پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۳ - سال سيزدهم - شماره - ۳۶۴۱
علامت هاي بزرگ و علامت كش هاي مشهور
چند تيغه و چند كيلو؟
دسته طيب بزرگترين دسته بود، بزرگترين علامت را هم داشت؛ امروز هم علامت هاي بزرگ در ميدان ري جمع مي شوند
029955.jpg
محرم كه مي شود بي پروايي ام به اوج مي رسد، مي خواهم آنچه كه مي توانم انجام بدهم براي حسين، جانم را حتي 
رضا غفاريان
اگر بخواهيم آقا شمس را تعريف كنيم در يك جمله بايد بگوييم: بسيار قوي، بچه لواسان و بار آمده طبيعت . سيد است و شور حسيني در سر دارد. مي گويد: تا چشم باز كردم خود را در همين ترك مزرعه، در سينه كش ورجين يافتم، در كنار كماي و قارچ و گون و قوچ و ميش. عجب دنيايي است اين طبيعت پرسايه و روشن و پر رمز و راز لواسانات. روح آدم را در پيچ و خم هايش به زاويه هاي پر ابهام و ايهام مي برد.
نمي دانم چقدر با طبيعت كوهستاني آشناييد. بعضي ها مي گويند كوير دل آدم را صاف مي كند، مثل خودش. صاف و بيكرانه و بي انتها، اما كوه مي گويند كه پيچيده است، پرسايه و پرفراز و نشيب، پر پرتگاه، خيلي جاهايش را جريده بايد رفت وگرنه فرو غلتيدن از ستيغ هاي بلند را در پي دارد. مي گويند كوهستان حزم مي آورد. احتياط كار مي كند آدم را. پشت هر فرسنگ گويي گرگي، جانوري، جنبده اي در كمين توست. پس دل بيدار و سرهشيار بايد كه گام برداري - بي پروايي در كوهستان از بي عقلي است. مرد كوه اما بي عقل و بي پروا نيست، نمي تواند باشد وگرنه زنده نمي ماند. مي دانيد، كوهستان بي پروايي را برنمي تابد.
- پس تو چرا چنين بي پروايي سيد؟
- نمي دانم، آقا. شايد اينها را كه براي مرد كوه گفته اند چندان هم درست نيست، شايد هم من مرد كوه نيستم. و مي خندد. همين قدر مي دانم محرم كه مي شود بي پروايي ام به اوج مي رسد، مي خواهم آنچه كه مي توانم انجام بدهم براي حسين، جانم را حتي.
صاحب بزرگترين علامت لواسان است شمس و به عبارتي شايد يكي از بزرگترين علامت هاي تهران. همان اول كه با او دست دادم، گرچه كوشيد به عادت هميشه فشار نياورد، اما سنگيني گيره انگشتانش را حس كردم. يكبار دست يك مدعي گردن كلفتي را فشار داده بود و فردايش تا مچ سياه شده بود دست آن بنده خدا.
- نه آقا، شايعه است.
شايعه نيست. معروف است كه 2 تا قوچ بالغ را با دو دست نگاه داشته و با خود مسافتي برده تا از خطر دور كند. آخر محيط بان هم بوده اين آقا شمس و حالا، روز سوم محرم، علم بزرگ سر هم جمع و از خانه بيرون آورده شده، آماده براي ورود به عرصه بزرگ عزاداري حسين (ع) ، عرصه اي به بزرگي ايران اسلامي.
روز سوم شهادت حسين (ع)، سردار آزادگي و سرور شهيدان، يعني روز سيزدهم محرم، او با اين علامت به مراسم خاكسپاري شهدا، دسته بني اسد، به ميدان ري خواهد رفت تا از آنجا به سه راه امين حضور و سرچشمه و مولوي برود، دور بزند و همراه با تمام علامات و دسته هاي بزرگ تهران، مراسم نمادين شهداي كربلا را به جاي آورد. شمس، اين مرد يال و بازو و ميان، خود را بايد براي آن عرصه دشوار آماده كند.
- روز سوم هر چه علامت بزرگ است جمع مي شود در شوش و ري. لواسان نبايد كم بياورد.
گفتم اهل حزم و احتياط نيست. اين مرد كوه از آن كه كمتر كسي جرات مي كند تن زير بار اين علامت 280 كيلويي با آن تيغه هاي فولادي عظيم و مرغ هاي فلزي و پرها، كه با هر لنگر خود وزن آن را چندين برابر مي كنند، بسپارد. حتي چند قدم به پيش بردن اين علامت جگر شير مي خواهد و سر بي پروا. از پا در نيايي زير بار علامت؟
- فداي حسين (ع)
شمس با آنكه وضع مالي چندان خوبي ندارد و هزار مشكل دارد، در زندگي شخصي بيش از 30 ميليون تومان بابت ساخت اين علامت داده است. چطور؟
- زمين را فروختم، فداي حسين (ع) .
دسته ها و علامت ها
حاج ابوالقاسم مطيعي 60 سال دارد، بچه تهران است، ميدان شاه سابق قيام .
-آن وقت ها توي محل بچگي ام، بازارچه صحت، كوچه ستون سنگي كه اگر يادتان باشد آخرش مي خورد به بازارچه نايب السلطنه، عاشقانه دنبال دسته هاي سينه زني راه مي افتادم. يادش بخير، هيات كاشاني هاي مقيم تهران. هر محله اي دسته اي داشت، سردسته هم معمولا بزرگ محل بود.
دسته طيب حاج رضايي از همه دسته هاي ديگر بزرگتر است، علامت دسته او هم همين طور. پشت سرش دسته هاي ديگر به ترتيب قدر و همت و تعداد راه مي افتند. يادواره سوم امام شهيدان است. دسته طيب به تنهايي حدود 3 كيلومتر طول دارد، دسته هاي ديگر هم كمابيش در همين حدود. جمعيت دو سوي خيابان ها را پر كرده است. جاي سوزن انداختن نيست. شوري عجيب برپاست. سوم شهيدان كربلاست. زينب س پيكر پاره پاره برادر را پيدا مي كند. شور و گريه و فرياد خيابان ها را پر مي كند. صداي سينه و زنجير با فريادهاي حسين حسين و گريه مردان و شيون زنان در هم مي پيچد. اجساد شهدا يكي يكي پيدا مي شوند: مراسم تدفين. تا شهدا دفن شوند و بني اسد كار كشتارگاه كربلا را به پايان برساند، خيلي ها غش مي كنند و از صحنه خارج مي شوند. خيابان ها يكسر به صحراي كربلا بدل شده است. دسته طيب پيشقراول اين نمايش بزرگ پس از عاشورا است: بازسازي دسته بني اسد در سومين روز پس از عاشورا، خاكسپاري شهيدان و تمام علامت ها، علم ها و چلچراغ ها به ميدان آمده اند. دسته طيب و به دنبال او دسته هاي ديگر از ميدان شوش و ري راه مي افتند و مسير را تا سه راه امين حضور و سرچشمه و مولوي طي مي كنند و دوباره به سوي پايين برمي گردند. به تاني و آهسته گام برمي دارند، توقفي در هر چند گام و زنجيري و سينه اي و نوايي و باز چند گام به پيش و باز و باز...
حاج ابوالقاسم مطيعي امروز هيات محبان الحسين را در انتهاي خيابان پيروزي دارد. هياتي بزرگ كه مراسم آن بيش از ديگر هيات ها، تا 17 محرم ادامه دارد. مي گويد: مراسم بني اسدي هنوز هم ادامه دارد. در اين روز، يعني سيزدهم محرم، دسته هاي بزرگ تهران با علامت ها، علم ها، كتل ها و چلچراغ هايشان در همان مسير قديمي به حركت درمي آيند و اين مراسم آئيني  تا امروز به يادگار مانده است.
گفتم كه دسته طيب وقتي مي  آمد حدود 3 كيلومتر طول داشت و 2 ساعت طول مي كشيد تا رد شود. حداقل يكهزار و 500 نفر بودند و هر كدام 2 متر از يكديگر فاصله داشتند. دسته طيب و دسته هاي ديگر روي هم ساعت ها مسير را طي مي كردند و در تمام اين مدت مردم در دو سوي خيابان ها اجتماع مي كردند. امروز هم چنين است و اين مراسم مي تواند به عنوان حسن ختام سوگواري هاي عاشورا تلقي مي شود.

آذين بندي نخل 600 ساله تفت
029991.jpg
حسينيه تاريخي شاه ولي مراسم سنتي ويژه خود را در ماه محرم آغاز مي كند. سال هاست كه مراسم نخل برداري، از ويژگي هاي منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداري در يزد محسوب مي شود و در اكثر نقاط استان يزد در روز دهم محرم، بعد از به جا آوردن نماز ظهر عاشورا هيات هاي مختلف به زير نخل رفته و با صداي حسين حسين سه بار نخل را به دور كلك حسينيه مي گردانند.
دو نخل قديمي واقع در ميدان امير چخماق و بعثت يزد و دو نخل در محله گرمسيري و شاه ولي شهرستان تفت قرار دارند كه اين 4 نخل در ظهر عاشورا آذين بندي مي شوند.
نخل حسينيه شاه ولي شهرستان تفت قديمي ترين نخل شناخته شده استان است كه جزيي از مجموعه شاه ولي شامل مسجد، بقعه، بازار، آب انبار، مدرسه و نخل است. اين مجموعه در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده و متعلق به قرن نهم هجري است. در منابع تاريخي نيز به پارچه سياه پوشي اشاره شده كه توسط علي اصغر گرجي در سال 1229 هجري قمري وقف شده است. وزن اين نخل تقريبا 2500 كيلوگرم و بلندي آن 9 متر است كه اخيرا توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد مورد مرمت قرار گرفته است. برخي معتقدند نخل اقتباس از خيمه حضرت موسي (ع) است يا به تابوت عهد ، صندوقي كه خداوند بر مادر موسي (ع) نازل كرد تا حضرت موسي (ع) را در آن قرار دهد، انتساب دارد. بعدها اين تابوت به دست قوم وي افتاد كه از آن نگهداري و بدان تبرك مي جستند. برخي ديگر عقيده دارند نخل به قيام حضرت امام حسين(ع) اشاره دارد و مي خواهد خاطره خيمه هاي حرم آن امام را در كربلا مجسم كند.

يك عزاداري جمع وجور و خودماني
029961.jpg
پاركينگ يك ساختمان دو طبقه در يك كوچه بن بست در جاده خاوران، شهرك كاروان حسينيه كوچكي است كه جمعي از جوانان بروجردي ساكن در اين محله در ايام سوگواري محرم در آن طبق رسم و رسوم خود براي عزاداري هر سال دور هم جمع مي  شوند؛ جواناني كه بيشتر آنها در كارهاي ساختماني مشغول هستند. آنها مانند ديگر همشهري هاي خود در استان لرستان در روز عاشورا روي شانه ها و سرخود مقداري گل مي  مالند. البته در شهرهاي مختلف هر كس مقداري از اين گل را بر سروشانه هايش مي  مالد. در مركز استان ، خرم آباد، چند روز قبل از عاشورا گودال هايي مي  كنند و داخل آن آب و خاك رس مي  ريزند. قبل از شروع مراسم عزاداري داخل آن گودال مي  روند و كل قد وقامتشان مملو از گل مي  شود و در كنار آتشي كه در كنار گودال است مي    ايستند تا خشك شوند. پس از پايان عزاداري درظهر عاشورا تمامي حمام هاي عمومي شهر به صورت رايگان براي استحمام عزاداران باز هستند. در تمامي هيات ها وقتي كه دسته عزاداران از هيات  خارج مي  شوند، معمولا اولويت ايستادن در ابتداي صف زنجيرزنان با افراد قد بلند است. ولي در اينجا اولويت با سادات است كه آنها با پاي برهنه در ابتداي صف مي  ايستند. البته جدا از ريش سفيدان و بزرگان هيات كه در ابتداي صف با همان نوحه زنجيرزنان به سينه زني مي  پردازند.
نوحه خواني آنها بيشتر نوحه هايي محلي است و اگر هم نوحه اي فارسي بخوانند با همان سبك و سياق محلي مي  خوانند. دسته هاي عزاداري در روز تاسوعا، در روستاها و شهرستان ها هنگام خروج از هيات به امامزاده  ها و بقعه هاي متبرك محل مي  روند، اما در تهران دسته هاي عزاداري بروجردي ها به مساجد يا ديگر هيات هاي همشهري در گوشه وكنار شهر مي  روند و شب هاي قبل از تاسوعا و عاشورا را به دعوت يكي از اعضاي هيات كه نذري دارد، در خانه او مي  روند و آنجا پذيرايي مي  شوند.

عزاداري در بيرمنگام
ايراني ها هر جاي دنيا كه -باشند در مواقع خاصي همديگر را پيدا مي كنند. ردپاي ايراني ها را اول از همه مي توان هنگام مسابقات تيم هاي ملي رشته هاي مختلف ورزشي جست وجو كرد. تماشاگران ايراني در همه جاي دنيا - به جز اسرائيل و عربستان - بر تماشاگران خودي كشورهاي حريف ايران چربش دارند.در مراسم مربوط به عيد نوروز و سيزده بدر هم ايراني ها خوب همديگر را پيدا مي كنند، حالا بگذريم از عده قليلي كه ترجيح مي دهند، مليت ايراني شان را پنهان كنند و خود را به عنوان بومي كشور محل زندگي جا بزنند.
ايراني ها در مراسم مذهبي مربوط به ماه مبارك رمضان و ايام سوگواري محرم نيز در هر جاي دنيا كه باشند، دور هم جمع مي شوند. همكارمان سيدحسين غضنفري از مشاهدات خود در زمان اقامت در شهر بيرمنگام انگلستان مي گويد، به همراه خانواده اش در مراسم عزاداري تاسوعا و عاشورا در تنها مسجد شيعيان اين شهر شركت مي كرد. ماجرا مربوط به 7-6 سال قبل است.البته اقليت ايراني ساكن انگلستان نسبت به ساير اقليت ها واقعا در اقليت قرار دارند. هندي ها اقليت غالب ساكن اين كشور را تشكيل مي دهند، درست همان طور كه ترك ها در آلمان در اكثريت هستند و الجزايري ها در فرانسه. بين همين هندي ها و پاكستاني هاي مقيم انگلستان نيز شيعه ها در اقليت هستند.
آنها به همراه شيعيان ايراني، آفريقايي و عراقي هرساله از شهرهاي اطراف بيرمنگام به تنها مسجد شيعه اين شهر مي آيند تا مراسم سوگواري شهادت امام حسين ع را برپا كنند. تعدادشان معمولا به كمتر از 200 نفر مي رسد كه در اين جمع نيز سوگواران ايراني اكثريت را تشكيل نمي دهند. بيشتر درصد هموطنان ايراني به دانشجويان بورسيه و كاركنان كنسولگري ها اختصاص دارد.
در شب هاي تاسوعا و عاشورا مجلس سوگواري به زبان انگليسي برگزار مي شود، يعني سخنراني به زبان انگليسي است، اما نوحه ها به زبان اردو و گاهي نيز عربي خوانده مي شود. نوع و لحن نوحه هاي پاكستاني مثل نمونه هاي ايراني دلنشين و آنقدرها سوزناك نيست و بيشتر براي خودشان جالب است. عراقي ها بهتر مي خوانند و مداحي هاي آنها با روحيات ايراني ها سازگارتر است.
وقتي اينها دور هم جمع مي شوند، به اندازه چندصد نفر سروصدا و شور و شوق دارند. صداي مداحي و سخنراني و گريه و زاري از بلندگوي حياط مسجد پخش مي شود، اما سروصدا زياد به بيرون درز نمي كند، چون ممكن است موجب تذكر از سوي مسوولان شهري شود.
ديپلمات هاي سفارت ايران هم در مساجد شيعيان شهرهاي بزرگ انگليس پخش مي شوند و احيانا سخنراني هم مي كنند. بعد از پايان مراسم عزاداري نوبت به سرو غذاهاي نذري مي رسد. البته از قيمه هاي معروف امام حسيني خبري نيست و عزاداران بايد به غذاهاي تند به سبك هندي و پاكستاني اكتفا كنند و از آن لذت ببرند.غذاها از خانواده قيمه است، ولي لپه ندارد؛ برنج پاكستاني است به همراه گوشت فراوان و با ادويه  هاي تند. خوشمزه است، چيزي شبيه به شله زرد هم مي دهند كه خوردن آن را زياد توصيه نمي كنيم.بين جمعيت زن و مرد مسجد پرده اي كشيده شده است كه آنها را از هم جدا مي كند. تمام مدت مراسم در صحن مسجد اجرا مي شود و از بيرون رفتن هاي دسته هاي عزاداري خبري نيست. در واقع در اين شهر - در 6 سال قبل - كسي همت نمي كند براي مجوز حركت دسته هاي عزاداري به مراجع مسوول رجوع كند. به هر حال چنين حركاتي در حكم نوعي راهپيمايي مذهبي محسوب مي شود.گاهي شركت كنندگان اينگونه مراسم با خود دوستان هندو يا مسيحي را نيز براي تجربه و مشاهدات به مسجد مي آورند. شبستان مسجد نيز در اين ايام خاص فضايي درخور محرم دارد و علاوه بر عكس امام خميني ره تصاوير مربوط به كربلا و عكس امام حسين ع نيز روي ديوارها به چشم مي خورد.
به هر حال، اين فقط يك تصويرسازي از عزاداري در اين گوشه دنياست و مي دانيم كه مسجد شهر بيرمنگام در روزهاي تاسوعا و عاشورا، شلوغ ترين محل عزاداري در سرتاسر جهان نيست، اما لطف خاص خودش را دارد. كافي است يكبار حضور در چنين مراسمي را در يك شهر بيگانه تجربه كنيد و ببينيد كه در ديار غربت چقدر مي  چسبد.

دكه
029946.jpg
رفيق حريري، شهيد بزرگ لبنان 
اكثر روزنامه هاي عرب زبان و حتي غيرعرب زبان تيتر اول خود رابه ماجراي ترور نخست وزير پيشين لبنان، رفيق حريري اختصاص داده اند. روزنامه المستقبل با پاپ عكس بزرگي از حريري از او تجليل كرده است. در زير عكس رفيق حريري عكس هاي كوچكي از ديگر كشته شدگان در حادثه انفجار بمب با ذكر نام درج شده است: يحيي مصطفي الاعرب ابوطارق ، طلال نبيه  ناصر، محمدرياض غلاييني، عمراحمدالمصري، محمدسعد الدين درويش و زياد محمدطراف.
029994.jpg
شلوغي در سياره خاكي 
روزنامه يو.اس.اي تودي يك واريته به تمام معناست و اخبار گوناگوني را مي  توان در صفحه يك آن مشاهده كرد.اصلي ترين مطلب مختص به ترور رفيق حريري و درج عكس بزرگي از اين حادثه انفجار بمب است. مطلبي هم درباره رشد جمعيت در كره زمين از سال 1820 تا سال 2004 به چشم مي  خورد.در سال 1820 جمعيت در سياره خاكي يك ميليارد نفر بود، ولي هم اكنون جمعيتي بيش از 5/6 ميليارد نفر زمين را دربرگرفته است.
029958.jpg
ضربه به قلب لبنان 
الشرق الاوسط تيتر زد: ضربه به قلب لبنان در همين صفحه اول اين روزنامه عربستاني مطلبي تحليلي درباره ترور رفيق حريري نوشته شده است، با اين تيتر كه: چه كسي از قتل حريري نفع مي  برد؟ نخست وزير سابق لبنان پاي ثابت صفحات اول تمام روزنامه هاي عربي است. تيتر الحيات كمي احساساتي تر است: رفيق حريري شهيد شد، لبنان روي خط زلزله افتاد!
029949.jpg
روزنامه ورزشي يا كاتالوگ 
صفحه يك روزنامه اسپورتس نيپون چاپ ژاپن شبيه اطلس و نقشه هاي جغرافياست. با ديدن اين صفحه نمي  توان پي برد كه اين يك نشريه ورزشي است يا كاتالوگي است درباره نقاط توريستي كشور ژاپن. تيتر زرد بغل راست هم ياد آور عنوان فيلم هاي قديمي جكي چان است، با همان شكل هايي كه خانه هاي ژاپني را در ذهن تداعي مي  كند. اين هم به هر حال گرافيك نشريه اي است كه قرار است ورزشي باشد.

سرقلم
عاشورا در وبلاگ هاي خارجي 
با نگاهي به سايت هاي اينترنتي و وارد كردن واژه هاي كليدي Muharram و Ashura در موتورهاي جست وجوگر اينترنت، سايت ها و وبلاگ هاي خارجي بيشماري را مي توان يافت كه درباره حادثه عاشورا و امام حسين (ع ) مطلب نوشته اند. در بعضي از سايت هاي اينترنتي فقط تعاريف و شرح مختصري درباره عاشورا مي خوانيد. اين سايت ها ممكن است دايره المعارف آنلاين باشد، اما بعضي از سايت هاي ديگر تجربه شخصي افراد درباره عاشورا و برداشت آنها از اين واقعه و قيام امام حسين (ع ) است. در ميان سايت هايي كه موتورهاي جست وجوگر براي شما پيدا مي كنند، وبلاگ هاي مسلمانان و حتي غيرمسلمانان خارج از جهان اسلام را نيز مي توانيد مطالعه كنيد و از ديدگاه آنان درباره عزاداري هاي دهه اول محرم و حتي درباره واقعه كربلا آگاه شويد. در اينجا نوشته هاي يكي از وبلاگ ها را كه در آن مشاهدات و تجربه شخصي نويسنده درباره عاشورا شرح داده شده است، مي خوانيد: منبعmuslimwakeup.com :
امروز اولين روز ماه محرم است، محرم اولين ماه از تقويم اسلامي است. در 10 روز آينده ميليون ها شيعه مراسم عزاداري شهادت امام حسين ع ، نوه حضرت محمد ص را برگزار خواهند كرد. شب زنده داري هاي شب هاي محرم خيلي باشكوه است و در اعماق وجود انسان اثر مي گذارد و ياد و خاطره آخرين روزهاي عمر امام حسين ع را زنده نگه مي  دارد. شب زنده داري هاي محرم شورانگيز است. محرم داستان عدالت، پايداري و استواري يك انسان بر سر عقيده است، يادآور پيروزي ايمان بر زور و قدرت حيوان صفتان است. يك حس توامان شادي و غم. زماني كه در لس آنجلس بودم براي اولين بار دوست خوبم كريم مرا به شركت در يكي از اين مراسم ها دعوت كرد و از آن پس به دفعات خودم راسا به مراسم عزاداري امام حسين (ع ) رفتم. حتي گاهي اوقات ترجمه خطبه هاي شيخ مرتضي القزويني را كه به زبان فارسي و عربي بيان مي شد بايد به انگليسي تكرار مي كردم كه البته واقعا كار سختي بود. در اواسط شب، چراغ ها كم نور مي شد و صداي آهنگين شيخ كه نوحه هاي شب هاي محرم را مي خواند با صداي گريه و هق هق زنان و مردان حاضر در مجلس در هم مي آميخت. اين صداها و نواها هماهنگي غم، اندوه و فراق بود. صداي دعوت به پيوستن به خط حقيقت و راستي صراط المستقيم بود كه هيچ وقت از خاطرم بيرون نخواهد رفت. خيلي ها هيچ وقت اين واقعه تراژيك را درك نكردند. اين ماجرا در بطن خود هشدار و تلنگر را به همراه دارد، شايد به همين خاطر باشد كه شيعيان براي قدرتمندان هميشه يك خطر محسوب مي شوند، خطري براي معاويه ها و يزيد هاي زمانه!

چارچوب
029952.jpg
عكس: ساتيار امامي 
حتما همه شما آرزو داشتيد در چنين روزي مراسم عزاداري امام سوم شيعيان را در اين مكان برپا مي  كرديد. اينجا همان كربلايي است كه سال ها آرزوي آن را در سر مي  پرورانديد: صحن امام حسين (ع )، عاشوراي سال 1382

خبرسازان
ايرانشهر
تهرانشهر
دخل و خرج
در شهر
عكاس خانه
شهر آرا
يك شهروند
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  عكاس خانه  |  شهر آرا  |  يك شهروند  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |