شنبه ۹ آبان ۱۳۸۳
انديشه
Front Page

اسلام گرايي و احياي ديني
جنبش اسلام گرايي و احياي ديني در ملل مسلمان در روزگار معاصر عمدتاً  با تفاسير بعضاً  متفاوتي روبه روست؛ هر چند هيچ ديدگاهي اصل اين جريان را انكار نمي  كند. يكي از مهمترين تفاسير غربي از جنبش اسلام گرايانه، اين ادعاست كه بحران هاي اقتصادي و اجتماعي، تنها علت اين جنبش هستند. نويسنده در اين مقاله مي كوشد تا با بررسي زواياي اين ديدگاه، به نقد آن بپردازد. در انتهاي مقاله، سه دليل بر رد اين ديدگاه اقامه شده است. با هم مي خوانيم:
005436.jpg
نورالدين العويديدي-ترجمه: زاهد ويسي
در دهه هاي اخير، صدها كتاب و پژوهش غربي به منظور بررسي حركت اسلام گرايي و فهم اين پديده و شريان ها، مراحل  رشد و نمو و بنيان هاي وجودي آن تأليف شده است؛ هرچند اين كتاب ها و پژوهش ها يك دست و هم سنخ نبوده و در ميان كارهاي علمي محض و دغدغه هاي سياسي،  امنيتي و استراتژيكي در نوسان هستند.
با اين وجود، در غالب موارد به استثناي پاره اي پژوهش ها و تحقيقات عميق و جدي،  تقريباً مي توان گفت كه هيچ مجله، روزنامه و يا كتاب غربي اي درباره اين موضوع يافت نمي شود كه پديده احياي ديني و توسعه روزافزون آن را بدون تمركز بر ابعاد اقتصادي و اجتماعي تفسير كند. اين پژوهش ها ابعاد اقتصادي و اجتماعي را تنها علت، يا تقريباً  تنها علت رشد پديده  اسلام گرايي و احياي ديني آن مي دانند.
اين تفسيرها علي رغم كذب و مغايرت آشكار آنها با واقعيت، در ميان بسياري از پژوهشگران اروپايي متخصص در حوزه حركت هاي اسلامي شايع است. حتي برخي نويسندگان و روزنامه نگاران مسلمان و عرب نيز پا جاي پاي آنها نهاده و در اين مسير گام برمي دارند. در سالهاي اخير بسيار ديده مي شود كه عده اي مي كوشند تا ميان حركت ها و جنبش هاي مربوط به بيداري اسلامي از يك سو و فقر و بحران هاي اقتصادي و اجتماعي، ارتباط و پيوند برقرار كنند. اين رويكرد تلويحاً  بيانگر اين نكته است كه پديده اسلام گرايي، زبان  گوياي بحراني است كه منطقه عربي و اسلامي بويژه در جنبه هاي اقتصادي و اجتماعي خود با آن دست به گريبان است. امري كه در منطق اين تفسير نمايان است، عدم اصيل دانستن پديده اسلام گرايي است و اين كه اين پديده، بياني بحراني از وضعيتي بحران زده است و بقاي آن عملاً  به ماندگاري اين بحران بستگي دارد و جوامع اسلامي در گذار از بحران هاي اقتصادي و اجتماعي از پديده اسلام گرايي نيز دست خواهند كشيد.
در اين ميان، چپ گراهاي مصري و در رأس آنها «رفعت سعيد» و نيز «عفيف الاخضر تونسي» و «صالح بوليد مراكشي» در ايجاد ارتباط ارگانيكي ميان بحران هاي اقتصادي و اجتماعي از يك سو و ظهور جنبش هاي اسلام گرايانه از سوي ديگر، از سايرين شاخص ترند. برخي از اين افراد در اين مسير، حتي جلوتر هم رفته اند؛ تا آنجا كه «صالح بوليد» در برخي مقالات خود، معادله بسيار عجيبي ميان «سير كردن شكم يك گرسنه» و از بين بردن «بنيادگرايي» برقرار مي كنند. عده اي ديگر مانند «عفيف الاخضر» در تحليل خود از پديده بيداري اسلامي بر ابعاد رواني فرد تكيه مي كنند و وجود پديده احياي ديني را به بيماريهاي رواني پيوند مي زنند.
در اكثر كتاب ها و مقالاتي كه در باب احياي ديني نگاشته شده، تفسير نمودن پديده اسلام گرايي به عنوان يكي از مظاهر ذاتي و اصيل جهان افروزي و يا واكنشي خودكار در مقابل تلاش هاي ديرينه خشونت بار و سازماندهي شده غرب براي محدود كردن اسلام و دور كردن آن از ساحت امور زندگي و حوزه سياست، به چشم نمي خورد. همچنين اين پديده، به عنوان واكنشي خودكار در برابر مظاهر ضعف، وابستگي و فساد جاري در ميان برخي حاكمان و نخبگان غرب گراي مسلمان و عرب و يا به عنوان كوششي به منظور بازگرداندن افتخارات از دست رفته اما زنده در وجدان ملت هاي منطقه، تفسير نشده است. اين رويكردها با وجود اين كه ممكن است به تفسيري صحيح از جنبش هاي اسلامي منجر شود، در هيچ كدام از آثار و تحقيقات ياد شده، ديده نمي شود؛ چرا كه اين تحقيقات،  از اين اصل غيرمسلم كه پديده احياي ديني، يكي از راه هاي بيان بحران و يا شكست موقت طرح مدرنيزاسيون براساس الگوي غربي است،  نشأت مي گيرند؛ طرحي كه به رهبري غرب در خلال دو قرن اخير به وسيله لشكريان خشن و خونريز آن در مناطق عربي و اسلامي در حال اجراست. اين رويكرد نيز احياي دين و بازگشت به آن را امري اصيل و ذاتي كه انگيزه هاي خود را در درون نص دين، تجارب تاريخي احياي ديني و ضرورت ها و واقعيات كنوني مي يابد، نمي داند؛ بلكه اين پديده را صرفاً  بازتاب بحران موقتي كه گريبانگير طرح ها و پروژه هاي مدرنيزاسيون غربي شده است، مي داند؛ نه يك فعل مستقل كه با واقعيات موجود، در تأثير و تأثر متقابل است.
اگر اين گونه تفاسير را كه پديده اسلام گرايي و احياي ديني را به بحران اقتصادي و اجتماعي و به حاشيه راندن اجتماعي مسلمانان بازمي گردانند، بپذيريم بايد بدانيم كه به دلايل ذيل ستمي بزرگ به حقيقت روا داشته ايم:
۱- اين گونه تفاسير، يك پديده گسترده را كه به لحاظ جغرافيايي از مراكش (واقع در مغرب) تا اندونزي (واقع در مشرق) و از اعماق آفريقا (واقع در جنوب) تا جمهوري هاي تازه استقلال يافته (واقع در شمال) و نيز اقليت هاي اسلامي پراكنده در سطح جهان را مجموعاً  به يك عامل واحد (عامل اقتصادي و يا اجتماعي) منحصر مي كند، در حالي كه اوضاع اقتصادي، اجتماعي و تمدني موجود در اين گستره جغرافيايي كاملاً  متفاوت است.
۲- اين تفسير مادي كه يكسره در مادي بودن خود غرق شده است، تفسيري ساده انگارانه و سطحي است كه حيات فرهنگي و روحي انساني را با وجود غنا و تنوع آن، به عامل واحد اقتصادي يا اجتماعي بازمي گرداند و اين چيزي است كه رويكردهاي كلاسيك ماركسيسم را به ياد مي آورد كه وجود فرهنگي، فكري و روحي انساني را صرفاً  يك روبنا و يكي از اشكال انعكاس ساختار زيربناي مادي آن مي دانست. اين تفسير همچنين يادآور تفسير ماترياليستي (مادي) مكتب رفتارگرايي است كه مبتني بر نظريه انگيزش مادي و پاسخ مادي است و چيزي از قبيل تجربه و آزمايش دانشمند رفتار گرا، پاولوف بر روي جانور آزمايشگاهي اش است!  اين مكتب انگيزش مادي را با پاسخ مستقيم مادي مربوط مي سازد و بر يكسان بودن واكنش پرپيچ و خم انساني، علي رغم ميراث فرهنگي، فكري و غناي روحي اي كه وجه امتياز اوست با واكنش يك جانور آزمايشگاهي گرسنه تأكيد مي كند!
۳. واقعيات موجود اثبات مي كند كه نظريه بحران اقتصادي و اجتماعي در تفسير حركت و جنبش احياي اسلامي معاصر، تا حد زيادي اشتباه و نادرست است. با وجود اين كه تأثير مهم عوامل اجتماعي و اقتصادي در رشد و نمو اين جنبش و به تبع آن در تفسير اين جنبش، انكار ناپذير است و آن را در كنار ساير پديده هاي انساني بررسي مي كنيم؛ اما با اين حال، آن را عنصري اساسي نمي دانيم؛ چه رسد به اين كه تنها عامل به حساب آوريم. دليل اين امر نيز وجود جنبش هاي بيداري اسلامي قدرتمند در پاره اي از سرزمين هايي است كه نسبت به كشورهاي ديگري كه در رنج اقتصادي و اجتماعي هستند، در رفاه اقتصادي به سر مي برند. نمونه هاي ديگري نيز بر اثبات اين مدعا وجود دارد.
بنابراين، برخلاف تفسير اجتماعي و اقتصادي، مي توان پديده اسلام گرايي را به عنوان يك جنبش و احياي ذاتي تفسير كرد كه جهان عربي و اسلامي امروز عملاً شاهد آن است.
منبع:www.ag/amonline.com

ديدگاه

نوانديشي در كلام ديني
انحصار تفسير به «كلام جزمي» يا الهيات دگماتيك در وضع كنوني تفكر در جهان اسلام محصول غلبه اشعري گري و انسداد باب اجتهاد است.به گزارش خبرنگار گروه دين و انديشه خبرگزاري «مهر»، دكتر حسن حنفي كه به دعوت مركز ميراث فرهنگي مسلمانان انگليس، در باره الهيات رهايي بخش در تفكر اسلامي سخن مي گفت به ارائه مضامين كتابش تحت عنوان «اسلام در دنياي مدرن، دين، ايدئولوژي و توسعه» پرداخت.حنفي بحث خود را با بازنگري مفهوم «لاهوت» نزد باقلاني آغاز كرد و به تنوع برداشت ها در تاريخ كلام و فلسفه اسلام اشاره كرد و آنگاه بر ضرورت «ساختارزدايي» ميراث متكلمان، كه به اومانيسم آغشته است، با بهره گيري از اسلوب هاي پديدار شناختي و تأويلي نوين و با چشم اندازهايي اجتماعي از سنخ الهيات رهايي بخش آمريكاي لاتين و خاور دور و... تأكيد ورزيد.وي انحصار تفسير به «كلام جزمي» يا الهيات دگماتيك را مشكل كنوني تفكر در جهان اسلام دانست و گفت: گشايش چشم اندازها راه حل مناسبي براي رفع اين مشكل است كه مي توان با بازخواني سنت عقلاني و انساني معتزله بدان دست يافت.وي در پايان، با اشاره به اوضاع كنوني كشورهاي اسلامي همچون الجزاير، اعلام داشت: در غياب نوانديشي در كلام ديني به مثابه «راه سوم» همچنان شاهد دو قطبي ماندن جوامع مسلمان حول«سنت و تجدد» و جنگ داخلي و خانمان سوز ميان سكولاريسم و بنيادگرايي مذهبي خواهيم بود.
بازگشت به معنويت
005427.jpg
اندريانو السسي، كشيش و استاد فلسفه دين دانشگاههاي ايتاليا معتقد است بسياري از سوء تفاهمهاي فلسفي درباب دين ناشي از فقدان تقسيم بندي درست در ساحتهاي گوناگون دين است.به گزارش خبرنگار گروه دين و انديشه خبرگزاري «مهر»، السسي تعريف دين را مهمترين جايگاهي مي داند كه اين معضل در آن بروز مي كند؛ به طوري كه وقتي از دين سخن به ميان مي آيد، معلوم نيست منظور تجربه ديني است يا نفس ارتباط با الوهيت يا معارف و ارزشهاي ديني.السسي كه مولف كتاب «راههاي مقدس»، كتابي مقدماتي در فلسفه دين است، جواب به اين پرسش را كه آيا بشر كنوني ديني و معنوي تر از قبل شده يا نه، سودمند و كارساز ارزيابي مي كند. به نظر وي براي جواب به اين پرسش بايد ميان «بازگشت به معنويت»، «بازگشت به عطش معنويت» و «بازگشت به آگاهي احساس نياز به معنويت» تمييز و تمايز قايل شد. به نظر او جواب پرسش اول هميشه مثبت است. به پرسش دوم، فيلسوفان و متكلمان و متألهان بايد پاسخ بدهند و جواب به پرسش سوم كار روانشناسان و جامعه شناسان است.به نظر السسي چون دين با تاريخ دين عجين شده، تمايز قايل شدن ميان آنچه ديني و آنچه غيرديني است، كار آساني نيست و همين نكته در بحث ما در مورد نسبت ميان دين و سكولاريسم نيز اثر مي گذارد. به نظر اين كشيش و فيلسوف دين، جواب به كيفيت آينده بشري كار پيامبران است، اما مي توان به اين نكته اميد داشت كه بشر جديد بازگشتي مجدد به معنويت دين با نگاهي جديد داشته باشد.

تازه هاي انديشه

دوره ۳۰ جلدي قرآن براي نوجوانان
005430.jpg
دوره ۳۰ جلدي قرآن كريم با زبان فارسي روان براي نوجوانان در بخش ناشران دوازدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم عرضه شده است.
به گزارش گروه دين و انديشه خبرگزاري «مهر» به نقل از ستاد خبري نمايشگاه قرآن، هر جزء اين قرآن به طور مستقل به زبان فارسي ساده و با پرهيز از به كارگيري لغات دشوار و جملات عربي، در مجلدي مجزا به چاپ رسيده است.
مصور بودن صفحات و تنوع رنگ هر مجلد، نامگذاري آيات بر اساس موضوعات مستتر در آنها و آوردن تفسير، شأن نزول و داستان مرتبط با هر آيه در ذيل آن، از ويژگي هاي اين مجموعه است.
اين مجموعه از ترجمه استاداني چون مكارم شيرازي، الهي قمشه اي، بهاءالدين خرمشاهي، سيد رضا سراج، و پورجوادي بهره برده است؛ ضمن اينكه در تفسير ذيل هر آيه نيز از تفاسيري چون تفسير نمونه، الميزان، مجمع البيان، جامع، خسروي، مخزن العرفان، احسن الحديث و... استفاده شده است.
مقاله  شناسي امام علي(ع)
005421.jpg
مقاله شناسي امام علي(ع) حاوي بيش از ۲۳۰۰ مقاله مربوط به مولي الموحدين است كه در بيش از ۱۸۰ نشريه ادواري منتشر شده است.
كتاب مقاله شناسي امام علي(ع) با هدف شناسايي مقالات مربوط به امام علي(ع) در ايران تأليف مي شود و كليه مقالات نشريات ايراني در اين زمينه را در سه بخش معرفي كرده و در اختيار محققان و دانشجويان قرار داده است.
در بخش اول، منابع مربوط به شخصيت، فضايل و مقامات، سيره و تاريخ زندگاني امام علي(ع) آمده است.
در بخش دوم، مقالات مربوط به نهج البلاغه و ترجمه ها، شرح ها، اسناد و مدارك و مستدركات آن مطرح شده است. در بخش سوم، منابع مربوط به موضوعات مختلفي از انديشه هاي امام علي (ع) كه مورد توجه نويسندگان قرار گرفته و همچنين مباحثي كه در پرتو وجود آن امام به حوزه علوم اسلامي وارد شده، آمده است. اين دسته از مقالات بر اساس اصطلاح نامه علوم اسلامي در بيست موضوع طبقه بندي شده است. اين مجموعه با سه ويژگي مأخذ شناسي، نمايه موضوعي و چكيده ارائه شده است.
خانه پژوهش قم، تهيه و تنظيم اين مجموعه را برعهده داشته و مؤسسه اطلاع رساني اسلامي مرجع نيز آن را منتشر كرده است.

|   اجتماعي  |   انديشه  |   دانشجو  |   سياست  |   ورزش  |   هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |