پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۳
متن سخنراني امام موسي صدر به مناسبت ماه مبارك رمضان
عبادت و آزادگي
مطلبي كه از پي مي آيد، متن سخنراني امام موسي صدر در باب فلسفه عبادات در اسلام است. از نظر امام موسي صدر درك ما از عبادت از معناي اصيل آن دور افتاده است زيرا عبادت به معناي تقيد و بندگي نيست. عبادت برابر با آزاد ي است؛ آزادي از بندگي غير خداوند. از اين رو عبادت براي تقرب به خداوند صورت مي گيرد و تقرب هم يعني اتصاف به صفات الهي. بنابراين انسان عبادت مي كند براي آنكه از رذايلي  كه نشان از سستي اراده انساني دارد، از او دور گردد و انسان به صفات نيكو كه صفات خداوند است، متصف شود. پس عبادت يعني تلاش براي رسيدن به كمال و حركت به سمت كمال هم رها شدن از قيد و بند است. در نهايت اينكه عبادت يعني آزادگي و آزادي هم هسته شكوفايي انسان را در درون خود دارد.
006129.jpg
مترجم: مهدي فرخيان
آن كه قرآن را مطالعه مي كند پيوند، هماهنگي و تناسبي ميان روزه و قرآن مي يابد: «كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون، شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» (۱۸۵:۲)
چرا قرآن كريم هنگامي كه زمان روزه را بيان مي كند و مي گويد روزه بايد در ماه رمضان باشد، مي افزايد: «ماهي كه قرآن در آن نازل شد»؟
در زبان عربي اين توصيف به پيوندي ميان روزه و قرآن اشاره دارد. قرآن كريم كه سرچشمه و مصدر وحي الهي است. پس ما مي توانيم ماه رمضان را ماهي متفاوت از ديگر ماهها برشماريم. تمايز اين ماه به علم، حكمت، مطالعه و تحقيق است. روزه باعث مي شود آدمي در اين ماه بهتر بحث و مطالعه و تحقيق كند. در حديث آمده است كه برترين عمل در شب قدر، شبي كه مخصوص دعاست، مباحثه علمي است.
سخن درباره عبادت و عبوديت است. بر آنم تا در سخنانم به تمايلات آزادي خواهانه انسان معاصر پاسخي دهم و بر آنها روشنايي بيفكنم. به ويژه نسل آينده نگري كه آرزو دارد آزاد و رها باشد و از قيودش بكاهد.
آنچه مرا به بحث برمي انگيزاند، صورت مخدوشي است كه به عبادات در اسلام داده شده است؛ گويي نماز و روزه مالياتي است كه مسلمان بايد تقديم خداوند كند. اين صورت مخدوش از نماز كه بار مسئوليت را سنگين مي كند، ميل و رغبت آزادي خواهانه انسان را به نماز از ميان مي برد و نماز را كاري ناخوشايند جلوه مي دهد. قرآن در اين باره چنين مي گويد: «و انها لكبيره الا علي الخاشعين» (۴۵:۲) اين مسأله يكي از اسباب دوري مردم و جوانان از نماز است. به محض اين كه اين فكر به زبان بيايد كه ما بندگان خدا هستيم، مخالفت ها آشكار مي شود كه ما نمي خواهيم بنده باشيم. اگر بگويي كه اين بندگي استثناست، ما بنده بشر نيستيم بلكه بنده خدا هستيم، پاسخ اين است كه اين يك استثناست و يا اين كه اين گونه انديشيدن اجباري و غيرواقعي است.
من مي خواهم بگويم كه اساساً عبادت خداوند به معناي عبوديت و تقيد نيست، بلكه، عبادت خداوند دقيقاً برابر است با آزادي. عبادت خداوند يعني آزادي مطلق و هر اندازه عبادت فزوني يابد و در راه عبادت بيشتر گام نهي، آزادتر خواهي شد.
نمي دانم چرا عبادت و عبوديت با هم آميخته شدند و به يك معني به كار مي روند؟  با اين كه اين دو واژه با هم يكي نيستند. بنا بر آنچه از زبانهاي ديگر مي دانم، اساساً واژه عبادت از نظر ماده و شكل آن از ريشه اي غير از عبوديت است. از جمله در زبان فارسي عبادت به «پرستش» و عبوديت به «بندگي» ترجمه مي شود. براي اين دو واژه در زبان فرانسه به ترتيب (adoration) و (esclavage) به كار مي رود. چه اندازه ميان اين دو واژه تفاوت است! اگر نيك بنگريم، درخواهيم يافت كه عبادت يك چيز است و عبوديت چيز ديگر. نزديكي اين دو واژه (و هم ريشه بودنشان)  باعث خلط آنها و باعث اين شكل مخدوش عبادات شده است.
عبادت به معناي عبوديت نيست، بلكه آزادي است. اما چرا و چگونه؟  اين مسأله موضوع سخن امروز ماست.
اندكي ژرف و روشن به مفهوم عبادت در اسلام مي انديشيم. عبادت چيست؟ عبادت در اصطلاح فقهي- اسلامي،  هر عملي است كه به قصد قربت انجام شود و يا هر عملي كه براي خداوند به جاي آورده شود. اين اصطلاح در مقابل اصطلاح «توصلي» است و آن هر عملي است كه نيازي به قصد قربت ندارد. مثلاً در واجبات نماز «وضو» يك عمل تعبدي است. يعني اگر كسي بدون قصد قربت وضو بگيرد، وضوي او باطل است. طهارت لباس نيز از شروط نماز است. اما گر من لباسم را بدون قصد قربت پاك كردم، پذيرفته مي شود و لباس پاك است، حتي اگر باد لباسم را اتفاقي در آبي بيندازد و لباس خود به خود در اين آب پاك شود. اگر لباس را با آب غصبي هم بشويم، پاك است. اگر كسي را نيز وادار كنم كه لباسم را بشويد، باز هم پاك است. پاكي لباس به هر شكلي ممكن است. اما وضو فقط بايد به قصد قربت باشد. فقه مي گويد هر عملي كه به قصد تقرب به خداوند و اطاعت امر او انجام مي يابد، عبادت است و هر عملي كه به غير از اين انگيزه باشد، عبادت نيست.
بنابراين اگر كسي بدون قصد تقرب به خداوند، بلكه براي جلب اعتماد مردم، نماز بگزارد، طبيعتاً نماز او عبادت نيست و اجرش نيز بر عهده خداوند نيست. فقه اين نماز را از عبادات نمي شمارد. آيا اگر كسي از ترس پدر يا مادر نماز بخواند، خدا را عبادت كرده است؟ هرگز. اين عبادت نيست. اين ركوع و سجود و حركتي بيش نيست. اگر كسي بنا بر عادت نماز بخواند و نداند كه چه كاري مي كند، همچون كسي است كه صبح ها به شكل عادت كارها را در خانه انجام مي دهد. چنين كسي براي نماز نيز حركت مي كند، اما عملش عبادت و نماز نيست.
عكس اين مسأله نيز درست است؛ يعني هر عملي كه براي تقرب به خداوند باشد، عبادت است، حتي اگر نماز و روزه نباشد. از جمله تجارت، زراعت، ساختن خانه، راهسازي، ديدار دوست، سلام و احوالپرسي با ديداركنندگان. هر عملي اگر براي خداوند باشد، عبادت است، حتي خواب. آيا چيزي سبكتر از خواب هست؟ ممكن است خواب هم عبادت باشد. ممكن است خوردن نيز عبادت باشد. ممكن است نشستن نيز عبادت باشد. هم چنين با هم بودن، شب نشيني، توجه به فرزندان و بازي با آنها نيز مي تواند عبادت باشد.
پس نخستين نكته اين است كه عبادت در اصطلاح اسلامي، هر عملي است كه از انسان براي امتثال و اطاعت امر الهي و تقرب به خداوند، صادر مي شود. بر اين اساس، لختي در اين مفهوم درنگ مي كنيم؛ يعني در هر عملي كه براي تقرب به خداوند است. معناي تقرب به خداوند چيست؟  تقرب يعني تلاش براي به دست آوردن قرب. من مي خواهم به شما نزديك شوم؛ بلند مي شوم، حركت مي كنم و سرانجام به شما مي رسم و نزديك شما مي شوم. آيا منظور از تقرب به خداوند، نزديكي مكاني است؟ طبعاً پاسخ منفي است. چرا كه از نظر اسلام، خداوند مكان ندارد، بلكه خالق مكان است. امام(ع) مي فرمايند: «لايحد باين» [۱] يعني خداوند مكان ندارد. پس تقرب به خداوند يعني چه؟ مي خواهيم اندكي بينديشيم و مفاهيم كهنه اي را كه از كودكي با ما بوده اند، از ذهن خارج كنيم. نزديكي به خداوند يعني چه؟ مكان خداوند كجاست تا بدان سو رويم و به او برسيم؟ نه چنين چيزي نيست و ما نيز به چنين مفهومي باور نداريم.
تقرب به خداوند يعني تقرب معنوي. دريافتن مفهوم تقرب معنوي آسان است. من در اينجا هستم، اما ممكن است كسي در اروپا يا هند نزديك من باشد. او چگونه به من نزديك است؟ آيا نزديكي غير از نزديكي مكاني هست؟  اسباب  نزديكي غيرمكاني چيست؟ گاهي علت قرابت معنوي نسبت نسبي است؛ يعني برادر، يا پسر عمو بودن. اين را نمي توان به خدا نسبت داد؛ چرا كه خداوند نه زاده شده و نه مي زايد. نمي زايد يعني فرزنداني ندارد و زاده نشده يعني پدر و مادر و عمو و دايي و ... ندارد. خويشاني ندارد. به قبيله خاصي تعلق ندارد. پيوند نسبي وجود ندارد.
ما دو نوع قرابت داريم: يكي قرابت عاطفي و ديگري قرابت از جهت هم صفت بودن. وقتي مي گوييم فلاني به كسي نزديك است، يعني در صفات آن دو نزديكي و هماهنگي وجود دارد. نزديكي بدين معنا، يك مفهوم اسلامي است «ان أكرمكم عندالله اتقيكم» (۴۹/۱۳)
مقدار تقرب به خداوند به اندازه اتصاف به صفات الهي و تخلق به اخلاق خداوندي است؛ زيرا خداوند مكاني ندارد تا من به او نزديك شوم و ميان من و او پيوندي نيست تا خويشاوند او باشم. نمي توان به خداوند نزديك شد مگر با اتصاف به اوصاف الهي. در حديث آمده است: «تخلقوا باخلاق الله» (متخلق به اخلاق الهي شويد)[۲] اما صفات خداوند كدامند؟  علم. پس اتصاف به اوصاف خداوند يعني كسب علم و رحمت. اگر آن را كسب كنيم و قدرت اگر قدرت و عزت به دست آوريم، و آفرينندگي اگر بتوانيم چيزي بيافرينيم و همين گونه است ديگر صفات الهي.
006132.jpg
من مي خواهم بگويم كه اساساً عبادت خداوند به معناي عبوديت و تقيد نيست. بلكه، عبادت خداوند دقيقاً برابر است با آزادي. عبادت خداوند يعني آزادي مطلق و هر اندازه عبادت فزوني يابد و در راه عبادت بيشتر گام نهي، آزادتر خواهي شد.
نمي دانم چرا عبادت و عبوديت با هم آميخته شدند و به يك معني به كار مي روند؟  با اين كه اين دو واژه با هم يكي نيستند

خدمت به مردم نيز اتصاف به يك صفت الهي است، زيرا خداوند رب، راعي، خالق، رازق و رحيم است و اگر من به مردم خدمت كنم يعني به آنها روزي، رحمت و فرهنگ دهم، متخلق به اخلاق الهي شده ام. ميان دو مفهوم تقرب به خداوند و عبادت پيوند برقرار مي سازيم. تقرب به خداوند يعني اتصاف به اوصاف الهي. عبادات نيز فعاليتها و تفكراتي هستند كه ثمره آنها تخلق به اخلاق الهي است. مي توانيم بگوييم كسي كه نماز مي گزارد،  در نمازش خداوند را مخاطب مي سازد و احساس مي كند كه او را ندا مي دهد و از او ياري مي جويد و همراه اوست. پس از او صفت يا صفاتي كسب مي كند و يا آن صفات نزد او توانمند تر مي شود و از صفات رذيله كه نتيجه ضعف است، دور مي شود. سرچشمه بيشتر صفات رذيله ضعف است. چرا آدمي دروغ مي گويد؟ يا از روي ترس دروغ مي گويد و يا طمع مي ورزد. چرا اصرار داريم احساس فقر بكنيم؟ چرا نفاق؟ سبب اينها ناتواني در ابراز حقيقت است. چرا فريب و ريا؟ سبب آن نياز به كسب اعتماد ديگران است. منشأ بسياري از رذائل، ضعف و سستي است كه با تقرب به خداوند، زدوده مي شود. بر اين اساس صفات نيكو، صفات خداوند هستند. زيرا در اسلام، خداوند جامع همه صفات كمال است. پس هر گامي كه در آن كسب صفتي از صفات خداوند باشد، ما را به او نزديك مي سازد. اين اصل كلي است.
دوباره به همان مبحث نخست بازمي گرديم. عبادت چيست؟  هر عملي كه براي تقرب به خداوند انجام مي شود، يا هر عملي كه مرا به خداوند نزديك مي سازد، به ديگر سخن عبادت يعني هر عملي كه مرا به صفتي از صفات خداوند متصف مي سازد.
بنابراين اگر چنين چيزي روي دهد، عبادت خواهد بود و اگر چنين نشود، عبادت نخواهد بود. پس اساس عبادت خداوند يعني گام نهادن در مسير علم، آزادي، عزت، گام نهادن در راه كسب ديگر صفات حسنه الهي كه ما آن را انسانيت، تعالي و تكامل مي ناميم.
بر اين اساس مي توانيم بگوييم عبادات، كارها و فعاليت هايي هستند همچون نماز، روزه، حج، زكات و ... كه خداوند آنها را راه ها، اسباب و انگيزه هايي براي رساندن انسان به كمال قرار داده است.
پس هر نمازي كه به شكل درست به جاي آورده شود، رهايي و آزادي از يك قيد است، زيرا هر نمازي آدمي را گامي از جهل دور و به علم نزديك مي سازد. آيا حركت از جهل به سوي علم بندگي است؟ فرض بر اين است كه نماز انسان را از فحشا و منكر دور مي سازد، پس نمازي كه چنين نمي كند، عبادت شمرده نمي شود. هر عبادتي به تقرب مي انجامد. تقرب نيز منجر به كمال مي شود و كمال آزادي است. چرا نماز مرا از جهل دور و به علم نزديك مي سازد؟ چون نماز مرا وامي دارد تا متصف به صفات الهي و متخلق به اخلاق الهي شوم.
بنابراين مفهوم عبادت در اسلام به كلي با مفهوم عبوديت بيگانه است. در اسلام عبوديت نيست. عبوديت خداوند يعني آزادگي، بندگي خداوند يعني حركت به سوي علم و عدل و قدرت و رأفت و صدق و بلند همتي و همه كمالات. اين است مفهوم عبادت در اسلام و چقدر اين مفهوم با عبوديت فاصله دارد. آنچه بر اين اصل تأكيد مي كند اين است كه شرط بنيادين عبادت، اخلاص است؛ نماز و روزه من فقط بايد براي خداوند باشد. براي خداوند باشد يعني چه؟ يعني انگيزه الهي داشتن و جذب خداوند بودن. پس ما بايد در بسياري از كارهايمان نظري دوباره بيفكنيم. وقتي گفته مي شود «نيت» ، برخي گمان مي كنند نيت يعني ايستادن در مقابل قبله و گفتن اين كه چهار ركعت نماز عشاء مي خوانم قربه الي الله. اين نيت نيست، بلكه لهو است. نيت يعني انگيزه. آيا امشب هنگامي كه تصميم گرفتيد به مجلس بياييد، در آستانه در ايستاديد و گفتيد به مجلس اعلاي شيعيان مي خواهم بروم. نه هرگز چنين نمي كنيد. اما اگر كسي بپرسد چه چيزي تو را به حركت واداشت؟ پاسخ خواهيم داد: «نيت» . يعني اين كه گام هاي شما به سبب رغبت به شركت در اين جلسه حركت مي كرد. عبادت هر عملي است كه به انگيزه تقرب به خداوند انجام مي شود و تقرب يعني اتصاف به اوصاف الهي و اوصاف الهي، همگي كمالند. بنابراين عبادت يعني تلاش براي رسيدن به كمال. عبادت، آزادي است، زيرا هر حركتي به سوي كمال و قيد و بند نيست، بلكه آزادي از قيد و بند است. زيرا نزديكي انسان به انسانيت، آزادي است، اما بندگي درست نقطه مقابل آن است. پس عبوديت و عبادت دو مفهوم كاملاً متمايز هستند. يكي از ثمرات عبادت خداوند آزادي از هر چيزي است كه غير خدايي باشد. ما در طول نماز و روزه و حج و زكات، براي دقايقي حركت به سوي خدا را تجربه و تمرين مي كنيم، چرا كه اگر براي غير خدا نماز بگزاريم، نمازمان باطل است. همچنين است روزه و حج و ... پس اگر ما در زماني اندك ورزش كنيم، تمرين كنيم و حتي براي دو دقيقه در روز براي خدا فعاليت كنيم و از خوردن و آشاميدن دوري كنيم،  به سوي خدا حركت مي كنيم و به او نزديك مي شويم. پس ما در كارگاه عبادت براي آزادي موقت از غيرخدا مي كوشيم. اين تلاش ها ما را براي رهايي مطلق از غير خدا ياري مي كند. چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «واستعينوا بالصبر والصلوه» (۴۵:۲) ما در نماز امكان آزادي را در عرصه هاي مختلف زندگي به دست مي آوريم. اين مسأله دوم است. مسأله نخست و اصلي اين است كه مفهوم عبادت با عبوديت در اسلام متفاوت است. اساساً دو مفهوم متفاوتند. نكته دوم اين است كه عبادت خداوند مرا از غير خدا آزاد و رها مي سازد.
خلاصه سخن اين كه عبادت با عبوديت متفاوت است. عبادت خداوند با عبوديت مردم و حتي با عبوديت خداوند هم فرق مي كند. براي شما معناي عبادت و عبوديت را در زبانهاي ديگر گفتم. پس امروز مي توانيم اين اصل را مد نظر قرار دهيم. دست كم من در برابر شما به آن پايبند مي شوم تا بر اساس آنچه گفتم مرا مؤاخذه كنيد. من از اين اصل كلي دفاع مي كنم و مي گويم همه عبادات، انسان را براي رسيدن به آزادي ياري مي كنند، زيرا به انسان براي متخلق شدن به اخلاق الهي كمك مي كنند و انسان را به كمال نزديك مي سازند و به آزادي فرامي خوانند.
پي نوشت ها:
۱- بحار الانوار، ج ،۴ ص ۳۱۳
۲- بحار الانوار، ج ،۵۸ ص ۱۲۹

تازه هاي انديشه
شماره جديد گلستان قرآن
مهر: اين شماره گلستان قرآن اختصاص به نمايشگاه بين المللي قرآن كريم دارد. در بخش آغازين نشريه متن سخنراني حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني، مسجد جامعي و محمد علي شعاعي در افتتاحيه نمايشگاه بين المللي قرآن كريم منتشر شده است.
ارزيابي و انتظار صاحبنظران قرآني از نمايشگاه قرآن عنوان بخش ديگر اين شماره است كه با آقايان دكتر عبدالكريم بي آزار شيرازي، غلامحسين اميرخاني، محمد خواجوي، بهاء الدين خرمشاهي، مصطفي رحماندوست انجام شده و نظرات اين افراد منعكس گرديده است. در اين شماره مي توان گفت و گو هاي متعددي با مسئولين و دست اندركاران بخشهاي نمايشگاه را مشاهده كرد. در بخش پاياني مقاله اي با عنوان پژوهشي در نامگذاري كتاب خدا به قرآن از محمد علي مهدوي راد منتشر شده است.
«كرانه هاي اختيار آدمي» در دست انتشار
006135.jpg
مهر: كتاب «كرانه هاي اختيار آدمي» ازجمله طرح هاي گروه كلام و دين پژوهي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است كه توسط حجت الاسلام علي فلاح رفيع به اتمام رسيده و در مجموعه كتاب هاي كانون انديشه جوان منتشر خواهد شد.
اهميت اختيار در افعال آدمي بر كسي پوشيده نيست اما آيا قلمرو آن بر همگان روشن است؟ مسئله جبر و اختيار، كه سابقه اي طولاني در تاريخ و تفكر و دانش بشر و عقايد ديني او دارد از جوانب مختلفي مورد بحث و بررسي واقع شده است كه مي توان از نظر كلي به دو جنبه نظري و عملي تقسيم كرد.
آنچه در بحث جبر و اختيار بيش از هر چيز اذهان را به خود مشغول داشته و نيز موجب انحرافات فكري و علمي شده است، وجود برخي مسائل بغرنج و مشكلات فكري ابهام  زا بوده است، مسائلي همچون سازگاري اختيار آدمي با قوانين مسلم عقلي فلسفي همانند قانون عليت، برخي باورها و اعتقادات ديني چون قضا و قدر، علم پيشين الهي، قدرت مطلقه خداوند و... .
محقق «كرانه هاي اختيار آدمي» كوشش كرده در اين نوشتار معضلات فكري عملي اشاره شده را با روشهاي تاريخي، تحليلي و توصيفي در بخشها و فصول متعدد بررسي نموده و با طرحي نو در ساختار و نظام بحث در حد توان سعي كرده به حل مشكل نزديك شود و با ارائه دلايل و شواهد متعدد به تبيين موضع حق و راه حل نهايي كمك نمايد.
اين نوشتار در پنج فصل به شرح ذيل سامان يافته است: پيشگفتار، درآمد، تعريف جبر، تعريف اختيار، بخش اول: پيشينه تاريخي اختيار در اديان؛ اختيار در اديان غيرابراهيمي؛ اختيار در اديان ابراهيمي؛ جمع بندي و نتيجه گيري؛ بخش دوم: اسلام: ۱- جايگاه بحث؛ ۲- جبر و اختيار در صدر اسلام؛ ۳- جبر و اختيار در حوزه كلام؛ ۴- جبر و اختيار در حوزه فلسفه؛ ۵- قضا و قدر در قرآن كريم؛ بخش سوم: فلسفه مغرب  زمين و اختيار آدمي: ۱- يونان باستان؛ ۲- سده هاي مياني؛ ۳- دوره  جديد؛ بخش چهارم: موجبيت (دترمينيسم): ۱- موجبيت و اختيار؛ ۲- بياني از موجبيت؛ ۳- انواع موجبيت (دترمينيسم)؛ بخش پنجم: وجدان و اختيار آدمي: ۱- وجدان فردي و اختيار؛ ۲- كنش هاي رواني و اختيار؛ ۳- وجدان اجتماعي و اختيار؛ ۴- عناصر اجتماعي و درك وجداني اختيار.
«فلسفه هنرها، درآمدي بر زيبايي شناسي»
سينا: كتاب فلسفه هنرها، درآمدي بر زيبايي شناسي نوشته گوردون گريم به زبان فارسي ترجمه شده است. مترجم اين اثر مسعود عليا است .
عليا به خبرنگار سينا مي گويد: منابعي كه درباره فلسفه هنر در ايران وجود دارد، بسيار محدود است.
بهترين اين منابع، كتابي است از آن اشپرت به نام مباني فلسفه هنر كه علي رامين آن را به زبان فارسي ترجمه كرده است.
به جز اين اثر و چند كتاب ديگر، اثر قابل تاملي درباره فلسفه هنر به زبان فارسي ترجمه نشده است.
از اين جهت ترجمه «فلسفه هنرها، درآمدي بر زيبايي شناسي» مي تواند تا حدودي به نيازهاي دانشجويان يا علاقه مندان فلسفه هنر در ايران پاسخ دهد.
اين مترجم جوان با اشاره به تفاوت هاي اين كتاب با ديگر كتاب هايي كه تاكنون در زمينه فلسفه هنر در ايران منتشر شده است، مي گويد: نويسنده سعي كرده تمام هنرها را مجزا از هم بررسي كند. نكته ديگر اين كه، گوردون گريم به هنر نگاه هنجاري دارد نه تعريفي. يعني به جاي آن كه بكوشد از هنر تعريفي ارائه دهد، سعي در بيان ارزش هاي هنر دارد.
عليا همان گونه كه گفته شد، پيش از اين نيز چندين عنوان كتاب در زمينه فلسفه از انگليسي به فارسي ترجمه كرده است كه از جمله آن كتاب ها مي توان هرمنوتيك فلسفي و نظريه ادبي نوشته جوئل راينز هاينر ، اگزيستانسياليسم و اخلاق نوشته مري وارنوك، الفباي فلسفه و آثار كلاسيك فرانسه نوشته هايي از نايجل واربرتون را نام برد. ناشر كتاب فلسفه هنرها، درآمدي بر زيبايي شناسي نشر ققنوس خواهد بود.

رويداد انديشه
كنگره بين المللي بزرگداشت علامه شرف الدين
006138.jpg
گروه انديشه: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم با مشاركت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي و همكاري مركز جهاني علوم اسلامي، مجمع جهاني اهل بيت و سازمان حوزه ها و مدرسه هاي علميه خارج كشور، كنگره بزرگداشت علامه سيد عبدالحسين شرف الدين را در ايران و لبنان برگزار مي كند. به گزارش خبرنگار ما، آخرين مهلت ارسال مقاله به دبيرخانه كنگره واقع در قم، ميدان شهدا، صندوق پستي ۳۹۴۸/۳۷۱۸۵ اول بهمن ۱۳۸۳ ذكر شده است.
براساس اين گزارش، دبيرخانه كنگره در چهار بخش زندگي نامه علمي و شخصي علامه شرف الدين، شرف الدين مدافع مكتب اهل بيت و منادي تقريب مذاهب اسلامي، شرف الدين طلايه دار اتحاد و بيداري اسلامي و انديشه هاي علمي علامه شرف الدين، از صاحبان قلم و انديشه و پژوهشگران حوزه و دانشگاه دعوت به عمل آورده تا با نگارش مقاله درباره يكي از عنوان هاي پيشنهادي فراخوان يا مرتبط با آن، بر غناي كنگره بيفزايند. اجزاي عنوان هاي پيشنهادي به شرح زير است: 
الف) زندگي نامه علمي و شخصي علامه شرف الدين
۱- زندگي نامه و خاندان علامه شرف الدين
۲- كتاب شناسي توصيفي آثار و تأليفات موجود و از دست رفته شرف الدين
۳- روش هاي تربيتي شرف الدين در پرورش فكري افراد و جوامع
۴- اوضاع اجتماعي- سياسي جهان اسلام در عصر علامه شرف الدين
۵- نقش تاريخي جبل عامل در گسترش فرهنگ اهل بيت (ع)
ب) شرف الدين، مدافع مكتب اهل بيت(ع) و منادي تقريب مذاهب اسلامي
۱- نقش و تأثير شرف الدين در تبيين مكتب اهل بيت (ع) و دفاع عالمانه از آن
۲- نقش و اقدامات شرف الدين در اختلاف زدايي ميان مذاهب اسلامي
۳- شرف الدين، احياگر سنت حوار و گفت وگوي علمي
۴- اهتمام شرف الدين به شبهه شناسي و روش وي در پاسخ به شبهات
۵- عوامل تاريخي تفرقه امت اسلامي از ديدگاه شرف الدين
۶- ارتباط شرف الدين با شيخ سليم بشري، رئيس الأزهر
۷- بررسي و نقد رديه  هاي المراجعات
۸- روش اخلاقي شرف الدين در مواجهه با انديشه هاي مخالف
ج) شرف الدين طلايه دار اتحاد و بيداري اسلامي
۱- جريان شناسي اصلاح و بيدارگري اسلامي در عصر شرف الدين و نقش وي در جهت گيري و تداوم آن
۲- مسافرت هاي شرف الدين و اهداف و تأثيرات مذهبي و اجتماعي آنها
۳- وحدت جهان اسلام و ابعاد مختلف آن در آثار و سيره شرف الدين
۴- مشكلات و چالش هاي فرهنگي و اجتماعي جهان اسلام از ديدگاه شرف الدين
۵- ارتباط علامه شرف الدين با ديگر مصلحان و بيدارگران جهان اسلام
۶- مبارزات شرف الدين با استعمارگران و نقش وي در تحولات سياسي- اجتماعي معاصر لبنان و خاورميانه
د) انديشه هاي علمي علامه شرف الدين
۱- روش برداشت علمي شرف الدين از قرآن و سنت
۲- راوي شناسي شرف الدين و نقش آن در تبيين اسلام ناب
۳- روش علمي شرف الدين در فقه الحديث
۴- مباني كلامي مورد اختلاف و روش برخورد با آنها
۵- تاريخ اسلام در آثار شرف الدين
۶- روش شرف الدين در تبيين سيره سياسي و علمي ائمه اطهار
۷- نهضت عاشورا و فلسفه قيام سيد الشهدا از نگاه شرف الدين
۸- فقه الخلاف و فقه الوفاق در آثار شرف الدين
در پايان فراخوان مذكور موارد زير يادآوري شده است:
۱- حداكثر صفحه ها، ۳۰ صفحه ۴A با خط خوانا و ترجيحاً تايپي باشد.
۲- منابع شرح حال و آثار علامه شرف الدين در دبيرخانه كنگره موجود است.
۳- مقاله هاي برگزيده در مجموعه اي نفيس به چاپ مي رسد و از صاحبان آثار برتر در اجلاس لبنان دعوت به عمل مي آيد.
۴- مقاله هاي ارسالي به يكي از سه زبان فارسي،  عربي و انگليسي باشد.
۵- مناسب است قبل از نوشتن مقاله با دبيرخانه هماهنگي صورت گيرد. همچنين موضوعات ديگري كه در  باره اين شخصيت ديني نوشته شود، قابل بررسي است.
علاقه مندان مي توانند براي آگاهي بيشتر با شماره تلفن هاي ۷-۷۸۳۱۷۲۴-۰۲۵۱ تماس حاصل كنند.

انديشه
اجتماعي
سياست
فرهنگ
هنر
|   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |