين منبع در دسترس براي پيش بيني اهداف در معرض خطر القاعده در دنيا هستند. به ويژه اكنون كه انفجارهاي لندن به وقوع پيوسته است، اين اسناد حرف هاي زيادي درباره مسير و جهت گيري  بعدي القاعده براي گفتن دارند.
يك نكته صريح و روشن به نظر مي رسد و آن اين كه طراحان و برنامه ريزان القاعده همگي بر اين اتفاق نظر دارند كه كشورهايي كه در عراق و افغانستان نيروي نظامي دارند، دشمن هستند. در سند استراتژي سال ۲۰۰۳ آنها كه نسخه اي از آن به دست اشپيگل رسيده، القاعده از اين كشورها به طور خاص نام برده: اسپانيا، انگليس، لهستان، ايتاليا، ژاپن و اوكراين. در نامه اي كه بعد از انفجارهاي لندن در اينترنت منتشر شد و در آن مسئوليت اين انفجارها توسط سازمان مخفي القاعده در اروپا به عهده گرفته شده بود نيز، عليه ايتاليا و دانمارك تهديداتي شده بود. اين كشورها هر دو در عراق نيرو دارند.
اما حتي كشورهايي كه تصور نمي شود در تيررس تروريست ها باشند هم در رادار القاعده وجود دارند. يكي از اين كشورها آلمان است. اگرچه القاعده به صراحت مخالفت آلمان با جنگ عراق را ستوده است اما حضور آلمان در افغانستان اين كشور را در برابر حملات القاعده آسيب پذير مي كند. در ژوئن سال ۲۰۰۴ روزنامه  آلماني فرانكفورت الگمانيه درباره يادداشت  داخلي و محرمانه اي از اداره پليس فدرال جنايي آلمان خبر داد كه در آن به نگراني اين پليس درباره تهديدات عليه آلمان اشاره شده بود. در اين نامه آمده بود، با توجه به نقش آلمان در افغانستان و تلاش هايش در مبارزه با گروه هاي تندروي تروريستي، اين كشور ممكن است به هدف قابل توجهي براي تروريست ها تبديل شود.
قتل يك بازرگان آلماني در رياض اين نگراني را بيشتر از گذشته تشديد كرد. القاعده قتل اين بازرگان آلماني را در ماه مه ۲۰۰۴ به عهده گرفت و در نامه اي نوشت: «مبارزين، يك كافر غربي را كه يك شهروند آلماني بود از پا درآوردند. اين قتل مي تواند يادآور اين باشد كه آلمان يكي از مهمترين كشورهاي عضو اتئلاف بين المللي عليه تروريسم است. اين كشور مانند ايالات متحده در حمله به افغانستان با استفاده از زور شركت داشت و اكنون به همراه آمريكا در اشغال كشورهاي اسلامي مشاركت دارد.»
001203.jpg
هدف حملات بزرگ و عظيم، افزايش اعتبار القاعده به عنوان يك سازمان حرفه اي است اما اين حملات زود به زود تكرار نمي شود چون به برنامه ريزي دقيق و پيچيده اي احتياج دارند
چنين لحن صحبت و چنين استدلال هايي مي تواند بهترين ابزار براي توجيه حملات احتمالي به اهدافي در آلمان باشد.اگر صراحت و ميزان تكرار حرف هاي القاعده معيار سنجش رفتار اين سازمان باشد، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه ايتاليا و لهستان از نظر آنها مهمترين متحدان آمريكا بعد از انگليس هستند و در فهرست اهداف بالقوه در رديف نخست قرار دارند. در سند استراتژي سال ۲۰۰۳ القاعده، به اسپانيا به عنوان اولين گام اين دومينو اشاره شده است چرا كه اين كشور علي رغم مخالفت هاي شديد داخلي به عراق نيرو فرستاد. استراتژي پردازان القاعده بر اين باور بودند كه حمله به اين كشور مي تواند تأثيرات فراواني داشته باشد. از لهستان و ايتاليا هم به عنوان اهداف احتمالي بعدي نام برده شده است. در اين استراتژي مكتوب به حملات عليه سربازان اين كشورها در داخل عراق اشاره شده اما حملات در مادريد و لندن نشان مي دهد هسته هاي تروريستي القاعده و ديگر گروه هاي نزديك به آن اكنون براي حمله مستقيم به شهروندان اين كشورها انگيزه كافي پيدا كرده اند.
اما از نظر كارشناسان ميان ايتاليا و لهستان يك تفاوت وجود دارد و آن اين كه ايتاليا بيشتر بر سر زبان هاست و اسم سيلويوبرلوسنكي نخست وزير اين كشور بارها و بارها در جنگ عراق به ميان آمده است. عوامل ديگري هم وجود دارد كه احتمال حمله به لهستان را كم تر مي كند. مثلا ً اين كه شهروندان عرب چنداني در اين كشور زندگي نمي كنند يا دست كم تعداد آنها در مقايسه با لندن و رم قابل توجه نيست؛ به همين دليل هسته هاي القاعده نمي توانند ارتباط چنداني با جمعيت بومي اين كشور برقرار كنند بدون اين كه توجه دولت و نيروي پليس را به خود جلب نمايند. از سوي ديگر در روزهاي اخير تهديدات جدي عليه ايتاليا صورت گرفته است.
در كنار ايتاليا و لهستان، استانبول هم در معرض خطر حملات تروريستي است. اين شهر در نوامبر سال ۲۰۰۳ طعم حملات تروريستي القاعده را چشيد. تركيه براي بسياري از گروه هاي تندرو اهميت زيادي دارد چرا كه آنها با نظام سكولار حاكم در آنكارا مخالف هستند. اما با توجه به اكثريت مسلمان تركيه، خطر حملات تروريستي و تهديد جان شهروندان استانبول كمتر است. اما بازرگانان خارجي در معرض تهديد هستند.
در اين ميان اين حقيقت را نبايد فراموش كرد كه القاعده شيوه فعاليت خود را تغيير داده است. امروزه اين گروه ها در دو سطح كار مي كنند. از يك سو حملات بزرگي را در شهرهاي نمادين و ابرشهر مانند لندن، نيويورك و مادريد طراحي مي كنند و همزمان دست به حملات كوچك و هدف مند عليه شركت هاي تجاري، ديپلمات ها و سربازان غربي مي زنند.
001206.jpg
هدف حملات بزرگ و عظيم افزايش اعتبار القاعده به عنوان يك سازمان حرفه اي است اما اين حملات زود به زود تكرار نمي شود چون به برنامه ريزي دقيق و پيچيده اي احتياج دارند. به همين دليل تعداد حملات كوچك تر بيشتر است. اين حملات نياز به برنامه ريزي چنداني ندارد. مثلاً حمله به يك شركت غربي در عربستان يا انجام يك حمله انتحاري در عراق آسيب پذير، چندان دشوار نيست. نبايد فراموش كرد كه القاعده ممكن است يك شبكه تروريستي بين المللي باشد.
اما از طريق گروه هاي كوچك در سطوح محلي و بومي هم فعاليت مي كند. خيلي بعيد است كه اسامه بن لادن شخصاً در حملات بغداد يا رياض نقش و دخالت داشته باشد. اين حملات فقط بخشي از كار روزانه اين سازمان است.
نمونه ديگري از تفاوت ميان فعاليت هاي محلي و فعاليت گروه القاعده به طور كلي، كارهاي شخص ابومصعب الزرقاوي در عراق است. هدف زرقاوي به راه انداختن يك جنگ داخلي در كشور از هم پاشيده است. اما جنگ داخلي در عراق مسلمانان شيعه در اين كشور را كه اكنون موقعيت نيرومندي درون دولت حاكم دارند، تضعيف مي كند و اين به نفع مسلمانان سني در عراق است.
نگاهي دقيق به اسناد و نوشته هاي القاعده سطح سوم فعاليت اين گروه را نشان مي دهد كه البته اين سطح ارتباط چنداني با موضوع جغرافيا ندارد. القاعده به دنبال راه هايي براي تضعيف اقتصاد غرب است و اين نكته براي او اهميت زيادي دارد. در سند استراتژي سال ۲۰۰۳ اين سازمان آمده است: «به اعتقاد ما مقاومت در عراق قادر است هزينه هاي آمريكا را به سقف تعيين شده از سوي واشنگتن براي اين جنگ يعني ۴۰۰ ميليارد دلار برساند...»
اين برداشت و برنامه ريزي با نگاهي دقيق و بحث هاي اخير در داخل آمريكا و با بررسي آمار و ارقام مالي و اقتصادي صورت گرفته است. يكي از نتايج اين استراتژي حمله به تأسيسات حفاري نفت در عربستان سعودي بود كه قيمت نفت را بالا برد.
001209.jpg
اكنون چند ماه است كه شاخه القاعده در عربستان تهديد به حمله به خطوط هوايي غربي با هدف شدت بخشيدن به مصيبت مالي غرب مي كند.
در نظر گرفتن ملاحظات ديگر، فهرست اهداف بعدي حملات القاعده را بيشتر مشخص مي كند. ايدئولوگ هاي القاعده نوشته اند، كشتن يك اسرائيلي به كشتن يك انگليسي و كشتن يك يهودي به كشتن يك مسيحي ارجحيت دارد. به عبارت ديگر تهديدات القاعده متوجه اشخاص است نه جمعيت ها. آدم ربايي ها و گروگان  گيري هاي عراق، افغانستان و عربستان شاهدي براي اثبات اين موضوع است.
انگليس، مدت ها در انتظار چنين حملاتي بود. برنامه ريزي براي مقابله با اين تهديد از دو سال پيش و در منطقه اي از لندن شروع شد كه مراكز مالي در آن مستقر هستند. لوله هاي فوري آب براي فرو نشاندن آتش، دستگاه هاي اكسيژن براي وقوع حملات احتمالي شيميايي يا گازي، طراحي مسيرهاي عبور فوري پليس و نيروهاي امداد و بيمارستان هاي سيار در نقاط مختلف، از جمله اين تدابير بود.
در سپتامبر سال ،۲۰۰۳ نيروهاي پليس، مأموران امنيتي و نيروهاي امداد شهر لندن در يك مانور گسترده همه اين امكانات را آزمايش كردند. بيش از ۵۰۰ پليس، آتش نشان و نيروي امداد در اين عمليات كه بزرگترين عمليات ضدتررويستي تاريخ انگليس بود حضور داشتند. تا پيش از اين تنها تجربه حملات تروريستي لندن، انفجارهاي ارتش جمهوري خواه ايرلند بود. اما از تابستان سال ،۲۰۰۲ گزارش هاي متعدد درباره خطر حملات تروريستي گسترده تر در لندن منتشر شد. در ژانويه ،۲۰۰۳ طرح يك گروه تروريستي براي انجام حمله شيميايي در لندن خنثي شد. در فوريه همان سال يكي از فرودگاه هاي شهر به دليل بيم از حملات موشكي زمين به هوا بسته شد.
بعد از حملات يك سال و نيم پيش در مادريد، درجه آماده باش و هشدار در لندن افزايش يافت. يكي از اين تدابير، عمليات «اين كيف مال چه كسي است؟» با هدف حساس كردن شهروندان به بسته هاي مشكوك و خطرناك در متروها بود. اما همه اين تدابير و تلاش ها نتوانست مانع از حملات پنجشنبه گذشته در لندن بود.

نگاه امروز
خوابهاي آشفته

عباس لقماني
هنوز از خوشحالي مردم لندن از انتخاب اين شهر به عنوان ميزبان بازيهاي المپيك سال ۲۰۱۲ چندساعتي نگذشته بود كه هفت انفجار در صبحگاه روز پنجشنبه اين شهر را به لرزه درآورد.
شهر لندن به خصوص مركز آن در سالهاي اخير زيرپوشش دوربين هايي قرار دارد كه همه رفت و آمدها در اين مركز مهم اروپايي را كنترل مي كنند به همين علت دور از ذهن نبود كه دير يا زود بمب گذاران انتحاري شناسايي شوند.
آنچه بيش از همه تعجب افكار عمومي در اروپا به خصوص در انگلستان را به خود جلب كرد اما موضوع ديگري است. چهار جواني كه در مظان اتهام هستند فرزندان مهاجرا ن آسيايي مقيم انگلستانند كه در اين كشور به دنيا آمده و بزرگ شده اند. در بين آنها حتي فرزند مهاجري از جامائيكا نيز به چشم مي خورد كه مسلمان نبوده است.
اكنون اين پرسش مطرح است كه چه چيز باعث شده است جواناني كه تاكنون به هيچ عنوان در محيط هاي كاري و زندگي خود جلب توجه نمي كرده اند به كساني تبديل شوند كه لرزه بر اندام انگليس انداخته اند.
به گفته يك مفسر غربي، گروهي به نام القاعده به رهبري اسامه بن لادن به صورتي كه تاكنون فرض مي شد اكنون وجود خارجي ندارد و به جاي آن گروه هاي مستقلي پا به صحنه گذاشته اند كه هركدام به طور مستقل عمل مي كنند و استراتژي خاص خود را دارند.
جوانان سرخورده از نسل دوم و سوم مهاجران در اروپا كه برخلاف پدران خود ديد انتقادي نسبت به جامعه اي كه اجباراً در آن زندگي مي كنند دارند، به تمام مظاهر رنگين غرب با ديد منتقدانه اي مي نگرند و بدين گونه جذب مكاتيبي مي شوند كه زندگي در غرب و به خصوص مظاهر آن را زير سئوال مي برد.
حال اگر اين جوانان به سوي اسلام جذب شوند و نجات خود را از جامعه اي كه در آن احساس آرامش نمي كنند در جامعه ديگري به دور از اروپا جستجو كنند، اين موضوع را نمي توان به عنوان انگشت اتهام به سوي كشورهاي اسلامي نشانه رفت. كشورهاي اسلامي به خصوص آن گروه از آنها كه به خاستگاه بمب گذاران تبديل شده اند خود نيز با چنين مسايلي سردرگريبانند.
افغانستان هنوز در آتش جنگ مي سوزد و هر روز در گوشه و كنار اين كشور محروم در زير آتش گروه هايي كه نشأت گرفته از طالبان و القاعده است عده اي جان خود را از دست مي دهند. طالبان و القاعده ولي زائيده كجايند؟
طالبان كه با كمك لجستيكي پاكستان و حمايت هاي بي دريغ آمريكا شكل گرفتند، هنگامي كه به خطري براي آمريكا تبديل شدند از نيرويي نجات بخش به قول آمريكائيها در مقابل نيروهاي متجاوز شوروي به گروهي تروريست تبديل شدند. القاعده كه تمام توان و نيروي خود را در ابتدا از واشنگتن بدست مي آورد نيز پس از آن كه نيروهاي امريكايي در افغانستان به قدرت نشستند به گروهي تروريستي به ظن آمريكائيها تنزل پيدا كرد.
در عراق نيز نمايش قدرت بر همين روال جريان دارد. اگر روزي آرامش به عراق بازگردد، با هزاران نفر از كساني كه اكنون رو در روي آمريكا و نيروهاي متجاوز قرار گرفته اند، در كشورهاي ديگر در تمام سطح جهان به مبارزه خود ادامه خواهند داد.اين پرسش ولي همواه مطرح خواهند ماند كه پدران فكري تروريستهاي انتحاري را در كجا مي توان شناسايي و با آن مبارزه كرد.پيش از آن كه انگشت اتهام به سوي اين گروه يا آن كشور نشانه رود، نگاهي هرچند سطحي به جامعه غربي گوشه اي از اين حكايت رعب برانگيز را نمايان مي سازد. احتياجي به داستانهاي از نوع هزار و يك شب نيست تا داستان اين جوانان بازگو شود.
جامعه اي به ظاهر باز كه به هركس اين امكان را مي دهد تا رشد كند و آينده خود را بسازد. جوان اروپايي از همه مظاهر تمدن برخوردار است ولي اين تمام حكايت غرب نيست. فرزندان مهاجران غير اروپايي از لحاظ قانوني از همه مزاياي دنياي غرب برخوردارند ولي هيچ قانوني نمي تواند مانع نگاه تحقيرآميز يك اروپايي به جواني رنگين پوست شود. هيچ قانوني نمي تواند همسايه را موظف كند دست دوستي به سوي همسايه آسيايي، آفريقايي و يا مسلمان خود دراز كند.
جواني كه در اروپا ولي در بين هم نژادان خود رشد مي كند حتي در پاره اي از مواقع زبان كشور ميزبان را كه با آن رشد كرده است به مسخره مي گيرد.همه چيز براي او غريبه است و از همه بدتر او نسبت به خود نيز غريبه است.
چراغي از راه دور و روزنه اي هرچند كوچك كه او را به سوي خود و شناخت جهاني كه او تاكنون نشناخته است بخواند،  براي او جذابيت دارد هرچند كه نوري كه او مي جويد شايد شعله آتشي باشد كه خرمنهاي هستي را سوخته است. اين جوان ولي هرگز امكان نيافته است كه آب را از سرآب تشخيص دهد و هنگامي كه تصميم مي گيرد جانش را در اين راه نهد، ديگر زماني براي ارزيابي ندارد.جامعه غرب و به خصوص كشورهاي اروپايي درگير در منطقه به اين دليل آماج حملات اين جوانان هستند كه در ظاهر نويد جامعه اي متمدن و به دور از خشونت را به اين دسته از جوانان داده اند ولي در باطن آنان وقتي به اطراف خود مي نگرند متوجه مي شوند كه دوستان و آشنايان آنان هزاران فرسنگ دورتر بمب و گلوله بر سر مردمي مي اندازند كه فقط مي خواهند زندگي كنند. زندگي آن گونه كه خود مي خواهند و نه آنگونه كه غرب براي آنها ترسيم كرده است. اين جنگ باز هم ادامه خواهد يافت. شهرزاد قصه گو داستانهاي ناگفته هنوز بسيار دارد، نيويورك، مادريد و لندن و شايد در آينده شهرهاي ديگري صحنه داستان هزار و يكشب قرن بيست و يكم باشند. خواب ملك جوان بخت در پشت ديوار كاخ ولي اكنون آشفته شده است.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |    اجتماعي  |   انديشه  |   سياست  |   فرهنگ   |
|  ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |