شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ - - ۳۸۲۵
شهر آرا
Front Page

حذف دوربرگردان هاي گيشا ، كاهش يا افزايش ترافيك؟!
اين بار نمي پسندند
003543.jpg
عكس: گلناز بهشتي
گيتي عابدي
اصلي كه همه جا جوابگو نيست
ايده ايجاد دور برگردان در بزرگراه ها و حذف تقاطع ها در بسياري از بزرگراه هاي تهران از سنگيني ترافيك كاسته است، اما تماس هاي شهروندان نشان مي دهد كه اين ايده در تمام بزرگراه ها و خيابان هاجوابگو نيست.تغيير هندسي در خيابان گيشا اين بار با حذف دوربرگردان هاي اين خيابان اتفاق افتاد ،اما در جلب نظر اكثريت موفق نبود.البته كارشناسان در مورد خيابان گيشا هنوز به نتيجه قطعي نرسيده اند و برخي از شهروندان هم فعلا موافق حذف اين دو دوربرگردان هستند؛ بايد ديد نتيجه در دراز مدت چه خواهد بود

به اين گفت وگو توجه كنيد:
- ترافيك تهران واقعا سرسام آور است؛ چنان قدرتي دارد كه مي تواند انسان سالم را تبديل به ديوانه اي تمام عيار كند. اين ترافيك براي هر كسي مضر بوده، براي روان شناسان مفيد واقع شده است. ترافيك بيشتر مساوي ست با افراد عصبي بيشتر. با اين حساب نانشان توي روغن است. چرا مي خندي؟ جدي مي گويم. پيش خودت فكر كن كه وقتي صبح از منزل بيرون مي آيي چگونه هستي و هنگامي كه شب به خانه مي روي
چه جوري مي شوي؟
صبح، شاد و سرحال با خانواده خداحافظي مي كني، اما شب چه؟ كسي جرات نمي كند به تو نزديك شود. چنان قيافه برافروخته اي داري كه هر آن احتمال مي رود به خاطر يك مسئله كوچك داد و بيداد كني. آخر اين هم زندگي  ست؟! تمام روز به اميد اينكه شب بروي پيش خانواده ات كار مي كني، اما هنگامي كه به خانه مي روي، چنان عصبي هستي كه نمي تواني حتي دو كلام با آنها صحبت كني. ديگر حوصله بچه هايت را هم نداري. در اين دوره وفور مريضي ها، فقط يك مغز سالم برايمان مانده بود كه آن را هم به لطف ترافيك از دست داديم!
بعضي وقت ها به سرم مي زند كه خانه و زندگي ام را جمع كنم، ببرم شهرستان. اصلا نخواستيم پايتخت نشين باشيم .
- مي بينم كه شلوغي بدجوري روي تو تاثير گذاشته است. تو نمونه كاملي براي نشان دادن تاثير منفي ترافيك روي انسان هستي! حال، گذشته از شوخي، من با همه حرف هايي كه زدي موافق هستم. راست مي گويي؛ شايد اگر اينقدر خيابان ها شلوغ نبود، زندگي كمي شيرين تر مي شد، اما اين را هم بايد قبول كني كه ترافيك نسبت به گذشته كمتر شده است. يادت نيست وقتي كه مي خواستيم از پل گيشا به سمت ميدان توحيد برويم، چقدر در ترافيك مي مانديم؟ چند تا چراغ قرمز را بايد رد مي كرديم تا به ميدان توحيد برسيم؟ اما الان با گذاشتن دور برگردان و حذف چراغ قرمزها، خيلي سريع تر از قبل اين مسير را طي مي  كنيم. درست است كه گذاشتن دوربرگردان در اتوبان استاندارد نيست، اما در اين برهه از زمان شايد بهترين كاري كه مي شد انجام داد اين بود. اصلا چرا راه دوري برويم؟ همين خيابان خودتان گيشا. با گذاشتن چند تا دوربرگردان، رفت و آمدتان راحت تر نشده است؟ بگو ديگر .
- انگار از همه جا بي خبر هستي؟ مگر نمي داني از طرف شهرداري آمدند و تمام دوربرگردان ها را بستند؟ صداي مردم مخصوصا كاسبكاران درآمد. حتي از طرف صدا وسيما هم آمدند و گزارش گرفتند. هنوز هم مردم در موردش صحبت مي كنند. من هم اولش كه اين موضوع را فهميدم، مثل تو دهانم باز ماند. واقعا جاي تعجب دارد. يك روز مي آيند دوربرگردان درست مي كنند، روز ديگر مي بندندش. ما كه نفهميديم كه آخر دوربرگردان باعث كاهش ترافيك مي شود يا افزايش آن ؟!
- آره، خب كار عجيبي كردند، اما شايد اينطور به نفع ساكنان خيابان گيشا بوده، بالاخره بدون دليل كه نبوده است. در ضمن، تو نظر همسايه هاي خودت را فهميدي. ممكن است بقيه ساكنان راضي باشند. اما شايد هم نباشند، اصلا بعد از بستن دوربرگردان ها خيابان چه تغييري كرده است؟
***
يك جورايي قضيه برايم جالب شده است. خيلي دلم مي خواهد بدانم واكنش مردم در برابر اين مسئله چيست؟ يا اينكه بعد از بستن دوربرگردان ها، اوضاع چگونه شده است؟ خوب؟ بد؟فكر كنم فردا بايد چند ساعتي را در گيشا بچرخم و با ساكنان اين خيابان حرف بزنم.
بهتر است از بالاي گيشا شروع كنم. با تاكسي به انتهاي خيابان مي روم كه زمان را محاسبه كنم . بعد از آن طرف خيابان به سمت پايين مي آيم و با مردم صحبت مي كنم. دقيقا شد 10 دقيقه. چقدر بالاي خيابان از پايين آن خلوت تر است! اول، وارد يك سوپر ماركت مي شوم. حين خريد مي پرسم كه چند وقت است، دوربرگردان ها رابسته اند؟ جواب مي دهد كه دو هفته اي مي شود و اضافه مي كند كه با اين كارشان ترافيك را سنگين تر كرده اند.
در يكي از كوچه هاي گيشا يك زن و شوهر با دخترشان چنين به سئوالم پاسخ دادند كه ترافيك خيلي سبك تر شده است. در اين ميان دختر خانواده با خوشحالي گفت: ديگر ماشين ها نبايد معطل شوند تا دور بزنند ترجيح دادم زياد مزاحم اوقاتشان نشوم و به راه خودم ادامه دادم. چند متر دورتر نشده بودم كه به مرد سالخورده اي برخوردم كه تيپش نشان از دل جوانش مي داد. سلام كردم و پرسيدم كه با بستن دوربرگردان ها،گيشا چه تغييري كرده است؟ با هيجان خاصي جواب مي داد، گويي كه منتظر بود تا چنين سئوالي از وي پرسيده شود. ترافيك سنگين تر از گذشته شده است. حتي عبور مردم از خيابان مشكل تر شده است(!) تصادفات هم بيشتر شده، خود من چند تا موردش را ديدم. در ضمن چند شب پيش، آمبولانسي در ترافيك گير كرده بود؛ يكي از سرنشين هاي آمبولانس پياده شد كه به كمك مريض برود تا ماشين به محل مورد نظر برسد. خلاصه كلام اينكه اوضاع خيلي بد شده است . دو مرد و يك زن هم متفق القول گفتند كه شرايط بهتر شده است و ديگر سر تقاطع ها شلوغ نمي شود و همين باعث خوشحالي شان شده بود. جالب است؛ همه اين افراد در يك محل زندگي مي كنند، اما نظرات مختلفي دارند. واقعا نمي شود افراد يك خانواده را هميشه راضي نگه داشت، چه برسد به ساكنان محله بزرگي چون گيشا. در حال حرف زدن با خود بودم كه خانمي با سرعت زياد از كنارم گذشت. صدايش كردم. از كفش هاي كتاني اش پيدا بود براي ورزش كردن بيرون آمده است خانم خاكستري پوش جواب داد: نه اينكه بهتر نشده، بلكه شرايط بدتر هم شده است. 3 شب پيش يك مغازه در همين راسته آتش گرفت. اگر دوربرگردان ها باز بود، ماشين  آتش نشاني مي توانست به موقع به محل برسد تا مغازه خسارت زيادي نبيند، اما ماشين مجبور شد با وجود ترافيك تا انتهاي خيابان برود و دور بزند . عجب شانسي دارد اين طرح جديد! شك ندارم كه صاحب مغازه مي گويد كه اگر دوربرگردان ها را نبسته بودند، مغازه ام آتش نمي  گرفت! اما اگر بسته شدن دوربرگردان ها، اختلالي در كار آتش نشان ها ايجاد كرده باشد، آن وقت چه؟ نمي دانم، خودم هم گيج شده ام. كمي پايين تر يك خانم با دخترش روي پله نشسته بودند. گفت: براي من و كساني كه ماشين ندارند، اوضاع بهتر شده است؛ ديگر تاكسي ها در كوچه ها توقف نمي كنند و آسايش ساكنان كوچه را برهم نمي زنند. در ضمن به نظر من ترافيك هم كمتر شده است . بالاخره بعد از سوپرماركتي كه در ابتداي راه ديده بودم، چشمم به يك مغازه افتاد. منتظر بودم از دهانش بشنوم كه كار و كاسبي كساد شده است، اما چنين حرفي نزد و در عوض گفت كه قبلا اينجا خيلي شلوغ بوده و با بستن دوربرگردان ها ترافيك بهتر شده است، اما اعتقاد داشت كه اگر يكي از دوربرگردان ها را باز كنند، شرايط خيلي بهتر مي شود.
به! بوي شيريني مي  آيد. چقدر عاشق شيريني هستم؛ مخصوصا دانماركي. قناد از كسادشدن كار و كاسبي اش ناليد. وقتي هم كه در مورد
آتش سوزي از او سئوال كردم، از پشت دخل بيرون آمد و من را تا مقابل مغازه  مذكور هدايت كرد. با گفتن: هنوز هم بوي سوختگي مي آيد به سمت مغازه اش برگشت. به راهم ادامه دادم. مي خواستم وارد گلفروشي شوم كه دستي جلوي راهم را سد كرد. موضوع را توضيح دادم. هنوز ن دوربرگردان را نگفته بودم كه آقا حميد را صدا  زد. آقا حميد هم كه انگار بلند گو قورت داده بود به حالت طنز گفت: خيلي عالي شده است! آقا حميد هم مثل كاسب كارهاي ديگر از وضع موجود ناراضي بود و به قول خودش براي رفتن به خانه بايد كلي مسافت طي كند تا دور بزند. بعد از اتمام حرف هاي مرد گلفروش متوجه شدم كه دو–سه نفري در اطرافمان جمع شده اند. در همين موقع بود كه احساس كردم آدم مهمي شده ام! اگر عينكي هستي و از بي توجهي اطرافيان نسبت به خود رنج مي بري، حتما سري به مغازه  عينك فروشي بزن. به واسطه
عينكي بودنت از تو استقبال زيادي مي شود:يكي از مشتري ها گفت براي پارك ماشين بايد دو كيلومتر رانندگي كنيم. وقتي مدرسه ها تعطيل مي شود، سرويس ها با مشكل مواجه مي شوند. روز جمعه هم كه وضع بدتر است . يكي از مغازه داران روبه روي
عينك فروشي  گفت كه مشتري هايش ناراضي هستند. ميان صحبت هايش، نكته اي نظرم را جلب كرد؛ مي گفت كساني كه براي رفتن به دو تا كوچه آن طرف تر ماشين مي بردند، حالا ديگر نمي توانند و همين باعث شده است تعداد ماشين ها كم شود. نمي دانم چرا دوست دارم با تاكسي هم يك دور در گيشا بزنم. سر صحبت را با راننده باز كردم. مصرف بنزين زياد شده است؛ در گذشته 80 ليتر مي زدم، اما حالا بايد 90 تا بزنم. استهلاك ماشين بالا رفته است. انتهاي خيابان، پيچش كم عرض است. همه هم مي خواهند بپيچند و بعد تصادف مي شود . اين هم از ساكنان و كاسبان خيابان گيشا، اما نمي توان يك طرفه به قاضي رفت. بايد صحبت هاي مسئولان شهرداري منطقه 2 را بشنوم.
از قسمت اطلاعات فهميدم كه بخش ترافيك، طبقه چهارم است. جريان را توضيح دادم و منتظر جواب شدم مسئول اين قسمت معتقد است: در محدوده  منطقه دو اكثر مردم براي خريد به خيابان گيشا مي روند؛ از اين رو مشكلاتي براي خيابان پيش آمده بود. با اجراي اين طرح،  نصف مشكلات حل شده است؛ نمي گوييم همه معضلات حل شده، اما وضعيت نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است. مردم فكر مي كنند چون مسيرشان 500 متر دورتر شده، ديرتر به محل مورد نظرشان مي رسند، در صورتي كه چنين نيست؛ با بستن دوربرگردان ها، از نظر زمان چندان فرقي با گذشته نكرده و شايد بهتر هم شده باشد. در ضمن از نظر فشار رواني هم به نفع مردم است. ديگر نبايد پشت ترافيك معطل شوند. در گذشته، تاكسي ها سر تقاطع ها مي ايستادند و ترافيك درست مي كردند، اما حالا ديگر چنين چيزي نيست. پيچ انتهاي گيشا كاملا استاندارد است و هيچ مشكلي از لحاظ دورزدن وجود ندارد. اگر راننده تاكسي مي دانست كه ماندن در ترافيك بيشتر از چند متر رانندگي، استهلاك ماشين را بالا مي برد، ديگر آن حرف را نمي زد. من فكر مي كنم آمبولانس يا ماشين آتش نشاني ترجيح مي دهد مسافت بيشتري طي كند تا اينكه پشت ترافيك بماند. برخلاف نظر مردم، اين طرح جلو تصادفات را هم گرفته است. در هر حال فكر مي كنم همه اينها حرف هاي كاسبان محل بوده است. آن موقع هم كه ما مشغول بستن دوربرگردان ها بوديم، همين صحبت ها را كردند، اما نمي دانند كه اجراي اين طرح چقدر مفيد است . طرح دوربرگردان مانند قانون اسيد و باز آرينوس مي ماند كه فقط در بعضي شرايط جواب مي دهد؛ دوربرگردان در اتوبان چمران راهگشاست و در خيابان گيشا مشكل ساز؛ مثل قانون آرينوس كه فقط در محلول ها جواب مي دهد و در محيط گاز كاري از پيش نمي برد.

|  ايرانشهر  |   جهانشهر  |   دخل و خرج  |   زيبـاشـهر  |   علمي  |   فرهنگ  |
|  شهر آرا  |   مهمانشهر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |