پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴ - - ۳۸۵۲
جديدترين كار مريم سالور- مجسمه ساز- همين پرده سرخ سرگشتگي ست
ايستاده در كنار سرگشتگي هايش
005847.jpg
عكس:محمد رضا شاهرخي نژاد
ليلي نيكونظر
از سقف تا كف تالار، پارچه اي به رنگ قرمز تند آويزان است. در چند رديف چندتايي الواح 40*۴۰ سفيد، سياه و خاكستري در زمينه سرخ پرده، تضاد رنگ كاملي ساخته اند.
تا بيايي به نقش الواح خيره شوي، نگاهت از آدم و آدم فرشته و پرنده پر مي شود. پرنده ها گاهي كبوترند، گاهي جغد و گاهي تركيبي از اينها. گاهي كبوترها شبيه پيكره انسان مي شوند و گاهي صورت جغدها، چهره انسان مي گيرند و... . بايد دقت كني، وقت بگذاري، عقب بروي، جلو بيايي و نقش هاي اين الواح خاكستري را ببيني و بشناسي. نشسته ام كنار مريم سالور؛ آفريننده اين الواح سفالين در نگارخانه مرتضي مميز، در نمايشگاه حجم او و روي نيمكت چوبي ته نگارخانه و دانه به دانه الواح را با نگاه مرور مي كنيم. كنار پرده قرمز امضا شده: سرگشتگي، سالور، 84 . مي پرسم اين نقش ها كه نقش پرنده اند، پرنده كه نمادي از صلح و صفا و آرامش است، كبوتر كه نماد رهايي ست؛ اينها كه حس سرگشتگي نمي دهند. مريم سالور بلند مي شود تا دانه به دانه الواح را توضيح دهد تا به پرده قرمز برسيم.
پرنده ها سمبل آزادي هستند، اما همين پرنده ها قبل از آزاد شدن در هوا، چرخش و سرگرداني دارند. اين خطوط مورب سفيد، سياه و خاكستري چرخش پرنده و گردش زمين است، نوعي حركت . كنار پرده كه مي رسيم، مي گويد: من في البداهه شروع مي كنم. آنوقت كار، من را جلو مي برد. طرح از پيش ساخته اي ندارم. بعد از تمام شدن اين كارها، با خودم فكر كردم در تمام اين چند ماه سرگشته بوده ام و تمام اين كارها را با حس سرگشتگي انجام داده ام. اين سرگشتگي را گاهي شخص، از طبيعت مي گيرد و گاهي از اجتماع و گاهي از شخصي ديگر. به همين دليل اسم اين مجموعه را سرگشتگي گذاشته ام . و شروع مي كند لوح به لوح توضيح مي دهد. با دست به آخرين رديف الواح از بالا و از سمت راست اشاره مي كند: يك پرنده سفيد است؛ انگار كه روز باشد. پرنده سفيد به پرده سرخ مي رسد؛ به آخرين رديف. به آخرين لوح از سمت چپ كه برسيم يك كبوتر سياه از پرده بيرون مي رود. انگار كه شب شده باشد . اشاره مي كند به يكي از الواح كه آن پرنده را ببين، چشمك مي زند، دارد بازي مي كند. اين جغدها كه چشم هاي زردشان به ما خيره شده اند نماد خرد هستند، كبوتر سمبل رهايي و عشق و زمين هم كه سرشار از زيبايي ست و البته فرشته ها.
تمام اين موجودات، نقاط مشترك زيادي دارند براي من. مثلا بين انسان هاو پرنده ها؛ هرگاه پرنده اي را نگاه مي كنم فكر نمي كنم خالي از شعور است. به نظرم چشم هاي پرنده پر از رهايي و اضطراب و شلوغي و آرامش است. يا فرشته ها كه از خيلي وقت پيش در آثارم هستند. اينكه انسان ها مدام بين فرشته ها و حس هاي شيطاني درنوسانند، دو نقطه مثبت و منفي ست كه وقتي به هم مي رسند كامل كننده هستند، جالب است .
مي پرسم پارچه قرمز زمينه نماد چيست؟ سالور پاسخ مي دهد: رنگ قرمز را فقط به علت زيبايي شناسي اش انتخاب كرده ام. فلسفه اي نداشتم. هر چند قرمز هم رنگ عشق و زندگي ست . مي گويم كه اتفاقا فكر مي كنم بدون آنكه بدانيد فلسفه داشته ايد. اين الواح كه هر يك حرف و حسي براي گفتن دارند، در زمينه قرمز كه برايتان نماد زندگي ست كلا تداعي كننده جهان بيني و نگرشتان به زندگي ست؛ زندگي را زيبا مي بينيد. سالور پاسخ مي دهد: شايد . مي پرسم پس چرا اسم مجموعه سرگشتگي ست؟ سالور جواب مي دهد: ببين مثلا حس اضطراب هم در كارهايم هست؛ به صورت اين پرنده نگاه كن و يكي از الواح را نشان مي دهد: صورتش پر از اضطراب است، اما خب شايد بيشتر منظورم حيراني ست تا سرگشتگي؛ اصلا هم برايم بار منفي ندارد. بيشتر منظورم اين است كه در زندگي همه چيز وجود دارد. به چيزي وابسته نبايد بود. شادي مي ميرد، اضطراب هم مي ميرد، صلح مي ميرد، جنگ هم مي ميرد. بايد فقط نگاه كرد؛ مثل اين جغدها كه نگاهمان مي كنند و به لوح هايي با صورت جغد اشاره مي كند و بعد به لوح ديگري كه نقشي از يك كبوتر روي چوب نشسته است و مي گويد: گاهي هم هيچ فكري ندارم؛ مثلا همين نقش، درست جلو پنجره اتاق نشيمن خانه ام و روي يك ديوار كاهگلي افتاده بود و سپس به يكي ديگر از الواح روي پرده اشاره مي كند و مي گويد: اين را از همه بيشتر دوست دارم و اشاره اش به لوحي ست كه خيلي مبهم نقش يك جغد را دارد. مي گويد: ببين، اين جغد، بازي را شروع كرد، نگاهش كن، انگار دارد آرام آرام از توي كوه بيرون مي آيد و خودش را به ما نشان مي دهد .
آخرين كار سالور همين پرده سرخ سرگشتگي ست. چند نمونه مجسمه هم در نگارخانه مميز و در اين نمايشگاه به نمايش درآمده است. مجسمه ها بعضي از همين بافت الواح و سفالي هستند و بعضي برنزي و بعضي ديگر سراميك؛ همه طرح هايي از پرنده و انسان و فرشته دارند كه مدام به هم تبديل  شده و از هم دور مي شوند. كارها در الواح 40*،۴۰ در يك اندازه بزرگ و خيره كننده به ديوار آويزان است، با همان بافت سفيد، سياه و خاكستري برجسته سفالي.سالور مي گويد: زمين است . تعدادي تنه درخت با همين بافت و طرح هاي كبوتر و آدم هاي رويش هم كنار هم به ديوارند. سالور همه را با حوصله نگاه مي كند و در همه شان دقيق مي شود. اين روزها از كار براي نمايشگاه خسته است و مي گويد كه در دوران نقاهت به سر مي برد.
هنوز دست به كار جديدي نزده و مانده تا خستگي اين نمايشگاه از تنش بيرون برود. مريم سالور مي گويد: درست است كه اين روزها، در حال استراحتم، اما براي هنرمند كار هيچ گاه تعطيل نمي شود. هنرمندي كه با آگاهي زندگي مي كند و در طبيعت و اطرافش خيره مي شود، همان زمان درحال خلق و آفرينش است.
هنرمند بايد با جهان اطرافش به يك صميمت برسد. وقتي آن نگاه را در خودش كشف كرد در واقع شروع به كار هنري كرده است و به دنبال آن ادامه مي دهد: هنرمند بايد به چيزهاي عادي دقيق شود، آن موقع تازه متوجه مي شود هيچ چيز عادي ، خيلي هم عادي نيست .
سالور مي گويد: خود من عاشق بافت هستم ، به بافت درخت، زمين و خيلي چيزهاي ديگر معمولا خيره مي شوم و دقت مي كنم .
مي شود سالور را تصور كرد در محله شميران تهران- كه محل تولد ومحل كودكي اش است- در حالي كه از پنجره اتاق نشيمن به طرح روي تنه درخت يا ديوار كاهگلي روبه رو نگاه مي كند و هرچه را كه در اين بافت ها مي بيند، تبديل به حس و حجم شان مي كند. سالور در شميران به دنيا آمده و تحصيلات ابتدايي و دبيرستانش را در همين منطقه به پايان رساند.
براي تحصيلات دانشگاهي به انگليس و فرانسه رفته و رشته تحصيلي اصلي اش انفورماتيك بوده كه هيچ گاه در اين زمينه كار نكرده و فقط گاهي به كارش آمده. بعد از چهارسال كاركردن در يك انتشاراتي در فرانسه به تحصيل سراميك روي مي آورد و پس از آن به ايران باز مي گردد و آتليه شخصي اش را راه مي اندازد. تا حالا 16-15 نمايشگاه انفرادي در ايران و خارج از ايران داشته و همين تعداد نمايشگاه گروهي. ممكن است خيلي جوان نباشد، اما انرژي زيادي دارد. نزديك به زمان برگزاري نمايشگاهش كه مي شود، روزي 12-10 ساعت كار مي كند و باقي روزها تقريبا 7-6 ساعت. حساس و دقيق است، تقريبا سر وقت در محل مصاحبه حاضر مي شود و به خاطر چند دقيقه تاخيرش عذرخواهي مي كند. تا به حال در هيچ بي ينالي در بخش مسابقه شركت نكرده و مي گويد كه از هيچ مسابقه اي خوشش نمي آيد. مدام در تبيين فلسفه كارهايش، ازعدم وابستگي و ناپايداري جهان و كائنات مي گويد و اينكه همه چيز ميراست و بايد آنقدر وارسته شد كه فقط نگاه كرد.
راجع به آثارش فكر مي كند، خلقشان نكرده، كه كشفشان كرده است و مي گويد: چيزي كه در هنر خلق مي شود، در واقع خلق نشده، كه كشف شده است و وظيفه هنرمند اين است كه آن چيزي را كه از نظرها پنهان مانده، از نو كشف كند و به چشم بياورد . امروز پنج شنبه، آخرين روز نمايشگاه آثار حجم مريم سالور است؛ در نگارخانه مميز، خانه هنرمندان تهران. بشتابيد و از چم و خم سرگشتگي سالور سردربياوريد و البته حتما خود او را هم كناري مي بينيد كه ايستاده و واكنش هاي شما را در حين تماشاي آثارش مي بيند؛ كه اين كار را بسيار دوست دارد.

گفت و گو با پرويز زابلي، استاد برجسته هنر منبت ايران
چگونه كار كنم با  اين لرزش دست؟
فاطمه رحيمي- 88 سال پيش در تهران متولد شد. 9ساله بود كه شور و اشتياق، او را به سوي هنر منبت و معرق سوق داد. از مدرسه دارالفنون ديپلم گرفت و همزمان با سال هاي تحصيل در هنرستان عالي هنرهاي ملي، صنايع جديد را زير نظر استاد كمال الملك و صنايع قديم را زير نظر استاد احمد  امامي  آموخت.استاد پرويز زابلي در سال 1358 درجه يك هنري، معادل دكتراي هنر را از آن خود كرد و بعد از آن منبت و معرق را به عنوان يك رشته هنري به دانشگاه برد.شاخصه آثار او تركيب بندي هاي ظريف و خلاقانه در منبت و معرق برجسته است. آثار تلفيقي استاد زابلي در منبت و معرق برجسته حاصل همكاري او با استاد ويزايي ست و نحوه منبت كردن قطعه هاي ظريف معرق و تركيب بندي هاي برجسته آنها روي صفحه مسطح از شيوه هاي ابداعي او محسوب مي شود.آثار منحصر به فرد او هم اكنون زينت بخش موزه هاي ملي، سعدآباد و ميراث فرهنگي ست.
رشته معرق و منبت را شما به دانشگاه وارد كرديد؟
در سال 1357 بعد از  اينكه دكتراي هنر و درجه يك هنري را گرفتم ، رشته معرق و منبت را به دانشگاه الزهرا و دانشگاه هنر بردم و حدود 17سال در دانشگاه تدريس كردم. آنموقع  امكانات كم بود.من حدود 200نوع ابزار كار داشتم كه آنها را با خودم به دانشگاه مي بردم. تعداد زيادي از آنها از بين رفت،  اما مهم نيست، بچه ها ياد گرفتند، استاد شدند و معاش خود را حالا ديگر از اين راه تامين مي كنند.
آيا ايرانيان،  اين هنر را از غربي ها وام گرفته اند؟
نه خير،  اين طور نيست. يك بار خبرنگاري از يكي از دختران شاگرد ما پرسيد كه منبت به كدام دوره و كشور تعلق دارد و آن دختر جواب داد  اين هنر 30سال پيش از پاكستان وارد  ايران شد و من خيلي تاسف خوردم از  اينكه جواني با  اين هنر آشنا باشد،  اما قدمت و تاريخچه آن را نداند. اين هنر زمان صفويه رونق خوبي داشت و از آنموقع آثار خوبي هم برجاي مانده است و بعد از يك دوره ركود با سرنگوني قاجارها يك بار ديگر زنده شد؛ البته از همان دوره پيش از انقلاب، وقتي مغار (ابزار منبت كاري) از اروپا به  ايران آمد، اصلا  اين حرفه را دچار تغييراتي كرد، چون تا قبل از آن با چاقو كار مي كرديم كه خيلي هم سخت بود... .
ماندگاري آثار منبت با توجه به  اينكه روي چوب هستند، چقدر است؟
چوب به دلايل مختلفي از بين مي رود؛ از قبيل رطوبت ، گرماي زياد، باد و... ، اما اگر به همين آثار منبت حداقل هر دو سال يك بار، روغن بادام، زيتون، جلا يا رنگ هاي پلي استري بزنند، موريانه نمي تواند در آن نفوذ كند و در  اين صورت حتي بيش از يكهزار سال خواهد ماند.
قبول داريد كه به خاطر خاصيت سنتي بودن ، اين حرفه هم تا حدودي جزو هنرهاي فراموش شده است؟!
خير. قبول ندارم، چون  اين حرفه بعد از  اين مي تواند در كشور ما آثار درخشاني را به وجود بياورد. ضمن  اينكه جوان هايي كه  امروز به سراغ  اين هنر مي آيند كم نيستند.زماني كه مي خواستند كاخ مرمر را بسازند منبت كاران سراسر  ايران را جمع كردند. تعدادشان به 30نفر نمي رسيد،  اما الان در هر شهر كوچكي بيش از اين تعداد منبت كار هست و شاخه هاي گوناگوني دارد.الان ما بيش از 500نوع منبت در  ايران داريم و  اين هنر در كشور ما تولد جديدي داشت.من شنيده ام كه دختران علاقه مند به  اين رشته هنري بيش از پسران هستند.دخترها، هم بيشتر استقبال كرده اند و هم ارزش هنري كارشان زيادتر است. يك دوره اي همه دختران كلاس من نمره 20گرفتند، آنقدر كه كارهاي همه ارزشمند و خوب بود.
درجه يك هنري به چه كساني تعلق مي گيرد؟
در دهه 60 ، وقتي كه آقاي خاتمي  وزير ارشاد بود نمايندگاني از وزارت ارشاد، وزارت علوم ، ميراث فرهنگي و حتي سازمان  امور استخدامي  و چند ‍ وزارتخانه ديگر مي نشستند و به استادان هنرهاي سنتي نمره مي دادند. هر كس كه  امتيازش به 180 مي رسيد درجه يك هنري را دريافت مي كرد.نمره من آنموقع 184بود، يعني 4 نمره هم اضافي گرفتم. يك تقديرنامه اي هم به ما دادند كه در آن آمده بود: درجه يك هنري به شما اعطا مي شود تا از حقوق و مزاياي آن بهره مند شويد كه البته از  اين قسمتش چيزي به ما نرسيد.
راستي چرا در خانه شما هيچ كدام از آثارتان وجود ندارد؟
ما تمام روز و شب را كار مي كرديم، الان فقط يك تابلو منبت من كه دو تا مرغ هستند، در خانه دخترم هست. ما مجالي نداشتيم كه براي خودمان كار كنيم.
الان چطور، كار مي كنيد؟
نه ، با  اين لرزش دست چگونه مي توانم؟
اين حرفه را آگاهانه انتخاب كرديد؟
از 9سالگي در محله چراغ برق ، دو برادر گلپايگاني بودند كه منبت كارمي كردند، مي رفتم صورتم را مي چسباندم و كارهاي آنها را از پشت شيشه نگاه مي كردم و لذت مي بردم.
دلخور نيستيد از  اينكه از آثارتان چيزي در خانه نداريد؟
چرا، ولي چاره اي نيست، هر وقت بتوانم مي روم موزه، آنها را مي بينم.
الان تنها زندگي مي كنيد؟
تنها كه نه، بچه هايم هميشه در كنارم هستند،  اما همسرم فوت كرده است.
شب بيداري هاي يك هنر مند چطور سپري مي شود؟
با ترسيم كردن اثر هنري كه قصد ساختن آن را دارد. در ذهنش آنقدر سر زير پتو فكر مي كند تا آن را به طور كامل در ذهنش ترسيم كند.
چه آرزويي داريد؟
اينكه يك آدم فقير در كشور ما نباشد. منصف باشند و حق مردم را بدهند. مولا علي (ع) مي گويد: دستمزد كارگر را قبل از خشك شدن عرقش به او بدهيد. در اين جمله معناي بسياري نهفته است؛ اگر آن را باور داشته باشيم و بر آن تامل كنيم.
تا تواني دلي به دست آور
دل شكستن هنر نمي باشد

پرسوناژ
ترجمه: گلي روحي
ويرايش: نسرين وكيلي
گونيلابري ستروم
گونيلا بري ستروم در سال 1942 ميلادي در شهر پورتيبري سوئد متولد شد. وي تحصيلات خود را در رشته خبرنگاري در سال 1966 به پايان رساند. پس از آن در روزنامه داگنز ني هيتر و افتون بلادت به عنوان خبرنگار مشغول به كار شد. از سال 1971 كار نويسندگي را شروع كرد و از سال 1975 به طور تمام وقت مشغول به كار نويسندگي و تصويرگري قصه هاي خود است. گونيلا تاكنون موفق به نوشتن 30 عنوان كتاب كودك شده كه بيشتر آنها را خود تصويرگري كرده است. معروف ترين اين كتاب ها مجموعه آلفونس  ابري يعني همان الفي اتكينز است. روزنامه داگنز ني  هيتر اين كتاب ها را توازن جادويي بين تخيل و زندگي روزمره مي نامد. روزنامه سه ونسكا داگبلادت اين كتاب ها را مرواريدهاي روان شناختي كودكان مي خواند و بالاخره انتشاراتي بولتين يوگند تيراتور مي نويسد: خانم گونيلا بري ستروم در اين كتاب ها به كودكان شهامت مي دهد .
اولين كتاب از مجموعه آلفونس ابري در سال 1972 به بازار آمد كه نامش شب به خير آلفونس ابري بود. گونيلا بري ستروم خوانندگانش را جدي مي گيرد. او از بيان احساساتي مانند نرمش، حسادت يا خودخواهي نمي گريزد. سنگ بناي قصه هاي او همين طنز شوخي ست. كتاب هاي آلفونس ابري پر از حوادث روزمره هستند تا خواننده براحتي خود را در آن موقعيت بازشناسد. كتاب هاي او راه هاي ممكن پيروزي بر دشواري ها را به خواننده نشان مي دهد و به اين ترتيب به او شهامت مي دهد. اين كتاب ها بسيار شاخص و منحصر به فرد هستند، بخصوص به لحاظ تصاويرشان. گونيلا در يك محيط هنري بزرگ شده و طراحي و نقاشي را خودش آموخته است. تصاوير او ملموس و واضح هستند. اين تصاوير، بخصوص به دليل سادگي شان انسان را مسحور مي كنند. او با انتخاب جزئيات اندك به تصاوير خود هيجان هاي روان شناسانه مي دهد. از تكنيك ماژيك، كولاژ، پارچه، كاغذ، كاموا و بريده  هاي عكس ها استفاده مي كند. حالت هاي شگفتي كه گونيلا به شخصيت ها مي دهد از مشخصه هاي كار او هستند و اين كار را با استادي تمام انجام مي دهد. گونيلا با كمي تخيل و مقداري مبالغه نقاشي هاي خود را جالب تر مي كند. او با خودآگاهي كامل با رنگ ها كار مي كند تا به هر قصه فضاي خاص لازم را بدهد و آن را كامل تر  كند.آلفونس ابري يكي از چهره هاي محبوب در كتاب هاي ادبيات كودكان سوئد به حساب مي آيد. اين كتاب ها پيوسته تجديدچاپ مي شوند و در كتابخانه هاي سوئد هم مرتب به امانت برده مي شوند. از روي كتاب هاي آلفونس  ابري سريال هاي تلويزيوني، تئاتر كودكان و همچنين بازي هاي كامپيوتري ساخته شده است. صفحه هاي موسيقي و ترانه هاي كودكان درباره آلفونس نيز وجود دارد. از ميان اين صفحه ها و ترانه ها، ترانه آن جايي آلفونس ابري؟ براي جايزه بهترين آلبوم موسيقي كودكان در سال 2003 كانديد شده بود. كتاب هاي آلفونس به حدود 30 زبان ترجمه شده است. كتاب هاي گونيلا در درجه اول براي كودكان پيش، از دبستان در نظر گرفته شده. او علاقه خاصي به رابطه بين انسان ها، بخصوص ارتباط بين كودكان و بزرگترها دارد. او مي نويسد: هيچ چيز انساني نبايد با انسان غريبه باشد . همچنين مي نويسد: به جز دو يا سه مورد در زندگي كه بسيار جدي هستند و نبايد به آن خنديد، تقريبا با همه چيزها مي شود شوخي كرد . و بالاخره بزرگترها آنقدرها هم كه خودشان خيال مي كنند بزرگ نيستند . گونيلا بري ستروم از سال 1997 به عضويت آكادمي ادبيات كودكان سوئد درمي آيد. او مي گويد: قصه گفتن درباره شاهزاده خانم ها، ماجراجويي ها، مردان فضايي و اين جور چيزها بس است. از همه مهمتر گفتن دروغ هاي شيرين ديگر بس است. من مي خواهم از اتفاقات واقعي بگويم؛ درباره آدم هاي واقعي؛ درست همان طور كه ما در زندگي عادي عمل مي كنيم. قصه هاي من درباره شيطنت بچه ها، كمبود يك همبازي، ترس از تاريكي، دعوا و كتك كاري، روزهاي بعد از عيد و اين جور چيزهاست كه بچه ها در زندگي روزمره با آنها آشنا هستند، اما توي قصه ها يك چيزهاي غيرواقعي و غيرمنتظره هم اتفاق مي افتد، درست مثل زندگي واقعي. توي زندگي چيزهاي شگفت آور و حيرت برانگيز هم اتفاق مي افتند، اتفاقات وحشتناك يا اتفاقاتي كه آدم از خنده روده بر مي شود. شايد ما بزرگترها از بس سرگرم كار كردن هستيم تا ناني در بياوريم و اجاره خانه را بپردازيم، قسمت هاي ديگر زندگي را فراموش كرده ايم. شايد يادمان رفته كه زندگي چه معماي بي نظيري ست و سرشار از امكانات است. تحمل ما انسان ها هم باور كردني نيست. در عين حال كه جنگ ها ادامه دارند، كامپيوترها پيشرفت مي كنند و آدم ها بچه دار مي شوند...، فصل ها مي گذرد،... سال هاي مي گذرد... . آيا همه اينها شگفت انگيز نيست؟
واقعيت خودش يك قصه است. هر روز يك روز تازه است. بچه ها اين را بهتر مي دانند. ما بزرگترها يادمان رفته. من دلم مي خواهد چيزهايي را تعريف كنم كه هم بزرگترها و هم بچه ها دوباره به خاطر بياورند و با هم بخندند و بعد حيرت كنند. بچه هايي كه با اعجاز واقعيت شارژ مي شوند، به تجهيزات با ارزش تري مسلح مي شوند، آنموقع وقتي بچه ها بزرگ شدند و بر مسند قدرت نشستند يا اينكه حتي فقط پدر - مادر شدند، حتما تصميمات بهتري اتخاذ خواهند كرد .
آلفونس ابري كيست؟
يك پسر بچه معمولي ست كه با پدر خود در يك منطقه مدرن زندگي مي كند هر جايي كه در اين دنيا باشد. او نه بزرگ است و نه قوي. از دعوا هم تا حد امكان خودداري مي كند. او يك بچه شاد و شيطان است، اما بعضي وقت ها مي تواند عصباني يا حسود باشد. گاهي وقت ها هم از تاريكي مي ترسد. كتاب هاي آلفونس ابري از خيلي چيزها تعريف مي كنند؛ از گرفتاري هاي روزانه و معماهاي بزرگ زندگي. همه بچه ها مي توانند خودشان را در آلفونس باز شناسند. شايد به همين دليل است كه اين كتاب ها مورد علاقه بچه هاي همه جاي دنيا هستند.
سال 2002 آلفونس به عنوان يك شخصيت قصه، 31ساله شد. روي هم نزديك به 3 ميليون و 200 هزار نسخه كتاب آلفونس ابري در سوئد به چاپ رسيده است. اگر نسخه هاي چاپ شده در خارج از سوئد را بر آن بيفزاييم جمعا 5 ميليون و 500 هزار جلد كتاب آلفونس ابري به چاپ رسيده است. (نقل از سايت آلفونس ابري)

فرهنگسراها
خانه فرهنگ باصفا: تور گردش علمي در اين خانه فرهنگ برگزار مي شود. برنامه اين هفته اين تور به بازديداز موزه حيات وحش دارآباد اختصاص دارد و زمان برگزاري آن روز 27 آبان ماه از ساعت۸ الي 14 است. شركت عموم در اين برنامه آزاد است. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند به نشاني بزرگراه آيت الله كاشاني، خيابان وفاآذر شمالي، خانه فرهنگ باصفا مراجعه كنند يا با شماره تلفن 44098748 تماس بگيرند.
خانه فرهنگ دردار: مسابقه كتابخواني با عنوان افسردگي كودكان برگزار مي شود. اين مسابقه در روزهاي شنبه الي چهارشنبه هر هفته از ساعت 8 الي۱۶ براي تمامي مقاطع سني برگزار مي شود. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 33138089 تماس گرفته يا به نشاني خيابان ري، خيابان دردار شرقي، كوچه اعتماد مراجعه كنند.
فرهنگسراي دانشجو: كنسرت موسيقي گيتار فلامينگو به سرپرستي شهريار خليل زاده در تاريخ 25، 26 و 27 آبان در فرهنگسراي دانشجو برگزار مي شود. كنسرت گيتار به نوازندگي شهريار خليل زاده و مهدي مطلبي فرد براي علاقه مندان به موسيقي با قطعات سولئا، رومبا، فاروكا، بولرياس، سگرياس و تانگوس اجرا خواهد شد. علاقه مندان جهت تهيه بليت مي توانند به نشاني خيابان سيد جمال الدين اسدآبادي، خيابان 21، پارك شفق، فرهنگسراي دانشجو مراجعه كرده يا با شماره تلفن۸۸۷۲۲۱۱۴ تماس بگيرند.
خانه فرهنگ ايرواني : دوره هاي مشاوره رايگان در خانه فرهنگ ايرواني برگزار مي شود. در اين دوره ها مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و اعتياد مورد بررسي قرار مي گيرد. دوره هاي مشاوره در اين مركز در روزهاي شنبه، دوشنبه و پنج شنبه هر هفته از ساعت 10 الي 12 براي عموم برگزار مي شود. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 55893654 تماس گرفته يا به نشاني ميدان محمديه، خيابان مولوي، نرسيده به چهارراه وحدت اسلامي، كوچه دولت آبادي، كوچه حاج حسن، پلاك 39 مراجعه كنند.
فرهنگسراي نياوران: دو نقاش ايراني به يونان سفر مي كنند. فرهنگسراي نياوران دو نقاش و يك كارشناس تجسمي كشورمان را عازم اين كشور كرد. سيد نظام الدين امامي فر و ناصر آراسته نقاشان كشورمان به همراه محمدرضا كاظمي سرپرست اجرايي نگارخانه بنياد آفرينش هاي هنري نياوران در يونان به سرمي برند.
در نمايشگاه نقاشي قهوه خانه اي كه در آتن در معرض ديد عموم قرار گرفته۳۰ اثر قهوه خانه اي از گنجينه فرهنگسراي نياوران به نمايش درآمده كه شامل تصاوير شاهنامه، طوطي بقال، داستان انوشيروان، و... است كه توسط استاداني نظير قوللر آقاسي، عباس بلوكي فر، علي اكبر لرني، حسين همداني، محمدفراهاني و... خلق شده است.
فرهنگسراي هنر : نمايشگاه نقاشي شهين بارور با عنوان برگ سبز تا فردا در گالري شماره 2 فرهنگسراي هنر داير خواهد بود. طبيعت، گل ها ، آدم و حوا، فيگور و... 42 اثر اين هنرمند را در ابعاد متنوع و با استفاده از تكنيك رنگ روغن به وجود آورده است. بارور آثار هنري خود را تاكنون در 54 نمايشگاه گروهي و 14نمايشگاه انفرادي عرضه كرده است. لازم به ذكر است وي در زمينه هاي داستا ن نويسي و شعر نيز فعاليت دارد. علاقه مندان مي توانند جهت بازديد از اين نمايشگاه همه روزه از ساعت 9 الي 19 به فرهنگسراي هنر، واقع در خيابان شريعتي، خيابان جلفا مراجعه كنند.
مجموعه فرهنگي خواجوي كرماني: مسابقه انشا نويسي با موضوع نيكي به پدر و مادر در اين مجموعه فرهنگي برگزار مي شود. اين مسابقه در سه مقطع تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه با موضوع نيكي به پدر و مادر و دعا و نيايش از ديدگاه قرآن و حضرت مهدي(عج) تا 30/8/84 براي عموم برگزار مي شود. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 55636655 تماس گرفته يا به نشاني: خيابان شوش، ميدان هرندي، خيابان شهيد هرندي، بوستان خواجوي كرماني مراجعه كنند.
فرهنگسراي خانواده: راه هاي پيشگيري از بيماري هاي كليوي در فرهنگسراي خانواده آموزش داده مي شود. در اين كارگاه كه به صورت رايگان در تاريخ 29 آبان برگزار مي شود، راه هاي پيشگيري و كنترل بيماري هاي كليوي مورد بررسي قرار مي گيرد. اين كارگاه زير نظر پزشكان متخصص از ساعت 10 تا 12 برگزار مي شود. علاقه مندان جهت شركت در اين كارگاه مي توانند در تاريخ ياد شده به فرهنگسراي خانواده مراجعه كنند. همچنين دومين جشنواره عروسك هاي پوليشي در فرهنگسراي خانواده برگزار مي شود. در اين جشنواره كه در جهت بهبود كيفيت توليدات داخلي برگزار مي شود، بيش از 15غرفه در نظر گرفته شده كه در قالب نمايشگاه، توليدكنندگان داخلي عروسك هاي پوليشي با توليدكنندگان خارجي به رقابت مي پردازند. در حاشيه اين جشنواره، جشن شادي، ايستگاه نقاشي كودكان، كارگاه عروسك سازي و... به صورت رايگان برگزار مي شود كه در پايان نيز به كودكاني كه در ايستگاه نقاشي وكارگاه عروسك سازي حائز رتبه مي شوند، جوايزي به رسم يادبود اهدا مي شود. علاقه مندان جهت بازديد و سپري كردن يك روز مفرح براي فرزندان مي توانند در تاريخ 28آبان از ساعت 8 الي 20 به فرهنگسراي خانواده واقع در نارمك ميان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كرده يا جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 77819468 تماس حاصل كنند.
خانه فرهنگ خلاقيت ها: آموزش رايگان نگهداري و پرورش گل و گياه برگزار مي شود.
اين دوره ها همه روزه از ساعت 8 الي 18 به صورت رايگان در اين مركز واقع در شهر ري، ميدان شهداي شاملو (فرمانداري)، ابتداي خيابان كميل، جنب بانك رفاه كارگران برپا مي شود.علاقه مندان مي توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي
۱- 55917050 تماس حاصل كنند.

خبرسازان
ايرانشهر
تهرانشهر
جهانشهر
دخل و خرج
در شهر
زيبـاشـهر
شهر آرا
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  جهانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  زيبـاشـهر  |  شهر آرا  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |