دوشنبه ۴ آبان ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۵۳۶
بافت شهري فرسوده
در شهرهاي بزرگ غالبا به معضلا ت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي بدل مي شود
احياي بافت هاي فرسوده شهر
تصور اينكه ثبت اين بافت ها بعنوان ميراث كهن و جلوگيري از تغييرات فيزيكي آن، مي تواند معماري سنتي و بافت شهر قديم را حفظ كند ، پنداري عبث بيش نيست 
021039.jpg
سيد عليرضا قهاري 
سكونت در بافت هاي فرسوده شهري را بايد از ديدگاهي جامع نسبت به محيط مورد بررسي قرار داد، زيرا رابطه فقر و توسعه، اجبارها يا الزام ها ، وزنه گذشته تاريخي و قدمت آن، خطرات ناشي از شيوه هاي معمول و جاري مداخله گرانه در اين گونه مراكز و بالاتر از همه نيازهاي مربوط به فضاي زندگي كه خود در يك مجموعه كامل نيازها جاي مي گيرد و در نهايت خواست مردمي كه با تنگدستي و محروميت در فضاهاي كم و بيش نامطلوب زندگي مي كنند ، همه و همه مي بايست در يك نظام هماهنگ برنامه ريزي و تصميم گيري براي رشد و توسعه مراكز شهري و بافت كهن پيش بيني شوند.
بحران ناشي از سردرگمي دست اندركاران امور شهري در اصلاح وبهبود وضعيت بافت هاي فرسوده تاكنون هرگونه برنامه ريزي و طراحي را در اين مقوله به شكست كشانيده و مراكز شهري به ويژه در شهرهاي بزرگتر، بيش از پيش از داخل گسسته شده است.
پرداختن به بافت قديمي و برنامه ريزي در آن، جدا از پرداختن به واقعيات اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي نبوده و سلايق شخصي در حل معضلات شهري جايي ندارد. اگر در معماري امروز تقليد كوركورانه از سبك هاي نامأنوس و برپايي نماد هاي آن در ميانه بافت  شهري با فرهنگي متضاد فقط مي تواند تأسف برانگيز باشد، دخالت در مجموعه هاي زيست محيطي و بافت مراكز شهري بدون در نظر گرفتن پارامترهاي اشاره شده ، به طور قطع به صدمات جبران ناپذيري در ابعاد انساني منجر خواهد شد. به علاوه خلاء ناشي از تشكيلات آگاه به مسايل زيست محيطي ، به ويژه در امر مراكز شهري و بافت هاي قديمي در چند دهه اخير ، اين مراكز را به اضمحلال كشانيده و تجديد حيات آن را موكول به سرمايه گذاري هاي سنگين و تحميل بار فوق العاده بر بودجه عمومي كرده است.
چرا ساكنان مراكز شهري و بافت كهن در مقابل تغييرات حساسيت دارند؟
از دهه 1350 كه تفكر مرمت و احياي بافت مراكز شهري در بين متوليان امور شهرها ، كارشناسان و طراحان شهري شكل گرفت، مداخله هاي پنهان و آشكار در تغييرات فيزيكي بافت كهن و اين بار با شعار حفظ آن و به حداقل رسانيدن صدمات ناشي از اين مداخله ها صورت پذيرفت . در سال هاي اخير توجه بيشتر به چگونگي تغييرات و لزوم كارايي طرح هاي جامع شهري در حفظ بافت مراكز شهري شده است. معهذا زماني كه پاي عمل به ميان مي آيد، نقض قوانين شهرسازي و مالكيت و نبود مكانيزم اجرايي يكپارچه از يك طرف و ناديده گرفتن نقش ساكنان و صاحبان اصلي اين مراكز از طرف ديگر ، چنان كلاف سردرگمي به دست مي دهد كه بسياري از طرفداران رشد و توسعه بافت كهن را از ادامه كار منصرف مي كند.
مسلما زماني كه تغييرات در مراكز شهري بدون هماهنگي لازم و شناخت مراتب فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي حاكم شروع شود و با ساكنان آن همانند اجزاي ساختمان كه بايد در روند اين نوسازي تغيير يابند برخورد مي شود، نمي توان انتظار داشت آنها با مداخله گرها مقابله نكنند و لااقل بي تفاوت بمانند. شهرسازان و متخصصان نوسازي، در مرمت بافت و تغييرات مراكز شهري براي خود حق همه گونه مداخله قائلند . چه كسي حد اين دخالت ها را تعيين مي كند؟
گفته مي شود اين مراكز شبيه آنچه در مورد نوجواناني كه گرفتار مسايل فراوانند نه تنها در بحبوحه رشد هستند، بلكه ظاهرا در اوج بحران رشد خود قرار دارند، معهذا مداخلات ناشيانه در جهت اصلاح وضع شان مي تواند به ناكامي بينجامد و هر گونه اقدام واقع بينانه بعدي را عقيم گذارد.
داشتن طرح جامع پويا براي رشد مراكز شهري، حياتي است 
نوسازي مراكز قديمي شهر كه اكثرا مراكز بازرگاني، صنعتي و اداري  بوده و تا به امروز بدون توسعه مانده و خطوط پيچيده زندگي خود را حفظ كرده اند بدون علاقه مندي و توجه به ضرورت توسعه و شناخت تبعات اين توسعه ، خالي از اشكال نخواهد بود. اين مراكز كه از نظر شكل و محتوا منسوخ شده و قادر به تامين محيط مناسب براي زيست و دادوستد ساكنان خود نيستند و نمي توانند خود را با الگوي رشد شهر منطبق كنند، سطوح بسيار با ارزشي از سطح شهر در اختيار دارند، حال آنكه امكان همسويي با نيازهاي اقتصادي ، اجتماعي جامعه، مدت هاست از آنها سلب شده است.
تصور اينكه ثبت اين بافت ها بعنوان ميراث كهن و جلوگيري از تغييرات فيزيكي آن، مي تواند معماري سنتي و بافت شهر قديم را حفظ كند ، پنداري عبث بيش نيست . در بافت هاي متراكم مراكز شهري كه در ايران به ويژه با مصالح ساختماني خام بنا شده،  رها كردن و فرار تدريجي ساكنان براي دستيابي به تسهيلات و فضاهاي جديد شهري ، بسيار عادي است. همچنان  كه جايگزيني قشرهاي محروم و پناهندگان و مهاجران در بافت متراكم قديمي، معمولا فرسودگي و خرابي بيشتر بافت را به همراه دارد ، هر چند كه اين امر اغلب وخيم تر از دخالت هاي ناشيانه طراحان و متوليان امور شهر در بافت كهن نيست . در اينكه بافت مراكز شهري مي بايست احيا شده و قابليت زندگي و جريان اقتصادي پيدا كند، همگان متفق القولند،  اما اغلب اوقات وقتي صحبت از نوسازي اين نوع مراكز مي شود، تنها شبكه اقتصادي حاكم است كه خط مشي ها را تعيين مي كند . به عبارت ديگر هرگونه تغيير در بافت هاي قديمي مي بايست در درجه اول توجيه اقتصادي داشته باشد، به همين دليل است كه سرمايه ها در امر ساخت و ساز ، معمولا به دنبال بي دردسرترين و راحت الوصول ترين زمينه هاي ساخت گرايش دارند. چرا كه بازگشت اصل و سود سرمايه  بدين ترتيب تضمين شده است.
اما متوليان امر نمي توانند به آرزوها و احتياجات اقشاري كه درون اين مراكز به داد و ستد و حرف مختلف اشتغال داشته يا سكونت دارند، بي اعتنا باشند و پرداختن به بافت هاي قديمي را نوعي به هدر دادن سرمايه ملي تلقي كنند . اگر نوسازي بافت هاي قديمي منطبق با ضروريات جامعه و به منظور بسط عدالت اجتماعي در دستور كار دولتمردان امر قرار گيرد و در سياست هاي جاري اقتصادي و اجتماعي ، اصلي از اصول فقرزدايي به حساب آيد ، نه تنها در تغيير باورهاي عامه موثر خواهد بود، بلكه با اجراي برنامه هاي انديشمندانه از اين دست ، رونق اقتصادي را نيز به همراه خواهد داشت.
بازسازي تمام عيار يا نوسازي و روانبخشي
اگر امروز عوامل اقتصادي ، اجتماعي و انساني كه فرو پاشنده بافت كهن و مراكز شهري ماست ، درست شناسايي نشود يا به دست فراموشي سپرده شوند، فردا در پس ديواره هاي محقرانه محلات قديم، فقط زاغه ها ، انبارها و مخروبه هايي به نام مسكن خواهيم داشت، در حالي  كه بافت هاي جديد داراي خيابان هاي عريض ، خانه هاي نوساز، مغازه ها و محل هاي داد و ستد و بازرگاني خواهد بود. اين كار آسان است و به بيان دقيق تر فراموش كردن بافت مضمحل قديمي شهر، ساده ترين راه حل است.
اين راه  حل ها را بايد فراموش كرد!
برخي از نظريه پردازان امور شهر ، بازسازي تمام عيار را براي رونق مراكز شهري پيشنهاد مي كنند و جنبه هاي تجديد حيات بافت كهن را در قالب سرمايه گذاري و استفاده بهينه از اراضي موجود مي بينند . آنها توصيه مي كنند كه به وجود آوردن شبكه تسهيلات و ساختمان هاي جديد و بلند مرتبه و بهره برداري حداكثر از قطعات موجود در مركز شهر، دست به تغييرات همه جانبه شبيه آنچه در مراكز شهري در غرب اتفاق افتاد زده شود. طرفداران اين نظريه اذعان دارند كه با كوچ ساكنان فعلي كه قادر به هماهنگي وضعيت خود با اين توسعه نيستند، شهري جديد به جاي بافت كهن خواهد روييد و به اين طريق، جريان سرمايه گذاري تمايل خواهد داشت كه در اجراي طرح اين مناطق و بازسازي يكپارچه آن مشاركت بيشتر كند. در مقابل نظريه متعادل تر حاكي از آن است كه مي بايست اين نوع بافت هاي فرسوده را با بهينه سازي و ارايه تسهيلات و تجهيزات شهري، بيش از پيش قابل سكونت و بهره برداري كرد و به اين طريق ضمن جلوگيري از شتاب اضمحلال آن، به اركان زيست محيطي آن فرصت داد كه از درون به بازسازي بپردازد . در اين نظريه طراحان به روانبخشي محيط و ابعاد نوسازي در مقياس انساني توجه بيشتري نشان مي دهند و معتقدند اگر انگيزه هاي لازم براي حفظ بافت و تداوم زندگي در بافت كهن پديد آيد، ساكنان فعلي بهترين سرمايه گذاران و حافظان مراكز شهري خواهند بود.
مشاركت مردمي و ضرورت ها
احياي بافت هاي فرسوده شهري به ويژه در مراكز شهرهاي بزرگ مقوله اي است كه نمي تواند جدا از اصلاح سياست هاي اقتصادي ، اجتماعي شكل گيرد. سياستگذاري ها وقتي مي تواند مثمر ثمر باشد كه از مردم حمايت كند تا خود بتوانند آنچه را كه قادرند انجام دهند . خاصه آنكه در مراحل نوسازي و احياي اندام هاي فرتوت شهري، ايجاد زيربناي سالم اقتصادي و برطرف كردن فقر مادي قشرهاي ساكن آن ، دست كم اين اميد را به وجود مي آورد كه طرح هايي از اين دست، نيمه كاره نخواهد ماند . اينكه براي نگهداري يا بازسازي بافت هاي قديمي، مي بايست بر بودجه دولت تكيه داد، به نظر دور از واقعيات است . اما اگر در نظر داشته باشيم كه در اكثر مراكز شهري، به علت وجود مجموعه هاي اقتصادي سنتي به ويژه بازار مي توان از پشتوانه مالي جهت اجراي طرح هاي نوسازي بهره برد ، نوعي مشاركت به دست مي آيد كه در يك سوي آن كارگزاران امور شهري و بودجه هاي عمومي قرار دارد و در سوي ديگر ، سرمايه داراني كه به نحوي ارتباط خود را با اين مراكز حفظ كرده و ترجيحا بقاي خود را در اين مجموعه ها جست و جو مي كنند. ارزيابي مشاركت ساكنان و كساني كه در مجموعه بافت كهن و مراكز شهري صاحب امتياز و سرمايه هستند، در برنامه ها و حتي اجراي طرح هاي نوسازي ، قبل از هرگونه تصميم گيري لازم است. به علاوه سازماندهي براي احياي بافت هاي فرسوده شهري با همكاري تمامي دست اندركاران اجرايي، سازمان هاي دولتي، شهرداري ها ، ميراث فرهنگي ، متخصصان برنامه ريز و طراحان و نمايندگان قشرهاي ساكن و سرمايه گذاران و بانك ها نخستين قدم در شكل گرفتن نهادي است كه همراه و همگام حيات بافت كهن و فرسوده زندگي مي كند ،  در آن استقرار دارد و از نزديك رشد و توسعه آن را احساس مي كند.

فن آوري برتر در رايانه، معماري و ساختمان
021024.jpg
دومين شماره از فصلنامه رايانه معماري وساختمان با گرايش به معماري هاي تك سبكي در معماري كه به طور نمادين داعيه بهره گيري از فن آوري برتر را دارد و با معرفي پروژه هاي معماران ايراني و خارجي منتشر شد. احمد زهادي مدير مسوول اين فصلنامه در سرمقاله خود، با اشاره به وضعيت متناقض نماي تاريخ معماري ايران كه از سويي حامل ارزش هاي فراتاريخي است واز سوي ديگر در اثر يك زلزله 6 ريشتري تنها خاطره اي از آن باقي مي ماند، خوانندگان را به تامل دعوت كرده است؛ البته تاملي كه وي خوانندگان را به آن دعوت مي كند مبتني است بر فن آوري برتر كه به زعم او تنها راه جلوگيري از فاجعه است!
در اين شماره ضمن پرداختن به معماران مطرح هاي تك از قبيل رنزو پيانو، نورمن فاستر و ريچارد راجرز، سعي شده از زواياي مختلف پروژه ها و طرح هاي اين معماران بنام باز خواني شود.... اما معمار ايراني كه سعي شده بنمايه هاي رويكرد هاي تك به آثار وي نسبت داده شود، كسي نيست جز فرهاد احمدي؛ اين معمار كه تصوير يكي از پروژه هاي وي روي جلد اين شماره فصلنامه هم انتقال يافته، پروژه هاي چندي را در ايران و اخيرا خارج از ايران طراحي و اجرا كرده است كه از جمله آنها مي توان به مركز نمايش هاي آئيني تهران، مركز فرهنگي دزفول، سفارت ايران در كره، مركز كتب خطي شبه قاره در پاكستان و . . . اشاره كرد.
گفت و گو با پيتر كوك، يكي از موسسان اصلي گروه آرشيگرام كه در واقع كانون تفكر هاي تك محسوب مي شود از مجله مطالب محوري اين فصلنامه است. پيتر كوك براين باور است كه دو جريان اصلي در معماري امروز دنيا قابل رد يابي است: ديكانستراكشن شالوده شكني و هاي تك فن آوري برتر!معماران آمريكايي عمدتا به شالوده شكني توجه دارند و معماران فرانسوي و انگليسي به فن آوري برتر. اما گفت وگو با ژان بودريار فيلسوف فرانسوي و چاپ مقاله اي از فرانسوا ليوتار ديگر فيلسوف فرانسوي مجله را به لحاظ مضمون به فلسفه و دنياي متن، آنچنان كه از گردانندگان غير معمار و نويسنده آن انتظار مي رود، نزديك كرده است. بودريار در اين گفت و گو خواننده را با زبان از دست رفته اغوا در معماري آشنا مي كند و در واقع او را به انديشه در خصوص مسايل فلسفي معماري وا مي دارد. در بخش معماري داخلي اين نشريه هم گفت و گويي با سوسن جهانگيري نقاش و طراح داخلي مي خوانيم كه در آن به موضوعاتي چون فضا ، خاطره و چگونگي طراحي داخلي خانه ها پرداخته شده است. بازي هاي زباني معماري عنوان يكي ديگر از مقالات اين شماره فصلنامه است كه در آن محمد رضا شيرازي عضو هيات علمي دانشگاه هنر تبريز به تاثير انديشه لودويك ويتگنشتاين فيلسوف شهير اتريشي بر معماري پرداخته است. جادارد در انتها به اطلاع خوانندگان برسانيم كه اين فصلنامه در ابتكاري ويژه ، مطالب ترجمه اي خود را با رعايت قانون كپي رايت به چاپ رسانده است كه از اين زاويه شايد بتوان آن را نخستين فصلنامه اي دانست كه در چاپ مطالب خود معاهده وين را رعايت كرده است. گفتني است فرهاد گوران و پرويز براتي، هر دو از نويسندگان و مترجمان جوان، به ترتيب سردبير و دبير تحريريه اين فصلنامه هستند.

طراح مقصر بوده است!
021036.jpg
شايد شما هم زماني كه بار ها و بار ها شاهد فرو ريختن برج هاي دو قلوي تجارت جهاني بوديد، از نحوه سقوط اين بناهاي عظيم، انگشت تعجب به دندان گزيده ايد!علت علمي اين فرو ريختن ناگهاني سوالي بوده كه نه تنها از طرف ناظران و متخصصان، بلكه از جانب خانواده هاي بسياري از كشته شدگان در اين حادثه تلخ همواره مطرح بوده است.
بازرسان فدرال در ايالات متحده، بعد از قريب به 4 سال تحقيق پيرامون علت اين تخريب به شواهدي جالب توجه دست يافته اند؛ مولفه اصلي عامل اين تخريب چيزي نبوده است جز نقصي در نحوه طراحي سازه آن! گروه فدرال تحقيق و تفحص در گزارشي 500 صفحه اي كه سه شنبه گذشته منتشر شد، با استناد بر هزاران تصوير و نقشه و تعداد زيادي آزمايش روي ماكت هاي مشابه علت اصلي را نحوه چيدمان ستون هاي بنا در قسمت مركزي آن دانسته كه با اعمال پيچش ناشي از ضربه تصادم هواپيما و نيز انفجار و سوختن حاصل از آن باري غير متعارف و پيش بيني نشده را بر ستون هاي جانبي بنا وارد ساخته و نهايتا سقوطي آنچنان را رقم زده است. شايد بعد از اين لازم باشد حملات تروريستي نيز در محاسبات سازه ها لحاظ شود!

زماني براي پاسخگويي
021027.jpg
جلسه نقد و بررسي 7 پروژه شركت كننده در مسابقه بزرگ آتي سنتر در تاريخ 4 آبان ماه جاري ساعت 18 الي 20 در خانه هنرمندان منعقد خواهد شد؛ همچنين در تاريخ 5 آبان ماه ، خانه هنرمندان ميزبان نمايش فيلمي ساخته خسرو سينايي پيرامون مسابقه و طرح هاي برنده اين رقابت خواهد بود.
برخي آتي سنتر را به عنوان بزرگترين رقابت معماري ايران پروژه اي 800 ميليون دلاري ارزيابي مي  كنند. در اين راستا مديران اين رقابت در اقدامي جالب توجه تصميم به معرفي بيشتر اين رقابت گرفته اند. در روز هاي آتي نيز مجله معماري ايران به مديريت محمد رضا جودت كه خود از شركت كنندگان و برندگان اين رقابت بود و با حمايت مالي آتي ساز، شماره اي اختصاصي پيرامون رقابت آتي سنتر منتشر خواهد كرد.
گزارش هاي جامعي پيرامون اين رقابت و حواشي آن در زيباشهر منتشر شد.

استادان معماري جهان در تهران
021033.jpg
آبانماه جاري، تهران ميزبان 2 استاد شاخص معماري خواهد بود؛ نادر تهراني و همافرجادي.
نادر تهراني، فوق ليسانس معماري و شهرسازي از دانشگاه هاروارد و نيز استاد دانشكده معماري دانشگاه هاروارد، برنده جايزه معماري آكادمي هنر و ادبيات ايالات متحده و نيز داراي آثاري شاخص در رقابت هاي معماري چون مسابقه توسعه طراحي موزه رز در سال 2004، مسابقه طراحي سكونتگاه طبيعي در شيلي و همچنين مركز آموزشي براي ارتباط نسل ها است.
هما فرجادي نيز علاوه بر جايگاه ويژه در حوزه طراحي معماري تا كنون در چند دانشگاه معتبر از جمله ييل، هاروارد، كلمبيا و AA به عنوان مدرس فعاليت كرده و از سال 2001 تا به امروز استاد از راه  دور دانشگاه پنسيلوانياست .
حضور اين دو استاد مطرح معماري جهان به بهانه حضور در هيات داوري جايزه بزرگ معمار 83 براي ساختمان هاي مسكوني خواهد بود.

راه و ساختمان 15
021030.jpg
در آخرين شماره ماهنامه راه و ساختمان مي  خوانيم: ابرهاي زلزله، استفاده از الياف در آسفالت، مديريت منابع آب، فن آوري اطلاعات در جامعه مهندسين مشاور مصاحبه با آقاي مهندس بهروز ظفر، مورد استفاده روباره ها در صنعت ساختمان در كشورهاي پيشرفته، نمايشگاه ساختمان قم، علل ضعف در سازه هاي فلزي، بزرگترين گردهمايي صنعت ساختمان در تهران، سيستم هاي كنترل سازه اي، نقش اقليم در تيپولوژي معماري، ميراث فرهنگي و چالش هاي نوين سازي اصفهان، روستاي سه قلعه، تاثير معماري بر انسان، شهرها و جهاني شدن، سامانه هاي خورشيدي و ....
راه و ساختمان كه تا به حال 15 شماره از آن به طور منظم منتشر شده است، سعي در انتشار آراي متخصصان در سه حوزه معماري، شهرسازي و مهندسي عمران به صورت توامان دارد. شماره 15 اين نشريه در 105 صفحه منتشر شده، داراي تارنگاري بسيار كامل است :
www.rah-o-sakhteman.com

نگاه منتقد
پشت سرنيست فضايي زنده 
نوستالژي خام، سانتي مانتاليزم افراطي و خود باختگي فرهنگي، روند غالب در معماري امروز ايران 
بهرام هوشيار يوسفي 
سوال اين است كه آيا به راستي گسستي تاريخي در روند معماري ايران وجود دارد يا خير؟ شايد بهتر باشد اين سوال را اينگونه مطرح كرد: آيا آنچه كه مي خواهيم معماري ملي معاصر ايران بناميم، از طريق رويكرد افراطي و تقليدي به گذشته حاصل خواهد شد؟ جايگاه حال و آينده در اين هويت سازي كجاست؟.
هر چند پاسخ به اين سوال بسيار پيچيده مي نمايد، اما موضوع بديهي اين است كه نه نگاه معمارانه غير اصيل و دست دوم در بازسازي سخيف گذشته و نه گرته برداري هاي ناشيانه و بعضا كودكانه از روش هاي جهاني كه هر چند در محل خود موفق بوده اند ولي نسخه پيچيده شده براي شرايط ما نيستند و در كل تك بعدي نگري و عدم تسلط بر توابع فرهنگي چاره راه حوزه ساخت و ساز در زاد بوم ايران نيست....
اصولا رويكرد جستجوگر براي راهيابي به مفهومي هويت گرايانه و متاثر از معماري و هندسه ايراني - اسلامي هر چند نمونه كامل يك كنش ايرانيزه شده در وادي پسا مدرن و در تقابل با نوع غير ايراني آن است، اما سابقه چند ده ساله اين نوع برخورد با معماري، به روشني گوياي سطحي بودن آن بوده، حايز نوعي دور باطل در تكرار خويشتن است.
نكته در اينجاست كه ما با اندكي صداقت بايد معترف باشيم كه نه تنها ارگاني رسمي يا غير رسمي براي تدوين معيار هاي سنجش در يك اثر معماري ايراني را نداريم، بلكه با وجود تمام تلاش هايي كه در جهت جا انداختن مفهوم نقد در معماري و شهر سازي صورت مي گيرد، معمولا شجاعت پذيرش نگاه منتقدانه نيز در ميان توليدكنندگان آثار كمتر ديده مي شود.
بايد توجه داشت كه هويت يابي يا هويت سازي در يك كنش فرهنگي به هيچ وجه نمي  تواند از طريق حذف فرهنگي انجام شود؛ هويت معماري ايران از يك طرف با مولفه هاي فيزيكي آن و از طرف ديگر با محتواي معنوي خود، تعاملي تام و تمام دارد. اصولا نمي    توان آثار معماري را آنچنان كه بعضي ناظران شاعر مسلك و ناراضي بالفطره مي انگارند! به مثابه قارچ هاي بتوني و فولادي و نابود كننده شهر ايراني تلقي كرد و فن آوري توليد معماري و بلند مرتبه سازي و ... را معضل دانست و در عين حال انتظار داشت كه هويت معماري ايران با شخصيتي مستقل و تاثير گذار در جهان مطرح شود. به عنوان مثال نوع برخورد رايج با مقوله برج براي معماري ايران كشنده است؛ برج در عرصه شهر، محمل تجلي مجموعه ايده هايي هنري و فن آورانه است كه به جرات مي توان گفت كه در مقام تخصصي امكان ظهور در بنا هاي متعارف را ندارند. برج ها معمولا در بيشتر شهر هاي بزرگ و معتبر در مواردي نقش نمادي ملي را مي گيرند و عاملي در جهت به رخ كشيدن آبروي بين المللي و توان هاي علمي و مهندسي و هنري جوامع هستند. برج در هنگام ساخته شدن عصاره كامل بروز حوزه مديريت و تشكيلات صنعت ساختمان است و ... با اين همه آنچه نوستالژي خام مي ناميم به طرفه العيني قلم رد به اين عنصر معمارانه كشيده و دم از حيات هاي بزرگ با حوض هايي مملو از ماهي هاي قرمز مي زند!
در انتها بايد گفت: در بستر فرهنگي صحيح، درك و توليد معماري در كنار مديريت و طراحي شهري روزآمد به بالاترين سطح فن آوري و علم روز مجهز بوده ، ساخت و ساز در آن منتج كنشي رو به آينده بوده، گذشته منشا تجربيات است و آينده جولانگاه انديشه هاي والاي يك ملت پيشرو....

زيبـاشـهر
ايرانشهر
تهرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
در شهر
درمانگاه
يك شهروند
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  درمانگاه  |  زيبـاشـهر  |  يك شهروند  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |