|
در نشست انجمن جامعه شناسان اعلام شد
زلزله بم و بدآمدهاي جمعي آشكار و ناپيدا
افكار عمومي معمولاً نسبت به تلفات و ويراني هاي آشكارزلزله آگاهي دارند،اما بخشي از پيامدهاي نيمه آشكار و نيمه پنهان مثل مسائل زخمي ها وبي خانمان ها كمتر به نمايش رسانه اي درمي آيد
عباس اسدي
انجمن جامعه شناسان ايران در ادامه سلسله مباحث جامعه شناختي و مجموعه سخنراني هاي ماهانه علمي- تخصصي، نشست اخير خود را با عنوان اقتصاد اجتماعي، بدآمدهاي جمعي و آموزه هاي برگرفته از تجربه زلزله بم در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار كرد.
در اين نشست با بررسي آمار خسارت ناشي از زلزله به اين نكته پرداخته شد كه در سال ۲۰۰۲ از ۱۷۰ميليون نفري كه بر اثر سوانح آسيب ديدند، زلزله مسئول مرگ ۱۹ميليون نفر آن بوده است. ۱۸درصد از زمين لرزه هاي مخرب، كوبنده و هراس آور سهم ايران بوده است. ۸۰درصد از ميراث ويراني و مرگ با زلزله به شش كشور تعلق دارد كه ايران يكي از آسيب پذيرترين آنها است.
در اين جلسه همچنين اعلام شد در سوم بهمن ۱۲۸۷شمسي در «سيلاخور» زلزله اي به بزرگي ۴/۷ در مقياس ريشتر به وقوع پيوست كه ۸۰۰ كشته و ۶۴روستاي تخريب شده حاصل آن بود. در پنجم دي ۱۳۸۲ در زلزله بم به بزرگي ۷/۶ ريشتر بين ۴۵ تا ۵۰ هزار نفر جان باختند و بيش از ۱۹هزار واحد از ساختمان هاي منطقه زلزله زده شهري، يعني بم و بروات و بيش از ۹۵درصد ساختمان هاي مناطق روستايي تخريب شد، همچنين هشت هزار هكتار از باغات و ۵۰ رشته قنات آسيب ديدند و ۲۲ اثر فرهنگي (از ۲۳ اثر) شامل بزرگترين، قديمي ترين و مهمترين بناي گلي جهان با قدمت ۲۰۰۰ ساله، يعني ارگ بم ويران شدند.
آمار ياد شده نشان مي دهد كه ايران يكي از زلزله خيزترين كشورهاي جهان است كه در فاصله ۹۵سال در حدود ۹۵زلزله مهم پهنه كشور را لرزانده است، يعني اين كه هر سال يك بدآمد فاجعه آميز، در مجموعه اين زلزله ها حداقل ۱۵۰ هزار نفر (و شايد به مراتب بيشتر، چرا كه آمار زلزله هاي قديمي در دست نيست) جان باخته، ۳۵۰ هزار نفر مجروح و در آن ميان ده ها هزار نفر دچار معلوليت جسمي و عوارض جدي رواني شدند و به جز آن چند صد هزار نفر نيز آواره شده، با مشكلات ريز و درشت اقتصادي و انحراف هاي اجتماعي و مصيبت هاي جانبي روبه رو شدند و در نتيجه خانواده هاي زيادي از هم گسيخته شد و كودكان و نوجواناني بلاتكليف و بي سرپرست روي دست جامعه ماند.
دكتر رئيس دانا اقتصاددان كه از نزديك جريان كمك رساني به زلزله بم را شاهد بوده و با تشكيل يك تشكل غيردولتي شماري از دانشجويان و امدادرسانان را براي كمك به مردم آسيب ديده از زلزله بسيج كرده است درباره پيامدهاي زلزله بم بر اين باور است، پديده زلزله تاكنون تنها تدبيرهاي مقطعي دولت ها را برانگيخته و احساسات جمعي مردم ايران را سخت جريحه دار كرده است اما در درازمدت به فراموشي سپرده شده است.
وي مي گويد: اما آنچه در زلزله ويرانگر بم اهميت زيادي دارد بررسي خسارت ها و آسيب هاي ناپيدا در اين رخداد طبيعي است.
اين اقتصاددان بر اين نكته تأكيد مي كند كه مردم و افكار عمومي معمولاً نسبت به تلفات و ويراني هاي آشكار آگاهي دارند و عواقب فاجعه زلزله را برحسب همين پيامد مي سنجند و با احساسات و عواطفشان بر همين اساس واكنش نشان مي دهند. ميزان همدلي در برابر فاجعه مرگ ومير ۴۵ هزار نفري زلزله بم در ايران و جهان بسيار جدي بود، شايد اين نشانه افزايش آگاهي نسبت به قسمت هاي پيداي كوه يخ است. اما بخشي از اين پيامدها نيمه آشكار و نيمه پنهان است. مسائل زخمي ها، بي خانمان ها كه كمتر به نمايش رسانه اي درمي آيد در اين قسمت قرار مي گيرد. پس از اين بخش نوبت به سطح آسيب هاي جسمي و معلوليت هاي ناشي از زلزله مي رسد كه تنها با دقت و استفاده از ابزارهاي شناسايي آماري و اجتماعي- اقتصادي، قابل تشخيص اند و البته بخشي از كوه يخ شناور در آب به شمار مي آيد.
قسمت هاي ناپيدا و فرورفته به آسيب ديدگي هاي رواني، از كار افتادن نيروي انگيزشي اقتصاد و در نهايت به آسيب ها و انحرافات اجتماعي بازمي گردد كه آثار و عوارض از پايان سال نخست زلزله آشكار مي شود به گونه اي كه اگر فكري و چاره اي اساسي براي پيشگيري از اين گونه آسيب هاي ناپيدا نشود، بحران جدي ناهنجاري هاي اجتماعي در اين منطقه رخ خواهد داد.
لذا جامعه شناسان بر اين باورند كه باززنده سازي در شرايط حاضر ضروري ترين كار در باب سامان سازي پيامدهاي ناشي از زلزله بم است، باز زنده سازي، فعاليتي ژرف تر، گسترده تر و پرهزينه تر از بازسازي است كه در اين روش نياز جدي به تشخيص رابطه ميان كاركردهاي اجتماعي- اقتصادي و كاركردهاي كالبدي و فضايي دارد كه بدون فوت وقت بايد به سرانجام برسد.
|