جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۲
سال يازدهم - شماره ۳۰۵۱
رسانه
Friday.htm

جنگ از پس فيلترها
پوشش خبري رسانه هاي غربي در جنگ خليج فارس اول و دوم سبب شد تا اين جنگ ها شسته رفته و با كمترين تلفات به نظر برسد
003980.jpg
بت داپونته*
ترجمه: زهره جنابي
پوشش خبري رسانه هاي غربي از جنگ خليج فارس در سال ،۱۹۹۱ سبب شد تا اين جنگ بسيار شسته رفته و مطلوب به نظر برسد. وزارت دفاع آمريكا، هر روز «خلاصه اخبار» جنگ را به خورد آمريكاييان مي داد. اين خبرها در واقع «نمايش هايي» بودند كه از فيلتر «سانسور شديد» اين وزارتخانه عبور كرده بودند.
براي بسياري از جوانان آمريكايي، كه جنگ ويتنام را خاطره اي مربوط به دوران كودكي خود مي دانستند، نمايش هاي كالين پاول، رئيس وقت ستاد نيروهاي آمريكايي و ديك چني، وزير دفاع آن زمان، بيشتر شبيه نمايش تحريف شده بازي هاي «نشان بده و بگو» در مدارس ابتدايي بود كه توسط آن اسباب بازي هاي جديد صنايع دفاعي، به مردم دنيا نشان داده مي شد.
اما چيزي كه نشان داده نشد، حوادثي بود كه مردم عراق پس از جنگ دچار آن شدند، اكثر روزنامه نگاران با دشواري فراوان «داستان» مرگ و مير بيش از حد، در آسيب پذيرترين اقشار جامعه يعني كودكان و سالخوردگان را نقل كردند. اوضاع كنوني اين پرسش را براي بسياري مطرح كرده كه «در جنگ خليج فارس چه تعدادي از غيرنظاميان جان سپردند؟» آيا جنگ خليج فارس واقعاً همان جنگ شسته رفته و سازماندهي شده اي بود كه همگان آن را باور كرده بودند؟
اينجانب در تحقيقات خود، «تلفات» ناشي از جنگ را به پنج مقوله متمايز تقسيم كرده ام:
الف) غيرنظامياني كه به دليل تأثيرات مستقيم جنگ، جان خود را از دست دادند.
ب) غيرنظامياني كه به دليل تأثيرات غيرمستقيم جنگ، جان خود را از دست دادند.
ج) نظامياني كه بر اثر تأثيرات مستقيم جنگ، جان سپردند.
د) نظامياني كه در شورش هاي پس از جنگ جان سپردند.
هـ) غيرنظامياني كه در شورش هاي پس از جنگ مردند.
نخستين مقوله يا غيرنظامياني كه به دليل تأثيرات مستقيم جنگ جان سپردند، همان موردي است كه به لحاظ تاريخي به عنوان تلفات غيرنظاميان جنگ از آن ياد مي شود. اين مقوله شامل مواردي از مرگ غيرنظامياني است كه در نتيجه عدم اصابت بمب ها به اهداف مورد نظر جان سپرده اند، يا اينكه هدف را درست زده اند، اما غيرنظاميان كشته شده اند يا غيرنظامياني كه در جريان تبادل آتش كشته شده اند و غيره. پس از آن با گردآوري اطلاعاتي كه عمدتاً به گزارش شاهدان و داده هاي دولت عراق (مورد تأييد گزارش شاهدان) متكي است، برآورد كرده ام كه تقريباً ۳۵۰۰ غيرنظامي در نتيجه تأثيرات مستقيم جنگ كشته شده اند.
اگر تعداد تلفات غيرنظامي به همين آمار ختم مي شد، من نيز شايد به افسانه «جنگ شسته رفته» اعتقاد پيدا مي كردم. با اين همه، پيش از جنگ خليج فارس در سال ،۱۹۹۱ تحقيقاتي در اين كشور انجام شده بود كه نشان مي داد مرگ ومير كودكان و نوزادان در عراق در دهه ۱۹۸۰ به شدت كاهش يافته است. در تابستان ۱۹۹۱ اندكي پس از شكست ارتش عراق، گروهي از پژوهشگران درباره نوزاداني كه از سال ۱۹۸۵ به دنيا آمدند، به پرس وجو از آن دسته از زنان عراقي پرداختند كه در سن بارداري قرار داشتند. آنان تاريخ تولد، و در صورت مرگ تاريخ درگذشت تمام كودكان مورد تحقيق را جمع آوري كردند. تحليل و بررسي تمامي اين اطلاعات نشان داد كه در سال ،۱۹۹۱ ميزان مرگ ومير نوزادان (شمار مرگ نوزادان در هر هزار تولد) در عراق تقريباً ۹۳ نفر در هر هزار تولد بود. حال اگر روال پيش از جنگ ادامه مي يافت، مرگ ومير ۳۶ نفر در هر هزار تولد پيش بيني مي شد. يكي از ابزارهايي كه جمعيت شناسان در اختيار دارند «جدول هاي مدل زندگي» است كه تنها زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه بخش هايي از منحني مرگ و مير در دسترس باشد.
با استفاده از اين نتايج، ما درمي يابيم كه در سال ،۱۹۹۱ تقريباً ۱۱۱ هزار «مرگ اضافي» ـ فراتر از آن چيزي كه در سال ۱۹۹۱ در عراق پيش بيني مي شد ـ رخ داده و دليل آن هم همان چيزي است كه من آن را اثرات غيرمستقيم جنگ ناميده ام و در واقع شامل تمامي اختلالاتي است كه جامعه عراق و اقتصاد آن كشور دچار آن شده اند. در ساير مقوله ها نيز متخصصين نظامي برآوردهايي را ارائه كرده اند.
مرگ ومير نظاميان به دليل اثرات مستقيم جنگ تقريباً ۴۹ هزار تا ۳۶ هزار نفر تخمين زده مي شود. مرگ ومير در نتيجه شورش هاي پس از جنگ تقريباً برابر با مرگ ۵ هزار پرسنل نظامي و حدود ۳۰ هزار غيرنظامي بود كه ۶۵ درصد از آنان «جنگجويان غيرنظامي» به شمار مي آمدند. آشكار است كه جنگ ۱۹۹۱ خليج فارس بر تعداد مرگ ومير نظاميان تأثيرات مستقيمي گذارده است. قطعاً آمار مرگ ومير غيرنظاميان پس از جنگ، بيش از اين تعداد در جريان آن بوده است. در دوران پس از جنگ بر اثر تأثيرات غيرمستقيم آن بر سلامتي غيرنظاميان، تقريباً ۶۰ هزار كودك و نوجوان زير ۱۵ سال جان خود را از دست دادند. عامل اصلي اين مرگ ومير چه بود؟ به اعتقاد بنده، نابودي زيرساختارهاي كشور نقش تعيين كننده اي در اين مرگ و ميرهاي مفرط داشته است. يعني مرگ غيرنظاميان پس از جنگ با همان سازوكارهايي سروكار دارد كه موجب مرگ مردم پس از وقوع زلزله، جاري شدن سيل و ساير بلاياي طبيعي مي شود. مردم در زندگي روزمره شان به زيرساختارهايي تكيه دارند كه تأمين كننده آب سالم، برق، گرما، سيستم خنك كننده، غذا، دارو و غيره باشند. هنگامي كه ناگهان زيرساختارهايي كه مردم به آنها تكيه دارند نابود شوند، زندگي همه مردم در معرض خطر جدي قرار خواهد گرفت. پس از بررسي آمار تلفات، روشن است كه قوانين كنوني جنگ، تغييراتي را كه در تكنولوژي جنگ ها رخ داده، در نظر نگرفته است.
با بررسي آمار تلفات، متوجه مي شويم كه قوانين كنوني جنگ، تغييراتي را كه در تكنولوژي جنگ ها رخ داده، در نظر نگرفته است. قانون جنگ كه از غيرنظاميان حمايت كرده و به قانون «تناسب» معروف است، مقرر مي دارد كه: «در هنگام اجراي عمليات جنگي، پيوسته بايد مراقب بود تا غيرنظاميان و مناطق غيرنظامي آسيب نبينند. در ارتباط با حملات، اقدامات احتياطي زير بايد اعمال گردد. كساني كه طرح يا تصميم به حمله اي را دارند بايد: . . . تمام اقدامات ممكن احتياطي در انتخاب ابزارها و روش هاي حمله را با اين ديد انجام دهند كه در هر شرايط تلفات و زخمي شدن تصادفي غيرنظاميان و آسيب ديدن مناطق غيرنظامي به حداقل برسد و از تصميم گيري درباره حملاتي كه انتظار مي رود باعث تلفات و زخمي شدن تصادفي غيرنظاميان و آسيب ديدن مناطق غيرنظامي و يا تركيبي از آنها و در ارتباط با گرفتن امتيازات خاص و نظامي گردد، خودداري كنند. »
اين قانون تنها در مورد تلفات غيرنظامي ناشي از تأثيرات مستقيم جنگي صادق است. اما هنگامي كه اين جنگ ها به شيوه اي انجام مي شوند كه مرگ وميرهاي ناشي از اين مقوله به حداقل رسيده تا بعدها غيرنظاميان دستخوش تأثيرات غيرمستقيم جنگ شوند، خود اين قوانين يا تفسير آنها را بايستي مورد بازبيني قرار داد. در «محاسباتي» كه بر مبناي امتيازات مستقيم و مشخص نظامي صورت مي پذيرند، بايستي تلفات غيرنظامي را چه از نظر تأثيرات مستقيم و چه غيرمستقيم در نظر گرفت. علاوه بر اين من و همكارانم ثابت كرده ايم كه تحريم هاي اقتصادي بر غيرنظاميان تأثيرات معكوسي را بر جاي گذاشته است تا آنجا كه «بديلي سترون» در مقابل جنگ به يك معنا اشاره كرده كه همانا بسط مفهوم جنگ و عمليات سنتي آن بوده تا جايي كه جان غيرنظاميان را به خطر انداخته است. در نهايت به نظر مي رسد كه راه مطمئني براي هدايت جنگ وجود ندارد. مي توان از گذشته آموخت و ديد كه به هنگام شكست ديپلماسي، اين غيرنظاميان هستند كه به شيوه اي نامتناسب دچار رنج و عذاب مي شوند.
پي نوشت:
* بت دوپونته، محقق دانشگاه كارنج ملون (ايالات متحده) و جمعيت شناس وزارت بازرگاني آمريكا، هنگامي كه در سال ،۱۹۹۲ در ارتباط با مسئله اي قربانيان غيرنظامي جنگ خليج فارس، ريچارد چني وزير دفاع وقت آمريكا را متهم كرد، كار خود را از دست داد.
لوموند ديپلماتيك ـ مارس ۲۰۰۳

رسانه هاي آزاد در عراق
003990.jpg
كركوك، سال پيش، هنگامي كه يك مشتري وارد فروشگاه تلويزيون عبدالرحمن محمد صالح شد، بحث و چانه زني بر سر يك معامله آغاز گرديد:
«يك تلويزيون در برابر يكي از ديش هاي ماهواره اي»
در زمان حكومت صدام حسين و تقريبا سانسور شديد اطلاعات، استفاده از آنتن هاي ماهواره اي شديداً قدغن شده بود و صالح كه سعي داشت اين موضوع را مخفي نگاه دارد، فقط چند روز بعد، در ساعت ۴ صبح توسط نيروهاي امنيتي در خانه اش دستگير شد. او پس از تحمل شش ماه شكنجه، آزاد شد. اما امروز حداقل پنج فروشگاه در آن منطقه، آنتن هاي ماهواره اي را به معرض فروش گذارده اند.
هر كدام از آنها كه ۴۰۰ الي ۵۰۰ شبكه را پوشش مي دهد حدوداً ۳۵۰ دلار قيمت دارند. شايد اين مبلغ گران به نظر برسد، اما براي مردمي كه براي اولين بار پنجره اي را رو به جهان بيرون مي گشايند، عين آزادي است. در دو هفته اي كه كركوك به دست نيروهاي كرد و نيروهاي ائتلافي آمريكا افتاده است، چندين رسانه از هر گوشه سر برآورده اند. كافي شاپ هايي تاسيس شده و يك ايستگاه راديويي با عنوان «صداي كركوك» آغاز به كار كرده است. روزنامه اي نيز با نام «كردستان جديد» با تيراژي گسترده در شهر سليمانيه چاپ و توزيع مي گردد. بسياري از مردم به كانال هاي تلويزيوني روي آورده اند كه توسط حاكم خودمختار محلي اداره مي شود، در حالي كه چنين گرايشي در گذشته با بدترين مجازات ها همراه بود. در بغداد نيز روزنامه هايي با عنوان العراق و الاتحاد منتشر مي شوند.
عمر غارب رئيس سازمان رسانه هاي (راديو و تلويزيون) كركوك مي گويد: «ما به چيزي فراتر از آزادي دست يافته ايم. بهتر است علايق حزبي و گروهي را كنار گذاشته و فقط به مردم فكر كنيم. » و مي افزايد: «زماني سه روزنامه مهم كردي زبان منتشر مي شد اما با روي كار آمدن حزب بعث در سال ،۱۹۶۸ انتشار روزنامه به زبان هاي كردي و تركي قدغن شد. آن روزنامه ها به گونه اي منتشر مي شدند كه گويي تنها اعراب در اين شهر زندگي مي كنند. »
سال گذشته سازمان آزادي مطبوعات كه مقر آن در آمريكا واقع شده، به دولت عراق هشدار داد كه اين رژيم، درصدر رژيم هاي سركوبگر جهان قرار دارد. در آن زمان عدي پسر ارشد صدام رياست اتحاديه خبرنگاران عراق را بر عهده داشت و در عين حال ۱۱ روزنامه و تمامي ايستگاه هاي راديويي و تلويزيوني را تحت اختيار خود درآورده بود. تصاوير تكراري صدام هر روز و يا مكرراً بر روي صفحه اول روزنامه ها چاپ مي شد و مجازات هرگونه جسارت يا توهين به صدام و مقامات ارشد دولتي، مرگ بود. خالد شعبان عضو بخش خاورميانه اي سازمان عفو بين الملل در لندن مي گويد: «ما اميدواريم كه بيش از پيش آزادي بيان و مطبوعات در عراق گسترش يابد، اما تا وقتي كه تكليف قدرت در اين كشور مشخص نگردد، مردم در خيابان ها به اظهار نظر مي پردازند.»
مردم با خريداري آنتن هاي ماهواره اي تا پاسي از نيمه شب و يا حتي صبح هنگام به تماشاي شبكه هاي آمريكايي و اروپايي مخصوصا سي ان ان، بي بي سي و فاكس مي پردازند.
در اين ميان تنها شبكه خارجي كه به زبان عربي برنامه پخش مي كند، شبكه الجزيره قطر است.
ابوبكر محمد امين، پيرمرد سالخورده اي كه از كنار فروشگاه صالح مي گذرد مي گويد: «آمريكايي فقط بلد بودند چگونه از صدام حمايت كنند. »
كريستين ساينس مانيتور

رسانه ها از جنگ پيشي گرفتند
003985.jpg
در جنگ عراق، تصور مي شد كه نيروهاي نظامي آمريكا، با استفاده از پيشرفته ترين تجهيزات از قبيل پست الكترونيكي، فكس و تلفن هاي ماهواره اي به مرحله جديدي از سيستم سريع ارتباطي دست يافته اند.
اما هميشه اين خبرنگاران و رسانه ها بودند كه جديدترين اخبار و تصاوير صحنه هاي نبرد را به خانه هاي آمريكاييان ارسال مي كردند. خبرنگاراني كه نيروهاي نظامي را همراهي مي كردند، زودتر از بقيه از آمار تلفات جنگ مطلع مي شدند، اما طبق قانون اين راز را مخفي نگاه مي داشتند و جالب آن كه خانواده هايي كه عزيزان خود را در تلويزيون مشاهده مي كردند، مي بايستي صبورانه منتظر مي ماندند تا مقامات نظامي از سلامتي سربازان به آن ها خبري بدهند.
طبق توافق صورت گرفته ميان پنتاگون و رسانه ها، خبرنگاران تنها پس از سپري شدن ۶۲ ساعت پس از رويت حادثه، اجازه داشتند كه اسامي مجروحان يا كشته ها را علني سازند. البته در آن زمان تصور مي شد كه وزارت دفاع حداكثر در ۲۴ ساعت، وظيفه اطلاع رساني به خانواده ها را انجام مي دهد. اما در برخي موارد روند آگاهي سازي خانواده ها از وضعيت سربازان آمريكايي با كاستي ها و مشكلاتي همراه بوده است.
براي مثال در ۲۵ مارس (۵ فروردين) يك فروند زيردريايي به همراه چهار سرنشين خود در يك عمليات شبانه مفقود گرديد. و اين غيبت ساعت ها به طول انجاميد. اليوت اسميت خبرنگار «يواس اي تودي» كه گردان آمريكايي را همراهي مي كرد، از ناپديد شدن اين زيردريايي مطلع شد. اما خبر اين حادثه ۱۸ ساعت بعد به مركز فرماندهي ارتش ارسال شد. علاوه براين طوفان شن عمليات جستجو را متوقف ساخت. ۲۸ مارس (۸ فروردين) غواصان نيروي دريايي، اين زيردريايي كوچك را در حالي كه در آب هاي رود فرات غوطه ور بود، پيدا كردند. اجساد اين ۴ تن نيز پيدا شد. اما آن روز، مقامات نظامي به خانواده هاي اين افراد، فقط گفتند كه اين چهار نفر مفقود شده اند. تا ۳۰ مارس (۱۰ فروردين) ارتش هيچ خبر ديگري را منتشر نساخت و روز بعد اعلام كرد كه اين چهار نفر در صحنه نبرد كشته شده اند. اسميت خبرنگار يواس اي تودي، زماني كه اين تراژدي را بازگو مي كرد، با تأسف اظهار داشت كه او از يك هفته قبل (پيش) اسامي مفقودين زيردريايي را مي دانسته، اما اجازه افشاي آن را نداشته است. مواردي هم بوده كه خانواده ها قبل از نيروهاي نظامي، از وضعيت عزيزان خود مطلع شده بودند.
در جنگ ويتنام، ارتش براي مطلع ساختن خانواده ها از وضعيت سربازان، سراغ تك تك خانه هاي آن ها مي رفت اما معمولاً اين مأموريت روزها و حتي هفته ها به طول مي انجاميد. اما در جنگ عراق اين زمان به ۸ ساعت تقليل يافت. به هر حال پنتاگون با ذكر خشنودي در نحوه اطلاع رساني و عملكرد خود، اظهار داشته كه اين تأخيرها، اغلب به دليل جستجو براي يافتن نزديك ترين افراد به فرد حادثه ديده بوده است.
يواس اي تودي

خبرهاي رسانه اي
روز احمق ها و رسانه ها
003995.jpg

در قرن شانزدهم، در فرانسه روز اول آوريل را به عنوان آغاز سال نو ميلادي جشن مي گرفتند و در اين روز تا پاسي از نيمه شب جشن ها و مراسم ويژه اي برگزار مي شد. اما در سال ،۱۵۶۲ پاپ گريگوري، تقويم جديد ميلادي را ارائه داد كه طبق آن اول ژانويه به عنوان آغاز سال اعلام شد. در آن دوران اطلاع رساني بسيار كند صورت مي گرفت و حتي گاه ديده مي شد كه مردم مناطق دوردست، سال ها بعد از حوادث و اخبار مطلع مي شدند. از اين رو اين سنت جشن سال نو در اول آوريل همچنان در برخي مناطق پابرجا بود.
از اين رو به مردمي كه اين روز را جشن مي گرفتند لقب «احمق» داده شد و اين مراسم كم كم به شوخي و تفريح تبديل گرديد. در اين روز، افراد گاهي با شوخي هاي مختلف سر به سر دوستان خود مي گذاشتند و افراد ساده اي كه اين حقه را باور مي كردند، «ماهي آوريل» ناميده شدند زيرا يك ماهي جوان و ساده، خيلي زود به دام مي افتد.
اين سنت هنوز هم ادامه دارد و تا برخي از مناطق از قبيل اسكاتلند، انگلستان، پرتغال و حتي آمريكا و مكزيك گسترش يافته است. در اين روز اكثر شوخي ها صرفاً جنبه تفريحي داشته و هدف خندانيدن دوستان و نزديكان است مثلاً با اشاره به كفش دوست خود مي گويند، بند كفش خود را نبسته اي، يا در نمكدان دوست خود شكر مي ريزند. دانش آموزان با عقب كشيدن ساعت كلاس، دوستان خود را گيج مي كنند، يا بر سر دوست خود آرد مي پاشند.
در اين ميان اخبار و رسانه ها نيز بي نصيب نمانده اند. در انگلستان، فيلم مستندي به نمايش درآمد كه در آن چگونگي تهيه و برداشت محصول ماكاروني از مزارع و درختان ماكاروني به نمايش در آمده بود.
و يا مثال ديگر آنكه شبكه NPR ان پي آر، در اين روز، در خبرها اعلام كرد كه «دولت بوش يك بودجه ۳۴۵ تريليون دلاري را براي سلامت و مراقبت از حيوانات خانگي (اعم از سگ و گربه. . . ) اختصاص داده تا ضمن بستري در كپيتول هيل، پرهايي براي پرواز بر روي بدن آن ها كاشته شود. گروه هاي حمايت از حيوانات و حقوق بشر نيز از اين تصميم پشتيباني كرده اند.» در روز احمق ها در آوريل، مدارس يا ادارات تعطيل نمي شوند، كسي كارت تبريك و يا هديه نمي فرستد، بلكه اين روز را به شوخي و تفريح سپري مي كنند تا با شادكردن نزديكان، يادآوري كنند كه ۳۶۴ روز ديگر هم خواهد آمد كه بايد آن ها را با شادي و موفقيت سپري كرد.

۱۶۵ سال با انتشارات ركلام
در آلمان، انتشارات معروفي وجود دارد به نام ركلام Reclam، كه از زمان تأسيس آن، ۱۶۵ سال مي گذرد. كارشناسان فرهنگي آلمان معتقدند كه اين انتشاراتي، خدمات بسياري را در جهت پيشرفت دانش و ادب و گسترش تفكر انتقادي و دموكراتيك در آلمان ايفا كرده است. نام ركلام تداعي كننده سري كتاب هايي است كه تحت عنوان كتابخانه عمومي، بهترين آثار ادبي و فرهنگي را در قطع جيبي به رنگ زرد و به قيمتي بسيار ارزان در اختيار دوستداران كتاب قرار مي دهد. گفته مي شود، هر كتابي كه چاپ ركلام باشد، را مي توان با اطمينان خاطر نسبت به كيفيت آن و با چشمان بسته خريداري كرد.
بنيانگذار اين انتشارات آنتون فيليپ ركلام بوده كه در سن ۲۱ سالگي با كمك مالي پدرش، كتابخانه اي را در شهر لايپزيگ آلمان خريداري مي كند. اين كتابخانه «موزه ادبي» ناميده شده و در آن جديدترين كتاب ها به زبان هاي ايتاليايي، آلماني، فرانسوي و انگليسي يافت مي شد.
يك سالن مطالعه نيز در اين كتابخانه وجود داشت كه در آن ۸۶ نشريه و روزنامه در دسترس علاقه مندان قرار مي گرفت. فيليپ ركلام در همان سال، اقدام به تأسيس انتشاراتي مي كند كه تاپايان دهه ،۱۸۵۰ در آن كتاب هاي ليبرال چپ و اپوزيسيون به چاپ مي رسيدند.
از سال ،۱۸۶۶ ركلام چاپ كتاب هاي ارزان قيمت را از سري كتابخانه هاي عمومي آغاز مي كند. در اين مجموعه تا كنون بهترين كتاب هاي عرصه ادبيات جهان، فلسفه، تاريخ هنر، موسيقي، فيلم و بسياري مباحث ديگر علمي و فرهنگي به چاپ رسيده اند. و امروز، هر كس كه در آلمان مدرسه يا دانشگاه رفته باشد، يقيناً كتاب يا كتاب هايي را از اين انتشارات در قفسه كتابخانه خود نگهداري مي كند. اين انتشارات امتياز چاپ دوم بسياري از كتاب ها را در آلمان به دست آورده و از اين طريق به نشر فرهنگ كمك مي كند.
علاقه منداني كه از خواندن چاپ اول كتاب هاي كمياب محروم مي مانند، مي توانند چاپ بعدي آن را كه در ركلام منتشر مي شوند، خريداري و مطالعه نمايند. شايان ذكر است كه ترجمه آلماني برخي از آثار ادبيات فارسي نيز توسط انتشارات ركلام منتشر شده است، از قبيل منتخب اشعار حافظ، فردوسي، مولوي و گلستان سعدي.
دويچه وله

چند توصيه به خبرنگاران
طي بيست سال گذشته، پوشش خبرهاي مربوط به مسائل اخلاقي و نژادي به طور چشمگيري رواج يافته است. روزبه روز سؤال هاي سازنده و جامع تري مطرح مي كنند و سعي مي شود در مصاحبه با گروه هايي كه عقايد و باورهاي متفاوتي دارند به زباني صحبت شود كه كمتر سبب رنجش آن ها گردد. اما با اين همه ملاحظات، هنوز برخي مشكلات لاينحل باقي مانده است.
در اين جا چند توصيه را كه در اصل به پناهجويان، مسافران و كولي ها مربوط مي شود، براي شما مي آوريم ولي بايد در نظر داشته باشيم كه اين اصول به تمامي گروه هاي اخلاقي و نژادي مربوط مي شود.
مسافران، كولي ها، پناهجويان و رسانه ها:
تهيه گزارش هايي ضعيف كه سبب سوءاستفاده از جايگاه اين افراد گردد يا فقط به مسائل كليشه اي بپردازد، در نهايت صدمات جبران ناپذيري را بر آن ها وارد خواهد ساخت و اگر اين عملكرد نادرست و منفي گرا تكرار شود، قطعاً بر نگرش و نوع رفتار رسانه ها نسبت به اين افراد و در موقعيت هاي متفاوت تأثير خواهد گذارد كه غيرقابل قبول خواهد بود.
پيمان برابري نژادي بيش از بيست سال است كه مسائلي از اين قبيل را تحت عنوان لايحه روابط نژادي مشخص كرده است. هر ساله در اين خصوص شكايات بسياري در دادگاه ها مطرح مي شود كه اكثر آن ها در ارتباط با نقض آشكار اين ماده قانوني است.
در اين مقاله سعي نداريم، رسانه ها را به خاطر تهيه گزارش از مسافران، پناهندگان و خانه بدوش ها پشيمان كنيم، بلكه برعكس در صدد هستيم كه آن ها را در تهيه گزارش هاي صادقانه، كلي، جامع و قانوني ياري نمائيم.
در تهيه گزارش هاي خود تعصب به خرج ندهيد:
عموم مردم طرفدار رسانه اي هستند كه فعال، پويا و مبارز باشد، اما اينگونه مبارزات بايستي بر اساس نگراني هاي واقعي مردم پايه گذاري شود و نه بر پايه تعصب هايي كه بر عليه گروه هايي خاص وجود دارد.
حقايق و اطلاعات را بار ديگر بررسي كنيد:
سراغ كارشناسان و متخصصاني برويد كه به شما كمك مي كنند و سريع به اصل مطلب بپردازيد. هر وقت لازم شد، جزئيات را با مراجع مربوط در ميان گذاشته و مورد بررسي دوباره قرار دهيد. صرفاً به اظهار نظر مقامات متعصب محلي يا مشهور اعتماد نكنيد. معمولاً به پناهجويان اتهاماتي وارد مي شود ولي آيا تمامي اين اتهامات واقعاً پايه و اساسي دارد؟
اجازه ندهيد عناوين خبري تهيه شده تحت تأثير عقايد و شيوه پردازش افكار ديگر اشخاص قرار گيرد:
معمولاً بخشي از عناوين مهم خبر به بحث درباره پناهجويان مي پردازد، در حالي كه مسائل بسيار با اهميت تر جامعه ناديده گرفته شده يا كم اهميت جلوه داده مي شوند. تنها درباره نقطه اسكان آن ها مطلب ننويسيد بلكه به مشكلاتي كه آن ها در پيش دارند نيز بپردازيد.
به عواقب عناوين خبري تهيه شده نيز فكر كنيد:
تصور نكنيد كه هميشه يك نقطه نظر وجود دارد. هميشه ديدگاه هاي سازمان هاي پناهندگي را نيز جويا شويد. بپرسيد تعبير و تفسير آن ها از موضوعات مطرح شده چيست و آيا آن ها پيشنهادي براي عناوين خبري شما دارند يا خير؟
به حرف دل افرادي كه درباره شان مي نويسيد، گوش كنيد:
نحوه استفاده شما از زبان، عبارت و كلمات بسيار اهميت دارد. عباراتي چون پرسه زدن، دوره گردي، زندگي كولي واري و آوارگي شديداً آن ها را آزار مي دهد و بايد در صحبت هاي خود از اين كلمات پرهيز كنيد. از كلماتي مانند «مسافر» استفاده كنيد. از كلمات كليشه اي هم وقتي استفاده كنيد كه كاملاً به موقع باشد يا توضيح كاملاً روشني در بيان شما آورده شود و هرگز اينگونه كلمات را در معناي منفي آن و براي تمامي گروه به كار نبريد.
براي افراد القاب نامربوط درست نكنيد:
در نظر داشته كه هر كدام از افراد يك مسافرند و در صورت ضرورت و آن هم به گونه اي شايسته به مليت و شيوه زندگي شان اشاره كنيد.

خبرنگاران تحت فشار قرار مي گيرند
به رغم تعصب بي نظير شركت هاي رسانه اي درباره شيوه پوشش خبرهاي جنگ عراق، موارد بسياري در خصوص سوءاستفاده رسانه ها در مخدوش كردن اخبار و همچنين مورد هدف قرار گرفتن خبرنگاران توسط نيروهاي نظامي آمريكا گزارش شده و اين تكرار ماجراهايي است كه قبلاً نيز در سرزمين هاي اشغالي روي داده بود. چندي پيش، خبرنگار ديگري در كرانه باختري «نابلس» (در غرب اردن) از سوي نيروهاي اسرائيلي مورد اصابت گلوله قرار گرفته و كشته شد.
چنين رويدادهايي، علاوه بر اينكه خبرنگاران را در دستيابي به آخرين اخبار درباره قساوت ها و ستمكاري هاي صورت گرفته، در اين مناطق محدود مي سازد، در نهايت به استقرار سياست سركوب و حكمفرمايي مطلق منتهي خواهد شد.
با نگاهي به تعداد بيش از حد خبرنگاران كشته، زخمي يا مفقود شده در عراق، و با عنايت به بي توجهي پنتاگون به اين موضوع و همچنين اوضاع مشابه در اسرائيل و سرزمين هاي اشغالي، احتمالاً در آينده اي نزديك شاهد آن خواهيم بود كه خبرنگاران آزاد و حتي وابسته در جهت احقاق حقوق خود و نيز كسب آزادي به مراجع قضايي متوسل گردند.
اينديپندنت

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   ايران  |   تكنيك  |   جامعه  |   دهكده جهاني  |
|  رسانه  |   زمين  |   شهر  |   علم  |   كتاب  |   ورزش  |
|  هنر  |   صفحه آخر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |