|
نگاهي به زندگي و آثار ژوزوئه كاردوچي
شاعر، محقق و منتقد ايتاليايي و برنده جايزه نوبل
جايزه اي براي تغزل
شعرهاي تغزلي در كشور ما جايگاه برجسته اي دارد. همه آنهايي كه اندك آشنايي با شعر دارند، تغزل را شعري مي دانند كه خوانندگان از خواندن آن لذت مي برند. اين وضع را مي توان در كشورهاي ديگر نيزديد. ادبيات جوامعي كه از پيشينه تاريخي درازمدتي برخوردارند، بيش از كشورهاي ديگر با تغزل درآميخته است و اين موضوع ريشه دار بودن چنين شعري را نشان مي دهد. جايزه نوبل ادبيات هم به اين موضوع توجه خاصي داشته و شاعران بسياري را مي بينيم كه به دليل نيروي قدرتمند تغزل صاحب اين جايزه شده اند. ژوزوئه كاردوچي نخستين ايتاليايي است كه جايزه نوبل را از آن خود كرد. تغزل او علت اصلي در اهداي جايزه بوده است. گذري بر زندگي و آثار او را مي خوانيم.
|
|
|
«ژوزوئه(جوسه) كاردوچي» شاعر، محقق و منتقد ايتاليايي در ۲۸ ژوئيه ۱۸۳۵ در «والدي كاستلو» در «توسكاني» به دنيا آمد. با پايان تحصيلاتش در «پيزا» ، مدتي به تدريس پرداخت. مدتي نيز به روزنامه نگاري مشغول بود و در ضمن روزنامه نگاري و كارهاي ديگر دائماً مشغول نوشتن بود. از سال «۱۸۶۰» ، «۱۹۰۲» كرسي استادي بخش ادبيات دانشگاه بولونيا را بر عهده داشت. پدر كاردوچي از انقلابيون «كاريوناري» بود و «كاردوچي» احساسات جمهوري خواهي و آزادي خواهانه را از پدر به ارث برد. وي در اشعار خود، با شور و شوق، از «ديزور جيمنتو» يا جنبش اتحاد و آزادي ايتاليا سخن مي گفت و با شدت تمام از سبك كلاسيسيسم پيروي مي كرد و معتقد بود كه «رومانتيسيسم» و مذهب كاتوليك باعث تضعيف ايتاليا شده است. مشهورترين سرود او سرود شيطان (۱۸۶۵) نام دارد كه در آن شيطان كه نمادي از علم و پيشرفت بشر است، در مقابل خطا و خرافات مي ايستد. البته، بعدها نظرات «كاردوچي» تغيير كرد و به تمجيد پادشاهي جديد ايتاليا و مذهب پرداخت. او در ۱۸۹۰ سناتور شد و نخستين ايتاليايي بود كه نوبل ادبيات را دريافت كرد. كاردوچي كه پسر يك پزشك روستايي بود به اتهام «كاربونارو» (عضويت در يك جبهه مخفي آزاديخواه) راهي زندان شد و همين حادثه بود كه از شاعر يك جمهوريخواه ساخت. آرزوي او كرسي استادي زبان يوناني بود كه به خاطر عقايدش از او دريغ شد. ليكن در سال ۱۸۶۰ در بيستوتيا استاد زبان يوناني و از سال ۱۸۶۱ تا ۱۹۰۳ در «بولنا» استاد ادبيات ايتاليا بود. در سال ۱۸۹۰ كه سناتور شد به عنوان يك شاعر سياسي شهرت بسيار يافت. او در آثارش به تقليد از شاعران محبوب كلاسيك هوراس و پترارك، گذشته قهرماني ايتاليا را تحليل مي كرد. كاردوچي عليه يوغي كه- به عقيده او- كليساي كاتوليك بر انسانها نهاده بود مبارزه و جنگ براي آزادي و اتحاد ايتاليا را تشويق مي كرد.
آكادمي علوم سوئد، به پاس نه تنها فضل و دانش سرشار و تحقيقات منتقدانه اش بلكه به ويژه براي قدرداني از توان هنري و تازگي سبك و توانايي غزلسرايي، كه وجه بارز آثار شعري اوست، اين جايزه را به وي اهدا كرد.
«جورسه كاردوچي» به روز ۱۶ فوريه ۱۹۰۷ در شهر بولونيا يك سال پس از دريافت جايزه نوبل در ۷۲ سالگي درگذشت و با مرگ زودهنگام خود بلافاصله پس از دريافت جايزه به شكلي غم انگيز آكادمي سوئد را مورد سرزنش و شايد مورد تمسخر قرار داد. گرچه او هرگز مانند بسياري از نوبل بگيران با فقر و بي چيزي دست و پنجه نرم نكرد اما دست كم مي توانست سالهاي بيشتري را با لذت جادويي اين جايزه بزرگ زندگي كند. آكادمي سوئد انتخاب ژوزوئه (جورسه) كاردوچي را اين گونه اعلام كرد: «نه تنها براي بزرگداشت دانش محيط و آثار تحقيقاتي انتقادي او، بلكه بيش از هر چيز براي ستايش توانايي آفرينش، تازگي سبك و نيروي تغزلي، كه شاهكارهاي شعري اش را برجسته كرده است.»
آثار مهم او عبارتند از:
دوران جواني (۱۸۵۷)، در ستايش شيطان (۱۸۸۱)، خشم،پيستويا، نهضت كارگران معدن زغال سنگ.
«دره آرنو»
اي تپه هاي توسكاني، زادگاه شعر من
ديگر شما را من
هرگز نظاره نخواهم كرد.
در سايه هاي نرم درختان غار- در زير آسمان كبود
آنها آرميدند- تا دلي در ميانشان سرد نگردد
اشكهاي گرم فرومي چكد.
چه اميدهاي پاكي ما را
زماني پيش برمي انگيخت
و چه سان ما در تلاش سرمست جواني
با كوبش آزاد بالها
به سوي آينده پرواز مي كرديم.
اينك زندگاني من
ميان خاك كتابها، افسرده مي شود
و او كه از رؤياهاي شكوفايي اش، جدا گرديد
در زير چمنها خفته
و ارزاني كرمهاست.
|