شنبه ۱۳ دي ۱۳۸۲ - شماره ۳۲۷۱
نگاهي به فيلم رقص در غبارساخته اصغر فرهادي
نشانه هايي از فردا
000358.jpg
پيمان شوقي
رقص در غبار - ۱۰۱ دقيقه
كارگردان، طراح صحنه و لباس: اصغر فرهادي
فيلمنامه: اصغر فرهادي، محمدرضا فاضلي، عليرضا بذرافشان
بر اساس طرحي از عباس جهانگيريان
بازيگران: فرامرز غريبيان، يوسف خداپرست، باران كوثري
مجري طرح و تهيه كننده: ايرج تقي پور
توفيق اوليه اولين فيلم اصغر فرهادي، سناريست و برنامه ساز پرسابقه تلويزيوني كاملاً مديون بك گراند حرفه اي اوست. فرهادي در آثار قبلي اش كه عمدتاً براي قاب كوچك تدارك شده اند، خود را هنرمندي نشان داده كه ضمن تسلط بر ابعاد مختلف درام، ديدگاهي احساساتگرايانه و آرمان خواه دارد. منتها اين آرمان خواهي او نه از جنس هنرمندان چپ گرا، بلكه حاوي اعتدالي وراي خط و مرزهاي عقايد جزم گرايانه و سياسي است. نگاه آرمان خواه فرهادي، عمدتاً در محدوده زندگي هاي امروز شهري و در بين اقشار آسيب پذير اقتصادي و فرهنگي است. دو سري مجموعه «داستان يك شهر»، كه مهم ترين دستاورد او در توليد محصولي هنري با موضوع عام بي عدالتي اجتماعي و جنگ پنهان ميان لايه هاي گوناگون اجتماعي به شدت مادي گرا به شمار مي رود، در مجموع بهترين زمينه براي محك زدن و شناخت عقايد جامعه شناسانه فرهادي و كاركرد توانايي هاي حرفه اي اش در تصوير كردن اين عقايد است. روي واژه «عقايد» تأكيد مي كنم، چرا كه فرهادي را جزو آن دسته از هنرمندان امروز ايران مي شناسم كه عليرغم آگاهي از سهولت، گليم خويش به در بردن و نان خوردن به نرخ شعارهايي كه متوليان رسانه هاي داخلي مايل به ترويجشان هستند- و صادقانه بهاي خوب و گزافي هم براي اين كارها مي پردازند- بيشتر براي «رهاندن غريق» جهد مي كنند و مايلند آثارشان محملي براي طرح و بررسي مصايب و معضلات اجتماعي باشد. ضمناً ويژگي ديگري نيز در آثار فرهادي به چشم مي خورد، كه تا حدودي وجه تمايز او از ديگر همكارانش به حساب مي آيد و آن اجتناب زيركانه از پرداختن به علتها و در عوض آن، كندوكاو صادقانه در دنياي دروني قهرمانانش است كه معمولاً بدون آن كه داعيه اي داشته باشند، مجبور به پس دادن آزمايشي دشوار مي شوند و اگر حتي ذره اي از گوهر انساني در نزدشان موجود باشد، آن را هويدا مي كنند و سربلند از عرصه بيرون مي آيند. بنابراين فرهادي در توصيف واقعيات- معمولاً مشمئز كننده- جاري در روابط انساني ميان لايه هاي پايين اجتماع ترديد نمي كند و كوتاه نمي آيد و شايد اين مهم، برترين نقطه قوت آثارش نسبت به آثار رياكارانه اي هستند كه از قبل تقدس بخشيدن به فقر و رنگ و لعاب دروغين زدن به چهره كريه مناسبات غيرانساني، به كسب وجهه در داخل و پارو كردن دلار و ين و يورو در خارج از كشور مشغولند.
از طرف ديگر فرهادي سابقه زيادي در فيلمنامه  نويسي دارد و يكي از معدود افراد حرفه اي در اين رشته در كشور به شمار مي رود كه نوشته هايش دستمايه آثاري از خودش و ديگران شده است. در مقام يك فيلمنامه نويس، گرايش آشكار او به ساختارهاي كلاسيك و رعايت قواعد جاري در انتخاب نقاط عطف و زمينه چيني و گره گشايي و كشمكش و همين طور ديالوگهاي كمابيش صيقل خورده- كه نشان از كنكاش و كلنجار او با زبان محاوره قهرمانانش، در واقعيت و در درام دارد- در كارهايش خودنمايي مي كنند. او به خوبي بر رازهاي جلب توجه تماشاگر به موضوعات اصلي و فرعي و به دام انداختن احساسات بيننده عام يا به چالش طلبيدن تعقل تماشاگر خاص واقف است و نيز به خوبي مي تواند هر موقعيتي را نمايشي كند. در عين حال كه تمايلي براي پيچاندن ماجرا و اضافه كردن ابعاد مختلف به آن ندارد ولي معمولاً از پايان هاي باز استفاده مي كند كه به تأثير درام و ادامه يافتنش در ذهن بيننده (استمرار در تأثير گذاري) مدد مي رساند.
با عنايت به مجموعه آنچه ذكر شد، مي شود ميزان و دلايل موفقيت يا كاستي «رقص در غبار» را نيز در ادامه آثار قبلي فرهادي ارزيابي كرد. توجه به اين نكته ضروري است كه ديدگاه تصويري فرهادي در اولين ساخته بلند سينمايي اش هنوز چندان از نگاه تلويزيوني قبلي تمايز نيافته و فقدان ميزانسن هاي سينمايي، بخصوص در صحنه هايي كه جريان هاي پيچيده درام بافت تصويري چند لايه اي را طلب مي كنند بوضوح به چشم مي خورد. حركات دوربين عمدتاً زايد و در حد تنوع بخشيدن به وجه بصري كار هستند غافل از آنكه با حضور بازيگراني كه قابليتهاي فراوان تري نسبت به بازيگران تلويزيوني دارند- و غلبه اين حضور سنگين هم اتفاقاً بخاطر وفور كلوز آپ ها و دكوپاژ كارگردان بيشتر توي چشم مي زند- ديگر چندان نيازي به اعوجاج تصويري در لحظات ساكن نيست.
000360.jpg

باز هم بيشتر توفيق فيلم به فيلمنامه اش برمي گردد. هم زاويه ديد و هم مهارت نويسندگان در آفريدن قصه اي بسيار دور از ذهن از يك مقدمه به شدت واقعي و جذاب و كندوكاو در لايه هاي مختلف ذهني اكثر آدم هاي فيلمنامه (صرف نظر از ايده جذاب ولي تكراري اوليه يعني تقابل و تعامل دو موجود كاملاً متمايز در دل شرايطي تحميلي و درام پديد آمده از آن كه يكي از سوژه هاي طلايي سينماست) شايد دوست تر مي داشتيم كه درام پديد آمده در مقدمه فيلم (ماجراي عشق و ازدواج نظر و ريحانه و سپس طلاقشان به واسطه بدنامي مادر دختر، و سرنوشت اين دو پس از اين جدايي) راه خودش را مي رفت و به پردازش علت و علتهاي پديد آمدن اين وضعيت در برخوردي كلان و جامعه شناسانه مي رسيد. ولي به انتخاب فعلي فرهادي هم كه كندوكاو در درون شخصيتها و اثبات وجود و صداقت در راه عشق را برگزيده احترام مي گذاريم و به نشانه هايي كه فردايي روشن براي اين سينماگر و فيلم هايش را نويد مي دهد بسنده مي كنيم.

آن سوي مرزها
محبت در پس كوچه هاي تهران
گفت وگو با فرزاد موتمن - واپسين بخش
* به نظرم مي آمد اگر همان شخصيت واقعي كتاب داستايوسكي را تصوير مي كرديد، باورپذيري آن بيشتر مي شد يا نه، نمي دانم اين همه احساس را چطور در چهره  و بازي اين گونه بايد باور كرد؟
- اتفاقاً انتخاب مهدي احمدي با خصوصيات شخصيت اصلي هماهنگي داشت. شما شايد منظورتان اين است در كجا چنين شخصيتي يافت مي شود كه حالا انتظار همدلي داريد؟
* بله.
- ولي شخصيت استاد فيلم خيلي دور از دسترس نيست. اقلاً من خودم خيلي شبيه او هستم. من آدمي به شدت تنها هستم. من و همسرم دوستان زيادي نداريم و اتفاقاً سعيد تنها دوست من است. تعجب مي كنم از كلمه خود شيفته استفاده مي كنيد. كاراكتر فيلم اصلاً آدم خود شيفته اي نيست، ولي خوب او محق است و همان طور كه گفتم تنها . او حق دارد كه اتفاقاً عصباني باشد و يا از بالا به جامعه نگاه كند.
* منظورتان اين است كه فيلم در واقع نشان دهنده پروسه دگرگون شدن اين آدم است؟
- بله. آدمي كه در ابتداي فيلم به نظر مي رسد خيلي از بالا به جامعه نگاه مي كند در اواخر فيلم ديگر آن آدم نيست. شما اگر دقت كنيد به شكل گرافيكي هم ما دو تا آدم در فيلم داريم. بازي احمدي در ابتداي فيلم و حالت ايستادنش خيلي شق و رق است. اما در انتهاي فيلم به هم ريخته است و حالتي خميده پيدا مي كند. چيزي در او شكسته شده، همان بزرگ بيني و نگاهي كه از بالا نسبت به جامعه داشت. اگر چه مي گويم من به عنوان كارگردان استاد را محق مي دانم، او به هر حال يك روشنفكر است و دارد كثافت اجتماع اطرافش را مي بيند و نمي تواند آن را تحمل كند.
* البته اين چهره سرد كه در تقابل با دختري قرار مي گيرد كه تجربه عشق را داشته و آدم پرشور و منتظري است، خوب جواب مي دهد.
- بله. به همين خاطر است كه احمدي سرد و نفوذ ناپذير است و رويا گرم و پرشور است و بايد روي هم تأثير متقابل بگذارند. البته اين تقابل، دختر را پخته تر و خردمند تر مي كند. اتفاقاً يكي از منتقدان در نوشته هايش به اين نكته اشاره كرده بود كه اين دو، در انتهاي فيلم به يك موقعيت يكسان مي رسند و روي هم تأثير مي گذارند.
* روي هم رفته زندگي استاد خيلي تلخ است و آمدن دختر زندگي او را تغيير مي دهد ،اما چرا آن پايان را براي استاد در نظر گرفتيد. اين ديگر خيلي غيرقابل تحمل و تلخ است؟
- بله، ولي خوب آن دختر بايد برود ،او بايد به مردي برسد كه دوستش دارد. اگر پايان غير از اين مي شد، فيلم شكل بدي پيدا مي كرد و همان تصوير كردن پايان خوش بود و تبديل به يكي از همين ملودرام هاي معمولي مي شد. ما مي خواستيم به يك پايان واقعي تر و سردتر برسيم.
* حسن اين پايان چيست؟
- حسن اين است كه دختر تأثيرش را مي گذارد و مرد عاشق شدن را ياد مي گيرد و از اين به بعد با جامعه با انعطاف تر و نرم تر برخورد مي كند. آن نگاه بالايي كه خيلي شما را اذيت كرده از اين به بعد به نوعي تلطيف مي شود و در انتها باز همين مرد باقي مي ماند و كتابش. او حالا به اصل خود بازگشته، اما اين كه در آينده براي او چه اتفاقي مي افتد، نمي دانم.

خبر
جشنواره فيلم و عكس رضوي فردا در مشهد برگزار مي شود
دبير جشنواره  فيلم  و عكس  رضوي  گفت : نخستين  جشنواره  فيلم  و عكس  رضوي  به  مناسبت  ميلاد حضرت  امام  رضا(ع ) در مشهد برگزار مي شود.
محمد مهدي  عرفانيان  افزود: اين  جشنواره  به  صورت  جداگانه ولي  در يك  مكان  از ۱۴ دي  ماه  به  مدت  چهار روز در سينما هويزه  مشهد برگزارخواهد شد. وي  هدف  از برگزاري  جشنواره  را بزرگداشت  و بيان  جايگاه  حضرت  امام  رضا(ع )عنوان  كرد.
عرفانيان  اظهارداشت : به  دليل  اينكه  همه  مخاطبان  بتوانند هم  از نمايش فيلم  و هم  از نمايشگاه  عكس  بهره مند شوند براي  نمايش  فيلم  سه  تالار و چهار سانس  براي  نمايش  درنظر گرفته  شده  است .
دبير جشنواره  فيلم  و عكس  رضوي  در خصوص  محورهاي  مسابقه  فيلم  و عكس  افزود: اين  جشنواره  با مضامين  تاريخي ، سياسي ، مذهبي ، هنري  و ادبي  مرتبط با حضرت  امام  رضا(ع ) در هر دو بخش  برگزار مي شود.
وي  اظهارداشت : زندگي  و سيره ، اصحاب  و ياران  خاص ، سخنان  و مكتوبات ، ولايت  و وليعهدي ، مراسم  ويژه  حرم ، خادمان  و زوار، توسلات  و عنايات  مردم  به  امام هشتم  (ع ) از محورهاي  بخش هاي  شركت كننده  فيلم  و عكس  در اين  جشنواره  مي باشد.

پنج عصر در سينماهاي تهران
فيلم «پنج عصر» ساخته سميرا مخملباف در سينماهاي تهران به نمايش در مي آيد.سميرا مخملباف در فيلم پنج عصر كه سومين فيلم بلند اوست افغانستان پس از طالبان را دستمايه كار خود قرار داده است.
در اين فيلم، «نقره، دختر جواني است كه پدري متعصب با انديشه هايي طالباني دارد و در جامعه اي كه زن را تنها در پستوي خانه مي خواهند و كمترين حق حيات انساني و اجتماعي براي او قائل نيستند مي گويد كه مي خواهد در آينده رئيس جمهور افغانستان شود!»
پنج عصر، امسال در پنجاه و ششمين دوره جشنواره فيلم كن، جايزه ويژه هيأت داوران را نيز دريافت كرد.
سميرا مخملباف درباره فيلمش مي گويد: «وقتي براي فيلمبرداري به افغانستان رفتم حدود يك ميليون آواره را ديدم كه در خرابه ها يا در خيابان زندگي مي كنند و من سعي كردم خود آنها را در فيلمم بياورم و حتي ديالوگ هاي فيلم را از صحبت هاي خود آنها گرفتم و مثل فيلم سيب از هرگونه داوري خودداري كرده ام.»
وي همچنين درباره شخصيت فيلمش گفت: «او هم اكنون رئيس جمهور هست، چون روح واقعي يك رئيس جمهور را دارد و نسبت به مردم بي پناه احساس مسئوليت مي كند. نقره در حالي كه خودش در خرابه ها زندگي مي كند از بي خانمان ها مي خواهد كه به خرابه ها بيايند و همخانه آنها شوند.»
اين فيلم پس از نمايش فيلم «تب» در گروه سينمايي عصر جديد شامل سينماهاي فرهنگ، سروش و عصرجديد به نمايش در مي آيد و همزمان در تعدادي از سينماهاي آزاد نيز اكران خواهد شد.

هنر
ادبيات
اقتصاد
انديشه
سياست
فرهنگ
ورزش
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |