شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۲
شماره ۳۰۳۳- April, 26, 2003
ايران
Front Page

بازي دومينو
ايران و تحولات عراق در گفت وگو با دكتر عسگرخاني
گروه ايران،هادي خسروشاهين:بسياري از كارشناسان روابط بين الملل معتقدند كه به دنبال حادثه ۱۱ سپتامبر و خدشه دار شدن سيستم امنيتي آمريكا، سياست خارجي ايالات متحده دچار تغييراتي شديد شده است.در چارچوب همين تغييرات است كه آمريكا در گام اول به افغانستان و سپس به عراق حمله كرد و به نظر مي رسد تغيير در ساختار سياسي كشورهاي خاورميانه همچنان در دستور كار ايالات متحده قرار داشته باشد.ماهيت و ريشه اين تغييرات به دليل پيامدهايي كه مي تواند بر امنيت ملي و سيستم سياسي منطقه خاورميانه و به خصوص ايران داشته باشد، از مباحث مهمي است كه آن را با دكتر محمد عسگرخاني استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران، مدير سابق گروه آمريكا و اروپاي مركزي تحقيقات استراتژيك و مديرشوراي روابط خارجي موسسه مطالعات بين المللي تهران در ميان گذاشتيم.دكتر عسگرخاني فارغ التحصيل رشته روابط بين الملل از دانشگاه كوئينز كانادا است. وي مقالات زيادي را در زمينه رژيم هاي بين المللي، نقد سياست خارجي ايران، سلاح هاي هسته اي و پيمان هاي مرتبط با آن به رشته تحرير درآورده است كه يكي از آن مقالات در يكي از مجلات برجسته بين المللي به چاپ رسيده است.
008940.jpg
عراقي هاي مقيم تهران روبروي سفارت اين كشور پس از سقوط بغداد ـ عكس:محمدرضا شاهرخي نژاد

• • •
• شواهد موجود حاكي از ايجاد تغييرات اساسي در سياست خارجي ايالات متحده آمريكا است و با حمله آمريكا به عراق و ساقط شدن رژيم صدام اين تغييرات خود را به شكل جدي تر مطرح كرده است. به نظر شما اين تغييرات ناشي از چيست و چه پيامدهايي مي تواند براي منطقه خاورميانه داشته باشد؟
ايالات متحده آمريكا و آكادميسين هاي اين كشور به دو نظريه استمرار و تغيير در سياست خارجي معتقد هستند. بر اساس نظريه اين كارشناسان، سياست هاي ايالات متحده از ديرباز تاكنون در برخي موارد ثابت و بدون تغيير مانده است كه به آن اصطلاحاً استمرار در سياست خارجي آمريكا مي گويند. در كنار اين اصول ثابت، سياست خارجي آمريكا در برخي زمينه ها نيز با تغييراتي روبه رو بوده است. اين عده از كارشناسان كه روي استمرار در سياست خارجي آمريكا تأكيددارند، معتقدند در زمينه هايي نظير رهبري جهان، ثبات و امنيت در نظام بين الملل، دموكراسي و حقوق بشر از زمان ترومن، آيزنهاور، كندي، نيكسون، كارتر، ريگان، كلينتون و بوش سياست خارجي ايالات متحده يكسان بوده است.
به طور مثال كارتر، ريگان، كلينتون و ترومن تاكيد داشتند كه آمريكا بايد رهبري دنيا را در اختيار داشته باشد. اما در مقابل، ساختار نظام بين الملل نيز فاكتورها و عواملي را بر ايالات متحده تحميل كرده و اين كشور را ناگزير ساخته است كه تغييراتي را در سياست خارجي خود به وجود آورد. به طور مثال تمامي روساي جمهور گذشته آمريكا مدعي بودند كه از ليبراليسم اقتصادي و سياسي حمايت مي كنند ولي با حادثه ۱۱ سپتامبر ناخودآگاه آمريكا به سياست هاي محافظه كارانه روي آورد.
• بنابراين شما ريشه اصلي تغييرات انجام شده در سياست خارجي آمريكا را حادثه ۱۱ سپتامبر و خدشه دار شدن سيستم امنيتي ايالات متحده آمريكا مي دانيد؟
بله، تحولات ناشي از ۱۱ سپتامبر را مي توان به سه فاز افغانستان، خاورميانه و كشمير، هندوچين و كره شمالي تقسيم كرد كه عملاً فاز اول آن پس از ۱۱ سپتامبر و با حمله به افغانستان عملياتي شد ولي فاز دوم يعني خاورميانه با حمله به عراق تازه آغاز شده است كه مرحله آخر اين فاز به سياست هاي آمريكا در قبال ايران مربوط است.
• در فاز دوم كه اشاره كرديد آيا كشورهاي ديگري نيز به جز عراق و ايران قرار دارند، اين سوال را از آن جهت مي پرسم كه برخي از مقامات ايالات متحده اعلام كرده اند كه به دنبال تغييرات در نقشه سياسي خاورميانه هستند.
در فاز دوم عراق، لبنان، سوريه، عربستان قرار دارد.
• آيا آمريكا عليه اين چند كشوري كه نام برديد از يك تاكتيك عملياتي استفاده خواهد كرد؟
در عراق همانطور كه مشاهده كرديد رويكرد نظامي بود كه البته اين اتفاق در لبنان نيز رخ خواهد داد. بايد به اين نكته نيز اشاره كنم كه جنگ در عراق اجتناب ناپذير بود، به ويژه آنكه قطعنامه ۱۴۴۱ نيز به تصويب رسيده بود.
آمريكا در سوريه، عربستان و جمهوري اسلامي ايران از عمليات فرهنگي و سياسي استفاده خواهد كرد.
• شما در مورد جنگ عليه عراق به قطعنامه ۱۴۴۱ اشاره كرديد، آيا اعتقاد داريد كه جنگ عليه عراق جنبه حقوقي داشت؟
تكيه جنبه نظري حمله آمريكا به عراق روي حمله پيشگيرانه بود، اين نوع حمله هم از بعد نظامي و هم از بعد حقوقي برخوردار است.
• استفاده آمريكا از ابزار فرهنگي و سياسي عليه سه كشور سوريه، عربستان و ايران كه به آن اشاره كرديد به چه شكل خواهد بود؟
ببينيد آمريكا در حمله به عراق از استراتژي سر زدن استفاده كرد كه مبتني بر عنصر شوك و وحشت بود. ولي درخصوص عربستان، سوريه و ايران ابعاد فضاي وحشت و ترور بعد نظامي نخواهد داشت، بلكه تركيبي از حمله سياسي و فرهنگي خواهد بود.
• مقصودتان از استراتژي سر زدن در عراق همان دور زدن و محاصره شهرها است؟
008990.jpg

در بصره ما شاهد فرايند محاصره بوديم. آمريكا آهسته آهسته به كيك بصره فشار وارد كرد، از جنوب و غرب، بصره تحت محاصره قرار گرفت و ايالات متحده و انگليس آنقدر بر كيك بصره فشار وارد كردند كه ظرف مدت دو هفته اين كيك له شد اما در بغداد آمريكا از استراتژي ديگري استفاده كرد و چاقو را به كيك بغداد زد و بيرون آورد، اين كار را آنقدر تكرار كرد كه سرانجام اين كيك از هم فروپاشيد. بنابراين استراتژي كلي آمريكا عليه عراق سر زدن بود، يعني آمريكا وارد همه شهرهاي عراق نشد و تنها بر دو شهر مهم بغداد و بصره تكيه كرده بود و به آنها سر مي زد تا به طور كامل وارد آنجا شود و اين خود نوعي وحشت و شوك را در بين نظاميان ايجاد مي كرد كه البته كارشناسان به اين موضوع كمتر پرداخته اند.
• استفاده از ابزار سياسي و فرهنگي عليه ايران، چگونه؟
نخستين گام آمريكا براي اعمال فشارهاي فرهنگي بر ايران از نجف آغاز مي شود. نجف به مركز معارضين تشيع تبديل مي شود. البته اين امر در تاريخ گذشته ايران نيز سابقه داشته است. در گام دوم نيز بر اساس گزارش هاي البرادعي از مراكز هسته اي ايران عمل خواهد شد، بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه جمهوري اسلامي به معاهده منع تكثير سلاح هاي هسته اي (P.T.N) پيوسته است و بر طبق پروتكل ۲ + ،۹۳ سازمان انرژي هسته اي در هر مقطعي كه بخواهد، مي تواند ايران را مورد بازرسي قرار دهد.
• با توجه به استراتژي بلند مدت آمريكا كه مبتني بر كمرنگ كردن توانايي هاي سازمان ملل است كه نمونه اش را در بحران عراق نيز شاهد بوديم، چگونه احتمال مي دهيد كه آمريكا عليه ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متوسل شود؟
بله، آمريكا سازمان ملل را ضعيف و بي ربط كرده است ولي در عين حال به سازمان ملل هم نياز دارد ولي بايد توجه كرد تا زماني كه سازمان ملل با ايالات متحده همكاري مي كند، آمريكا نيز از آن حمايت مي كند ولي در صورت عدم همكاري سازمان ملل، آمريكا آن را رها خواهد كرد ولي اين مسئله به معناي رها كردن هميشگي سازمان ملل نيست. مثلا آمريكا به سازمان ملل اجازه خواهد داد در زمينه هاي رسيدگي به مسائل انساني، حقوق بشر و بازسازي وارد عراق شود.
در اينجا ضروري مي دانم كه تاكيد كنم من در اين مصاحبه نه از موضع اپوزيسيون سخن مي گويم و نه به صورت كوركورانه از مواضع دولتمان دفاع مي كنم. آنچه مطرح مي كنم كاملاً منطبق بر نگاه علمي است. خطر منطقه را تهديد مي كند و منطقه روبه تجزيه است.
متاسفانه با وجود پيش بيني هايي مبني بر قطعي بودن حمله آمريكا به عراق كه در طول دو سال گذشته مكرراً بيان كردم، برخي از نهادها و مسئولان ما اعتقاد داشتند كه اين حمله آغاز نخواهد شد. آنها استدلال مي كردند كه چون صدام نوكر آمريكا است، دليلي بر حمله ايالات متحده به اين كشور وجود ندارد و اين نوع پيش بيني نشان مي دهد كه ديد كلان از نظام بين المللي وجود ندارد.
• با احتمال گسترش تهديدات عليه ايران هر يك از جناح هاي سياسي كشور راه حل هايي را براي برون رفت از تهديدات احتمالي عليه كشورمان ارائه مي كنند، ارزيابي شما از اين راه حل ها چيست؟
جناح چپ معتقد است كه در بحران كنوني بايد با احتياط و نور پايين حركت كرد و بهانه به دست آمريكا نداد، از طرفي جناح راست نيز بر اين اعتقاد است كه در نقاط مختلف بايد آتش ها و حريق هاي كوچكي روشن كرد تا آمريكا مشغول خاموش كردن اين آتش شود.ولي به اعتقاد من هر دوي اين ديدگاه ها نادرست است.
• به چه علت؟
زيرا از يكسو اصلاح طلبان بسيار خوش بينانه به مسئله نگاه مي كنند. تصور آنان اين است كه اگر ما خواسته هاي آمريكا را اجابت كنيم، آنها كوتاه مي آيند. ولي بايد يك اصل را در نظر گرفت كه آمريكا با اصل جمهوري اسلامي ايران دشمن است و حتي نمي خواهد ايران به عنوان كشوري قدرتمند و ملي هم مطرح باشد. بنابراين نمي توان از طريق ديپلماسي منفعل بحران را حل كرد. تكيه جناح چپ روي مسائل نرم افزاري است. بر اين اساس آنان معتقدند كه اگر ما به مسائل دموكراسي، آزادي، حقوق بشر توجه كنيم، مشكلات حل مي شود و يا اگر به اروپا نزديك شويم و حرف شنوي داشته باشيم، بهانه اي براي حمله به ايران وجود نخواهد داشت. البته جناح چپ اين نكته را ناديده مي گيرد كه اگر منافع قدرت ها ايجاب نكند، آنچه را كه شما اسمش را دموكراسي و جامعه مدني گذاشته ايد، براي آنها تروريسم تلقي خواهد شد. با وجود تمام تلاش هاي جناح چپ در طول سال هاي گذشته، ايالات متحده تمامي اين تلاش ها را يك شعار و حرف مي داند. بنابراين نمي توان بدون قدرت چانه زني و با ديدگاهي صرف ايده آليستي با آمريكا مقابله كرد.
• تكيه جناح راست را بر قدرت سخت افزاري چگونه ارزيابي مي كنيد؟
اينكه ما براي ايجاد مانع در برابر آمريكا آتش هايي را در جاهاي مختلف شعله ور كنيم كاملاً نادرست است. زيرا اين آتش ها ديرپا نخواهد بود و به همان اندازه كه زود شعله ور مي شوند، خيلي زود هم خاموش مي شوند. ما قادر نيستيم در غياب قدرت بازدارندگي، آتش هاي بزرگي را برپا كنيم و در اين زمينه بامحدوديت مواجه هستيم. نه جامعه ملل و نه افكار عمومي دنيا و آمريكا اجازه چنين كاري را به ما نمي دهند. ما به لحاظ سياسي نيز فاقد بازدارندگي هستيم.
• راهكار شما براي برون رفت از تهديدات احتمالي عليه ايران چيست؟
راهكار من تدوين پروتكل و تشكيل ساختار امنيت جمهوري اسلامي ايران است، چنين مكانيزمي بايد بتواند كليه گروه ها، طوايف، استان ها و گروه هاي سياسي و اقتصادي را براي تدوين پروتكل مديريت بحران ( management protocol crisis) گردهم آورد. در اين پروتكل بايد هر دو بعد سخت افزاري و نرم افزاري مورد بررسي قرار گيرد و همچنين نحوه برخورد با خطرات آمريكا در آن ديده شود.
• بنابراين از نظر شما توجه به مسائل نرم افزاري نظير دموكراسي، حقوق بشر و رعايت موازين نظام مردمسالاري در پروتكل بحران ضروري است؟
ناديده گرفتن بعد نرم افزاري پيامدهاي جبران ناپذيري براي جمهوري اسلامي خواهد داشت، زيرا تنها مردم مدافع منافع ملي هستند، در نتيجه چنين پروتكلي بايد پيش از هر چيز مردم را مشاركت دهد. از طرف ديگر اين پروتكل نبايد انحصاري باشد. در نتيجه مسائل حقوق بشر دموكراسي و رفاه جزيي از استراتژي و پروتكل محسوب مي شوند.
• با توجه به فقدان قدرت بازدارندگي كه شما به آن اشاره كرديد، بررسي بعد سخت افزاري در اين پروتكل تا چه ميزان قابل تحقق است؟
همزمان با قدرت نرم افزاري بايد قدرت سخت افزاري نيز تقويت شود. بنابراين تركيبي از اين دو بعد سخت افزاري و نرم افزاري بايد در پروتكل مديريت بحران كه زيرمجموعه نظام جمهوري اسلامي ايران است گنجانده شود. همچنين در اين رژيم بايد اصولي شناسايي شوند كه در رابطه با اهداف مطرح مي شوند و سپس هنجارها كه در رابطه با رفتار هستند شناسايي شوند و قواعد نيز بايد تدوين شوند كه تنظيم كننده رابطه بين اصول و هنجارها است تا سرانجام به رويه هاي تصميم گيري رسيد. بديهي است كه در چنين رژيمي امنيت جمهوري اسلامي ايران با توجه به بعد نرم افزاري بايد از عنصر شفافيت نيز برخوردار باشد. در اين صورت مردم مشاركت مي كنند، ولي اگر پروتكل به انحصار كشيده شود و اصل محرمانه بودن بر آن غالب شود، مشروعيت خود را از دست خواهد داد. بايد تاكيد كنم كه پروتكل مديريت بحران بايد هر چه زودتر و از همين فردا تشكيل شود.
• همانطور كه اشاره كرديد آمريكا اهداف متعددي را در منطقه خاورميانه پيگيري مي كند ولي ما از طرفي هم شاهد مقاومت هاي شديد افكار عمومي دنيا و به خصوص منطقه هستيم، تصور نمي كنيد چنين مقاومت هايي مانع از تحقق اهداف آمريكا شود؟
جنگ اخير آمريكا درس هايي را براي جهانيان داشت و خود آمريكا نيز درس هايي را آموخت. آمريكا به جهانيان اعلام كرد كه برخلاف گذشته كه مايل به پرداخت تلفات نبود، اكنون حاضر به پرداخت تلفات است، آمريكا در كوزوو حاضر نبود كه از بيني يك آمريكايي خون بريزد كه اين مسئله نيزناشي از اتفاقات و حوادث جنگ ويتنام بود ولي از سال ۱۹۹۰ و پس از وقوع انقلاب در امور نظامي (M.9.R) آمريكا مدعي شد كه بايد حداقل تلفات را بدهد ولي در اين جنگ نشان داد كه در صورت لزوم حاضر به پرداخت تلفات است. آمريكا همچنين به جهانيان نشان داد كه به افكار عمومي دنيا توجه نمي كند. بنابراين ايالات متحده در صورت لزوم افكار عمومي دنيا را هم پشت سر مي گذارد. بايد بگويم كه در حال حاضر شوراي امنيت به ميخانه اي تبديل شده است كه آمريكا در آن همانند جواني است كه بدمستي مي كند. روسيه، چين و آلمان و فرانسه هم در حكم پيرمردهايي هستند كه اين جوان بدمست را نصيحت مي كنند، انگليس هم حكم ساقي را دارد كه به آمريكايي ها شراب مي دهد. بر اين اساس آمريكا خود و ساقي را كافي مي داند و به افكار عمومي دنيا بي اعتنايي مي كند.
اما آمريكا درسي هم از جنگ اخير و مخالفت هاي عليه آن آموخت. مبني بر اينكه ديگر نمي تواند اين كار را تكرار كند.
آمريكا و افكار عمومي اين كشور معتقدند كه در صورت تداوم اين سياست كشورهاي دنيا به طور اتوماتيك به سمت سلاح هاي هسته اي مي روند تا امنيتشان را حفظ كنند و تداوم سياست نظامي آمريكا باعث افزايش مخالفت هاي سياسي و فرهنگي مي شود و گروه هاي مختلف بر اساس ديدگاه هاي انسان دوستانه، بشردوستانه و ايدئولوژيك كلوپ هايي را تشكيل خواهند داد. اكنون در سازمان آتلانتيك شمالي (ناتو) و اتحاديه اروپا شكاف عميقي ايجاد شده است. زماني روسيه مي ترسيد كه ايالات متحده اقمار كشورش را ببلعد ولي در حال حاضر فرانسه نيز از اين مسئله نگراني دارد. پس مخالفت ها عليه آمريكا فراتر مي رود و به سطحي دولتي هم گسترش خواهد يافت.بر اين اساس آمار عمومي و بازيگران دنيا اجازه نخواهند داد كه اين روند به صورت افسارگسيخته ادامه پيدا كند.

نگاه اول
تجربه آموزي از ايران
008945.jpg

محمدجواد روح
اين روزها سقوط صدام در عراق به «آينه عبرت» تبديل شده است. اصلاح طلبان به رقباي خود هشدار مي دهند. مخالفان اصلاحات اما تعبيري ديگر دارند. آنها كه به انحاي مختلف، هواداران خاتمي را در اين سال ها «آمريكايي» خوانده اند، مي گويند كه صدام، سرنوشت همه آنهايي است كه با طناب آمريكايي و انگليسي به درون چاه مي روند. چه، دور زماني نمي گذرد از آنگاه كه آمريكا صدام را متحد خود مي دانست و او را تقويت مي كرد و اينك كه منافعش به گونه اي ديگر رقم خورده، رهبر بعثي را قرباني كرد. با اين حال، فصل مشترك همان «تجربه آموزي» و «عبرت گيري» از سرنوشت ديكتاتور بغداد است؛ حال، هر كسي به قرائتي كه بيشتر مي پسندد، اما مي توان از زاويه ديگر نيز به وضع كنوني نگريست. از اين زاويه بايد در جايگاه نيروهاي عراقي نشست كه با سقوط صدام، هر كدام مي كوشند گوي ميدان رقابت را از ديگري بربايند و سهم و قدرتي افزون تر در عراق جديد به دست آورند.
فعالان سياسي عراق اگر بخواهند كوته بينانه به سرنوشت خويش و كشورشان ننگرند و تنها منافعي كوتاه مدت را مدنظر قرار ندهند، شايسته است به تجربه ايرانيان توجه كنند. چه، همسايه شرقي عراقي ها، بسيار بيش از آنان تجربه تحولات سياسي را در عصر جديد از سر گذرانده است. دو انقلاب مهم مشروطه و ۵۶ و دو جنبش تاثيرگذار دهه هاي ۳۰ و ۶۰ عمده ترين اين تجربه هاست.مجموع اين تجارب كه همگي به درجات مختلف، حركت به سوي آزادي، قانونگرايي و دموكراسي محسوب مي شوند، نشانگر آسيب پذيري جامعه برون آمده است. زماني گسستن نيروهاي سياسي آزاديخواه از يكديگر، زمينه بروز دوباره فضاي پيشين را فراهم مي سازد. گاه فضاي انقلابي، عرصه را بر عقلانيت مي بندد و ديگر زمان، نبود برنامه و طرحي مشخص اميد را نسبت به اصلاح امور زايل مي كند. در اين ميان، به نظر مي رسد عراق امروز با شرايطي مواجه است كه در آن امكان دارد، «مسئله اصلي» اين كشور به بوته فراموشي سپرده شود و مسائل حاشيه اي قومي، مذهبي و يا حتي موضوع استقلال، آن مسئله اصلي را از متن وقايع و حوادث خارج سازد. توجه به اين امر از آن رو براي معارضان عراقي ضرورت بيشتري دارد كه هر گروه از آنان پس از گذراندن دوراني طولاني از تبعيض ها و برخوردهاي فاشيستي از سوي حكومت صدام، خود را محق تر از ديگران براي استيفاي حقوق ملت عراق مي داند. شيعيان دلايل خود را دارند. كردها منافع خود را مي خواهند و اهل سنت هم مواضع خاصي دارند. غير از اينها، گروه هايي از مخالفان سياسي نيز در عراق وجود دارند كه داراي وجهه بهتري در نزد غرب هستند و از اين رو، آنها هم خود را منجي عراق تصور مي كنند. اين دقيقا وضعيتي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نيز حاكم بود. ستيزي ميان گروه هاي مختلف چپ، ملي و اسلامي كه هر يك درون خود فرقه ها و گرايش هاي متفاوتي داشتند، برخاست كه پايان آن براي اغلب آنها خوشايند نبود. از آن جمع، «اسلامگرايان خط امامي» هم كه نزديكترين جريان اصيل به بنيانگذار انقلاب و پيروز اين حوادث بودند، به تدريج با اختلافاتي مواجه شدند كه به گسست كامل آنها در قالب سه جريان راست، چپ و ميانه منجر شد.
پس از گذشت ۲۵ سال، به تدريج گفتارها و نوشتارها و حتي كردارها حاكي از آن است كه اغلب گروه ها و جريانات به نادرستي برخي رفتارهاي خود در ابتداي انقلاب اذعان دارند. آنهايي هم كه چنين نمي انديشند، به تدريج در «انزواي كامل» قرار گرفته اند. جمعي از آنان، در اپوزيسيون دچار اين انزوا شدند و گروهي در پوزيسيون. چه، رفتارهاي اين دو در قالبي رفته و چنان متصلب و سخت شده كه ديگر نمي توانند به «دموكراسي» كه قريب به اتفاق گروه هاي سياسي، آن را به عنوان تنها نقطه وحدت و وفاق و تنها امكان حفظ حاكميت ملي و پيشرفت كشور مي شناسند، اميدي داشته باشند. از اين رو، هر يك به طريقي مقابل نيروهاي طرفدار دموكراسي ايستاده اند و بدين گونه، كشور را به سوي سرنوشتي نامشخص مي رانند. نيروهاي سياسي همسايه غربي، شايسته است از اين تجربه گرانقدر درس بياموزند و قبل از آنكه روند حوادث، عراق جديد را به سوي قطبي شدن بكشاند، بر تحقق دموكراسي و مردمسالاري به عنوان «مسئله اصلي» اين كشور و محور تمامي تحولات آينده پاي فشارند. چه در غير اين صورت، فضايي بر عراق حاكم مي شود كه هيچ نيرويي نمي تواند آن را كنترل كند، جز صاحبان اسلحه. و همه مي دانند كه اسلحه امروز در دست نيروهاي بيگانه است...

بررسي تحولات عراق
خشنودي از سقوط
همه در تهران منتظرند تا غبارها فرو بنشيند و آينده عراق روشن تر شود تا سياستگذاري ها در فضايي شفاف تر ترسيم و اعلام شود
008975.jpg

عكس: محمدرضا شاهرخي نژاد
آيت الله حكيم براي شركت در نماز جمعه به دانشگاه تهران نرسيده بود كه خبرنگار شبكه تلويزيوني الجزيره لحظاتي مانده به ظهر اولين جمعه بي صدام از مقابل يكي از ساختمان هاي سفارت عراق در تهران گزارش داد كه طرفداران حكيم با برنامه ريزي قبلي به سفارت عراق هجوم آوردند و آنجا را تصرف كردند. عراقي هاي مقيم تهران ابتدا قرار بود براي تظاهراتي آرام مقابل سفارت تجمع كنند ولي پس از اجتماع با هل دادن در نيمه باز حياط سفارت وارد ساختمان شدند، تصاوير صدام را به آتش كشيدند، عكس حكيم را نصب كردند و قصد بردن برخي از اسناد موجود در سفارت را داشتند كه غائله با دخالت پليس پايان گرفت. آنچنان كه خبرنگار الجزيره از تهران گزارش مي داد گويي اعضاي مجلس اعلا اشغال كنندگان سفارت بودند اما «ابوزيد اسدي» يكي سخنگويان اين مجلس در گفت وگو با همشهري اين موضوع را تكذيب كرد و برادر آيت الله حكيم در تماس مجدد با روزنامه خبر داد كه تكذيبيه اي هم براي الجزيره فرستاده اما از پخش آن خبري نشده است.
بسياري از ده ها هزار شيعيان عراقي كه پاره اي از آنها مقابل سفارت تجمع كردند و برخي ديگر در خيابان هاي تهران سقوط صدام حسين را جشن گرفتند و عمدتاً نيز در جنوب تهران مستقرند پس از قيام شيعيان عراق در سال ۱۳۶۹ به ايران پناه آوردند. مجلس اعلا در ميان اين افراد طرفداران زيادي دارد. اين گروه نيز متشكل از اعضاي تبعيدي جامعه شيعه عراق اند. شيعياني كه بيش از ۱۲ ميليون نفر از جمعيت عراق را تشكيل مي دهند.
ماجراي قيام شيعيان عراق عليه رژيم صدام با شكست ارتش عراق از آمريكا در جنگ كويت آغاز شد اما پس از دو هفته با تغيير استراتژي پنتاگون همه چيز از دست رفت.
آن طور كه شاهدان وقايع قيام ۶۹ مي گويند سربازان عراقي و بعثي هاي وفادار به صدام هيچ شانسي براي مقاومت در برابر سيل خروشان مردم نداشتند. اولين نقطه اي كه در هر شهر سقوط مي كرد مركز اطلاعات يا استخبارات بود. با ادامه اين وضع در مدت كوتاهي شهرهاي شيعه نشين مهم عراق از جمله بصره، نجف و كربلا و شهرهاي استراتژيك شمال كشور به دست مردم افتاد، اما اتفاقي كه پس از اين رخ داد و به سركوب قيام منجر شد در ذهن عراقي ها زنده است: سياست سركوب شديد و دائم ساكنان اين دو منطقه كه خاطره تلخي براي آنان به جا گذاشته است. پس از اين حوادث بود كه شمار بيشتري از شيعيان عراق به ايران پناه آوردند. شبكه تلويزيوني بي بي سي در جريان اوج جنگ در عراق گزارش داده بود كه احمد چلبي رهبر كنگره ملي عراق افرادي را به شهر قم فرستاده تا از ميان اين پناهندگان براي جنگ عليه صدام نيرو جذب كند. همزمان با ادامه جنگ در عراق آيت الله حكيم رهبر بزرگ ترين گروه شيعه مخالف صدام هم اعلام كرد كه پس از بيست و پنج سال زندگي در ايران به كشورش بازمي گردد. دولت آمريكا در جريان جنگ به مجلس اعلا هشدار داده بود كه از اعزام نيروهاي سپاه بدر به داخل عراق خودداري كند. اين هشدار زماني متوجه ايران شد، تا اينكه كمال خرازي وزير امور خارجه ايران با شركت در كنفرانس خبري كه به طور مستقيم از تلويزيون ايران پخش مي شد اعلام كرد فعاليت هاي مجلس اعلا ربطي به جمهوري اسلامي ندارد و اين مجلس خود مستقلاً تصميم مي گيرد و عمل مي كند.
ايالات متحده كه در نيمه راه تصميم گيري براي عراق پس از صدام سياست حذف گام به گام گروه هاي معارض را پيش گرفته بود از يك سو از مجلس اعلا مي خواست كه نيرو به داخل عراق نفرستد و از سوي ديگر به عبدالمجيد خويي كمك كرده تا در هفته اول سقوط صدام وارد نجف شود. بازگشت از هجرتي كه براي خويي با عاقبت خوشي همراه نشد چرا كه به فاصله چند ساعت پس از ورود به نجف به ضرب چاقوي تعدادي از مخالفانش به قتل رسيد. عبدالمجيد خويي فرزند مرجع تقليد تشيع مرحوم آيت الله العظمي خويي بود كه سال ها در لندن اقامت كرد و بنيادالخويي را پايه گذاشت و پس از بازگشت به نجف مي كوشيد با استفاده از اعتبار مذهبي و خانوادگي اش آرامش را به شهر جنگ زده نجف بازگرداند.قدرت گرفتن خويي در نجف با واكنش هاي متفاوت در ايران همراه بود چنان كه در ابتداي ورود به نجف يكي از روزنامه هاي تهران نوشت خويي كه سال ها در لندن با سازمان اطلاعات انگليس و آمريكا همكاري كرده است اين روزها به عاملي براي دامن زدن به جنگ رواني عليه عراق تبديل شده است. اين روزنامه، تلويحاً خويي را به جاسوسي متهم كرد اما اين كار نكته اي كه داشت اين بود كه مي توانست از حساسيت آمريكا و انگليس در برابر قدرت گرفتن يك شيعه ايراني الاصل در نجف بكاهد. اتفاقي كه با كشته شدن خويي هرگز رخ نداد و آينده نجف اين مقدس ترين شهر شيعه و يكي از پايگاه اصلي اين مذهب دوباره در ابهام قرار گرفت.
هفته نامه راستگراي اكونوميست چند هفته پيش از شروع جنگ پيش بيني كرده بود كه با آزادسازي نجف و كربلا قدرت شيعه ديگر بار جابه جا شود. برخي تحليلگران هم فعاليت گسترده خويي در چند روز اقامت در نجف را در همين راستا مي دانند. اول بار با تاسيس حوزه علميه قم توسط آيت الله حائري در زمان دولت پهلوي اول و حضور مراجع بزرگ و عالي قدر در اين شهر موازنه را به سود قم تغيير داده بود و نگاه ها را از نجف كه سهم بزرگي در انقلاب مشروطه ايران دارد به قم كشانده بود. با حمله آمريكا و انگليس به عراق چنانكه پيداست پيش بيني اكونوميست چندان دور از واقعيت نيست هر چند كه مشكلات فراواني فراروي اين راه قرار دارد.
پيش از وقوع ترور سياسي يعني كشته شدن عبدالمجيد خويي در نجف آيت الله حكيم ابراز اميدواري كرده بود كه به كشورش بازگردد اما نبرد ميان گرايش هاي گوناگون شيعه مقيم عراق اين كار را مشكل مي كرد. از سوي ديگر با توجه به سياست هاي آمريكا به نظر مي رسيد در بين رهبران مجلس اعلا اين نگراني ايجاد شده است كه امكان دارد آمريكا به دليل ارتباطاتي كه اين گروه با ايران دارد تمايل نداشته باشد براي مجلس اعلا نقشي در آينده عراق قائل شود. به دنبال اين نگراني ها بود كه شايد رهبران مجلس اعلا بارها تاكيد كردند عراق سرزمين مادري آيت الله حكيم است و او براي بازگشت به وطنش احتياج به گرفتن اجازه از كسي ندارد.
برادر آيت الله هم به همشهري مي گويد كه نه آمريكا و نه ايران براي تاخير در بازگشت آيت الله حكيم فشاري به مجلس اعلا نياوردند.با اين حال حمله به سفارت عراق و شادي پناهندگان عراقي در تهران و نگراني از آينده شيعيان بازتاب كوچكي از سقوط صدام در ايران بود. در ايران خوشحالي از سقوط حزب بعث انكارناپذير بود چنان كه سخنگوي وزارت خارجه در نخستين واكنش به اين سقوط اعلام كرد كه در صورت ورود غيرقانوني مقام هاي ارشد حكومت صدام حسين به ايران آنها به خاطر جنايت عليه ايران محاكمه خواهند شد. منظور حميدرضا آصفي از اين افراد ۵۵ مقام ارشد سابق عراق بود كه عكس و اسامي شان در اختيار سربازان آمريكايي قرار داشت تا آنها را دستگير كنند يا به قتل برسانند. از جمله اين افراد طارق عزيز است. تنها فرد مسيحي كادر رهبري عراق كه از پنجاه و سه سال پيش همراه صدام بود و يكي از رهبراني كه جنايات جنگي عليه ايران و كويت و مردم عراق را شكل داد.
طارق عزيز اولين مقام عراقي اي بود كه دو سال پس از پايان جنگ يعني هجده شهريور ۶۹ در مقام معاون نخست وزير و وزير امور خارجه عراق به تهران آمد و يك ماه پس از آن ديدار روابط ديپلماتيك تهران و بغداد در سطح كاردار از سرگرفته شد و تا پايان حكومت صدام در همين سطح باقي ماند. عزت ابراهيم معاون رئيس شوراي فرماندهي انقلاب و فرمانده نيروهاي مسلح عراق هم ديگر عضو ليست ۵۵ نفره بود كه به فاصله چندي پس از طارق عزيز به تهران آمد. در آن سفر سعدون حمادي معاون نخست وزير و سعيد الصحاف نيز عزت ابراهيم را همراهي مي كردند. حمادي كه پس از آن سفر به رياست مجلس عراق رسيد پيش از انقلاب نيز به تهران سفر كرده بود و خاطره امضاي عهدنامه معروف ۱۹۶۵ الجزاير كه مربوط به مرز دولتي و حسن همجواري بين ايران و عراق بود را در خاطر داشت. قراردادي كه صدام در آغاز جنگ آن را پاره كرد و بي اعتبارش خواند، حمادي آن را از طرف دولت عراق به عنوان وزير خارجه امضا كرده بود.
سعيد الصحاف كه آن روزها وزير مشاور در امور خارجه و آخرين چهره حكومت صدام بود لحظاتي پيش از سقوط بغداد در تلويزيون ها ديده شد و از تسلط حزب بعث بر عراق سخن مي گفت نيز چند باري به تهران سفر كرد. آخرين باري كه الصحاف به تهران قدم گذاشت سال ۱۳۶۶ در جريان برگزاري اجلاس سران كنفرانس اسلامي بود. او نفر دوم هيأت عراقي شركت كننده در اجلاس بود. هر چند كه وزير امور خارجه وقت با سفر به بغداد صدام حسين را به اجلاس سران كشورهاي اسلامي در تهران دعوت كرده بود اما رئيس مغرور كه هرگز پا به تهران نگذاشت ترجيح داد معاون خود طه ياسين رمضان را رهسپار ايران كند. اينك حزب بعث ديگر قدرتي در عراق ندارد و اگر سردمداران آن وارد خاك ايران شوند به گفته سخنگوي وزارت خارجه ايران محاكمه مي شوند. هر چند كه احتمال سر زدن چنين عملي از سوي حاكمان سابق عراق بعيد بود چرا كه به دليل خصومت موجود بين دو كشور، به دليل جنگ طولاني و اينكه ايرانيان صدام را مسئول مستقيم كشته شدن صدها هزار سرباز ايراني مي دادند، سران حزب بعث در ايران وضع بهتري از عراق نخواهند داشت. شايد به همين دليل بود كه مفسر شبكه بي بي سي سخنان آصفي را درباره محاكمه سردمداران عراق به نوعي براي خوشامد نيروهاي ساقط كننده صدام دانست چرا كه اين سخنان به دنبال سفر «مايك اوبرايان» معاون وزير خارجه انگلستان به تهران صورت مي گرفت.
اما اين تنها عايدي ايران از جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق نبود. حمله نيروهاي نظامي به پايگاه هاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) كه به كشته و زخمي شدن اعضاي اين سازمان انجاميد سودي بود كه به هزينه ايالات متحده عايد ايران شد چنانكه محمد شاهي عربلو يكي از نمايندگان جناح اقليت مجلس هم گفت اگر آمريكا دستگيري منافقين را در راستاي مبارزه با تروريسم قلمداد كند و از سازمان ملل و شوراي امنيت نيز مجوز قانوني داشته باشد قطعاً اقدام مثبتي انجام داده است. موسي قرباني ديگر عضو جناح اقليت مجلس هم اين عمل نظاميان را براي حفظ آبروي آمريكا در سطح جهان خوانده است. به هر روي اين اقدام آمريكا با واكنش هاي مثبت در داخل ايران همراه بوده است.
ايالات متحده ۵ سال پيش در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون، نام سازمان و شوراي مقاومت شاخه نظامي آن را به فهرست سازمان هاي تروريستي وزارت امور خارجه افزود. در آن هنگام گفته مي شد كه اين امر اقدامي سياسي و نمادين براي نشان دادن حسن نيت آمريكا به ايران براي بهبود روابط بوده است اما با اين حال نمايندگان كنگره آمريكا سال گذشته در نامه اي به جورج بوش رئيس جمهور آمريكا، از او خواستند تا اسم سازمان منافقين را از اين فهرست حذف كند. هر چند برخورد نظامي آمريكا با منافقين با خشنودي و استقبال ايران روبه رو شده اما به نظر نمي رسد كه چنين امري در اوضاع كنوني از دلخوري هاي موجود بكاهد همان طور كه به نظر نمي رسد مقامات آمريكايي پاسخ مثبتي به خواسته هايي نظير تحويل آنها به ايران بدهند. اين احتمال وجود دارد كه آمريكا منافقين را به عنوان سلاحي عليه ايران حفظ كند و از اين واقعيت چشم بپوشد كه اين گروه مسئول بسياري از سوء قصدهاي تروريستي در ايران و خارج از ايران است. گفت وگوهاي سران اين سازمان تروريستي با فرماندهان آمريكايي را هم در همين جهت مي توان تحليل كرد. آنچه مسلم است اين است كه فروپاشي ديكتاتوري صدام رويدادي است كه مي توان آن را سرآغاز تحولات تازه اي در منطقه خاورميانه تلقي كرد. به هر حال تحولات عراق در كشورهاي منطقه و به ويژه در كشورهاي همسايه با دقت و حساسيت ويژه اي دنبال مي شوند. ايران در اين ميان به جهت نوع رابطه اي كه با حكومت صدام و حاكمان نظامي فعلي اين كشور دارد تحولات را به گونه اي ديگر رصد مي كند. ايران پيش از شروع جنگ ترجيح مي داد همسايه صدام ضعيف شده باشد كه ديگر رمقي برايش باقي نمانده است اما اين وضع با حمله آمريكا و سقوط حزب بعث ديري نپاييد.
ايران در دوره پس از صدام نگران خودمختاري يا فدراليسم كردها و احياي سياست آمريكا در زمان جنگ يعني ترجيح بغداد به تهران بود اما با شروع دوره حكومت نظامي ژنرال گارنر احتمال وقوع اين رويداد بسيار ضعيف به نظر مي رسد چرا كه در صورت فدرال شدن كردها دست كم تركيه وارد شمال عراق خواهد شد و شرايط پيچيدگي هاي تازه اي پيدا مي كند كه از دست رفتن شهر نفت خيز موصل از آن جمله است. در حال حاضر نگراني اصلي و فوري ايران، از ادامه حضور ارتش آمريكا در مرزهاي غربي و برپا شدن حكومت نظامي است كه گفته مي شود دست كم ۶ ماه به طول خواهد انجاميد. اين ۶ ماه فرصت محدودي است تا ايران سياست هاي بلندمدت خود را در قبال عراق برنامه ريزي كند. هر برنامه و سياستي كه تهران در مدت حكومت نظامي بر عراق ترسيم كند آينده روابط تهران و بغداد را در دوره انتقالي و حكومت مركزي شكل خواهد داد. همه در تهران منتظرند تا غبارها فرو بنشيند و آينده عراق روشن تر از اكنون شود. تا سياستگذاري ها در فضايي شفاف تر ترسيم و اعلام شود.
محمد خاتمي رئيس جمهور ايران هم كه مقابل در تالار جلسات هيأت دولت زيرباران بهاري به خبرنگاران پاسخ مي داد ترجيح داد تنها اعلام كند كه ما هيچ دولتي جز دولت عراقي را به رسميت نمي شناسيم.

نگاه تاريخ
وفادار

تورج اتابكي*
008980.jpg

ايران و تركيه هر دو، با حساسيت بحران عراق را دنبال مي كنند و به ويژه نگران اوضاع در كردستان عراق هستند. براي اسلامگرايان تركيه كه با داشتن اكثريت در مجلس ملي، حكومت را در اين كشور در دست دارند، بحران عراق نخستين تجربه رودررويي با تنش هاي برخاسته در عرصه روابط بين المللي است. بسياري از اهل سياست در دنياي غرب يا حتي همسايگان تركيه، سياست خارجي دولت تركيه را سياستي كاسبكارانه، غيرحرفه اي و بي دورنماي سياسي خواندند. البته در درون تركيه نيز گروه هاي سياسي رقيب، در اين برداشت از سياست خارجي حزب عدالت و توسعه سهيم بودند. دولت اردوغان (نخست وزير تركيه) متهم به اين شد كه منافع تاريخي كشور را به ترازوي معامله گذاشته و بر سر اين منافع با آمريكا به چانه زني نشسته است.
اما نگاهي عميق تر به عملكرد دولت اسلامگراي تركيه، برداشتي متفاوت را موجب مي شود. برداشتي كه سياست خارجي تركيه را نه كاسبكارانه و غيرحرفه اي، بلكه سياستي مدبرانه، منسجم و تاريخي مي داند.
سنگپايه آنچه امروز سياست «كماليستي» در روابط بين المللي تركيه مي دانيم، در پايان نخستين جنگ جهاني گذاشته شد. در سال ۱۹۱۴ دولت تركان جوان با ادعاي بازپس گرفتن سرزمين هايي كه سال هاي پيش از آن در بالكان از دست داده بودند، دولت عثماني را به سوي همكاري و همگامي با دولت هاي محور كشاند. انورپاشا كه از معماران اين سياست بود، داعيه برپايي دوباره عظمت از دست رفته امپراتوري عثماني را در سر داشت. اما فرجام جنگ جهاني براي تركان فرجامي دردناك بود. آنان نه تنها هيچ پاره اي از سرزمين هاي از دست رفته نصيبشان نشد، بلكه تمام امپراتوري را نيز از دست دادند و جمهوري نوپاي تركيه در آخر توانست پرچم خود را تنها بر بخش كوچكي كه امروزه تركيه مي خوانيم برافروزد.
براي تركيه، آنچه بيش از هر امري مهم مي نمود، حفظ تماميت ارضي تركيه بود، آن هم سرزميني كه از استانبول تا ديار بكر و از درياي مديترانه تا درياي سياه كشيده شده است و باقي همه فرع.
مصطفي كمال پاشا، بنيانگذار جمهوري تركيه نه تنها تجربه تلخ جنگ جهاني اول را هيچ گاه از ياد نبرد، بلكه اين تجربه را سنگ پايه اي كرد براي تدوين سياست خارجي جمهوري تركيه؛ سياست دوري از مناقشات بين المللي، به ويژه آنچه در كنار مرزهايش رخ مي دهد همراه با بهره گيري هر چه بيشتر اين مناقشات در راستاي تحكيم اقتصاد و سياست داخلي.
008985.jpg

جنگ جهاني دوم به واقع اولين محك اين سياست خارجي تازه بود. دولت عصمت اينونو، يكي از وفادارترين ياران مصطفي كمال آتاتورك، نه تنها بر بي طرفي تركيه پاي فشرد، بلكه مرزهاي خود را بر خيل پناهجويان جنگ زده نيز بست و حتي تا آنجا پيش رفت كه عذر نيروهاي سياسي كه در سال هاي پيش از جنگ به اين كشور پناهنده شده بودند را خواست، هر چند كه اينان خود ترك زبان بودند و دلسپرده تركيه. براي تركيه، آنچه بيش از هر امري مهم مي نمود، حفظ تماميت ارضي تركيه بود، آن هم سرزميني كه از استانبول تا ديار بكر و از درياي مديترانه تا درياي سياه كشيده شده است و باقي همه فرع!
سياست خارجي دولت حزب حاكم تركيه، ادامه همين سياست است. اسلامگرايان تركيه در چند ماه گذشته با وقت كشي فرصت طلبانه، نه تنها پاي دولت تركيه را از بحران عراق بيرون كشاندند و پاي هيچ گونه تعهد نظامي امضا نگذاشتند، بلكه رابطه خود را با متحد تاريخي تركيه، يعني آمريكا نيز حفظ كردند: گذشت هاي محدود در برابر ايستادگي هاي بنيادين.
كمتر از سه هفته از آغاز جنگ در عراق، افكار عمومي تركيه نه تنها همچنان مخالف جنگ مانده، بلكه به شكل گسترده اي به حمايت از سياست دولت اردوغان برخاسته است. اهل سياست تركيه، در هيأت اسلامگرايان تركيه نه گروهي تازه كار و ناآشنا به امور سياست، كاسبكار و ابن الوقت، بلكه كساني را مي بيند كه بيشتر و بهتر از كماليست هاي سنتي به اجراي سياست خارجي جمهوري تركيه وفادار مانده اند.
منبع: بي بي سي
پي نوشت:
* استاد تاريخ معاصر در دانشگاه آمستردام

حاشيه ايران

• «يك گام به جلو» يا. . .
روزنامه هاي «آفتاب يزد» و «مردمسالاري» روز سه شنبه در تيترهاي درشت صفحه اول خود، از موضع گيري تازه اعضاي جناح اقليت مجلس در مورد نظارت استصوابي خبر داده اند. «آفتاب يزد» كه نزديك ترين روزنامه به رئيس مجلس محسوب مي شود با انتخاب عنوان درشت «يك گام به جلو براي لغو نظارت استصوابي» به نقل از «موسي قرباني» عضو شاخص فراكسيون اقليت نوشته: «ما حاضريم در مورد نظارت استصوابي كوتاه بياييم. » قرباني كه چند روز پيش، گفته بود، «يك قدم» هم در مورد نظارت استصوابي كوتاه نخواهند آمد، به «آفتاب يزد» گفته: «اگر اصلاح طلبان طي شدن روند فعلي را در مورد لوايح دوگانه قبول ندارند، بهتر است به جاي طرح موضوعاتي از قبيل رفراندوم، خروج از حاكميت و يا قهر كردن، با ديگر نيروهاي درون نظام به مذاكره و مشورت بنشينند و از طريق كميته پيشنهادي به يك اجماع نظر برسند و نتيجه آن را نيز به تأييد مقامات ارشد كشور برسانند. » او در اين زمينه، از يك «پيشنهاد» خبر داده و گفته است: «پيشنهاد شده تا مجموعه نظام با استفاده از توصيه هاي رهبر انقلاب، رئيس جمهوري و مقاماتي كه به نظام معتقد و دلسوز هستند، گرد هم آيند و طرحي را در مورد مسئله نظارت بر انتخابات تصويب كنند و تصميم بگيرند كه مصلحت نظام چيست و هر چه مصلحت بود، آن را تصويب كنند. هرچه كه اين كميته تصميم بگيرد، مورد قبول ما هم خواهد بود. حتي اگر به طرح جبهه دوم خرداد رأي دهند و آن را انتخاب كنند.» «محمد شاهي عربلو» و «ميرقسمت موسوي اصل» دو نماينده ديگر فراكسيون اقليت نيز از «نظارت استنادي» حمايت كرده اند. اين در حالي است كه يك روز قبل تر، «سيدمصطفي تاج زاده» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در يادداشتي كه «ياس نو» آن را درج كرد، به اصلاح طلبان هشدار داد كه حذف نظارت استصوابي را با قاطعيت پيگيري كنند و به وعده هاي پشت پرده و رايزني ها دل خوش نكنند. چرا كه همين اقدام از سوي جناح چپ در مجلس سوم بود كه باعث شد شوراي نگهبان در نظارت استصوابي خود راسخ شود. آخرين خبر در اين باره آنكه، قرباني در گفت وگويي با «كيهان» روز سه شنبه، اظهارات نقل شده از سوي وي را «نظر شخصي» خود و «نه فراكسيون اقليت خواند و در عين حال تأكيد كرد كه «از نظارت استصوابي كوتاه نمي آيم. »

• عمودي مي آيد، افقي برمي گردد
سردار جزايري رئيس روابط عمومي كل سپاه اخيراً گفته: «نظاميان آمريكايي ممكن است به شكل عمودي به طرف ايران بيايند، ليكن افقي بازگردانده خواهند شد. در شرايطي كه لازم است از همه توان و پتانسيل كشور در برابر استكبار بهره برداري شود، نبايد اجازه داد عده اي به خيال خام كسب غنايم براي فردايشان به دشمن چراغ سبز نشان دهند. »

• تهديد در زندان
روزنامه «اعتماد» خبر داد: «پروانه دهقان»، مادر «اميرعباس فخرآور» از فعالان جنبش دانشجويي كه در اندرزگاه يك زندان قصر به سر مي برد، در نامه هاي مجزايي خطاب به رئيس جمهوري و رئيس قوه قضاييه از وضعيت فرزندش در زندان خبر داد. وي در اين نامه ها از خاتمي و هاشمي شاهرودي تقاضاي پيگيري كرده است.

• هيچ تفاهمي نداشتيم
سخنگوي وزارت خارجه ايران اعلام كرد كه تهران درباره مسائل عراق به «هيچ تفاهمي» با واشنگتن دست نيافته است.در جريان كنفرانس خبري هفتگي، خبرنگاري از «حميدرضا آصفي» پرسيد: «در مورد خبر مذاكرات نماينده دائم ايران در سازمان ملل با زلماي خليل زاد نماينده ويژه آمريكا در امور افغانستان و عراق توضيح دهيد. » آصفي پاسخ داد: «من احتمال مي دهم اين خبر مربوط به گذشته بوده است آنچه كه ما با آمريكايي ها در گذشته در مورد آن صحبت كرديم در ارتباط با مسائل افغانستان بوده و در خصوص عراق باآمريكا هيچ تفاهمي صورت نگرفته است.»

• تحولات در ايرنا
روزنامه هاي «كيهان» و «جام جم» روز دوشنبه از احتمال تحولات در ايرنا خبر دادند. «جام جم» ارگان صدا و سيما نوشت كه «قرار است سيدمحمد صحفي معاون مطبوعاتي فعلي وزارت ارشاد جايگزين ناصري مديرعامل خبرگزاري وابسته به دولت شود. » «كيهان» هم در ستون «اخبار ويژه» خود با طرح اين ادعا كه «طي ماه هاي اخير، خبرگزاري دولت علناً به ارگان جنگ رواني برخي باندهاي سياسي از جمله مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب تبديل شده است»، خبر داده كه «برخي عناصر اصلي خبرگزاري حتي در صورت ابقاي ناصري، بركنار خواهند شد.»

• ادامه مذاكرات آمريكا و منافقين
خبرگزاري فرانسه با انتشار گزارشي از تداوم مذاكرات ميان نيروهاي آمريكايي با سران سازمان منافقين درباره نيروهاي باقي مانده در عراق خبر داده است. اين خبرگزاري با بيان اينكه «در مبارزه عليه گروه هاي ترور كه يكي از اهداف آمريكا در جنگ عراق بود، آمريكا تاكنون با ملايمت بسيار، با مجاهدين خلق رفتار كرده است» به نقل از «وينست بروكس»، فرمانده نيروهاي آمريكا در قطر نوشت: «در حال حاضر تلاش ها ادامه دارند تا توافقي حاصل آيد كه به تسليم مجاهدين بينجامد. » همچنين، «محمد محدثين»، سرپرست كميته امور خارجه «شوراي مقاومت»، ارگان پوششي فعاليت سياسي منافقين، در گفت وگو با نماينده آژانس خبري فرانسه توضيح داد كه آمريكا در حال مذاكره با سازمان متبوع او است. او افزود: «فرماندهان ما با فرماندهان آمريكايي در حال گفت وگو هستند. » اين خبرگزاري افزود كه رهبران واحدها در پايگاه اشرف اين امر را تأييد كرده اند. خبرگزاري فرانسه احتمال داد كه «ارتش آمريكا قصد دارد مجاهدين خلق را به عنوان سلاحي عليه دولت جمهوري اسلامي ايران براي خود حفظ كند و از اين واقعيت چشم بپوشند كه اين گروه، مسئوليت بسياري از سوءقصدهاي تروريستي در ايران را برعهده گرفته است. » در پايان گزارش آمده كه نيروهاي مؤتلف آمريكا و بريتانيا تاكنون سعي در تسخير هيچ يك از پايگاههاي گروه رجوي نكرده اند.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   ايران  |   جهان  |   علم  |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |