دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴ - - ۳۸۱۵
خبرسازان
Front Page

به سادگي ديوار و درخت
12 عكس از طبيعت برخلاف عنوانش، حاصل عكاسي در فضايي بسته است؛ فضايي كه كاوه كوثري در آن سعي كرده زندگي را جست وجو كند
002559.jpg
عكس: ساجده شريفي
خسرو نقيبي
اصفهان است.
كارخانه اي كه ديگر نيست. سكوت.
ديواري كه فعلا هست
و درختي كه همچنان...
اين بخش دوم جملاتي است كه بر پشت كارت نمايشگاه 12 عكس از طبيعت كار كاوه كوثري نقش بسته است. مجموعه عكس هاي كوثري 12 قاب است كه بخش عمده آن از يك ديوار و يك درخت با حالت هايي متفاوت گرفته شده؛ نوعي بازي با رنگ و نور كه نتايج متفاوتي را حاصل كرده است. در اين بين البته سه قاب هم هست كه در ارتباط مستقيم با مجموعه نيست، اما مي توان مشخصه هاي كارهاي ديگر را در اين كار ها هم پيگيري كرد: همه عكس ها در اصفهان گرفته شده و به نوعي ادامه مجموعه عكس هاي قبلي ام است. سعي كرده ام در يك فضاي مشخص با نگاهي تازه به فضا نگاه كنم . اين اولين توضيحي است كه كوثري درباره كارش مي دهد و در ادامه مي گويد: نمي خواستم نگاه اجتماعي پشت اين مجموعه، بر ديد بصري نسبت به عكس ها، اثر بگذارد. براي همين تنها توضيح، همان نوشته است و نام نمايشگاه را هم به همين دليل
12 عكس از طبيعت گذاشتم .
رنگ ها
نخستين چيزي كه در كارهاي كوثري جلب نظر مي كند، از بين رفتن مرز ميان عكاسي و نقاشي در رنگ روغن يا آبرنگ است. به نوعي مي توان اين عكس ها را تركيب دو شكل متفاوت از كار تجسمي دانست، هر چند كه وجه عكاسي در كار كوثري همچنان چشمگيرتر است؛ كنتراست رنگي، بارزترين خصيصه كارهاي ارائه شده در نمايشگاه است. رنگ هايي كه اين حد از كنتراست ميانشان به طور مشخص حاصل كار كامپيوتر است:  مشكلي ندارم اگر بگويند رنگ اين عكس ها در كامپيوتر تنظيم شده است، اما اين تنها وجهي نيست كه در اين عكس ها بايد ديده شود. بسياري از عكس ها حاصل نگاهي است كه به مسئله داشته ام . كوثري با اشاره به يكي از عكس هايش كه تنه باريك درختي در كنار ديوار است و نور خاصي هم دارد ادامه مي دهد: در يك شبانه روز، نوري كه در اين عكس مي بيني، تنها
5 دقيقه وجود دارد. اين مثال خوبي است براي حرفي كه مي زنم. براي پيدا كردن اين لحظات، تلاش زيادي كرده ام . اينكه كوثري نمايشگاهي از عكس هاي ديجيتالي اش برپا كرده خودش يك ريسك است. هنوز خيلي ها نگاتيو را براي كار هنري اصيل تر و بهتر مي دانند: كار ديجيتال اين امكان را در اختيار من قرار مي دهد كه آنچه را مي خواهم روي عكس ها اجرا كنم. مسئله مهمي كه در ديجيتال وجود دارد، مسئله چاپ و عدم تسلط بر چاپ كار به شكلي است كه دوست داري. با ورود چاپگرهاي تازه و امكاناتي كه در اختيار عكاس قرار مي دهد، اين مسئله هم تا حد زيادي حل شده و حالا مي شود روي چاپ عكس ها هم نظارت كرد؛ كاري كه در اين مجموعه روي اكثر عكس ها انجام شده است .نكته ديگر درباره ويژگي كارهايي كه در اين مجموعه ارائه شده چاپ آنها روي كاغذهاي متفاوت است؛ كاغذهايي كه هر يك بر اساس موضوع و بافت عكس براي چاپ انتخاب شده اند. با اين حال عكس هايي هم وجود دارد كه خود كوثري از تركيب چاپ و كاغذ آنها راضي نيست.
اگر قرار باشد منتقدانه با نمايشگاه كوثري رو به رو شويم، به يك نكته ديگر مي توان اشاره كرد؛ اينكه كوثري در انتخاب قاب و اندازه عكس هايش بيشتر از آنكه منطقي عمل كند، بر احساس خود تكيه كرده است، براي همين عكس هايي در مجموعه وجود دارند كه مشخصا قابليت عرضه در قطع بزرگتري را دارند تا جزئياتشان بيشتر به چشم بيايد، اما حالا در اندازه اي بسيار كوچك تر از آنچه كه بايد ارائه شده اند. اين اتفاق در مورد كارهاي بزرگتر هم وجود دارد. نمونه اش همان كاري ست كه كوثري به عنوان مثال نشان ما داده و مشخص است كه به آن دلبستگي دارد، اما حالا آنقدر اثر پرجزئياتي نيست كه نياز به چاپ در قطعي به اندازه يك ديوار نمايشگاه داشته باشد.
نگاه ها
اين اولين باري نيست كه كوثري مجموعه عكسي از اصفهان را به عنوان نگاهي كه به آن دلبستگي دارد،  به نمايش مي گذارد. مانند زنده  رود كه يك روز زنده بود عنوان مجموعه عكسي از كوثري است كه درباره زاينده رود روزهاي بي آبي بوده؛ بخشي از نوستالژي آنها كه اصفهان را دوست دارند.
كوثري 30 سال سن دارد و حالا ديگر 10 سالي مي شود كه به طور حرفه اي كار عكاسي مي كند. او مدت هاست كه كار عكاسي ژورناليستي هم انجام مي دهد و بخش عمده اين كار هم در ضميمه هاي مختلف روزنامه همشهري بوده است. مجموعه پيشين كوثري درست نقطه مقابل آن چيزي است كه او در كار تازه اش ارائه داده. عكس هاي مجموعه پيشين به شكل نگاتيو گرفته شده و همه عكس ها هم سياه و سفيد بوده اند؛ نقطه مقابل عكس هاي ديجيتال و پر از كنتراست رنگي مجموعه حاضر.
12 عكس از طبيعت ، اما فارغ از ارزش هاي بصري، يك نگاه اجتماعي پشت سرخود دارد كه نمي توان ناديده اش گرفت.
عكس هاي كوثري در نگاه اول، عكس هايي از طبيعت اصفهان هستند، ولي در نگاه دقيق تر، همه اين عكس ها از عكاسي در يك فضاي كوچك يك ديوار از يك ساختمان و يك درخت حاصل شده اند؛ يك ديوار از ساختماني كه روزگاري محل كارخانه نساجي اصفهان بوده و در سالهاي اخير، پس از درگيري هايي ميان نهادهاي مختلف تخريب شده تا به جايش يك مجتمع مسكوني احداث شود. عكس هاي كاوه كوثري روايت جاري زندگي از فضايي ست كه سالها رنگ زندگي به خود نديده، هر چند خودش چندان دوست ندارد كه عكس هايش با چنين نگاهي نگريسته شود. اينگونه نمايشگاهي كه تا آخرين روزها ديوار را بخوانيم درخت نام داشته، نامش به سادگي 12 عكس از طبيعت مي شود و با آرامشي كه حاصل نگاه كوثري به اين مقوله است. در بخش اول آنچه پشت كارت نمايشگاه عكس هاي كاوه كوثري آمده، نوشته شده:
اصفهان بود.
كارخانه نساجي. صداي سوت.
كارگرهايي كه مي آيند. ساعت ها مي مانند، پشت همين ديوار.
و مي روند. ساليان .

ديجيتال؛ يك شكل تازه
آنچه معمولا مرسوم است، ارائه عكس هايي در نمايشگاه هاي هنري ست كه به شكل نگاتيو گرفته مي شوند. از زمان روي كار آمدن دوربين هاي ديجيتال، اين شكل از عكاسي، بيشتر در عكاسي خبري و صنعتي مورد استفاده قرار گرفته و كمتر روي وجوه هنري آن تاكيد شده است. اهميت برپايي نمايشگاهي از جنس 12 عكس از طبيعت در اين است كه بر عكاسي ديجيتال با مزيت هاي اين شكل از عكاسي و كار با كامپيوتر روي عكس ها تاكيد مي كند و نشان مي دهد كه مي توان با استفاده از تكنولوژي روز هم دست به خلق كارهايي با ارزش هنري زد؛ چيزي كه در سالهاي اخير چندان به آن اعتنايي نشده است.

يادداشت
برزخ ديجيتال
محمدرضا شاهرخي نژاد
شما هم مي توانيد عكس خوبي بگيريد. اصلا هر كسي مي تواند عكاس خوبي باشد. فقط يك دوربين ديجيتال مي خواهد و نرم افزارهاي مرتبط با عكس و ايده به مقدار كافي. كافي ست فقط دكمه شاتر را فشار دهيد؛ مابقي كارها خود به خود انجام مي شود. واقعا نمي دانم ميان نگاتيوي كه با فعل و انفعالات شيميايي، تصاوير را ماندگار مي كند و صفحه حساس دوربين هاي ديجيتال، كدام يك از ارزش هنري بيشتري برخوردارند. اينكه جسميت براي اصالت اثر هنري چقدر مهم است، از مسائلي است كه بازهم جاي دقت نظر دارد. چرا در قرن بيست و يكم مفهوم اصالت براي انسان ها اهميت يافته است؟ اصالت و بعد از آن هويت، گم گشته هايي هستند كه همه در پي يافتن شان چندين بار نصف النهار گرينويچ را پشت سر نهاده اند. در اين ميان، اصالت فردي و به تبع آن اصالت اثر هنري - براي انسان هايي كه توليد اثر هنري مي كنند- دغدغه هنر معاصر است، اما بايد پذيرفت كه اصالت فردي بر اصالت اثر هنري مقدم است. حالا امكان دارد اين اصالت فردي در گرو اصالت جمعي باشد، اما لزوما اينگونه نيست. حالا فرض را بر اين مي گذارم كه اصالت فردي وجود دارد. آيا اين اصالت، براي به وجودآمدن اثر هنري اصيل شرط لازم و كافي است؟ البته پرداختن به مفهوم اصالت و اصيل بودن، به نوشته اي در حد يك كتاب نيازمند است. در دنيايي كه محيط مجازي ديجيتال مي رود تا به واقعيت تبديل شود و بيانگر حقيقت باشد، چرا همه به دنبال يك اثر هنري اصيل مي گردند كه ريشه در فرهنگ، سنن و آداب و رسوم ملل داشته باشد؟
مگر نه اينكه دستاورد پديده اي به نام جهاني شدن از بين رفتن خرده فرهنگ هاست؟ پس چرا اين همه سرگرداني در پي يافتن اصالت وجود دارد؟ چه چيزي گم كرده ايم كه اينچنين سرگشته شده ايم؟ آيا وجود ايده اوليه براي خلق اثر هنري كافي است و اين ايده با وسيله اي مانند كامپيوتر براحتي قابل تجسم يافتن است؟
عده اي بر اين باورند كه ابزارهاي قرن حاضر مي توانند در خدمت خلق اثر هنري باشند. بنابراين بايد بپذيريم كه يكسري امكانات مشابه در دسترس همه قرار مي گيرد و از همين نقطه است كه يكپارچگي هنري تحقق مي يابد. انسان ها در شهر، همشكل مي شوند، اصالت فردي شان كم رنگ مي شود و پناه مي برند به دستكاري كردن ايده هايشان، اما ايده ها، مشترك است و وسيله بيان شان هم مشترك؛ بنابراين تفرقي وجود ندارد ميان آثار هنري  كه خلق مي شوند يا شايد بهتر باشد بگويم اجناسي كه توليد مي شوند. از جايي نشأت نمي گيرند و انسان ها را به جايي راهنمايي نمي كنند. اگر تكنولوژي دست هنرمند را باز مي كند تا براحتي كار كند و در زمان كوتاه تري به آنچه مي خواهد برسد، در عوض آنچنان سيطره اي بر روح هنرمند مي گستراند كه خلاصي از آن بسيار دشوار است. تصاوير ديجيتالي، موسيقي ديجيتالي، فيلم هاي ديجيتالي و انسان هاي ديجيتالي، همگي نشانه هاي اين مسئله هستند و در نهايت مي توانم بگويم برزخ عجيبي است.

ذهن زيبا
آنچه مردم را دانشمند مي كند، مطالبي نيست كه يادمي گيرند، بلكه چيزهايي است كه مي فهمند.
فرانسيس بيكن

آنكه مي تواند، انجام مي دهد، آنكه نمي تواند، انتقاد مي كند.
جورج برنارد شاو

از صبح تا شب
حميدرضا پورنصيري
امروز را مي شود با تكرار پيله هاي پرواز كه ساعت 14 از شبكه 2 پخش مي شود شروع كرد يا اينكه نيم ساعت بيشتر صبر كرد و به تماشاي تكرار شب هاي برره نشست كه شب گذشته پخش شده بود. گفتنش تكراري است، اما براي آنها كه نمي دانند و هنوز هم در اين چند روز شب هاي برره را نديده اند، بگويم كه ماجراهاي اين مجموعه، در برره 50 سال پيش مي گذرد و به داستان ورود كيانوش استقرارزاده مي پردازد كه وارد برره مي شود و درگيري هايي را بين اهالي ده بالا و پايين پديد مي آورد. مهران مديري همراه با پيمان قاسم خاني، خالقان اين مجموعه هستند كه هر شب حدود ساعت 9 شب از شبكه 3 پخش مي شود.اگر هم از طرفداران سريال هاي خارجي هستيد، مي توانيد ساعت 15:10 تكرار ماموران مخفي پليس را ببينيد كه شب گذشته از شبكه يك پخش شده بود، يا اينكه به تماشاي هشدار براي كبرا 11 بنشينيد كه ساعت 19 از شبكه تهران نمايش داده مي شود. سريال شواليه سياه هم ساعت 21 از شبكه 2 پخش مي شود كه يك سريال تاريخي انگليسي است و بعيد مي دانم طرفداران زيادي داشته باشد. ساعت 22:10 دوشنبه شب ها هم ساعت پخش مجموعه روزهاي به يادماندني  ست كه با استقبال نسبتا خوبي مواجه شده و طرفداران مجموعه هاي تاريخي را راضي كرده است. درضمن، مي دانيد كه حدود ساعت 20:15 زمان نمايش مجموعه هاي تلويزيوني شبكه 3 است و دوشنبه شب ها اختصاص دارد به گارد ساحلي ؛ سريالي كه در آن اكبر زنجانپور و ايرج راد همراه با حديث فولادوند و كيوان محمدنژاد نقش آفريني مي كنند و كارگردانش محسن شامحمدي ست.
حدود ساعت 23 تا 23:30 هم اختصاص دارد به طرفداران فوتبال و برنامه نود كه اين روزها، دوران شلوغ و پرخبري را پشت سر مي گذارند و عادل خان فردوسي پور، حسابي مشغول است. از ميان برنامه هايي هم كه هر روز پخش مي شوند، پيشنهاد مي كنم سلام آقاي وزير را از دست ندهيد كه ساعت 22 از شبكه۲ پخش مي شود. در ضمن اگر هم بدتان نمي آيد كه تكه هايي از فيلم هاي روز سينماي جهان را ببينيد، حدود ساعت 22:30 مي توانيد به سراغ شبكه تهران و برنامه سينماي جهان برويد. آموزش عكاسي و آموزش فيلمسازي هم براي علاقمندان به اين رشته ها مي تواند پيشنهاد جذابي باشد كه هر دو از شبكه آموزش پخش مي شود؛ اولي ساعت 20:55 و دومي ساعت 21:30.

|  ايرانشهر  |   خبرسازان   |   در شهر  |   علمي  |   شهر آرا  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |