يكشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳
گفت وگو با رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي
خيز اقتصادي
شرايطي كه منجر به ايجاد فاصله طبقاتي مي شود نيز در مرحله خيز و توسعه يافتگي مهم است كه بايد به آن توجه شود. ما نيازمند قوانين و برنامه هايي هستيم كه در نهايت منجر به توزيع عادلانه درآمد شود
در مرحله خيز اقتصادي، اولين تهديد شايد تهديد فرهنگي باشد. در حال حاضر اروپايي ها نيز از اين مسأله نگران هستند كانون خانواده و حفظ آن مي تواند براي مقابله با هجمه فرهنگي مؤثر باشد

006891.jpg
محمد ابراهيمي
اشاره: روستو اقتصاددان مشهور غربي معتقد است كشورها براي نيل به توسعه مراحلي را طي مي كنند كه رسيدن به مرحله خيز اقتصادي مهمترين آنهاست.البته ادبيات اقتصادي روستو در كشور ما نيز بيگانه نيست، به طوري كه طي يكسال گذشته برخي مسئولان كشور از جمله رياست سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي، رئيس كل بانك مركزي و بالاخره رياست جمهوري از اين جمله چندين بار استفاده كرده اند كه «ايران در مرحله خيز اقتصادي قرار دارد.» متاسفانه طي اين مدت در باب خيز اقتصادي، شرايط و الزامات رسيدن به آن كمتر صحبت شده است. براي رسيدن به پاسخ اين سؤال كه منظور از خيز اقتصادي چيست و چه اتفاقي در اقتصاد كشور رخ داده كه اكنون ايران در اين مرحله قرار دارد به سراغ رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي رفتيم. دكتر برادران شركا، پيش از حضور در پست فعلي، رياست دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي را بر عهده داشت. او جزء كساني است كه به اقتصاد باز اعتقاد كامل دارد و هم فكر يازده اقتصاد داني است كه نامه اخير را منتشر كردند. تفكر وي مخالفين جدي در ميان اقتصاددانان مجلس دارد، ولي در دوره مديريت خود سعي كرده از تنش و چالش دوري كند.
*طي يكسال گذشته مسئولان كشور بارها اعلام كرده اند كه ايران در مرحله خيز اقتصادي قرار دارد، منظور از خيز اقتصادي چيست؟ و آيا اين جمله گرته برداري از ادبيات اقتصادي موجود در غرب نيست؟
-در نظريات رشد اقتصادي،  يك نظريه اي وجود دارد كه مشهور است به نظريه روستو،  نظريات وي در دهه ۶۰ مطرح شد، اما بلافاصله تبديل به مانيفستي شد كه به ايشان منسوب مي شود.
طبق نظريات روستو، تمام كشورها داراي پنج مرحله رشد اقتصادي هستند كه مرحله اول مرحله آمادگي و تهيه زيرساختها است و مراحل بعدي آن خيز پا (Take off) است و بعد از آن به مرحله توليد انبوه مي رسد. طبق اين تعبير وي نشان داده كه رسيدن به رشد اقتصادي گذر از اين مراحل است و كشورها با توجه به مراحل رشد روستو طبقه بندي مي شوند.
البته هر كس كه صحبت از خيز اقتصادي مي كند، لزوما به معني اين نيست كه پيرو مانيفست روستو است. آنچه من در ذهنم است اين است كه كشور ما مراحل اوليه رشد كه شامل تهيه زيرساختها است را پشت سر گذاشته است. بنابراين ما در مراحل اوليه نيستيم.
خيز به اين مفهوم است كه انسان جهشي داشته باشد و با سرعت بيشتري حركت كند كه در مورد اتومبيل يا هواپيما نيز به كار مي رود. اعتقاد ما اين است كه مي توانيم با يك جهش اقتصادي بخشي از عقب ماندگيهاي گذشته را جبران كنيم. براساس اين عقيده بايد گفت كه به لحاظ تاريخي ايران از يك ظرفيت توسعه اي برخوردار است. به لحاظ نيروي انساني نيز معتقديم كه داراي سرمايه اي هستيم كه براي رشد بالاي اقتصادي مهيا است. از نظر سرمايه هاي فيزيكي و طبيعي نيز چنين شرايطي در كشور فراهم است. رشد صنعتي كشور نيز در راستاي همين زيرساختها حركت كرده و ما شاهد شكل گيري صنايع با فناوري بالا در كشور هستيم. در كنار اين مسايل بايد دسترسي به بازارها خصوصا بازارهاي منطقه را به شرايط فعلي اقتصاد ايران اضافه كرد. مجموعه اين شرايط ايران را در وضعيتي قرار داده كه مي توانيم به سرعت مراحل رشد و توسعه را در كشور طي كنيم، به اين تعبير رسيدن به رشد بالاي اقتصادي براي كشور ما قابل دسترسي است.
البته منظور از رشد، رشد مستمر است. رشد چون به متغيرهاي حقيقي بستگي دارد،لذا توان توليد يك كشور را نشان مي دهد، از سوي ديگر رشد موقتي مهم نيست، براي همين نيز يكي از افتخارات چيني ها اين است كه مي گويند كشور ما طي ۱۰ سال گذشته متوسط رشد اقتصادي ۵/۹ درصدي را داشته است؛ وقتي كشوري به طور مداوم و طي ۱۰ سال اين نرخ رشد را تجربه مي كند، حقيقتا كار بزرگي است و ما به همين تعبير، برنامه چهارم و چشم انداز ۲۰ ساله اعلام كرديم كه طي ۱۰ سال آينده متوسط نرخ رشد اقتصادي كشور بايد ۶/۸ درصد باشد. از نظر محاسبات كشورهايي كه نرخ رشد آنها طي ۱۰ سال بالاي ۷ درصد باشد، به اين معني است كه توليد ناخالص داخلي آنها دو برابر مي شود. ما اين نرخ را براي يك مدت ۲۰ ساله در نظر گرفته بوديم و اعلام كرديم كه اگر اين نرخ را داشته باشيم به مقام اول اقتصادي منطقه مي رسيم.
* شما به مواردي اشاره كرديد كه در اقتصاد ايران وجود دارد و از آن نتيجه گرفتيد اقتصاد كشورمان در مرحله خيز قرار دارد، سئوال اين است كه بسياري از موارد ذكر شده قبلا هم در اقتصاد ايران وجود داشت، ما سالها است كه داراي نيروي انساني توانمند و همچنين منابع طبيعي فراوان هستيم، آن مشخصه اي كه اكنون در اقتصاد ايران وجود دارد و به واسطه آن در مرحله خيز قرار گرفته چيست؟
-البته كه ما در گذشته تواناييهايي داشته ايم، اما ادعاي ما اين است كه اين تواناييها به حدي از انباشت رسيده كه ما را در مرحله خيز قرار داده، اينجا دقيقامثال
هواپيما معني پيدا مي كند.
وقتي هواپيما شروع به پرواز مي كند، با سرعت اوليه شروع به پرواز مي كند و بعد از اين كه به سرعت خاصي رسيد تيك آف مي كند، مسلماً پيش از اين مرحله نيز حركت مي كند اما به تدريج به سرعت آن افزوده مي شود تا اين كه از زمين بلند شود، بالاخره نقطه خيز، نقطه خاصي است. در كشور ما الان توان توليدات صنعتي در طول تاريخ كشوري بي سابقه است، ما الان به تكنولوژي هايي دسترسي پيدا كرده ايم كه زماني تنها آرزوي ما بود. مسلماً ما اكنون چهارمين سدساز بزرگ دنيا هستيم، يعني توانايي ساخت سدهاي بزرگ را داريم. از نظر ساخت نيروگاه، ژنراتور، ساخت جاده ، راه آهن، سيلو، پتروشيمي و نفت به مراحلي رسيده ايم كه هرگز فكر آن را نمي كرديم.
من برخي اوقات افسوس مي خورم كه چرا مردم كشور ما، حد توانايي مملكت خود را نمي دانند، يك مدير شركت نفت به من گفت؛ در حالي كه براي خريد كالاهاي مورد نياز صنعت نفت در كشورهاي متعددي شعبه داشتيم اكنون آن شعب تعطيل شده و در كشور خود اعلام كرده ايم ايران بازار مصرف كالاهاي نفتي است و به اين ترتيب شركت هاي بزرگ توليدي به كشور ما آمده و سرمايه گذاري كرده و دانش فني نيز منتقل مي شود. براساس مطالعات آمايش سرزمين، ايران در مركز منطقه اي با جمعيت ۳۰۰ ميليون نفر قرار دارد كه مركز تأمين انرژي دنيا است. يعني هر نوع سرمايه گذاري در كشور ما مسلماً جواب مي دهد و عجيب نيست كه بسياري از كمپاني هاي خارجي در سال هاي اخير ابراز تمايل كرده اند در كشور ما سرمايه گذاري مستقيم كنند. چند سال است كه ما در عسلويه شاهد سرمايه گذاري هاي كلان هستيم و توليدات آن نيز يك كالاي استراتژيك است. ما در صنعت الكترونيك دستگاه هاي پيچيده را خودمان توليد مي كنيم. من بارها اين مطلب را گفته ام اما آن را تكرار مي كنم. وقتي به بازديد از سد كارون ۳ رفتم، مشاهده كردم ۸ ژنراتور با وزن هزار تن آنجا نصب شده كه ۸۰ درصد آنها ساخت داخل بوده است. اين كه مي گويم، مرحله خيز، يعني همين. كشوري كه ۲۵ سال پيش در ساخت كوچك ترين كالاها ناتوان بوده اما الان پيچيده ترين تكنولوژي ها را دارا است و من اين ژنراتورها را در سد مسجد سليمان نيز ديده ام كه اكنون فعال هستند. يا در كرج ما پيشرفته ترين تكنولوژي ها را در ساخت توربين گازي به كار گرفته ايم و اينگونه مسايل در همه بخش ها ديده مي شود كه نشان مي دهد به تدريج به آن دسته از تخصص و مديريت رسيده ايم كه مدعي هستيم
مي توانيم بسياري از كالاها با تكنولوژي بالا را توليد  كنيم.
* آقاي دكتر اگر حرف شما درست باشد ما بايد داراي توان صادراتي بالايي باشيم كه اينگونه نيست و كل صادرات كالاهاي صنعتي ما در حد سه ميليارد دلار است؟
- درست است و معتقدم فاصله ما براي رقابت در زمينه صادرات كالاهاي صنعتي زياد است، اما همين مقدار كه صادر مي كنيم غرور آفرين است.
006876.jpg
حيف است جوانان ما ندانند تعداد زيادي از متخصصان شب و روز در اين مملكت فعاليت مي كنند. اتفاقاً بازديد ما از سد كارون سه در شب هنگام بود و در آنجا ۲۷ كيلومتر تونل يعني به اندازه كل تونل هاي شمال كشور وجود دارد. كه تعداد زيادي از جوانان كشور در آنها مشغول به كارند.
چند هفته پيش نيز مؤسسه بايوتكنولوژي دو جلد كتاب براي من آوردند كه در آنها مقالات دانشمندان ايراني در مجلات و سمينارهاي خارجي جمع آوري شده بود. خود من تا زماني كه در سازمان نبودم از اين مطالب مطلع نبودم.
الان ميليون ها نفر از مردم از اين دستاوردهاي خبر ندارند. به اين اعتبار است كه مي گوييم كه كشور به آن حد از استقلال سياسي، توان اقتصادي و اجتماعي رسيده كه مي تواند به عنوان يك كشور مطرح در دنيا و منطقه باشد. احساس من اين است كه پتانسيل هاي موجود در كشور به حدي است كه اگر يك شرايط مناسب مانند امنيت سرمايه گذاري به وجود آيد مي توانيم عقب ماندگي هاي تاريخي در كشور را به سرعت جبران كنيم.
* آقاي دكتر، اگر مثال هواپيما را براي تقريب به ذهن در خصوص مرحله خيز در نظر بگيريم، وقتي هواپيما به مرحله Take off مي رسد، براي طي كردن اين مرحله با موفقيت، شرايطي لازم دارد، براي عبور موفق ايران از مرحله خيز به چه شرايطي نياز است؟
- در بحث توسعه، توسعه مقوله اي چند جانبه است. توسعه شامل توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و علمي است كه بايد همه با هم جمع شود تا حاصل آن يك كشور توسعه يافته شود. وقتي صحبت از توليد مي شود، توليد يك كالا به مديريت، ابزار، تكنولوژي و سرمايه انساني و فيزيكي نياز دارد، لذا از هر بعد كه به قضيه نگاه كنيم به شرايط و زمينه هاي خاصي نيازمند هستيم تا ما را به مرحله توليد برساند. اين زمينه ها اكنون در كشور ما فراهم شده است. مثلاً اگر به قانون جذب سرمايه گذاري خارجي در دو سال گذشته نگاه كنيم، در مدت كوتاهي به موفقيت هايي در اين زمينه رسيديم.
البته چند وقت پيش روزنامه ها به نقل از منابع خارجي نوشتند كه آمار جذب سرمايه گذاري خارجي در ايران كم است. اين مطلب در خصوص آمار سرمايه گذاري نهايي شده درست است اما مي دانيد كه سرمايه گذاري يك پروسه بلندمدت است و به اين اعتبار است كه مي گوييم نيازمند يك سياست گذاري با ثبات در كشور هستيم، زيرا كسي كه در كشور ما سرمايه گذاري مي كند يك افق ۲۵ ساله را مي بيند چون ۵ سال سرمايه گذاري طول مي كشد تا به بهره برداري برسد، ۵ سال نيز طول مي كشد تا فايده ببرد. لذا سرمايه گذاران به ثبات بلندمدت كشور حساس هستند. اين سرمايه گذاران ۲۵ سال مي خواهند با شما زندگي كنند و وقتي اعتماد كنند به كشور مي آيند و اين علامت خوبي براي كشور ما و ديگر شركت هاي خارجي است.
من معتقدم كه اگر ظرف دو سال آينده ثبات نسبي در كشور داشته باشيم تعداد كساني كه مايلند در كشور سرمايه گذاري كنند افزايش پيدا مي كند، چون كافي است سرمايه گذاري چند شركت موفقيت آميز باشد، آن وقت نگراني ها از بين رفته و شكي ندارم زمينه براي فعاليت هاي اقتصادي چه توسط سرمايه گذاري داخلي چه خارجي مهيا است. نبايد فراموش كنيم ايراني هاي فراواني در خارج مايلند در كشور سرمايه گذاري كنند و اين مساله اي است كه تايوان از آن بهره برد.
شما مي دانيد كه در زمان درگيري چين و ژاپن تعداد زيادي تايواني به آمريكا رفتند و اين افراد پس از كسب تحصيل و فعاليت اقتصادي به كشور خود بازگشتند و اين افراد به حدي بودند كه آمريكا نسبت به وقفه در صنعت الكترونيك خود اظهار نگراني كرد. عرض مي كنم تحصيل كنندگان ايراني در خارج كشور و ايرانياني كه صاحب سرمايه هستند و مشكلي براي ورود به كشور ندارند در چند سال اخير به كشور آمده اند و همين مساله دستاوردهاي خوبي براي كشور داشته است. بالاخره كشوري با سابقه تاريخي ايران پتانسيل خوبي براي رسيدن به مرحله خيز و بعد از آن را دارد.
* چه مسايلي عبور از دوران خيز را تهديد مي كند؟
- اولين تهديد، شايد تهديد فرهنگي باشد. خوب است خاطره اي در اين زمينه ذكر كنم. وقتي من در خارج درس مي خواندم با ،۱۰ ۱۲ نفر دانشجوي كره اي رفيق بودم اينها به من توصيه مي كردند و مي گفتند در مرحله فعلي كه اقتصاد شما قرار دارد بايد فرهنگ خود را حفظ كنيد و اين چيزي است كه در كره رعايت نشد. اينها از هجمه فرهنگي به خود نگران بودند، البته به شما بگويم كه در حال حاضر اروپايي ها نيز از اين مسأله نگران هستند و كانون خانواده و حفظ آن مي تواند براي مقابله با هجمه فرهنگي مؤثر باشد. ما كه كشور اسلامي هستيم و يك كشور ايدئولوژيك مي باشيم بايد مراقب باشيم كه شرايط فرهنگي تحت الشعاع توسعه قرار نگيرد. البته شرايط اجتماعي نيز اينگونه است. يكي از ويژگي هاي صنعتي شدن كشورها از خود بيگانگي مردم است. معروف است كه در جوامع صنعتي دو نفر همسايه ممكن است ۵۰ سال نام يكديگر را ندانند، اين خطرات در مرحله خيز وجود دارد. به علاوه شرايطي كه منجر به ايجاد فاصله طبقاتي مي شود نيز در مرحله خيز و توسعه يافتگي مهم است كه بايد به آن توجه شود. ما نيازمند قوانين و برنامه هايي هستيم كه در نهايت منجر به توزيع عادلانه درآمد شود.
تخريب هاي زيست محيطي نيز از جمله تهديدها است كه بايد مراقب آن باشيم. اين مسأله اي است كه در شهر تهران شاهد آن هستيم. اينها آثار و عواقب توسعه است. البته كشورهايي كه زرنگ بودند اين آثار را در نظر گرفتند و از بين بردند.

نگاه امروز
توهم يا واقعيت؟
دكتر عليرضا سلطاني
در طول دو سال اخير در موجي جديد برخي از مقامهاي دولتي اين ادعا را مطرح كرده اند كه ايران در شرايط خيز اقتصادي قرار گرفته است. اين شرايط كه هنوز اجماعي در مورد آن در سطوح مديريتي و افكار عمومي كشور ايجاد نشده عموما مبتني بر برخي تحولات در اقتصاد كشور بويژه قوانين و مقررات اقتصادي و دستيابي به برخي فن آوري هاي صنعتي و مديريتي است.
ايران در طول چند دهه اخير با لحاظ استانداردهاي توسعه در مقاطع زماني خاص چندين بار در آستانه خيز اقتصادي قرار گرفته است اما هر بار نتوانسته شرايط خيز اقتصادي را نهادينه كند. در واقع مجموع تحولات و شرايط اقتصادي كشور از جمله پايين بودن سطح توانمندي هاي رقابتي، پايين بودن جايگاه كشور در اقتصاد و تجارت جهاني و كندي رشد اقتصادي حكايت از اين دارد كه شرايط خيز اقتصادي در ايران تاكنون بوجود نيامده است. در مقاطعي نيز كه برخي متغيرها براي رسيدن به مرحله خيز ظاهر شده به دليل موقت بودن اثر آنها و عدم نهادينه شدن اين متغيرها در ساختار اقتصادي، نتوانسته شرايط با ثباتي را براي تجربه خيز اقتصادي واقعي و گذار از آن بوجود آورد. از جمله اين متغيرها افزايش قيمت نفت و درآمدهاي نفتي است. متأسفانه هر بار كه درآمدهاي نفتي كشور افزايش مي يابد اين توهم در برخي مديران ايجاد مي شود كه ايران در مرحله خيز قرار گرفته است. اما مدتي پس از آن با كاهش درآمدهاي نفتي و حيف و ميل درآمدهاي مازاد نفتي، شرايط به گذشته باز مي گردد. تجربه كشورهايي كه به مرحله خيز رسيده اند و با موفقيت اين مرحله را پشت سر گذاشته اند و امروز به عنوان كشورهاي مدعي توسعه يافتگي قلمداد مي شوند بيانگر اين واقعيت مهم است كه رسيدن به خيز در يك شرايط طبيعي و مبتني بر مجموع تحولات اقتصادي، اجتماعي و سياسي اتفاق افتاده و ماهيت بخشي و موقت نداشته است.
اما امروز در شرايطي بر رسيدن ايران به مرحله خيز اقتصادي تاكيد دارند كه نمادهاي خيزش در مجموع شرايط اقتصادي كشور هنوز هويدا نشده و به طور بخشي برخي بخشها توانسته اند مراحل تكامل را با فراز و نشيب طي كنند. موفقيت ايران در رسيدن به مرحله خيز و گذار از آن مستلزم حركت پيوسته و همه جانبه اقتصادي است. در شرايطي كه از يك سو هنوز الگوي مشخصي بر اقتصاد كشور و چگونگي مديريت آن حاكم نشده و هنوز كشور در مرحله آزمون و خطاي پارادايم هاي اقتصادي و انتخاب الگوي اقتصادي مشخصي است.
از سوي ديگر، بافت  اجتماعي كشور نتوانسته پيوندي تعريف شده و مشاركت  طلبانه با ساختار اقتصادي ايجاد كند و به عبارتي بار اصلي رسيدن به مرحله خيز و تحمل هزينه  هاي گذار از آن را به دوش كشد،پس چگونه مي توان مدعي رسيدن به مرحله خيز شد؟ علائم واقعي و تعيين كننده رسيدن به خيز اقتصادي چيست؟ آيا فراهم كردن زير ساختها كه شامل زيرساخت هاي ارتباطي، آموزشي، حمل و نقل، امنيت اقتصادي و... كه شرط اول رسيدن به مرحله خيز است، مهياست؟ صرف تدوين و تصويب دو يا سه قانون كه آن هم با فرازونشيبهاي زياد به تصويب رسيد يا مصوب شدن نزديك به ۵ ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي بدون اجرايي شدن آنها و صرفا با تأكيد بر افزايش درآمدهاي نفتي نمي توان اين توهم را ايجاد كرد كه زمينه ها براي خيز اقتصادي آماده است؟ اين توهم مي تواند در مجموع سياستگذاري هاي اقتصادي كشور پر هزينه باشد، القاي تصاوير غير واقع بينانه بدون ترديد در شرايطي كه فرصتها محدود است و بايد با پشتوانه هاي واقعي درصدد تجهيز و تقويت توانمندي ها بود مي تواند، آثار منفي جبران ناپذيري را به اقتصاد كشور وارد كند. درست است كه كشور در برخي زمينه هاي اقتصادي و فني جهشهايي را تجربه كرده است اما سئوال اين است كه آيا اين جهشها به موتور محركه اقتصاد كشور تبديل شده اند؟ آيا يك الگوي پيوندي براي ايجاد ارتباط تكميلي بين اين بخشها و تزريق آثار آن به بخشهاي ديگر فراهم شده است؟ آيا جامعه و مردم در شرايطي آگاهانه آمادگي پذيرايي از هزينه هاي دوران خيز اقتصادي را دارند و در اين زمينه سرمايه گذاري شده است؟
به هر حال همانطور كه صرفا توجه به نيمه خالي ليوان، واقع بينانه به نظر نمي رسد، ارزيابي و سنجش با توجه به نيمه پر ليوان نيز واقع بينانه به نظر نمي رسد. امروز مجموع شرايط اقتصادي كشور و اقتصاد جهاني، ارزيابي هاي غير واقع بينانه را بر نمي تابد و اين هشداري به مسئولين كشور است.
از سوي ديگر بي توجهي به تحولات اقتصادي كه در دنيا در حال اتفاق افتادن است و عدم داشتن عزم جدي براي بالا بردن توانمندي اقتصادي كشور و ارتقاء جايگاه آن در اقتصاد جهاني متناسب با مجموع توانائي هاي كشور، واقعيتي است كه نمي توان از آن چشم پوشي كرد. رفاه اقتصادي و آينده سياسي و اقتصادي كشور در گرو توانمندي اقتصادي است و هرگونه درنگ در اين مهم هزينه هاي سنگيني را تحميل مي كند كه جبران آن اگر نه امكان ناپذير ولي حداقل سخت است.
اما سئوال آخر از كساني كه ادعاي رسيدن به مرحله خيز را دارند اين است كه آيا برنامه ريزي براي نهادينه كردن خيز اقتصادي و گذار موفق از آن صورت گرفته است؟ بدون ترديد زماني مي توان مدعي رسيدن به مرحله خيز بود كه كشور از اين مرحله با موفقيت گذر كرده باشد و آثار آن در شكل رشد اقتصادي پايدار، بالا رفتن سطح رفاه و اشتغال، توليد علم و افزايش سهم ايران در اقتصاد جهاني تجلي كرده باشد.

اقتصاد
ادبيات
اجتماعي
انديشه
سياست
ورزش
|  ادبيات  |  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  ورزش  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |