دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۳
گفت وگو با رضا سيف اللهي
رابطه امكان ندارد
007311.jpg
عكس :مسعود خامسي پور
مهدي قمصريان
۱۶ آذر در تاريخ معاصر ايران ياد و خاطره حركتي را زنده نگاه مي دارد كه به نام دانشجو بر آسمان مبارزات تاريخي ملت مسلمان ايران در برابر ظلم و ستم سلطه گران خارجي كه در رأس ايشان آمريكا و ايادي داخلي آن به سركردگي پهلوي دوم بود، مي درخشد. جنبش هاي دانشجويي كه در سال هاي پيش از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي شكل گرفته بود، با پيوستن به امواج خروشان انقلاب و با الهام گيري از آموزه هاي امام خميني(ره) چهره اي ديگر به خود گرفت. برجسته ترين ويژگي اين حركت، ستيز با شيطان بزرگ آمريكا بود و در اندك زماني پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ۱۳ آبان سال ۵۸ لانه جاسوسي آمريكا به تسخير دانشجويان خط امام درآمد و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران باز ضمن حمايت از اين حركت دانشجويي، آن را انقلاب دوم ناميدند. اما جاي بسي تأسف است كه  بخشي از اين جريان بزرگ آمريكا ستيزي به يك حركت ساختارستيز در درون نظام مبدل شده و جنبش دانشجويي را از راه و طريق اصيل آن منحرف ساخته است. اين بار به سراغ يكي از اعضاي شوراي مركزي دانشجويان پيرو خط امام يعني رضا سيف اللهي كه در مسير مخالف اين جريان انحرافي گام گذاشت، رفتيم. وي در آن زمان دانشجوي رشته فيزيك دانشگاه صنعتي شريف بود. هر چند كه ترجيح مي داديم زودتر اين مصاحبه انجام پذيرد ولي به دليل كسالت ايشان مجبور شديم كمي ديرتر اين كار را انجام دهيم. فرمانده اسبق نيروي انتظامي اشغال سفارت آمريكا را ناشي از موضع خصمانه اين كشور عليه ايران دانست. وي همچنين خاطرنشان ساخت كه اساس اين كار برمبناي شرايط زماني بوده است و امروز هر كسي مي تواند بيايد آزادانه بحث كرده و اين واقعه را نقد و يا از آن دفاع كند.

* در اواخر سال اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي حادثه اي مهم و استراتژيك (تسخير سفارت آمريكا) اتفاق مي افتد. به نظر شما آيا مي توان ميان اين واقعه و حوادث يك سال اول انقلاب اعم از شورشها و غائله ها در نقاط مختلف كشور و اتفاقاتي نظير اينها ارتباطي منطقي يافت يا اين كه اين حادثه در بستري مستقل از حوادث و جريانات ديگر به وقوع پيوست؟
- به عقيده من، در تسخير لانه جاسوسي دو عامل مهم و تعيين كننده وجود داشت: اول موضع خصمانه آمريكا نسبت به پيروزي آن حركت مردمي كه منجر به سقوط رژيم شاهنشاهي شد و در نهايت باعث شكل گيري انقلاب شكوهمند اسلامي شد؛ از طرف ديگر عامل مهم ديگري وجود داشت و آن مواضعي بود كه امام به عنوان پيشواي اين حركت در مقابل اين حركت عظيم نسبت به آمريكا و مواضع آن داشتند، اين عوامل در مجموع دلايل اساسي و تعيين كننده اي بود كه در قضيه ۱۳ آبان وجود داشت، منتها علاوه بر اين، شرايطي نيز در آن مقطع خاص در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايجاد شده بود كه در به وجود آمدن اين واقعه بي تأثير نبود. همان طور كه مي دانيد در آن موقع در كشور ما هنوز نظام منطبق بر قانون اساسي مشخصي حاكم نبود در نتيجه ارگانها و نهادهاي جاافتاده اي كه هر كدام بتوانند متولي امور خاصي باشند تقريباً  وجود نداشت. طبعاً اين خلأ موجب پديد آمدن برخي از بحرانهايي شد كه با يك تجزيه و تحليل به راحتي مي توان دريافت كه بحرانها توسط كساني طراحي و اجرا مي شد كه منافعشان با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به خطر افتاده بود. تمام اين بحرانها و غائله ها نيز به نوعي و با نامي براي از بين بردن استحكام و عظمت انقلاب اسلامي به وقوع مي پيوست. طراحان و مجريان اين توطئه ها اميدوار بودند از اين طريق بتوانند حركت مردم را دچار فرسايش كنند و اصطلاحاً  موج مخالفي را در كشور به راه بيندازند تا كنترل اوضاع كشور از دست انقلابيون خارج گردد. در اين ميان دانشجويان در سراسر كشور - به ويژه تشكل هاي مسلماني كه پيش از پيروزي انقلاب در عرصه دانشگاه و جوامع دانشگاهي با مواضعي مشخص جزء پيشگامان نهضت انقلاب به شمار مي رفتند- نمي توانستند شاهد اين اوضاع باشند كه يا به دليل ضعف دولت موقت و يا به دليل غائله هايي كه پاسخ مناسبي به آن داده نمي شد فضاي كشور روزبه روز متشنج و پرحادثه باشد. به همين خاطر دانشجويان سعي كردند با ريشه يابي اين حوادث به منشأ اصلي اين ماجراها دست پيدا كنند. از اين رو، دانشجويان پس از محاسبات و تجزيه و تحليل به اين نتيجه رسيدند كه اين حركت توسط مركزي كه قبلاً  مركز هدايت رژيم شاهنشاهي بوده و مداخله گر درجه اول در امور ايران محسوب مي شده، سازماندهي و تدارك شده است و اين مركز جايي نبود مگر سفارت آمريكا و ما به اين نتيجه رسيده  بوديم كه سرنخ طبيعي همه اين حوادث بعد از پيروزي انقلاب در آنجاست. دانشجويان نيز براي پايان دادن به مداخله شيطنت آميز آمريكا در كشور بر آن شدند تا با حركتي، اين دست شيطنت آميز را كوتاه و قطع كنند. به همين خاطر در يك جمع بندي تصميم به تسخير لانه جاسوسي گرفتند.
* كمي مشروح تر بفرماييد دقيقاً  چه پروسه اي طي شد تا جمع دانشجويان مصمم به اين كار شدند؟
- قبل از پيروزي انقلاب دانشجويان دو موضع كلي داشتند. عده اي دانشجويان مسلمان بودند و عده اي ديگر در طيف گروههاي چپ دانشجويي قرار داشتند. البته در داخل خود اين گروهها نيز صف بندي ها و اختلاف نظرهايي نيز وجود داشت و البته هر دو گروه علاوه بر مبارزات ايدئولوژيك بعضاً  به مشي مبارزه مسلحانه البته در اشكال مختلف معتقد بودند. بر مبناي اين تقسيم بندي كلي اين دانشجويان مسلمان كه عبارت بودند از سازمانها و انجمنهاي اسلامي دانشگاهها با طيف ها و دسته بندي هاي مختلف كه در آن زمان وجود داشت، گرد هم آمدند و اين حركت را طراحي كردند و به اجرا گذاشتند.
* آيا دانشجويان از ابتدا طرح تسخير سفارت را داشتند يا اين كه برنامه آنها فقط تظاهرات و اعلام اعتراض بود و بعداً  منجر به تسخير سفارت و ماجراهاي متعاقب آن شد؟
- وقتي راجع به يك حركتي صبحت مي شود به طور طبيعي درباره اشكال مختلف آن حركت بحث مي شود. در ابتدا بحث تظاهرات اعتراض آميز مطرح شد اما بعد از آن با توجه به تحليلي كه صورت گرفت مشخص شد كه صرف تظاهرات جوابگوي نياز آن مقطع نيست و بعد همين جمعي كه پيشنهاد تظاهرات را دادند به اين نتيجه رسيدند كه سفارت بايد تسخير شود. بر همين مبنا مطالعات لازم صورت گرفت و مشخص گرديد كه اين حركت بايد چگونه انجام گيرد و در صورت پيدا شدن مخاطراتي در اين راه چگونه با آن مخاطرات مقابله كنند. تمام اين مسائل حاكي از اين است كه اين حركت اتفاقي نبود. اين طور نبود كه تصادفاً يك نفر از ديوار سفارت بالا برود و بقيه بدون مطالعه قبلي پيروي كنند و سفارت را تصادفاً به اشغال درآورند.
* به نظر شما خاستگاه اصلي دانشجويان براي انجام اين كار در آن مقطع چه بود؟ استرداد شاه براي محاكمه، آزاد شدن اموال (بلوكه) ايران، اطلاعيه تند و صريح امام و يا...؟
- عرض كردم عمده علت حركت دانشجويان مواضع كلي انقلاب در رابطه با ايران و آمريكا بود. يادمان نمي رود كه آمريكا در همه حال و مقاطع مختلف تاريخي از رژيم گذشته حمايت مي كرد. همچنين در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و حتي بعد از آن هيچ گاه حاضر نشد كه انقلاب اسلامي را به عنوان يك واقعيت بپذيرد و كماكان در موضع خصمانه خود باقي ماند. البته هنوز هم هستند و عيار موضع خصمانه آمريكا عليه ايران كامل است. به عبارت ديگر (ايران و آمريكا) به لحاظ مواضع محتوايي، دشمن شماره يك يكديگر هستند. حوادث بعد از انقلاب و همچنين حوادث امروز اين ادعا را ثابت مي كند. خوب اين مواضع بارها توسط حضرت امام رضوان الله تعالي عليه در سخنراني ها و اطلاعيه هاي مختلف اعلام مي شد. مانند همان جمله معروف كه «همه گرفتاري ها، عقب ماندگي ها و مشكلات كشور ما زير سر آمريكاست.» پيش از اين نيز كاملاً  مشخص بود كه ساختار كشور ما تحت دكترين آمريكايي ها تنظيم شده بود؛ هم امور سياسي و هم امور نظامي اش و بالتبع امور اقتصادي و اجتماعي و رفته رفته همه ابعاد ديگر را در بر مي گرفت. اين مسأله براي مردمي بيدار كه در يك انقلاب پرشور شركت كرده بودند قابل تحمل نبود.
* به نظر شما ويژگي هاي منحصر به فرد اين حركت چه بود كه باعث شد امام بزرگوار از آن با نام انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ياد كند؟
- بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هيچ حركتي نبود كه به اندازه اين واقعه سياسي مورد حمايت اقشار و طبقات مختلف كشور قرار بگيرد؛ اعم از دانشگاهيان، روحانيون و در يك نگاه طيف ها و اقشار مختلف مردم در سراسر كشور اين حركت را به اشكال مختلف مورد حمايت وسيع خود قرار داده بودند. همچنين اين حادثه انعكاس خاصي در كشورهاي مسلمان داشت؛ خصوصاً آنهايي كه از هرگونه اظهارنظر و مخالفتي در برابر آمريكايي ها وحشت داشتند. بلافاصله پس از انجام اين اقدام حمايت همه جانبه حضرت امام از دانشجويان موجب مي شود كه اين حادثه ابعاد بسيار گسترده تري در سطح داخلي و خارجي پيدا كند و به نظر من حمايت ايشان موجب شد كه اولاً  اين حركت عمق و گسترش يابد و ثانياً  بسياري از حوادث انحرافي كه در گوشه و كنار كشور اتفاق مي افتاد تحت الشعاع اين واقعه قرار گرفت و با آمريكا به عنوان دشمن درجه يك تعيين موضع شد و به نظر من اين مهمترين ويژگي اين حركت به شمار مي رود.
* نگاه هاي خاص سياسي دانشجويان آن موقع چه بود؟
- مسلماً دانشجوياني كه اين كار را انجام دادند تابلوي هيچ گروهي را نداشتند يا سنگ هيچ شخصيتي را بر سينه نمي زدند. البته دانشجويان هر كدام ايده و آرمان خاص خود را داشتند و با همه اين تفاوتها در ديدگاه كه در ميان دانشجويان وجود داشت در يك چيز اتفاق نظر جدي و تمام عيار وجود داشت و آن اين بود كه پيرو امام و خط امامند و انتخاب اين عنوان از اين جهت بود كه عنوانهاي ديگر نيايد و حركت دانشجويان را به سمت يك گرايش سياسي خاص كاناليزه نكند. اين عنوان پيرو خط امام فصل مشتركي بود كه تمام دانشجويان بر آن اتفاق داشتند.
* كمي هم در مورد ورود دانشجويان به درون سفارتخانه صحبت كنيد.
- ماجراهاي مختلفي در هنگام ورود به سفارت و بعد از ورود وجود دارد. آمريكايي ها درون سفارت هر كدام به كارهاي روزمره خود مي پرداختند و بعداً ما به اين نتيجه رسيديم كه اينها اطلاع دقيقي از قصد ما نداشتند يا بهتر بگويم پيش بيني اين قضيه را نمي كردند. يكي از مشكلات ما عبور از درهايي بود كه به خاطر ساختار امنيتي شان عبور از آنها به راحتي ميسر نبود البته قوت و ضعف هم داشت مهمترين ساختمان ها هم همان ساختمان مركزي بود كه محل جلسات سري و تنظيم اسناد محرمانه بود و تحت تدابير شديد امنيتي از اين ساختمان مراقبت مي شد و به همين خاطر ما با تأخير توانستيم وارد اين ساختمان بشويم. نكته جالب ديگر اينجاست كه دانشجويان با عملكرد مدبرانه خود و بدون اينكه واقعه تسخير لانه تلفاتي داشته باشد موفق شدند اين كار را به نحو احسن به پايان برسانند.
* آيا از گروگان ها بازجويي هم صورت گرفت؟
- ما تحت عنوان بازجويي كاري نكرديم يعني نه هيچ برگه اي تحت عنوان بازجويي به هيچ گروگاني داديم و نه تحت اين عنوان از كسي سؤالي پرسيديم.
* يعني به دنبال استخراج حرف هاي ناگفته و اسناد از طريق بازجويي نبوديد؟
- درمحاورات و مصاحباتي كه با تك تك اين گروگانها با توجه به پست هايشان داشتيم آنها سخناني را دال بر فعاليتهاي خود در مدت حضورشان در سفارت مطرح مي كردند كه به نوعي بيانگر اقداماتي بود كه در طول اين مدت انجام داده بودند. اين جمع آوري اطلاعات را از آنها داشتيم ولي تحت عنوان بازجويي كمترين كار يا حركتي انجام نداديم. شرايط نگهداري گروگانها هم بسيار مطلوب بود چرا كه آنها در همان محل هاي سكونت قبلي خودشان و در رفاه كامل به سر مي بردند علاوه بر اينكه به طور مرتب تحت نظارت پزشكي و نظارت هيأت صليب سرخ جهاني بودند لذا از نظر راحتي و رفاه كوچكترين مشكلي نداشتند.
* پايان يافتن ماجرا كمي مبهم و داراي برخي سؤالات و شبهات است. لطفاً در مورد ختم اشغال سفارت آمريكا و تحويل گروگانها كمي بيشتر توضيح دهيد.
- اين مسأله يك بحراني بود كه در صحنه بين الملل بين ايران و آمريكا و كشورهاي حامي آن رخ داده بود و اين بحران پس از مدتي تبديل به مسأله اي شد كه بايد براي آن راه حلي پيدا مي شد. راه حل را دانشجويان نمي توانستند پيدا كنند؛ زيرا آنها در آن زمان يك روحيه انقلابي داشتند و به هيچ طريقي حاضر به مذاكره با آمريكا نمي شدند. آنها يك حركت انقلابي اعتراض آميز داشتند و طبيعتاً آنها نمي توانستند تعيين تكليف كنند. حسب دستور امام تعيين تكليف گروگانها، قضيه بلوكه شدن اموال ايران، عذرخواهي آمريكا به خاطر مداخلات خود در طول تاريخ بخصوص در خصومت با انقلاب اسلامي و فراري دادن شاه مخلوع به مجلس شوراي اسلامي وقت تحويل شد. آنها هم با رايزني با دولت به مصوبه اي رسيدند كه آن مصوبه به دولت ابلاغ شد و اين مصوبه را دولت به اجرا درآورد.
* آيا دانشجويان پيرو خط امام مصوبه را به راحتي پذيرفتند؟
- بله چون نظر امام اين بود كه اين كار بايد به جايي قانوني محول بشود كه بتواند حقوق ايران را استيفا كند. به طور طبيعي ما هم كه ويژگي اصلي مان اين بود كه «امام را قبول داريم» لذا دانشجويان اين قضيه را پذيرفتند.
* حمله نظامي آمريكا به طبس و يا آغاز جنگ تحميلي تأثيري در تسريع پايان اين ماجرا داشت؟
- حمله نظامي آمريكا به طبس كه اساسا تشديد كننده بحران بود و هيچ كمكي براي حل اين ماجرا نكرد اما در مورد قضيه جنگ تحميلي هم بايد بگويم كه آغاز جنگ هيچ نقشي در پايان گروگانگيري نداشت.
* علت اين كه امروز برخي از دانشجويان خط امام از آن حركت اظهار پشيماني مي كنند چيست؟
- اساس اين كار شرايط زماني است. آن زمان همه آن دانشجويان به اين موضوع كاملاً معتقد بودند اگر كسي امروز در مورد درستي يا نادرستي كار آن روز شك كرده درواقع شرايط امروز را بررسي مي كند هر كس شرايط خاص خودش را كه در نظر مي گيرد و مقايسه مي كند طبيعتاً به يك مواضعي مي رسد كه تجزيه و تحليل هر كدام از اين مواضع بسيار مفصل است. اما آنهايي كه مي گويند اين حركت غلط بوده بيايند و آزادانه بحث كنند و آنها هم كه معتقدند آن حركت درست بود بيايند و از آن حركت به طور منطقي دفاع كنند.
* ديدگاه شما چيست؟
- ديدگاه من عمل آمريكا ست. در پي اين واقعه آمريكاييها بحث قطع رابطه و بعد تحريم اقتصادي را نسبت به ما به عنوان يك مجازات اعلام كردند. اگر منطق آمريكا يك منطق دموكراتيك باشد، بايد ايران را آزاد بگذارد كه روي پاي خودش به پيشرفتهاي تكنولوژيك دست يابد. از اين طرف حضرت امام از اين برخورد آنها استقبال كردند و اين قطع رابطه را پذيرا شدند و جشن گرفتيم. اما امروز كه ما در بسياري ابعاد نظير بحث فن آوري صلح آميز اتمي پيشرفت كرده ايم، اين پيشرفت آنقدر براي آنها ناراحت كننده است كه شما مي بينيد از تمام حربه ها استفاده مي كنند تا جلوي ايران را بگيرند. آنان ۲۵ سال پيش فكر نمي كردند كه پس از قطع رابطه و تحريم، ايران بتواند روزي تا اينجا پيشرفت كند. اگر در ايران پيشرفتي نبود اين همه مخالفت و بسيج سياسي عليه ايران چه معنايي داشت؟ و اين نشان دهنده اين است كه اين حركت يعني قطع رابطه، موجب استقلال علمي و پيشرفت هاي تكنولوژي براي ما شد كه براي آنها امروز مخاطره ايجاد كرده است.
* تسخير سفارت آمريكا نقطه آغاز جدايي روابط ايران و  آمريكاست. بعضي اين قطع رابطه را زياني در منافع ملي و عوايد اين رابطه تفسير مي كنند. نظر شما چيست؟ و آيا اين قطع رابطه براي ما مفيد بوده است يا خير؟
- ما كه دنبال قطع رابطه نبوديم آمريكاييها اعلام قطع رابطه كردند و امام بزرگوار هم ضمن استقبال از اين حركت رابطه ما و آمريكا را رابطه گرگ و ميش توصيف كردند. معادلات دنياي امروز بر پايه قدرت استوار است و خوب هر كشوري كه قدرتمندي اش بيشتر است برنده بازي محسوب مي شود. ظاهراً آمريكا از بسياري جهات قدرت اول محسوب مي شود. آمريكا به لحاظ قدرت نظامي، توانايي نظامي، قدرت تبليغاتي، در اختيار داشتن ذخاير نفتي بسياري در سراسر دنيا همه و همه حكايت از قدرت ظاهري آمريكا دارد و آن روز هم داشت. اين قدرتمندي فراز و نشيبي داشته است اما اساس آن حفظ شده است. اگر آنهايي كه معتقدند اين قطع رابطه براي ما ضرر داشته است و مي توان با آمريكا مذاكره كرد از نظر من كاملاً اشتباه مي كنند. زيرا آنها در اينجا چيزي را از دست داده اند كه قابل ارزش گزاري نيست و آن وابستگي ايران به آمريكاست كه با پيروزي انقلاب اسلامي از بين رفت. بايد اول مواضع انقلاب اسلامي و مواضع آمريكا به طور دقيق شناخته شود. يعني مشخص شود كه هر كدام دنبال چه چيزي هستند و آنگاه روشن مي شود كه آيا امكان سازش، مذاكره و بهبود رابطه وجود دارد يا خير؟ و به نظر من، با توجه به ماهيت مواضع ما و آنها فعلاً امكان اين رابطه وجود ندارد.

سياست
اقتصاد
اجتماعي
انديشه
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |