يكشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳
انديشه
Front Page

بايسته هاي امروزين فلسفه اسلامي
در گفت وگو با حجت الاسلام علي اكبر رشاد - واپسين بخش
حيات فلسفي
حجت الاسلام  و المسلمين رشاد رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در بخش نخستين اين گفت و گو با عنوان آغاز دوره نوگرايي به تبيين جايگاه فلسفه اسلامي در ايران معاصر و بايسته هاي پژوهشي كنوني فلسفه پرداختند. در واپسين بخش اين گفت و گو درباره راهبردهاي آموزشي و ترويج فلسفه در ميان اقشار مختلف جامعه اعم از جوانان ،نخبگان و كارگزاران صحبت شد كه از نظرتان خواهد گذشت.
006897.jpg
ياسر هدايتي
* آيا ما در عرصه كاربرد و عمل مي توانيم به يك استقراء برسيم كه بگوييم فلسفه در چه حوزه هايي از كاربرد و عمل مي تواند مدخليت داشته باشد؟
- اگر بخواهيم فلسفه خود را از آن افق انتزاعي انديشي و افق اشراقي و از وضعيت اشرافيت كنوني اش خارج كنيم، مي توانيم اين موارد را لحاظ كنيم:
تاسيس فلسفه هاي مضاف ملهم از حكمت اسلامي مي تواند به كاربردي كردن فلسفه اسلامي بيانجامد، به خصوص فلسفه هاي مضاف معطوف به علوم انساني. اين فلسفه هاي مضاف كه مبتني بر فلسفه اسلامي هستند مي توانند براي تاسيس علوم انساني اسلامي، مبنا فراهم كنند. ما بايد بعد از طي مراحلي كه درخصوص بايستگي هاي مطالعات فلسفي عرض كردم، به تاسيس فلسفه هاي مضاف بپردازيم تا حلقه واسط بين حكمت محض و علوم انساني اسلامي، فراهم شود و سپس به سراغ تاسيس علوم انساني اسلامي برويم. چرا كه اول سرمايه براي بسط بالندگي هر دانش و مقوله اي، نيروي انساني مورد نياز است.
* آيا وجود حوزه و دانشگاه در اين عرصه كفايت نمي كند؟
- متأسفانه، نه حوزه و نه دانشگاه آنچنان كه درخور شأن فلسفه، كشور و دين ماست به فلسفه نمي پردازد. ما امروز به نوعي اصلاح در نظام برنامه آموزشي و متون فلسفي، هم در حوزه و هم در دانشگاه نيازمنديم. امروز متأسفانه در دانشگاه ها فلسفه اسلامي بسيار كمرنگ شده است.
مطالعات بينا رشته اي مثل مطالعات فيزيك و فلسفه، رياضي و فلسفه، طب و فلسفه و ... خود يك حوزه گسترده و مهم است كه فلسفه بايد وارد آن شود. مطالعات تطبيقي و بينا مكاتبي و پرسش هاي نوپديد نيز همن طور است.
اين كه طي دو سال اخير رهبر فرهمند انقلاب نسبت به توليد علم، جنبش  نرم افزاري، توسعه فن آوري و ضرورت نوفهمي، اصرار فراواني دارند، ناظر به همين معنا است و به نظر من نقطه آغاز چنين نهضتي فلسفه است؛ چرا كه فلسفه مباني را به دست مي دهد و ما در ابتدا نيازمند بررسي و تحقيق در مباني هستيم.
* دنياي معاصر، دنياي انباشتگي اطلاعات است كه بالطبع اين اطلاعات راهكارهاي جديدي براي عرصه هاي مختلف از جمله آموزش رقم زده و اين امر باعث شده است تا ما در اين عصر شاهد پديدار شدن دانشي به نام تكنولوژي آموزشي باشيم. نگاه آموزشي امروز چه بايدها و نبايدهايي را در آموزش فلسفه اسلامي مطرح مي كند؟
- در زمينه آموزش فلسفه همان طور كه گفتم آن چنان كه درخور ما مسلمانان و ايرانيان و پيشينه فرهنگي ماست، آموزش فلسفه مورد اهتمام نيست. به نظر مي آيد تأسيس مراكز آموزش تخصصي فلسفه براساس رشته هاي مختلف از اولين ضرورت هاست.
به نظر من بايد فلسفه تا دوره اي به عنوان آموزش عمومي قلمداد شود. فلسفه نبايد در عرض علوم باشد بلكه علوم بايد در طول فلسفه قرار بگيرد، همچنان كه فلسفه ادعا دارد و اين ادعايي درست است. با مطالعه تاريخ سه ربع قرن تأسيس دانشگاه در ايران مي بينيم كه متأسفانه فيلسوفي از دانشگاه ظهور نكرده است.
* اين درست كه محيط آكادميك ما محيط مناسبي براي بازپروري فلسفه نبوده است اما نكته اي وجود دارد و آن اين كه در حوزه هاي علميه ما نيز اگر بخواهيم دقيق نگاه كنيم و فيلسوف را از شارح فلسفه جدا كنيم، خواهيم ديد كه آن گونه كه بايد و شايد در پرورش فيلسوف موفق نبوده ايم.
- در حوزه با توجه به اين كه هنوز فاصله زيادي با علامه طباطبايي نگرفتيم، اين حرف اگر چه صحيح است، اما به نظر مي رسد چندان جاي نگراني نيست؛ اما در دانشگاه ما حتي نتوانسته ايم يك فيلسوف فلسفه اسلامي كه يكسره محصول دانشگاه باشد، داشته باشيم.
از كارهاي ديگري كه ما بايد در آموزش فلسفه مد نظر قرار دهيم، اين است كه سطح فلسفه را قدري عمومي تر كنيم تا بتواند فراگيرتر شود، يعني زبان و مفاهيم فلسفي را ساده تر كنيم تا بتوانيم در مقاطع آموزشي اوليه نيز فلسفه را آموزش بدهيم. با اين رويكرد، شخص تا مقاطع بالاي تحصيلي هم اگر فيلسوف نشود، حداقل فلسفه دان خواهد بود.
* و نه «تاريخ فلسفه» دان.
- متأسفانه اكنون كسي كه دانشجوي دكتري فلسفه اسلامي است، بيشتر تاريخ فلسفه مي داند تا فلسفه. پس آموزش فلسفه بايد توده گير شود و اين خود محتاج كار كارشناسي است و در مجموع سياست آموزشي فلسفه بايد اين باشد كه فلسفه در عرض ساير علم ها و رشته ها آموزش داده شود و اين امر با اين ملاحظه صورت مي گيرد كه فلسفه در عرض ساير علوم نيست، بلكه مقدم بر ساير علوم است. كارهاي ديگري نظير شناساندن حكماي مسلمان به جوانان و ايجاد مؤانست بين فلسفه و اقشار مختلف جامعه نيز از اقدامات مفيدي است كه بايد در آموزش فلسفه به آن توجه داشت.
بايد افراد اهل فضل را تشويق كنيم تا در دانشكده هاي فلسفه متمركز شوند و محيط و فضا و امكان و استاد مهيا شوند تا بتوان فيلسوف تربيت كرد. ما مدرسه و دانشگاه فلسفه نياز داريم، كه هر دانشكده آن دانشگاه، معطوف به يك رشته و حوزه فلسفي برنامه ريزي درسي كند. در جامعه ما به رغم اين كه فلسفه كاربردي نيست، اما حرمت دارد. مردم به چشم عظمت و تعظيم به فلسفه و فيلسوف نگاه مي كنند. اگرچه جاذبه آن كم است، سخت و انتزاعي است، اما اگر امكانات فراهم شود و معضلات و مشكلات را برطرف كنيم جوانان نيز استقبال مي كنند.
* يكي از پيش زمينه هايي كه براي پيدايش فيلسوف لازم است ايجاد بستري براي آزادانديشي است. نظر شما در اين باره چيست؟
- فلسفه آزادانديشي است. فلسفيدن يعني آزاد انديشيدن. فضاي آزاد فكري براي رشد و توسعه و تعميق و ارتقاي هر دانشي شرط لازم است. تا وقتي كه ديدگاه ها و افكار فلسفي فرصت عرضه پيدا نكنند، نمي توانند نقد شوند و سره از ناسره باز شناخته نمي شود.
البته وقتي بنا، بر اين است كه آراي فكري و فلسفي طرح شود، با شرايط خاص خودش است. يعني با منطق علمي و رعايت روش شناسي و آداب علمي.
اصولا فضاي آزاد و شرايط ممكن براي آزاد انديشي مانند هوا براي تنفس و ادامه حيات فلسفه لازم است.
* لطفا به طور مجمل درباره ضرورت ترويج فلسفه اسلامي در قشرهاي مختلف جامعه كه ما در اينجا در سه سطح جوانان، نخبگان و كارگزاران آنها را تقسيم بندي مي كنيم، صحبت كنيد.
- اولين كاري كه براي امكان ترويج فلسفه _ به معناي تعقل و خردورزي _ بايد انجام دهيم روزآمد كردن و زمانه فهم كردن ادبيات فلسفي است. اگر بنا شود همين مفاهيم پيچيده، عميق، فشرده و دقيق را به فارسي دربياوريم مشكل پيدا مي شود. همچنين از ابزارهاي قابل درك براي عامه مانند رمان و... استفاده كنيم.
ترجمه متون اصيل براي آشنايي افراد در خارج از كشور و نگارش كتب روان و قابل فهم به زبان هاي روز و زنده دنيا، تأسيس انجمن هاي علمي _ تخصصي فلسفي، و كتابخانه هاي الكترونيكي و غيرالكترونيكي تخصصي، از ديگر كارهاي ما براي ترويج فلسفه بايد باشد. اكنون جريان هاي مختلفي به فلسفه اسلامي حمله مي كنند. جريان هاي متحجر و متنسك، جريان هاي تفكيكي، جريان هاي پوزيتويستي و علم زده، نسبي گرايان، شكاكان و جريان هاي ديگري كه توجه شان معطوف به درهم شكستن فلسفه اسلامي است، پس بايد دفاع معقول علمي و روشمند و شايسته اي نيز در قبال اين مهاجمان صورت بگيرد و اين خود هم در ترويج فلسفه مؤثر است و هم مانعي است از اينكه نسل امروز از فلسفه جدا و بي علاقه شود.

رويداد انديشه

دومين همايش محاسبه و فلسفه
مهر: دومين همايش محاسبه و فلسفه آسيا- اقيانوسيه ۱۸ تا ۲۰ دي ماه توسط دانشگاه چالانگكورن در بانكوك تايلند برگزار مي شود. اين همايش به دنبال اولين همايش بسيار موفق محاسبه و فلسفه نوامبر سال گذشته در دانشگاه ملي استراليا برگزار مي شود.
همايش هاي محاسبه و فلسفه گردهمايي اي است كه به تمام ابعاد فلسفه مي پردازد. در حال حاضر، همايش هاي انجمن بين المللي محاسبه و فلسفه در سه منطقه بين المللي آمريكاي شمالي، اروپا و آسيا- اقيانوسيه برگزار مي شود.
اين همايش توسط دانشگاه چالانگكورن در زمينه اخلاق و تقسيم ديجيتالي برگزار مي شود و حمايت مالي آن بر عهده صندوق مالي تحقيقات تايلند بوده و مركز فلسفه كاربردي و اخلاقي عمومي، يونسكو، شوراي ملي تحقيق تايلند و انجمن فلسفه و دين تايلند از برگزاركنندگان اين همايش هستند.
سخنرانان و موضوع سخنراني آنها بدين قرار است: دمكراسي الكترونيك و تغيير ساختاري جو عمومي، رابرت كاوالير(گروه فلسفه دانشگاه كارنگي- ملون)؛ اخلاق اطلاعات: رويكردهاي محلي، پتانسيل هاي جهاني؟، چارلز اس(استاد تدريس تحقيق و مطالعات بين رشته اي دانشگاه دروري)؛ مديريت هويت: اخلاق مديريت هويت، جروئن ون دن هوون(استاديار مركز فلسفه كاربردي و اخلاق عمومي، دانشگاه ملي استراليا و دانشگاه تكنيك دلفت)؛ كامپيوتر در راستاي زندگي بهتر، جان وكرد (مركز فلسفه كاربردي و اخلاق عمومي).
ديگر موضوعاتي كه در اين همايش مورد توجه قرار مي گيرد عبارت است از: تقسيم ديجيتالي و انشعاب فلسفي، استفاده از كامپيوتر در تدريس فلسفه، استفاده از كامپيوتر به عنوان ابزار تحقيق در فلسفه، ابعاد فلسفي هوش مصنوعي، اخلاق كامپيوتر و كامپيوتر و فرهنگ.
دومين همايش ميان فرهنگي
006870.jpg
دومين «همايش جهاني ميان فرهنگي بررسي مسائل انتقادي» ۱۲ تا ۱۴ آذر در وين اتريش برگزار مي شود. اين همايش ميان رشته اي و چند رشته اي با هدف بررسي معنا و الزامات ميان فرهنگي در دو ديدگاه كاربردي، سياسي و همچنين نظري برگزار مي شود.
موضوعاتي كه اين همايش بدان مي پردازد عبارت است از: روابط گوناگون ميان فرهنگي و چند فرهنگي؛ تبادل فرهنگي در بافت آموزشي، مسائل ديني و تبادل فرهنگي؛ فلسفه و تبادل فرهنگي؛ تبادل فرهنگ و سياست دانشگاه ها؛ تبادل فرهنگ و زبان؛ مقاومت در برابر تبادل فرهنگي از طريق تك فرهنگ گرايي؛ نژاد، قوميت گرايي و تبادل فرهنگي؛ تبادل فرهنگي و جنسيت؛ اخلاق در تبادل فرهنگي؛ تبادل فرهنگي و فرهنگ فرعي؛ تبادل فرهنگي بين شرق و غرب، تبادل فرهنگي و سياست. اين همايش قصد دارد طيفي از افراد علاقه مند را از رشته هاي گوناگون گرد هم آورد تا ديدگاه هاي خود را به بحث بگذارند.

تازه هاي انديشه

در گستره فرهنگ
سينا: در گستره فرهنگ، جديدترين كتاب دكتر محمود روح الاميني، از سوي انتشارات اطلاعات، منتشر شد.
دكتر محمود روح الاميني در گفت وگو با خبرگزاري سينا، گفت: «كتاب شامل ۱۴ مقاله درباره ابعاد مختلف فرهنگ است. بعضي از اين مقالات پيش از اين در كتابها يا نشريات مختلف منتشر شده، اما برخي ديگر تاكنون به چاپ نرسيده اند.»
كتاب «در گستره فرهنگ» شامل ۱۴ مقاله در زمينه هاي مختلف مردم شناسي فرهنگ است. اين مقالات عبارتند از: انسان، حيواني است با فرهنگ؛ فرهنگ تمدن؛ فولكلور و فرهنگ؛ فرهنگ جهاني، جهان فرهنگ است؛ فرهنگيان بازنشسته، بازنشسته فرهنگي نيستند؛ جامعه، فرهنگ، فوتبال؛ روند آپارتمان سازي و فرهنگ آپارتمان نشيني؛ جشن هاي آشنا، در آسياي ميانه(نشانه هاي هويت فرهنگي مشترك)؛ معيارهاي آباداني شهر به روايت تاريخ سيستان؛ تو گفتن و شما گفتن در جامعه و فرهنگ ايران؛ داد و ستدهاي فرهنگي؛ چهارشنبه و چهارشنبه سوري در آيين هاي ايراني؛ خانه شماره ۱+۱۲ در كوچه ۱۳ چنار؛ شنيدم ز داناي فرهنگ دوست. كتاب «در گستره فرهنگ» از سوي انتشارات اطلاعات، در ۱۷۰ صفحه، با بهاي ۸۰۰ تومان، وارد بازار نشر شده است.
زبان خويشمندي
006900.jpg
ايلنا: به نظر آدورنو آنچه هايدگر بيان كرده در جامعه امروز محلي از اِعراب ندارد و آنچه كه هايدگر پنبه كرد، آدورنو آنها را رشته كرد.
سياوش جمادي مترجم و نويسنده آثار فلسفي در گفت  وگو با خبرنگار سرويس انديشه ايلنا ضمن بيان توضيحاتي درباره آخرين كتابي كه با عنوان زبان خويشمندي از تئودور آدورنو، در دست ترجمه دارد، گفت: نزديك به ۴۰ سال است فلاسفه  اي چون  هايدگر، گابريل، مارسل و ياسپرس مطرح شده  اند. اين كتاب يكي از جدي  ترين آثاري است كه جريان فلسفه
اگزيستانسيا ليسم در آن نقد شده  است. وي ادامه داد: جا دارد چالش  هاي دهه ۵۰ و۶۰ در فضاي سياسي وجامعه آلمان كه بسيار قابل توجه است مطرح شود و در اين ميان هايدگر توسط سخت  ترين مخالفانش مورد نقد قرار مي  گيرد.
اين كتاب لبه تيغ حمله خود را در درجه اول متوجه ياسپرس و هايدگر البته با نگاه مكتب فرانكفورت كرده  است.
مترجم نيچه به قلم ياسپرس در پاسخ به انتقادات مطرح شده از جانب آدورنو به  هايدگر و يا سپرس گفت: هر فردي كه در جامعه زندگي مي  كند و در شبكه قدرت اسير است، از نظر ياسپرس و نيچه به اموري زايد مي  پردازد، در اين مورد  هايدگر نيز مسئله مرگ در هستي و زمان رامطرح كرده است. به نظر آدورنو آنچه كه هايدگر بيان كرده  است، در جامعه امروز كه شاكله  هاي فكري و ذهني آن، مناسبات قدرت است، محلي از اعراب ندارند. به بيان ديگر آنچه كه  هايدگر پنبه كرد، آدورنو شخصا آنها را رشته كرد.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |    اجتماعي  |   انديشه  |   سياست  |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |