چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۳
سياست
Front Page

نومحافظه كاران تندرو افشا مي شوند
ايران كنتراي دوم
قرائن نشان مي دهد عواملي در پنتاگون مي كوشند از طريق كانالهايي غير از كانالهاي عادي سياست خارجي آمريكايك طرح تغيير رژيم (در ايران) را پيش ببرند، طرحي كه نه رئيس جمهورونه مردان سياست خارجي او، آن را تأييد نكرده اند.
002862.jpg
در مذاكرات محرمانه اي كه در دسامبر ۲۰۰۱ در ايتاليا آغاز شد، بجز طرفهاي آمريكايي پولاري رئيس سرويس اطلاعات نظامي ايتاليا و مارتينو وزير دفاع آن كشور حضور داشتند. موضوع اين مذاكرات ايران بود و منوچهر قرباني فر نيز در آن شركت داشت. با فاش شدن اين مذاكرات بود كه زنگهاي خطر در واشنگتن به صدا درآمد
* هسته اي شدن ايران كابوس اسرائيل است و براي جلوگيري از تحقق اين امر آماده است دست به هر كاري بزند
اف. بي.آي تحقيقات همه جانبه اي را درباره ماجراي جاسوسي در دفتر وزير دفاع آمريكا در پنتاگون آغاز كرده است كه هدف از آن «پاكسازي» ردها و ارتباطات فردي است كه نه براي يك دشمن كه براي يك متحد آمريكا يعني اسرائيل جاسوسي مي كرده است. اف.بي.آي معتقد است كه اين جاسوس اطلاعات طبقه بندي شده محرمانه اي را در اختيار اسرائيل گذاشته است، اطلاعاتي كه شامل اسناد محرمانه سياست كاخ سفيد درباره ايران مي شود.
در كانون اين تحقيقات كه به گفته رسانه هاي آمريكايي از يك سال و نيم پيش آغاز شده دو نفر در كميته روابط آمريكا و اسرائيل موسوم به «ايپك» قرار دارند كه يكي از آنها از تحليلگران اطلاعات دفاعي است كه در سال ۲۰۰۱ مسئول كار در يك دفتر ويژه مربوط به امور عراق و ايران به رياست داگلاس فيت از معاونان پنتاگون بود.
براساس گزارش هايي كه تاكنون دراين باره در رسانه هاي مختلف منتشر شده، اين مقام اطلاعاتي نظامي كه «لري فرانكلين» نام دارد اطلاعات بسيار محرمانه اي را در اختيار دو عضو ايپك قرار داده است و يكي از دو نفر يا هر دوي آنها اين اطلاعات را به سفارت اسرائيل منتقل كرده اند.حساس ترين اين اطلاعات پيش نويس متن كاملاً محرمانه مربوط به سياست آمريكا در مقابل ايران بوده است. دفتري كه فرانكلين از سال ۲۰۰۱ در آن كار مي كند كاملاً در تسلط نومحافظه كاران است و به رياست ويليام لوتي از افسران بازنشسته نيروي دريايي اداره مي شود. اين دفتر در تهيه و آماده سازي پرونده جنگ عراق نقش مهمي ايفا كرد.
اف.بي.آي مي گويد شواهدي، همچون نوار صوتي و چند تصوير، در اختيار دارد كه نشان مي دهد، فرانكلين، اين تحليلگر مورد اعتماد پنتاگون، يك دستور العمل محرمانه رياست جمهوري درباره سياست آمريكا در قبال ايران را در اختيار اعضاي «ايپك» قرار داده است.
اسرائيلي  ها با دستيابي به اين سند در حقيقت در جريان كامل تصميم گيري ها در اين باره در واشنگتن قرار مي گيرند و ممكن است براي تحت تأثير قرار دادن نتيجه تصميم گيري ها تلاش كنند. فرانكلين روابط گسترده اي با پل وولفوويتز و داگلاس فيت دارد و اكنون رسانه هاي آمريكايي به نقل از مقامات ناشناس اين نگراني را مطرح مي كنند كه مبادا اسرائيل با استفاده از اين عامل نفوذي خود در عالي ترين سطوح پنتاگون سياست هاي آمريكا در جنگ عراق را نيز تحت نفوذ و تأثير قرار داده باشد.
گفته مي شود كه تحقيقات اف.بي.آي در اين مورد بسيار گسترده تر از آن چيزي است كه در گزارش هاي رسانه ها آمده است. اين تحقيقات طولاني مدت چند مقام غيرنظامي ديگر در دفتر وزير دفاع را نيز دربرمي گيرد. بخش ديگري از اين تحقيق با هدف يافتن پاسخي براي اين پرسش انجام مي شود كه آيا مقامات پنتاگون اطلاعات محرمانه آ مريكا را در اختيار كنگره ملي عراق، حزب احمد چلبي، قرار داده اند و او هم اين اطلاعات را به ايران داده است يا نه.
دفتر داگلاس فيت مرد شماره ۳ پنتاگون در سه سال گذشته منشأ مجادلات بسياري بوده است. اين دفتر با چلبي روابط نزديكي داشته و مسئول برنامه ريزي هاي بعداز جنگ در عراق بوده است، برنامه ريزي هايي كه دولت بوش اكنون اعتراف به ناكافي بودن آن مي كند.
دفتر فيت روابط بسيار نزديكي هم با «لويس ليبي» رئيس دفتر ديك چني معاون رئيس جمهوري و از چهره هاي قدرتمند كاخ سفيد دارد. بعداز جنگ عراق، دفتر فيت به صورت فشرده دست به رايزني هايي درون دولت آمريكا زد تا زمينه رويارويي با ايران و سوريه را فراهم كند.
محور بعضي از اين رايزني ها، انجام اقداماتي براي بي ثبات كردن دولت هاي ايران و سوريه بود. نومحافظه كاران تندروي آمريكايي همچون ريچارد پرل، خود فيت و همچنين مايكل لدين، همكار پرل در مؤسسه «اينترپرايز» به شدت از اين سياست حمايت مي كنند. فرانكلين خود نيز روابط شخصي و ايدئولوژيكي با چند تن از چهره هاي سرشناس نومحافظه كار دارد كه «لدين» و «هارولد رود» كه زماني خود را مشاور پل وولفو ويتز در امور كشورهاي اسلامي مي دانست، از جمله آنها هستند.
جاسوسان اسرائيل در واشنگتن
002871.jpg
«استفان گرين» از نويسندگان وقايع نگار آمريكايي كه چند كتاب درباره روابط آمريكا و اسرائيل تأليف كرده است، در كتاب جديدش كه شش ماه پيش منتشر شد، نتايج تحقيقات گسترده درباره جاسوسي اسرائيل را در آمريكا توسط مقامات بلند پايه به تفصيل توضيح داده است. محور اين كتاب سه شخصيت از چهره هاي نومحافظه كار در پنتاگون هستند:پل وولفوويتز، داگلاس فيت و ريچارد پرل.
فيت از حاميان صريح حزب ليكود در اسرائيل است. او، پرل و چند تن ديگر از تندروهاي نومحافظه كار آمريكا هيأت كاري تشكيل دادند تا از بنيامين نتانياهو نخست وزير وقت اسرائيل بخواهند براي استقرار يك دولت دوست در بغداد با هدف تغيير توازن قدرت در خاورميانه به نفع اسرائيل تلاش كند. فيت پيش از اين در دولت ريگان در شوراي امنيت ملي آمريكا، تحليلگر مسائل خاورميانه بود؛ اما در ماه مارس ۱۹۸۲ به دليل اينكه از سوي اف.بي.آي موضوع يك تحقيق قرار گرفت از كار بركنار شد.موضوع تحقيق اين بود كه آيا فيت اطلاعات محرمانه اي را به يك مقام سفارت اسرائيل در واشنگتن داده است يا نه.
اما پرل كه در آن زمان به عنوان معاون وزير دفاع در امور امنيت بين المللي مشغول به كار بود، فيت را به عنوان مشاور مخصوص خود و بعدها به عنوان معاونش منصوب كرد.
در دوران مسئولت پرل، استفان براين از اعضاي سابق كميته روابط خارجي سنا هم ارتقاء مقام يافت. او نيز در اواخر دهه ۱۹۷۰ به دليل ارائه مدارك طبقه بندي شده و محرمانه به يك مقام اطلاعاتي اسرائيل تحت تعقيب و تحقيق اف.بي.آي قرار گرفت.
از «براين» خواسته شد كه كميته روابط خارجي سنا را ترك كند. او اداره امور امنيت تكنولوژي دفاعي را ايجاد كرد كه قوانين مربوط به انتقال تكنولوژي به كشورهاي خارجي را وضع مي كند.
در دوران مسئوليت او در اين اداره ،آمريكا انتقال تكنولوژي به اروپاي غربي و ژاپن را متوقف كرد و راهي تازه براي اين گونه روابط با اسرائيل گشود.
«استفان گرين» كه به همه اين موارد در كتاب خود اشاره كرده است درباره مورد جديد از جاسوسي اسرائيل در آمريكا مي گويد بعد از گفتگو با مأموران تحقيق در اين باره دريافته است كه اين تحقيق موضوعي فراتر از «فرانكلين» را در بر مي گيرد.
دو ماه بعد از چاپ كتاب گرين، اف.بي .آي در تماس تلفني از وي خواست به واشنگتن برود و درباره تاريخچه تلاش هاي جاسوسي اسرائيل در آمريكا اطلاعاتي در اختيار اين سازمان قرار دهد. اطلاعاتي كه گرين در كتابش آورده بود مورد توجه اف.بي .آي قرار گرفته بود.
سؤالاتي كه اف.بي.آي از گرين پرسيد درباره چند تن از مقامات پنتاگون از جمله پل وولفوويتز، ريچارد پرل، داگلاس فيت و مايكل لدين و استفان براين بود.
ايران كنتراي دو
002865.jpg

ماجراي اخير در آمريكا را «ايران كنتراي دوم» خوانده اند. انتخاب اين عنوان دو دليل دارد، نخست اين كه اسناد و اطلاعات محرمانه اي كه محور اين جاسوسي بوده است در حقيقت اطلاعات محرمانه مربوط به ايران بوده است.
برخي رسانه هاي آمريكايي مي گويند كه هدف اسرائيل از تلاش براي دستيابي به اين اطلاعات حتي از طريق جاسوسي از دوست متحد خود، آن است كه فكر مي كند آمريكا براي جلوگيري از كامل شدن توانايي هاي هسته اي ايران اقدام كافي نمي كند. هسته اي شدن ايران كابوس اسرائيل است و براي اين كه اين كابوس به حقيقت بدل نشود حاضر است دست به هر كاري بزند.
اما دليل دوم، شخصيت هاي اين ماجرا هستند كه نامشان براي آنها كه مسائل دو دهه گذشته در روابط ايران و آمريكا را پيگيري مي كنند نامي آشناست.
«فرانكلين» كه در كانون اين رسوايي قرار دارد به همراه «هارولد رود» همكارش در دفتر فيت كه كارشناس امور خاورميانه است، دو مقام آمريكايي هستند كه دو سال پيش با منوچهر قرباني فر دلال معامله ايران كنترا در دولت ريگان و همچنين چند تن از مخالفان جمهوري اسلامي ايران در مذاكراتي محرمانه شركت كردند. اين مذاكرات محرمانه در حقيقت بخشي از جنگ قدرت ميان تندروهاي طرفدار «تغيير رژيم» در ايران از يك سو و وزارت خارجه و سيا كه طرفدار اتخاذ موضعي هوشمندانه تر هستند، از سوي ديگر بود.
اولين گزارش هاي مربوط به اين ملاقات ها ابتدا يك سال پيش در نشريه «نيوزدي» منتشر شد و بلافاصله كميته منتخب اطلاعاتي سنا تحقيق در اين باره را آغاز كرد.
ماجراي اين مذاكرات محرمانه اكنون نيز بخشي از تحقيقات اف.بي.آي درباره مورد جاسوسي اخير است، اما اين كه ارتباط ميان اين دو موضوع چيست هنوز معلوم نشده است.
نشريه آمريكايي «ماهنامه واشنگتن» در تحقيقاتي كه در اين مورد انجام داده و از جمله مصاحبه اي با منوچهر قرباني فر، به اين نتيجه رسيده است كه اين ديدارهاي محرمانه در كنترل كاخ سفيد نبوده است. پنتاگون اين ديدارها را در ابتدا كاملاً اتفاقي خوانده بود، اما شواهد نشان مي دهد كه اين ملاقات ها كاملاً برنامه ريزي شده بوده است. محتواي اين مذاكرات هيچ وقت در رسانه هاي آمريكايي مطرح نشد و همچنان مخفيانه باقي مانده است. به نوشته «واشنگتن مانتلي»،  بي ميلي دولت آمريكا به فاش كردن جزئيات اين نشست ها در حقيقت فقط به اين دليل بوده است كه اين ماجرا نشان دهنده آن است كه يك عامل سركش در پنتاگون در تلاش بوده از طريق كانال هايي خارج از كانال هاي عادي سياست خارجي آمريكا يك طرح «تغيير رژيم» (در ايران) را پيش ببرد، طرحي كه نه رئيس جمهور و نه حتي عوامل سياست خارجي اش آن را تأييد نكرده اند.
اين ديدارهاي كاملاً محرمانه در دسامبر سال ۲۰۰۱ در ايتاليا و با حضور فرانكلين، رود و لدين از طرف آمريكا و قرباني فر و چند ايراني ديگر آغاز شد.
به نوشته «واشنگتن مانتلي»، در اين نشست نيكولا پولاري رئيس سرويس اطلاعات نظامي ايتاليا و آنتونيو مارتينو وزير دفاع اين كشور نيز حضور داشتند.
با فاش شدن اين مذاكرات، زنگ هاي خطر در واشنگتن به صدا درآمد. قرباني فر عامل اصلي نگراني ها بود چرا كه از اواخر دهه ۱۹۸۰ سيا او را يك دروغگو و كذب پرداز خوانده و افسران خود را از انجام هر گونه همكاري و فعاليت با او منع كرده بود.اما هشدارها به جايي نرسيد و دومين نشست نيز برگزار شد. به نوشته روزنامه ايتاليايي كوريره دلاسرا، دومين نشست در ژوئن ۲۰۰۲ در رم برگزار شد. قرباني فر به «واشنگتن مانتلي» گفته است كه او اين نشست را ترتيب داده اما خود در آن شركت نكرده است. به گفته قرباني فر در اين نشست يك مصري، يك عراقي و يك مقام بلندپايه دولت آمريكا كه نامش را فاش نكرده حضور داشته اند. دو مقام عراقي و مصري،  مقام آمريكا را درباره وضعيت عراق و خاورميانه آگاه كردند.
هيچ كس حتي سفارت آمريكا در ايتاليا از اين نشست و مذاكرات آن اطلاعي نداشت.
نشست بعدي در ژوئن سال ۲۰۰۳ در پاريس و با حضور «رود» و «قرباني فر» برگزار شد. به گفته قرباني فر هدف از اين نشست دادن اطلاعات به «رود» درباره اوضاع عراق و خاورميانه بوده است.در تابستان آن سال سنا با تشكيل كميته اي تحقيق در اين باره را آغاز كرد.
بعد از انتشار خبر اين مذاكرات در رسانه ها، دونالد رامسفلد به برگزاري نشست دسامبر ۲۰۰۱ اعتراف كرد اما آن را معمولي خواند و گفت: «هيچ چيز از اين مذاكرات به دست نيامد و ارزش اين همه سروصدا را نداشت.»
اما قرباني فر چنين نظري ندارد و معتقد است بحث هاي بسياري با حضور افراد زيادي مطرح شد.
002868.jpg
در يك سال گذشته كميته اطلاعاتي سنا تحقيقات محدودي در اين باره انجام داده است. اين كميته در جريان تحقيقات خود در چندين نوبت با لدين مصاحبه هايي صورت داده است. اما براساس توافق ميان طرفين، تحقيقات كامل در مورد اين مذاكرات محرمانه به بعد از انتخابات رياست جمهوري در ماه نوامبر موكول شده است.
جمهوري خواهان درون اين كميته كه بسياري از آنها از طرح «تغيير رژيم» در ايران حمايت مي كنند، در برابر چنين تحقيقاتي مقاومت مي كنند. اما دموكرات ها چنين تحقيقاتي را براي درك نقش محوري دفتر فيت در چنين ماجراهايي حياتي مي دانند و خواستار گسترش آن و در برگرفتن ماجراهاي مربوط به عراق هستند.
با پيش آمدن اين ماجراي جديد، به نظر مي رسد كه ديگر اين بار «فيت» و نومحافظه كاران اطراف او به راحتي نتوانند از مخمصه رهايي پيدا كنند.
رسانه هاي آمريكايي در تحليل هاي خود در اين مورد، كمرنگ شدن سياست هاي ضد ايراني تندروهاي آمريكا را از نتايج اين ماجرا دانسته اند.
منابع :واشنگتن مانتلي ،نيوزدي ،بي بي سي فاكس نيوز، سايت سيا( مطالب از طبقه بندي خارج شده) گرد آوري و ترجمه : نيلوفر قديري

مصاحبه با سليم الحص - بخش دوم و پاياني
آينده فلسطين

ديروز بخش نخست گفت وگوي خبرنگار همشهري با سليم الحص نخست وزير پيشين لبنان را در همين صفحه خوانديد. امروز در بخش پاياني اين گفت وگو مسائل مرتبط با فلسطين و آينده آن مورد بحث قرار گرفته است.
* دموكراسي در لبنان را چگونه مي بينيد؟
-قبلاً گفتم كه لبنان را يك كشور دمكراتيك نمي دانم، حالا اگر آزادي در لبنان زياد هست ولي دمكراسي كم است. زيرا نمايندگي به نيابت از مردم و نيز نظارت درستي در كشور وجود ندارد.
* به عنوان آخرين سؤال، از يك طرف اسرائيل اين روزها تهديدهاي زيادي كرده است، از طرف ديگر هم همانطور كه فرموديد اتحاد عرب فقط يك كاغذ است و تفرق بين دولت هاي عربي وجود دارد. از طرفي ديگر انتفاضه و مقاومت مردم فلسطين دارد روز به روز بالا مي گيرد، با توجه به اين سه فاكتور يعني تهديد اسرائيل، تفرق بين دولت ها و تقويت انتفاضه تحليل شما از آينده مبارزات فلسطين و وضعيت اسرائيل چيست. اسرائيل اين روزها تهديد جدي كرده، يعني هم لبنان را تهديد كرده و هم ايران و سوريه را، از طرفي هم اتحاد بين عرب ها و دولت هاي عرب وجود ندارد. از طرف ديگر انتفاضه روز به روز در فلسطين دارد بالا مي گيرد. حالا با توجه به اين ۳ فاكتور، جنابعالي آينده فلسطين را چگونه ترسيم مي كنند؟
- اولاً مي خواهم تحسين خود را نسبت به موضع ايران در قبال فلسطين ابراز دارم. چرا كه ايران همواره به فلسطين وفادار و حامي آن بوده است و ما از اين موضع جمهوري اسلامي ايران قدرداني مي كنيم و آن را ارج مي نهيم و آن را الگويي مي دانيم كه ساير كشورهاي همسايه بويژه كشورهاي عربي مي توانند از آن پيروي كنند. كشورهاي عربي آنقدر كه جمهوري اسلامي ايران نسبت به مسأله فلسطين توجه و حمايت خالصانه داشته است آنها نداشته اند.
* يكي از علل تهديد اسرائيل عدم اتحاد و همبستگي ميان كشورهاي عربي است نظر شما در اين باره چيست؟
- من از موضوع عدم همبستگي ميان كشورهاي عربي ابراز شگفتي مي كنم زيرا آمريكا همواره براي ايجاد تفرقه بين اعراب تلاش مي كند و دنباله رو نفوذ آشكار صهيونيسم در منطقه است. به اين معنا كه سياست آمريكا در خاورميانه را تقريباً اسرائيل ديكته مي كند و آمريكا با اعمال فشارهاي همه جانبه بر تمامي رژيم هاي عربي بين آنها تفرقه مي اندازد تا آنها در مسير و خط مشي همسو با آمريكا و هماهنگ با اسرائيل درآيند. از اين رو اقدام برخي كشورهاي عربي در گشودن روند صلح با اسرائيل را مبالغه آميز مي دانم. من شخصاً با طرح چهار جانبه موسوم به طرح نقشه راه كه حتي از سوي ياسر عرفات نيز پذيرفته شده است مخالفم. به اعتقاد من طرح نقشه راه يك طرح مشترك آمريكايي، اتحاديه اروپا و سازمان ملل است. يعني اين طرح يك طرح مشترك است. به اعتقاد من اين طرح يك طرح ظالمانه است و كشورهايي درصدد توطئه در رابطه با مسأله فلسطين هستند. زيرا در دو مرحله نخست اين طرح ابتدا ابزارهاي فلسطينيان و برگه هاي قدرت آنان از ايشان سلب مي شود و سپس در مرحله سوم مذاكرات صلح ميان فلسطيني ها و اسرائيل آغاز مي شود. كسي كه خواهان مذاكره است بايد براي شروع آن برگي داشته باشد كه به طرف مقابل ارايه كند. از اين رو فلسطين اگر امروز وارد مذاكره با اسرائيل شود مي تواند برگ امنيت اسرائيل را به طرف مقابل ارايه دهد، يعني امنيت اسرائيل روي ديگر انتفاضه است، زيرا انتفاضه امنيت اسرائيل را تهديد مي كند. فلسطين امروز مي تواند در مذاكرات خود به اسرائيل بگويد كه من مي توانم امنيت تو را برقرار سازم و به تو بازگردانم و در مقابل آن بيت المقدس و كل سرزمين هاي اشغالي و بازگشت تمامي آوارگان فلسطيني از سراسر جهان را مي خواهم. به بيان ديگر فلسطين در اين مذاكرات يك برگ رو مي كند و آن امنيت اسرائيل است. فلسطيني ها از اين برگ برنده مادام كه انتقاضه وجود دارد برخوردار هستند.
طرح نقشه راه در مرحله نخست نمي گويد كه انتقاضه پايان يابد زيرا امنيت اسرائيل همان ابتدا مجاني تأمين مي شود. در اين دو مرحله مي بينيد كه فلسطيني ها برگي ندارند كه در برابر اسرائيل ارايه كنند. زيرا امنيت اسرائيل را داده اند. بنابراين در چنين شرايطي فلسطين نه مذاكره كننده بلكه التماس كننده است. يعني از اسرائيل صلح را ملتمسانه درخواست مي كند و اين يك توطئه است. حتي در پيشنهاد موسوم به «پيشنهاد عربي» كه ۲ سال پيش در كنفرانس سران عرب در بيروت تصويب شد عباراتي چون بازگشت به مرزهاي ۱۹۶۷ و حضور ۲ كشور و غيره و نيز بازگشت پناهندگان عباراتي مبهم است. اولاً اين نيز يك حل و فصل به شمار مي رود نه يك صلح. حل و فصل نيمي از راه حل است. يعني مذاكره با اسرائيل ، روي نيمي از راه حل آغاز مي شود و در نهايت نيمي از راه حل را ارايه مي دهد.
يعني در اين مذاكرات يك حل و فصل به حل و فصل ديگر منجر مي شود و يك بخشي از راه حل را ارايه مي دهد. آيا اين بخش از راه حل براي فلسطيني ها و اعراب يا مسلمانان راضي كننده است، قطعاً نه. زيرا اين راه حل براي فلسطين راه حل مناسبي نيست و حتي «پيشنهاد عربي» در اين باره را نيز يك شروع اشتباه مي دانم. اعراب با اعمال فشارهاي آمريكا كه در پي فشارهاي اسرائيل و صهيونيسم صورت مي گيرد از هم پاشيد و متفرق شده اند.
به نظر من فلسطين با همه مشكلات و گرفتاري هايي كه هم اكنون شاهد آن است عنقريب به تنها مشعل فروزان در سراسر جهان عرب تبديل مي شود. براي نمونه در شهر «رفح» شاهد بوديم كه اسرائيل خانه هاي فلسطيني ها را بر سرشان خراب كرد ولي حتي هيچ صدايي را نشنيديم كه خواهان تسليم باشد و هيچ كدام از آنها را نديديم كه از سرزمين خود كوچ و سرزمين خود را ترك كند. اين ملت ملتي بسيار با عظمت، استوار و پايدار و مقاوم است. اين يك پديده فروزان در تاريخ عرب و در صحنه عربي است و عنقريب مي تواند در صحنه عربي فروزان بماند. استواري و پايداري فلسطين، پايداري ما را نيز در پي دارد. جنگ هاي صليبي حدود ۲۰۰ سال طول كشيد و مسأله فلسطين عمري ۵۰ ساله دارد. از اين رو بايد صبر پيشه كنيم و استوار بمانيم. بالاخره اگر راه حل عادلانه اي در زمان نسل  ما ايجاد نشد براي نسل هاي آينده ايجاد خواهد شد. آينده ملت ها با گذشت چند سال فراهم نمي شود بلكه با افق نامحدود فراهم مي شود. ما بايد استوار و پايدار بمانيم حال هر چقدر طول بكشد. اگر اهداف نسل ما محقق نشد، اهداف نسل بعدي محقق خواهد شد.

از سوي ايسپا بررسي شد:

ديدگاه شهروندان تهراني در خصوص مسايل و تحولات اخير عراق
براساس نظرسنجي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران (ايسپا)، ۵/۷۳ درصد از شهروندان تهراني معتقدند كه اقدامات جرج بوش موقعيت آمريكا در سطح جهاني را تضعيف كرده است؛ بر اين اساس ۷/۱۶ درصد نيز معتقدند اين اقدامات موقعيت آمريكا را تقويت نموده و ۸/۹ درصد نيز اعلام داشته كه اقدامات رئيس جمهوري آمريكا در موقعيت جهاني اين كشور بي تأثير بوده است.
اين نظرسنجي كه با ۱۱۲۳ نمونه و در ميان تمامي شهروندان بالاي ۱۸ سال اجرا شد، بيانگر آن است كه ۹/۷۷ درصد مردم تهران معتقدند كه حضور آمريكا در عراق باعث بهبود وضعيت اين كشور نسبت به دوران صدام نشده و اوضاع را بدتر نموده است؛ همچنين ۴/۱۲ درصد اعلام داشته كه وضعيت عراق نسبت به زمان صدام فرق نكرده و ۷/۹ درصد نيز ابراز داشته اند كه حضور آمريكا در عراق باعث بهبود وضعيت اين كشور نسبت به دوران صدام شده است.
۱/۶۳ درصد از پرسش شوندگان در پاسخ اين سئوال كه «در حال حاضر بهتر است ايران چه موضعي را در قبال اوضاع عراق اتخاذ كند.اعلام كرده اند كه كشور ما بي طرف باشد، ۴/۱۰ درصد ابراز داشته اند كه ايران از گروههاي مخالف آمريكا در عراق حمايت كند؛ همچنين ۹/۱۳ درصد گفته اند كه در حال حاضر بهتر است كشور ما با دولت كنوني عراق همكاري كند و ۱۰ درصد نيز اعلام كرده اند كه ايران فقط از گروه هاي شيعه مانند مقتدي صدر حمايت كند؛ ۶/۲ درصد نيز حمايت از مردم عراق را به عنوان موضع ايران قابل قبول دانسته اند.
براساس اين گزارش، ۷/۸۳ پرسش شوندگان در مورد درگيريهاي نجف اعلام داشته اند كه حمله نيروهاي آمريكايي به شهر نجف تحت هيچ شرايطي قابل قبول و توجيه پذير نبوده و ۳/۱۶ درصد نيز براي حفظ امنيت عراق و به دليل عملكرد مقتدي صدر (پناه بردن به شهر نجف و حرم امام علي «ع») حمله به شهر نجف را قابل توجيه دانسته اند.
اين گزارش مي افزايد: ۲/۲۰ درصد از شهروندان تهراني درباره اقدامات و فعاليتهاي مقتدي صدر كاملا موافق و موافق بوده اند؛ بر اين مبنا ۸/۴۸ درصد «نه موافق نه مخالف» و ۳۱ درصد پرسش شوندگان نيز مخالف و كاملا مخالف اقدامات مقتدي صدر بوده اند.
نظرسنجي ايسپا نشان مي دهد، ۵/۳۸ درصد از شهروندان تهراني با اين موضوع كه «آيت الله سيستاني به عنوان يكي از مراجع ديني بايد در مسايل سياسي عراق حرف آخر را بزند» موافق و كاملا موافق بوده و ۵/۲۱ درصد نيز مخالف و كاملا مخالف اين مسأله بوده اند؛ همچنين ۴۰ درصد نسبت به اين موضوع نظر «نه موافق نه مخالف» را ابراز داشته اند.
بر همين اساس ۳/۳۴ پرسش شوندگان موضعگيريهاي سياسي آيت الله سيستاني را قابل قبول دانسته اند؛ ۳۰ درصد نيز موضع گيريهاي ايشان را قابل قبول ندانسته و ۷/۳۵ درصد در حد «نه زياد نه كم» اعلام نظر نموده اند.
در پايان، اين تحقيق خاطرنشان مي كند، ۸/۸۳ درصد از پاسخگويان معتقدند نيروهاي آمريكايي بايد هر چه سريعتر از عراق خارج شوند و ۲/۱۶ درصد نيز معتقدند كه نيروهاي آمريكايي بايد تا استقرار كامل امنيت در عراق بمانند.از سوي ايسپا بررسي شد:
رييس هيات خارجي نظارت بر انتخابات رياست جمهوري آمريكا تعيين شد
«باربارا هيرينگ »، معاون  مجمع  پارلماني  سازمان  امنيت  و همكاري  اروپا، به  عنوان  رئيس  ناظران  خارجي  در انتخابات  رياست  جمهوري  آمريكا برگزيده  شد. در طول  تاريخ  آمريكا اين  نخستين  باري  است  كه  انتخابات  رياست  جمهوري اين  كشور تحت  نظارت  و كنترل  ناظران  خارجي  قرار مي گيرد.
سخنگوي  بخش  مطبوعاتي  سازمان  امنيت  و همكاري  اروپا به  خبرنگار ايرنا در وين  گفت ، خانم  هيرينگ  كه  نماينده  مجلس  سوييس  نيز هست ، شش  هفته  قبل  از برگزاري  انتخابات  رياست  جمهوري ، راهي  آمريكا مي شود.
آيهان  اورنسل  گفت : اعضاي  اين  هيات  ناظر، تا پايان  انتخابات  در آمريكا حضور خواهند داشت ، نه  تنها روند انتخابات  بلكه  نقش  رسانه هاي  آمريكا و شكايت هايي  را كه  عليه  نامزدهاي  انتخاباتي  مطرح  مي شود نيز تحت  نظارت  و كنترل  قرار مي دهند.
وي  افزود: اكنون  شماري  از اعضاي  مجمع  پارلماني  سازمان  امنيت  و همكاري  اروپا كه  مقر آن در وين  واقع  شده ، به  منظور ارتباط با سازمان هاي  غيردولتي  و اداره  برگزاري  انتخابات  آمريكا، در اين  كشور به سر مي برند.

|  اقتصاد  |   خانواده  |   سياست  |   علم  |   فرهنگ   |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |